توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در کتاب «الهیات در نهج البلاغه» :
مقدمه
این مقاله[۱] در دو بخش تنظیم شده است. بخش اول، به شرح احوال و آثار و خدمات عالم ربانی، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی اختصاص دارد و بخش دوم به معرفی یکی از آثار ایشان «الهیات در نهج البلاغه» می پردازد.
بخش اول: زندگی نامه
حضرت آیت الله العظمی آقای حاج شیخ لطف الله صافی در شهر گلپایگان، دیده به جهان گشود. پدر ایشان مرحوم آیت الله آخوند ملامحمدجواد صافی (۱۲۸۷۱۳۷۸ه. ق مطابق با ۱۳۳۸ ه. ش) از علمای زمان و صاحب تألیفات ارزشمندی در فقه، اصول، کلام، اخلاق، شرح و تفسیر احادیث بود. والد مکرمه ایشان بانوی فاضله و شاعره، صبی مرحوم آیت الله آخوند ملا محمد علی، هم حجره و هم بحث مرحوم آیت الله میرزای شیرازی بود.
ایشان، ابتدا در گلپایگان، کتب پای ادبیات عرب را نزد عالم جلیل القدر، مرحوم آخوند ملاابوالقاسم مشهور به قطب، آغاز کرد و دروس ادبیات، کلام، تفسیر، حدیث، فقه و اصول را تا پایان سطح در گلپایگان گذراند و از خرمن علوم پدر بزرگوارش بهره ها گرفت.
تمام این دوره در زمان اسلام ستیزی رضاخان و فشار شدید بر روحانیت و تعطیل حوزه های علمیه و حتی تخریب مدارس از جمله مدرس تاریخی گلپایگان و در یک کلمه محرومیت و ممنوعیت شعائر مذهبی سپری گردید. شرایط به گونه ای بود که استقامت در آن زمان بر امر دین و به خصوص اثبات بر تحصیل فقه و درس و بحث غیرممکن شمرده می شد. شرح این دوره از زندگی ایشان بسیار غم انگیز و عبرت افزا و بینش بخش است. به ظاهر احدی نبود که جوان یا نوجوانی مثل ایشان را با آن استعداد و نبوغ به راهی که می رفت، تشویق کند. همه، از دوست و دشمن، یا خیرخواهانه ادام راه را حرکت در جهت مخالف سیل برمی شمردند، و یا توبیخ می کردند. همه جا و در هرجهت، بر مسلمانان ملتزم و متعهد سخت گیری و ممنوعیت بود و کسوت روحانیت متروک و ممنوع و برنامه ها موجب حبس و انواع اهانت ها بود. نمون آن، تعطیلی کامل امر عزاداری و روضه و تعطیلی جشن نیم شعبان است. ناملایماتی که در این دوره فی سبیل الله تحمل نمودند، شرحی طولانی دارد که موجب درس آموزی و هدایت است.
ایشان در سال ۱۳۲۰خورشیدی به قم هجرت نمودند. هم چنین مدت یک سال هم در نجف اشرف از محضر اساتید والامقام آن حوزه بهره مند شدند.
حضرت آیت الله العظمی صافی بیش از پانزده سال حلقه نشین مجلس درس و بحث و اخلاق مرجع پرافتخار شیعه، مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و نیز یکی از مشاورین ویژه و برجسته و از اصحاب خاص استفتای آن بزرگوار بود؛ و آن مرحوم، نظر به توانایی والای علمی ایشان، پاسخگویی به سؤالات مهم و حساس فقه و کلام شیعه و نیز نگارش کتاب ارزشمندی دربار مهدویت را که «منتخب الاثر» نام گرفت، به ایشان واگذار کرد. ایشان همچنین سالها در زمان حیات آیت الله بروجردی و پس از ارتحال آن بزرگوار، از معدود کسانی بودند که مسئولیت امتحان فضلای حوزه در سطح عالی و درس خارج را برعهده داشته و صلاحیت علمی شماری از مجتهدان کنونی و مدرسین و فضلای حوز علمیه، توسط ایشان تأیید شده است.
هم چنین برای تحلیل گران امور تاریخی، نقش کلیدی ایشان در مقام فقیهی بصیر و خوش فکر و مشاوری امین و آگاه برای آیت الله العظمی گلپایگانی در طول ۳۲ سال مرجعیت پرافتخار آن مرحوم، نقشی ویژه و کاملا برجسته است.
از اساتید مهم آن بزرگوار در قم، آیات عظام: سیدمحمدتقی خوانساری، حجت کوه کمره ای، سیدصدرالدین صدر، طباطبایی بروجردی و در نجف از آیات عظام: شیخ محمد کاظم شیرازی، سید جمال الدین گلپایگانی و شیخ محمدعلی کاظمینی می توان نام برد.
از ویژگی های ایشان زهد، تقوی، اخلاص، قناعت، توکل، سعه صدر، صراحت لهجه و امر به معروف و نهی از منکر، است؛ و وجودش، دریای بی کران عشق به انوار مقدس ائم معصومین علیهم السلام است.
از خصوصیات ممتاز ایشان تمسک به سنن اسلامی و نصوص دین و هدایت اهل بیت علیهم السلام و حفظ حدود و ثغور احکام از تصرفات و مداخلات روشن فکرمآبان است. در این زمینه یک دور کامل نقد و ایراد نیز مرقوم نموده اند.
تدریس و تحقیق در زمینه علوم متنوع اسلامی هم چون فقه، اصول، کلام، تفسیر، حدیث، رجال، فرق و هم چنین تألیف بیش از صد اثر ارزشمند و محققانه به زبان های فارسی و عربی از خدمات علمی ایشان است.
بسیاری از آیات عظام و مراجع تقلید مقام بلند علمی معنوی ایشان را ارج نهاده اند.
ازجمله:
۱. آیت الله العظمی سیدجمال الدین گلپایگانی در سال ۱۳۷۵ ه. ق. اجتهاد ایشان را مورد تأیید قرار داده و ایشان را با القاب: «العالم، العلم، العلیم، العلام، الفاضل، الکامل، الهمام، علم الاعلام، حجت الاسلام» یاد فرموده و ستوده اند.
۲. آیت الله العظمی آقای شیخ محمدعلی کاظمینی خراسانی، مقرر مرحوم میرزای نائینی، استاد آیت الله العظمی صافی در نجف، از ایشان می خواهد که به نجف بازگردد و به تدریس و تحقیق ادامه دهد و از جمله می نویسد:
«مفارقت امثال سرکار از نجف اشرف و خلو جامع علمیه از آن، موجب تأثر [است]، چون امروز جامع علمیه حاجت به امثال سرکار دارد که استعداد ذاتی را با حفظ ظاهر و التزام به نوامیس شرع مطهر دارا و واجد هستید، علی هذا حتی المقدور اسباب حرکت را فراهم فرمایید. امید است بر عزم مراجعت باقی باشید و جدا سرکار را از حضرت حجت الاسلام آقای والد دامت برکاته تقاضا می کنم.»
۳. حاج شیخ آقابزرگ تهرانی، افزون بر اجاز روایتی، فکر ایشان را ستوده و مخصوصا نسبت به کتاب منتخب الاثر نوشته اند:
«نظیر آن در جامعیت در این موضوع کتابی را ندیده ام.»
۴. آیت الله العظمی گلپایگانی در نامه ای، آیت الله العظمی صافی را نمونه ای از «اکابر فقهای معاصرین» و «صاحبان مقام علمی شامخ» و «مجتهدی مسلم و عادل» دانسته و به استفاده از وجود مغتنم و سرمای ارزشمند علمی ایشان، تأکید می ورزند.
۵. امام خمینی در نام خود در مورخ ۶۵/۳/۲۲ به شورای نگهبان، آیت الله العظمی صافی را از فقهایی دانسته اند که «لیاقت و تعهدشان محرز است» و «در مدت طولانی خدمت، آشنایی وافر به مسائل جاریه دارند».
۶. آیت الله جعفر سبحانی، راجع به جریان مراسم نماز بر پیکر پاک آیت الله العظمی گلپایگانی می نویسد:
«بر جناز مطهر او پاک ترین و وارسته ترین فرد، یعنی چهره بزرگوار فقیه، آیت الله صافی دام ظله نمازگزارد. فردی که در طول عمر، با قلم و بیان در خدمت اسلام بوده و از عارفان وارسته ای که: «یذکرکم الله رؤیته»؛ دیدار او انسان را به یاد خدا می اندازد و معاشرت با او بر فضل و دانش و تقوای معاشر می افزاید.»
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، حساسیت ساواک به اقدامات ایشان، منجر به توقیف یکی از کتب آیت الله صافی[۲] که حاوی مطالبی در نقد فساد رژیم شاه بود، گردید. در همین حال نشر بعضی از کتب ایشان که در دفاع از حریم تشیع نگاشته شده بود[۳] نیز، در بعضی از کشورهای عربی ممنوع گردید.
ایشان همواره در پاسداری از حریم تشیع و دفاع از مبانی علمی آن پیشگام بوده و آثار گرانقدری در این باب از خود به جای گذاشته اند. چند نمونه از این آثار عبارت اند از:
در روزگاری که شبهات و شکوک پیرامون وجود مسعود حضرت مهدی ع، فزونی گرفته بود، ایشان برای پاسداری از حریم اعتقادات شیعی و منجی عالم بشریت، اقدام به تألیف یکی از مهم ترین آثار حدیثی شیعه کرده اند که در نوع خود واقعا کم نظیر است. کتاب «منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر» در سال ۱۳۷۳ ه. ق. تألیف یافته که پس از بررسی مجدد و تکمیل احادیث، منابع و مقالات، در سال های اخیر با جمع آوری ۱۲۸۷ روایت، در گستر ۳۹۶ عنوان کتاب از کتب عامه و خاصه، در ۱۱ باب و با ۱۰۰ فصل، در سه جلد انتشار یافته است.
آیت الله محقق بزرگ شیخ حبیب مهاجر عاملی در سلسله کتاب هایی که تحت عنوان «الإسلام فی علومه و فنونه» نگاشته، در شرحی مفصل راجع به منتخب الاثر و ابواب آن، با اشاره به این که این کتاب، خلئی را که موجود بود پرکرد، نوشته است:
«و لاینبغی لمؤمن إلا و یکون عنده نسخه منه»
دانشمند برجست سوری، در سوانح الافکار اشعاری در وصف منتخب الاثر سروده است که مطلع آن این است:
حمدا لمن توحیده فی کل شی ء قد ظهر
یا معشر العلماء طلاب الحقایق و السیر
لم یحو سفر ما حوی ذا السفر منتخب الأثر
من آیه و روایه و حدیث صدق معتبر
وقتی کتاب شهید جاوید منتشر شد و نه فقط مبانی اعتقادی علم امام را که از مسلمات تشیع است مورد تردید قرار داد؛ بلکه علم عادی و اطلاعات عرفی و سیاسی امام را نیز زیر سؤال برد، آیت الله صافی با تألیف کتاب گرانقدر شهید آگاه، جامع ترین و مستدل ترین پاسخ را به این شبهات دادند و در آن ثابت کرده اند که امام حسین(ع) عالم و آگاه از نتیج نهضت و حرکت خود بودند.
در دوره ای «رابطه العالم الاسلامی» هیئت هایی به اصطلاح علمی و مذهبی را به کشورهای اسلامی گسیل می داشت که هدف آن ها تبلیغ وهابی گری و سلفی گری بود. این هیئت ها پس از بازگشت، نکاتی می نوشتند به عنوان «اسمعی یا…» و کشوری را که بازدید کرده بودند، مخاطب قرار می دادند. مانند اسمعی یا هند یا اسمعی یا افغان. گروه به ظاهر مهمی را نیز به ایران فرستادند که از جمله اعضای آن روز ابوالحسن ندوی مؤلف کتاب معروف «ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین» بود. این گروه به ایران آمدند و در ارتباط با مأموریتی که داشتند، در حمایت ساواک، به شهرهای مهمی مثل تهران و قم و مشهد آمدند و مجامع علمی و مذهبی را همان طور که ساواک نشان می داد، بازدید کردند. پس از بازگشت، کتابی نوشتند با عنوان « اسمعی یا ایران» و در آن به گمان خودشان نقاط ضعف اسلامی در ایران را به ویژه در قم و مشهد نوشتند و منتشر کردند. مطالبی که همه کذب و مبنی بر غرض و عدم اطلاع بود. مثلا به نامعلوم بودن قبر هارون الرشید در مشهد نقد کرده بودند که از هرکس پرسیدیم، نمی شناخت. ایشان کتاب «ایران تسمع فتجیب» را در رد آن نوشتند. چون در ضمن آن از ساواک و برنامه های نظام فاسد وقت انتقاد کرده بودند، امکان چاپ آن در چاپخانه های ایران نبود. بدین خاطر آن را به لبنان نزد استاد عالی قدر امام موسی صدر فرستادند و ایشان، کتاب را به نام ایران منتشر کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در سال ۱۳۵۸خورشیدی به عنوان عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، انتخاب و در سال ۱۳۵۹ خورشیدی به عضویت شورای نگهبان منصوب شدند و هشت سال به عنوان دبیر شورای نگهبان، منشاء خدمات ارزنده ای گشتند و سپس با انتخاب و اختیار خود از آن سمت کناره گیری کردند.
با ارتحال حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی در آذرماه ۱۳۷۲ خورشیدی، تصدی مرجعیت را پذیرفتند و اکنون به عنوان یکی از مراجع عمده و ارکان اصلی حوز علمیه، به ایفای وظایف و خدمات شرعی اشتغال دارند.
آثار مکتوب ایشان که به بیش از صد عنوان می رسد حیطه های موضوعی فقه، عقاید و کلام، حدیث، سیره، تاریخ، اخلاق و تربیت و شعر را شامل می شود. ایشان بارها به خاطر نوشتن آثاری از جمله کتاب های «التعزیر انواعه و ملحقاته» و «پرتوی از عظمت حسین» و «منتخب الاثر» از طرف مجامع علمی مورد تقدیر قرارگرفته اند.
برخی آثار ایشان عبارت اند از:
فقه الحج در ۴ جلد، فقه الخمس، صلاه المسافر، راه اصلاح یا امر به معروف و نهی از منکر، نیایش در عرفات، شهید آگاه، پرتوی از عظمت امام حسین ع، صحیقه المؤمن، نوید امن و امان، اصالت مهدویت، تجلی توحید در نظام امامت، نظام امامت و رهبری، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، باورداشت مهدویت، انتظار عامل مقاومت و حرکت، فروغ ولایت در دعای ندبه، معرفت حجت خدا، گفتمان مهدویت، وابستگی جهان به امام زمان، امامت و مهدویت، با جوانان، معارف دین در ۳ جلد، سیر حوزه های علمی شیعه، ماه مبارک رمضان مکتب عالی تربیت و اخلاق، رمضان در تاریخ، الهیات در نهج البلاغه، نگرشی بر فلسفه و عرفان، به سوی آفریدگار، عرض دین، داوری میان شیخ صدوق و شیخ مفید، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، بیان الاصول در ۳ جلد، امان الامه من الضلال و الاختلاف، العقیده بالمهدیه، التعزیر، احکامه و ملحقاته، الاحکام الشرعیه ثابته لاتتغیر، جلاء البصر لمن یتولی الائمه الاثنی عشر، ضروره وجود الحکومه او ولایه الفقهاء فی عصر الغیبه، مع الخطیب فی خطوطه العریضه، صوت الحق و دعوه الصدق، لمحات فی الکتاب و الحدیث و المذهب، البکاء علی الامام الحسین ع، ایران تسمع فتجیب، قبس من مناقب امیرالمؤمنین ع.
بخش دوم: ویژگی های کتاب
کتاب الهیات در نهج البلاغه به درخواست بنیاد نهج البلاغه در راستای نگارش تفسیر موضوعی نهج البلاغه در سال ۱۳۶۱ تألیف و توسط بنیاد منتشر شده است. چاپ دوم در سال ۱۳۷۲ توسط دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین و چاپ سوم در سال ۱۳۸۶ توسط انتشارات بوستان کتاب منتشر شده است.[۴]
کتاب دارای ویژگی های ارزشمندی است که در زیر به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
۱. تواضع نویسنده
نویسند محترم خود را در مقابل مقام علمی امیرمؤمنان علی(ع) و عظمت کتاب گرانقدر نهج البلاغه کوچک شمرده و متواضعانه چنین می گوید:
حقیر با توجه به عجز و قصوری که دارم جسارت ورود در این امر بزرگ را نداشتم و واقعا دور از ادب می دیدم که در این میدان وسیع و بی کرانه ای که تهمتنان و پهلوانان توانایی عرض وجود ندارند، ضعیفی چون من قدم گذارد. (صافی گلپایگانی، ۱۳۸۶، ۱۳)
این، اولین درس از این کتاب گرانقدر است و خوب است محققان و نویسندگان جایگاه خود را تشخیص داده و از بلندپروازی و غرور علمی بپرهیزند. جایی که عالمان وارسته و دانشمندان عالی مقام در برابر امیرمؤمنان(ع) و نهج البلاغه چنین خاضعانه سخن می گویند، شایسته است پژوهشگران دانشگاهی و حوزوی نیز از این ادب و اخلاق برخوردار باشند.
مؤلف در موضوع جایگاه رفیع نهج البلاغه در مقدم کتاب می نویسد:
نهج البلاغه را با آن الفاظ و کلمات اعجازآمیز و مطالب و مضامین بلند و حقایق متعالی در رشته های مختلف علمی و دینی و عمیق ترین مباحث فلسفی و الهی، برنامه ها و هدایت های بی نظیر اجتماعی، سیاسی، حکومتی، اخلاقی، صلح و جنگ که پس از کلام خدا و گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله، مافوق گفتار تمام فلاسفه و هر گوینده ای است، در عرش اعلا می دیدم و خود را در خاک مسکنت و فقر علمی و نیازمندی… من کجا و هوس پرواز به آسمان بلند اندیشه های تابناک علی(ع) کجا؟ من کجا و ارتباط با کتابی که هرچه توسن اندیش محققان و متفکران تندتر می رود، کران آن دورتر به نظر می رسد و بر وسعت آن افزوده می شود، کجا؟!
این چه کتابی است که حقایق و معانی متعالیش پایان نمی پذیرد و هرچه بگویند و بنویسند باز هم پیرامون آن ناگفته ها بسیار است و در هر دوره و هر عصر به گونه ای دیگر جلوه دارد و خردمندان روشن ضمیر و دانشمندان زحمت کشیده را به مبانی و حقایق دیگر جلب می کند؟!
الله اکبر از غیب وجود علی(ع) که منبع این حقایق و درک های متعالی است! الله اکبر از زبان گویا و بیان رسا و شیوایش که این حقایق نامتناهی را در قالب الفاظ و کلمات و حروف متناهی به گوش بشریت می خواند و رمز «إنی أعلم ما لا تعلمون» (بقره /۳۰) را آشکار می سازد و معنی «ثم أورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا» (فاطر/۳۲) و مصداق «و من عنده علم الکتاب» (رعد/۴۳) را نشان می دهد. (همان، ۱۳ و ۱۴)
این نیز درس دیگری است که به ما می آموزد که ادب سخن گفتن از کلمات و سخنان ائم طاهرین علیهم السلام و تدبر در آن چگونه باید باشد.
۲. اهدای کتاب
اهدای کتاب از جانب مؤلف محترم نیز جالب توجه است. با وجود آن که غالب نویسندگان، ۳۱ کتاب های خود را به انبیاء و اولیاء تقدیم می کنند، اما ایشان کتاب خود را به قنبر، غلام امیرمؤمنان(ع) تقدیم کرده اند. در مقدم کتاب می خوانیم:
این کتاب را به پیشگاه با عظمت جناب قنبر[۵]، خدمت گزار شهید و مخلص حضرت مولی الموحدین و امام الالهیین، امیرالمؤمنین(ع) تقدیم و هدیه می نمایم. امید است به شرف قبول از سوی آن شاگرد عالیقدر مکتب ولایت مفتخر گردد.
۳. علی(ع) و توحید
موضوعات مطرح شده در زمین الهیات در نهج البلاغه، آن چنان از اهمیت برخوردار است که اگر آن ها را از مجموع معارف توحیدی قرآن و حدیث به کناری نهیم، منقصت بزرگی در این معارف ایجاد خواهد شد. مطالب مطرح شده در الهیات در نهج البلاغه خود شاهدی بر ماورایی بودن آن از عقول و افهام بشری است. مؤلف ضمن استشهاد به کلام ابن ابی الحدید شارح نهج البلاغه معتقد است مبحث توحید و امور متعلق به آن تنها از طریق امیرمؤمنان علی(ع) تبیین و تفسیر شده است و اگر کلمات امیرمؤمنان نبود، برخی از حقایق این علم شناخته نمی شد. ایشان می نویسد:
ابن ابی الحدید معتزلی که شرحش بر نهج البلاغه دلیل بر این است که از نوادر دانشمندان و علماست با اینکه در مذهب خود، تسنن سخت پافشاری می کند و متأسفانه در موارد بسیار، با همه تجلیل و تعظیم و تفضیلی که از علی(ع) دارد، حقایق را متعصبانه تجزیه و تحلیل می نماید، در شرح خطبه ۸۳ می گوید:
«…و اعلم أن التوحید و العدل و المباحث الشریفه الإلهیه ماعرفت إلا من کلام هذا الرجل، و أن کلام غیره من أکابر الصحابه لم یتضمن شیئا من ذلک أصلا، و لاکانوا یتصورونه، ولو تصوروه لذکروه، و هذه الفضیله عندی أعظم فضائله ع»؛ (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴، ۳۴۵/۶).
«بدان که توحید و عدل و مباحث شریف الهی، شناخته نشده است، جز از طریق کلام این مرد (علی(ع))، و گفتار دیگران از اکابر صحابه اصلا متضمن چیزی از معارف و علوم الهی نیست و آنها مرد این میدان نبودند تا این معارف و مباحث را تصور کنند [زیرا] اگر تصور میکردند، به زبان میآوردند. و این فضیلت نزد من، بزرگ ترین فضیلت علی(ع) است.»
این مرد خبیر در ضمن شرح خطبه ۱۸۵، ضمن مطالبی در فضایل علی(ع) می گوید:
«عدالت کامل بعد از رسول خدا برای احدی جز علی(ع) حاصل نشد».
سپس کلام را به اینجا می رساند که:
«حکمت و بحث در امور الهی، فن احدی از عرب نبود و در اصاغر و اکابر آنها سابقه نداشت و نخستین کس از عرب که در این علوم خوض کرد، علی(ع) بود که مباحث دقیق توحید و عدل در سخنانش پراکنده است. در کلام احدی از صحابه و تابعین نیز کلمه ای در معارف الهی نخواهی یافت، زیرا آنها اهل تصور این حقایق نبودند.»
بعد سخن را دنبال می کند و اثبات می نماید که تمام علمای اسلام در این علوم، شاگرد مکتب علی(ع) بوده اند و در ضمن شرح جمله «دائم لابأمد» می گوید:
«این نیز از دقایق علم الهی است و عرب کمتر از آن است که این را بفهمد یا بگوید، ولی این مرد (علی علیه السلام) از جانب خدا ممنوح به فیض مقدس و انوار ربانی بوده است.» (همان ۴۸/۱۳).
و در ضمن شرح خطبه اشباح (خطبه ۹۰) که از جلائل خطب به شمار می رود و زبان و بیان چون منی از شرح عظمت و ارزش آن الکن است، می گوید:
«وقتی این گونه کلام ربانی و لفظ قدسی علی به میدان بیاید فصاحت عرب باطل می شود و نسبت هر فصیحی به او و کلام او نسبت خاک به طلای خالص می گردد، و اگر هم فرض کنیم که عرب بر گفتن مثل این سخنان و الفاظ فصیح یا شبیه به آن توانا باشد، از کجا به ۳۳ این مواد و معانی و مضامین که این الفاظ متضمن آنهاست دست یابد و از کجا عرب جاهلی، بلکه صحابه رسول خدا صلی الله علیه وآله، این معانی غامض آسمانی را می دانستند که بتوانند آنها را در قالب الفاظ و کلمات بیاورند. عرب جاهلی فصاحتش در وصف شتر و اسب و گورخر و گاو یا کوه ها و فلات ها و امثال این امور بود و فقط از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله کسانی که به فصاحت نام برده شده اند، منتهای فصاحتشان از دو سطر یا سه سطر در موعظه و ذکر مرگ و مذمت دنیا یا ترغیب و تشویق به جنگ و جهاد تجاوز نمی کند. (همان، ۴۲۵/۶۴۲۶)»
تا اینکه می گوید:
«واقسم ان هذا الکلام إذا تأمله اللبیب اقشعر جلده، ورجف قلبه واستشعر عظمه الله العظیم فی روعه وخلده، وهام نحوه وغلب الوجد علیه، وکاد أن یخرج من مسکه شوقا، وأن یفارق هیکله صبابه و وجدا؛ سوگند یاد میکنم که هرگاه عاقل در این سخن تأمل کند، موی بر بدنش راست خواهد ایستاد و قلبش تکان میخورد و به عظمت خدا در ضمیر و معبودیت خود شعور پیدا میکند و چنان شور و وجد بر او چیره میگردد که نزدیک میشود از شدت شوق از پوست خود بیرون برود.»؛ (همان، ۲۶-۲۸)
این سخنان به جایگاه رفیع کلام امیرمؤمنان علی(ع) در تبیین مباحث الوهیت دلالت دارد و انگیز مجاهدت مؤلف را در تألیف کتاب بازگو می کند.
۴. الهیات راستین
مؤلف محترم معتقد است طرح مباحث الهیات در نهج البلاغه می تواند اندیش والای توحیدی را به جهانیان عرضه بدارد. درحالی که بعضی از فرق اسلامی با طرح عقاید ناصحیح و خرافی بیشترین ضربه را بر اسلام وارد کرده اند.
یکی از عوامل گرایش به مادی گری، همچنان که شهید مطهری در کتاب خود تبیین کرده است، طرح عقاید خرافی و غیرمعقول دربار خداوند است. چنان که مسیحیان در قرون وسطی خدایی را وصف می کردند که بین چشم چپ و چشم راست او شش هزار فرسخ فاصله بود (مطهری، ۵۸). مسلم است که این عقاید خرافی و دور از خرد و منطق تا چه حد می تواند در دین گریزی نسل حاضر از دین و معنویت و اعتقادات توحیدی مؤثر باشد.
در دور اسلامی نیز بعضی از فرق منحرف با طرح برخی مطالب خرافی و موهوم به عنوان توحید و خداپرستی بزرگترین لطمه را به این اندیش والا وارد کرده اند که می توان از فرقه های مجسمه و حنابله و ظاهریه در این باب یاد کرد. کسانیکه معتقدند خداوند هم چنان که آدمی بر صندلی می نشیند، بر عرش نشسته است.
حنبلی گویدخداجسم است و جان می نشیند بر فراز آسمان درحقیقت اگر کسی به خدای اینان اعتقاد نداشته باشد، نمی توان بر او خرده گرفت. اما خدایی که در نهج البلاغه و صحیف سجادیه از او یاد می شود، در بالاترین حد تنزیه و تقدیس است و هیچ کس نمی تواند آن را مورد انکار قراردهد.
مؤلف محترم در توضیح مطالب فوق می نویسد:
جای تأسف است که در این عصر هم فرقه ای به نام وهابی که بر اساس سیاست نفتی استعمارگران انگلیسی در حرمین و عربستان حکومت یافته اند و فعلا بر اساس سیاست استعمار آمریکا از آن محافظت می نمایند، همان سخنان نامعقول مجسمه را در الهیات با اصرار هرچه تمام تر عنوان می کنند و جمال زیبای توحید و معارف الهی اسلامی را با سخنان نامعقول خود برعکس جلوه می دهند و ضمن عقاید فاسد خویش، یهودیت و مسیحیت کنونی را ترویج می کنند و اعتراضات معقولی را که مسلمانان به یهود و نصاری داشتند، به خود متوجه می سازند. به نظر من این بزرگ ترین خطری است که از جانب وهابی ها جامع مسلمین و عقاید فطری و منطقی و قابل باور آنها را تهدید می کند. یعنی اگر کسی در دنیا عقاید اسلامی را از چشم یک وهابی ببیند که در تجسم خدا اصرار دارد و در الفاظ و ظواهر کتاب و سنت، غیرعرفی ترین جمود را به کار می گیرد و خدا را صاحب تمام اعضا و جوارح می خواند، منظری بسیار خرافی و غیرمعقول خواهد دید. (همان، ۱۸)
و در فصل صفات و اسمای خدا در نهج البلاغه نیز می نویسد:
کتاب هایی که هم اکنون فرقه نادان و جامد و متعصب وهابیه در حجاز منتشر می کنند آکنده از عقاید خرافی حنابله است و در معرفت الله حتی به فرود آمدن خدا به آسمان دنیا و خند او معتقدند؛ ولی از این که با اتکا به قرائن ضروری عقلیه و قرائن مقالی کثیر منفصله از کلام که معهود مخاطب و متکلم بوده است، این الفاظ را حمل بر مجاز نمایند و به نحو صحیح که مستلزم تجسم و لوازم فاسد دیگر نشود تفسیر و معنی نمایند و بگویند مراد از نزول خدا به آسمان دنیا نزدیک شدن رحمت خدا با این همه مس
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.