تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل استکبار و استضعاف در قرآن – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل استکبار و استضعاف در قرآن شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل استکبار و استضعاف در قرآن گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل استکبار و استضعاف در قرآن با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل استکبار و استضعاف در قرآن از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل استکبار و استضعاف در قرآن با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل استکبار و استضعاف در قرآن را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل استکبار و استضعاف در قرآن :

مقدمه

قرآن کریم و سیره و سنت معصومان (ع) دو منبع اصلی آموزه های اسلامی هستند که در میان مسلمانان از جایگاه ویژه ای برخوردارند. اگرچه در تبیین و تفسیر مفاهیم قرآنی کوشش های علمی فراوانی صورت گرفته، هنوز زمینه بررسی های بیشتر وجود دارد؛ زیرا براساس روایات معصومان(ع) و اعتراف قرآن پژوهان، قرآن دارای بطون و لایه های معنایی فراوانی است، که دستیابی به آنها تأمل و تدبر چندباره را می طلبد.

هدف این پژوهش واکاوی دو مفهوم «استکبار» و «استضعاف» در قرآن و تبیینی تازه از رابطه اجتماعی شکل گرفته براین اساس و شیوه های مقابله با استکبار در این رابطه است. مقاوم سازی جامعه اسلامی از درون، رهاورد کاربست شیوه های موردنظر نوشتار حاضر است.

استکبار و کبر در مشتقات مختلفش در معانی افزایش، بزرگی و خودبزرگ بینی است. استکبار، گاه از فرد یا گروه یا جامعه ای نسبت به دیگر افراد، گروه ها و جوامع ضعیف سر می زند، که همان طلب سیطره و بزرگی کردن بر دیگران است (قصص: ۳۹)؛ و گاه این پدیده شوم در ارتباط با فرمان های الهی و عبادت خداوند بروز می کند (مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ۱۳۸۵، ج۳، ص۱۶۶). استکبار نوع نخست موضوعی است که پژوهش حاضر به دنبال واکاوی شیوه های مقابله با آن می باشد.

استضعاف نیز در قرآن در معانی گوناگون به کار رفته، که در یک کاربرد در تقابل با استکبار است. در این کاربرد، استضعاف بیانگر حالت ضعیف قرار دادن کسی می باشد. این امر از طریق تضعیف موقعیت یا توانایی فراهم می شود. تضعیف موقعیت، بیانگر حاشیه رانی است. ازاین رو، کسانی که می بایست در مصدر و کانون امور قرار داشته باشند، به حاشیه رانده شده، اجازه تأثیرگذاری و نقش آفرینی نمی یابند.

خوی و منش استکباری، یکی از زشت ترین خصلت هایی است که آدمی را از هم گرایی و جامعه پذیری بازمی دارد. به این معنا که این منش به عنوان عامل بازدارنده ای عمل می کند که بحران جامعه پذیری را پدید می آورد و نمی گذارد تا زمینه های هم گرایی در انسان تقویت شود و رشد کند. جامعه پذیری، مسئله و نیاز دولت ها و جوامع بشری است. اگر در فرایند جامعه پذیری افراد، اختلال پدید آید، واگرایی، تضادها، درگیری ها و جنگ های فردی و اجتماعی، جامعه انسانی را از هم می پاشاند و به اختلال و بحران های نابودساز دچار می سازد (منصوری، ۱۳۹۴). ازاین رو، شناخت نشانه های مستکبران و آثار و پیامدهای آن از منابع معرفتی، برای مقابله و مبارزه با این خوی و خصلت نابودگر مفید و سازنده است. هرگاه مناسبات اجتماعی برپایه عدالت نبود و رابطه حاکمان با مردم برپایه برتری طلبی و فسادگرایی و محرومیت افراد زیر سلطه از حقوق انسانی باشد دوقطبی شدن جامعه را به ارمغان خواهد آورد، که طبقه استضعاف و استکبار رهاورد محتوم آن است. نوشتار حاضر تلاشی است تا با استناد به آیات قرآن و دیدگاه مفسران و سیره و سخن معصومان(ع) با هدف توجه دادن به آسیب هایی که جامعه اسلامی را تهدید می کند، راهبردی را در مقابله با استکبار گزارش کند، و سبب توان افزایی و مقاوم سازی جامعه اسلامی از درون را در برابر استکبار ارائه دهد. مبارزه با استکبار با غفلت از درون جامعه اسلامی و توجه نداشتن به رابطه صحیح حاکمیت با آحاد جامعه، تضعیف جامعه اسلامی را سبب شده و آن را در این مقابله ناکام خواهد گذاشت. کوشش های علمی شایسته ای در موضوع استکبار و استضعاف از سوی محققان و اندیشمندان اسلامی به رشته تحریر درآمده است: «معناشناسی استکبار در قرآن کریم» (افتخاری و باباخانی، ۱۳۹۴)؛ «استکبار و نشانه های مستکبران از دیدگاه قرآن» (جواهردهی، ۱۳۹۲)؛ «استکبار و شیوه های مبارزه با آن در قرآن» (موسوی، ۱۳۸۷)؛ «استکبارستیزی در قرآن» (پژوهشکده تحقیقات اسلامی، ۱۳۸۳)؛ «امام علی(ع)، استضعاف و استکبار» (جعفری، ۱۳۸۰)؛ «مستضعفان و مستکبران از دیدگاه قرآن و عترت» (اسکندری، ۱۳۶۷)؛ «استکبار و نشانه های مستکبران در قرآن» (منصوری، ۱۳۹۴). از میان تحقیقات نام برده، تنها نوشته آقای سیدصمد موسوی با محتوای این پژوهش هم پوشانی دارد. اما مؤلفه های کارشده در آن پژوهش، که بخشی از آن تحقیق را به خود اختصاص داده و به اختصار بحث شده، با عناوین تحقیق حاضر تفاوت جدی دارد؛ چنان که در اهداف نیز کاملاً متمایز هستند.

آنچه پژوهش حاضر را از تلاش های علمی پیشین متمایز می کند، توجه به استضعاف زدایی از درون جامعه اسلامی از سویی، و کاربست گام به گام شیوه های مقابله با استکبار و غافل نبودن از شیوه های مسالمت آمیز از سوی دیگر است.

سؤال اصلی پژوهش عبارت است از: قرآن چه شیوه هایی را در مقابله با استکبار توصیه می کند؟

سؤالات فرعی بدین قرارند: مستکبران و مستضعفان در آیات قرآن با چه شاخصه هایی شناخته می شوند؟ استضعاف دارای چه ابعادی است؟

راه کارهای مقابله با استضعاف از نگاه قرآن کدام است؟

نویسنده نخست با مراجعه به آیات قرآن شاخصه های مستکبران و مستضعفان واقعی را برشمرده، سپس به منظور روشن شدن شیوه های مقابله با استکبار، ابتدا به ابعاد استکبار و سپس در همان ابعاد به شیوه های مقابله از نگاه آیات و روایات اشاره کرده است. در استضعاف زدایی نیز همین روش دنبال شده است.

۱. مفهوم شناسی

الف. استکبار

استکبار از ریشه «کبر» به معنی اظهار بزرگی و برتری جویی است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ص۶۹۷)؛ یعنی کسی که به دنبال برتری بر دیگران است. و این برتری جویی به این خاطر است که خود را از دیگران بزرگ شمرده و به دنبال جایگاهی است که شایسته آن نیست (قرشی، ۱۳۷۱، ج۶، ص۷۴). به همین دلیل است که مستکبر، همیشه از پذیرفتن حق خودداری می کند. ابن منظور می گوید: استکبار یعنی نپذیرفتن حق از روی عناد و تکبر (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۲۶)؛ خودداری از پذیرفتن حق، نتیجه خودبرتربینی است. علامه طباطبائی نیز استکبار را به اصرار بر نشنیدن سخن حق و پذیرفتن دعوت الهی تفسیر می کند (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۳۰). استکبار و کبر در مشتقات مختلفش، به معنای افزایش، بزرگی و خودبزرگ بینی است. حاصل آنکه، این واژه از ریشه «کبر» به معنای برتری خواهی و امتناع از پذیرش حق از روی عناد و تکبر است (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۱۲۶؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج۴، ص۶۷۹). اما در اصطلاح به معنای سلطه جویی، استعمار و استثمار معنا می شود (پویا، ۱۳۷۹، ج۱، فصل۱).

ب. استضعاف

استضعاف از ریشه ضَعْف و ضُعف است که در دو معنای «ضعیف یافتن» یا «ضعیف شمردن» و «به ضعف کشاندن» (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق، ص۵۰۷؛ مصطفوی، ۱۴۳۰ق، ج۷، ص۳۱ ۳۲) کاربرد دارد. براین اساس، مستضعف کسی نیست که صعیف و ناتوان و فاقد قدرت و نیرو باشد، بلکه کسی است که نیروهای بالفعل و بالقوه دارد، اما از سوی ظالمان و مستکبران مورد استضعاف قرار گرفته است (مکارم شیرازی و دیگران، ۱۳۸۱، ج۱۶، ص۱۹۲۰). پدیده استضعاف غالباً در برابر نوعی برتری طلبی نمایان می شود. در ادبیات سیاسی معمولاً استضعاف، آنجایی به مفهومی سیاسی بدل می شود که در تقابل با استکبار قرار گیرد (علیخانی، ۱۳۹۴، ج۲، ص۲۰۷). قرآن از دو گونه تقابل استضعاف و استکبار روایت می کند که در یک معنا مستکبران، جبهه مقابلِ مسیر الهی به شمار می روند که مستضعفان را نیز به استضعاف می کشانند؛ در این مفهوم خداوند و مستضعفان در جبهه واحدی علیه مستکبران قرار می گیرند (سبا: ۳۳). معنای دیگر آنکه حاوی نوعی قصور و کوتاهی از سوی خود مستضعف است، نیز مفهومی سیاسی است (علیخانی، ۱۳۹۴، ج۲، ص۲۰۷). در این پژوهش بیشتر به استضعاف به معنای نخست پرداخته خواهد شد.

۲. شاخص های مستکبران

بررسی ویژگی های مستکبران و مستضعفان مجال جداگانه ای می طلبد که خود موضوع پژوهشی دیگر است. اما به مناسبت، به اجمال به شاخص های مستکبران و مستضعفان از نگاه قرآن اشاره می شود:

الف. مغرور و برتری طلب

قرآن در آیه ۱۵ «فصلت» استکبار قوم عاد را روایت می کند که نسبت به دیگران احساس برتری جسته و خود را دارای قدرت مطلق دانستند (فضل الله، ۱۴۱۹ق، ج۲۰، ص۱۰۳). این احساس غرور به سبب قدرت داشتن، آنان را به ظلم به دیگران و غصب حق شان واداشت (مدرسی، ۱۴۱۹ق، ج۱۲، ص۱۹۴).

ب. لجاجت و حق ناپذیری

مستکبر، آیات الهی را می شنود، اما به گونه ای وانمود می کند که گویا نشنیده است: «یسْمَعُ آیاتِ اللَّهِ تُتْلی عَلَیهِ ثُمَّ یصِرُّ مُسْتَکبِراً کأَنْ لَمْ یسْمَعْها» (جاثیه: ۸؛ نوح:۷)، و گاهی از این فراتر رفته و آیات الهی را انکار می کند (فصلت: ۱۵؛ مدثر: ۲۳۲۵).

ج. پیمان شکنی

مستکبر به عهد و پیمان خویش پای بند نیست و به رغم سوگندهای جلاله، به دلیل خوی استکباری، وفادار به عهد خویش نیست (فاطر:۴۳).

د. خودپسندی

مشرکان مکه چنان فریفته خودبزرگ بینی بودند که نزول وحی و فرشته وحی بر رسول خدا (ص) را که شخصی از میان خودشان بود، برنتافته و در برابر وی استکبار ورزیدند (فرقان: ۲۱؛ ر.ک: فضل الله، ۱۴۱۹ ق، ج ۱۷، ص۲۳).

ه. انکار معاد

از آیات قرآن (نحل:۲۲؛ قصص: ۳۹؛ صافات: ۳۵ ۳۶؛ مدثر:۲۳۲۵؛ بقره:۸۷) به دست می آید که مستکبران بیش از هر چیز به تکذیب اصول دین (توحید، نبوت و معاد) می پردازند (مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ۱۳۸۵، ج۳، ص۱۶۹). علت انکار معاد از سوی مستکبران، خوی استکباری و برتری طلبی آنان است (مدرسی، ۱۴۱۹ق، ج ۶، ص۴۰). شاید بتوان گفت معادناباوری مستکبران بیش از سایر اصول اعتقادی سبب اصرار بر خوی استکباری است.

و. استبداد و خودکامگی

آیه ۸۸ «اعراف» به تصمیم مستبدانه سران مستکبر قوم شعیب اشاره می کند که شعیب(ع) و پیروانش را تهدید کردند که آنان را از محل زندگی شان اخراج خواهند کرد، جز اینکه از آیین خویش دست برداشته و به آیین سران مستکبر قومشان بگروند.

۳. شاخص مستضعفان

استضعاف در برابر استکبار است. ازاین رو، شاخص اصلی در مستضعف کسی است که از ناتوانی تحمیلی برخوردار است. مستضعف در این معنا به کسانی اطلاق می شود که در مقابل مستکبران از خود ضعف نشان نمی دهند و تابع آنان نیستند، اما به هر دلیل توسط آنان به ضعف کشانده شده اند، به طوری که توانایی مخالفت و ستیز با ظالمان، از آنان گرفته شده است.

در آیه ۵ «قصص» و آیات مشابه مانند ۱۳۷ «اعراف» استضعاف به معنای به ضعف کشاندن است؛ یعنی کسانی که به خودی خود می توانند قدرتمند باشند، ولی عده ای آنان را به ضعف کشانده اند و آنان چاره ای ندارند: «لایَسْتَطیعُونَ حیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبیلاً».

۴. ابعاد استضعاف

استضعاف در چهره های گوناگونی رخ می نماید که در ذیل به آنها اشاره می شود:

الف. استضعاف فکری

استضعاف فکری از نظر فلسفه سیاسی، استضعافی با منشأ داخلی و ناشی از تفریط قوه عاقله در یک جامعه است. این گروه از مستضعفان که می توان آنان را مستضعفان فرهنگی نیز نامید، مستضعفانی اند که اساساً از شرط لازمِ آگاهی از استضعاف خویش محروم گشته اند (علیخانی، ۱۳۹۴، ج۲، ص۲۱۶). مهم ترین رسالت پیامبران، آشکار نمودن معارف پنهان در عقل و ضمیر انسان ها روایت شده است (نهج البلاغه، ۱۳۷۰، خ ۱، اختیار الانبیاء).

ب. استضعاف اقتصادی

در منطق قرآنی استضعاف مفهومی عام دارد و گونه های مختلفی را شامل می شود. اما واژه استضعاف در وهله نخست، بیشتر تبادر اقتصادی دارد و با توجه به کاربرد آن در جوامع امروز، این بعد از استضعاف برجسته می شود. استضعاف اقتصادی نوع دیگری از استضعاف است که پیش فرض اساسی آن، وجود عاملی در خارج از مستضعفان است (علیخانی، ۱۳۹۴، ج۲، ص۲۱۸). تقابل استکبار با استضعاف در بعضی آیات قرآنی به گونه ای از استضعاف اشاره دارد که از آن به استضعاف اقتصادی یاد می کنیم. بیشتر جبهه مستکبران در طبقه اشراف و ثروتمند و گروه مستضعفان در میان فقرای جامعه جا گرفته اند: «قالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکبَرُوا منْ قوْمِهِ لِلَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُم. ..» (اعراف: ۷۵). اصطلاح دیگری که به اتراف و مترفین نام بردار است نیز به همین معنا اشاره دارد: «إِنهُمْ کانُوا قبْلَ ذلِک متْرَفِین» (واقعه: ۴۵). مترفین به معنای متکبران است (ابوعبیده، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۲۵۱). نیز در آیات (سبأ: ۳۴؛ اسراء: ۱۶) مترفین از اتراف، به معنای زیاده روی در تلذذ از نعمت ها است که از استکبار سربر می آورد (طباطبائی، ۱۳۷۴، ج۱۶، ص۵۷۸). بررسی آیات مربوط به استضعاف نشان می دهد که انباشت ثروت و اشرافیت در بخشی از جامعه به همراه کمی نفرات و تفرقه در طبقات دیگر اجتماع، زمینه زبونی و استضعاف فرودستان را به وسیله مستکبران فراهم می آورد (مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ۱۳۸۵، ج۳، ص۹۶).

ج. استضعاف سیاسی

قسم دیگری از استضعاف، خود را در چهره سیاسی نشان می دهد، و آن عبارت از حکمرانی با زور و قدرت بر مجموعه ای که شهروندان بر چنین حکومتی رضایت ندارند، و از سویی قدرت مقابله و براندازی حکومت جور را ندارند، و از سوی دیگر حکومت نیز آنان را با اتکا به قدرت و زور، مرعوب و در استضعاف نگه داشته است (جعفری، ۱۳۸۰، ص ۴۹). قدرت فرعونی نماد بارز چنین استکباری است: «إِنَّ فرْعَوْنَ علا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیعاً یستَضْعِفُ طائِفَهً منْهُمْ… وَ نرِیدُ أَن نَمُنَّ عَلَی الَّذِین استُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ» (قصص: ۴۵؛ عنکبوت: ۳۹). مدیریت جامعه در لایه های گوناگون در همین قسم می گنجد.

۵. ضرورت مقابله با استکبار

همواره یکی از پرسش های مطرح در زمینه مبارزه با استکبار این است که در شرایطی که بزرگ ترین قدرت های سیاسی در عرصه بین المللی از میان مستکبرانند، چه باید کرد؟ برخی به تساهل معتقدند، و برخی نیز با توجه به نص صریح قرآن، تحقق وعده الهی را در گرو مبارزه با مستکبران می دانند (علیخانی، ۱۳۹۴، ج۲، ص۳۲۳-۳۲۴).

منصوری می نویسد: «جای تأسف است که در دنیای تحت سلطه، گروهی که متوجه نیات پلید استکبار نیستند، به دلیل جهل و ناآگاهی از تاریخ و فرهنگ خود و جهان، و به دلیل عدم اعتماد به نفس و ایمان قوی، با این نغمه و آواز که استعمار “منجی بشریت ” است، هماهنگ گشته اند. این رویکرد خود عاملی برای تداوم حیات نامشروع استکبار تاکنون بوده است» (منصوری، ۱۳۸۵، ص۲۸). برخی معتقدند مبارزه علیه استکبار، چنان اهمیتی دارد که حرکت به سوی خداوند منوط به آن است (حکیمی، ۱۳۸۰، ج۳، ص۲۱). ظلم، مانع از رسیدن انسان ها به حقوق خویش شده، و سقوط و انحطاط جامعه را سبب می شود. براین اساس خوی و منش استکباری و برتری جویی نسبت به رهاورد انبیا، مایه سقوط جامعه است؛ و پذیرش و عمل به تعالیم وحیانی، صعود جوامع انسانی را در پی خواهد داشت (جوادی آملی، ۱۳۸۷، ص۳۵۰). در سایه گسترش عدالت، آحاد جامعه از حقوق خویش برخوردارند و امور جامعه سامان می یابد (حدید: ۲۵). جهان عدل باید یک قطبی باشد تا حرکت به سوی کمال و سعادت برای جامعه بشری امکان پذیر شود، اما نه جهان ظلم (حکیمی، ۱۳۸۲، ص۲۶۱). روشن است مناسبات نظام استکبار اساساً بر ظلم مبتنی است. در اصطلاح علوم اسلامی، استکبار همواره با واژه هایی نظیر «ظلم» و «طاغوت» همراه است (نازعات: ۱۷-۲۴؛ فجر: ۱۰-۱۱؛ صافات: ۳۰۳۵؛ اعراف: ۳۶-۳۷و۷۵-۷۷؛ نحل: ۲۸۲۹). بنابراین توجه به هدف آفرینش انسان و مانعیت استکبار از وصول به این هدف تردیدی در مقابله با استکبار باقی نمی گذارد.

۶. راه های مقابله با استکبار

تعدد راه های مقابله با استکبار، رهاورد تدبر در آموزه های وحیانی است. ازاین رو، محدود ساختن شیوه مقابله با استکبار در یک راهکار، با روح تعالیم بلند قرآن منافات دارد. شیوه هایی که به آنها اشاره خواهد شد، راه های مقابله با استکبار از نگاه قرآن را گزارش می کند:

الف. نرمش قهرمانانه (مذاکره و گفتمان)

براساس آیاتی از قرآن، پس از شیطان که پایه گذار استکبار و سرآغاز آن است؛ بزرگ ترین مصداق استکبار، فرعون است. چه بسا وی با ندای «فَقالَ أَنَا رَبُّکمُ الْأَعْلی» (نازعات: ۲۴) و تجاوز از حد خویش از شیطان نیز فراتر رفته و نه تنها در برابر خدا و بندگان استکبار ورزید، بلکه در جایگاه خدا نشسته و ادعای ربوبیت کرد. ازاین رو، روایت مقابله موسی(ع) با وی اهمیت ویژه ای پیدا می کند. موسی و هارون مأموریت می یابند تا به سوی فرعون طغیانگر رفته و وی را با گفتاری نرم و به دور از هرگونه خشونت، به توحید و عبودیت دعوت کنند (طه: ۴۳). در این مأموریت افزون بر گفت وگو با فرعون، باید با زبانی نرم نیز مذاکره شود. مفسران در تفسیر «قَوْلًا لَینا» به اتفاق گفته اند: با نرمی، شفقت، مدارا و به دور از درشتی با وی سخن گویید (سمرقندی، ۱۴۱۶ ق، ج۲، ص۴۰۰؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج۷، ص۲۰؛ آلوسی، ۱۴۱۵ ق، ج۸، ص۵۰۸؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ ق، ج۱۴، ص۱۵۴؛ ابن عاشور، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۲۴). برخی آن را از واجب ترین آداب دعوت می دانند (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۴، ص۱۵۴؛ قشیری، ۲۰۰۰، ج۲، ص۴۵۹). ازآنجاکه نخستین هدف از برخورد با استکبار، دعوت وی به آیین حق و مسیر الهی است؛ سودمندترین شیوه، استفاده از گفتار نرم و دوری از هرگونه خشونت است؛ زیرا خشونت از بزرگ ترین اسباب تنفر و پافشاری بر کفر و [استکبار] است (شوکانی، ۱۴۱۴ ق، ج۳، ص۴۳۳). چنانچه از ویژگی های مستکبران و جباران آن است که اگر با آنها درشتی شود، سرکشی و تکبرشان افزون شود (فخررازی، ۱۴۲۰ق، ج۲۲، ص۵۳)، که نقض غرض است. خدای سبحان شیوه سخن گفتن با بزرگانِ دارای حشمت و قدرت را به موسی و هارون آموزش می دهد. فرعون به رغم کافر بودن، پادشاه عصر خویش بوده و بر بندگان خدا مسلط بود (قشیری، ۲۰۰۰، ج۲، ص۴۵۹). در این دستور الهی عبرت بزرگی نهاده شده است؛ زیرا فرعون در غایت سرکشی و استکبار، و موسی(ع) برگزیده خدا بود، اما موسی(ع) مأموریت می یابد تا با ملاطفت و نرمی برخورد کند (ابن کثیر، ۱۴۱۹ق، ج ۵، ص۲۶۰). آلوسی «فا» را برای ترتیب گرفته و جمله بعد از «فا» را بر جمله پیشین «إِنَّهُ طَغی» مترتب کرده است؛ زیرا گفتار نرم شدت عناد سرکشان را شکسته و قساوت طغیان گران را نرم می کند و ازاین رهگذر احتمالات دیگر در معنای آیه را نفی کرده است (ر.ک: آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۵۰۸). سعدی در تفسیر «قولاً لینا» می نویسد: یعنی سهل و لطیف همراه با مدارا و ادب در لفظ، بدون فحاشی، بیهوده گویی و خشونت در گفتار و درشتی در رفتار (سعدی، ۱۴۰۸ق، ص۵۹۳). آیه ۱۸-۱۹ سوره «نازعات» مقصود از گفتار نرم و شفقت آمیز را روشن می کند: «فَقُلْ هَلْ لَک إِلی أَنْ تَزَکی وَ أَهْدِیک إِلی رَبک فتَخْشی»؛ پس به فرعون بگو آیا می خواهی پاکیزه شوی و تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم و تو خشیت داشته باشی [از طغیان دست برداری]؟ (نظام الاعرج، ۱۴۱۶ ق، ج۴، ص۵۴۷). روی دیگر گفتار نرم در گفت وگوی موسی(ع) با فرعون مستکبر، طرح خواسته های خویش با ادبیات ویژه ای است. نخست با سؤال می پرسد: «هل لک»؛ که جنبه مشورت داشته و از تحکم به دور است. چنان که تنفر و جبهه گیری هم ایجاد نمی کند.

سپس وی را به پاکی از آلودگی ها که مورد پذیرش هر عقل سلیمی هست، فراخوانده و می فرماید: «إِلی أَنْ تَزَکی» تو می خواهی پاکیزه شوی. به جایگاه و تصمیم وی احترام می گذارد تا طغیانگری وی را برنیانگیزد، نه اینکه من تو را پاکیزه سازم. آن گاه وی را نه به خود، که به پرودگار فرعون دعوت کرد: «إِلی رَبِّک»؛ زیرا پروردگاری که نعمت های ظاهری و باطنی را بر وی ارزانی داشته، شایسته شکرگزاری است: «إِلی رَبِّک فَتَخْشی» (ر.ک: سعدی، ۱۴۰۸ق، ص ۵۹۳). نباید فراموش شود که گفتار نرم به مفهوم چاپلوسی، تصنع و پوشاندن حق نیست؛ زیرا رسالت موسی (ع) و هارون حق، و در پی حق بودن است که جز با گفتار حق دست یافتنی نیست. ازاین رو، به دلیل خوی استکباری فرعون شایسته بود تا با گفتار نرم وی را به حق نزدیک سازند؛ زیرا برخورد سفیهانه و جاهلانه، دمیدن در آتشِ شعله ور است که بر برافروختگی آن می افزاید (خطیب، ۱۴۲۴ق، ج۸، ص۷۹۵). ممکن است پرسیده شود چگونه می توان طغیان را با گفتار نرم درمان کرد؟ پاسخ آن است که طغیان حالت استکبار و غرور است، که با شدت و سختی درمان پذیر نیست، بلکه با گفتار نرم که در اعماق وجودش نفوذ کرده و تکبر وی را تحریک نکند، قابل علاج است. ازاین رو، باید توجه داشت که هدف، ارشاد مستکبر است، نه پایمال کردن و شکستن او، که این مهم با سعه صدر و نرم خویی حاصل می شود، نه با مقابله به مثل (ر.ک: مدرسی، ۱۴۱۹ق، ج۷، ص۱۷۰). برخورد مسالمت آمیز با مستکبران راهکاری است که رسول خدا(ص) نیز در مسیر دعوت خویش مأمور به این گونه از مقابله است: «ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبک بالْحِکمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحسَنُ إِنَّ رَبَّک هُوَ أَعلَمُ بمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعلَمُ بالْمُهْتَدِین» (نحل: ۱۲۵). افزون بر حکمت و موعظه نیکو، جدال احسن از شیوه های دعوت به دین خدا به شمار آمده است. چنان که این شیوه از برخورد با مستکبران را در سیره عملی امام خمینی(ره) نیز شاهد هستیم، ایشان فرمودند: «باید توجه کنید وظیفه دینی ما اقتضا می کند که در قدم اول با زبان ملایم، با زبان پند و اندرز با افراد مواجه شویم، خواه شاه باشد یا شبان. وظیفه علما در قدم اول ارشاد است و در این وظیفه نباید میان انسان ها، از نظر مقام، موقعیت و منصب فرق بگذارند… اما وقتی تنبه پذیر نیست احساس تکلیف کردم که در برابر او شاه بایستم…» (روحانی، ۱۳۶۰، ص۱۲). شکیبایی بنی اسرائیل در برابر استکبارِ فرعونیان و پیروزی بر آنان نیز در همین راستا تفسیرپذیر است (اعراف: ۱۳۷). ایمان آوردن همسر فرعون، مؤمن آل فرعون و ساحران فرعون، محصول همین مقاومت و بردباری و نرمش قهرمانانه موسی(ع) و هارون است. مقاومت صبورانه و پرهیز از درگیری بی ثمر با استکبار از پایه ای ترین شیوه های مبارزه است. سیره پیامبر(ص) و اهل بیت طاهرینش(ع) به ویژه شکیبایی امیرمؤمنان علی(ع) بهترین الگوی قابل تأسی در این خصوص است.

ب. مدارا و سازش

مدارا از «دری» یا «درء» به معنای شناخت همراه با نوعی چاره اندیشی، دفع کردن و نرمی کردن است (فراهیدی، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۶۰؛ ازهری، ۱۴۲۱ ق، ج۱۴، ص۱۱۱). ازهمین رو، به شاخ گوسفند که برای دفاع از خود است، «مدری» گویند (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ص۳۱۲) و در معنایی نزدیک به همین معنا، به شیء شبیه به شانه گویند که موهای جمع شده را آزاد و اصلاح می کند (ابن اثیر، ۱۳۶۵، ج۲، ص۱۱۵). کسی که قدرت دفع دشمنانش را دارد «ذو تدرؤٍ» است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق، ص ۳۱۳). مدارا به نرمی کردن با مردم و هم نشینی نیکو و تحمل آنان برای این که از فرد نفرت نداشته باشند، گفته می شود (ابن اثیر، ۱۳۶۵، ج۲، ص۱۱۵). امیرمؤمنان علی(ع) در خطبه ۴۳ زمانی که جریر را به عنوان نماینده پیش اهل شام فرستاده بود، رأی خویش را در مدارای با شامیان می دید (نهج البلاغه، ۱۳۷۰، خطبه ۴۳). چنان که شماری از مردم پس از بیعت با امام، از وی خواستند تا قاتلان عثمان را مجازات کند، اما در پاسخ فرمودند با کدام قدرت؟ درحالی که آنان بر تخت شوکت سوار و بر ما چیره هستند و ما بر آنان چیره نیستیم. سپس آنان را به صبر دعوت کرده و از آنان خواست، کاری نکنند که ارکان قدرت را ویران سازد و توانایی را از بین ببرد و به جای آن ذلت و سستی آورد؛ و فرمودند به زودی این مسئله را تا وقتی با مدارا ممکن است، حل می کنم و در غیر این صورت آخرین دوا داغ نهادن است (نهج البلاغه، ۱۳۷۰، خطبه ۱۶۸). در آیات قرآن نیز ریشه اصلی این واژه در دفع کردن به کار رفته است: «وَ یدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَهِ السَّیئَهَ»(رعد: ۲۲)؛ «وَ یدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ» (نور: ۸) (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ص۳۱۳ ۳۱۴). رفق و مدارا در روایات معصومان (ع) نیز حجم قابل توجهی را به خود اختصاص داده و در بعضی از روایات، مدارا میوه عقل به شمار رفته است و آن را در برابر خشونت قرار می دهد، که مدارا دارای میمنت و خشونت شوم و نحس است (ر.ک: کلینی، ۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۱۱۹؛ تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق، ص۳۲۸).

روشن شد که مدارا نوعی نرمش همراه با عقلانیت و چاره اندیشی برای دفع خطر دشمن و نفرت زدایی از هم نشینی با دیگران است که در جهان سیاست به انزوا تعبیر می شود. نتیجه این گزینش در روابط هم، حضور قدرت مندانه و به دور از آسیب در عرصه های سیاسی و اجتماعی است. در دانش سیاسی از این منش سیاسی به سازش تعبیر می شود. استقرار سازش از وظایف عمده سیاست است. در مرحله سازش، خشونت حذف می شود و هم سازی به میان می آید. سازش زمانی ضرورت پیدا می کند که ادامه مبارزه خشن برای طرفین درگیر، زیان هایی بیشتر از سازش داشته باشد؛ هرچند که عدالت در آن کاملاً رعایت نشده باشد (آقابخشی و افشاری راد، ۱۳۸۶، ص۱۱۹). برابر آموزه های قرآنی و روایی نیز مدارا با مستکبران زمانی ضرورت پیدا می کند که توان مقابله با استکبار وجود نداشته و مبارزه با آن نتیجه ای جز نابودی طرف داران جبهه حق نخواهد داشت. چنان که پیروزی تمام عیار بنی اسرائیل بر فرعونیان در راستای شکیبایی آنان بود: «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانوا یستَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِی بارَکنا فِیها وَ تَمَّتْ کلِمَتُ رَبِّک الْحُسْنی عَلی بَنِی إِسْرائِیلَ بِما صَبَرُوا…» (اعراف: ۱۳۷). نیز اگر دشمنان خواستار آشتی بودند، حاکم اسلامی نیز آن را برگزیند: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فاجْنَحْ لَها» (انفال: ۶۱).

نامه های پیامبر(ص) به زمام داران شرق و غرب آن روز، با تأکید بر آیه ۶۴ «آل عمران» که به گردآمدن بر محور باورهای مشترک دعوت می کند نیز در همین راستا تفسیرپذیر است (مکارم شیرازی و دیگران، ۱۳۸۱، ج۲، ص۵۹۶). همچنین بردباری سه ساله رسول خدا(ص) و یاران باوفایش در شعب ابی طالب، صلح حدیبیه، ربع قرن خانه نشینی علی بن ابی طالب(ع) و صلح امام حسن(ع) با معاویه، نمونه هایی از مقاومت در برابر استکبار است. نیز زمانی که جامعه در مبارزه با استکبار با حاکمیت اسلامی همراهی نمی کند، ترک مبارزه اولویت پیدا می کند؛ مانند ترک مبارزه با معاویه از سوی امام علی(ع) و امام مجتبی(ع). در آموزه های وحیانی هم مصالحه و آشتی با دشمنان در صورت برخورداری از توان برتر مورد نهی الهی واقع شده است: «فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْن» (محمد: ۳۵؛ هاشمی رفسنجانی و همکاران، ۱۳۸۶، ج۱۳، ص۴۳۷)؛ یعنی در صورت توان مقابله نداشتن مدارا پسندیده است.

ج. پرهیز از دوستی با استکبار (دشمن پنداری)

از هم نشینی واژه استکبار با کفر در آیاتی از قرآن، می توان به همسانی این دو رسید: «قالَ الَّذِینَ اسْتَکبَرُوا إِنَّا بِالَّذِی آمَنْتُمْ بِهِ کافِرُون» (اعراف: ۷۶؛ سبأ: ۳۳؛ ص: ۷۴؛ زمر: ۵۹). استکبار، خصلتی از مجموعه خصلت های کفر است. به عبارت دیگر، استکبار جزء و دنباله ای از کفر است که می توان به جای نظام استکبار جهانی، آن را نظام کفر جهانی نامید (منصوری، ۱۳۸۵، ص۲۰). ازاین رو، کوشش برای فهم رابطه با استکبار در آیات قرآن به واژه استکبار محدود نبوده و باید از مفاهیمی چون کفر نیز مدد جست. در آیاتی از قرآن، گونه ای از رابطه با استکبار و مقابله با آن، پرهیز از رابطه دوستی با کافران و دشمن پنداری آنان است. بی شک رابطه استکبار با اهل ایمان نمی تواند بر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *