تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل جامعه شناختی نهضت پانزده خرداد (با تأکید بر بسترهای اجتماعی نهضت) :

چکیده

«جنبش» اجتماعی و سیاسی، کوشش و رفتار جمعی نسبتا منظم، سازمان یافته و بادوامی است که مبتنی بر اندیشه و برنامه قبلی و تعریف شده بوده و به شیوه انقلابی یا اصلاحی برای رسیدن به هدف اجتماعی – سیاسی و یا پیشبرد آن هدف و یا مقاومت در برابر دگرگونی در یک جامعه صورت می گیرد. در همین راستا «جنبش» یا «نهضت» با ماهیت «اسلامی» عبارت از تلاش و کوشش جمعی و نسبتا منظم برای پیشبرد اهداف اسلامی که طی آن اسلام گرایان برای تحقق عملی قوانین و احکام اسلامی در تمامی زمینه ها از طریق در اختیار گرفتن زمینه ها و بسترهای اجتماعی وقوع این نهضت ارایه نماید. در این معنا واقعه پانزده خرداد را می توان نهضت و یا جنبش با ماهیت اسلامی و رویکرد سیاسی و اجتماعی دانست که واجد تمام خصوصیات و ویژگی های یک جنبش می باشد.

این مقاله بررسی و پاسخگویی به «علل و زمینه های اجتماعی» وقوع نهضت پانزده خرداد را به عنوان پرسش اساسی دستمایه مطالعه خود قرار داده و بدنبال آن است تا با بهره گیری از روش «اسنادی – تاریخی» و با مراجعه به متون و منابع دست اول موجود از منظر «جامعه شناختی تاریخی و سیاسی» تحلیلی ارایه نماید. تسلط دول اروپایی به ویژه انگلیس و بعد از آن آمریکا بر ایران، با دو نوع مقاومت در ایران روبرو شد؛ یکی مقاومت با محتوای ملی گرایانه که توسط روشنفکران و تحت تأثیر تفکر و جریان مدرنیسم غرب و آموزه های ملی انجام گرفت و دیگری مقاومت با ماهیت دین گرایانه که ریشه در تمدن و فرهنگ بومی ایران داشت و بن مایه های اصلی آن را آموزه های دینی و مذهب تشیع و فرهنگ بومی تشکیل می داد.

نهضت پانزده خرداد در زمره نوع دوم محسوب می شود که دارای جوهره دینی و اسلامی بوده، ایدئولوژی آن نیز، همانند انقلاب اسلامی، گفتمان سیاسی شیعه است که به عنوان گفتمان غالب در انقلاب اسلامی چهره نمود و بر بسترهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شکل گرفت و خود در یک فرایند دیالکتیک علت و زمینه ساز تحولات ساختاری بعدی در ایران از جمله پیروزی انقلاب اسلامی گردید.

جنگ جهانی اول و فروپاشی سلسله قاجار، اشغال نظامی ایران، بروز قحطی، گرسنگی، بیماری و مرگ و میر در طول سال های ۱۲۹۶ تا ۱۳۴۲ ه.ش و در نتیجه سقوط و فروپاشی اقتصادی و اجتماعی ایران، تجاوز به مال و ناموس مردم در طول سال های اشغال، شکل گیری و ظهور دولت مدرن در ایران و سیاست های غرب گرایانه و نهادسازی های جدیدی که نه تنها سنخیتی با گفتمان دینی و اسلامی نداشتند، بلکه در تعارض با این گفتمان قرار می گرفت مانند تصویب و اجرای قانون انجمن های ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون و تجربه تلخی که در اذهان مردم ناشی از حضور مستشاران آمریکا در ایران بر جای گذاشت، سیاست های فرهنگی و اجتماعی که پیامد آنها تقابل گفتمان اسلامی و غربی، بهم خوردن بافت دینی، سنتی و ساختار جمعیتی کشور و بحران هویت جمعی در ایران گردید و شکل گیری اقتصاد تک پایه ای و متکی بر نفت و وابستگی اقتصادی به بیگانگان و بروز شکاف طبقاتی، بخشی از علل و زمینه های اقتصادی و اجتماعی محسوب می شوند که بسترساز وقوع نهضت پانزده خرداد به حساب می آیند. ما در این مقاله به صورت مختار فقط به زمینه های اجتماعی وقوع نهضت پانزده خرداد می پردازیم و بررسی در مورد سایر علل و زمینه ها را به دیگر پژوهشگران علاقه مند می سپاریم.

۱- مقدمه

«۱۵ خرداد برای اسلام بود و به اسم اسلام بود و به مبدأیت اسلام و راهنمایی روحانیت و همین جمعیت ها که الآن اینجا هستند… همین طبقه از افراد اسلامی بودند که برای اسلام قیام کردند و هیچ نظری جز اسلام نداشتند، پانزده خرداد را به وجود آوردند.» (بخش هایی از فرمایشات حضرت امام خمینی در خرداد ۱۳۵۸)

پانزده خرداد در تاریخ تحولات دوران معاصر ایران یک نقطه عزیمت محسوب می شود که بازخوانی آن لاجرم منشأ کشف حقایق و خلق گفتمان های جدید در حوزه اندیشه های اجتماعی و تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر خواهد شد. شیوه بازخوانی این رخداد بزرگ برای فهم حقایق نهفته در آن اهمیت ویژه ای دارد.

تحلیل گران وابسته به جریان های فکری مختلف از چپ و راست از زوایای متعددی این رخداد را بازخوانی نموده اند. در این بازخوانی ها، عده ای آن را یک حرکت قشری، برخی دیگر آن را یک حرکت کم عمق اجتماعی، گروهی آن را یک «شورش کور» و بی هدف و اندیشمندان و فعالان اسلامی پانزده خرداد را نقطه عطف تاریخ معاصر ایران دانسته اند.

آیا نهضت پانزده خرداد واجد شرایط یک نهضت و جنبش اجتماعی با محتوای دینی و اسلامی می باشد؟ آیا در زمره جنبشی هدفمند، اصیل و هویت مند با وجه دینی و اسلامی قرار می گیرد؟ و یا این که باید آن را در سطح حرکتی غیراصیل، فاقد جوهره توده ای و طراحی شده به دست گروههای ذی نفع مانند فئودال ها و زمین داران بزرگ و یا جریان های چپ مارکسیستی علیه حکومت پهلوی دانست؟ زمینه های اجتماعی نهضت پانزده خرداد کدامند؟ این مقاله برای پاسخ به این پرسش ها از دستگاه نظری تبیین کننده جنبش های اجتماعی سود برده و بر نظام آگزیوماتیزه زیر استوار است:

الف. آگزیوم

هر حرکت انقلابی و جنبش اجتماعی – اسلامی مستلزم وجود چندین عامل و زمینه شامل: «نارضایتی سیاسی و اجتماعی»، «برخورداری از آرمان و اندیشه» (ایدئولوژی)، «رهبری»، «هدف»، «سازماندهی» و «پشتوانه مردمی با روحیه انقلابی» می باشد.

ب. تئورم

۱- نهضت پانزده خرداد واجد همه ویژگی های یک جنبش دینی – اجتماعی بوده و شرایط لازم را در خود به همراه دارد.

۲- تسلط نسبتا طولانی استعمارگران اروپایی به ویژه انگلیس و بعد از آن آمریکا بر ایران، واکنش های معت ددی را علیه آنان برانگیخت که دو نوع واکنش ها واجد اهمیت خاص است؛ یکی واکنش با محتوای ملی گرایانه که توسط روشنفکران و تحت تأثیر تفکر و جریان مدرنیسم غرب و آموزه های ملی انجام گرفت و دیگری واکنش با ماهیت دین باور که ریشه در تمدن و فرهنگ بومی ایران داشت و بن مایه های اصلی آن را آموزه های دینی و مذهب تشیع و فرهنگ بومی تشکیل می داد.

۳- نهضت پانزده خرداد از نوع دوم محسوب می شود که دارای جوهره دینی و اسلامی بوده و ایدئولوژی آن گفتمان سیاسی شیعه محسوب می شد؛ رهبری و هدایت آن را امام خمینی (ره) بر عهده داشت و به پشتوانه مردم آن را پیگیری و پایه گذاری نمود؛ هدف اعلامی و اعمالی آن تحقق احکام دینی و الهی تعریف و تبیین گردید؛ و بحران ها و نارضایتی های اجتماعی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دهه چهل بسترها و مهمترین علل بروز آن هستند که خود در یک فرایند دیالکتیک علت و زمینه ساز تحولات ساختاری بعدی در ایران از جمله پیروزی انقلاب اسلامی گردید.

۲- مفهوم شناسی جنبش اجتماعی

جنبش اجتماعی (social movement) یکی از انواع رفتارهای اجتماعی است که از روابط متقابل میان افراد در درون یک جامعه ناشی می شود. رفتار جمعی (collective behavior) پاسخ عده ای از مردم نسبت به یک وضعیت یا مسئله خاص است. جنبش اجتماعی، رفتاری اجتماعی است که در حد وسط میان رفتار بوروکراتیک و رفتار انقلابی قرار دارد؛ با این ویژگی که از اولی کمتر و از دومی بیشتر سازمان دهی شده است و مردم از طریق آن در پی هدف یا اهدافی هستند.[۱]

بیشتر پژوهش گرانی که جنبش های اجتماعی را بررسی کرده اند این جنبش ها را گروه های عمل هماهنگ و سازمان یافته که دارای ارزش های مشترک بوده و هدفشان ایجاد دگرگونی یا مقاومت در برابر دگرگونی در نهادهای اجتماعی یا در نظم اجتماعی است تعریف کرده اند.[۲] اگر به پیروی از تعریف واژگان آکسفورد از جنبش اجتماعی، در وهله نخست آن را جریان یا کنش ها و تلاش هایی از سوی مجموعه ای از افراد تعریف کنیم که به شکلی کم و بیش پیوسته به سمت هدف خاصی حرکت می کنند یا به آن گرایش دارند، آن را رفتاری اجتماعی می بینیم که مانند سایر رفتارها و کنش های اجتماعی می تواند موضوع مطالعات جامعه شناختی قرار گیرد.

از این منظر جنبش های اجتماعی از جهت گستره عمل، دوام و قوام، مشروعیت و مقبولیت، قدرت و اقتدار، راهبردی نظری و عملی، شیوه فعالیت، هدف، آمال و آرمان ها اشکال گوناگون پیدا می کنند. چون جنبش های اجتماعی عموما و جنبش های اجتماعی ایرانی به ویژه پدیده هایی پیچیده و چند لایه هستند، تبیین و تحلیل آن مستلزم بررسی سطوح مختلف آن می باشد. به اعتقاد آنتونی گیدنز جنبش اجتماعی را می توان کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک از طریق عمل اجتماعی خارج از حوزه نهادهای رسمی تعریف کرد.[۳]

از زاویه دیگر جنبش های اجتماعی را: ۱- شبکه اجتماعی؛ ۲- مبتنی بر اعتقادات مشترک؛ ۳- که از طریق استفاده از اشکال گوناگون اعتراض؛ ۴- حول موضوعات منازعه آمیز بسیج می شوند،[۴] می توان تعریف کرد. اسملسر شش شرط را در مورد منشأ عمل جمعی به طور کلی، و جنبش های اجتماعی به طور اخص تشخیص می دهد که عبارتند از:

۱- زمینه ساختاری؛ یعنی شرایط کلی اجتماعی که مشوق یا مانع تشکیل انواع مختلف جنبش های اجتماعی است.

۲- فشار ساختاری؛ یعنی تنش ها یا تضادهایی که باعث ایجاد نارضایتی در درون جامعه می گردد. این گونه فشارها در شکل نگرانی ها درباره آینده، اضطراب ها، ابهامات و یا برخورد مستقیم هدف ها ابراز می شوند.

۳- ایدئولوژی ؛ یعنی گسترش باورهای تعمیم یافته که اساسا تحت تأثیر ایدئولوژی های معینی شکل می گیرند و موجب می شوند نارضایتی ها تبلور یافته و راههای عملی رفع آنها را نیز نشان می دهند.

۴- عوامل شتاب دهنده؛ یعنی حوادث یا رویدادهایی که در واقع موجب می شود کسانی که در جنبش شرکت می کنند مستقیما وارد عمل شوند. این گونه رویدادها به ظهور جنبش ها نمی انجامد مگر اینکه یک گروه هماهنگ که برای عمل بسیج شده است وجود داشته باشد.

۵- رهبری؛ برای اینکه جنبشی اجتماعی وجود داشته باشد رهبری و نوعی وسایل ارتباط منظم بین شرکت کنندگان، همراه با پشتوانه ای از منابع (معنوی) و مادی ضروری است.

۶- عملکرد کنترل اجتماعی؛ چگونگی پیدایش و توسعه جنبش اجتماعی به شدت از عملکرد کنترل اجتماعی تأثیر می پذیرد. مقامات ممکن است با مداخله و تعدیل زمینه ساختاری و فشار که انگیزه ظهور جنبش را ایجاد کرده است به جنبش پاسخ دهند.

مدل اسملسر از این جهت برای تحلیل جنبش های اجتماعی و عمل جمعی به طور کلی سودمند است که اولا مراحل متوالی پیدایش و توسعه جنبش را بیان می کند و ثانیا به کمک آن می توان هر یک از مراحل متوالی جنبش را به عنوان ارزش افزون شونده به نتیجه کلی درک نمود. زیرا به نظر اسملسر هر مرحله از جنبش اجتماعی شرط وقوع مراحل بعدی است.[۵]

در ادبیات سیاسی اجتماعی مفاهیم دیگری وجود دارد که به نوعی با جنبش اجتماعی پیوند محتوایی دارند و هر یک به تنهایی از صورتهای کنش اجتماعی محسوب می شوند، اما نسبت به جنبش های اجتماعی جنبه عام تر یا خاص تری دارند. رفتار جمعی (collective behavior)، کنش یا اقدام اجتماعی (Collective action)، اعتراض اجتماعی (social protest)، تعارض یا تضاد اجتماعی (social confict)، مبارزه اجتماعی (social struggle)، اقدام مستقیم (direct action) و خشونت اجتماعی (social violence) از این زمره اند.[۶]

اگر از منظر جامعه شناختی دورکیمی به موضوع بنگریم تعریف مفهومی هر پدیده یا امر اجتماعی می تواند متناسب با نقطه عزیمت رویکرد نظری و پارادایمی که در چارچوب آن به بررسی موضوع پرداخته می شود، متفاوت باشد. در مورد پدیده جنبش اجتماعی نیز چنین تفاوتی قابل مشاهده است. زیرا مدلول و مضمون مورد اشاره در مفهوم جنبش اجتماعی، دایره وسیعی از پویایی های اجتماعی را در بر می گیرد.

به همین قیاس بسته به این که پانزده خرداد را از منظر جنبش اجتماعی با ماهیت اسلامی بنگریم و یا این که برای آن محتوا و مضمون دیگری قایل شویم، تحلیل ها متفاوت خواهد بود.

در جامعه شناسی کلاسیک، «جنبش های اجتماعی» در مقابل «کودتا» و «انقلاب» قرار می گیرند. در حالی که کودتا پدیده ای ناگهانی است و یک شبه اتفاق می افتد و تنها موجب تغییر در نخبگان سیاسی حاکم می شود، جنبش ها در روندی درازمدت و با برنامه، زمینه تغییر گسترده در حوزه سیاسی و اجتماعی را فراهم می آورند. یک جنبش اجتماعی دارای ویژگی های زیر است:

۱- جنبش اجتماعی آن دسته از حرکت های جمعی است که حول یک نارضایتی جدی و عمومی شکل می گیرد. در جامعه شناسی، این نارضایتی ممکن است به علل مختلفی مانند احساس تبعیض یا محرومیت نسبی، فساد، تحقیر، استبداد و شکاف اجتماعی – اقتصادی مرتبط گردد.

۲- برای تحقق یک جنبش، نارضایتی به تنهایی کافی نیست. یکی دیگر از ویژگی های مهم در ایجاد جنبش، وجود «گفتمان» است. باید روی این نارضایتی بحث و نسبت به تبعیض علت یابی شود، وضعیت مطلوب و چگونگی رسیدن به آن نیز مورد بررسی قرار گیرد. در این معنا وجود گفتمان حول محور نارضایتی، نقش محوری در ایجاد جنبش اجتماعی را ایفا می کند.

۳- سازماندهی، انسجام و رهبری: بدون سازمان یافتگی، انسجام و رهبری جنبش اجتماعی قابل تصور نیست. گاه ممکن است در جامعه ای نارضایی سیاسی و اجتماعی وجود داشته و آن نارضایتی نیز تئوریزه و در مورد آن گفتمان تولید شده باشد، لکن به دلیل عدم سازماندهی، انسجام و رهبری، جنبشی به وقوع نپیوندد، بنابراین هدایت و سازماندهی ناراضیان در تکوین هر جنبش اجتماعی حائز اهمیت ویژه است.

۴ – وجود فضای عمل سیاسی: یک جنبش اجتماعی نیازمند فضای سیاسی برای عمل می باشد. تا وقتی سرکوب وجود داشته باشد و حکومت ها اجازه فعالیت به جنبش ها ندهند، جنبشها توان و امکان ظهور و بروز ندارند.

۵- مشارکت و حضور مردم: جنبش اجتماعی غیر از رهبری؛ هسته پیش برنده و بسیج کننده؛ ناراضیان معترض؛ و گفتمان و سازماندهی، نیازمند حضور و مشارکت مردمی است.

۳- چهارچوب نظری (رویکردها و دیدگاهها)

در این مقاله، تلاش شده است برخی از برجسته ترین نظریه های جنبش اجتماعی ارایه گردند. معیار تفکیک این دیدگاهها، تفاوت و تشابه در توجه به فضای عمل و ماهیت جنبش است. در ادامه به تشریح هر کدام از این نظریه ها پرداخته می شود:

الف. رویکرد رفتارجمعی (کلاسیک)

نظریه رویکرد رفتار جمعی به نظریه هایی اطلاق می شوند که جنبش اجتماعی را به مثابه رفتاری احساسی و ناشی از فشارهای محیطی بررسی می کنند. مجموع نظریه های روانشناختی، نظریه های رفتارگرایانه، و نظریه های جامعه توده ای در این دسته جای می گیرند.

این نظریه ها، در واقع، پدیده های جمعی را به رفتارهای فردی فرومی کاهند و جنبش های اجتماعی را تجلی احساس محرومیتی می دانند که افراد با احساسات پرخاشگرانه از خود بروز می دهند.

به بیان دیگر، بر اساس تحلیل های این مجموعه از نظریه ها، جنبش های اجتماعی زمانی پدید می آیند که یک احساس نارضایتی فراگیر شود و نهادهایی که از انعطاف پذیری کافی برخوردار نیستند نتوانند به این احساس فراگیر پاسخ گویند.

فصل مشترک تمام این نظریه ها، توجه به سطح خرد تحلیل، ویژگی های احساسی (غیر عقلانی) کنش، و تلقی از جامعه به عنوان مجموعه ای از افراد می باشد. توجه به رفتار و کنش، تأکید بر خصوصیات فردی (مانند هویت اتمیزه) و نقش هنجارها و ارزشهای فردی، احساس بیگانگی و اضطراب ناشی از ذره ای شدن اجتامعی و سرخوردگی و مرحومیت نسبی، مفاهیم کلیدی مورد توجه این نظریه ها هستند.

ب. رویکرد نهادی

آن دسته از نظریه هایی که تحت عنوان «بسیج منابع»، «ساخت فرصت های سیاسی» و «دوره های اعتراض» مطرح می شوند در رویکرد نهادی قرار می گیرند. از نگاه این نظریه ها، جنبش های اجتماعی، بسط اشکال متعارف عمل سیاسی هستند.

فرض بر این است که از آنجایی که بازیگران به شیوه ای عقلانی در عمل سیاسی وارد شده و منافع خود را دنبال می کنند؛ و نیز سازمان های جنبش، نقشی اساسی در بسیج منابع لازم برای عمل جمعی ایفا می کنند؛ بنابراین جنبش ها بخشی از فرایند سیاسی عادی محسوب می شوند. نظریه های مربوط به رویکرد نهادی، فعالیت های جنبش های اجتماعی را سازمان یافته و شرکت کنندگان در این جنبش ها را کنشگران عاقل می دانند.

ج. رویکرد جامعه مدنی

رویکرد جامعه مدنی ریشه در اندیشه های نومارکسیستی داشته و بر بعد انقلابی جنبش های اجتماعی تأکید دارد. نظریه های مبتنی بر این رویکرد بر خلاف نظریه های کلاسیک و نهادی، هدف جنبش اجتماعی را نه تأثیرگذاری بر فرایند سیاسی، بلکه تغییر مرزهای نظام اجتماعی و دگرگونی آنها می دانند.

در رویکرد جامعه مدنی تأکید بر عقلانیت جوهری یا ارتباطی است و بر همین اساس ایدئولوژی، هویت جمعی، روابط و سازماندهی و هر آنچه از دید رویکرد نهادی جنبه ابزاری دارد، از دید رویکرد جامعه مدنی، به هدف تبدیل می شود. مسئله محوری که در این رویکرد مورد توجه قرار می گیرد، ریشه یابی علل ساختاری و شکاف های اجتماعی است که جنبش های اجتماعی بر مبنای آنها شکل می گیرند.

در مجموع، نظریه هایی که ذیل رویکرد جامعه مدنی طبقه بندی می شوند، بر خصوصیت «اجتماعی» جنبش های اجتماعی تأکید دارند و ماهیت اصلی جنبش ها را در فضایی متفاوت از فعالیت های سیاسی ارزیابی می کنند. به بیان دیگر، در این رویکرد هدف جنبش های اجتماعی تغییر قدرت سیاسی نیست، بلکه تغییر روابط اجتماعی و تغییر جامعه مدنی است.

تغییراتی که ماورای حوزه قدرت سیاسی می باشند. بر این اساس می توان اینگونه توضیح داد که جنبش های اجتماعی از منطق زیست جهان استفاده می کنند، نه منطق سیستم یا جامعه سیاسی. نظریه پردازانی مانند هابرماس و آلن تورن (۱۹۲۹) در این زمره قرار دارند.

آلن تورن جامعه شناس برجسته فرانسوی، جنبش های اجتماعی را مخالفان حاشیه ای نظم موجود نمی داند، بلکه نیروهای محوری می داند که برای کنترل تولید جامعه و کنترل اقدام طبقات برای شکل دهی به تاریخیت (Historicity) با یکدیگر در حال مبارزه اند.[۷] نظریه تورن به طور ویژه بر روی مفهوم کنش و تاریخمندی متمرکز شده است. نقطه آغاز نظریه او کنش جمعی است. تورن اصول سه گانه ای را برای موجودیت جنبش اجتماعی پی ریزی کرده است که عبارتند از:

الف. اصل هویت: یک جنبش اجتماعی باید واجد هویتی مشخص باشد. بدین معنی که توضیح دهد از چه افرادی تشکیل شده، سخنگوی چه افراد و گروه هایی است و حافظ چه منافعی است.

ب. اصل مخالفت : جنبش اجتماعی همیشه در برابر نوعی مانع یا نیروی مقاوم قرار دارد.

بدون اصل مخالفت (ضدیت) جنبش اجتماعی نمی تواند وجود داشته باشد. اکثر جنبش های اجتماعی همیشه با وضع موجود مخالفند و اهداف خود را با وضع موجود در تعارض می بینند.

ج. اصل عمومیت: یک جنبش اجتماعی به نام ارزش های برتر، ایده های بزرگ فلسفی و مذهبی آغاز می گردد و کنش آن ملهم از تفکر و عقیده ای است که تا حد امکان سعی در گسترش دارد. دلایلی که باعث ظهور یک جنبش اجتماعی می شود ممکن است به صورت منافع ملی، آزادی، بشریت، رفاه و خوشبختی جمعی، حقوق انسانی، سلامت همگانی، احکام الهی و… باشد. این اصول برای شناخت ذات و جهت گیری یک جنبش اجتماعی با تغییر در اصل عمومیت آن همراه است.[۸]

د. نظریه اقدام جمعی (collective action theory)

پایه گذار این نظریه «تد رابرت گر» است. وی در کتاب چرا انسانها شورش میکنند این نظریه را مطرح نموده است. اساس نظریه تد رابرت گر بر محرومیت نسبی استوار است. به نظر او محرومیت نسبی زمانی بوجود می آید که میان انتظارات افراد و توان آنها برای برآوردن این انتظارات تناسب وجود نداشته باشد.

یعنی زمانی که افراد برای برآوردن انتظارات خود دارای توان کافی نباشند احساس محرومیت نسبی می کنند. این محرومیت نسبی باعث احساس سرخوردگی و توسل به خشونت می شود و اقدام سیاسی و شرکت افراد در اقدامات جمعی و خشونت بار را بدنبال می آورد. البته مسالمت آمیز یا خشونت آمیز بودن اقدام جمعی بستگی به عوامل متعدد دیگر دارد. نارضایتی افراد از نظام اجتماعی و سیاسی بخاطر عدم نفوذ اجتماعی آنها و محرومیت اقتصادی آنها است.[۹]

ه. نظریه انتخاب حسابگرانه (rational choice theory)

نظریه انتخاب حسابگرانه معتقد است انقلاب ها و دیگر انواع اقدام جمعی و حضور مردم در جنبش های اجتماعی بخاطر احساس روانی محرومیت نسبی یا نگرانی برای اهداف اجتماعی صورت نمی گیرد؛ بلکه سبب عمده شرکت افراد در اقدامات جمعی و جنبش های اجتماعی و فعالیت های سیاسی انگیزه های سودجویانه است. منکور اولسون واضع نظریه انتخاب حسابگرانه معتقد است افراد در اقدامات جمعی گسترده شرکت نمی کنند، مگر اینکه سود این مشارکت بیش از زیان آن باشد. بنابراین منافع شخصی انگیزه اصلی مشارکت افراد در احزاب و جنبش های اجتماعی و انقلابی است. موارد نقض این نظریه زمانی است که زور و سرکوب و قید و بندهای خارجی در کار باشد.

یکی از انتقادات اساسی به این نظریه این است که این تئوری مسئله ماجراجویی افراد و یا سود جمعی را تبیین نمی کند. زیرا اهداف بیشتر جنبش های اجتماعی، انقلابی و دینی و حتی جنبش های جدید نظیر جنبش های زنان و محیط زیست خیر جمعی است تا سود شخصی. مطالعات نشان می دهد که اهداف ایدئولوژی جمعی بر محاسبات متکی بر منافع و سود شخصی برتری دارد.

و. نظریه تجدید حیات اسلامی

یکی از نظریه پردازان در این رابطه، خورشید احمد، از رهبران جماعت اسلامی در پاکستان است. وی در مقاله ای جنبش های اسلامی قرن بیست را به نفوذ استعمار در جهان اسلام ربط می دهد. به گفته وی سلطه استعمار تاکنون تأثیر عمده بر جوامع اسلامی داشته است:

الف: غیرمذهبی شدن جامعه در اثر سلطه استعمار و سست شدن پایه های معنوی جوامع اسلامی.

ب: وابستگی جوامع اسلامی به غرب: در جوامع اسلامی تحت استعمار، همه نهادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جدید براساس تجربه غرب خلق شدند که با نهادهای سنتی در تضاد قرار دارند.

ج: قطب بندی کردن آموزش: بر اساس نفوذ استعمار دو نوع آموزش در جوامع اسلامی ایجاد شد. یک نوع آموزش ملهم از غرب که در برابر آموزش سنتی و مذهبی بوجود آمد و به تبع آن جوامع اسلامی به دو گروه نخبگان مدرن تحصیل کرده جدید و رهبری سنتی قدیم تقسیم شد.

د: بحران رهبری در برخی کشورها؛ رهبری سنتی در برخی کشورهای اسلامی بطور سیستماتیک ضعیف شده و از بین رفت و نوعی رهبری سیاسی خارجی به جامعه اسلامی تحمیل گردید. این رهبری، طرفدار غرب و از مردم خود بیگانه بود.

به نظر شیخ احمد، جوامع اسلامی هر یک در برابر نفوذ استعمار و سلطه آن و عقب ماندگی و انحطاط جامعه عکس العمل نشان داده و برای خروج از این بحران و حل این مشکلات خود چندین استراتژی پی گیری نمودند:

۱. استراتژی مدرنیسم: طرفداران این استراتژی مدعی بودند که زمانه عوض شده است و باید ارزشهای تکنولوژی و نهادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قدرت سلطه گر را اقتباس کرد و جامعه را به پیشرفت رساند.

۲. استراتژی اسلامی: به نظر عده زیادی از مردم سبب خرابی اوضاع مسلمین دوری جستن از اسلام است. در این رابطه دو گروه ظهور کردند. گروه نخست دارای یک موضع سنتی بودند و معتقد بودند که سنن اسلامی را باید حفظ کرد و تغییری در آن ایجاد نکرد. آنها هیچ گونه بدعت و تغییری را نمی پذیرفتند و مخالف هرگونه پیروی از ارزشهای غربی بودند. گروه دوم معتقد بودند که حفظ سنت های گذشته کافی نیست و پاسخی به تهدیدهای موجود نمی دهد. باید ابتدا ماهیت تمدن غرب را درک کرد و بجای آن جایگزین ارائه داد.

پاسخ به تمدن غرب باید جامع و مثبت باشد. پس از شناخت تمدن غرب، اسلام را به عنوان اساس تمدن و فرهنگ جدید ارائه کرد. بدین منظور لازم است به پیام اولیه اسلام رجوع کرده و ارتباط آن با عصر کنونی را پیدا کنیم.

جنبش های اسلامی جدید ناشی از این گروه است. بنابراین جنبش های اسلامی یک عکس العمل صرف در برابر حکومت استعماری نیست، بلکه باید آنرا در چارچوب آمال مثبت امت اسلامی برای بدست آوردن چیزی دانست که سلطه غرب آنرا از بین برد.[۱۰]

ز. نظریه آرمان خواهی

بر اساس این نظریه، آرمان خواهی و عقیده طلبی نیز یکی از علل و عوامل جنبش های اجتماعی و قیام و انقلاب محسوب می شوند که برخلاف نظریه های مادی انقلاب، ریشه جنبش ها و تحولات اجتماعی را به خواسته های معنوی انسان نسبت می دهد.[۱۱]

در مجموع با توجه به اینکه رویکردهای نظری و اندیشه ای که جنبش های اجتماعی را تحلیل و بررسی می کنند جریان های فکری یکپارچه ای نیستند و دیدگاه همگونی ندارند، این امکان وجود دارد که هر رویکردی عامل خاصی را مانبی فم ه جش بن های اجتماعی قرار دهد؛ اما آن چه که در همه این رویکردها مشترک است توجه به زمینه های شناخت جنبش است. از منظر امام خمینی (ره) برای شناخت و تحلیل ریشه ها و علل ظهور جنبش های اجتماعی و فهم آنها از جمله فهم جنبش ۱۵ خرداد زمینه ها و مؤلفه های زیر را باید درک نمود:

۱. خاستگاه و بسترهای فکری و فرهنگی جنبش ها

۲. پایه گذاران جنبش و موقعیت فکری و پایگاه اجتماعی آنها

۳. اهداف و آرمان های جنبشهای اجتماعی

۴. ادامه دهندگان جنبش

۵. مخالفان جنبش[۱۲]

مدل نظری و شماتیک تحلیل

مجموعه متغیرها (علل و زمینه ها)ی تأثیرگذار بر روند تحولات سیاسی و اجتماعی در تاریخ معاصر ایران که منجر به وقوع جنبش پانزده خرداد گردید را در قالب مدل شماتیک زیر می توان نشان داد:

۴- تجزیه و تحلیل علل و بسترهای اجتماعی جنبش پانزده خرداد

اکنون پس از بررسی و نقد ادبیات سیاسی – اجتماعی و نظریه های مختلف و پایه گذاری چهارچوب نظری، به تجزیه و تحلیل جنبش پانزده خرداد و بسترها و علل اجتماعی آن می پردازیم. نخست بحث را از بررسی گفتمان های جریان های سیاسی ایران در دهه ۱۳۴۰ هجری شمسی آغاز می کنیم.

الف. گفتمان شناسی جریان های سیاسی اجتماعی ایران در دهه ۴۰ ه. ش

در آغاز دهه چهل، سه گفتمان مسلط در جامعه و سیاست ایران وجود داشت: گفتمان شاهنشاهی (گفتمان حاکم)، گفتمان ملی گرایی (جبهه ملی و سیاستمداران مستقل) و گفتمان مارکسیستی (حزب توده). در کنار این سه گفتمان، گفتمان دینی و اسلامی حضور داشت که علما و روحانیون آن را نمایندگی می نمودند. نقد و بررسی این گفتمان ها از این حیث که کمک بزرگی به تبیین و فهم علل و زمینه های اجتماعی نهضت ۱۵ خرداد می نماید، واجد اهمیت ویژه است.

گفتمان شاهنشاهی به عنوان گفتمان حاکم: برخی نویسندگان و محققان، ویژگی های متعددی را برای گفتمان شاهنشاهی برشمرده اند. یکی از این موارد در کتاب «راه دراز گذار» آمده است.

مؤلف این کتاب با استناد به سرمقاله های روزنامه های دوران حکومت محمدرضا پهلوی، معتقد است که این گفتمان در پی القای مشروعیت رژیم سلطنتی موروثی است و منبع این مشروعیت را اقتدار کاریزمایی و پاتریمونیالیستی سنتی معرفی می کند. در این گفتمان، حکومت پادشاهی بهترین نوع حکومت معرفی و رژیم پادشاهی همزاد با تقوی، عدالت، جوانمردی، کاردانی، دانش و بینش و آبادانی سرزمین دانسته شده است. در این گفتمان همه ارزش های مثبت از قبیل عدالت، محبت، دادگری و… به پادشاه نسبت داده می شود. پادشاه به منزله پدر خانواده بزرگ ملت و مالک و فرمانروای مردم است و مخالفت با او مخالفت با خداوند و ذات هستی است. در این گفتمان، دین و دولت همبستگی دارند و اساسا پادشاهان اسباب رونق دین بوده اند و پادشاهی با عدل و داد و قانون آمیخته است.

گفتمان مارکسیستی از سوی حزب توده نمایندگی می شد که علاوه بر بی توجهی به اعتقادات مردم، وابستگی آن به بیگانگان برای هه م آشکار بود.

گفتمان ملی گرایی و جبهه ملی از آن حیث که مبانی معرفتی آن عمدتا بر محور ملیت گرایی، مدرنیته و روشنفکری قرار داشته، با مبانی گفتمان اول مشابهت فراوان داشت. به همین دلیل برای نظام شاهنشاهی، گفتمان ملی گرایی و گفتمان مارکسیستی به دلیل عدم برخورداری از پایگاه مردمی قوی و نیرومند و نیز توافق قدرت های بیگانه مانند آمریکا، انگلیس و شوروی در حمایت از محمدرضا پهلوی، هیچ خطری برای نظام سلطنتی به حساب نمی آمد. همچنین گفتمان ملیت گرا و گفتمان مارکسیستی، وجه مشترکی داشتند که هر دوی آنها را تحت عنوان گفتمان روشنفکری و توسعه قرار می دهد که نسبت به نهضت مردمی ۱۵ خرداد موضعی مخالف داشتند؛ و به قول مرحوم جلال آل احمد در برابر خونی که در ۱۵ خرداد ریخته شد دست های خود را با بی اعتنایی شستند.

گفتمان انقلابی – اسلامی؛ تا قبل از ۱۵ خرداد برخورداری از حمایت قدرت های خارجی در مبارزات گروه های سیاسی تقریبا به عنوان یک اصل پذیرفته شده بود. نیروهای مبارز چپ و ملی گرا و غیره باور نمی کردند که بدون حمایت یک قد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *