تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام حضرت علی (ع)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام حضرت علی (ع) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام حضرت علی (ع):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام حضرت علی (ع) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام حضرت علی (ع) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام حضرت علی (ع) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام حضرت علی (ع) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام حضرت علی (ع) :

پیشگفتار

با تأمل در اندیشه ها و سلوک علمی و عملی عالم اسلام و ایرانیان به تفکری برمی خوریم که آن را فتوّت یا جوانمردی نامیده اند. این مسلک دارای جهان بینی و اخلاق والایی است؛ همچنین از گروه های اجتماعی که تحت تربیت و تعلیم صوفیان قرار گرفتند و بسیاری از آداب و رسوم آنان را حفظ کردند و به جای آوردند، فتیان یا جوانمردان و اهل فتوّت هستند (سجادی، ۱۳۷۲: ۲۴۴). کلمات جوانمردی (فتوّت) و جوانمردان (فتیان) ریشه قرآنی دارد و گواه این ادعاست که آیین فتوّت و صفات جوانمردی ریشه در باطن ملکوتی انسان های آزاده و موحد دارد.

در قرآن و برخی روایات، جوانمردان را پنج تن معرفی کرده اند: در قرآن کریم لفظ فتی برای اولین بار در مورد حضرت ابراهیم (ع): «قالُوا سمِعْنَا فَتًی یذْکرُهُمْ یقَالُ لَهُ إِبرَاهِیمُ» (انبیاء، ۶۰) و بار دوم به نام حضرت یوسف(ع): «تُراوِدُ فَتیها عَنْ نَفْسِهِ» (یوسف، ۳۰) و بار سوم در مورد حضرت یوشع ابن نون: «وَ إِذْ قالَ مُوسی لِفَتاه» (کهف، ۶۰) و بار چهارم به اصحاب کهف: «إِذْ أَوَی الْفِتْیهُ إِلَی الْکهْفِ» (کهف، ) اطلاق گردیده و پنجم بنابر اقوال مشهور، حضرت علی (ع) است که پیامبر (ص) در حق وی فرمود: «افتیکم علِیٌ». حضرت علی (ع) در دامان پیامبر (ص) رشد و نمو یافتند و به مبانی عالی فتوّت و جوانمردی که در باطن قرآن نهفته بود آشنا شد.

جوانمردان مسلمان و شیعیان آن حضرت بویژه ایرانیان مسلمان با الهام از تعالیم قرآنی و سیره زندگی حضرت ختمی مرتبت(ص) و امیرالمؤمنین علی (ع) لفظ فتوّت را همانند لفظ جوانمردی پذیرا شدند، بااینکه جوانمردان و پهلوانان ایرانی تعصب خاصی به حفظ سنن و آرمان پهلوانی ملی خود داشتند ولی لفظ قرآنی فتوّت به احترام و تأثیر عمیق اسلام وارد سنت های این آیین شده و بشدت در هم ممزوج گردید.

در فتوّت نامه ها از مردان بسیاری به عنوان جوانمرد سخن گفته شده است. اگرچه افرادی مانند حضرت ابراهیم، حضرت یوسف، حضرت موسی و حضرت محمد (ص) در سلک جوانمردان به عنوان پیامبران الهی بر حضرت علی (ع) تقدم زمانی دارند امّا بعد از اسلام همواره نام آن حضرت به عنوان اسوه و پیشرو جوانمردان یاد شده و در وصف بزرگواری ها، مکارم و صفات اخلاقی او سخنان فراوان گفته شده است.

او را امام ائمه فتیان و قطب اقطاب جوانمردان نامیده اند (کاشانی، ۱۳۶۹: ۲۶۰) و تمام سلسله های فتوّت اسلامی به او می پیوندد. شخص آن رادمرد «منبع عین فتوّت» و «معدن جود و مروّت» و «قطب مدار فتوّت» شمرده می شود. حضرت علی (ع) در ایثار و جود و سخا و پرهیزکاری هم بسیار مشهور و در این رابطه وقایع زیادی به او منسوب است (رسایل جوانمردان، ۱۳۷۰: ۶۳)

فتوّت آیینی بود که در میان مردم پدید آمده و به پایمردی و پشتیبانی ایشان رشد کرده و موضع اجتماعی مهمی یافته بود. تصوف که خود یک جریان فکری و مکتب تربیتی و فلسفی خاصی در برابر ستمکاری و تجاوز دولت های زورگو و ستمگر بود، پس از آنکه راه خود را در میان خواص و مردم درس خوانده باز کرد و نضج و قوام کافی یافت، می خواست راه خود را در میان عوام و مردم کوچه و بازار نیز بگشاید. برای این کار آیین فتوّت پدید آمد؛ از همین روی علم فتوّت را شعبه ای از علم تصوف خوانده اند. (محجوب، ۱۳۵۰: ۷۷)

تعریف فتوّت و مروّت

برای فتوّت نیز، مانند تصوّف، تعریفی جامع و مانع نمی توان یافت و همانگونه که صوفیان هر یک تصوّف را به نوعی تعریف کرده اند، در مورد فتوّت نیز حال بدین منوال است و اقوال مشایخ، صوفیان و جوانمردان در کتب عرفانی و فتوّت نامه ها مختلف و فراوان می باشد و هریک آن را به نوعی تعبیر و تفسیر کرده اند:

بدان که علم فتوّت علمی شریف است، و شعبه ای است از علم تصوف و توحید، و اکابر عالم در این علم رساله ها ساخته اند و در صفت و توجیه کمال او نسخه ها پرداخته. (کاشفی سبزواری، ۱۳۵۰: ۵) بدان که فتوّت عبارت است از ظهور نور فطرت و استیلاء آن بر ظلمت نشأت، تا تمامت فضایل در نفس ظاهر شود و رذایل منتفی گردد. (کاشانی، ۱۳۶۹: ۲۲۳)

در رساله قشیریه آمده است: فضیل گوید: «فتوّت اندر گذاشتن عثرات بود از برادران.» همچنین گفته اند: «فتوّت آن بود که (خویش را) بر کسی فضیلتی نبینی.» ابوبکر وراق گوید: «جوانمرد آن بود که او را خصمی نباشد بر کسی». حارث محاسبی گوید: «جوانمردی آن بود که داد بدهد و داد نخواهد». عمرو بن عثمان الملکی گوید: «جوانمردی خوی نیک است». جنید را پرسیدند از جوانمردی، گفت: «آن است که با درویشان تفاخر نکنی و با توانگران معارضه نکنی». (قشیری، ۱۳۶۷: ۳۵۵ – ۳۷۷)

«از امیرالمؤمنین پرسیدند که فتوّت چیست؟ فرمود که فتوّت آن است که هیچ کاری نکنی در نهانی که آشکار نکنی که اگر آشکار شود منفعل گردی و هر آینه این وقتی باشد که سالک خدای را حاضر داند و داند که هرچه می کند می بیند و این جا گفته اند» و در این معنی گفته اند:

سرّت همه دانای فلک می داند

کو موی به موی و رگ به رگ می داند

گیرم که به زرق خلق را بفریبی

با او چه کنی که یک به یک می داند

حضرت علی (ع) و خرقه فتوّت

فتیان هم مانند صوفیان برای خود پوشش و لباس خاصی داشته اند و همگی نیز خرقه خود را به حضرت علی (ع) می رسانند. جوانمردان به جای خرقه صوفیان، میان می بندند و سروال (شلوار) و سراویل پوشند. ظاهراً شلوار مخصوص ورزشکاران زورخانه نیز نشانی از همین سراویل باشد. (سجادی، ۱۳۷۲: ۲۴۵) به جای خرقه که شعار صوفیان است، فتیان و جوانمردان «سراویل» را شعار خود کرده و هر یک کمربسته شخصی که او را پیر شد (کمربستن) می خواندند، بوده اند و سراویل اهل فتوّت مانند سند خرقه به امیرالمؤمنین علی (ع) می رسد. پس از اسلام جوانمردان و ورزشکاران زورخانه ای نیز نسبت خرقه و پوشش خود را به مولای متقیان می رسانند.

در فتوّت نامه ها ۱۷، ۱۳، ۷ و گاهی ۴ سلسله فتوّت را ذکر کرده اند. در تحفه الاخوان کاشانی سلمان فارسی و حذیفه یمانی به عنوان دو جانشین علی (ع) در طریق فتوّت ذکر گردیده اند. (محمد ریاض، ۱۳۸۲: ۳۶) اهل فتوّت در «میان بستن» به حضرت علی (ع) تأسی می جویند و بر این باورند که: «علی (ع) چهار خلیفه را در فتوّت تعیین نمود.

سلمان فارسی را مأمور مدائن نمود و فتیان ماوراءالنهر و خراسان و طبرستان و عراق عجم و عرب باید با وی استناد بجویند. ابوالمحجن ثقفی مأمور یمن بود و فتیان یمن و عدن و بربر و هندوچین نسبت به وی دارند. سهیل رومی به روم فرستاده شد به راهنمائی فتیان روم و غرب آذربایجان. و داوود مصری (صوفی قرن سوم هجری) راهبر فتیان اسکندریه و حلب و همه مصر است». (کاشفی سبزواری، ۱۳۵۰: ۱۲۲)

اهل فتوّت راه خود را راه علی(ع) می شمارند و محبت ولائی علی (ع) و اهل بیت را بزرگترین فضیلت و فرضیه می پذیرنتد، محبت اهل بیت در میان اهل فتوّت یک شعار است و اعتقاد به اینکه فتوّت از پیامبر (ص) به علی (ع) رسیده است، اعتقادی اساسی است. (گولپینارلی، ۱۳۷۹: ۷۵) بنابراین شرب قدح(آب و نمک) و میان بستن و پوشاندن سروال که در میان فتیان متداول است رسمی است که از نبی و ولی مانده است و جوانمردان همه پیرو ساقی کوثرند و هرچه یافته اند از متابعت او یافته اند.

لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

درباره حدیث «لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار» مطالب و توجیهات متعددی در فتوّت نامه ها ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره می شود: در غزوه احد حضرت مولای متقیان علی (ع) فتی خوانده شد و آنچنان بود که رسول اکرم (ص) درفش را به علی سپرد و او با جمعی از یاران بزرگوار رسول روی به جنگ آوردند و چنین روایت شده است که چون در روزگار احد کار جنگ بالا گرفت و حمله و کشتار شدت یافت رسول اکرم (ص) در زیر علم انصار نشست و علی را فرمود تا رایت اسلام را به پیش ببرد. علی چنین کرد و در میان صفها ندا در داد «انا ابوالقصم» و چندان دلیرانه به مبارزه و مقاتله پرداخت که در حق او گفته شد: «لا فتی الا علی» این روایت را صاحب فردوس المجاهدین در کتاب خویش آورده است. ظاهراً قسمت دوم این عبارت یعنی «لاسیف الا ذوالفقار» مدتی بعد به قسمت اول افزوده شده است. (محجوب، ۱۳۵۰: ۹)

در سیره ابن هشام آمده است که عبارت «لافتی الا علی» را هاتفی آسمانی در روز جنگ احد گفته است و مردم آن را شنیده اند. وجه دیگر آن است که عبارت مذکور را به همگنان علی (ع) نسبت دهیم که از مشاهده جهاد و چابکی و دلاوری بی مانند علی (ع) این جمله را بر زبان رانده اند. و گفته اند: چنان مبارزه و جنگ کرد که درباره وی گفته شد: «لا فتی الا علی» و به دنبال آن گفته اند: چون شمشیر مشهور به ذوالفقار از راه وصایت و وراثت به علی (ع) منتقل شد از طرف برگزیدگان و نیاکان این جمله بر سر مقامات افزوده شد: «لاسیف الا ذوالفقار» (کاشانی، ۱۳۶۹: ۳۱۴) و نیز گفته اند که شمشیر منبه بن حجاج بود که به روز بدر کشته شد و آن شمشیر را رسول برای خویش برگزید و در غزوه احد به علی بن ابی طالب عطا فرمود (فرهنگ معین، ج ۵: ۵۶۲)

فتوّت و جوانمردی در سیره و کلام امام علی (ع)

حضرت در سیر زندگی خویش در تمامی میادین علمی و عملی با شجاعت و سلحشوری تام و دور از آلودگی های دنیوی و در کسوت مردانگی درس پهلوانی و جوانمردی و اخلاق و شجاعت توأم با عرفان ناب قرآنی را به آزادگان جهان دادند. همچنین فتیان و جوانمردان در تأثیر از اندیشه های شیعی، ادبیات و فرهنگ باستانی خود را با ادبیات، فرهنگ و سنن قرآنی و شیعی آمیخته کردند.

حضرت علی (ع) خود ابتدا عامل بود و سپس به مردم توصیه به عمل می کرد. او همچنین از زشتی ها پرهیز می کرد و آنگاه مردم را از آن بر حذر می داشت. ایشان فرموده اند:

«أَیها الناسُ، إِنی، وَاللهِ، مَا أَحُثُّکمْ عَلَی طَاعَهٍ إِلاَّ وَأَسْبِقُکمْ إِلَیهَا، وَلاَ أَنْهَا کمْ عَنْ معْصِیهٍ إِلاَّ وَأَتنَاهَی قَبْلَکمْ عَنْهَا» «ای مردم سوگند به خدا من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم مگر آن که پیش از آن خود عمل کرده ام و از معصیتی شما را بازنمی دارم جز آن که پیش از آن ترک گفته ام». (نهج البلاغه: خطبه ۱۷۵)

نام علی (ع) به سبب دو خصیصه او مورد نظر فتوّت نامه ها قرار گرفته است: اول به سبب این که او واقعاً واجد ملکه فتوّت بود و در طول حیات مبارکش انحرافی از او ظاهر نشد. دوم این که سحنان حکمت آمیزش بنیانی بود برای فتوّت نامه ها. (ولایتی و همکاران، ۱۳۹۳: ۹۱)

حضرت علی (ع) به جهت شجاعت و صلابت در میادین جنگ و همچنین احاطه در علوم و فنون و سیر و سلوک واقعی به سرور فتیان عالم ملقب گردیدند. در قرآن کریم به ایثار حضرت علی (ع) و فاطمه (س) اشاراتی رفته است، (البقره: ۲۰۷، الحشر: ۹، الدهر: ۸ و ۹).

در فتوّت نامه ها و کتابهای صوفیه از حضرت علی(ع) با عناوین و القاب مختلفی مانند: علی المرتضی، ولی الله، حیدر کرار، شاه مردان، شیرحق، ساقی کوثر، شیر خدا، شاه نجف: صفدر، مولا، شاه اولیا، شاه دین، شاه ولایت و… یاد شده است. (میر عابدینی و افشاری، ۱۳۷۴: ۴۸۳)

براساس روایات همه جوانمردان در طول تاریخ و همه پیروان آئین فتوّت چه اهل دین بوده اند و چه بد اخلاق و فتنه انگیز (فتیان، عیاران، شاطران، اخی ها و به خصوص علویان، بکتاشیآن که درواقع مذهب جعفری را پذیرفته اند) به علی (ع) احترام بسیار می گذاشته اند. فتیان علی را «فتی المطلق، (شاه مردان)» می خوانند.

حضرت علی (ع) را مرجع و مآل سلسله های تصوّف و فتوّت دانسته اند، و شاعران نیز به نوبه خود در وصف فضائل اخلاقی و جوانمردی آن حضرت اشعاری را سروده اند. مولانا جلال الدین در دفتر اول مثنوی در داستان: (گفتن پیغمبر به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی علیه السلام که هرآینه کشتن علی به دست تو خواهد بود)- از قول حضرت امیر او را (فتی بن الفتی) خوانده است: (مثنوی، دفتر اول: ۱۷۰-۱۷۶) و استاد سخن سعدی شیرازی در ابیاتی شیوا خصائل آن حضرت را بدینگونه به تصویر می کشد:

جوانمرد اگر راست خواهی ولی است

کرم پیش شاه مردان علی است

(بوستان سعدی، ص ۸۳)

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند

جبّار در مناقب او گفته هل اتی

زورآزمای قلعه خیبر که بند او

در یکدگر شکست به بازوی لافتی

مردی که در مصاف زره پیش بسته بود

تا پیش دشمنان ندهد پشت بر غزا

شیر خدای و صفدر میدان و بحر جود

جانبخش در نماز و جهانسوز در وَغا

دیباچه مروّت و سلطان معرفت

لشکر کش فتوّت و سردار اتقیا

(سعدی، قصاید، ۱۳۷۲: ۸۴)

در این پژوهش برای شناخت فتوّت و جوانمردی حضرت علی (ع) علاوه بر بیان نمونه هایی از سیره جوانمردی آن حضرت که در فتوّت نامه ها و… آورده اند؛ شرایط، نشانه ها، اصول، آیین و ثمره جوانمردی از منظر حضرت علی (ع) به عناوین گوناگون در مستندات کتب عرفانی، سیره نویسان و فتوّت نامه ها و همچنین در کتابهایی چون نهج البلاغه، غررالحکم و درر الکلم، میزان الحکمه و… نقل گردیده و اصول و خصایصی را برمی شمارند که جوانمردان باید بدان آراسته باشند و صفاتی را بیان می کنند که باید از آنها اجتناب نمایند که مهمترین آنها را در این نوشتار نقل می کنیم:

اصول و مبانی فتوّت

هر تفکر و منشی، بنیاد و اصلی دارد. قطب این طریقت و مدار این فضیلت، امیر المومنین علی (ع)، اصول و مبانی فتوّت را حداقل در هشت خصلت می داند و فرموده اند: «أصلُ الفُتُوَّهِ الوَفاءُ و الصِدقُ وَ الامنُ و السَّخاءُ و التواضعُ و النَّصیحهُ و هدایهُ و توبهُ و لایستَأهِلُ الفتوَّه إلا مَن یستَعمِلُ هذهِ الخِصال» «اصل فتوّت، وفا و صدق و امن و سخا و تواضع و نصیحت و هدایت و توبه است و هرکه مستعمل این خصال نباشد مستحق اسم فتوّت نبود». (کاشانی، ۱۳۶۹: ۲۳۴)

نشانه های فتوّت

حضرت علی (ع) سه چیز را از نشانه های فتوّت و مردانگی می دانند: «یُسْتَدَلُّ عَلی مُرُوَّهِ الرَّجلِ ببَثِّ الْمَعْرُوفِ وَ بَذْلِ الإحْسانِ وَ تَرْک الامْتِنانِ» چند چیز بر مروّت آدمی دلالت می کند: تلاش در رواج کارهای خوب، نیکوکاری، منّت ننهادن. «میزان الحکمه، ج ۲: ۱۱۴»

عفت و پاکدامنی

علاوه بر اصول و مبانی فوق در جایهای دیگر پاکدامنی را اساس و نیز ثمره جوانمردی می داند: «الْعِفَّهُ أصْلُ الْفُتُوَّهِ» «پاکدامنی اساس جوانمردی است». (میزان الحکمه، ج ۶: ۳۵۹) «أَصْلُ الْمُرُوءَهِ الْحَیَاءُ وَ ثَمَرَتُهَا الْعِفَّه» «اساس جوانمردی حیا و ثمره آن پاکدامنی است». (همان، ج ۹: ۱۱۵)؛ همچنین در نهج البلاغه درباره ارزش و پاداش پاکدامنی، عفیف و پاکدامن را هم پایه مجاهد شهید و همشأن فرشته ها می داند و می فرماید: «پاداش مجاهد شهید در راه خدا بزرگ تر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی گردد. همانا عفیف پاکدامن، فرشته ای از فرشته هاست». (نهج البلاغه: حکمت ۴۷۴) و نیز از کلام آن حضرت است که: «یسْتَدَلُّ عَلَی الْمُرُوَّهِ بِکَثْرَهِ الْحَیاءِ وَ بَذْلِ النَّدَی وَ کَفِّ الْأَذَی» «برای مروّت و آدمیت به بسیاری شرم و حیا و بذل احسان و عطا و بازداشتن آزار و ایذاء استدلال شده است». (میزان الحکمه، ج ۹: ۱۱۴) چنانکه از روایت استفاده می شود آزار دادن دیگران، به دور از جوانمردی و انسانیت می باشد.

بخشیدن به نیازمندان

اطعام یتیمان و عطا به نیازمندان از صفات معروف حضرت علی (ع) است که خود در این باره می فرماید: «ثَلاثٌ هُنَّ أَلْمُرُؤَهُ: جُودٌ مَعَ قلٍّهٍ وَ احتِمالٌ مِنْ غیْرِ مَذَلَّهٍ وَ تَعَفّفُ عَنِ الْمَسْأَلَهِ» «سه چیز است که عین مروّت است: بخشش در حال تنگدستی، تحمل و صبوری بدون آن که انسان زیر بار ذلت برود و خود داری از خواهش و درخواست». (غررالحکم، ج۳: ۳۳۹) و نیز در باره مسؤولیت توانگران در برابر نیازمندان و اینکه نباید ثروت را فقط از آن خود و فقر را از آن دیگران بدانند، یکی از شرایط تداوم نعمت و ثروت را بخشیدن به نیازمندان می داند و می فرماید: «مَعَ الثّروَهِ تَظْهَرُ أَلْمُرُوَّهُ» «جوانمردی، هنگام دارایی آشکار می شود». «غررالحکم، ج۶: ۱۲۰»

و بار دیگر در نهج البلاغه از آن بزرگوار نقل شده است که: «خدا را بندگانی است که برای سود رساندن به دیگران، نعمتهای خاصی به آنان بخشیده تا آنگاه که دست بخشنده دارند نعمتها را در دستشان باقی می گذارد، هرگاه از بخشش دریغ کنند، نعمتها را از دستشان گرفته و به دست دیگران خواهد داد.» (نهج البلاغه، حکمت ۴۲۵)؛ همچنین آن حضرت در نامه ای به فرزندش امام حسن (ع) بخشیدن به نیازمندان را توشه ای برای آخرت می داند: «… بدان! راهی بس طولانی و پرمشقت در پیش داری و نیز بدان در این راه از کوشش صحیح، تلاش فراوان، و اندازه گیری توشه و راحله به مقدار کافی بی نیاز نخواهی بود، و با توجه به اینکه باید در این راه سبکبار باشی، بیش از تاب و تحمل خود بار بر دوش مگیر! که سنگینی آن برای تو وبال خواهد بود و هرگاه نیازمندی را یافتی که می تواند زاد و توشه تو را تا رستاخیز بر دوش گیرد و فردا که به آن نیازمند شوی به تو پس دهد آن را غنیمت بشمار و این زاد را بر دوش او بگذار.

و اگر قدرت بر جمع آوری چنین زاد و توشه ای را داری هر چه بیشتر فراهم ساز و همراه او بفرست، چرا که ممکن است روزی در جستجوی چنین شخصی برآئی ولی پیدایش نکنی. هنگامی که بی نیاز هستی اگر کسی قرض بخواهد غنیمت بشمار، تا در روز سختی و تنگدستی ات ادا نماید؛ بدان که پیش روی تو گردنه هائی صعب العبور وجود دارد (که برای عبوراز آنها) سبکباران حالشان به مراتب بهتر از سنگین باران است. و کندروان حالشان بسیار بدتر از سرعت کنندگان؛ بدان که نزول تو سرانجام یا در بهشت است یا در دوزخ بنابراین برای خویش پیش از رسیدنت به آن جهان وسائلی مهیا ساز و منزل را پیش از آمدنت آماده نما؛ زیرا پس از مرگ عذر پذیرفته نمی شود و راه بازگشتی بدنیا وجود ندارد». (نهج البلاغه، نامه ۳۱)

سیرت و طریقت جوانمردان آن است که مصطفی (ص) به علی (ع) گفت: یا علی! جوانمرد راستگو بود و وفادار و امانت گزار و رحیم دل، درویش وار و پرعطا و مهمان نواز و نیکوکار و شرمگین….

راستگویی و نیکوکاری

هر اندازه که مروّت انسان ها زیادتر باشد صداقت و پاکی و نیکوکاری او نیز بیشتر است. راستگویی یکی از مهمترین اصول جوانمردی در این طریقت است به طوری که حضرت علی (ع) دروغگویی را به شدت نکوهش می نمایند و راستگویی و صداقت را ملاک، اساس و مایه مردی و زینت انسان می داند و می فرمایند: «لامُرُوَّهَ لِکذوب» «دروغ زن را مردی محال است.»(کاشانی، ۱۳۹۶: ۲۵۱)، «مِلاکُ أَلْمُرُوَّهِ صِدْقُ اللِّسانِ وَ بَذْلُ الأِحسانِ» «ملاک مروّت، راستگویی و نیکوکاری است». (غررالحکم، ج ۶: ۱۴۸) «المروهُ الرجلُ صدقُ لِسانِه» «مروّت مرد در راستگویی اوست». (همان، ج۶: ۱۳۵) «ألصِّدقُ رأسُ الایمانِ و زَین الانسان» «صداقت و راستگویی، ریشه و اساس ایمان و زینت برای انسان می باشد». (همان: ج: ۱۰۷) «بالصّدقِ و الوفاءِ تکمُلُ المُروَّهُ لأهلِها» «با راستی و وفاء به عهد، مروّت و جوانمردی انسان کامل می گردد». (میزان الحکمه، ج ۹: ۱۱۶)

حفظ دوستی و جوانمردی

آن حضرت با ارزش ترین ادب را حفظ جوانمردی می داند و حفظ و تداوم دوستی را بهترین نوع جوانمردی برمی شمارند و بر آن بسیار تأکید دارند. «أفْضَلُ الْأدَبِ حِفْظُ الْمُرُوَّهِ» «باارزش ترین ادب حفظ جوانمردی است». (غررالحکم، ج ۲: ۳۹۶) «عاجزترین مردم کسی است که از انتخاب دوست و یافتن برادر ناتوان باشد، و ناتوان تر از او کسی است که دوستان خود را نتواند نگه دارد.» (نهج البلاغه: حکمت ۱۱).

همچنین در جایگاهی دیگر حفظ و تدام دوستی را در مبحث فتوّت بدینگونه بیان فرموده اند: «احسن المروه حفظ الودّ» بهترین جوانمردی حفظ و تداوم دوستی است.»(میزان الحکمه، ج ۹: ۱۱۶) «… وَعَلَیکمْ بِالتَّوَاصُلِ وَالتَّبَاذُلِ وَإِیاکمْ وَالتَّدَابُرَ وَالتقَاطُعَ» «و بر شما لازم است پیوندهای دوستی و محبت را محکم دارید و بذل و بخشش را فراموش نکنید، و از پشت کردن به هم و قطع رابطه برحذر باشید.»(نهج البلاغه: نامه ۴۷) «لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِیقِک صَدِیقاً فَتُعَادِی صَدِیقَک،… وَإِنْ أَرَدْتَ قطِیعَهَ أَخیک فاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِک بَقِیهً یرْجِعُ إِلَیهَا إِنْ بَدَا لَهُ ذلِک یوْماً مَا، وَمنْ ظنَّ بِک خَیراً فَصَدِّقْ ظَّنهُ، وَلاَ تُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیک اتِّکالاً عَلَی مَا بَینَک وَبَینَهُ، فَإِنَّهُ لَیسَ لَک بِأَخٍ منْ أَضعْتَ حَقَّه…»

«هرگزدشمن دوست خود را به دوستی مگیر، که با اینکار با دوستت به دشمنی برخاسته ای…. اگر خواستی پیوند برادری و رفاقت را ببُری جای دستی برایش باقی بگذار که اگر روزی خواست بازگردد و بار دیگر با تو دوست شود، بتواند. کسی که به تو گمان نیکی برد با (عملت) گمانش را تصدیق کن. هیچگاه به اعتماد رفاقت و یگانگی که بین تو و برادرت هست حق او را ضایع مکن. زیرا آنکه حقش را ضایع می کنی با تو برادر نخواهد بود….» (همان: نامه ۳۱) در بسیاری از روایات دوستی با چندین شخص از جمله: فاسق، بخیل، کذاب، احمق و قاطع رحم توصیه نشده و پرهیز از آنها سفارش شده است، بنابراین دوستی و تداوم آن در مسلک فتیان شامل افراد فوق نمی شود.

مروّت جامع همه فضیلت ها

پیشوای شیعیان و قطب جوانمردان، فتوّت و جوانمردی را دربرگیرنده همه خصلت های خوب انسانی و دینی می داند و می فرماید: «أَلْمرُوَّهُ اِسْمٌ جامِعٌ لِسائِرِ الْفضائِلِ وَ الْمحاسِنِ» «مروّت، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها» «غررالحکم، ج۲: ۱۵۸» امام علی(ع) رزم آوری شجاع و بی باک بود، هماورد جویی او در میدانهای نبرد و فرازمندی او در نبردها شهره تاریخ است.

این که حکومت امام علی (ع) با وجود کوتاهی، یکسر به جنگ و نبرد داخلی با توطئه گران گذشت بسی تأسف آور است؛ اما سیره او در این نبردها سرشار از آموزنده های نظامی و نگرشهای انسانی است. در فرهنگ علوی جنگ، برای دفاع از کیان مکتب و در جهت دفع ظلم و رفع ستم است. او که شمشیر از پی حق می زد نمی توانست در دشوارترین لحظات نبرد و در سخت ترین لحظات جنگ، از اصول اخلاقی و بنیادهای انسانی غافل بماند.

جهاد و نبردش نیز مقدمه حب الهی و زمینه نزدیک شدن به خدا و گامی در جهت تحقق آرمانهای الهی وارزشهای انسانی بود. (محمدی ری شهری، ۱۳۷۹: ۷۷ – ۸۶) همچنین از امام شیعیان نقل شده که جوانمردی انسان ها را به سوی صفات والا سوق می دهد: «أَلْمرُوَّهُ تَحُثُّ عَلَی الْمَکارِمِ» «مروّت، آدمی را به صفات عالی بر می انگیزاند». «غررالحکم، ج۱: ۳۴۲»

مروّت بهترین جلوه دین

از سخنان پیشوای فتیان است که: «مِنْ أَفْضَلِ الدّینِ أَلْمُرُوَّهُ وَ لاخَیْرَ فی دینٍ لَیْسَ لَهُ مرُوَّهٌ» «مروّت، از فضیلت های هر آیینی است و هر آیینی که مروّت ندارد، خیری در آن نیست». (میزان الحکمه، ج ۹: ۱۱۷ و نیز غررالحکم، ج ۶: ۳۲) اینکه ایشان در اینجا لازمه خیر در دین را جوانمردی می داند، نشان از دانش خدادادی و علم والای آن حضرت است و گفته هایش چراغ هدایت ما انسانهاست، چنانکه می فرمایند: «به خدا سوگند، تبلیغ رسالت ها، وفای به پیمان ها، و تفسیر اوامر و هشدارهای الهی به من آموزش داده شده است. درهای دانش و روشنایی امور انسان ها نزد ما اهل بیت پیامبر(ص) است. آگاه باشید که قوانین دین یکی و راههای آن آسان و راست است». (نهج البلاغه: خطبه ۱۲۰)

خوشرویی و حُسن اخلاق

حُسن خُلق و گشاده رویی یکی دیگر از مهمترین ارکان فتوّت است که امیرالمؤمنین (ع) در بحث حسن خُلق و خوشرویی می فرمایند: «أَوَّلُ الْفُتُوَّهِ الْبُشْرُ وَ آخِرُهَا اسْتدامَهُ الْبِرِّ» «ابتدای جوانمردی خوشرویی و پایان آن ادامه نیکی است». (غررالحکم، ج ۲: ۴۶۰) همچنین در جایی دیگر از ایشان نقل شده است: «أوَّلُ المُروهِ طَلاقَهُ الوَجهِ، و آخِرُها التَّوَدُّدُ إلَی النّاسِ» «آغاز مردانگی، گشاده رویی است و انجام آن، دوستی نمودن با مردم». (همان، ج ۲: ۴۵۹) بنابرانی خوشرویی را موجب دوستی او با مردم و بالعکس می داند. احمد افلاکی در مناقب العارفین درباره حسن اخلاق و فتوّت حضرت علی (ع) از زبان مولانا جلال الدین بلخی واقعه ذیل را نقل کرده است:

مولانا وقتی که جوان نامؤدبی را در جایی بلندتر از پیران نشسته دید، به بیان این روایت پرداخت که: «روزی اسدالله الغالب علی بن ابی طالب کرم الله وجهه به نماز صبح به مسجد رسول می رفت. در میانه راه دید که پیرمردی یهودی پیش می رود. امیرالمؤمنین از آنجا که فتوّت و مروّت و حسن اخلاق او بود، محافظت ادب پیر کرده، پیش نگذشت و آهسته آهسته در پی او می رفت. چون به مسجد رسول رسید حضرت مصطفی علیه السلام به رکوع رکعت اول خمیده بود. در حال به امر جلیل، جبریل در رسیده دست بر پشت مبارک رسول نهاد تا ساعتی توقف کند که علی مرتضی از ثواب رکعت اول نماز صبح محروم نشود». (مناقب العارفین، ج ۱: ۱۱۲-۱۱۳)

فرمانبرداری خداوند و تقوا

حضرت علی (ع) تقوا و پرهیزگاری را در رأس همه ارزشهای اخلاقی معرفی می نماید (نهج البلاغه: حکمت ۴۱۰) و نیز در باب اطاعت از خدا و تقوا می فرمایند: «از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید، زیرا شما در پیشگاه خداوند، مسؤول بندگان خدا و شهرها و خانه ها و حیوانات هستید. خدا را اطاعت کنید و از فرمان خدا سرباز نزنید، اگر خیری دیدید برگزینید و اگر شرّ و بدی دیدید از آن دوری کنید. (نهج البلاغه: خطبه ۱۶۹) ایشان همچنین در مبحث فتوّت، پرهیزگاری و دوری از زشتیها را نتیجه و نهایت فتوّت می دانند: «أَوَّلُ الْمُرُوَّهِ طاعَهُ اللهِ وَ آخِرُهَا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *