تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در متون اهل سنت، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در متون اهل سنت شامل 115 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در متون اهل سنت:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در متون اهل سنت را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در متون اهل سنت توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در متون اهل سنت را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در متون اهل سنت :

طرح مسئله

رشد و تعالی شخصیت انسان، به دو عامل مهم بستگی دارد؛ نخست، دفع و پاک سازی عوامل و زمینه های سقوط، مانند دفع گناهان از روح و روان، و دوم، جذب فضایل و ارزش ها، مانند جذب ایمان، علم، عمل صالح و خصال نیک در روح و روان و آراسته گردانیدن آن. به طور کلّی بشر باید با نیروی تقوا، روح و روان را از موانع کمال یعنی گناهان خالی کند، سپس آن را با فضایل اخلاقی زینت دهد تا نور خدا و ارزش های ملکوتی در سراسر وجودش متجلّی و آشکار شود و به هدف اصلی خلقت، یعنی بندگی خدا و نیل به کمال اصیل الهی دست یابد.

کمالات معنوی و ابعاد وجودی حضرت عباس(ع) برآمده از ارزش های والای انسانی و دوری از گناه و گناهکاران است. عبودیت خالصان او در برابر خدا و تواضع در مقابل بندگان خاصّ الهی، از جمله پدرش امیرمؤمنان و برادرانش امام حسن و امام حسین(ع) باعث رشد و بالندگی شخصیت معنوی و رسیدن به کمالات و ارزش های وجودی ایشان گردید. ابعاد وجودی حضرت عباس(ع) – که برگرفته از شخصیت والا و معنوی و عظمت اخلاقی ایشان بود – عبارتند از فداکاری، ایثار، فضیلت، شجاعت و دلیری، رشادت جسمی و روحی، زهد و تقوای الهی، فتوّت و جوانمردی. بر این اساس و به دلیل برخورداری از فضایل بی شمار، وجود آن حضرت سرشار از کنیه ها و القاب بسیار پسندیده ای گردید که هر کدام، بیانگر یکی از ابعاد درخشان وجودی و زندگی پرنور ایشان است. (محمدی اشتهاردی، ۱۳۸۷: ۵۷-۶۰)

شاید این پرسش مطرح شود که علت پرداختن به بررسی سیمای حضرت ابوالفضل العباس(ع) در کتب اهل سنت چیست؟ در پاسخ باید گفت اولاً نزدیکی افکار عقاید و ایدئولوژی دینی، خود زمینه ساز نزدیکی و تقریب احساس و عواطف می گردد و راه جست وجوی حقیقت را روشن تر می سازد و ثانیاً گواهی مخالف و گاه دشمن، بهترین سند بر حقانیت و صداقت است. بنابر این، چند پرسش اساسی و بنیادین درباره بررسی سیمای ابوالفضل العباس(ع) در کتب اهل سنت مطرح می شود:

۱. آیا علمای اهل سنت با قیام عاشورا موافق و همسو هستند؟

۲. آیا وقایع کربلا در متون مهم اهل تسنن آمده است؟

۳. جایگاه حضرت عباس بن علی( در متون اهل سنت چگونه است؟

مقدمه

اهتمام و رویکرد اهل تسنن نسبت به مناقب و مصائب اهل بیت(ع)، متأثر از دو عامل برجسته است: ۱. تمایل عالمان بزرگ اهل سنّت بر محور محبّت اهل بیت(ع)؛ ۲. شرایط و اوضاع سیاسی زمان حیاتشان.

بسیاری از محدثان اهل تسنن، فضایل خاندان پیامبر را انکار نکرده اند و این روایات را در کتاب های خود آورده اند که البته تعدادی از آنان در کتاب های رجال اهل سنت مانند میزان الاعتدال ذهبی، متهم به تشیع شده اند. از جمله آنها می توان از احمد بن حنبل – امام مذهب حنبلی – نام برد که در دو کتاب خود مسند و فضائل الصحابه، احادیث پر شماری درباره فضایل اهل بیت(ع) نقل کرده است. محمد بن جریر طبری – دانشمند بزرگ جهان اسلام – نیز اقدام به جمع آوری طرق حدیث غدیر کرده است.

همچنین کتاب هایی درباره مقتل امام حسین(ع) از سوی آنان نگارش یافته که نشان دهنده وجود عزاداری، در میان اهل سنت است؛ ازجمله آنها، مقتل الحسین نوشته خوارزمی (ق) و روضه الشهدا نوشته ملاحسین کاشفی (ق) که وی در مقدم کتاب خود، اشاره کرده که علت تألیف این کتاب، وجود مراسم سالیانه عزاداری در آن سامان است.

از عایشه بنت ابوبکر نقل شده است که گفت: حسین در حالی که به پیامبر وحی نازل می شد، به محضر وی درآمد و خود را روی شانه های آن حضرت(ع) انداخت. جبرئیل گفت: یا رسول الله! او را دوست می داری؟ فرمود: چرا پسرم را دوست نداشته باشم؟ جبرئیل گفت: امت تو بعد از تو او را خواهند کشت. جبرئیل دست خود را دراز کرد و مقداری خاک سفید به او داد و گفت: در این سرزمین، این پسر تو کشته می شود و اسم این سرزمین «طف» است. و چون جبرئیل از نزد پیامبر رفت، پیامبر از خانه خارج شد و در حالی که آن خاک را در دست گرفته بود و می گریست، فرمود: عایشه! جبرئیل به من خبر داد امتم پس از من، فریب خورده و پسرم حسین را در سرزمین طف خواهند کشت. سپس در حالی که گریه می کرد، به طرف اصحاب خود – که در میان آنان علی(ع)، ابوبکر، عمر، حذیفه، عمار و ابوذر بودند – رفت. آنان عرض کردند: یا رسول الله! چرا گریه می کنید؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد پسرم حسین بعد از من در سرزمین طف به شهادت می رسد و این خاک را به من داد و گفت: در همان جا به خاک سپرده خواهد شد. (هیثمی، ۱۳۸۷: ۹/۱۸۷)

حتی یکی از عالمان حنفی به نام محمد معین بن محمد امین السندی التقوی (ق) کتابی به نام قره العین فی البکاء علی الحسین (ع) تألیف کرده و در آن ثابت کرده است که برپایی عزا برای حسین(ع) مختص به شیعه نیست و درباره لزوم گریه برای امام حسین(ع) سخن گفته است.

با توجه به آن چه آمد، در ادامه این پژوهش بر آنیم که ضمن تشریح جایگاه اهل البیت(ع) به بررسی جایگاه قیام عاشورا و نقش ابوالفضل العباس(ع) در قیام حسینی از نگاه دانشمندان و محدثان اهل سنت بپردازیم.

۱. فضایل اهل بیت(ع) در نگاه اهل سنت

کسی که نسبت به شخصیت والای حضرت رسول اکرم(ص) و اهل بیت ایشان معرفت پیدا کند و به دریای علوم و معارف و به قدرت و ولایت آنان بنگرد، به پیروزی بزرگ و سعادت ابدی نایل آمده و تمام خوبی ها از آن او گشته است. ابی نعیم در حلیه الاولیاء از قول امام علی( و هیثمی در مجمع الزوائد از سلمان( و همچنین ابن حجر در صواعق محرقه آورده اند که امیرالمؤمنین امام علی( فرمود:

احدی از بشر هم سنگ اهل بیت نیست و نسبت رسول خدا(ص) به کل بشر همانند سر به بدن و اهل بیت نسبت به رسول خدا(ص) همانند جایگاه چشم نسبت به سر است؛ همان طور که بدن هدایت نمی شود مگر به وسیله سر، سر هم هدایت نمی شود، مگر به واسطه چشم. و در هر عصری از اعصار، مردان عادلی از اهل بیت من خواهند بود که تحریف گمراهان و آبروی کسانی که بی دینی را داخل دین می کنند می برند و با اعمال سلیقه ها، جاهلان را از دین دور می سازند. (اصفهانی، ۱۳۵۱: ۷/۲۰۱)

همچنین ابن حجر از رسول خدا(ص) روایت کرده است فرمود:

جبرئیل می گفت: من مشارق و مغارب زمین را زیر و رو کردم و مردی بالاتر از محمد( نیافتم و باز جست وجو کردم، دودمانی شریف تر از بنی هاشم ندیدم. (هیثمی، ۱۳۱۴: ۱۳)

ثعلبی نیز در قصص الانبیاء می گوید:

باب پنجم: در بیان آراستگی ها و زینت های کره زمین. .. یکی از زینت های برجسته زمین، سلسله جلیله انبیا( است و خداوند این انبیا را زینت داد با چهار پیغمبر: ابراهیم خلیل الله، موسی کلیم الله، عیسی وجیه الله و محمد حبییب الله؛ و پنجم از زینت های زمین، آل محمد (ص) است که عبارتند از علی، فاطمه، حسن و حسین(ع). (ثعلبی، ۱۲۹۴: ۱۴)

۱-۱. حب اهل بیت(ع) در میان اهل تسنن

حقیقت امر این است که عشق و علاقه به اهل بیت پیامبر اکرم(ص) ریشه در ایمان دینی مسلمانان دارد و ابراز محبت به آن حضرات، در بین مسلمانان آن اندازه گسترده و فراگیر است که با اطمینان کامل می توان گفت دوستی با اهل بیت(ع) یکی از وجوه اشتراک و اتحاد همه مذاهب اسلامی به شمار می رود. عشق و ولای آن حضرات اختصاص به مذهبی خاص ندارد؛ بلکه امت اسلامی اعم از اهل تسنن و تشیع به ایشان هم به لحاظ اتصال به پیامبر(ص) و هم به لحاظ فضایل شخصی عشق می ورزند و با نوشتن کتاب و مقاله و اقتدای در رفتار، این عشق را ابراز داشته و چنین اظهار علاقه ای را سبب تقرب به پیشگاه خداوند متعال می دانند و برای آن، اجر و پاداش اخروی را انتظار داشته و دارند.

ابن حجر در الاصابه روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود:

هر کس می خواهد عمرش طولانی شود و از آن چه خدا روزی اش کرده خیر ببیند، به اهل بیت من نیکی رساند که هر کس جانشین من در آنان نشود عمرش ناقص خواهد شد و روز قیامت با روی سیاه مرا خواهد دید. (ابن حجر، ۱۱۵۳: ۱/۱۴۴)

همچنین خطیب در تاریخ بغداد از قول پیامبر اکرم(ص) چنین نقل می کند:

شفاعت من برای شیعیان از امت من است؛ آنها کسانی هستند که اهل بیت مرا دوست دارند. (خطیب بغدادی، ۱۳۴۹: ۱۲/۲۳)

محدثان اهل سنت، درباره این مهم که اهل بیت (ع) امان و پناه امت اسلامی هستند، فضایل نقل کرده اند. حاکم در المستدرک علی الصحیحین از ابن عباس روایت کرده است که گفت:

رسول خدا(ص) فرمود: «ستارگان امان برای اهل زمین از غرق شدن هستند. اهل بیت من نیز امان امت از اختلاف اند. پس هر قبیله از عرب که با اهل بیت من دربیفتد، دچار اختلاف و حزب ابلیس می شوند.» این حدیث را ابن حجر نیز در صواعق آورده و آن را صحیح دانسته است. (حاکم نیشابوری، ۱۳۲۴: ۳/ ۱۴۹)

ابی نعیم در حلیه الاولیاء و هیثمی در مجمع الزوائد از ابن عباس آورده اند که گفت:

وقتی پسر صفیه – عمه رسول خدا(ص) – از دنیا رفت بر او گریه کرد، صدایش به صیحه بلند شد. رسول خدا(ص) نزدش آمد و فرمود: عمه جان! چرا این قدر می گریی؟ گفت: آخر پسرم مرده. فرمود: هر کس در اسلام داغ فرزند ببیند و صبر کند، خداوند برایش در بهشت قصری می سازد. صفیه ساکت شد و رفت.

در راه به عمر بن خطاب برخورد. عمر به وی زخم زبان زد و گفت: صدای گریه ات را شنیدم؛ قرابت تو با رسول خدا(ص) هیچ فایده ای برایت نداشت. صفیه دوباره گریه سر داد. رسول خدا(ص) شنید. از آن جا که بسیار دوستش می داشت و احترامش می کرد دوباره به سراغش رفت؛ پرسید: عمه جان! بعد از آن مژده که به تو دادم هنوز می گریی؟! گفت: این بار گریه ام برای فرزندم نیست، برای زخم زبانی است که عمر به من زد و چنین و چنان گفت. رسول خدا(ص) عصبانی شد و فرمود: ای بلال! مردم را برای نماز دعوت کن. مردم همه جمع شدند. رسول خدا(ص) به منبر رفت و فرمود: چه می شود مردمی را که می پندارند قرابت من برای کسی فایده ندارد؟ هر سبب و نسبی در روز قیامت منقطع است، الّا سبب و نسب من که در دنیا و آخرت گسیخته نمی شود. (اصفهانی، ۱۳۵۱: ۷/۳۱۴)

۲-۱. معاندان و مخالفان

فِرق اصلی اهل سنت به چهار شاخه اصلی حنفی، حنبلی، شافعی و مالکی تقسیم می شوند که به مرور زمان برخی از این شاخه ها به ده ها زیرشاخه تقسیم شده و هر کدام برای خود به مسلکی جداگانه با عقایدی خاص تبدیل شدند. وهابیت نیز یکی از فرقه هایی است که خود را منتسب به حنبلی ها می دانند؛ بدین معنا که وهابیت بسیاری از اعتقادات خود را از احمد بن حنبل و آرا و عقاید وی گرفته اند. با این حال، بسیاری از علمای حنبلی نیز وهابیت را فرقه ای جدا از خود قلمداد نموده و از نزدیکی به آن خود را مبرا کرده اند. برای نمونه، حافظ شمس الدین محمد بن احمد معروف ذهبی (مق) – دانشمند بلندآواز اهل سنت – که خود همانند ابن تیمیّه – مؤسس اصلی فرقه ضاله وهابیت – حنبلی مذهب بود و در علم حدیث و رجال سرآمد عصر خویش به شمار می رفت، در نامه ای خطاب به وی می نویسد:

ای بیچاره! آنان که از تو متابعت می کنند در پرتگاه زندقه و کفر و نابودی قرار دارند. .. نه این است که عمده پیروان تو عقب مانده، گوشه گیر، سبک عقل، عوام، دروغ گو، کودن، بیگانه، فرومایه، مکّار، خشک، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول نداری، آنان را امتحان کن و با مقیاس عدالت بسنج. (سخاوی: ۷۷)

پدر محمد بن عبدالوهاب که وهابیت از طرف وی جانی تازه گرفت و در حقیقت وی وهابیت را به طور رسمی تأسیس کرد، معتقد بود فرزندش گمراه است و مردم را از ارتباط با وی برحذر می داشت. (زینی، ۱۳۰۴: ۴۲)

جامعه اهل سنت نسبت به ابن تیمیه – که مؤسس این فرقه ضاله است – سه نظریه دارند:

۱. آنان معتقدند ابن تیمیه، مشبَهه بود. اهل سنت، مشبّهه را کافر می دانند؛ یعنی کسی که خدا را به مخلوق تشبیه کند. ابن تیمیه صراحت دارد که خدای عالم، دارای دست و پا و چشم و صورت است؛ مانند ابویعلی که گفته بود: خدای عالم همه چیز دارد و فقط دو چیز ندارد: ریش و عورت. (قزوینی، ۱۳۸۷: ۴۵)

. عده ای می گویند: او زندیق، ملحد و بی دین است؛ چون نسبت به نبی مکرم اسلام( جسارت کرده و می گوید: وقتی پیامبر اکرم(ص) از دنیا رفت، مات فات. پیامبر اکرم(ص) هیچ خاصیت و فایده ای ندارد و حتی برای خودش هم دفعِ ضرری ندارد؛ یعنی همان حرفی است که حجاج گفت: عصای من، ارزشش از پیامبر بالاتر است؛ چون با این عصا می توانم یک مار یا عقرب را بکشم، ولی وجود پیامبر از کشتن مار و عقرب هم عاجز است.

. عده ای هم ابن تیمیه را منافق می دانند؛ چون نسبت به امیرالمؤمنین جسارت کرده است. ابن تیمیه می گوید: علی بن أبی طالب در هفده مورد اشتباه کرد و خلاف قرآن فتوا داد و در تمام جنگ هایی که داشت، برای رسیدن به ریاست جنگید و از مصادیق این آیه شریفه است:

«تِلْکَ الدَّارُ الْآَخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ علُوًّا فی الْأَرْضِ وَ لَا فَسَادًا وَ الْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ». (قصص: )

آیا بغض از این بالاتر؟

در صحیح مسلم آمده است که پیامبر اکرم(ص) در مناقب امام علی(ع) فرمود:

لا یحبه إلا مؤمن و لا یبغضه إلا منافق. (نیشابوری: ۶۰)

شما کدام سنی را می شناسید که چنین اعتقاداتی داشته باشد و این خود به خوبی روشن می کند که این فرقه ضاله تا چه اندازه با اهل سنت فرق می کند. از این رو در کلامی از مولوی عبدالرحیم رضوی – یکی از علمای کنونی اهل سنت – به چند نکته مهم اشاره می کنیم که از زبان یک عالم سنی به ماهیت اهل سنت پی ببرید. وی می گوید:

تفاوت نظری و فکری این فرقه با اهل سنت زیاد است. وهابیون در همه عقاید اسلامی با اهل سنت و بالجمله با مسلمانان تفاوت و اختلاف زیادی دارند. برای مثال، زمانی که انگلیس، وهابیت را در بلاد حرمین شریفین به راه انداخت، آنها بیشتر علمای حرمین را که اهل سنت بودند، به شهادت رساندند و همه آثار دینی و فرهنگی مسلمانان را و از جمله بارگاه های ملکوتی جنت البقیع را که مقبره ها و عمارت هایی داشتند و حتی خود ضریح حضرای حضرت رسول(ص) را هم خواستند تخریب نمایند که موفق نشدند. تاریخ گواه است که آنها خون همه امت اسلامی را مباح می دانستند به جز پیروان خود. آنها در راه کفر و علیه اسلام قیام کردند تا علمای اهل سنت واقعی، فرهنگ دینی و اعتقادی مسلمانان را از بین ببرند که امروز اعتقادات سوء آنها بر همگان شناخته شده است. بنابراین در طرحی جدید تصمیم گرفتند این فرقه را با نام های دیگری به میدان بیاورند که متأسفانه در کشور های اسلامی و در بین مسلمانان نفوذ کردند.

۲. قیام حسینی در کتب اهل سنت

بیشتر اهل سنت از موافقان و تأیید کنندگان قیام حسینی هستند و بر این باورند که قیام امام حسین(ع) و خاندان و یارانش برحق و صحیح بوده است. از بین قدمای این گروه می توان به ابن عماد، تفتازانی، ابن جوزی، خوارزمی، ابونعیم اصفهانی و… اشاره کرد. عباس محمود عقاد مصری، نویسنده کتاب الحسین ابوالشهداء می گوید:

«شجاعت» صفتی است که از شخصی مانند حسین(ع) عجیب نیست؛ زیرا شجاعت از او مانند ظهور طلا از معدن آن است. یعنی حسین(ع) معدن شجاعت است و این، فضیلتی است که آن را از پدران و نیاکان به ارث برده و برای فرزندان خود به یادگار گذاشته است. البته در میان فرزندان آدم، کسی در شجاعت قلب و قوت روحی، شجاع تر از حسین(ع) در مقایسه با آن چه او در کربلا بدان اقدام کرد، پیدا نمی شود. برای او همین بس که در طول صدها سال تاریخ دنیا، او همچنان شهید، فرزند شهید و پدر شهیدان باقی مانده است. (عقاد، ۱۳۸۷: ۱۹۵ – ۲۸۰)

بسیاری از بزرگان و محدثان اهل تسنن نیز درباره حادثه عاشورا قلم فرسایی کرده اند و می توان گفت کمتر از علمای شیعه به این مهم نپرداخته اند. در بحث موافقان نهضت حسینی، به برخی از آنان می پردازیم.

۱-۲. موافقان نهضت عاشورا

بسیاری از اندیشه وران و بزرگان اهل سنت، واقعه عاشورا و قیام حسینی را تأیید کرده اند و حتی در این باره کتاب هایی نفیس نوشته اند؛ از آن جمله ابوالحسن اشعری (م۳۲۴ ق) – پیشوای مکتب اشاعره – می گوید:

چون ستمگری یزید از حد گذشت، امام حسین(ع) با یاران خود علیه بیداد او قیام کرد و در کربلا به شهادت رسید. (اشعری: ۴۵)

علامه آلوسی (م۱۲۷۰ق) – مرجع و مفتی اهل سنت عراق – در تفسیر روح المعانی ذیل آیه شریفه «فَهَلْ عَسَیتُمْ إِن تَوَلَّیتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکمْ * أُولئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ…» (محمد/۲۲ -۲۳) از احمد بن حنبل – پیشوای مذهب حنابله – نقل می کند که عبدالله – پسر احمد بن حنبل – از وی در باره لعن یزید سؤال کرد. او در پاسخ گفت: «کیف لایلعن من لعنه الله فی کتابه؛ چگونه لعن نشود کسی که خدا او را در کتابش لعنت کرده است؟» عبدالله پرسید: من کتاب خدا را خواندم، ولی لعن یزید را ندیدم! ابن حنبل در پاسخ، آیه شریف «فَهَلْ عَسَیْتُم. ..» را خواند و آن گاه گفت: «أی فساد و قطیعه أشد مما فعله یزید؛ چه فساد و قطع رحمی از فسادی که یزید مرتکب آن شده، بالاتر است؟» (آلوسی، ۱۳۸۹: ش۲۸/۳۰)

آلوسی بعد از نقل آن سخنان می گوید:

در لعن یزید توقف نیست؛ چون اهل کبائر و دارای اوصاف خبیثه بود و بر مردم مدینه ظلم و تعدی کرد و حسین(ع) را کشت و به اهل بیت اهانت کرد. (همو: ۳۱)

همچنین ابن خلدون گفته است:

نمی توان گفت یزید هم در کشتن امام حسین(ع) اجتهاد کرد، پس بی تقصیر است; چون صحابه ای که با امام حسین(ع) در قیام شرکت نکرده بودند، هرگز اجازه قتل حضرت را نداده بودند. این یزید بود که با امام جنگید. این عمل یزید، نشانه فسق اوست و حسین(ع) در شهادتش مأجور است، در حالی که یزید از عدالت به دور بوده و حسین(ع) علیه یک حاکم ظالم قیام کرده بود. (ابن خلدون: ۴۵)

دکتر طه حسین (م۱۹۷۳م) – ادیب، نویسنده و ناقد معاصر اهل سنت – معتقد است:

از آن جا که حسین از یک سو، مسئول حفظ دین و از سوی دیگر، آزاده و قهرمان است، هرگز نسبت به بیعت خواهی یزید، سر تسلیم فرود نخواهد آورد. پس برای رسیدن به هدف خود، باید به هر کار مشروعی دست می زد. بنابراین، برای دوری از امر بیعت، به کوفه روی آورد و شها

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *