تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی شامل 77 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مدیریت عرفانی :

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون (سوره آل عمران آیه ۱۶۹)

آنها با گذر از حیات خاکی برای رسیدن به جوار قرب باری تعالی، به حیاتی بار می یابند که عامل تداوم آن حیات جز روزی نیست که از نزد خداوند به آنها می رسد، و این پاداشی است که توصیف عظمت آن در خور قلم قاصر حقیر نیست. از طریق چنین فداکاری هاست که انسان مراتب تکامل را طی می کند و به حیات برجسته تری مشرف می شود. چنانکه خداوند می فرماید:

هر کس از مرد و زن که عمل صالح را در حال ایمان بجا آورد پس او را به حیات مطلوبی زنده می کنیم. (سوره انعام آیه ۷۵)

عارف علاوه بر آن که خود به حیات تازه ای رسیده است، دیگران را نیز بدین حیات فرا می خواند و با ایثار خویش مانع از این می شود که ما در گهواره دنیا به خواب غفلت رویم و از شیر مسموم شیطان ارتزاق کنیم.

گهواره شود دنیا

لای لای دهد شیطان

چنانکه امام حسین علیه السلام با نثار جان خود و عزیزان خویش و به قیمت اسارت اهل و عیال خود، چنان روحی در کالبد نیمه جان انسانیت دمید که تداوم مسیر حق و حقیقت تا به امروز مرهون چنان، از خود گذشتگی ای است.

علم الاسماء شده تفسیر با خون حسین

ور نه کس آگه نبود یک نکته از معنای عشق

مرغ جان آدمی در کوی جانان کی رسد

تا پرو بالش نسوزند در گرمای عشق

تواضع و مدارا در اخلاق اسلامی معانی مختلفی یافته است. اما تواضع و نرم خویی نسبت به دیگران معنا پیدا می کند. و در باب تعامل است و بر وزن تبادل و به عبارت دیگر تواضع صفت فعل انسان است. مولا امیرالمؤمنین به محمد بن ابو بکر می فرمایند:

اخفض جناحک لرعیتک[۱]

بال های مهرت را برای زیر دستانت بگشا

این توصیه به تواضع است، یعنی انسانی که موقعیت و مدیریتی می یابد، نباید خود را در موقعیتی برتر احساس کند و از همدردی و معاشرت با زیردستانش خودداری کند، و در برطرف کردن نیازهای دیگران کوتاهی ورزد. در روایات اسلامی مدیر باید زندگی خود را مطابق زندگی زیردستان خود تنظیم کند، و از یاد و توجه به آنها غفلت نورزد. این عمل به عنوان معیاری برای تواضع یک مدیر در نظر گرفته شده است. چنانکه وقتی عده ای به مولا علی علیه السلام اعتراض کردند که چرا تو به طعام حقیری چون نان و نمک قناعت می کنی، در حالی که شأن و اقتضای اجتماعی تو بیش از این است.

فرمودند: «اگر این گونه سلوک نکنم، از یاد فقرا غافل می مانم». ایشان هنگامی که به قصد عیادت ابن زیاد حارثی به خانه بزرگ و پرجلال او وارد شدند، در آجا جلوس نفرمودند و خطاب به او گفتند:

وای بر تو، من مانند تو نیستم، همانا خدای تعالی بر امامان عدل واجب فرموده است که خود به شیوه ضعیف ترین مردم زندگی کنند تا فقر فقیر باعث ستمکاری آنها نشود.[۲]

شهید چمران نیز با پیروی از تعالیم امام علی علیه السلام می گوید: «خدایا تو را شکر می کنم، که مرا از میان مستکبرین و مترفین غرب نجات دادی، و با محرومترین و مستضعفترین ستمدیدگان دنیا محشور کردی، تا اگر نتوانم دردشان را دوا کنم لااقل در درد و غمشان شریک باشم».[۳]

چنین عملکردی در مسیر زندگی عارف ناشی از این ادراک متعالی است، که عارف امکانات شرایط و قابلیت های فردی و اجتماعی را که در اختیار دارد. از آن خود و برای خود و در خدمت خود، نمی داند، عارف حقیقی می داند که آنچه امروزه در اختیار اوست، امانتی است از جانب خدا و عامل ابتلا و امتحان اوست. هرگز چنین امکاناتی غرور و تکبر او را برنمی انگیزد، و باعث نمی گردد که او به اسباب و علل اتکاء کرده از مسبب الاسباب غفلت ورزد. از سوی دیگر ادراک عارف و انگیزه های او از سطح تمایلات سخیف دنیوی فراتر رفته و حقایقی را می بیند که گوش و چشم های دنیابین از رؤیت آنها ناتوانند. لذا هرگز به خود اجازه نمی دهد که موقعیت های دنیوی او را از حقایق معنوی منصرف کند، و به پرتگاه تباهی بکشاند. عارف دنیا را گذرگاهی می داند، که انسان های زیرک و آگاه از آن توشه برمی گیرند، تا به مراتب بالاتر حیات نایل آیند. لذا عارف بیدار دل هرگز دل به موقعیت های چند روزه دنیا نمی بندد، و در کسب مقامات و موقعیت های معنوی همت گماشته است، این دیدگاه وسیع در عارف مانع از این می شود که خویشتن را در مقابل دیگران قدرت برتر احساس کند و در مقابل آنها به رفتارهای متکبرانه بپردازد. اگر چنین دیدگاهی بر نظام مدیریتی یک اجتماع حاکم شود، دیگر مدیری بخود اجازه نمی دهد تا موقعیت خود را وسیله ای برای چپاول دارایی های اجتماع قرار دهد، و علاوه بر آن به خود این اجازه را بدهد که به دیگران فخر بفروشد. اگر در مدیری چنین دیدگاهی جایگزین شود، آن مدیر دفاع از حریم دین و ارزش های معنوی را وظیفه خود می داند، چرا که او خود و خواهش های نفس خود را هرگز بهانه ای برای نادیده گرفتن ارزش های دینی نمی داند، زیرا به شأن و جایگاه الهی و احکام او واقف است، و کسی که خود را کوچکتر از آن می داند، که در مقابل انسان ها تکبر به خرج دهد، به طور اولی چنین شأنی را برای خدای متعال و احکام او نیز قایل است. در حقیقت باید گفت ظرف تجلی ایثار تواضع است. برای تعیین ایثار افراد باید میزان تواضع و دیانت آنها را بسنجیم. بنابراین تواضع انسان ها بالاخص در پیشگاه الهی گویای عمق معرفت آنان است، چنان که امام حسین علیه السلام در پیشگاه خدا می گوید: «خدایا من در مقابل تو ذره ای بیش نیستم بلکه از ذره هم کمترم». و این سخن در کلام رسول خاتم(ص) به این صورت جلوه می یابد:

«ما عرفناک حق معرفتک و ما عبدناک حق عبادتک»

تو را نشناختیم آن گونه که شایسته شناخت تو بود و تو را عبادت نکردیم آن گونه که شایسته عبادت تو بود.

شهید چمران نیز در مقابل خداوند متواضعانه ابراز می دارد:

«خدایا عذر می خواهم از این که در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم… و خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند، و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل به حساب آورد.»[۴]

سومین معیار تواضع، نرم خویی و مدارا با مردم است. نرم خویی وسیله ای کارآمد در جلب و جذب مردم است.

انک لعلی خلق عظیم.

داشتن گرایشات عرفانی، در شکل بخشیدن به چنین شاکله ای بسیار مؤثر است زیرا عرفان در مسیر تلطیف روح و روان انسان، و ایجاد دیدگاه توحیدی در انسان گام برمی دارد. انسانی که به نگاه عارفان برسد، همه چیز در پیشگاه او جلوه ای از جلوات محبوبش به نظر می رسد و عاشق با هر چیزی که رنگ و بوی محبوبش را بدهد، عاشقانه برخورد می کند. لذا در مواجهه با بندگان خدا، در آنها سراغ محبوبش را می گیرد و لاجرم با چنین دیدگاهی حتی در مقابل بدی های آنها نیز راه و رسم نیک پیشه می سازد. این نحو برخورد بزرگوارانه در توصیه های پیشوایان دین و در سیره و سلوک آنها نمود ویژه ای دارد، که گویای اهمیت آن در تعالی بخشیدن به نفس آدمی است، تا آنجا که خداوند در قرآن می فرماید:

«خوبی و بدی یکسان نیستند، اعمال را با آنچه که آن بهترین است پاسخگو، حتی در ارتباط با کسی که بین تو و او دشمنی است گویی که او دوستی مهربان است. و هیچکس توان تحمل این تکلیف را ندارد مگر صابرانی که از بهره عظیم برخوردار باشند.»(سوره فصلت آیات ۳۴ و ۳۵)

روا داری با مردم امری فراتر از نرمخویی است، زیرا نرمخویی بیشتر به توحید فعلی مربوط است و رواداری به توحید صفاتی و ذاتی، زیرا عارف خود را یک مفهوم جدا از پیکر هستی نمی بیند، که درد دیگران و درمان آنها را جدا از خود بداند، عارف به باطن هستی وارد شده است، و عالم را می بیند که در بطن خود با جوش و خروشی وصف ناپذیر عاشقانه به سوی خدا در حرکت است، و خود را می بیند، که چون قطره ای در دریای بی کران الهی به سوی او در حال سیر است. لذا عارف بی تکبر و غرور با فقیران و دردمندان و زیردستان خویش معاشرت می کند با آنها از یک کاسه می خورد و می آشامد دردها و سختی های آنها را درک می کند بلکه به دلیل این که خود را از آنها جدا نمی بیند با آنها درد می کشد و سختی می بیند، این مقام بسیار بزرگ متعالی است که در سایه ادراک توحید ذاتی و صفاتی برای عارف قابل حصول کامل می شود. امیر المؤمنین شب ها گرسنه می خوابید، و خوابش نمی برد تا با گرسنگی کشیدن بتواند با گرسنگان هم دردی کند. شهید چمران می گوید:

«خوش دارم که مجهول و گمنام به سوی زجر دیدگان دنیا بروم و در رنج و شکنجه آنها شرکت کنم، همچون سربازی خاکی در میان انقلابیون آفریقا بجنگم تا به درجه شهادت نایل آیم. خدایا تو می دانی که من هیچگاه از دردمندان روی برنمی تابم، هنگامی که یتیمی دل شکسته احتیاج به محبت دارد، من سراپا لطف و محبت می شوم، هنگامی که بیوه زنی اشک حسرت می ریزد، و آه سوزان از ضمیرش برمی کشد، من نیز همه وجودم اشک و آه می شود. و در خدمت به او می سوزم و می جوشم، و از هیچ کمکی مضایقه نمی کنم، هنگامی که شیپور خطر به صدا درمی آید، و ترس و وحشت بر همه جا سایه می افکند و هر کس برای پناهگاهی به من رجوع می کند، من سینه خود را سپر بلا می کنم، و همه را در آغوش وجود خویش جای می دهم، و لحظه ای از مقابل خطر نمی گریزم…»[۵]

عشق به خدمت

خدمت در بینش عارف فراتر از حس مسئوولیت پذیری و انجام وظیفه است، بلکه عارف خدمت به دیگران را به صورت یک میل و انگیزه ای الهی و قلبی در جان خویش می پرورد، تا جایی که انفاق و هم دردی با دیگران و تأمین حوایج آنها نوعی نیاز برای مدیر عارف تلقی می شود، او همانند آب که به رفع عطش تشنگان مشتاق است، به رفع حوایج نیازمندان اشتیاق دارد، و این خصیصه جزو طبیعت و جبلت او شده است. بنابراین میل او به خدمت و خدمت رسانی بیش از حاجت حاجتمندان به سوی اوست. لذا او در پی نیازمندان مشتاقانه می گردد تا نیازشان را رفع کند. شهید چمران می فرماید:

«من مسئوولیت تام دارم… چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم، به مردگان روح بدمم، تشنگان حق و حقیقت را سیراب کنم. ای خدای بزرگ من این مسئوولیت تاریخی را در مقابل تو، به گردن گرفته ام و تنها تویی که ناظر اعمال منی و فقط تویی که به تو پناه می جویم و تقاضای کمک می کنم»[۶]

این نحو مواجهه با نیازمندان حقیقت انفاق قرآن است، بنابراین انفاق گذشته از بار معنوی بالایی که دارد، دارای بار عاطفی و اخلاقی نیز هست. یعنی عارف فقط احتیاج محتاجان را برآورده نمی کند، بلکه با درد آنها هم درد می شود با آنها می گرید، می نالد و گرسنگی، تشنگی، درد و مرض و… را تحمل می کند. به همین دلیل وقتی از مولا امیر المؤمنین پرسیدند که شما چرا این قدر زندگی را بر خود سخت گرفته اید، در پاسخ می فرمایند: «شاید نیازمندی در حجاز یا یمامه باشد که با احتیاج خود روزگار می گذراند، او باید بداند که در بلاد اسلامی یک نفر هست که با او همدرد است و او امیرالمؤمنین است.»

عارف اگر نتواند، احتیاج نیازمندی را به هر دلیل برآورده کند، همدردی با محتاجان را حق مسلم آنها بر گردن خویش می داند، لذا با آنها درد می کشد، گرسنگی تحمل می کند و…

چنین بینشی برای مولا امیر المؤمنین علیه السلام در حالی وجود دارد که ایشان به عنوان خلیفه مسلمانان بر امپراطوری اسلام حکم می راند و این توانایی را دارد، که از بهترین تمتعات دنیوی بهره مند گردد، چنانکه می فرمایند:

«اگر می خواستم می توانستم از عسل مصفا و مغز گندم تغذیه کنم و از ابریشم جامه بپوشم اما دور است از من که هوای نفسم بر من غلبه کند و مرا به سوی انتخاب غذاهای گوناگون هدایت نماید در حالی که شاید در حجاز و یمامه کسانی باشند که آرزوی قرص نانی را هم نمی توانند بکنند، و سیری را در عمر خود بخاطر ندارند. یا با شکم سیر بخوابم در حالی که در اطراف من شکم های خالی و جگرهای سوخته آرمیده اند.»[۷]

شهید چمران نیز بر همین اساس می فرمایند:

«من ناله دلخراش یتیمان دل شکسته ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *