تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام شامل 104 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتمان و زمانه سیاسی امام موسی کاظم علیه السلام :

طرح مسئله

یکی از جنبه های زندگانی امامان معصوم(ع) مواضع مختلف سیاسی آنان در تاریخ است. گاه امامی در برابر حوادث و رویدادهای دوره امامت خود، سکوت اختیار می کرد. امامی دعوت مردم و اصرار آنان برای تشکیل خلافت را می پذیرفت و امامی دیگر، از پذیرش دعوت آنان خودداری می کرد. امامی در برابر ظلم و ستم و بدعت ها قیام می کرد و امامی دیگر از قیام کناره می گرفت و به فعالیت های فرهنگی و علمی می پرداخت. اینها مسائلی هستند که همواره ذهن شیعیان و هر انسان اهل فکر و نظر را به خود مشغول می دارد. هرچند هر حرکت و عمل امام معصوم، از نظر کسانی که معتقد به منزلت ویژه او هستند و جایگاه والای او را می شناسند و علم، حکمت و هدف داری حرکت امام را درک می کنند، مبرای از خطا و مبتنی بر حکمت است؛ اما برای کسانی که شیعه نیستند، کنش و واکنش های به ظاهر متضاد و متناقض امامان نیاز به بررسی و نقد دارد، تا بتوان پاسخی اقناعی داد. پاسخ اجمالی به مسئله مذکور این است که حیات و مواضع همه افراد و آحاد جامعه انسانی، اولاً تابع اصول و قواعد اساسی و ثابت است، و ثانیاً تابع مقتضیات و متغیرات زمان و مکان. زندگی امامان معصوم نیز مستثنی از این دو قاعده نیست. یعنی بر اصول و مبانی ثابتی استوار بوده که در این صورت روح واحدی بر زندگی آنان حاکم بوده و یا اینکه زندگی و مواضع آنان تابع مقتضیات و متغیرات زمان و مکان بوده است. چنانکه زندگی و مواضع آنان بر اصول و قواعد ثابت استوار بوده باشد، هیچ اختلاف و تفاوتی در سیره و زندگانی و مواضع آنان وجود ندارد؛ اما چنانکه تابع شرایط و مقتضیات زمان و مکان بوده باشد، اختلاف و تفاوت در مواضع آنان به سبب شرایط و متقضیات زمانی و مکانی امری اجتناب ناپذیر است و همین امر، گاه این تلقی را به وجود آورده که گویا امامی نسبت به امام دیگر اقداماتی متفاوت داشته است. درحالی که چنین نیست و اصل و حکمتی که مقتضی رفتار خاص یک امام در یک دوره خاص بوده، به عینه در رفتار امامی دیگر متجلی است.[۱] اما با وجود همه مطالعات انجام شده درباره زندگانی امامان شیعه(ع)، نقش اصول و مبانی ثابت از سویی و مقتضیات زمان و مکان از سویی دیگر چنان که باید و شاید مورد بررسی و مداقه قرار نگرفته است و توجه این دو امر مهم از ضرورت های پژوهش درباره تاریخ زندگانی و سیره آنان است.

پژوهش پیش رو به روش توصیفی تحلیلی در صدد طرح و بررسی موردی این مسئله است که بین گفتمان سیاسی شیعه و عباسیان و نیز مقتضیات زمانه و مواضع سیاسی امام موسی کاظم(ع) (امامت: ۱۸۳ ۱۴۸ ق)، چه تناسب و تعارضی وجود داشت که در عین اتخاذ سیاست تقیه و کناره گیری سیاسی از سوی امام، سرانجام حضرت زندانی شد و به شهادت رسید. پیش از ورود به بحث اصلی، ضروری است دو مفهوم اصلی این پژوهش یعنی گفتمان سیاسی امامان معصوم شیعه(ع) و عنصر زمانه تبیین گردد.

تبیین مفاهیم اساسی

۱. گفتمان سیاسی امامان معصوم شیعه(ع)

برای گفتمان[۲] معانی گوناگونی وجود دارد که با توجه به کاربرد آن در حوزه های مختلف علمی، می توان نقش و کاربرد خاصی برای آن در نظر گرفت. این مفهوم که در تئوری های معاصر به یکی از پیچیده ترین و بحث برانگیزترین مسائل تبدیل شده و به گفته تئون ون دایک، مفهوم آن مانند مفاهیمی چون زبان، ارتباط، تعامل، جامعه و فرهنگ، اساساً مبهم است، در علوم مختلف به گونه ای طراحی شده که گویی بدون وجود آن، امکان درک و راه یابی به عمق مسائل علمی امکان پذیر نیست و گفتمان حاکم بر هر بحث علمی، خود تعیین کننده بخشی از هویت آن است و بدون آن نمی توان واقعیت مسائل را به گونه ای که باید باشند، درک نمود.[۳] ازاین رو، برای روشن شدن مفهوم گفتمان مد نظر در این مقاله، گفتمان سیاسی امامان معصوم شیعه(ع) تبیین می گردد.

تاریخ زندگی سیاسی امامان معصوم شیعی مؤید این معناست که آموزه ها و مواضع سیاسی آنان بر دو قاعده و اصل، یکی ثابت و دیگری متغیر استوار بود. بدون نظر داشت این دو قاعده، مطالعه زندگانی آنان غیر ممکن است و به افراط و تفریط منجر خواهد شد. مؤید این معنا، سخن ره یافت شناسانه امام علی(ع) است که فرمود: «لَاتَرَی الجَاهِلَ الّا مُفرطاً اَو مُفَرطاً» «جاهل را نبینی جز آنکه کاری را از اندازه فراتر کشاند و یا بدانجا که باید نرساند.»[۴] علت این افراط یا تفریط گری هم جز جهل نیست. بنابر این، جهل سبب می گردد که انسان همواره به افراط یا تفریط گراید و از درک حد وسط امور باز ماند.

اساساً گفتمان دینی در تبیین و تکلیف زندگی بشر، بر این دو اصل ثابت و متغیر استوار است، ازجمله مؤیدات آن این آیات است: «… وَ ما آتاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقاب؛… و هر دستوری که رسول به شما داد بگیرید و از هر آنچه نهیتان کرد آن را ترک کنید و از خدا بترسید که خدا عقابی سخت دارد.»[۵] «… إنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بقَوْم حَتَّی یغَیرُوا ما بأنْفُسِهم…؛… و خدا نعمتی را که نزد گروهی هست تغییر ندهد، تا آنچه را که ایشان در ضمیرشان هست تغییر دهند،…»[۶]

در این گفتمان اصول ثابت که ماده اصلی در هدایت حیات انسانی است، از نصوص کتاب و سنت اخذ می شود و اصول متغیر زمانی و مکانی که صورت و ملزوم تاریخ بشر است، تابع مقتضیات تاریخی است که خود دو وجه دارد: یکی اصول متغیر غیرحقیقی که به زمان و مکان خاصی متعلق است و دیگری اصول متغیر، حقیقی که تابع مصالح و مفاسد ثابت انسانی است. این اصول متغیر، حقیقی است که باید همسو و منطبق با اصول ثابت دیده شود و نه اصول متغیر غیرحقیقی. بر مبنای چنین قاعده ای بود که امامان معصوم شیعی اصول و خطوط و اهداف ثابتی داشتند که آن را از کتاب و سنت اخذ می کردند، اما مواضع خود را در مواجهه با اصول متغیر زمانی و مکانی، بر آن اصول و اهداف منطبق می ساختند.

به عبارت دیگر مواضع آنان تابع اصول متغیر و مصالح غیرحقیقی زمانه نبود، بلکه تابع اصول متغیر و مصالح ثابت حقیقی بود. برای مثال در حوزه اندیشه سیاسی، تشکیل نظام اجتماعی براساس ایده امت اسلامی، بدون مرزبندی های نژادی، قومی، قبیله ای و تشکیل حکومت مطلقه دینی[۷] برپایه حاکمیت الهی و نه انسانی، مبنا و هدف اندیشه سیاسی آنان بود. و این دو محقق نمی شد و نمی شود، مگر با تربیت و تعلیم و رشد همه جانبه انسانی. بنابراین، آنان همواره مبلغ چنین گفتمان و چارچوب و طرحی بودند و جهت فراهم آوردن آن جهاد می کردند. ازاین رو، تکلیف خود را نه در هماهنگی با زمانه و یا کناره گیری از آن، بلکه در ماندن با آن و تحول در آن می دیدند. به قول خواجه عبدالله «زهی سعادت مردانی که مرد اند و از اشغال زمانه فرداَند.»[۸]

براین اساس امامان معصوم(ع) به دلیل معرفتی که به کنه حقایق دینی داشتند، رویکرد اصول گرایی به دین داشتند؛ یعنی کشف و تبیین اصول ثابت دینی و براساس همان اصول ثابت هم موضع گیری می کردند. مؤید این مطلب حدیث شریف امام صادق(ع) است که فرمود: «إنَّمَا عَلَینَا أنْ نُلْقِی إلَیکمُ الْأ صُولَ وَ عَلَیکمْ أنْ تُفَرِّعُوا.»[۹] همین معنا در کلام امام رضا(ع) نیز آمده است که فرمود: «عَلَینَا إلْقَاءُ الْأ صُول إلَیکمْ وَ عَلَیکمُ التَّفَرُّع.»[۱۰] خلاصه اینکه معصومین(ع) چنین گفتمانی از دین و به ویژه از اندیشه و فرهنگ سیاسی اسلام داشتند و آن را تبلیغ می کردند و تعلیم می دادند؛ گفتمانی که در تضاد و تقابل با گفتمان حاکم بر زمانه سیاسی اموی و عباسی بود. گفتمانی که بر حفظ وضع موجود اجتماعی و ماهیت قدرت و حکومت خاندانی استوار بود و اصرار داشت. این دو گفتمان، به صورت دو جریان متعارض و متقابل در طول تاریخ اسلام، از رحلت رسول خدا(ص) به بعد در چالش مستمر بر فضای سیاسی اجتماعی جهان اسلام سایه گستر بوده اند. ازاین رو، به همان شدّتی که امویان در موضع دشمنی و رقابت آشکار با امامان معصوم شیعی بودند، عباسیان هم به همان شدّت موضع دشمنی و رقابت داشتند.

۲. مفهوم زمانه

مفهوم اساسی دیگر این پژوهش زمانه است. با ارائه تعریفی روشن از آن، می توان هم رخدادهای تاریخی را توصیف و تحلیل کرد، و هم نشان داد که غفلت از فهم عنصر زمانه، سبب می شود که اسباب و عوامل رخدادها و احوال اشخاص، به درستی شناخته نگردد. در کتاب های لغت فارسی، زمان به معانی فوت، موت، مرگ، لحظه، عهد، دوره، عصر و روزگار آمده است.[۱۱]

اما زمانه که در متون ادب، به همان معانی زمان همچون روزگار، دوره، عهد، اجل، مرگ، عمر و… معنا شده است،[۱۲] در دو دهه اخیر در زبان فارسی و در حوزه ادبیات تاریخی در معنای اصطلاحی خاصی کاربرد پیدا کرده است، اما تاکنون تعریف مشخص و روشنی از آن به دست داده نشده است.

در کاربرد جدید ادبیات تاریخی، این واژه را می توان به مفهوم خاص چنین تعریف کرد: «مقتضیات، شرایط و اوضاع خاص زمانی و مکانی که چگونگی و سیر رویدادها را رقم می زند و بر احوال اشخاص خواسته و ناخواسته تأثیر می گذارد.» شهید مطهری نیز مقتضیات زمان را به مقتضیات محیط و اجتماع و زندگی بشر تعریف کرده است.[۱۳]

فضای سیاسی زمانه پس از سقوط امویان

با سقوط امویان در ۱۳۲ ق دوره حاکمیت بلامعارض بداوت عربی بر جهان اسلام، به فرجام رسید، و دوره ای آغاز شد که مشارکت در قدرت و ساختار سیاسی دولت، خواسته همه اعراب، ایرانیان، خاندان ها و فرقه هایی بود که هر یک به نوعی در براندازی امویان سهم داشتند. اما دوره خلافت سفاح در۱۳۶ ۱۳۲ ق، به پاکسازی عوامل و آثار سیاسی بر جای مانده از دوره اموی سپری گشت. در عین حال سیاست تصفیه دگراندیشان از حاکمیت خاندان عباسی از همین زمان آغاز شد و ابوسلمه خلال که زمام دعوت عباسیان را قبل از پیروزی در دست داشت و پس از پیروزی بر امور، مسلط بود، به دلیل اتهام گرایش به آل علی(ع)، با دسیسه خاندان عباسی و به دست فرستاده ابومسلم، مرار بن انس ضبّی در رجب ۱۳۲ ق کشته شد.[۱۴] با به خلافت رسیدن منصور در ۱۳۶ ق آتش رقابت و حسادت میان مدعیان و رقیبان اصلی قدرت، یعنی اعضاء خاندان عباسی، ایرانیان و علویان زبانه کشید. نخست عبدالله بن علی، عموی منصور که چشم به خلافت داشت و از برادر زادگانش ابوالعباس و منصور که تمایل شدید به ایرانیان داشتند، ناخشنود بود، سر به شورش بر داشت،[۱۵] وی با اعزام سپاه خراسانی به فرماندهی ابومسلم از سوی منصور شکست خورد و فرار کرد و از صحنه خارج شد.

پس از سرکوب شورش عبدالله بن علی، رقابت میان دو عنصر قومی عرب و ایرانی که پیدایش و پیشبرد دعوت عباسی تا سقوط دولت اموی را بر دوش کشیده بودند، از همان آغاز تشکیل دولت عباسی نمودار گردید. ابومسلم خراسانی که بر ایالات شرقی و مرکزی ایران به استقلال، فرمان می راند، نماینده خواسته ها و حقوق از دست رفته و استقلال طلبی ایرانیان، از ستم و تبعیضی بود که در عصر امویان بر آنان رفته بود. ابوالعباس و منصور عباسی، دو خلیفه اول و بنیان گذار دولت عباسی نیز به عنوان نمایندگان عنصر قوم عرب، سیاست حفظ سیادت و استیلای سیاسی اعراب را اتخاذ کردند. از آنجا که با سقوط دولت ساسانی و سلطه اعراب مسلمان بر سرزمین ایران، هویت و استقلال سیاسی ایرانیان از دست رفته بود و هنوز خاندان ها و شخصیت های نوخاسته ای که بتوانند متناسب با تغییرات و تحولات عمیق و گسترده اجتماعی سیاسی نوین، جامعه ایرانی را براساس اعتقاد و اندیشه سیاسی وحدت بخشی رهبری کنند، پدید نیامده بود و سایه حاکمیت سیاسی اسلام و اعراب همچنان بر ایران و ایرانیان سنگینی می کرد، ابومسلم در رقابت سیاسی با عباسیان، نتوانست مقبولیت سیاسی فراگیری، میان ایرانیان و اعراب ساکن در ایران به دست آورد و پس از رویدادهایی چند، با دسیسه منصور در ۲۵ شعبان ۱۳۷ ق به قتل رسید.[۱۶] هرچند در واکنش به قتل ابومسلم، قیام ها و شورش هایی همچون سنباد، راوندیه و استادسیس بر پا شد؛ اما به همان دلایلی که ابومسلم ناکام ماند، این شورش ها نیز به فرجام نرسید و ایرانیان، ناخواسته تحت سلطه اعراب عصر عباسی باقی ماندند. با این تفاوت که با خاندان عباسی در ساختار سیاسی شریک شدند.

اصلی ترین رقابت فکری و سیاسی پس از سقوط خلافت اموی، بین خاندان عباسی و علویان رخ نمود. زیرا، این علویان بودند که بنا به مستندات قرآنی و حدیثی، پس از رحلت رسول خدا(ص) ادعای حق خلافت آن حضرت را داشتند. موضوع ولایت و امامت امامان معصوم شیعی نقطه محوری گفتمان اندیشه سیاسی دینی همه علویان و شیعیان در عین همه افتراقات درون فرقه ای آنان بود. اما هدف ثابت سیاسی امامان معصوم(ع) تشکیل حکومتی دینی بود که معصوم، به عنوان مجری احکام و ارزش های الهی در رأس آن باشد و شرط اساسی در تحقق آن، که مواضع سیاسی آنان را تعیین می کرد، میزان آمادگی فکری مردم و پذیرش و مقبولیت اجتماعی بود. در صورت مهیا بودن این شرط بود که امامان در صحنه سیاسی حضور پیدا می کردند؛ وگرنه ضمن فعالیت در عرصه تبیین اصول، خطوط و اهداف سیاسی فکری اسلام، به دور از ملاحظات دیگر، از دخالت در امور سیاسی کناره گیری می کردند. در عین حال پذیرای گفتمان ها و اندیشه های سیاسی مغایر با اصول و اهداف ثابت دینی نمی شدند. همین تضاد بنیادی بود که نقش محوری در مخالفت و رقابت با اندیشه ها و دولت ها و خلفای رقیب را به آنان می بخشید.

اما دیگر فرق شیعی همچون زیدیه، هرچند در کشمکش و رقابت با عباسیان به سر می بردند، اما اختلافشان از حیثِ هدف سیاسی با امامان معصوم شیعی این بود که می خواستند خود به قدرت برسند. به تعبیر دیگر، کسب قدرت را به مثابه ابزاری برای تحقق احکام و ارزش های الهی، به عنوان هدف ثابت سیاسی نمی دیدند، بلکه کسب قدرت و تشکیل حکومت را هدف می دانستند. به همین دلیل بود که علویان پیرو فرقه زیدیه، همچون نفس زکیه و برادرش ابراهیم که برخوردار از پشتوانه اندیشه سیاسی شیعه بودند و خود را مستحق خلافت می دیدند، به رقابت با عباسیان برخاستند؛ اما به دلیل فقدان مقبولیت اجتماعی و سیاسی، محکوم به شکست شدند. نکته مهم این است که هرچند قیام های علویان زیدی مذهب مشکلات زیادی را برای خلفای عباسی دامن می زد، اما بروز این قیام ها مشکل اصلی عباسیان نبود. مشکل اصلی آنان امامان معصوم شیعی بودند که دست به قیام سیاسی نظامی نمی زدند، ولی گفتمان سیاسی فکری تبیین و دفاع از حکومت حقه دینی، به زعامت معصوم و غاصب بودن حکومت های غیرمعصوم را رهبری کرده و بر مشروعیت حکومت عباسیان و نیز امویان مهر ابطال می زدند؛ و همواره به صورت خطر بالفعل و بالقوه، کیان دولت و اقتدار آنان را تهدید می کردند.

امام کاظم(ع) در چنین زمانه ای به امامت رسید که جنگ قدرت عباسیان با رقبای سیاسی آنان، همچون ایرانیان و زیدیان به پایان رسیده بود، و بر امور و مقدّرات سیاسی جهان اسلام مسلط شده بودند. در واقع دوره اقتدار سیاسی عباسیان پس از غلبه منصور بر همه مدعیان قدرت و پس از مرگ او، در خلافت فرزندش مهدی آغاز و در دوره خلافت هارون، به اوج رسید. گویاترین سند تاریخی که گواه غلبه قاهرانه و نیز شدت خفقان سیاسی در دوره خلافت منصور بر ضد علویان را به تصویر می کشد، گزارش ابوالفرج اصفهانی به نقل از یعقوب بن داود، از وزرای مهدی است. وی می نویسد:

سفری که با مهدی عباسی به خراسان می رفتیم در یکی از کاروان سراها وارد شدیم و در یکی از اطاق های آن رفتیم و من مشاهده کردم که روی دیوار آن چند سطری شعر نوشته شده است. مهدی پیش رفت و من هم نزدیک رفتم، دیدم این اشعار نوشته بود:

وَاللهِ مَا أَطْعَمُ طعمَ الرُّقادِ

خوفاً إِذا نامَتْ عُیونُ العِبادِ

شَرَّدَنی أَهلُ اعتِداءٍ وَ ما

أَذْنَبتُ ذَنْباً غَیرَ ذِکرِ المَعادِ

آمَنتُ بِاللهِ وَ لَمْ یؤْمِنُوا

فَکانَ زادی عِندَهُمْ شَرَّ زادِ

أَقولُ قولاً قالَهُ خائِفٌ

مُطَرَّدٌ قَلْبی کثیرُ السُّهادِ

مُنْخَرِقُ الخفَّینِ یشکو الوَجی

تَنْکبُهُ أَطْرافُ مَروٍ حِدادِ

شَرَّدَهُ الخَوفُ فَأَزری بهِ

کذاک منْ یکرَهُ حَرَّ الجِلادِ

قَدْ کانَ فِی الْمَوتِ لَهُ راحَه

وَالمَوتُ حَتمٌ فِی رِقابِ العِبادِ[

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *