توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جریان سازی مذهبی آذربایجان در تحولات سیاسی ایران معاصر :
مقدمه
آذربایجان در طول قرون اخیر نقش مهمی در تحولات سیاسی معاصر ایران داشته است و مردم آذربایجان و به طور مشخص مردم تبریز که بیش از یک قرن در عمده ترین حوادث و تحولات مثبت این کشور در صف اول قرار داشتند و نقش آفرینی کردند (آیت الله خامنه ای، ۲۶بهمن ۱۳۹۰). به واسطه همین حضور در عرصه ها بود که مقام معظم رهبری از آذربایجان با عناوینی از قبیل سر ایران، نقطه ثقل ملت ایران و یکی از عمده ترین مراکز حیات ملت ایران تعبیر کرده اند(آیت الله خامنه ای، ۲۸بهمن ۱۳۸۵). این بیان ضمن تصریح بر اهمیت حضور آذربایجان این واقعیت را مبرهن میکند که تحولات آذربایجان نیازمند مطالعات و پژوهش های تحلیلی بیشتری میباشد. به همین منظور پژوهش حاضر سعی میکند به این سوال پاسخ دهد که چه عوامل و انگیزه هایی محرک آذربایجان برای مداخله در امور کشور و تحولات سیاسی ایران بوده است؟ بدون تردید در اندیشه اسلامی نقش ایدئولوژی و عقاید مذهبی مورد توجه قرار خواهد گرفت ، چنانکه مقام معظم رهبری این حرکت ها را حرکت های دینی میدانند که از روی احساس غیرت دینی انجام گرفته است. ایشان در این زمینه می فرمایند:
«همه متدین بودند در سرتاسر کشور، منتها بعضی از نقاط به خاطر خصلت های بومی – آن غیرت، آن شجاعت، آن مردانگی – این حرکت دینی را برجسته تر کردند؛ تبریز و آذربایجان اینجور بوده» (آیت الله خامنه ای، ۲۶بهمن ۱۳۹۰). رابطه ایدئولوژی و کنش سیاسی مورد توجه برخی پژوهشگران سیاسی نیز قرار گرفته است. پژوهش حاضر با بهره گیری از چارچوب تحلیلی کوئنتین اسکینر[۱] که بر تأثیر متقابل اندیشه ها و تحولات اجتماعی تأکید میکند (۵۸: ۱۹۸۸,Tully) رابطه تحولات آذربایجان را با انگیزه های مذهبی و غیرت دینی کنشگران مورد توجه قرار داده است؛ بدین ترتیب که فضا و زمینه اجتماعی و اعتقادی همزمان با حوادث سیاسی آذربایجان را بازسازی کرده و با قرار دادن گزاره های تاریخی و حماسه های آذربایجان در فضای دینی حاکم بر زمان مذکور، رابطه دینداری مردم آذربایجان با جریان سازی سیاسی آنان را تحلیل می کند.
الف) نقش آذربایجان در تحولات سیاسی دوران قاجار و پهلوی
آذربایجان پیوسته با جریان استبداد، تجزیه طلب و مخالف فرهنگ اسلامی در ستیز بوده است، نزدیکی به مرزهای روسیه نیز که پیوسته در صدد استعمار ایران بود آذربایجان را به منطقه ای مهم و استراتژیک تبدیل کرده و استعدادهای انسانی، گرایشات مذهبی حاکم بر مردم آذربایجان و تجارب مبارزه با متجاوزان به خصوص دولت های عثمانی و روس نیز موجب می شد که آنها در شرایط سخت کشور به عرصه آمده و منشأ تأثیرات گسترده و ارزشمندی شوند که چند مورد آن ها را با تأکید بر نقش غیرت دینی آذریها بررسی می کنیم.
۱) جنبش تنباکو
اولین حضور و شعور سیاسی آذربایجان در تاریخ معاصر ایران همزمان با انعقاد قرارداد ننگین تنباکو بوده است. قراردادی به ظاهر اقتصادی که موجب ضرر ایران میشد و همین امر اعتراض مردم را برمیانگیخت. اما آذربایجان به رهبری آقایان میرزاجواد و میرزایوسف مجتهد تبریزی پیش گام مبارزه با قرارداد تنباکو شد. در این زمینه مولف کتاب تاریخ الدخانیه مینویسد: «فقهای آذربایجان همکاری با شرکت را حرام و هر مسلمانی را که با شرکت همکاری کند کافر دانسته و خونش را حلال اعلام کردند. شرایط عمومی هم در تبریز به گونه ای بود که شاگردان مدارس مذهبی مسلح شده بودند و اکثر مردم به تهیه سلاح اقدام کرده بودند، این در حالی است که در سایر بلاد حکام بر حسب امر دولت وکلای کمپانی را در کمال اعزاز پذیرایی کرده بودند» (اصفهانی کربلایی، ۱۳۸۲: ۹۵تا۹۷).
اعتراض آذربایجان ناصرالدین شاه را در موضع انفعال قرار داد تا جایی که شاه، امین حضور را به تبریز فرستاد تا میرزا جواد را ملاقات کند و هدایای شاه را به او تقدیم کند. اما سه روز قبل از ورود او بازار تبریز بسته شد و متجاوز از بیست هزار نیروی مسلح در خیابان های تبریز حاضر شده و فرستاده شاه را تهدید به قتل کردند. اعتراض چنان فراگیر بود که وقتی شاه دستور داد به سربازان تبریز فشنگ کافی داده شود تا با شورشیان مبارزه کنند امیر نظام حسنعلیخان گروسی که وزیر ولیعهد بود سربازان تبریز را چندین هزار یاغی مسلح خواند که دادن مهمات به آنها را کار درستی نمیدانست (نوایی، ۱۳۶۱: ۱۸۴).
شواهد تاریخی نشان میدهد که محرک اصلی قیام آذریها انگیزه های دینی آنان بوده است، از جمله این شواهد که به وضوح از نگرانی مذهبی آنها حکایت میکند عباراتیاست که آنها در مکاتبه با شاه به کار می بردند؛ به رغم برخی عقب نشینیهای شاه در خصوص تأمین نظر فقها انجمن تبریز و علمای آن در نامه ای به ناصرالدین شاه ضمن عرض حال نوشتند: «مردم مالیات میپردازند و زندگی و دارایی خودشان را به پای تو میریزند که تو آنها را در مقابل چپاول و ظلم و ستم کفار بفروشی؟ و اجازه دهی که اسلام با کفر رهبری گردد؟ و البته ما هم به این دنائت و پستی تن نخواهیم داد» (لمبتون، ۱۳۶۳: ۲۷۶).
همزمانی قیام آذربایجان با ماه محرم نیز شاهد دیگری است بر این که نقش احساسات مذهبی در قیام آذربایجان قابل چشم پوشی نیست ، اولین شعله های قیام آذربایجان در ۱۴ محرم ۱۳۰۴ ایجاد شد که مردم اعلانات شرکت را کنده و به جای آن اعلامیه های انقلابی چسباندند.
۲۵ محرم مردم در تلگرافی به شاه وی را تهدید کردند که اگر از واگذاشتن منافع مسلمین به عیسویان خودداری نکند خودشان با اسلحه از حقوق خویش دفاع خواهند کرد، ۲۹ محرم معلوم شد که از چند روز قبل در تبریز جمعیت جلوی عمارت ولیعهد اجتماع کرده و با تهدید، رعایت احکام قرآنی را مطالبه میکنند(فووریه، ۱۳۸۵: ۳۱۴). همچنین بدین دلیل که مردم تبریز نگران مداخله سفارت روسیه و دیگر خارجیها در کار نهضت بودند و این مداخله خواسته شاه هم به حساب می آمد (فووریه، ۱۳۸۵: ۳۱۴)، از ظرفیت احساسی و دینی ایام محرم استفاده کرده و با ارسال تلگراف به سفارت های روسیه و عثمانی تأکید کردند: «ما اهالی تبریز از حالا به شما اطلاع میدهیم که روز عاشورا تمام فرنگیان و عیسویها را که در تبریز هستند قتل عام خواهیم کرد» (اعتمادالسلطنه، ۱۳۵۶: ۷۶۵).
گذشت زمان نیز چهره دین ستیزانه قرارداد تنباکو را آشکار ساخت و نشان داد که هدف واقعی آن مبارزه ایدئولوژیک در راستای استحاله اسلام بود. چرا که اگر قرارداد تنباکو به دنبال تأمین منافع اقتصادی استعمار بود به عقاید مردم ایران احترام میگذاشت و احساسات مذهبی را تحریک نمیکرد؛ در حالی که به دنبال اجرای قرارداد و با ورود کارکنان شرکت انگلیسی، بازار تهران رنگ و بوی فرنگی به خود گرفت، مراکز فحشا با حضور زنان فرنگی باز شد، تعداد دکان های شراب فروشی در تهران به بیش از صد مورد رسید، مبلغان مسیحی افراد را جذب کلیساها کرده ، آیین مسیحیت و انجیل را به آنها تعلیم میدادند… و اتفاقاتی افتاد که همگی حکایت از ذلت مسلمین و انحطاط اسلام داشت و ادامه این وضعیت در ایران دستاوردی جز محو آداب رسوم اسلامی نمیتوانست داشته باشد(اصفهانی کربلایی، ۱۳۸۲: ۸۲تا۸۷). همه این ها نشان میدهد که قرارداد تنباکو یک دسیسه ضدفرهنگی و ضدمذهبی بود. با توجه به ماهیت دین ستیزانه قرارداد، شعارها و خواسته های مردم و تقارن اعتراضات با ایام محرم که در نهایت ناصرالدین شاه را وادار کرد برای کاهش التهاب طی تلگرافی به مردم تبریز اطلاع دهد که قرار است به زودی امتیاز را لغو کند نقش غیرت دینی مردم آذربایجان در ایجاد و تداوم نهضت تنباکو قابل چشم پوشی نیست.
۲) نهضت مشروطه
مشروطه دیگر رویداد سیاسی مهم ایران معاصر است که منشأتحولات عمیق شد و تبریز در آن نقش غیر قابل انکاری ایفا کرد. اگر چه تلاش هایی شده است که مشروطه خواهی تبریز را شریعت گریزی نشان دهند(کسروی، ۱۳۸۴، الف: ۳۴۰)، اما نکته قابل توجه این است که مشروطه تبریز نه تنها شریعت گریز نبوده بلکه از ظرفیت ها و محتوای دینی بهره کافی برده است، چرا که به اقرار همین مدعیان پیوستن تبریز به مشروطه خواهی در مرحله اول پس از این بود که سه گروه مذهبی تبریز کینه های مذهبی را کنار گذاشته و در مسجد صمصام خان کنار هم نشسته و از اختلافات سابق اظهار پشیمانی کردند، روحانیها نیز در منابر مشروطه را برای مردم معنی میکردند و از گرفتاریهای توده و ستمگری درباریان و خواری کشور سخن میراندند و مردم گریه میکردند(کسروی، ۱۳۸۴، الف: ۱۷۴).
پس ازاستقرار مشروطه و با انهدام مجلس ، مشروطه از ایران برچیده شد و استبداد صغیر جایگزین آن شد. اما ورود تبریز به نهضت مشروطه در مرحله دوم همزمان با شنیدن خبر مخالفت شاه با مجلس و قبل از به توپ بسته شدن آن اتفاق افتاده بود؛ در ۱۷ جمادی الاول ۱۳۲۶ هجری قمری(همزمان با ۲۷ خرداد ۱۲۸۷) اولین گروه مسلح تبریز را به قصد تهران ترک کرد(طاهرزاده بهزاد، ۱۳۹۰: ۳۸۸). اما محمدعلیشاه که بخشی از دوران ولیعهدی پدرش و همچنین ولیعهدی خودش را در تبریز سپری کرده بود و با روحیات مردم تبریز آشنا بود حمایت مردم تبریز از مجلس را پیش بینی کرده بود و در اقدامی پیش دستانه قبل از حمله به مجلس که در ۲۳ جمادی الثانی ۱۳۲۶همزمان با ۲ تیر ۱۲۸۷ اتفاق افتاد تصمیم به سرکوب تبریز گرفت تا حمایت آنان از مجلس را ناکام بگذارد. همین امر موجب شد سواران تبریز از رفتن به تهران بازمانده و برای دفاع از شهر به تبریز بازگشتند. جنگ در محله های تبریز آغاز شد و به مدت یازده ماه طول کشید. جنگ تبریز که سیهزار جنگ جوی محمدعلیشاه را در تبریز مشغول و خزانه دولتی را خالی کرد(بشیری، ۱۳۶۳، ج ۱: ۱۴۴) طرفداران استبداد را وادار کرد از ادامه روند استبدادی منصرف شوند؛
ادواردگری[۲] وزیر خارجه انگلستان در تاریخ اول آذر ۱۲۸۷ در نامه به وزیر مختار انگلیس در دربار روسیه نوشت: «حالا که ناتوانی شاه ایران در حکم فرمایی بر تبریز به ثبوت رسیده و به واسطه عدم ایفاء به عهود خود در باب مشروطیت دیگر هیج احتمال این که بتواند تبریز را تحت نظام در آورد نمیرود فقط مشروطیت وسیله علاج هرج و مرج ایالات و ولایات شمرده می شود… این نظریات را به وزیر خارجه روسیه رسانده از او خواهش کنید به نماینده دولت روس در تهران بر وفق آن تعلیم دهد» (بشیری، ۱۳۶۳، ج ۱: ۳۲۹). در نامه دیگر در ۱۴ بهمن ۱۲۸۷ تأکید کرد: «دولت انگلیس اطمینان دارد اعطای مشروطه باعث آرامش و سکون در تمام ایران خواهد شد»، آنچه که انگلیس را نگران کرده بود ناتوانی محمدعلی شاه در سرکوب تبریز و خطر سرایت شعله های اعتراض به سایر شهرها بود، ترس آنها از یک انقلاب همگانی بود که بدون تردید همه منافع نامشروع استعمار را با خطر مواجه میکرد. به همین دلیل دولت های انگلیس و روسیه خواستار تجدید مشروطه شده و اعلام داشتند در صورت مقاومت شاه دست از حمایت او بر خواهند داشت، همین قطع حمایت بود که راه را برای نیروهای فاتح تهران باز کرد(بشیری، ۱۳۶۳، ج ۲: ۴۰۱ تا ۴۱۶).
آنچه که لازم است درباره نهضت تبریز مورد توجه قرار گیرد و غفلت از آن قدرنشناسی از نهضت و جفا در حق آن میباشد بیتوجهی به انگیزه های مذهبی مجاهدان است. این واقعیت که مردم تبریز به همراه ۴۰ هزار مجاهد قریب به یازده ماه در برابر لشکریان عین الدوله که توسط حاکمان اغلب نقاط کشور اعزام میشدند ایستادگی کرده و مشکلات جنگ و تبعات ناشی از محاصره تبریز و قحطی را تحمل کرده و به جای نان به خوردن یونجه، شنگی و غازایاغی[۳] روی آوردند(طاهرزاده بهزاد، ۱۳۹۰: ۳۸۸)، اما همچنان به حمایت از مشروطه خواهان ادامه دادند تااستبداد را به زانو درآوردند، بدون تردید نیاز به انگیزه قوی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. به نظر میرسد انگیزه های قومیتی جایگاهی در این حرکت ندارند؛ بدین دلیل که اولا قیام ستارخان منحصر در تبریز بوده نه همه آذربایجان به گونه ای که حتی از سایر شهرهای آذربایجان لشگرکشیهایی برای سرکوب قیام تبریز انجام میگرفت، ثانیا قبل از مشروطه هیچ موقع آذربایجان حتی خیال خودمختاری و تجزیه طلبی را تجربه نکرده است، حتی همزمان با قیام شیخ محمدخیابانی که ترکهای قفقاز جمهوری کوچکی تشکیل داده و به امید جدا شدن آذربایجان ایران و ایجاد یک آذربایجان مستقل، نام آن را از آران به آذربایجان تغییر دادند مبارزان رنجیده خاطر شده و به نشانمخالفت، نام آذربایجان ایران را به آزادیستان تغییر دادند (کسروی، ۱۳۸۴، ب: ۷۰۳). انگیزه های شخصی و سیاسی مجاهدان از جمله قدرت طلبی رهبران نهضت هم منتفی است چرا که پاسخ ستارخان در برابر پیشنهاد برخی خوانین که او را شایسته سلطنت میدانستند و زمینه را برای آن مساعد میدانستند چیزی غیر از این نبوده که «من برای این جان در کف گرفته و با بدخواهان ملک و ملت به مبارزه برخواستم که مردم را از زیر زنجیر استبداد خلاص کنم حال خود بیایم و دعوی سلطنت کنم هرگز از من چنین چیزی سر نخواهد زد» (امیرخیزی، ۱۳۵۶: ۴۹۶).
در مقابل نشانه های زیادی وجود دارد که نشان میدهد محرک اصلی مردم تبریز در نهضت مشروطه انگیزه های دینی و به عبارت دیگر غیرت دینی آنان بود. یکی از نشانه هایی که غیرت دینی تبریز در نهضت مشروطه را حکایت میکند سابقه آشنایی تبریزیها با محمدعلیشاه بود.
تبریز که ولیعهدنشین قاجار بود و مدتی تحت امارت محمدعلی میرزا قرار داشت وی را فردی لاابالی و بیدین می شناخت. محمدعلی میرزا در دوران ولیعهدی امنیت اخلاقی تبریز را به هم ریخته بود و مردم خاطرات ناخوشایندی از حضور ولیعهد با ملکه بیحجابش در اماکن عمومی داشتند و پنهان کردن دختران و پسران زیبا برای در امان ماندن از شر جاسوسان ولیعهد و اشعار طنزی را هم که درباره فساد اخلاقی و زشتکاریهای وی سروده شده بود فراموش نکرده بودند(طاهرزاده بهزاد، ۱۳۹۰: ۱۰ و ۸۳)، و ممکن است به دلیل همین پیشینه ذهنی باشد که انجمن تبریز از همان ابتدای نهضت به چیزی کمتر از عزل محمدعلی شاه رضایت نمی داد.
حضور فعال روحانیهای تبریز در نهضت یکی دیگر از مظاهر دینی مشروطه خواهی تبریز است؛ شیخ محمدخیابانی، میرزا جعفر راسته کوچه ای، سیدمحمدخامنه ای، میرزاعلی آقا ثقه الاسلام، میرزا حسین واعظ، میرزا جوادناطق حضور مستقیم در نهضت داشتند(بشیری، ۱۳۶۳، ج ۲: ۴۶۳) و سخنرانیهای مهمی که در مسجد صمصمام خان ایراد میشد نقش مهمی در بسیج مردم داشت (کسروی، ۱۳۸۴، الف: ۷۲۰). سنت نیکوی اذان و بانک تکبیر شبانگاهی که توسط افراد ستارخان انجام میگرفت و روحیه دشمن را شکسته و به مجاهدین قوت قلب میداد(بشیری، ۱۳۶۳، ج ۲: ۴۶۴)، حضور و مشارکت زنان که در محاصره یازده ماهه تبریز به پختن غذا، دوختن لباس، بافتن جوراب، پرکردن پوکه ، خبررسانی جنگی، پرستاری از مجروحان مشغول بودند، و گاهی به جنگ با لباس مردانه در میدان رزم میپرداختند(عافیت، ۱۳۵۲: ۷۰) و گاهی سلاح در دست در معرکه ها ظاهر شده و با تکرار عبارت «جهاد» احساسات مردم را شعله ور میکردند(طاهرزاده بهزاد، ۱۳۹۰: ۸۵) واقعیت هایی هستند که برخی از مورخان با اهداف قومیتی و برخی دیگر به خاطر کینه ای که با اسلام و روحانیت داشتند سعی در ندیدن آنها داشته اند، اگر چه برخی مواقع ناچار مانده خود نیز بدان اعتراف کرده اند، همچنان که کسروی با تمام تلاشی که در نادیده گرفتن حضور روحانیها در جنبش تبریز دارد تصریح میکند: «ملایان که کمتر جنگ جویی کنند در این روز (حمله صمدخان مراغه ای به تبریز) کسانی از ایشان نیز تفنگ گرفتند. یکی از آنها به کوچه افتاده داد میزد و مردم را به جنگ می شورانید(کسروی، ۱۳۸۴، الف : ۸۸۸)، همچنین مینویسد: «علمای سه گانه نجف به یاری تبریز برخاستند و باز فتواها فرستادند در این زمینه که رفتن به سر تبریز به منزله جنگ با امام زمان {عج } و بستن راه خواربار برای آن شهر در حکم بستن آب فرات به رویاصحاب سیدالشهدا{ع } میباشد، و اگر فتاوای علمای نجف نبودی کمتر کسی به یاری مشروطه پرداختی، همان مجاهدان تبریز بیشترشان پیروی دین میداشتند و دستآویز ایشان در آن کوشش و جانفشانی این فتواهای علمای نجف میبود. همان ستارخان بارها این را به زبان میآورد که من حکم علمای نجف را اجرا میکنم. همچنین بازرگانان توانگر که پول به نام اعانه به تبریز میفرستادند بیشترشان پیروی از فتواهای علما میکردند» (کسروی، ۱۳۸۴: ۷۵۵).
اینها بخشی از واقعیت هایی هستند که اجازه نمیدهند قیام مشروطه خواهی تبریز را بدون در نظر گرفتن انگیزه های دینی مردم تبریز تحلیل و بررسی کرد.
۳) فرقه دموکرات
آزمون دیگری که آذربایجان را به چالش کشید و مردم با حضور آگاه و سرشار از شور مذهبی خود آن را به حماسه تبدیل کردند غائله فرقه دمکرات بود که به نظر میرسد مطالعات اندک درباره آن زمینه را برای قضاوت نادرست فراهم کرده و در نگرش سطحی، یاغیگری عوامل وابسته به روسیه جداییطلبی آذربایجان پنداشته شده است ، در حالی که این تصور جفای تاریخی در حق آذربایجان میباشد. سیدجعفر جوادزاده «پیشه وری» با حمایت های مالی، نظامی و سیاسی روسیه و با اهداف استعماری و کمونیستی، فرقه موسوم به دمکرات را در عرصه سیاست ایران پدید آورده و توانست به راحتی نیروهای دولتی، ژاندارمریها و پلیس را در تبریز، اردبیل، خوی، مراغه، اهر و سایر شهرهای آذربایجان خلع سلاح کرده و در شهریور ۱۳۲۴ حکومت خود را در آذربایجان تشکیل دهد(اسکندری، ۱۳۷۲: ۱۸۲). دمکرات ها پس از اعلام خود مختاری با روش های تبلیغاتی و ارعاب سعی کردند مردم را به حکومت پیشه وری جذب کنند(مخبر السلطنه ، ۱۳۶۳: ۴۴۰). پیشه وری زبان روسی را به عنوان زبان خارجی آذربایجان ترویج میکرد و ضمن نصب تصاویر استالین و رهبران شوروی در مراکز فرقه لباس، کلاه، چکمه افسران و درجات نظامی آنها را از ایرانی به روسی تبدیل کرد(اسکندری، ۱۳۷۲: ۱۷۸). اما از آنجا که مردم تبریز روس را به عنوان اشغالگری میشناختند که سال ها به مقابله با آن برخاسته بودند نسبت به این فرقه روی خوش نشان ندادند.
گزارش های به دست آمده از جلسه رهبران فرقه دموکرات درباره ارزیابی علل ناکامیشان نیز نشان میدهد که آنان از گرایش و غیرت دینی آذربایجان شکست خوردند؛ آنها در جلسه حزب تصریح کردند که: «علت استقبال نکردن مردم از همکاری با ما و عضویت در فرقه دمکرات این است که ما به دین و مذهب بیاعتنایی می کنیم و کمتر روحانی در صفوف ما وجود دارد، روحانیون بزرگ، ما را طرد کرده اند و اصولا قبول مان ندارند در حالی که در دوران مشروطه خواهی و نهضت ثقهالاسلام و جنبش خیابانی، صدها و هزارها روحانی و طلبه درصف آزادیخواهان بودند…..» در همان جلسه عدل الدوله هم پیشنهاد کرد که برای حفظ ظاهر، تظاهر به دینداری شود و برای این که متهم به دینداری نشود پیوسته استدلال میکرد: «ما ارتجاعی فکر نمی کنیم و دنبال دین و مذهب نیستیم، اما آذربایجانیها در دین و مذهب بسیار متعصب و پابرجا هستند. آیین سوگواری رمضان و محرم و صفر در آذریایجان از دیگر نقاط ایران با شکوه بیشتری انجام می شود و شور و هیجان و بیقراری آذربایجانیها در سینه زنی و روضه خوانی و ارادت به خاندان پیامبر(ص) در همه نقاط ایران مشهور است.» (معتضد، ۱۳۷۵: ۵۷۷).
روحانیون هم مردم را از سرانجام فرقه دموکرات بیم می دادند و با وجود این که مسولین فرقه سعی میکردند مخالفت علما را برنیانگیزاننداما مخالفت آنها ریشه های عمیق ایدئولوژیکی داشت؛ اغلب آنها معتقد بودند که فرقه، کمونیست و کافر و منکر وجود خداوند است و مردم باید جهاد کرده و وطن خود را از کفر و بیدینی آنها نجات دهند، حتی میرزاحبیب مجتهدمراغه ای عضویت در فرقه را با زنای با محارم در کعبه برابر اعلام میکرد. در نتیجه این تبلیغات مقبولیت مردمی فرقه به اندازه ای پایین بود که وقتی در برخی روستاهای زنجان فرقه انبار گندم ارباب ها را باز کرده و بین مردمی که از گرسنگی میمردند تقسیم کرد مردم گرسنه آنها را به عنوان مال حرام و ترس از عذاب جهنم به مأموران فرقه بازگرداندند(مرادی مراغه ای، ۱۳۸۸: ۴۴۰ تا ۴۴۳).
اگر چه در تاریخ معاصر اختلاف عقیدتی آذربایجان با فرقه نادیده گرفته شده و مذاکرات قوام السلطنه با روس ها و تعاملات پشت پرده روس با آمریکا عامل قطع حمایت آنان از فرقه دمکرات معرفی شده است ، و این امر طبیعی هم به نظر میرسد چرا که فرقه دمکرات زاده سیاست خارجیها بود و چنین فرقه هایی دیر یا زود وجه المصالحه بین خارجیها قرار میگیرند، اما این که روس ها حاضر به فدا کردن پیشه وری و فرقه دمکرات شدند بدین دلیل بود که دمکرات ها نتوانستند در آذربایجان از جایگاه مردمی برخوردار شوند. این ضعف فرقه در سوگواری آذربایجان برای آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی برای روس ها بیشتر آشکار شد؛ در رحلت آیت الله اصفهانی آذربایجان از مبارزه منفی خارج شده و حرکتی انجام داد که کسی را توان کنترل آن نبود. آیت الله میرزافتاح شهیدی که شاگرد آیت الله اصفهانی بود برای برگزاری مجالس ترحیم استادش پیش قدم شد؛ بااستقبال مردم، شهر تبریز به عزاخانه تبدیل شد و همه سیاه پوشیده و با فریاد وااسلاما و وامحمدا به خیابان ها ریختند و در عزای مرجع تقلید خود بازار تبریز را تا چهل روز تعطیل کردند.
سرکنسول روس که با رفتار غیرمنتظره و ضدکمونیستی تبریز مواجه شده بود پیشه وری را طلبیده و او را مواخذه کرد که شما به ما گفته اید «مردم تبریز همه کمونیست شده اند، این ها به خاطر فوت یک عالم این چنین شیون و ناله میکنند،… شما با این همه فدایی و قشون مسلح و مأمورین مخفی چطور نتوانستید این حادثه را پیش بینی و از وقوع آن جلوگیری کنید؟».
همراهان پیشه وری هم که برای کاستن از خشم وی جایگاه آیت الله اصفهانی را یادآور شده و گفتند: «این شخص مرجع تقلید شیعیان بوده و هیچ نیرویی نمیتواند جلوی احساسات مسلمانان را بگیرد» پاسخ شنیدند: «کمونیست این چیزها را قبول ندارد یک فرد کمونیست جز به رهبر و حزب به چیزی نمیاندیشد، معلوم می شود که تمام گزارش هایی که به کنسولخانه داده اید دروغ محض بوده است، نظام کمونیستی خدا را نمیپذیرد تا چه رسد به یک روحانی» (مستوفی، ۱۳۷۱، ج ۳: ۴۳۱).
در ۱۶ آذر ۱۳۲۵ با حمایت انگلیس و آمریکا و سکوت شوروی حمله قوای دولتی از سمت میانه به تبریز آغاز شد اما سرنوشت این جنگ قبلا در مسکو تعیین شده بود و مقامات روس که در مذاکره با قوام السلطنه فرقه را فدای امتیاز نفت شمال کرده بودند خواستار عدم مقاومت فرقه بودند(مرادی مراغه ای، ۱۳۸۸: ۴۵۰ تا ۴۵۵).). فرقه که در میدان جنگ در سرحدات آذربایجان شکست خورده بود در روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ با سنگربندی مردم در کوچه ها و پشت بام های تبریز مواجه شد و جنگ تن به تن مردم با دمکرات ها آغاز شد(مستوفی، ۱۳۷۱، ج ۳: ۴۴۲). امام خمینی(ره) در تجلیل از مقاومت مردم در برابر جدایی طلبان دموکرات، این مقاومت را نجات دهنده ایران توصیف کرده و فرمودند: «آذربایجانی که در طول تاریخ مخالفت کرده است با اینها، زمان سابق که ایران را گرفته بودند و پیشه ور آن بساط را درست کرد، آذربایجان نجات داد ایران را، یک جمعیتی که همیشه خدمتگزار اسلام بوده اند» (امام خمینی، ۱۳۸۱، ج ۱۱؛ ۵۲۶).
ب) نقش مردم تبریز در تحولات انقلاب اسلامی
تحولات آذربایجان در نهضت امام خمینی (ره)از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و از غیرت دینی و ظرفیت های مکتبی بهره برده است، ارتباط روحانیت و حوزه علمیه تبریز با جریان اصیل نهضت، آذربایجان را از سال ۱۳۴۲ با نهضت اسلامی همراه کرد، اما آذربایجان در چارچوب غیرت دینی سه حرکت سیاسی سرنوشت ساز انجام داد که دستاورد قابل توجهی داشت. این موارد قیام ۲۹ بهمن تبریز در سال ۱۳۵۶، دفع غائله خلق مسلمان در سال ۱۳۵۸ و حماسه ۸ دی ۱۳۸۸ بودند که ارتباط آنها با ایدئولوژی اسلامی در ذیل بررسی می شود؛
۱) قیام ۲۹ بهمن تبریز
شاخص ترین حرکت مردم تبریز در راستای انقلاب اسلامی که با انگیزه های دینی مرتبط بود قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ بود که پیش زمینه ظاهری آن فوت آقامصطفی خمینی و فاجعه ۱۹ دی قم بود. آیت الله سیدمحمدعلی قاضی که رهبری مبارزات در آذربایجان را به عهده داشت و توانسته بود به جوانان انقلابی انسجام دهد از شناخت کافی نسبت به تبریز و ظرفیت انقلابی آن برخوردار بود، به همین خاطر در شرایطی که دوستانشان سکوت تبریز در مقابل حادثه قم را کوتاهی دانسته و با ناامیدی از آن یاد میکردند ایشان تبریز را به دیگ سنگی بزرگی تشبیه کردند که دیر به جوش میآید ولی بعد از جوشیدن قابل کنترل نیست (ح، بنابی، مصاحبه شخصی، ۵مرداد۱۳۹۴). همزمان با عزاداریهای حضرت امام حسین در همان سال که عکس های امام خمی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.