تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی شامل 62 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معنا و جایگاه ارتباط حوزه و دانشگاه در انقلاب اسلامی :

اندیشه ارتباط حوزه و دانشگاه متوجه این امر است که ساحت متفاوت حوزه و دانشگاه هیچ کدام به تنهایی برای ادامه تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد، کافی نیستند و این به دلیل روحی است که در هر کدام از این دو ساحت جریان دارد که می توان تحت عنوان سنّت و تجدد از آنها نام برد و در این اندیشه وارد شد که انقلاب اسلامی جهانی جمع بین آن دو جهان است و در مواجه با جهان تجدد، بنا دارد روح و روحیه ای را به میان آورد که در عین حال که میدان را برای جهان تجدد خالی و یا عقل مدرن را به کلّی نفی نمی کند، از نقص های اومانیستی دنیای تجدد مصون است.

بدیهی است عقل مورد نظر من، عقلی است که ماورای ملاک ها و ارزش های غربی، به این تاریخ و آنچه در حال وقوع است می نگرد. در نگاه روشنفکران غربی، کسانی چون شهید آوینی چون در ملاک های ارزش گذاری غربی نمی گنجند، اندیشمند به شمار نمی آیند. از این رو نحوه تفکر رهبر معظم انقلاب به موضوعات هم در نگاه غربی جایی ندارد.

روشنفکر غربی تاریخ را خالی از انبیا و توده های مردمی می بیند. از این رو روشنفکر غربی در توهّمات خود زندگی می کند و نه در واقعیت. ارتباط بین حوزه و دانشگاه برای تولد انسانی است که نه مثل روشنفکر غرب زده فکر کند و نه به کلّی از عقل مدرن بگریزد و این امر بسیار حساسی است که با ظهور انقلاب اسلامی می توان در باره آن اندیشید.

دانشگاه تا حدودی ادامه تاریخی است که در آن هستیم نه تاریخی که باید در آن باشیم. شاید امید رهبر معظم انقلاب به دانشگاه نیز از این روست که دانشجویان ما در تاریخی که در آن هستند متوقف نشده اند.

به نظر من روحیه امثال شهید بهشتی ها و مطهری ها و مفتح ها که بین حوزه و دانشگاه توانستند جمع کنند، تاریخ آینده ما را می سازد. در این نگاه بر عکس روشنفکر غرب زده، بسیجی ها نیز دیده می شوند.

آن عقلی که نگاه ارزشی به تاریخی که انقلاب اسلامی را شکل داده، منبر رفتن می داند، می خواهد بگوید منبر حرف ندارد و از مشهورات می گوید، در صورتی که اینها متوجه نیستند که منبر، عالَم را نجات داده است.

امام خمینی(ع) آن اندازه که با منبرهایشان در جامعه تحول ایجاد کردند با کتاب های شان نکردند، ولی هنر حضرت امام آن بود که متوجه تاریخی بودند که در حال وقوع بود و اینکه آن تاریخ بدون مواجهه با دنیای جدید شکل نمی گیرد.

خود را در کدام تاریخ جستجو کنیم؟

اگر خود را در تاریخی جستجو کنیم که قوام آن در اراده معطوف به قدرت است، نهایتِ کارمان منتهی شدن به غرب است و مجبور خواهیم شد مستقیم و یا غیرمستقیم در مقابل ارزش های اسلامی بایستیم؛ زیرا از یک طرف نمی توانیم به چیزی ماورای قدرت فکر کنیم و از سوی دیگر انقلاب اسلامی که خود را ماورای حضور در تاریخی که ادامه غرب است، معنا کرده، برای ما معنا ندارد.

ارتباط حوزه و دانشگاه، ما را در جایگاهی قرار می دهد که به جای اراده معطوف به «قدرت»، به اراده معطوف به «حق» فکر کنیم. انقلاب اسلامی اساساً نمی خواهد در فضای غرب دیده شود و می داند مردم کشورهای جهان اسلام، انقلاب اسلامی را در رسانه های غرب زده کشورهای اسلامی نمی بینند و این یکی از شاخصه های تمدنی است که جدا از تمدن غربی در حال ظهور است.

مثل حضور مردم در مراسم اربعین امام حسین(ع) در سال های اخیر که تعریفی ورای تعریف تمدن غرب از مردم و حضور مردم ارائه کرده و در حال شکل دهی به دنیای خود است.

اگر معنای حضور در تاریخ، حضور با هویت جمهوری اسلامی است و معنای حضور حضرت امام حسین(ع) در حرکات میلیونی پیاده روی اربعین است، باید حواسمان باشد که بنا نیست در تاریخی که ادامه غرب است دیده شویم، بلکه بناست نوعی حیات فرهنگی خاص مثل حضور هوا، در تاریخی که در آن قرار داریم، به صحنه آید و این نوع حضور بسیار مهم است.

رهبر معظم انقلاب روی این نکته تأکید دارند که اگر قرار است در مقابل جبهه های استکباری بایستیم، باید برنامه داشته باشیم و کارمان هدایت شده باشد و این هم ممکن نیست مگر با تشکیل جبهه ای که تعریفی خاص از خود داشته داشته باشد، تعریفی که جمع بین ساحت دانشگاه و حوزه باشد و هر کدام ساحت دیگری را بفهمند، بی آنکه یک دیگر را نفی کند.

به این دلیل به پشتوانه فرهنگی محکمی نیاز داریم تا گرفتار سطحی نگری و تحجرهای خطرناک نشویم. بر این اساس در مورد پشتوانه فکری ارتباط بین حوزه و دانشگاه باید حساس بود، زیرا گروهی ممکن است از نظر اخلاقی، رجوعشان به یک استاد اخلاق یا از نظر فقهی، رجوعشان به یک فقیه باشد، در حالی که حضور در تاریخ جدید فقط «فقه» و «اخلاق» نیست، بلکه به یک فکر بزرگ تاریخی نیاز است تا زمانه ای را که شروع شده است بشناسد.

واقعیت این است که اگر کانون های فکری- فرهنگی در حوزه و دانشگاه نتوانند ماورای فقه و اخلاق و تکنولوژی راهی را که حضرت امام خمینی گشودند، ادامه بدهند، بعد از مدتی به ساده پنداری دچار می شوند. چیزی که در حال حاضر در تعدادی از حوزویان و یا دانشگاهیان ملاحظه می شود.

بازگشت تفکر به جامعه

در این تاریخ باید چگونه به صحنه بیاییم که تفکر به معنای واقعی آن به جامعه برگردد و از جدال های سیاسی و فرقه ای و حرص های دنیایی آزاد شویم؟ در حال حاضر بسیاری از جریان های فکری در حوزه و دانشگاه، ورای حوادث موسمی، به تاریخی که انقلاب اسلامی باید در آن قرار گیرد، فکر و ضرورت ارتباط حوزه و دانشگاه را به عنوان یک نیاز درک نمی کنند. بیشتر آنها دغدغه جایگاه خود را دارند و متوجه اهمیت جریانات فکری دیگر نیستند، به همین دلیل هم بیشتر دچار به شیوه ای انفعالی رفتار می کنند و معنای خود را در مقابله با رقیب شکل می دهند، آن هم تقابلی بسیار سطحی و بدون تفکر در باره جریان های جبهه دیگر. اینها هر کدام کاری را شروع کرده اند و همچنان ادامه می دهند.

قبل از انقلاب خلأ کارهای فرهنگی کاملاً مشخص بود و عده ای تمام همّت خود را صرف جبران آن می کردند. شهید مطهری به این دلیل مطهری شد که متوجه شد که اگر صرفاً در حوزه بماند آن خلأ جبران نمی شود.

علت کارآمدی خدمات شهید مطهری به این دلیل است که ایشان متوجه شد با آگاهی از مقتضیات زمانه خود اقدام کرد و به دانشگاه رفت تا نه تنها معارف حوزوی را به آنجا ببرد، بلکه با فضای دانشگاه نیز آشنا شود. و وسعت نظر ایشان را که به سایر اندیشه ها احترام می گذاشت، باید در چنین روحیه ای جستجو کرد.

معنای حضور تاریخی

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «ما باید یک بنیه فرهنگی قوی، هم در خودمان، هم در مجموعه نظام و هم در تک تک مردم به وجود بیاوریم.» ایشان روی بنیه فرهنگی قوی تأکید زیادی دارند و بارها روشن کرده اند که منظورشان از بنیه فرهنگی قوی این نیست که یک جریان سیاسی راه بیندازیم. ایشان در کرمانشاه در جمع دانشجویان فرمودند: «برخی احزاب مانند احزاب کنونی غرب در واقع باشگاه هایی برای کسب قدرت هستند و سعی دارند از هر طریق، از جمله زد و بندهای سیاسی به قدرت برسند. ما این گونه تخریب را تأیید نمی کنیم.»[۱]

اما تشکیلات به معنایی که بخواهد هدایت فکری جامعه را در زمینه های سیاسی، دینی، عقیدتی شکل دهد، مورد تأیید رهبری است. ایشان در این زمینه می فرمایند: «ایجاد تمدن اسلامی به معنای حقیقی که در آن هم دنیا هست و هم آخرت، هم عزت در ملأ اعلا و هم عزت در روی زمین است، هدف والای ما و خود وسیله ای برای تعالی معنوی و عبودیت واقعی ای است که خدای متعال ما را برای آن خلق کرده است. برای نیل به این هدف باید خیلی کار بکنیم. برای پیشرفت باید بنیه فرهنگی خود را آحاد مردم را قوی کنیم.»

اگر همه جریان هایی که بنا دارند در این کشور فعالیت فرهنگی کنند، این سخن مقام معظم رهبری را نصب العین خود قرار دهند، تکلیف خود را به درستی تشخیص می دهند و می دانند که هر سلیقه و گرایشی که دارند و در هر سطحی که هستند، ابتدا باید به علوم اسلامی بپردازند و با چنین بنیه ای به سایر علوم مدرن رجوع کنند، یعنی همان کاری که دانشگاه های بزرگ دنیا انجام می دهند. ابتدا باید مزه معنویت را چشید و سپس در نگاهی تکنیکی، به پیشرفت فکر کرد.

برای تقویت بنیه فکری و فرهنگی مردم و باز گرداندن تفکر به جامعه جز این راهی وجود ندارد که فقط در متن انقلاب اسلامی محقق می شود. حتی عرفان هم باید ذیل انقلاب اسلامی تعریف شود تا عبور از حجاب تفکر میسر شود و این مهم جز در پرتو ارتباط بین دانشگاه و حوزه ممکن نیست.

امکان ادامه راه

رهبر معظم انقلاب در باره ایجاد بنیه قوی فرهنگی نظرها را متوجه زیرساخت های فرهنگی می کنند و آن عبارت است از عمیق شدن جامعه در معارف الهی و شناخت سنن جاری در هستی برای ادامه راه. ایشان می فرمایند:

«من عرضم این است که ادامه راه با استحکام زیرساخت ها ممکن است. اگر چنانچه زیرساخت ها محکم شدند، ادامه کار آسان خواهد شد.»

جامعه با مبانی فرهنگی اصیل خود می تواند در مقابل فتنه ها و نقشه های دشمن بایستد و از جایگاه خود کنده نشود. از این رو کسانی حقیقتاً به جامعه خدمت می کنند که بی سر و صدا و بی آنکه بخواهند در این کار عنوانی برای خود دست و پا کنند، ریشه های معرفتی جامعه را محکم کرده باشند. اگر در این مسیر از دانشگاه و عقل مدرن غفلت کنیم، به جامعه ای که همه جوانب زندگی در این تاریخ را در اختیار ما بگذارد نخواهیم رسید، از این رو باید به دانشگاه نگاه جدّی داشت و نه نگاه تشریفاتی، وگرنه در تاریخ گذشته زندگی خواهیم کرد.

اگر بخواهیم نگاه به انقلاب را در دانشگاه و در حوزه های علمیه تفصیل دهیم باید برای هر یک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *