تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ماجرای شهیدی که پیکر خود را شناسایی کرد؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای شهیدی که پیکر خود را شناسایی کرد شامل 27 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای شهیدی که پیکر خود را شناسایی کرد را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ماجرای شهیدی که پیکر خود را شناسایی کرد با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای شهیدی که پیکر خود را شناسایی کرد با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای شهیدی که پیکر خود را شناسایی کرد تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ماجرای شهیدی که پیکر خود را شناسایی کرد را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ماجرای شهیدی که پیکر خود را شناسایی کرد :

سردار سرتیپ پاسدار «سید محمد باقرزاده»، فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، در گفت وگویی به بیان ویژگی های اخلاقی و شخصیتی شهید سید حسین دوستدار پرداخته است که در ادامه این گفتگو را می خوانیم:

در جریان عملیات مسلم ابن عقیل در سال و زمانی که رزمندگان خط را شکسته بودند، دشمن در حال بمباران شدید تنها معبر پشتیبانی ما بود. به یاد دارم که حدود نفر از رزمندگان تبریز در کنار رودخانه درحال سینه زنی بودند و دقیقاً بعد از اینکه از کنار آن ها رد شدم، ناگهان صدای غرش هواپیمای دشمن را شنیدم. به پشت سرم که نگاه کردم، دیدم این هواپیما در خلال بمباران منطقه، با یک فروند موشک هوا به زمین، دقیقاً مرکز حلقه عزاداری این نفر را نشانه گرفت و همه این رزمندگان مخلص گردان عاشورا را همزمان به شهادت رساند. در ادامه سخنان فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح را مرور می کنیم.

پیکر رزمندگانی که با موشک جنگنده های دشمن به شهادت برسند، به طور کامل متلاشی می شود و شناسایی آن ها تقریباً غیرممکن است، بر همین اساس با این حمله هوایی دشمن و شهادت تعداد زیادی از رزمندگان وضعیت وخیمی پیش آمد. آنجا بود که به دشواری کار عزیزان معراج پی بردم. شهید دوستدار با اطلاع از موضوع به منطقه آمد و ابدان مطهر این شهدا را به شیوه ای خاص و دقیق جمع آوری کرد؛ به گونه ای که از مشاهده نظم و دقت این شهید بزرگوار حیرت کردم.

شهید «دوستدار» علی رغم ضعف قدرت جسمانی و داشتن بدن بسیار نحیف، گاهی اوقات پیکر دو رزمنده شهید را با هم از زمین بلند می کرد و به پشت خاکریز نیروهای خودی انتقال می داد. بدن شهید دوستدار به دلیل روزه های مداوم نحیف شده بود و در تابستان خوزستان، پتو روی خودش می کشید و با کوچکترین نسیمی، به خود می لرزید.

در وسائل الشیعه می خوانیم که «چه بسیار بدن های ضعیفی که قدرت خدا واسطه توانمندی آن ها می شود» که مصداق عینی این روایت در سیره شهید دوستدار مشهود بود؛ به گونه ای که در پرتو یک بینش الهی، کوشش او به گونه ای مترتب می شد که با شجاعتی مثال زدنی، اسلحه را کنار می گذاشت، به میانه میدان می دوید و با دو دست پیکر دو شهید را عقب می کشید تا از آماج ترکش ها و آسیب بیشتر محفوظ بمانند. از این جهت، حقیقت آن است که خانواده بسیاری از شهدای دفاع مقدس به خاطر تلاش های شهید دوستدار برای حفظ پیکرهای مطهر شهدایشان، به او مدیون هستند.

بیدار شو و مرا شناسایی کن!

معراج شهدای جبهه های غرب در یک انبار جو در شهر کرمانشاه استقرار داشت و سه سردخانه بزرگ که پیکر شهدا داخل آن ها بودند، در داخل سیلوها جانمایی شده بود. یادم می آید که یک شب با اینکه پاسی از شب گذشته و حوالی یا بامداد بود، شهید دوستدار ناگهان از خواب بیدار شد و با قدم های تند به سمت سیلوها رفت و بعد از چند دقیقه برگشت و دوباره خوابید!

برای همه سوال شده بود که چرا شهید دوستدار در نیمه شب، سراغ پیکرها رفت. فردا از او سوال کردیم که ماجرا چه بود، در ابتدا استنکاف می کرد و از دادن پاسخ سرباز می زد اما وقتی اصرار کردیم ماجرا را برایمان تعریف کرد. گویا روح مطهر یک شهید در عالم رویا به شهید دوستدار گفته بود که برو در سردخانه اول، درب را باز کن، اولین پیکر متعلق به من است، پلاکم را در جیب مخفی اُورکُتم پیدا کن و مرا شناسایی کن! ظاهراً شهید «دوستدار» در ابتدا به گمان اینکه این رویا به خاطر فشارهای روحی و روانی ناشی از جمع آوری شهدای صدپاره تن روز گذشته بوده است، اعتنایی نمی کند و پس از تجدید وضو دوباره به خواب می رود تا اینکه دوباره همان شهید به خواب شهید دوستدار می آید و می گوید: «چقدر می خوابی؟! بیدار شو و مرا شناسایی کن! مادرم منتظر من است.»

عظمت روح شهید «دوستدار» ناشی از مداومت وی بر اعمال عبادی است. یادم نمی آید که یکبار شهید «دوستدار» را عصبانی دیده باشم، البته می دیدم که گاهی حساس می شد. عامل برانگیختن حساسیت او زمانی بود که می دید یک نفر در بحث رعایت بیت المال و صیانت از اموالی که در اختیارش بود، اهمال می کند. اینکه همیشه لبخند به لب داشت و هیچگاه عصبانی نمی شد، بسیا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *