تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شهادت امام حسن عسکری(ع) و امامت امام زمان، حضرت مهدی(عج)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شهادت امام حسن عسکری(ع) و امامت امام زمان، حضرت مهدی(عج) شامل 44 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل شهادت امام حسن عسکری(ع) و امامت امام زمان، حضرت مهدی(عج):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل شهادت امام حسن عسکری(ع) و امامت امام زمان، حضرت مهدی(عج) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شهادت امام حسن عسکری(ع) و امامت امام زمان، حضرت مهدی(عج) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شهادت امام حسن عسکری(ع) و امامت امام زمان، حضرت مهدی(عج) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهادت امام حسن عسکری(ع) و امامت امام زمان، حضرت مهدی(عج) :

روایت ابوالأدیان بصری

ابوالأدیان بصری، خادم حضرت بود و به گفته خودش، نامه های حضرت را به شهرها می برد. او در زمان بیماری حضرت، نامه هایی را از سوی امام برای مردم مدائن دریافت می کرد و به صاحبانش می رساند.

حضرت به او اعلام کرد که پانزده روز دیگر باز می گردد و مواجه می شود با شهرو خانه ای که غرق در ماتم و عزا شده است. او که نگران جانشینی امام است، می پرسد:فَمَنْ؟! امام بعد از شما کیست؟ امام فرمود: همان که جواب نامه ها را مطالبه می کند.عرض می کند: بیشتر توضیح بدهید. فرمود: همان که بر من نماز می گذارد. عرض می کند: بیشتر توضیح بدهید. فرمود: همان که بگوید در همیان تو چیست؟

ابوالأدیان تحت تأثیر شکوه و هیبت امام(ع) از سؤالات بیشتر خودداری می کند. وی به مدائن می رود و نامه های حضرت را به صاحبانش می رساند و جواب ها را دریافت کرده و پس از پانزده روز باز می گردد و با شهری مواجه می شود که غرق در ماتم و عزاست. او به خانه حضرت می رود. جسد بی جان حضرت در محل غسل نهاده شده وجعفر کذّاب که داعیه امامت دارد، بر در خانه نشسته و همه به او تسلیت و بلکه به خاطر جانشینی، به او تهنیت می گویند.

ابوالادیان پیش خود می گوید: اگر او امام است، باید بر قداست امامت خط بطلان کشید؛ چرا که او را به شراب خواری و قماربازی و نوازندگی تار و طنبور می شناخت. او نزد جعفر می رود و مانند دیگران تسلیت و تهنیت می گوید و لحظاتی انتظار می کشد که وی پاسخ نامه ها را مطالبه کند. اگر مطالبه می کرد، اولین نشانه امامت – چنان که امام عسکری(ع) فرموده بود – در وی ظاهر می شد؛ ولی هیهات!

دیری نمی پاید که عقید خادم[۱] نزد جعفر می آید و می گوید: برادرت غسل و کفن شده است. بیا بر او نماز بگزار. جعفر از جای بر می خیزد و در حالی که شیعیان محاصره اش کرده اند و عثمان بن سعید پیشاپیش آن ها در حرکت است، به سوی جایگاه ویژه جسد مطهر به راه می افتند. ابوالادیان تماشاگر صحنه است. او همچنان نگران خدشه دار شدن منصب امامت است. آیا کذّابی چون جعفر بر پیکر مطهر امام(ع) نمازمی گزارد و به رتق و فتق امور می پردازد؟

جعفر جلو می ایستد تا نخستین تکبیر نماز را بگوید و همگان با تأسی و اقتدا به او تکبیر نماز را سر دهند. اما نور خدا خاموش شدنی نیست. ابوالأدیان همچنان نگران است. جعفر، خود را کامیاب یافته و خوش حال و نکو احوال است؛ ولی کور خوانده است. دیری نپایید که نگرانی ابوالادیان تبدیل به آرامش شد؛ زیرا در لحظه ای که جعفرمی خواست نخستین تکبیر را بگوید، کودکی گندم گون، پیچیده موی، گشاده دندان، همچون مه پاره ای ظاهر شد و ردای جعفر را کشید و گفت: عمو! پس بایست. من به نماز بر پدر خود سزاوارترم. جعفر که رنگش پریده و حالش دگرگون شده بود، خود را عقب کشید و امام عصر(عج) بر پیکر پاک پدر نماز گزارد. ابوالادیان که می دید دومین علامت ظاهر شده است؛ از این که می بیند باطل نمی تواند بر جای حق نشیند، بسیار خوشحال و مسرور است و منتظر است که سومین علامتی که امام عسکری (ع) بیان کرده است ظاهر گردد.

نماز به پایان رسد. پیکر مطهر امام عسکری(ع) در کنار تربت مطهر پدربزرگوارش امام هادی(ع) به خاک سپرده شد. با پایان گرفتن نماز و شاید بعد از دفن جسد، امام عصر(عج) به ابوالادیان فرمود: ای بصری! بیاور جواب نامه هایی را که نزد تواست و او با خوشحالی و سرور تمام، جواب نامه ها را تقدیم کرد. در این وقت حاجز وَشّاء برای این که حجت را بر جعفر و حاضران متحیر تمام کند و عدم امامت او را برملا سازد، از وی پرسید: این کودک که بود؟ جعفر گفت: به خدا! هرگز او را ندیده و نمی شناسم.

ابوالادیان می گوید: ما همه نشسته بودیم و در حال انتظار ظهور بقیه علائم به سرمی بردیم. طولی نکشید که گروهی از شیعیان قم که برای دیدار امام آمده بودند، وارد شدند و جای امام عسکری(عج) را خالی یافتند. اینان با نگرانی پرسیدند: به که تسلیت و تهنیت بگوییم؟ حاضران اشاره به جعفر کردند. قمی ها به امید آن که گمشده خود را یافته اند، به جعفر سلام دادند و به او تسلیت و تهنیت گفته و اعلام کردند که حامل نامه ها و اموالی از شیعیان هستند. جعفر باید صاحبان نامه ها را معرفی کند و بگوید مقدار مالی که آن ها با خود آورده اند چه اندازه است.

جعفر که در بن بست عجیبی گرفتار شده و انتظار خود را برای تکیه زدن بر مسند رهبری بیهوده می دید، برخاست و در حالی که جامه خود را تکان می داد گفت: مردم از ما علم غیب می خواهند! ابوالادیان که می بیند آرام آرام خورشید حقیقت طالع شده و تیر دسایس و حِیل به سنگ خورده، همچنان در انتظار ظهور سومین علامت است.

در این وقت خادم مخصوص بیرون آمد و پیام امام عصر(عج) را به قمی ها ابلاغ کرد. مضمون پیام این بود: نامه ها از فلان و فلان و فلان است و اما محتوای همیان، هزاردینار است. ۹۹۰ دینار زر خالص و ده دینار ناخالص است.

فرستادگان مردم ولایتمدار قم بدون دغدغه خاطر، نامه ها و همیان را تسلیم کردند و به خادم گفتند: آن که تو را فرستاده قطعا امام است و ما نسبت به او وفاداریم و به او ایمان می آوریم[۲]

توطئه جعفر و زندانی شدن صقیل

متأسفانه جعفر به بیراهه رفت و در نقش یک جاسوس شروع به فعالیت کرد؛بدان امید که بر آرزوی شیطانیش دست یابد. او آن چه را که روی داد، به معتمد – خلیفه عباسی – گزارش کرد. در نتیجه، صقیل[۳] را دستگیر کردند و از او خواستند که کودکی را که بر جنازه پدر نماز خوانده، تحویل دهد. او درس تقیه را -هوشیارانه- در بیت امام عسکری(عج) آموخته بود و از این رو شدیدا موضوع را انکار کرد؛ اما برای منحرف کردن دستگاه جور، اعلام کرد که حامله است. در نتیجه او را تحویل ابن ابی الشوارب -قاضی القضات وقت- دادند.

در این روزها دربار خلیفه دچار حوادث سختی در کشور شد. در نتیجه از این قضیه غافل گردید؛ زیرا اولاً صاحب الزنج به بصره حمله ور شد و به کشت و کشتار پرداخت. نیروهای خلیفه در سرکوب صاحب الزنج ناکام ماندند و نتوانستند بر اوضاع مسلط شوند. ثانیا عبیداللّه بن یحی بن خاقان -نخست وزیر معتمد- به مرگ ناگهانی درگذشت.

خدا کشتی آن جا که خواهد برد

اگر ناخدا جامه بر تن درد

بنی عباس نه تنها با خود ائمه، بلکه با قبور آن ها نیز مخالف بودند. داعش در ادامه سیاست شوم عباسیان، حرم امام عسکری و پدر بزرگوارش را تخریب کرد؛ غافل ازاین که بهتر از پیش ساخته می شود

أتری ضریحَ العسکری مهدِّما

کلاّ، سیبنی فِضّ ءهً و نضارا

صقیل فرزند یشوعا و نوه قیصر روم بود. نسبت مادرش به حواریین حضرت عیسی(ع) می رسید و منسوب به شمعون -وصی آن حضرت- بود. او خط و زبان عربی را در زادگاه خود آموخته بود. دست تقدیر او را به اسارت مسلمانان درآورد و بعید نیست که خودش به جمع اسرا پیوسته تا به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *