تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا، محتوای خود را در قالب 95 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا :

از محورهای اصلی حضور زنان در نهضت عاشورا، رسالت مهم پیام رسانی همراه با حفظ ارزشهای اسلامی است. چارلز دیکنز در کتابش می نویسد: اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ (هاشمی نژاد، درسی که حسین(ع) به انسانها آموخت ۱۳۸۳: ۴۴۱).

بنی امیه سعی داشتند اهل بیت(ع) را خارجی معرفی کنند و عمل خود را در کشتن و اسارت زن و فرزند، بر مردم شام و کوفه زیبا جلوه دهند. روشنگریهای زنان در مسیر اسارت همراه با رعایت حجاب و عفاف این سؤال را در اذهان ایجاد می کرد که اگر این اسرا خارجی هستند، چگونه به حفظ ارزشهای اسلامی و عفاف خود تأکید دارند و اعتراض ایشان برای حفظ حجاب، چه دلیلی می تواند داشته باشد.

امام حسین(ع) نیز در شب عاشورا در گفت وگو با خانواده اش، آنان را به حجاب و عفاف توصیه نموده که بیانگر مهم بودن این ارزش اسلامی در رساندن پیام عاشورا به مردم بود (ابن طاووس، همان: ۱۴۲).

بعد از ایشان در مسیر اسارت نیز امام سجاد(ع) تا می توانست مراقب حفظ شئون بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد فرمود: مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی! (طبری، همان: ۴/ ۳۵۰).

اکنون به زنان عاشورایی می پردازیم که در قالب زنان پیام رسان، روایتگر، عزادار و شاعر در حفظ و زنده نگه داشتن یاد عاشورا تلاش کردند.

الف. پیام رسانی همراه با حفظ ارزش ها

به نقل شیخ مفید، پس از کشته شدن امام حسین(ع) و غارت خیمه های حرم رسول خدا’، چشم زنان و دختران به عمر سعد افتاد. ایشان گریستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان بازگردانند، تا به وسیله آن خود را بپوشانند (شیخ مفید، همان: ۲/ ۱۱۳). ام کلثوم در کوفه با عصبانیت فرمود:

یا اَهلَ الْکُوفَه! اَما تَسْتَحْیونَ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِه اَن تنظرُوا اِلی حرمِ النَّبی (مقرّم، همان: ۴۰۰)؛ ای مردم کوفه! آیا از خدا و رسول شرم نمی کنید که به حرم و دختران پیامبر نگاه می کنید؟

وقتی در کوفه در خانه ای بازداشت بودند، زینب(ع)، جز به کنیزان اجازه ورود به خانه را نداد (همان).

هنگام ورود اهل بیت(ع) به شام نیز، ام کلثوم شمر را طلبید و از او خواست که آنان را از دروازه ای وارد کنند که اجتماع کمتری باشد و سرهای مطهر شهدا را دورتر نگهدارند تا مردم به تماشای آنها پرداخته، کمتر به چهره اهل بیت پیامبر’ نگاه کنند. شمر به لحاظ بی دینی و خباثت ذاتی دقیقاً برعکس خواسته او عمل کرد و اسیران را از دروازه ساعات وارد دمشق کردند (اعیان الشیعه: ۳/ ۴۸۵).

حضرت زینب(ع) در سخنرانی خود در کاخ یزید نیز بر این گونه گرداندن بانوان شهر به شهر، اعتراض کرد: و فرمود:

امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبایا قد تکت ستورهن و ابدیت وجوههن یحدو بهن الاعداء من بلد الی بلد و یستشرفهن اهل المناهل و المعاقل و یتصفح وجوههن القریب و البعید و الغائب و الشهید.. (بحرانی، عوالم العلوم و المعارف و الاحوال الامام الحسین: ۴۰۳)؛ آیا از عدالت است که کنیزان خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشته ای و دختران پیامبر را به صورت اسیر شهر به شهر می گردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهره هایشان را در معرض دید همگان قرارداده ای که دور و نزدیک به صورت آنان نگاه می کنند؟ (ابن طاووس، همان: ۲۱۸).

نمونه های دیگری از سخنان و کارها نیز وجود دارد که همه درس آموز عفت و دفاع از ارزشهاست.

سهل بن سعد، که از اصحاب رسول خدا’ بود، نقل می کند: هنگامی که وارد دمشق شدم و از ورود آل رسول اللّه’ باخبر گردیدم، نزد ایشان رفتم تا شاید حاجتی از ایشان برآورده کنم. از دختری پرسیدم: کیستی؟ گفت: سکینه بنت الحسین. از او سؤال کردم، چیزی نمی خواهی؟ من سهل بن سعد هستم که جدت را دیده ام و حدیثش را شنیده ام. سکینه گفت: ای سهل، به شخصی که رأس (یعنی سر امام حسین(ع) را حمل می کند بگو جلوتر از ما راه برود تا مردم به تماشای سر مشغول شوند و ما را نگاه نکنند؛ زیرا ما حرم (بانوان) خاندان رسول اللّه’ هستیم (مقرّم، همان: ۲/ ۶۱). سهل به سرعت رفت و چهارصد درهم به نیزه دار داد، او هم سر مطهر را از زنان دور کرد (قرشی، حیاه الامام الحسین بن علی: ۳/ ۳۷۰).

یزید ملعون، در حالی که به اهل بیت نگاه می کرد و نام و نسب آنان را می پرسید، زنی را دید که به دلیل نداشتن چادر، با دست صورت خود را پوشانده بود، پرسید این زن کیست؟ گفتند: سکینه دختر حسین است. یزید گفت: تو سکینه هستی؟ حضرت سکینه گریست. یزید پرسید: چرا گریه می کنی؟ سکینه گفت: چگونه گریه نکند بانویی که چادر ندارد تا سر و صورت خود را از چشم تو و نامحرمان بپوشاند؟ (مازندرانی حائری، معالی السبطین ۱۳۶۳: ۲/ ۹۶).

ب. روایتگری واقعه عاشورا

امویان می کوشیدند تا پس از واقعه کربلا این اندیشه را در ذهن عناصر ناتوان رسوخ دهند که امام حسین(ع)، در عراق بر ضد خلیفه مسلمین شورش کرده است و جز با کشته شدن ایشان، خلیفه نمی توانست از تفرقه مسلمین جلوگیری کند. به همین دلیل، روز عاشورا را جشن گرفتند تا مردم آن واقعه حزن انگیز را فراموش کنند و بنی امیه را از پیامدهای ناگوار آن جنایت در امان گذارند.

بسیار مناسب است که آنچه را امام صادق(ع) در این باره بیان فرموده است نقل کنیم: عبداللّه بن فضل بن هاشمی گفت: «به امام صادق(ع) عرض کردم: چگونه عامه روز عاشورا را روز برکت نامگذاری کرده اند؟ در این هنگام آن حضرت گریه کرد. سپس فرمود: وقتی که امام حسین(ع) کشته شد، مردم در شام، به یزید تقرب می جستند و حدیث جعل می کردند و اموالی به عنوان جایزه دریافت می نمودند. از جمله امور مجعوله این بود که این روز را روز برکت (و سرور) اعلام داشتند، تا مردم از جزع و گریه و مصیبت و اندوه به شادی و خوشحالی و تبرک جستن بپردازند و به آن سرگرم باشند (مجلسی، همان: ۴۴/ ۲۷۰).

دسیسه دیگر آنها این بود که شایع کردند امام حسین(ع) کشته نشده بلکه انعکاسی از وی بر حنظله بن اسعد شامی قرار گرفته و او به جای آن حضرت به قتل رسیده و امام به آسمان عروج نموده، چنان که حضرت عیسی این چنین بود (همان: ۲۷۱).

در این سفر پرمشقت، زنان و بستگان حضرت در عین تحمل سختیها، وظیفه نقل جزء جزء واقعه عاشورا را برای مردمان دور شده از حقیقت بر عهده گرفتند. چنان که زینب(ع) در تهمت ابن زیاد به دروغگویی امام حسین(ع) فرمود: سپاس خدایی را که ما را به وسیله پیامبرش’ گرامی داشته و از پلیدی پاک کرده است.. (مفید، همان: ۲/ ۱۱۵؛ ابن جوزی، همان: ۲۳۲؛ الحروف: ۲۳۱؛ اعلام الوری: ۱/ ۴۷۱).

در این میان، نباید از زنان سخنور و شاعر غافل ماند که با وارد کردن قیام عاشورا در عرصه ادبیات و هنر، روایتی اثرگذار در دل جهانیان به یادگار گذاشتند.

شاید بتوان اولین مرثیه سرای واقعه جانسوز کربلا را حضرت زینب کبری(ع) دانست. وی پس از عبور از کنار شهدای کربلا در قتلگاه، با بدن بی جان برادر چنین سرود.

علی الطف السلام و لساکنیه

نفوس قدست فی الارض قدسا

و روح الله فی تلک القباب

و قد خلقت من النطف العذاب (ادب الطف: ۱/ ۲۳۶).

درود بر ساکنان کربلا و بر روح خدا که آنجا آسوده است. آرامگاه جوانان شب زنده داری که در دامن این دشت خدا را عبادت کردند

یکی از زنانی که با سرودن اشعار حزن انگیز خاطره فاجعه کربلا را زنده نگه داشت و با بیانات خود احساسات دیگران را برانگیخت، زینب دختر عقیل بن ابی طالب است.

وی از زنانی است که در قیام امام حسین(ع) مصیبتهای فراوان دید. مسلم بن عقیل برادر وی، فرستاده امام حسین(ع) قبل از حادثه عاشورا در کوفه به شهادت رسید. از جمله سروده های حزن انگیز این زن هاشمی در رثای شهدای کربلا چنین است:

عَینی ابْکی بعَبْرهٍ و عَویلِ

سِتَّهٌ کلَّهُم لِصُلْب علّی

و انُدبی إن ندبتِ آل الرَّسولِ

قَدْ اصیبوا خمسه لعقیل

(ابن کثیر دمشقی، البدایه و النهایه: ۸/ ۱۹۹ – ۲۰۰).

چشم من، اگر می گریی بر خاندان پیامبر’ گریه کن [وای دل من] اگر می نالی بر آل رسول زاری کن، [که در یک روز] شش تن از فرزندان علی(ع) و پنج تن از اولاد عقیل به شهادت رسیدند (اندلسی، ابن عبدربه، العقدالفرید،۱۴۰۲: ۳/ ۳۶۸).

اشعار جانسوز ام کلثوم در کوفه

در شهر کوفه، دختر والا مقامِ علی(ع) ام کلثوم از پشت پرده، در حالی که بلندبلند گریه می کرد، خطابه ای برای مردم ایراد کرد و فرمود:

«ای کوفیان! شرمتان باد! چرا حسین(ع) را رها کردید و کشتید»؟ آنگاه پس از این خطبه اشعار ذیل را خواندند:

قَتَلْتُمْ أَخی صَبْرا فَوَیلٌ لِاُمِّکُمْ

سَفَکْتُمْ دِماءً حرَّمَ اللّه سَفْکَها

أَلا فَابْشِروُا بِالنّارِ اَنِّکُمْ غَداً

وَ اِنِّی لَأَبْکی فی حَیاتی عَلی أَخی

بِدَمْعٍ غَزیرٍ مُسْتَهِلٍّ مُکَفْکَفٍ

مَسْتُجْزَوْنَ نارا حَرُّها یتَوَقَّدُ

وَ حَرَّمَهَا الْقُرْانُ ثُمّ محمد

لَفی قعْرِ نارٍ حَرُّها یتَصَعَّدُ

عَلی خَیرِ مَنْ بعْدَ النبِی سِیولَدُ

عَلَی الْخَدِّ مِنّی دائِبٌ لَیسَ یحْمَدُ (ابن طاووس، همان: ۱۹۸).

برادرم را مظلومانه کشتید. وای بر مادرهایتان، که به زودی آتشی فروزان را به پاداش خواهید گرفت. شما خونهایی را ریختید که خداوند و محمد’ و قرآن ریختن آنها را حرام کرده اند. بدانید و همدیگر را به عذاب بشارت دهید، زیرا فردا به طور قطع در جهنم جاودانه خواهید شد. تا زنده ام بر برادرم می گریم، بر بهترین کسی که پس از پیامبر’ ولادت یافته است. با اشکی فروزان که پیوسته برگونه های من جاری است و خشک نمی شود.

اشعار رباب

رباب همسر امام حسین(ع)، در مجلس عبیداللّه بن زیاد، سر امام حسین(ع) را بوسید و در دامن گذاشت و این شعر را قرائت نمود:

واحسینا فلا نَسیتُ حسینا

غادَروه بکربلا صریعا

اَقصَدَتْهُ أَسِنّهُ الاَعداءِ

لا سَقَی اللّهُ جانبی کربلاء

وای بر حسین، من حسین(ع) را از یاد نمی برم. دشمنان بر بدن او نیزه زدند. جنازه اش را در کربلا به روی زمین انداختند. خداوند متعال زمین آنجا را سیراب نکند.

به گفته برخی از مورخان، او یک سال بر سر قبر امام حسین(ع) اقامت گزید و با تأسف به مدینه بازگشت و از فرط حزن و اندوه جان به جان آفرین تسلیم کرد (خوارزمی، همان: ۲۳۸؛ ابن کثیر دمشقی، همان: ۸/ ۲۱۲؛ ابن اثیر، همان؛ اعیان الشیعه: ۶/ ۴۴۹).

در مقالات فراوانی به فداکاریها و سخنرانیهای آتشین زینب کبری(ع)، در روایتگری واقعه عاشورا پرداخته شده است. لذا به علت حجم زیاد مطالب، در این مقاله به بررسی دیگربانوانی که واقعه عاشورا را به تصویر کشیده اند و از احوال یا کردار اباعبدالله(ع) گزارشی داده اند، می پردازیم.

ام کلثوم بنت علی بن ابی طالب(ع)

زینب صغری که کنیه اش ام کلثوم کبری بود (تنقیح المقال: ۲/ ۳۵۵). دختر علی بن ابی طالب(ع) و فاطمه زهرا(ع) است (طبرسی، اعلام الوری ۱۳۹۰: ۳۹۵). کوششهای ایشان در بیا ن وقایع عاشورا در شهر کوفه در آن وضعیت خفقان و ترس از عبیدالله بن زیاد، مثال زدنی است. ایشان در کوفه پس از حمد و ثنای الهی فرمود:

یا اهل الکوفه، تقتلنا رجالکم، و تبکینا نساؤکم فالحاکم بیننا و بینکم الله یوم فصل القضاء (مجلسی، همان: ۴۵/ ۱۱۵؛ قندوزی حنفی، همان:۳/ ۸۶)؛ ای اهل کوفه مردان شما، ما را کشتند و زنانتان، ما را به گریه درآوردند. پس حاکم بین ما و شما خداوند در روز فصل القضا (که حکم آخر داده می شود) است یا اهل الکوفه سوئه لکم، مالکم خذلتم حسینا و قتلتموه؛ ای اهل کوفه! رویتان سیاه باد، چگونه حسین را شهید کردید و خوار داشتید؟!

پس از آن بود که اضطراب عجیبی در بین مردم افتاد، زنان موی می کندند و به صورت می زدند. راوی گوید: تا به حال از مردم گریه ای چون آن روز ندیده بودم (سید بن طاووس، همان: ۶۷ – ۶۸).

درباره تأثیر این خطبه در تاریخ آمده است:

مردم همگی صداها را به گریه و نوحه بلند نمودند و زنان کوفه موهای خویش را پریشان می کردند و خاک بر سر می ریختند و بر صورتها سیلی می زدند و فریاد واویلا بر می آوردند. مردان کوفه نیز به گریه افتادند و ریشهایشان را می کندند. مردم، زن و مرد، هیچ وقت بیش از آن روز نگریستند (همان).

سُکَینه بنت الحُسین(ع)

شیخ مفید می نویسد: سکینه دختر امام حسین(ع) است. مادرش رباب، دختر امری ء القیس بن عدی، از قبیله کلب است (شیخ مفید، همان: ۲/ ۱۳۵).

نامش را أمینه، اُمَیمه و آمنه ذکر کرده اند و به «سکینه» مشهور است (بنت الشاطی، تراجم سیدات بیت النبوت: ۸۲۷؛ اعلمی، تراجم أعلام النساء: ۱۵۵). طبق گفته مورخان، سکینه در پنجم ربیع الاول سال ۱۱۷ق در مدینه در زمان حکومت خالد بن عبدالملک رحلت نمود (امین، اعیان الشیعه: ۳/ ۴۹۲).

سکینه در همه مراحل قیام امام حسین و به ویژه در مجلس یزید نقش مهمی داشت. ایشان با تأسی به امام سجاد و عمه اش زینب کبری(ع) سعی در خنثا کردن فریب کاری یزیدیان داشت. از این رو، می بینیم که در مجلس یزید، از اسیران به عنوان فرزندان پیامبر اسلام و آل محمد’ یاد می کند تا بر جوّ مسموم مجلس چیره گردد.

حمیری از عبدالله بن میمون، از جعفر بن محمد از پدرش نقل می کند که فرمود: چون فرزندان امام حسین(ع) را نزد یزید بردند، پرسیدند شما که هستید؟ سکینه، دختر حسین(ع)، فرمود: ما اسیران آل محمد’ هستیم مجلسی، همان۱۴۰۳: ۴۵/ ۱۶۹).

ابوالفرج اصفهانی ایشان را از فرزانگان دوره خود می داند و گفتار و اشعار وی را در کتابش آورده است (کحاله، اعلام النساء:۲/ ۲۰۳ – ۲۱۶؛ اصفهانی، مقاتل الطالبین: ۱۶/ ۱۰۸). از جمله می نویسد: جمعی از اهل کوفه نزد سکینه(ع) رفتند و او را سلام و تسلی دادند. سکینه به آن ها گفت:

خدا می داند که چقدر نسبت به شما خشمناکم! جدم علی(ع) را شهید کردید. .. در نوجوانی مرا یتیم کردید و در بزرگی، مرا خانه نشین کردید. با چه رویی به ملاقاتم آمده اید؟ (اصفهانی، همان: ۱۶ / ۸۹).

این بانو مانند پدرش حسین(ع) معدن غیرت و رشادت و شهادت بود. ابن مطیر خالد بن عبدالملک بن حارث حاکم مدینه بود روزهای جمعه در خطبه به علی(ع) ناسزا می گفت. جسارتهای او را به سکینه گزارش نمودند. او از آن پس هر جمعه می آمد در مقابل ابن مطیر می ایستاد و هرگاه او به حضرت امیر بد می گفت، آن مخدره با کنیزان به ابن مطیر فحش می دادند و حاکم نمی توانست راجع به شخص سکینه عکس العملی نشان دهد، ولی دستور می داد کنیزان او را آزار دهند (محلاتی، همان: ۳: ۲۶۸).

دختر عثمان بن عفان در برابر سکینه گفت:

من هم دختر شهید هستم. سکینه سکوت کرد. ناگاه مؤذّنی گفت: «أشهدأنَّ محمدا رسولُ اللّه» سکینه گفت: این پدر من است یا پدر تو؟ آن زن گفت: هرگز دیگر به شما فخر نخواهم فروخت (کحاله، همان، ۱۴۰۲ق: ۲/ ۲۲۳).

وقتی مشایخ و اشراف کوفه به حضورش شرفیاب شدند، با صراحت بیان فرمود: خدایم آگاه است که شما را دشمن می دارم. جدم علی و پ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *