تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی)، محتوای خود را در قالب 40 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرزندم تو شهید می شوی (نگاهی به سیره عملی شهید آیت الله سید اسدالله مدنی) :

تولد و دوران تحصیل

شهید مدنی در سال ۱۲۹۳ ه. ش (۱۳۲۳ ه. ق) در «آذرشهر» از توابع تبریز دیده به جهان گشود. پدر ایشان، مرحوم آقا میر علی، در بازارچه آذرشهر، شغل بزّازی داشت. شهید مدنی در چهار سالگی، مادر و در شانزده سالگی، پدر خود را از دست داد و دوران کودکی را با رنج و زحمت و سختی به پایان رساند.

وی در عنفوان جوانی به قصد کسب علم و کمال به شهر مقدس قم عزیمت کرد و با وجود مشکلات فراوان ناشی از درگذشت پدر و استبداد عصر رضاخانی، با پشتکار وافر به تحصیل علوم دینی مشغول شد و پس از گذراندن مراحل مقدماتی از محضر اساتید بزرگی همچون مرحوم آیه الله حجت کوه کمری(ره)، آیه الله سید محمد تقی خوانساری(ره) و امام خمینی قدس سره بهره مند گردید.

او پس از مدتی به نجف اشرف هجرت کرد و در حوز علمیه نجف اشرف، در کنار تحصیلات عالی خویش، تدریس در سطوح مختلف حوزه را به عهده گرفت و در اندک زمانی، جزو اساتید معروف آن جا شد، در درس خارج آیه اللّه سید عبد الهادی شیرازی(ره)، آیه اللّه حکیم(ره) و آیه اللّه خویی(ره) شرکت کرد و از مراجع بزرگی از جمله آیه اللّه حکیم، آیه الله حجت و آیه اللّه خوانساری اجاز اجتهاد دریافت نمود.

سیر عملی

گوشه ای از سیره عملی شهید محراب، آن عارف واصل را در دو بخش فردی و اجتماعی به خوانندگان گرامی تقدیم می داریم:

الف- سیر فردی

۱- زهد و تقوا: آیه اللّه مدنی، انسانی وارسته و زاهد بود که هرگز در طول عمر خویش، پارسایی و ساده زیستی را فراموش نکرد. زندگی بی تکلف و تشریفات، از ویژگی های بارز آن عالم ربانی بود. همچون فقیرترین مردم زندگی خود را می گذرانید. به مهمانی ها که دعوت می شد، ابتدا شرط می کرد که سفره نباید رنگین باشد و اگر بیشتر از یک خورش سر سفره می آوردند، اعتراض می کرد. زی طلبگی را به تمام معنی رعایت می نمود و با زندگی اشرافی مبارزه می کرد.

او درمیان مردم و همانند آنان زندگی می کرد، اما هرگز ذهن و زبانش از ذکر خدا غافل نمی شد و تعلقات دنیا او را از یاد محبوب باز نمی داشت. تقوا، لقلقه زبانش نبود، بلکه سیر عملی و زیربنای محکم زندگی اش محسوب می شد. همیشه می گفت:

«این تقوا است که آزادی و روشن بینی می آورد و حق را الهام می بخشد.»

۲- اخلاص: در کارهایش جز خدا را درنظر نمی آورد و می گفت:

«ارزش عمل به نیت است. اگر نیت برای غیرخدا باشد به چه درد می خورد؟»

به همین سبب در تمام ابعاد زندگی اش دقیق و حساب شده عمل می کرد. آقای بروجردی(داماد ایشان)می گوید:

شب بیست ویکم ماه مبارک رمضان یکی از سال ها در مسجد شیخ انصاری(ره)در نجف اشرف مجلس بسیار عظیم و باشکوهی برای احیا ترتیب داده بودند و علما و فضلا و اقشار مردم در آن جا گرد آمده بودند، شب از نیمه گذشته بود. ایه الله مدنی بالای منبر رفته، همه را موعظه فرمود و دل ها را برای دعا و تضرّع آماده ساخت. تا اینکه چراغ ها را طبق مرسوم خاموش کردند. در آن تاریکی ایشان جمله ای بیان کردند که مجلس منقلب شد و همه را سخت متأثر وگریان کرد، ایشان فرمودند:

«رفقا! اگر شماها امشب آمده اید از گناهانتان در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی توبه کنید، ولی من خدا را شاهد می گیرم که آمده ام از اعمال و عبادت هایم توبه کنم؛ زیرا فکر می کردم این اعمالی که انجام داده ام عبادت خداوندا ست، اما حالا می فهمم که آن ها توهین به ذات مقدس حق تعالی بود. لذا امشب می خواهم از آن ها هم توبه کنم!»

۳- شب زنده داری: هنگامی که به نماز می ایستاد، سراپا مجذوب جمال حق تعالی می شد و عاشقانه با محبوب حقیقی اش سخن می گفت. گاهی نیمه های شب متوجه صدای نال وی می شدند، می دیدند که شهید در خلوت با محبوبش راز دل می گوید. آقای بهاءالدینی (داماد ایشان) در خاطراتش می گوید:

ما حالات نورانی و با صفای ایشان را در مناجات های نیمه شبشان نظاره گر بودیم. در نیمه شبی در تابستان در محلی نزدیک همدان دیدم از میان درختان باغ صدای ناله می آید. از رختخواب که بلند شدم دیدم آقا نیست و رفته در میان درختان گریه می کند و می گوید: «خدایا من آمده ام، اگر تو به من نه بگویی؛ اگر تو مرا ترک کنی، کیست که مرا دریابد؟ غیر از تو مگر کسی را خواهم داشت؟»

این ها را می گفت و اشک می ریخت.

۴- عشق به اهل بیت علیهم السلام: شهید مدنی شیفت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بود. در رنج ها و گرفتاری ها به آنان توسل می جست و در سای اخلاص و ارادتش به این خاندان، آن چه می خواست از خدایش می گرفت خود دراین باره می گوید:

وقتی به مشهد آمدم حاجتی داشتم و آن را به امام رضا(ع)عرض می کردم، اما تا دوازده روز اثری ندیدم. روز دوازدهم به امام عرض کردم: ای امام!من از افرادی نیستم که زود دست بردارم، تا وقتی حاجتم را برآورده نکنی از در خانه ات نمی روم. فردای آن روز مسجد نماز می خواندم پس از نماز مردی که با امام(ع) ارتباط قلبی داشت دستش را روی شان من گذاشت و فرمود: «سید حاجتت برآورده شد!» و همین طور نیز شد و به آن چه می خواستم رسیدم.

در نجف اشرف نیز این اخلاص و عشق شدید به امام حسین(ع) بود که او را سالی چند بار با پای پیاده به کربلا می کشاند.

۵- احتیاط در مصرف بیت المال: شهید مدنی هیچ گاه از وجوهات استفاده نمی کرد. وقتی دوستانش به او می گفتند که شما استحقاق استفاده از وجوهات را دارید، پس چرا استفاده نمی کنید. در جوابشان می گفت! خدا را شاهد می گیرم که تاکنون استفاده نکرده ام و استفاده نخواهم کرد، مگر زمانی که در حالت اضطرار قرار بگیرم.

یکی از دامادهای ایشان می گوید:

برای خریدن منزل به شدت گرفتار قرض بودم یک روز با ایشان موضوع را در میان گذاشتم و گفتم اگر شما می توانید مبلغی به صورت قرض در اختیار من بگذارید تا بتوانم مقداری از بدهی هایم را بپردازم، در جواب فرمود: «همین قدر بگویم من عثمان نیستم!»

منظورشان این بود که من خودم چیزی ندارم، هرچه هست از بیت المال است و آن را هم نمی توانم چون عثمان بذل و بخشش کنم.

۶- مطیع ولایت: شهید مدنی باوجود این که یک وزن ارزشمند علمی و مذهبی بود، چنان که حضرت امام(ره)در حق او فرمود: «از چهره های کم نظیری بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوا و تعهد و زهد و خودسازی برخوردار بود.»، و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *