تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر فقر ستیزی و عدالتخواهی اسلامی ۱، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر فقر ستیزی و عدالتخواهی اسلامی ۱ شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر فقر ستیزی و عدالتخواهی اسلامی ۱:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر فقر ستیزی و عدالتخواهی اسلامی ۱ را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر فقر ستیزی و عدالتخواهی اسلامی ۱ توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر فقر ستیزی و عدالتخواهی اسلامی ۱ را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر فقر ستیزی و عدالتخواهی اسلامی ۱ :

مقدمه

این مقاله عهده دار تبیین نقطه نظرات امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در زمینه فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی است. نویسنده ضمن بررسی همه جانبه بیانات، پیامها و سیره عملی امام خمینی در خصوص فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی، مطالب مورد نظر را در یک مقدمه و سه فصل تنظیم نموده و در مقدمه تلاش می کند این نکته را به اثبات برساند که از نظر امام خمینی، عدالتخواهی، اندیشه ناب اسلامی است.

تأکید بر روی این موضوع که عدالتخواهی روح حکومت اسلامی است که جامعه را به محیطی مساعد برای رشد معنوی انشان تبذیل می کند و او را برای رسیدن به مقصد نهایی خلقت یاری می نماید، نکته این است که نویسنده مقاله با تبیین آن، مبحث فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی را با احیای تفکر دینی مرتبط می نماید و ضمن ارج نهادن به تلاش هایی که به دلایل مختلف نتوانسته اند به انداز امام خمینی در این زمینه موفق باشند و بدین ترتیب، بی تردید امام خمینی را باید بزرگترین احیاگر تفکر دینی در زمین فقر ستیزی و مطرح ساختن روح عدالتخواهی اسلامی بعد از پیامبر گرامی اسلام و ائمه معصومین – سلام الله علیهم اجمعین – دانست. این توفیق امام خمینی مرهون بینش عمیق و مبنایی ایشان در همه زمینه ها از جمله مسئله فقرزدایی و عدالتخواهی اسلامی است؛ بینشی که موجب شدایشان به اقدامات مفید اما ناکافی قانع نشوند و با تاسیس نظام جمهوری اسلامی به صورت ریشه ای و اصولی با این موضوع برخورد کنند.

فصل اول مقاله به «برخورد مبنایی امام خمینی با فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی» اختصاص دارد و نویسنده پس از آنکه یادآور می شود برخورد ریشه ای و مبتنی بر تفکر دینی با همه مسائل از خصوصیات بارز امام خمینی است، همین واقعیت را در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به رهبری این مرد الهی مؤثر می داند و با استناد به این جمله امام که فرمودند «محرومیت زدایی، عقیده و راه و رسم زندگی ماست»، نگاه مبنایی ایشان به مسئله فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی را مطرح می کند.

در فصل دوم مقاله، اندیش فقر ستیزی و عدالتخواهی امام خمینی با استناد به فرازهایی از سخنان و پیامهای ایشان در دوران نهضت اسلامی – قبل و بعد از پیروزی بررسی شده و تشکیل جبه قدرتمند اسلامی – انسانی (فراتر از جهان اسلام) برای تأمین سروری پابرهنگان در جهان که از پیشنهادهای مهم امام در این مبحث می باشد مورد توجه قرار گرفته است.

سومین و آخرین فصل این مقاله، به راههای عملی فقرستیزی و عدالتخواهی از نظر امام خمینی و سیر عملی ایشان در این زمینه ها اختصاص دارد. در مبحث فقرستیزی، پاسخ این سؤال مهم که آیا مقصود این است که کاری کنیم که تا محرومین و فقرا به اغنیا و مرفهین تبدیل شوند یا هدف دیگری مورد نظر است؟ نیز از رهنمودهای امام خمینی استخراج و ارائه می شود. در پایان این مقاله، پس از بررسی موانع فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی از نظر امام خمینی و هشدارهایی که ایشان در این زمینه می دهند به سیره عملی آن حضرت در فقرستیزی اشاره می شود و با توجه دادن به این نکته که روح بلند و خداجوی امام ایجاب می کرد هرگز از خود سخن نگویند و همواره دیگران را به عنوان اسوه و الگوی عملی معرفی نمایند، پیشنهاد می شود برای ثبت سیر عملی آن حضرت نیز اقدامات موثری صورت گیرد. مقاله، با یادآوری خدمات ارزنده امام خمینی در زمین احیای اصطلاحات اسلامی و خودی مربوط به فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی و اشارات دیگری به این انطباق پایان می یابد.

عدالتخواهی؛ اندیش ناب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا مُنافَسَه فی سلطان و لا التماس شئٍ من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلاک، فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطّله من حدودک (۱)

عدالتخواهی، روح حکومت اسلامی است. این روح پرنشاط و شاداب است که می تواند محیط جامع برخوردار از نعمت حکومت اسلامی را به محیطی مساعد برای رشد معنوی انسان تبدیل کند و او را تا مرحل باریافتن به مقام عبودیت و قرب الهی – که مقصد نهایی خلقت انسان است (۲) یاری نماید.

مفهوم عدالت اسلامی براساس آنچه در کلام بلند مظهر عدالت، مولای متقیان حضرت علی – علیه السلام – در خطبه ۱۳۱ نهج البلاغه آمده است، امنیت همه جانبه مظلومین را به عنوان محور اصلی در دامنه گسترد خود دارد (قیأمن المظلومون من عبادک) منهای توجه به نقطه نظرات اسلام در زمین فقرستیزی قابل تصور نیست. هر چند عدالت را نمی توان و نباید در فقرستیزی و سایر جنبه های اقتصادی محدود کرد. ولی تردیدی نیست که عدالت اقتصادی سهم عمده ای در برقراری عدالت اجتماعی دارد و نقش مهمی در مقابله با ظلم ایفا می کند.

استقرار عدالت اجتماعی که بخش عمد آن به عدالت اقتصادی، مربوط می شود. زمینه را برای احیای معارف دینی و اجرای احکام و حدود الهی فراهم می نماید. برپایی حدود الهی در کلام امیرالمؤمنین – علیه السلام – (تقام المعطله من حدودک) بعد از تأمین امنیت مظلومان قرار گرفته و در واقع اشاره ای است به همین ترتّب طبیعی و حلق رابط میان مبحث عدالتخواهی اسلام و مبحث احیای تفکر دینی نیز همین نکته دقیق است؛ البته با عنایت به این نکته دقیقتر که عدالت اقتصادی مورد نظر اسلام همانطور که در همین خطبه حضرت علی – علیه السلام – گوشزد شده، در سایه معالم دین شکل می گیرد (لنرد المعالم من دینک) و چنین عدالتی است که می تواند زمینه را برای احیای معارف دینی فراهم نماید.

مصلحان، متفکران و مجاهدان بزرگ اسلامی در قرون گذشته، هر چند همواره حمایت از محرومان و مستضعفان و تلاش برای رفع فقر و استضعاف و استقرار عدالت اجتماعی را در دستور کار خود داشتند، لکن اکثر آنها مجال تلاش عملی برای تحقق این هدف را نیافتند. در عین حال، تا آنجا که اطلاعات موجود نشان می دهد، هیچیک از این پیشکسوتان اصلاحات اجتماعی نتوانستند به میزانی که تفکر فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی از برکت نهضت حضرت امام خمینی – رضوان الله تعالی علیه – احیا شد، در این زمینه مؤثر باشند. به همین جهت، بی تردید باید امام خمینی را بزرگترین احیاگر تفکر دینی در زمین فقر ستیزی و مطرح ساختن روح عدالتخواهی اسلامی بعد از پیامبر گرامی اسلام و ائم معصومین – سلام الله علیهم اجمعین – دانست.

رمز موفقیت امام خمینی در احیای تفکر فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی، برخورد اصولی ایشان با این مسئله بود. قانع نشدن به اقدامات مفید اما موقت در زمین حمایت از محرومان و فقرا و اصلاحات تاثیر گذار اما ناکافی در جهت برقراری عدالت اجتماعی و اصرار بر تشکیل حکومت اسلامی، امتیاز چشمگیری بود که امام خمینی را موفق به احیای تفکر دینی فقرستیزی و عدالتخواهی اسلامی در عصر حاضر نمود. هر چند هدف اصلی امام خمینی از تشکیل حکومت اسلامی، انجام وظیف دینی قیام برای خدا و فراهم ساختن زمینه تعالی و تکامل معنوی انسانها بود، ولی در مسیر رسیدن به این هدف جامع، اهداف دیگری نیز وجود دارند که اهرم کارآمدی چون حکومت اسلامی، وسیل بسیار خوبی برای دستیابی به آنهاست.

چگونگی بهره برداری از موقعیت ممتاز حاکمیت اسلام در ایران نیز از نکات بسیار مهمی است که در بررسی این موضوع باید مورد توجه باشد. امام خمینی، همانطور که در دوران قبل از انقلاب اسلامی، در گفتار و رفتار، یاور محرومان بودند، در دوران رهبری انقلاب، بعد از پیروزی و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی نیز تلاش برای فقرستیزی و برقراری عدالت اجتماعی را در بیان و عمل ادامه دادند به طوری که بیشترین تکی ایشان در سخنرانیها و پیامها و دستوراتی که صادر کرده اند بر توجه به پابرهنه ها و گودنشینها و زاغه نشینان و حل مشکلات آنان بوده است. مهمتر آنکه اصولاً رهبری امام خمینی، چه در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه بعد از آن، با تکیه بر توده های محروم موجب شد محرومان و مستضعفان در کانون توجه ملتها قرار گیرند و مسئله فقرستیزی به عنوان مقدمه ای برای تحقق عدالت اجتماعی به صورت جدی در سطح جهانی مطرح شود.

بررسی پیامها و سخنرانیها، توصیه ها و مخصوصاً وصیت نام سیاسی – الهی حضرت امام خمینی نشان می دهد که ‎ ایشان با مسئله فقر ستیزی و عدالتخواهی به صورت مبنایی برخورد کردند و علاوه بر روشن کردن این نکته که حمایت همه جانبه از محرومان و مستضعفان و تلاش برای برقراری عدالت اجتماعی جزئی از اعتقادات اسلامی است، (۳) برای ریشه کن کردن فقر و تأمین عدالت، راههای عملی روشنی ارائه دادند.

زندگی ساد امام تا پایان عمر و اجتناب دائمی ایشان از حشر و نشر با مترفین و اصرار بر برتری و شرافت کوخ نشینان بر کاخ نشینان، تأثیر بسیاری زیادی در احیای بعد فقرستیزی اسلام در قرن حاضر داشت. این توجه عمیق به محرومین همراه با آن زندگی ساده و بی آلایش، به هم مردم ثابت کرد که امام خمینی پناه پابرهنگان، حامی محرومان و فریاد فروخفت مستضعفان جهان است که در عصر ما با اراد الهی همچون پتکی بر سر مستکبران و جهانخواران فرود آمده و راه را برای تجلی نابترین اندیشه دینی، یعنی عدالت اجتماعی باز کرده است.

عشق پاک و بی شائب مردم ایران و بسیاری از مردم جهان به این عبد صالح خدا که مقدسترین عشق مردمی در عصر حاضر است، از همین واقعیت ناشی شد و به میثاق ناگفته و نانوشته اما واقعی هم محرومان و مستضعفان جهان برای جهاد فکری و نهضت و خیزش تا رسیدن به عدالت اجتماعی فراگیر و جهانشمول تبدیل شد.

فصل اول – برخورد مبنایی امام خمینی با فقر ستیزی و عدالتخواهی اسلامی

محرومیت زدایی؛ عقید اسلام

برخورد ریشه ای و مبتنی بر تفکر دینی با همه مسائل، از خصوصیات بارز امام خمینی است. همین نوع برخورد با واقعیتهای موجود در صحن مبارزات، سهم قابل ملاحظه ای در به ثمر رسیدن نهضت اسلامی به رهبری این مردم الهی داشت. براساس همین نگرش است که امام خمینی در پیام مهمی که در تابستان سال ۱۳۶۶ به زائران بیت الله الحرام فرستادند خطاب به مسلمانان جهان فرمودند: محرومیت زدایی عقیده و راه رسم زندگی ماست. (۴)

این عقیده اسلامی آنچنان در باور امام خمینی ریشه دارد که آن را اولین و مهمترین خصوصیت انقلاب اسلامی می دانند و در مصاحبه ای در آستان پیروزی انقلاب اسلامی و به هنگام اقامت در فرانسه با مجل “فردای آفریقا” می فرمایند:”اولین و مهمترین خصیص این نهضت این است که اسلامی است و با شعارها و اهداف اسلامی که مبین خواسته های مستضعفین امت است، همراه می باشد. “(۵)

آنچه در این جمله آمده، نمونه ای از نگاه مبنایی و عمیق امام خمینی به این مسئله است. تبیین این عقیده در قالب الفاظ و عبارات رسا، عمیق و منطبق بر واقعیت های ملموس روز و تجربه های انکارناپذیر تاریخی، از امتیازات بارز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است. نمونه ای از این واقعیتها که در چارچوب مبارزه علیه جهانخوارن بیان شده این است که می فرمایند: “تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. (۶) نمونه دیگر که به تجربه های انکارناپذیر تاریخی مربوط می شود، نقش فقرا در انقلابها و نهضتهای رهایی بخش در طول تاریخ است. امام خمینی در این زمینه می فرمایند: “فقرا و متدینین بی بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند. ” (۷)همین نکته را ایشان دربار انقلاب اسلامی نیز مورد تاکید قرار می دهند و تصریح می کنند: “با پشتیبانی مردم، خصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستمشاهی از کشور و ذخایر آن کوتاه گردید. “(۸)

تضاد مبارزه و سرمایه

محور دیگر تفکر مبنایی امام خمینی در برخورد با مسئله فقرزدایی، تضادی است که میان مبارزه و رفاه و سرمایه وجود دارد. ایشان معتقدند: “بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیا و آخرت جویی، دو مقوله ای است که با هم جمع نمی شوند. (۹)ریشه این تضاد از نظر امام، به تفاوتی مربوط می شود که میان ماهیت این دومقوله وجود دارد و همانطور که در این جمله مورد اشاره قرار گرفته، مبارزه دارای ماهیت آخرت جویی است، ولی رفاه و سرمایه ماهیتی دنیایی دارد. و با عنایت به همین واقعیت است که هشدار می دهند:

“آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه اند، و آنهایی هم که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند، آب در هاون می کوبند. ” (۱۰)

بدین ترتیب، نکت محوری در این مقوله این است که راه مبارزان به خاطر نگاهی که به آخرت دارند از راه سرمایه داران به دلیل دلبستگی و پیوندی که با دنیا دارند، جداست. به همین دلیل، مبارزان و مجاهدان فی سبیل الله و کسانی که در یک نظام اسلامی عهده دار مسئولیت می شوند هرگز نباید به ثروت و امکانات و یا نیروی افراد مرفه و سرمایه دار دل ببندند و به آنها روی آورند و ارزش و اعتباری برای آنها قائل شوند؛ که این کار به منزل پشت کردن به محرومین است، و مبارزه را از مسیر واقعی منحرف می کند. هشدار امام در این زمینه بسیار صریح و تکان دهنده است: “خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و روی آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشری برخوردار بشوند. معاذالله که با سیره و روش انبیا و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین ـ علیهم السلام – سازگار نیست، دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است، تا ابد هم باید منزه باشد”. (۱۱) باساس همین نگاه مبنایی است که امام خمینی، جنگ همیشگی حق و باطل را جنگ فقر و غنا و جنگ استضعاف و استکبار می دانند (۱۲)، و بر روی این نکته پافشاری می کنند که در طول تاریخ همواره صف انبیا از صف سرمایه دارها جدا بوده و انبیا همیشه در کنار توده های محروم قرار داشتند ‎ (۱۳)‎. پیامبر گرامی اسلام و اصحاب آن حضرت هم از قشر محروم جامعه بودند و جنگ آنها با مخالفین زمان خود نیز جنگ میان فقیر و غنی بود: “اسلام از توده پیدا شده است و برای توده کار می کند. اسلام از طبقه بالا پیدا نشده است. پیغمبر اکرم از همین جمعیت پایین بود… اصحاب او از همین مردم پایین بودند؛ از این طبقه سوم بودند؛ آن طبقه بالا مخالفین پیغمبر اکرم (ص) بودند. “(۱۴)

اصراری که امام خمینی برای متوجه کردن اذهان به استمرار جنگ فقر و غنا دارند، برای این است که این واقعیت را به مردم زمان خود و نسلهای آینده گوشزد کنند که تضاد میان مبارزه و سرمایه هرگز پایان نمی پذیرد و صف مبارزان و مجاهدان برای همیشه از صف مرفهان بی درد و سرمایه داران جدا است. درست در همین جاست که از یک طرف توده های محروم تکلیف خود را می فهمند و به این نتیجه می رسند که:

“مستضعفان اگرچه با عده ای قلیل علیه مستکبران، اگر چه با ساز و برگ مجهز و قدرت شیطانی عظیم مأمورند، چونان سرور شهیدان قیام کنند. ” ( ر.ک: صحیفه امام؛ جلد ۹، صفحه ۴۴۵ – ۴۴۶) و از طرف دیگر مسئولین جامعه اسلامی با وظیف خطیر خود در فراهم ساختن زمینه برای استمرار این مبارزه آشنا می شوند: “باید مصلحت زجرکشیده ها و جبهه رفته ها و شهید و اسیر و مجروح و مفقود داده ها، و در یک کلام مصلحت پابرهنه ها و گودنشینها و مستضعفین بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند. ” ‎(۱۵)‎

حکومت اسلامی؛ مجرای عدالت اجتماعی

نگاه مبنایی امام خمینی به “حکومت” قبل از هر چیز مبتنی بر نگاه ایشان به انسان است. ارزش و اعتبار انسان در این نگاه به مقام و منصب (۱۶) و ثروت و قدرت نیست ‎ (۱۷)‎، بلکه توجه انسان به مبدأ و معاد (۱۸) و منطبق کردن همه اعمال خود با آنچه مقتضای ایمان به معاد است، معیار و میزان سنجش ارزش وجودی انسانهاست. در این نظام ارزشی، به طور طبیعی بزرگی انسان به حجم زیاد امکانات و مقدورات دنیایی او نیست، بلکه توجه او به آخرت و جایگاهی که برای خود در جهان ابدیت فراهم می کند، معیار سنجش بزرگی یا کوچکی اوست. (۱۹)

این، یک درک متعالی از نظام ارزشی است، و برای افرادی که بتوانند به این مرحله از درک برسند و روح خود را تا این مرحله بالا بکشند، بسیاری از مقولات معنوی که بزرگانی از بندگان صالح خدا چون امام خمینی – رضوان الله تعالی علیه – با آنها مأنوس بودند و مردم را نیز به آنها سفارش می کردند، کاملاً قابل فهم و عمل می شود. از جمل این مقولات، افتخار کردن به ساده زیستی و بهره گیری از آن برای به پرواز درآمدن تا اوج اقتدار معنوی و تحقیرکردن تشریفات و اصحاب تشریفات و غلبه برهم قدرت های مادی و پر زرق و برق جهان مادی است.

در زمستان سال ۱۳۵۹ – یعنی در زمانی که ارکان نظام جمهوری اسلامی در حال شکل گرفتن بود و کارگزاران نظام بشدت نیازمند رهنمودهای بنیانگذار این حکومت الهی بودند – امام خمینی در جمع گروهی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان خارج از کشور و سفرا و کارداران جمهوری اسلامی ایران، طی بیانات مبسوطی ضمن مطرود دانستن این طرز فکر که با داشتن ساختمانهای بزرگ و مجلل و زندگی تشریفاتی می توانیم خود را همطراز دیگران قلمداد کنیم و در چشم جهانیان بزرگ جلوه نماییم (۲۰) و با ابراز نگرانی از دلبستگی بعضی سفرا و رؤسای نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در خارج به تشریفات و ساختمانها و دستگاههای عریض و طویل (۲۱)، به آنها توجه می دهند که سفرای این نظام الهی موظفند اخلاق و آداب اسلامی را در سایر کشورها ترویج کنند و به جای آنکه مرعوب زرق و برقهای دیگران شوند، با ساده زیستی و بی اعتنایی به ظواهر، بناها و بنیادهای ظلم و طاغوتی را تحقیر کنند. (۲۲)

تلاش گسترده ای که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران برای استقرار نظام ارزشی مبتنی بر جهان بینی اسلامی در دوران ده سال حیات پربرکت خود پس از استقرار این نظام به عمل آوردند، نشان از دغدغ شدیدی دارد که در وجود این عبد صالح خدا موج می زد. به روشنی پیداست که رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، ریشه دواندن ارزشها در تار و پود نظام جمهوری اسلامی را شرط اصلی بقای این نظام الهی می دانستند و به همین جهت در اکثر سخنرانیها و پیامهای خود ضرورت پایبندی به ارزشها و لازم بودن با معنویت را به مردم و مسئولین نظام گوشزد می کردند و براین نکته تأکید می نمودند که مبنای اسلامی بودن، عمل است (۲۳) و بدون پایبندی عملی به اصول و مبانی هرگز موفق به ادام راه نخواهیم شد. این همه تلاش و کوشش برای این بود که مردم و مسئولین به مسئل تهذیب نفس توجه کنند و به این واقعیت برسند که بدون تهذیب نفس امکان ندارد کسی بتواند به بندگان خدا خدمت کند. به همین جهت، ایشان تصریح می کنند که حکومت الهی در پی کمک به انسان برای رسیدن به تهذیب نفس و راه یافتن به کمال است، (۲۴) و در عین حال، وسیله ایست برای اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه. امام خمینی در مبحث ولایت، تصریح می کنند که: ” ائمه و فقهای عادل موظف اند از نظام وتشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلان اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند. (۲۵).

عدول از عدالت اجتماعی؛ خیانت به اسلام

با همین نگاه مبنایی است که فلسف ارسال رُسل و زمامداری انبیا و ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *