تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیماری‌ های مسری از منظر فقه اهل‌سنت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بیماری‌ های مسری از منظر فقه اهل‌سنت با 119 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بیماری‌ های مسری از منظر فقه اهل‌سنت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بیماری‌ های مسری از منظر فقه اهل‌سنت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بیماری‌ های مسری از منظر فقه اهل‌سنت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بیماری‌ های مسری از منظر فقه اهل‌سنت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل بیماری‌ های مسری از منظر فقه اهل‌سنت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیماری‌ های مسری از منظر فقه اهل‌سنت :

بروز خطر کووید۱۹ یا همان کروناویروس، تحولات فراوانی را در حیات و ممات و جسم و روان جامعه ی بشری موجب شد و تاثیر زیادی بر اوضاع اجتماعی و اقتصادی مردم نهاد، صداقت مؤمنان و انسان دوستان واقعی را به منصه ی ظهور رساند و خباثت انگل ها و سودجویان را برملا ساخت. به تعبیری کافر و مسلمان، موحد و مشرک، غنی و فقیر، آزاد و اسیر، کاخ نشین و کوخ نشین، سلطان و شبان، شجاع و جبان، هریک به نحوی در برابر آن عکس العمل نشان داده و موضع مناسب گرفتند. حوزه دین و عبادت هم به نحوی به هم خورد، برخی از احکام پنج گانه ی دین جا عوض کردند و واجبات به محظور و ممنوعات به میسور مبدل گشتند، مساجد تعطیل و نصوص دینی و احکام شرعی، زیر چادر و چاقوی تأویل رفتند. اگرچه تابه حال مطالب فراوانی راجع به تکلیف اجتماعات دینی به ویژه راجع به جمعه و جماعت، از طرف اهل منبر و صاحب نظران دینی خاصه در فضای مجازی گفته و نوشته شده است ولی چون افراد و طیف های زیادی هنوز برای ترک نمازهای جماعت به قناعت نرسیده اند و متأسفانه خطر و غایله ی این بیماری واگیردار هنوز برطرف نشده است، بنده نیز وظیفه ی خود دانستم مطالبی را برای استفاده عموم یادداشت و در دسترس قرار دهم. امید است که مایه ی خیر برای همگان باشد.

باور به وجود کرونا ویروس

برخی هنوز می پرسند آیا اصلاً میکروب یا ویروسی به نام کرونا وجود دارد و آیا به مرحله ی یقین رسیده است و می توان بسبب خطری مظنون وظایف دینی، ازجمله واجبات را ترک کرد؟ این سؤال در اساس بی اساس است، زیرا اولاً گرچه ما شخصاً ویروس یا میکروب را نمی بینیم ولی آثار آن به وضوح پیدا است و اهل فن و پزشکان و کلیه ی تحصیل کردگان حوزه ی سلامت و بهداشت آن را پذیرفته و در مقابل آن موضع گرفته اند و می توان گفت جود ویروس موسوم به کرونا به قول اهل حدیث به تواتر ثابت گشته و جای انکار باقی نگذاشته است؛ زیرا می دانیم که از نگاه فلاسفه و دانشمندان مسلمان، یکی از ابزار شناخت در کنار حواس، خبر صادق است؛ و شک در وجود این ویروس درحالی که تابه حال بیش از هشتاد کشور جهان و کلیه ی مجامع بهداشتی و حتی سازمان بهداشت جهانی را نیز به عکس العمل واداشته است، سر از نادانی یا ندانم کاری و تجاهل برمی آورد؛ و ازیک طرف می توان گفت تمامی احکام فقهی که در حوزه اجتهاد قرار می گیرند، مبنای ظنی دارند و هیچ مجتهدی استنباطات خود را صد درصد، صحیح و مطابق با مراد شارع، تلقی نکرده است. از سوی دیگر چنانچه این گونه موارد را به دلیل این که خود آن ها را مشاهده نکرده ایم، رد کنیم باید به اکثریت معلومات خود در زمینه های مختلف با دیده ی شک و تردید بنگریم.

از حقیقتی دیگر هم غافل نمانیم و آن اینکه در فقه اسلامی، صدور حکم راجع به مسائلی که به حوزه فقه مربوط نمی شوند، به حوزه ی مربوط و رأی اهل فن آن حوزه واگذارشده اند برای مثال: رأی درباره ی انتساب کودک مورد اختلاف به یکی از طرف های ادعا، که به قائف (قیافه شناس) واگذار گردیده است (الأم للإمام الشافعی، ج، ص۲)، همچنین است نظر درباره ی این که کدام یک از اعضای بدن با فروکردن سوزن در آن، باعث مرگ می شود که به پزشکان متخصص ارجاع داده شده است (الفقه المنهجی، الخن و دیگران، ج۸، ص۱۳)، رأی در مورد از بین رفتن یا نرفتن بینایی در چشمی که صدمه خورده، به نظر اطبا موکول گردیده است (التنبیه فی الفقه الشافعی، ابواسحاق شیرازی، ص۲۲)، مسئله ی مباح یا حرام بودن شکاری که توسط سگ شکاری کشته شده که به کامل تربیت شدن سگ، ارتباط پیدا می کند و آن را نیز باید اهل فن تأیید نمایند (نهایه المطلب فی مذهب الإمام الشافعی، الجوینی، ج۱۸، ص۱۰)، جهت قبله که با نظر ستاره شناسان تعیین می گردد (المجموع، الامام النووی، ج۳ص۲۰۱)، نظر نهایی راجع به این که صدای عود برای بهبودی از برخی بیمارها مفید است یا نه به ابرازنظر پزشکان موکول گردیده است (حاشیه الشروانی علی تحفه المحتاج، ج۱۰، ص۲۱۹) و هکذا بسیاری از مسائل که فقه و فقها به خود اجازه اظهار نظر نداده و آن را به اهل فن موکول نموده اند.

مطلبی دیگر اینکه جایگاه علم پزشکی از دیدگاه دین مبین اسلام نه تنها به رسمیت شناخته شده بلکه این علم به عنوان عدیل و همتای دیگر علوم قرارداده شده است و در منابع اسلام آمده که العلم علمان: علم الأدیان و علم الأبدان و حتی بعضی این جمله را به عنوان حدیث ذکر کرده و عنوان حدیث مرسل به آن داده اند که اگر حدیث نبوی هم نباشد با واقعیت تطابق دارد زیرا علوم و معارف بشری یا از نحوه ی عبادت و ارتباط باخدا در قالب شعایر دینی بحث می کنند و یا اینکه از زندگی دنیوی و خدمت به جنبه ی مادی و جسمانی انسان می گویند.

تداوی و قرنطینه از نگاه اسلام

علاوه بر مطالب فوق، بر اهل ایمان، به ویژه آگاهان از تعالیم دین اسلام پوشیده نیست که نه تنها تداوی و معالجه ی انواع بیماری، از نگاه مکتب رهایی بخش اسلام، یک وظیفه بشمار می رود بلکه پیشگیری از بیماری و حتی اقدام به قرنطینه از دستورات اساسی این دین قرارداده شده است و می دانیم که رعایت بهداشت و نظافت که رسول خدا -صلی الله علیه وآله- در کنار دستورات اکید و مکرر قرآن به پاکی، به آن امر کرده و آن را نصف ایمان دانسته که فرموده: «الطُّهُورُ شَطْرُ الْإِیمَانِ»(صحیح مسلم به شماره ۲۲۳) ونیز نهی قرآن حکیم از اسراف و زیاده روی در خوردن و آشامیدن (الاعراف/۳۱) و همچنین تحریم ناپاکی ها از طرف قرآن (الاعراف/۱۷، البقره/۱۷۳و المائده/۳) و… بیشتر به هدف پیشگیری از بیماری و حفظ تندرستی است. تا جایی که رسول مکرم اسلام -علیه و علی آله الصلاه والسلام- در حدیثی سلامتی جسمی و روحی را در کنار امنیت و معیشت، به مثابه ی احراز تمامی نعمت های دنیا، به حساب آورده آنجا که فرموده است: «مَنْ أَصْبَحَ مُعَافًی فِی بَدَنِهِ آمِنًا فِی سِرْبِهِ عِنْدَهُ قُوتُ یومه فکأنما حیزت له الدنیا» (صحیح ابن حبان به شماره ۷۱) پیامبر بزرگ-صلی الله علیه وآله- درباره ی تداوی نیز فرموده است: «تَدَاوَوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ یضَعْ دَاءً إِلَّا وَضَعَ لَهُ دَوَاءً، غَیرَ دَاءٍ وَاحِدٍ الْهَرَمُ»(سنن ابو داود به شماره/۳۸)«دنبال معالجه بروید زیرا خداوند برای هر دردی جز پیری دوا قرارداده است» ونیز فرموده است: «إنَّ اللَّهَ لَمْ ینْزِلْ دَاءً إِلَّا أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً فَتَدَاوَوْ»(الطب النبوی، أبو نعیم الإصفهانی، به شماره ۱۱) «خداوند هر دردی که فرستاده دوا برایش قرارداده است پس دنبال درمان بروید»

در رابطه با قرنطینه هم ازجمله به فرموده ی حضرت رسول-صلی الله علیه وآله وسلم- استناد می شود که در جریان داستان امام عمر-رضی الله عنه- نقل شده و ایشان فرموده اند: «إذَا سَمِعْتُمْ به بِأَرْضٍ فلا تَقْدَمُوا عَلَیهِ، وِإذَا وَقَعَ بِأرضٍ وَأنْتُمْ بِهَا فَلا تَخْرُجُوا فِراراً مِنْهُ»(صحیح بخاری، به شماره ۱۱۲۰) «هرگاه شنیدید که وبا در محلی سربرآورده آنجا نروید و اگر در جایی که هستید پیدا شد آنجا را به هدف پرهیز، ترک نکنید»

ترک عبادت در صورت بیم از خطر بیماری

دین اسلام که برنامه ای است از جانب خالق جهان و برای زندگی و بندگی انسان، تمامی جوانب حیات دنیوی و اخروی را در بر گرفته، روح و جسم را به هم پیوند داده و همه ی حقوق مادی و معنوی کلیه ی اقشار مختلف جامعه را به رسمیت شناخته است و در صورت پایمال شدن کمترین حق هرکسی به دفاع و رفع ستم دستور داده است و به طور خلاصه آن چنان که اصولیون نوشته اند شریعت اسلام آمده تا از ضروریات پنج گانه ی انسان ها محافظت کرده و به دفاع از آن ها برخیزد که عبارت اند از حفظ دین، نفس، نسل، عقل و مال (الموافقات، للشاطبی، ج۱، ص۳۱) البته برخی آبرو، امنیت و آزادی را هم اضافه نموده اند؛ و به طور خلاصه تر گفته اند تشریع احکام دین، مطابق فطرت انسان و در راستای جلب مصالح انسان و دفع مفاسد از وی هست. (الفکر السامی فی تاریخ الفقه الاسلامی، الحجوی، ج۱، ص۱۰)

بنابراین در عین انجام عبادت که در راستای تقویت ایمان و حفظ دین و مصالح دیگری عملی می شود، باید نفس و مال و … نیز محفوظ بمانند و در معرض خطر قرار نگیرند و احکام دینی طوری پایه گذاری شده اند که در راستای مصلحت و تکمیل همدیگر می باشند نه اینکه مثلاً در راستای تحقق عبادت جمعه یا جماعت نفس، یا مال خود را در معرض آسیب و زیان قرار دهیم تا جایی که علمای مرتبط گفته اند دفع مفسده بر جلب مصلحت مقدم داشته شده است. بدین معنی که اگر انجام کاری مشتمل بر مصلحت و مفسده باشد به خاطر پرهیز از مفسده، از مصلحت مترتب بر آن، صرف نظر می شود (حاشیه العطار علی شرح الجلال المحلی علی جمع الجوامع، ج۲، ص۳۳۱).

مسئله ی مورد بحث را می توان در روشنایی اصول دینی زیر یافت: وَما جَعَلَ عَلَیکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حرج (الحج/۷۸) «خداوند هیچ مشکل و سختی ای را در دین برای شما قرار نداده است» یرِیدُ اللَّهُ بِکُمْ الْیسْرَ وَلَا یرِیدُ بِکُمْ الْعُسْرَ (البقره/۱۸) «خداوند برای شما آسانی می خواهد نه سختی را» یرِیدُ اللَّهُ أَن یخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِیفًا (النساء/۲۸) «خدا می خواهد کارها را آسان کند چون می داند که انسان ضعیف و ناتوان است» لَیسَ عَلَی الْأَعْمی حَرَجٌ وَلا عَلَی الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَی الْمَرِیضِ حَرَجٌ (الفح/۱۷) «بر نابینا و لنگ و بیمار-در انجام ندادن برخی از کارها- گناه نوشته نمی شود» فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًی مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیه مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَه أَوْ نُسُکٍ (البقره/۱۹) «اگر کسی از شما بیمار بود یا آزاری در سر داشت- و نتوانست بعضی از کارهای حج را انجام دهد- می تواند فدیه بپردازد» و از کلمات جامع رسول خدا-صلی الله علیه وسلم-مانند یسِّرُوا، وَلَا تُعَسِّرُوا (مصنف ابن ابی شیبه به شماره ی ۲۳۷۹) «بر مردم آسان بگیرید نه سخت» إِنَّ خَیرَ دِینِکُمْ أَیسَرُهُ (مسند امام احمد به شماره ۱۹۳) «بهترین بخش دین- از موارد اجتهادی- آن مورد است که آسان تر است» أَحَبُّ الدِّینِ إِلَی اللَّهِ الحَنِیفِیه السَّمْحَه (صحیح بخاری به شماره ۳۸) «محبوب ترین دین نزد خدا دینی است حق گرا و آسان است» إن الدَّین یسرٌ (همان/۳۹) «بیگمان دین همه اش سهولت و آسان گیری است» و همچنین از محتوای قواعد فقهیی چون: لا ضرر ولا ضرار (الوجیز فی ایضاح القواعد الفقهیه، محمد صدقی، ج۱، ص۳۲) «در دین زیان دیدن و زیان رساندن پذیرفتنی نیست» الضرورات تبیح الْمَحْظُورَات و الْمَشَقَّه تجلب التَّیسِیر (المدخل إلی مذهب الإمام أحمد بن حنبل، عبدالقادر بدران، ج۱، ص۲۹۸) «ضرورت ایجاب می کند که موارد ممنوع، مباح شوند».

رخصت های ترک نماز جمعه

امام نووی-رحمه الله- در منهاج الطالبین گفته است: وَلَا جُمُعَه عَلَی مَعْذُورٍ بِمُرَخِّصٍ فِی تَرْکِ الْجَمَاعَه (کنز الراغبین شرح منهاج الطالبین، جلال الدین المحلی، ج۱، ص۲۸۲) «جمعه بر کسانی که عذرهای مؤثر در ترک نماز جماعت را دارند واجب نیست» یعنی هریک از اعذار و رخصت های ترک نماز جماعت که قابل تصور باشد، برای نماز جمعه نیز عذر و رخصت به شمار می آید. رخصت های نماز جماعت هم در منابع فقهی مذهب امام شافعی-رحمه الله- به دودسته ی عمومی مانند باران، تگرگ، برف زیاد یا خیس کننده، باد شدید در شب یا در وقت نماز صبح، گل، تاریکی و …و عذرهای خاص مانند بیماری، گرما و سرمای شدید در شب یا روز، بیم آسیب جسمی یا جانی، بیم ضرر مالی و…-که بالغ بر سی مورد می باشد- تقسیم شده اند و برای اجتناب از اطاله ی کلام از ذکر همه ی موارد خودداری می شود. (مغنی المحتاج، الشربینی، ج۱، ص۷۳-۷۸)

البته با بررسی منصفانه و دقت کامل در عذرها و رخصت های ترک نماز جماعت، کاملاً روشن است که علت و سبب این رخصت ها در سه مورد خلاصه می شود که عبارت اند از:۱- آسیب رسیدن به نماز و کم شدن خشوع و حضور قلب در آن مانند نیاز به قضای حاجت و تجدید وضو، گرسنگی و تشنگی مفرط و… ۲- رسیدن آزار و آسیب به خود نمازگزار در نفس، جان، مال و آبرو و حیثیت، مانند برف، باران، تگرگ، سرما، گرما، گل ولای، تاریکی، بیماری، بیم از ستمگر یا طلبکار، جا ماندن از رفقای سفر، نداشتن لباس کافی و مناسب و… ۳- رسیدن آزار و آسیب به دیگران اعم از اهل نماز مانند بوی بد دهان ناشی از خوردن چیزی، بوی لباس ناشی از ناپاکی یا شغل های دارای بوی آزاردهنده، بوی بد ناشی از دهان، (به عقیده ی نگارنده بوی دهان برخی از افراد سیگاری هم در این حکم داخل می شود)، بوی زیر بغل و زخم و بیماری و… ویل غیر اهل نماز مانند بیماری که نیاز به پرستار دارد و هر کس دیگری که نمی توان او را تنها گذاشت. (همان)

در مسئله ی موردبحث، خطر انتقال یا ابتلا به بیماری کرونا به مراتب از خطر و آزار ناشی از بوی بد، سرما و گرما، بازداشت شدن و…بیشتر است و هر سه مورد از زیان های فوق در آن متصور است تازه که یک اتفاق و اجماع جهانی بر خطرآفرین بودن آن تا مرز یک تراژدی، به وجود آمده است.

تصور اینکه اعذار مورد اشاره برای افراد است و نمی توان جمعه و جماعت را کلاً تعطیل نمود، تصور بیجا است چون در هیچ منبع فقهی به این مطلب تصریح نشده است بلکه در منابع فقهی عکس آن ثابت شده و برخی علما گفته اند: تَسْقُطُ الْجُمُعَه عَنْ أَهْلِ مَحَلٍّ عَمَّهُمْ عُذْرٌ کَمَطَرٍ (تحفه المحتاج، ابن حجر، ج۲، ص۲۷۳ به نقل از النهایه) «نماز جمعه از اهل محلی که همگی از باران زیان می بینند، ساقط می شود» و اگر بتوان نماز جمعه را به خاطر باران به کلی تعطیل کرد جای چه پرسش و گمانی برای ترک آن به خاطر خطر جانی که از ویروس کرونا انتظار می رود، باقی می ماند؟ همچنین عبارت زیر در منابع آمده است که: نَقَلَ الْقَاضِی عِیاضٌ عَنْ الْعُلَمَاءِ مَنْعَ الْأَجْذَمِ، وَالْأَبْرَصِ مِنْ الْمَسْجِدِ وَمِنْ اخْتِلَاطِهِمَا بِالنَّاس (حاشیه البجیرمی، زکریا الأنصاری، ج۱، ص۳۰۲) «قاضی عیاض- از علمای برجسته ی قرن ششم- از علمای معاصر یا پیش از خود نقل کرده که به منع شخص جذامی و شخص مبتلا به بیماری پیسی، از رفت وآمد به مسجد و میان مردم، فتوا داده اند» بیگمان منع این گونه افراد به خاطر دفع و رفع خطرات و ضرر و زیان، از مردم و حفظ سلامتی آنان بوده است. (البته این گونه فتاوا به قرن پنج و شش هجری برمی گردند که علمای وقت با استفاده ازنظر پزشکان زمان خود ارائه داده اند و اینکه امروز هم باوجود تحولی که در عالم طبابت به وقوع پوسته باید ازاین گونه بیماران پرهیز کرد یا نه پزشکان محترم باید نظر بدهند) رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- در کلامی دیگر فرموده است: فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَکَ مِنَ الْأَسَدِ (مسند الإمام احمد، به شماره ی ۹۷۲۲) «از دست شخص جذامی فرار کن آن گونه که از دست شیر فرار می کنی»

اقسام رخصت

رخصت این است که به خاطر عذری برخلاف دلیل و سند شرعی رفتار کنیم (الْمُهَذَّبُ فی عِلْمِ أُصُولِ الفِقْهِ الْمُقَارَنِ، عبد الکریم النمله، ج۱، ص۰) در منبعی دیگر گفته شده که رخصت به حکمی گفته می شود که به هدف رفاه و توسعه بر صاحبان عذر، از حالت اصلی تغییر پیداکرده و به تخفیف سهولت گراییده است (کشف الأسرار شرح أصول البزدوی، علاء الدین البخاری، ج۲، ص۲۹۹).

رخصت تعریفات و تقسیمات فراوانی دارد که آوردن آن ها ضروری به نظر نمی رسد، ولی به هرحال احکام مبتنی بر رخصت از نعمت های خدا بر بندگانش بوده و محبوب خدا نیز بشمار می روند؛ زیرا رسول الله-صلی الله علیه وسلم- فرموده است: إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ أَنْ تُؤْتَی رُخَصُهُ کَمَا یحِبُّ أَنْ تُتْرَکَ مَعْصِیتُهُ (صحیح ابن خزیمه، به شماره ی ۲۰۲۷) «خداوند عمل به رخصت های دین را به اندازه ی ترک گناهان می پسندد»

آنچه از بحث رخصت های شرعی، ضروری به نظر می رسد، این است که علمای فقه و اصول گفته اند همه ی رخصت ها اختیاری نیستند، بلکه «رخصت واجب» هم داریم مثل خوردن از حیوان مرده به اندازه ی سد رمق برای حفظ نفس (تیسیرُ علم أصول الفقه، عبد الله العنزی، ج۱، ص۷) می بینیم که خوردن از حیوان ذبح نشده حرام است ولی برای معذور به یک حکم واجب تبدیل می شود. بنا براین می توان با استفاده از مصدر قیاس گفت: حکم وجوب اقامه ی جمعه و همچنین حکم مندوب بودن اقامه ی نماز جماعت، به دلیل عذر خطر جانی نمازگزاران، به یک حکم حرام تبدیل می شود، زیرا می توان در حوزه ی رخصت نیز به قیاس متوسل شد (تذکیر الفحول بترجیحات مسائل الأصول، ولید بن راشد، ج۱، ص۲۷) البته دسته ای از صاحب نظران از این هم بالاتر رفته و می گویند نیاز به قیاس نیست و حکم اصلی در این گونه مسائل بر حالت و نام خود باقی نمی ماند بلکه به حکم دیگر تبدیل شده و از مقوله ی رخصت خارج می گردد و به یک حکم مستقل تغییر پیدا می کند (التقریر والتحبیر، ابن أمیر حاج، ج۲، ص۱۳) بنابراین اقامه ی نماز جمعه و جماعت در شرایط موردبحث، به یک حکم حرام تبدیل شده و اقامه ی آن ها ممنوع خواهد بود.

پرهیز از بیماری و باور به قضا و قدر

برخی از دلسوزان دین، به قضیه ی قضا و قدر متوسل شده و می گویند: ترس از ابتلا به ویروس و فرار از اجتماعات ازجمله اجتماع مساجد، مخالف باور به اصل اعتقاد به قضا و قدر بوده و مخل به عقیده می باشد و به مستندات زیر متوسل می شوند: أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ (الأعراف/) «آفریدن و فرمان دادن در انحصار خداوند است» وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُواْ ولکنَّ اللَّهَ یفْعَلُ مَا یرِیدُ (البقره/۲۳) «اگر خدا می خواست- برخی از پیروان انبیا- باهم نمی جنگیدند» قُلْ لَنْ یصِیبَنا إِلاَّ مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنا (التوبه/۱) «بگو هیچ خیر و شری جز آنچه خدا نوشته است به ما نمی رسد» وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یشَاءَ اللَّهُ (الإنسان/۳۰) «و شما نمی توانید جز آنچه را خداوند اراده کرده است، اراده کنید» وَما یعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّه فِی الْأَرْضِ وَلا فِی السَّماءِ وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَلا أَکْبَرَ إِلاَّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ (یونس/۱) «هیچ شیئی از ذره ای موجود در آسمان و زمین گرفته تا کوچک تر یا بزرگ تر از آن، بر پروردگارت مخفی نیست و همه در کتابی آشکار و روشن مکتوب گردیده است»…َیقَالُ لَهُ: اکْتُبْ عَمَلَهُ، وَرِزْقَهُ، وَأَجَلَهُ، وَشَقِی أَوْ سَعِیدٌ…(صحیح بخاری، به شماره ۳۲۰۸) «به فرشته دستور داده می شود که عمل، رزق، اجل و سعادت یا شقاوت کودک- در آینده- را بنویسد» مَا مِنْ قَلْبٍ إِلَّا بَینَ إِصْبَعَینِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ، إِنْ شَاءَ أَقَامَهُ و آن شَاءَ أَزَاغَهُ …وَالْمِیزَانُ بِیدِ الرَّحْمَنِ، یرْفَعُ أقْوَامًا وَیخْفِضُ آخَرِینَ، إِلَی یوْمِ الْقِیامَه (سنن ابن ماجه به شماره ۱۹۹) «هر قلبی در میان دو انگشت خدای رحمان قرار دارد؛ اگر بخواهد او را ه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *