تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم، محتوای خود را در قالب 93 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل شرایط پذیرش توبه در قرآن کریم :

به بیان دیگر، اگر کسی از عمل زشت و ناهنجار خویش، اظهار پشیمانی نننماید و یا تصمیم بر ترک گناه نداشته باشد و یا طبق فرمان حق تعالی عمل ننماید، در حقیقت نسبت به گناه خود پشیمان هم نشده است.بنابراین، نمیتوان گفت: ارکان توبه، شرایط توبه هستند، بلکه توبه هیچ شرطی ندارد و آن ارکان، لازم و ملزوم توبه میباشند. حاصل سخن اینکه، اگر کسی -هرچند گناهان او بزرگ و فراوان باشد-، به راستی از گذشته خود پشیمان شود و پشیمانی او با ترک گناه همراه باشد، به یقین باید بداند که خداوند تبارک و تعالی گناهان او را می آمرزد و بالاتر این که، سیّئات و بدی های او را به حسنات و نیکی ها مبدّل میسازد؛ چنانچه قرآن شریف می فرماید: إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِک یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَناتٍ[۱] هنگامی که خداوند رحمان و رحیم، توب بند خویش را میپذیرد، پروند سیاه و پر از گناه او را به پروند درخشانی تبدیل میکند که در صفح اوّل آن، ثواب توبه نمایان است و درخشندگی دارد.

حال ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر توبه هیچ شرطی ندارد، چگونه در آیاتی از قرآن کریم، شرایطی برای توبه ذکر شده است؟ مثلاً در آیات و سوره نساء، چهار شرط برای پذیرش توبه از سوی حق تعالی بیان شده است: إنَّمَا التَّوبَهُ عَلَی اللهِ لِلَّذین یعْمَلُون السُّوءَ بِجَهالَهٍ ثُم یتُوبُون مِن قَریب [. . . ] وَ لَیسَتِ التَّوبَهُ لِلَّذین یعْمَلُون السَّیئاتِ حَتّی إذَا حَضَرَ اَحَدَهُم الْمَوت قَال إِنّی تُبْت الآن وَ لاَ الَّذین یمُوتُون وَ هُم کفّارٌ[۲]توبه نزد خداوند، تنها برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب گناه میشوند سپس به زودی توبه میکنند. . . و توبه کسانی که گناه میکنند تا وقتی که مرگ یکی از ایشان فرا میرسد، میگوید اکنون توبه کردم، پذیرفته نیست و (نیز توبه) کسانی که در حال کفر میمیرند، پذیرفته نخواهد شد.همان گونه که در ظاهر این دو آیه شریفه ملاحظه میشود، چهار شرط برای پذیرش توبه تعیین شده است:

) گناه از روی جهالت و به خاطر نادانی باشد (نه از روی علم و عمد).

) توبه را تأخیر نیندازد.

) توبه قبل از دیدن مرگ باشد.

) توبه بعد از مرگ نباشد.

پاسخ این سؤال به طور اختصار، آن است که: آنچه در ظاهر این دو آیه شریفه ملاحظه میشود، نیازمند توضیح و تفسیر است و این دو آیه شریفه، نکات ظریف و دقیق دیگری را در بر دارد که باید تبیین گردد.در واقع، ظاهر این آیات، علاوه بر این که خلاف آیات متعدّد دیگری است، خلاف سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمّه هدی( در برخورد با گناهکاران نیز میباشد.افزون بر این، دین اسلام مدّعی است که بن بست در آن وجود ندارد و نپذیرفتن توبه از سوی خداوند متعال، نوعی بن بست به شمار میرود. بنابر این با توجّه به آنچه از ظاهر این دو آیه شریفه فهمیده میشود که توبه چهار گروه پذیرفته نمیگردد، باید نکات مهمّی را که در توضیح و تفسیر این دو آیه شریفه وجود دارد، بیان نماییم:

الف ) لجاجت در ارتکاب گناه

گاهی گناه در اثر طغیان یکی از غرایز است و در نتیجه، تسلّط هوی و هوس و طغیان غریزه یا صفت رذیله موجب میشود که انسان، «معرفت » خود را تقریباً از دست بدهد؛ قرآن شریف این حالت را «جهالت » نامیده است و معلوم است که توبه از این نوع گناه پذیرفته است؛ امّا اگر ارتکاب گناه در اثر عناد و لجاج و از روی طغیان گری و انکار و دشمنی با حق و حقیقت باشد، طبیعی است که چنین گناهی، زمینه ساز عدم آمرزش الهی میشود. گناهی که از روی لجاجت و دشمنی با حق تعالی انجام میپذیرد، حکایت از کفر میکند و کسی که با خداوند لجاجت ورزد و در مقابل حق ایستادگی کند، موفّق به توبه نخواهد شد؛ زیرا وقتی حالت عناد و لجاج در وجود کسی مسلّط شود، مانع از آن است که از کرده خود پشیمان گردد و مسلّماً بدون پشیمانی، توبه محقّق نخواهد شد.بنابراین، این که قرآن شریف«جهالت » را در توبه، شرط فرموده است، حکایت از یک نکته مهمِّ اخلاقی دارد و آن، این است که: اگر گناه و نافرمانی از سر عناد و لجاج صورت گرفت، توبه از آن ممکن نیست و در حقیقت، چنین انسان گناه کاری توبه نمیکند که توبه او پذیرفته شود.

ب ) تسویف در توبه

گاهی،«تَسویف »در توبه، یعنی به آینده واگذار کردن و بیاعتنایی به گناه و فراموشی آن، جای پشیمانی را در وجود انسان میگیرد و مانع از پدید آمدن حالت توبه میشود. در چنین وضعی معلوم است که این انسان، خود را گناه کار نمیداند تا توبه کند. پس اینکه قرآن شریف «فوریت » و «عدم تأخیر» را در توبه شرط دانسته، باز هم حاوی یک نکته بااهمیت اخلاقی است و آن این که: بیاعتنایی به گناه، موجب عادت انسان به گناه میشود و در اثر عادت، اُبهّت گناه از دل میرود و در نتیجه گناه از ضمیر آگاه انسان به ضمیر ناآگاه وی منتقل شده و موجب میگردد تا انسان، خود را گناهکار نداند و در این صورت طبیعی است که توبه هم نمیکند.

این موضوع با ذکر یک مثال، قدری روشن تر میگردد:زنا، یک ناهنجاری اخلاقی بزرگ و گناه کبیره ای است که اثرات سوئی برای فرد و اجتماع دارد و نزد مردم، به خصوص متدینان، بسیار قبیح شمرده میشود. تا جایی که اگر یک زن عفیف، در اثر فریب شیطان، یا اجبار، یا هر علّت دیگری مورد تجاوز قرار گیرد، هشدارهای وجدان اخلاقی به او امان نمیدهد و حتّی ممکن است در اثر ملامت نفس لوّامه و عذاب وجدان، کارهای خطرناکی نیز انجام دهد و زندگی خود و اطرافیان را نابود کند. خجالت زدگی و شرمندگی، سراسر وجود او را فرا میگیرد و یک پارچه پشیمان میشود.

امّا بسیار اتّفاق میافتد که همین خانم عفیف، به راحتی غیبت میکند و آبروی دیگران را میریزد و آن چنان نسبت به گناه خود بیتفاوت است که گویا هیچ گناهی مرتکب نشده است؛ در حالیکه ناهنجاری اخلاقی غیبت و کبیره بودن گناه آن نیز، امری کاملاً روشن و آشکار است. تکرار گناه غیبت، آن گناه را برای گنهکار، به صورت عادت درآورده و هشدارهای وجدان اخلاقی او را خاموش کرده است، از این رو ممکن است در شبانه روز، مکرّراً غیبت کند و دچار عذاب وجدان هم نشود؛ در حالیکه در فرهنگ دینی، اثر سوء غیبت، از اثر سوء زنا، بدتر شمرده شده است: «إِیاکمْ وَ الْغِیبَهَ، الْغِیبَهُ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا»[۳]بپرهیزید از غیبت، زیرا غیبت از زنا بدتر است.

به بیان دیگر، غیبت های متعدّد، قبح گناه و زشتی آن را از دل و یاد او برده است و حالتی برای او پدید آورده که گناه خود را گناه نمیداند و یا چندان مهم نمیشمارد. چنین حالتی بسیار خطرناک است و انسان را در سراشیبی گناه و معصیت می اندازد. وقتی گناه، برای انسان عادت شود و گناه را تکرار نموده و بدان اصرار ورزد، مانند اتومبیل ترمز بریده ای می گردد که با سرعت، به اعماق درّه در حال سقوط است و هیچ عاملی نمی تواند مانع حرکت آن شود، یا لااقل از سرعت آن بکاهد. بدتر و خطرناک تر از این حالت، هنگامی است که آدمی، گناه و معصیت خود را توجیه کرده و قبح و زشتی گناه را نبیند.

اگر چنین شد، نفس لوّامه به نفس مُحَسّنه تبدیل می شود و به جای ملامت گناهکار از ارتکاب گناه، او را یه انجام آن تشویق می کند و معصیت و اعمال ناپسند را در نظر وی نیکو جلوه می دهد. چنانکه قرآن کریم می فرماید: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالا، الَّذینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعا[۴] بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم آگاه گردانم؟ آنان کسانی اند که کوشش شان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود می پندارند که کار خوب انجام می دهند. بسیار واضح است که چنین انسانی به فکر توبه هم نمی افتد؛ زیرا تصوّر می کند اعمال و رفتارش، بهترین نوع اعمال است و از این رو، عنصری به نام پشیمانی در وجود او هیچ جایگاهی نخواهد داشت.

امام صادق (ع) در این زمینه، در یک بیان تحلیلی با ذکر یک تشبیه معقول به محسوس، میفرمایند: اگر کسی یک گناه مرتکب شود، یک نقطه سیاه در دل او پدیدار میشود. حال اگر توبه کند، آن سیاهی بر طرف میشود. ولی اگر توبه نکند و گناه دیگری انجام دهد، سیاهی دل او دو چندان میشود و به همین صورت ادامه پیدا میکند، تا سراسر دل او سیاه شود. و به این ترتیب، گناهِ روی گناه، دل انسان را سیاه میکند و میمیراند:«إِذَا أَذْنَبَ الْعَبْدُ کانَ نُقْطَهً سَوْدَاءَ عَلَی قَلْبِهِ فَإِنْ هُوَ تَابَ وَ أَقْلَعَ وَ اسْتَغْفَرَ صَفَا قَلْبُهُ مِنْهَا وَ إِنْ هُوَ لَمْ یتُبْ وَ لَمْ یسْتَغْفِرْ کانَ الذَّنْبُ عَلَی الذَّنْبِ وَ السَّوَادُ عَلَی السَّوَادِ حَتَّی یغْمُرَ الْقَلْبَ فَیمُوتَ بِکثْرَهِ غِطَاءِ الذُّنُوبِ عَلَیه»[۵]

هنگامی که بنده گناه کند، نقطه سیاهی بر قلب او پیدا می شود، پس اگر توبه کرد و از گناه باز ایستاد و از خدا طلب آمرزش نمود، قلب او از آن نقطه سیاه صفا پیدا می کند. و اگر توبه نکرد و استغفار ننمود، گناه بر گناه واقع می گردد و سیاهی بر سیاهی می نشیند، تا اینکه قلب او را می پوشاند. پس قلب او در اثر زیادی گناه می میرد و پرده گناه آن را فرا می گیرد. پر واضح است که وقتی دل کسی سیاه شد، صاحب آن دل، هرگز رستگار نمیگردد. قرآن کریم در این باره میفرماید: کلاَّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یکسِبُونَ[۶] چنین نیست که آن ها می پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل هایشان نشسته است.

مهم تر آن که وقتی سیاهی و تاریکی، در اثر گناهِ روی گناه، دل انسان را فرا گرفت، نه تنها توبه نمیکند، بلکه به استهزاء آیات الهی نیز میپردازد: ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنَ[۷]سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند.

چنین کسی نسبت به همه چیز و همه کس، معترض است و به هیچ روی زیر بار پذیرش حرف حق نمیرود؛ از این رو نه تنها به احکام اسلامی عمل نمیکند، بلکه دستورات دینی را مسخره مینماید. ابتدا در برخی از احکام شرعی و ظواهر دینی، تشکیک می کند و به جای آنکه با پرسش از اهل فن، شبهه خود را برطرف کند، به نفی آن احکام دینی میپردازد و سپس به تدریج مجموعه احکام شرعی و رساله عملیه مراجع تقلید را کتابی محدود کننده و مجموعه ای غیر قابل اعتماد میخواند و کم کم نسبت به اهل بیت علیهم السلام و پیامبر اکرم(ص) و خداوند تبارک و تعالی نیز بدبین شده و بدین ترتیب دین خود را از دست میدهد.

باید توجّه داشته باشیم که شیطان در برخورد با انسان و بریا فریب او، همیشه از کم شروع میکند، ولی به کم قانع نیست؛ از این رو خصوصاً به جوانان عزیز توصیه میشود که مواظب باشند با تسویف و تأخیر انداختن در توبه، به شیطان فریبکار، میدان عمل ندهند.بنابر این، منظور قرآن کریم از شرط دوّم توبه (به تأخیر نیانداختن آن)، این است که اگر کسی توبه را به تأخیر بیندازد، گرفتار گناهِ روی گناه می شود و پس از آن، گناه خود را توجیه کرده و اصلاً توبه نمی کند که توبه او پذیرفته شود. در این مجال، تذکّر و توصیه همیشگی را تکرار کنیم که: «مراقب باشید گناه نکنید و اگر گناهی مرتکب شدید، فوراً توبه نمایید و اجازه ندهید گناه شما تکرار شود که گرفتار عادت به گناه و پس از آن توجیه گناه می شوید و این امر، بدبختی فراوانی به همراه خواهد داشت. »

ج ) توبه هنگام مرگ

گاه انسان پس از ارتکاب گناه، به دلیل برخورداری از ایمان، پشیمان میشود و از روی ایمان به خداوند و دستورات او، خجالت زده شده و از خدای متعال عذرخواهی میکند. ولی گاه پشیمان میشود، امّا نه در اثر ایمان، بلکه به دلیل کیفری که در مقابل خود میبیند؛ نظیر مجرمی که چوبه دار را در مقابل خود میبیند و از کرده خود پشیمان میشود، امّا ندامت او، از ترس کیفر است، نه به دلیل آن که عمل خود را زشت و ناپسند می داند! به تعبیر قرآن شریف، چنین کسی اگر رها شود، باز همان است که قبلاًبود: حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ، لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکتُ کلاَّ إِنَّها کلِمَهٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یوْمِ یبْعَثُون[۸]

تا آن گاه که مرگ یکی از آنان فرا رسد، میگوید: پروردگارا، مرا بازگردانید، شاید عمل صالحی در آنچه وانهاده ام، انجام دهم. چنین نیست، آن سخنی است که او گوینده آن است، و پیش روی آنان برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند. بنابراین اگر قرآن شریف در توبه، شرط فرموده است که قبل از مرگ باشد و نه به هنگام دیدن مرگ، مانند دو شرط پیشین، حاکی از یک نکته مهمِّ اخلاقی است و آن این که: غالباً پشیمانی در هنگام فرا رسیدن مرگ، توبه از روی ایمان نیست، بلکه به دلیل ترس و اضطراب و ناراحتی از کیفر گناه است و اگر آن کیفر در کار نبود، آن شخص هم از کرده خود پشیمان نبود.امّا اگر در همان موقعیت و حتّی هنگام دیدن آثار مرگ هم کسی واقعاً پشیمان شده و از زشتی و ناهنجاری عمل خود در محضر پروردگار متعال شرمنده گردد و به بیان دیگر توبه او حقیقی و برخاسته از معرفت و ایمان باشد، بی شکّ خداوند سبحان توبه او را میپذیرد.

نقل میکنند که در زمان حضرت موسی(ع)، جوانی لاابالی در شهر زندگی میکرد. او یکی از اراذل و اوباش بود و به هیچ وجه هدایت نمیشد؛ تا این که او را از شهر بیرون کردند. پس از مدّتی به شدّت بیمار شد و تا دم مرگ پیش رفت. در آن هنگام از کردار خود پشیمان شد و در اعمال خود نظر افکند و دریافت که چه پرونده شومی دارد و امیدی برای نجات ندارد. و از این رو با حالت پشیمانی در مقابل خداوند تعالی، از اعماق دل و جان خویش آهی کشید و به جانب آسمان نگریست و در محضر خدای تعالی، اظهار ندامت و شرمندگی کرد و گفت:«یا من له الدنیا و الآخره، ارحم من لیس له الدنیا و الآخره»؛ این جملات را تکرار کرد و با یک تلاطم درونی و با خجالت زدگی در مقابل پروردگار از دنیا رفت.

به حضرت موسی(ع)خطاب شد: یکی از اولیای من در فلان مکان از دنیا رفته است؛ برو او را تجهیز کن و دفن نما. حضرت موسی(ع)با مردم به آن مکان رفتند و دیدند همان جوان است! حضرت موسی(ع)جریان را از خداوند سؤال کرد. خداوند فرمود: هنگام مرگ، با جدیت توبه کرد و گفت:«یا مَن لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَه، إرحَم مَن لَیسَ لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَه»؛ پس گناهان او آمرزیده شد و از دوستان خداوند گردید.بنابراین، توبه هنگام مرگ نیز اگر حقیقی باشد، مورد پذیرش حق تعالی واقع میشود؛ زیرا معنا ندارد خداوند تعالی ندامت قلبی و پشیمانی واقعی از کسی ببیند و او را نیامرزد.

مثال مهم تر و معتبرتر برای پذیرش توبه هنگام مرگ که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است، داستان قوم حضرت یونس (ع)است:إِلاَّ قَوْمَ یونُسَ لَمَّا آمَنُوا کشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْی فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلی حینٍ[۹]مگر قوم یونس نبود که چون ایمان آوردند، عذاب خفّت بار و رسوایی را در زندگی دنیا از

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *