تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رسول اللّه (ص) اسوه حسنه بشری، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل رسول اللّه (ص) اسوه حسنه بشری شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل رسول اللّه (ص) اسوه حسنه بشری:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل رسول اللّه (ص) اسوه حسنه بشری را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رسول اللّه (ص) اسوه حسنه بشری توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رسول اللّه (ص) اسوه حسنه بشری را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رسول اللّه (ص) اسوه حسنه بشری :

مقدمه

آدمی همواره در جستجوی قهرمان و اسوه ای است که او را سرمشق زندگی خویش قرار دهد و در موضوعی خاص یا به طور مطلق از او پیروی کند تا به سر منزل مقصود برسد. در مباحث تعلیم و تربیت، یادگیری، روان شناسی، عرفان و مدیریت، الگوها از جایگاه بلندی برخوردارند و تاءثیر گذاری آنها هرگز قابل انکار نیست. اسلام، این مکتب در صدد تربیت نیز از این موضوع غفلت نکرده و الگوهای مفید را در سطوح مختلف ارائه داده است.

ابتدا از مؤ منان وارسته و از عقاید و اخلاق و اعمال آنان به نیکی یاد می کند و به طور مستقیم یا غیر مستقیم پیروان خود را به الگوگیری از آنان فرا می خواند؛ مانند این آیه؛ یا ایها الَّذِینَ آمنوا کونوا اءَنصارَ اللَّهِ کما قالَ عیسَی ابْنُ مَرْیمَ لِلْحَوَارِیینَ مَنْ اءَنصَارِی إِلَی اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِیونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ (صف: ۱۴)

ای کسانی که ایمان آورده اید، یاران خدا باشید، همان گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانی اند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم. همین طور از شهید قهرمانی یاد می کند که یک تنه به حمایت از پیامبران الهی برخاست و در شرایطی سخت و بحرانی بر عقیده و ایمان خویش استوار ماند تا در این راه جان باخت و به جایگاه ارجمند شهادت دست یافت تا جایی که؛ قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّهَ قَالَ یالَیتَ قَوْمِی یعْلَمُونَ بِمَا غَفَرَلِی رَبِّی وَجَعَلَنِی مِنَالْمُکرَمِینَ (یس: ۲۶ ۲۷)

بدو گفته شد به بهشت برین درآی گفت: ای کاش قوم من می دانستند که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و در زمره عزیزانم قرار داد!در مرحله بعد، کسانی را به عنوان مثل و نمونه معرفی می کند که از بینش و بصیرت و ایمان و تقوای بسیار بالایی برخوردار بودند و جا دارد که مؤ منان در هر زمانی همت خویش را به کار گیرند تا به چنان منزلتی نایل آیند. آسیه همسر فرعون یکی از آن نمونه هاست که قرآن در باره اش فرموده است: وَضرَبَ اللَّهُ مثلاً لِلَّذِینَ اَّمنوا امرَاءَهَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَک بَیتاً فِی الْجَنَّهِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (تحریم: ۱۱)و برای کسانی که ایمان آورده اند خدا همسر فرعون را مثل آورده، آنگاه که گفت: پروردگارا پیش خود در بهشت برایم خانه ای بساز و از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان.

آن بانوی قهرمان با نادیده گرفتن موقعیت ممتاز اجتماعی خود و گرویدن به آیین یکتاپرستی حضرت موسی (ع ) هر گونه شکنجه و در نهایت قتل را با جان و دل پذیرا شد و به منزلت شهادت بار یافت و به طور مستقیم با خدای خویش به راز و نیاز پرداخت و در برترین جایگاه بهشتی منزل گرفت و از سوی خداوند به عنوان اسوه مقاومت در میدان توحید معرفی شد.

همچنین در آیه بعد، قهرمان میدان تقوا و معنویت و پاکدامنی معرفی شده، و او کسی جز مریم صدیقه مادر ارجمند حضرت مسیح (ع ) نیست:وَ مرْیمَ ابنتَ عمرَانَ الَّتی اءَحصنتْ فرْجها فنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکلِمَاتِ رَبِّهَا وَکتُبِهِ وَکانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ (تحریم: ۱۲)و مریم دخت عمران را همان کسی که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتابهای او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.

در گروه دیگری از آیات قرآن، خداوند نسبت به کسانی که کار برجسته و در خور تقدیر انجام داده اند اظهار محبت می کند و از این رهگذر، دیگران را نیز به الگو پذیری از آنان فرا می خواند؛ مانند (إِنَّ اللّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (بقره: ۱۹۵) (إِنَّ اللّهَ یحِبُّ التَّوَّابینَ وَیحبُّ الْمتطهِّرِینَ (بقره: ۲۲۲) (وَاللّهُ یحبُّ الصَّابرِین (آل عمران: ۱۴۶) (إِنَّ اللّهَ یحبُّ الْمُقْسِطِینَ (مائده: ۴۲) (إِنَّ اللّهَ یحِبُّ الْمُتَّقِینَ (توبه: ۴) و مانند آن.

اما عموم پیام آوران الهی در عالی ترین سطح به عنوان الگوهای معصوم و ممتاز مورد عنایت الهی قرار دارند خداوند متعال آنان را در میدان اعتقاد، عمل و اخلاق نیکو و معتدل، الگوهای نخبه ای به آدمیان معرفی فرموده که پیروی از آنان به طور قطع انسان را به سر منزل سعادت خواهد رساند. أُولئِک الَّذِینَ هَدَی اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ. . . (انعام: ۹۰)اینان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است، پس به هدایت آنان اقتدا کن.

طرح اسوه برتر

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده اند

کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یارِ یک جهتِ حقگزار ما نرسد

هزار نقش بر آید ز کلک صنع و یکی

به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

و این نگار دلپذیری که در حسن و ملاحت، گوی سبقت را از همگان ربود و چنان حق بندگی و آدمیت را گزارد که محرم راز نهفته آفرینش گشت و در حریم (قابَ قَوْسَینِ اَوْاَدْنی ) سدره نشین آستان کبریایی شد، کسی جز شخصیت عظیم و بی نظیر عالم آفرینش، خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی علیه و علی آله افضل الصلوات و الثناء نیست که به عنوان (اسوه برتر) برای همه بشریت معرفی شده است: لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَن کانَ یرْجُوا اللَّهَ وَالْیوْمَ الْاَّخِرَ وَذَکرَ اللَّهَ کثِیراً(احزاب: ۲۱)قطعا برای شما در (اقتداء) رسول خدا سرمشقی نیکوست: برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند.

نکات آیه؛

۱- ترکیب (لقد کان لکم ) علاوه بر تاءکید، بر استقرار و استمرار دلالت دارد و اشاره می کند به اینکه اسوه بودن رسول اکرم (ص ) یک تکلیف ثابت و مستمر است.

۲- واژه (رسول اللّه ) به طور مطلق درباره حضرت محمد(ص ) به کار رفته که به طور کنایی بر عمومیت رسالت ایشان نسبت به جهانیان دلالت می کند.

۳- آیه در سخت ترین مقطع رسالت یعنی پیرامون جهاد (آن هم جنگ احزاب که در شرایط بسیار سخت انجام شد) نازل شده و این پیام را دارد که اسوه بودن پیامبر(ص ) در همه ابعاد و در اوج قرار دارد و به بخشی از شخصیت او محدود نمی شود.

۴- کسانی شایستگی و توفیق تاءسی به پیامبر را دارند که از سه ویژگی مهم برخوردار باشند: ایمان به خدا، اعتقاد و امید به رستاخیز و ذکر فراوان خدا.

۵- ایمان به مبداء و معاد، انگیزه تاءسی به پیامبر را فراهم می سازد، چنان که ذکر فراوان آن را تداوم می بخشد و هر سه پیوند نبوت با توحید را نیز اثبات می کند و بر این نکته زیر بنایی تاءکید دارد که رسالت و شخصیت ممتاز رسول اعظم و اسوه بودن او بستگی تام به عبودیت او در پیشگاه خداوند متعال دارد تا توهم استقلال آن حضرت رخ ننماید.

۶- از عمومیت خطاب آیه نسبت به همه مسلمانان در هر زمان و مکان چنین برداشت می شود که تاءسی به شخصیت بی نظیر پیامبر محدود به مقطع زمانی یا منطقه خاصی نیست و آن وجود نازنین برای همه کس و در همه جا و هر زمان الگوی منحصر به فرد است و این عمومیت استثناپذیر نیست. علامه طباطبایی نیز آیه را چنین تفسیر می کند: (معنای آیه این است که یکی از احکام رسالت رسول خدا(ص ) و ایمان آوردن شما این است که به او تاءسی کنید، هم در گفتارش و هم در رفتارش و شما می بینید که او در راه خدا چه مشقت هایی را تحمل می کند!)

چرایی اسوه بودن پیامبر

می توان گفت رمز پاسخ به این پرسش، در (جامعیت ) شخصیت پیامبر صلی اللّه علیه و آله نهفته است که ایشان را در مسند (عبودیت ) و (انسان کامل ) نشانده و به مقام (خاتمیت ) رسانده است. توضیح اینکه؛

۱- هدف نمایی آفرینش انسان، بندگی محض آفریدگار یکتاست، چنان که خود فرمود: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلا لِیعْبُدُونِ (ذاریات: ۵۶)و جن و انس را نیافریدیم جز برای اینکه مرا بپرستند. بنابراین، هدف آفرینش هنگامی تاءمین می شود که انسان و پری، بنده خاص خدای خویش شوند، جز به خدا نیندیشند، جز برای خدا عمل نکنند و جز رنگ خدایی نپذیرند. به عبارت دیگر در اندیشه و عمل و اخلاق، خدایی شوند و از رنگ تعلق به غیرخدا آزاد گردند؛

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

چنین انسانی شایستگی (خلافت ) الهی می یابد و به نیابت از خدا طلایه دار خلایق و مسجود ملایک می گردد. از این رو شیخ صدوق به نکته بدیعی تصریح کرده و می فرماید: (در اساس آفرینش، خلیفه مقدم بر خلیقه است ) چه اینکه خداوند پیش از خلقت آدمی، موضوع خلافت را با فرشتگان در میان گذاشت؛ وَإِذْ قَالَ رَبُّک لِلْمَلاَئِکهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الاَرْضِ خَلِیفَهً. . . (بقره: ۳۰). و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من گمارنده جانشینی در زمینم. بدین ترتیب، خلیفه الهی، همان انسان واقعی است که آفرینش را با عبودیت به معنای واقعی کلمه هدفمند می کند و خواست و اراده الهی را جامه عمل می پوشاند و قدر متقین آن هم انبیای الهی و اولیای معصوم او هستند که رسول اعظم (ص ) سر آمد ایشان است؛

یکی خط است ز اول تا به آخر

بر او خلق جهان گشته مسافر

در این ره اولیا چون ساربانند

دلیل و راهنمای کاروانند

و زایشان سید ما گشته سالار

هم او اول هم او آخر در این کار

بر او ختم آمده پایان این راه

بدو منزل شده ادعو الی الله

مقام دلگشایش جمع جمع است

جمال دلفزایش شمع جمع است

۲- قرآن مجید از دین اسلام با وصف (تمام و کمال ) یاد کرده، می فرماید: الْیوْمَ اءَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَاءَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً (مائده: ۳)امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را آیین (جاودان ) شما برگزیدم. به همین دلیل، آورنده این دین نیز، شخصیتی تام و کامل است و کمترین نقص و عیب و آلودگی به حریم مقدسش راه نمی یابد. او انسان کاملی است که در همه کمالات به نقطه اوج رسیده و جامع و کامل کننده همه خوبیها شده است، چنان که سخن نغز آن حضرت: (اُعْطیتُ جَوامِعَ الْکلِمَ) بدان اشارت، بلکه تصریح دارد. این جامعیت در سه بخش عقائد، اعمال و اخلاق به منصه ظهور رسیده است؛

الف – در بخش عقاید، رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله، معارفی را به بشر عرضه کرد که مانند آن پیش از اسلام سابقه نداشته است و مرحوم علامه طباطبایی این موضوع را یکی از دلایل افضلیت پیامبر بر همه انبیا دانسته است و چون پیامبری پس از او نیز مبعوث نخواهد شد، آنچه را که آن حضرت پیرامون مبداء و معاد و توحید الهی و صفات و اسمای حسنای او و عالم غیب و شهادت و ملکوت و فرشتگان و لوح و قلم و عرش و کرسی و بیت المعمور و. . . بیان نموده، آخرین کلام است و برتر از آن قابل تصور هم نخواهد بود. این موضوع اساسی در قرآن مجید چنین بیان شده است؛ وَاءَنزَلْنا إِلَیک الْکتابَ بالْحقِّ مصدِّقاً لِمَا بَینَ یدَیهِ مِنَ الْکتَابِ وَمُهَیمِناً عَلَیهِ فَاحْکم بَینَهُم بِمَا اءَنْزَلَ اللّهُ (مائده: ۴۸)و ما این کتاب (قرآن ) را به حق به سوی تو فرو فرستادیم در حالی که تصدیق کننده کتابهای پیشین و حاکم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن.

پیامهای آیه این ها است؛ الف قرآن به طور کامل حق است و از سوی خدا نازل شده و هیچ تردیدی در حقانیت و خدایی بودن آن نیست. ب – این کتاب آسمانی در پی کتب دیگر آسمانی آمده و آنها را به عنوان شرایع پیشین قبول دارد. ج – قرآن، کتاب نهایی خداست که (مهیمن ) بر دیگر کتب آسمانی است؛ به این معنا که اصول ثابت و غیر قابل تغییر آنها را حفظ می کند و در واقع مراقب و محافظ آنهاست، ولی فروع را به گونه ای تغییر می دهد که مناسب سیر و سلوک و تکامل انسان در هر زمان باشد.

پس قید (مهیمنا علیه ) متمم و مکمل (مصدّقا) هست تا توهم نشود که قرآن هر چه از شرایع و احکام در تورات و انجیل و سایر کتابهای آسمانی است به طور درست و بدون تغییر و تبدیل ابقا می کند، بلکه ضمن اینکه فی الجمله ای از محتوای آنها را تصدیق می کند که معارف و شرایع حق و از جانب خداست، ولی این حق نیز برای خدا محفوظ است که آنچه را بخواهد نسخ یا تکمیل نماید. بدین ترتیب، قرآن مجید به عنوان (برنامه نهایی ) خدا فرود می آید که استوارترین منهج تکاملی بشر را ترسیم کند:

إِنَّ هذَا الْقُرْاَّنَ یهْدِی لِلَّتی هِی اءَقْوَمُ وَیبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ اءَنَّ لَهُمْ اءَجْراً کبِیراً (اسراء: ۹)قطعا این قرآن به آن (آیینی ) که خود پایدارتر است راه می نماید و به آن مؤ منانی که کارهای شایسته می کنند، مژده می دهد که پاداشی بزرگ برایشان خواهد بود.

۳- رسول اعظم صلی اللّه علیه و آله با برخورداری از بهترین داشته های نفسانی و دریافت عالی ترین داده های قرآنی به نهایی ترین مرتبت انسانی نایل گشت، نخست در بعد عقیده و اندیشه به توحید ناب رسید و همه هستی را پرتوی از وجود حق تعالی دید که در آفرینش و اداره آن هیچ گونه شرکتی را بر نمی تابد. از این رو از سوی خدا به نشان (اولین مسلمان ) مفتخر شد؛ لاَ شَرِیک لَهُ وِبِذلِک أُمِرْتُ وَاءَنَا اءَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ (انعام: ۱۶۳)

او را شریکی نیست و بر این (کار) دستور یافته ام و من نخستین مسلمانم. و با کسب این مرتبت، نزدیکترین آفریده در ساحت قدس ربوبی شد؛ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی فَکانَ قَابَ قَوْسَینِ اءَوْ اءَدْنَی (نجم: ۸ و ۹)سپس نزدیک و نزدیک تر شد تا به قدر دو کمان یا نزدیکتر شد.

آنگاه اجازه یافت که خدا را آن گونه که دیده برای مردم توصیف کند، چرا که خداوند برتر از آن است که دیگران به وصفش بپردازند؛ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یصِفُونَ إِلا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ (صافات: ۱۵۹ و ۱۶۰)خدا منزه است از آنچه در وصف می آورند، به استثنای بندگان مخلَص (و پاکدل ) خدا. و او سرآمد گروه مخلصان است که در میدان عمل، یک لحظه از خدا غافل نشد وهیچ کاری را جز به دستور خدا و برای جلب رضایت او انجام نداد؛ چنان که خداوند به

او فرمان داد: قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکی وَمَحْیای وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (انعام: ۱۶۲)بگو؛ در حقیقت نماز من و عبادات من و زندگی و مرگ من برای خدا، پروردگار عالمیان است.

اینکه خداوند، به پیامبر(ص ) فرمود: بگو من چنین هستم، بدین معناست که ایشان به چنین منزلتی رسیده و تمام وجود او چه هنگام حضور در دنیا یا ارتحال به سرای جاوید از آغاز تا انجام به همه عقاید و اعمال و اخلاق، خدایی محض شده و جز اراده و عشق و رضای الهی به وجود نازنین آن دردانه آفرینش راه ندارد؛ او جز به خدا نمی اندیشد، فقط برای او اقدام می کند و تمام خصلت های خود را رنگ خدایی زده، چرا که؛ صِبْغَهَ اللّهِ وَمَنْ اءَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَهً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ (بقره: ۱۳۸)نگارگری الهی و چه کسی نیکوتر از خدا نگارگری می کند و ما تنها پرستنده اوییم.از این رو خداوند اخلاق او را نیز عظیم شمرد و فرمود: وَإِنَّک لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ (قلم: ۴)و راستی که تو را خویهایی والاست!

بدین ترتیب آن شخصیت بی نظیر در همه کمالات و فضایل در اوج قرار گرفت و (اشرف مخلوقات ) شد، به گونه ای که برتر از آن جز در مورد خداوند که کمال مطلق و معطی کمالات است کمالی قابل تصور نیست. علامه طباطبایی در پاسخ به این پرسش که (آیا صلوات، بر پیامبر و دودمانش، برای ترفیع درجه ماست یا درجات آنان را رفعت می بخشد؟) چنین پاسخ می دهد: (برای ترفیع درجه ماست، چرا که پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله وسلم، اشرف موجودات است، پس باید یک کمال وجودی ای را داشته باشد که (لا کمالَ فوْقهُ برابر هیچ کمالی بالاتر از آن نباشد. ) بنابر این اعطای کمال جدیدی به ایشان که دارای آن نباشد، تصور نمی شود. پس صلوات ما یک نوع تعظیم و تکریم است که در اثر آن به کمال و مرتبه آن بزرگوار هیچ اضافه نمی شود و مثل این می ماند که یک دانه سیب از باغی بچینند و جهت تعظیم و تکریم، به صاحب باغ هدیه بدهند، زیرا هر مزیت دینی و دنیایی از برکات رسول اکرم (ص ) است و آن حضرت، صاحب همه خیرات و مبرّات می باشد. )

امام صادق علیه السلام با کنار هم نهادن آیه یاد شده و آیه ای دیگر به نتیجه ای بسیار عالی می رسد که اصل حدیث و ترجمه آن چنین است؛اِنَّ اللّه عزَّوَجلَّ اَدَّبَ نبیهَ فاَحسنَ اَدَبهُ فلَمّا اَکمَلَ لَهُ الْاَدَبَ قالَ (اِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ) ثُمَّ فَوَّضَ اِلَیهِ اَمْرَ الدّینِ وَالْاُمَّهِ لِیسُوسَ عِبادَهُ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: (ما اتیکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهیکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا) وَ اِنَّ رَسُولَ اللّه صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه کانَ مُسدَّدا مُرَفَّقا مُؤَیدا بِروحِ الْقُدُسِ لایزِلُّ وَ لا یخْطِی ءُ فی شَیءٍ مِمّا یسوُسُ بِهِ الْخَلْقَ فَتَاَدَّبَ بِآدابِ اللّهِ. . . همانا خداوند بزرگ، پیامبرش را تربیت کرد و چون تربیتش کامل شد فرمود: تو دارای اخلاق بزرگی هستی. آنگاه سامان دهی دین و ملت را به او وا گذاشت تا بندگانش را راهبری کند. از این رو به مردم دستور داد. هر چه پیامبر فرمانتان داد انجام دهید و از هر چه بازتان داشت، خودداری کنید.

رسول گرامی (ص ) استوار، موفق و مؤ ید به روح القدس بود و هرگز در اداره امور مردم، خطا و اشتباه نمی کرد، چرا که پرورش یافته به آداب الهی بود. راز (اسوه حسنه ) بودن پیامبر اعظم (ص ) در همین نکته نهفته است که او مستقیما تحت تربیت پروردگارش قرار گرفت، به گونه ای که علاوه بر تغذیه روحی، تغذیه جسمی او بدون واسطه و به دست خداوند متعال انجام گرفت تا سراسر وجودش آنگونه که خدا می خواهدپرورش یابد؛ خود فرمود: (اَبیتُ عِنْدَ رَبی یطْعِمُنی وَ یسْقینی ) نزد پروردگارم بیتوته می کنم و او مرا آب و غذا می دهد. امیر مؤ منان علیه السلام نیز فرمود: فاِنا صنائِعُ رَبِّنا وَالنّاسُ بَعْدُ صَنائِعُ لَناما دست پروردگان پروردگارمان هستیم، پس از آن، مردم، دست پروردگان ما هستند.

جهان شمولی پیامبر

بنابر آنچه یاد شد دانستیم که وجود نازنین پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله در عالم آفرینش بی نظیر است و منزلت و معنویت و کمالات او همه هستی را پر کرده و جایی برای دیگران فرو نگذاشته است. در دعایی که از سوی ناحیه مقدسه حضرت بقیه اللّه ارواحنا له الفداء به دست سفیر خاص ایشان محمد بن عثمان رسید، آمده است:. . . فَبِهِمْ مَلاَْتَ سَمائَک وَ اَرضَک حَتّی ظَهَرَ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَپس بدانان (اهل بیت معصوم ) آسمان و زمینت را پر کردی تا عیان شد که جز تو خدایی وجود ندارد.

پس مجموعه معنوی الهی که پیامبر و اهل بیت او هستند بسان مجموعه های طبیعی و مادی همچون خورشید و دریا و منابع زمینی و زیر زمینی، هیچ گاه پایان نمی پذیرند و ظرفیت سیراب و ارضا کردن همگان را دارا می باشند. از این رو خداوند متعال به رسول اکرم (ص ) چنین فرمان داد: قلْ یا اءَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیکمْ جَمِیعاً الَّذِی لَهُ مُلْک السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ لاَ إِلهَ إِلا هوَ یحیی وَیمیتُ فَاَّمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یؤْمِنُ بِاللّهِ وَکلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکمْ تَهْتَدُونَ (اعراف: ۱۵۸)

بگو: ای مردم، من پیامبر خدا به سوی همه شما هستم، همان که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست. هیچ معبودی جز او نیست، که زنده می کند و می میراند. پس به خدا و فرستاده او که پیامبر درس نخوانده ای است که به خدا و کلمات او ایمان دارد بگروید و او را پیروی کنید، امید که هدایت شوید.

صریح آیه این است که (رسول اللّه ) به معنای مطلق، شخصیت بی بدیل محمد بن عبداللّه صلی اللّه علیه و آله است که با ویژگی های یاد شده، توان راهنمایی همگان به سوی خدا را دارد و مردم اگر به خدا و پیامبرش ایمان بیاورند و از او پیروی کنند قطعا هدایت یارشان و سعادت فرجامشان خواهد شد، ولی آیا اگر خورشید نور افشانی نکند، کسی به سوی او راه خواهد برد و از پرتو نور و گرمایش سود خواهد جست؟ باید گفت رسول خدا(ص ) همان گونه که در مقام نبوت و منزلت دریافت کمالات و نگاهداشت آن تا ابد برترین اسوه است، در مقام اثبات و پرداخت آن کمالات به دیگران نیز برترین است؛ به عبارت دیگر آن حضرت همانطور که در اسوه بودن بی نظیر است در اسوه دهی به دیگران و جذب و راهنمایی همگان به سوی حقیقت و معنویت خود نیز نمونه و اسوه است درباره موضوع نخست خداوند فرمود: فَاءَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا اءَوْحَی مَا کذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَاءَی (نجم: ۱۰ و ۱۱)آنگاه به بنده اش آنچه را باید وحی کند وحی کرد و آنچه را دل دید، دیده انکارش نکرد.

بدینسان آن یگانه آفرینش، گام بر بام عالم شهود نهاد و عالم غیب را درنوردید و بر همه اسرار آفرینش آگاه شد و همه حقیقت وجود یعنی خدای معبود را به نظاره ایستاد.از او پرسیدند: (آیا پروردگارت را دیدی؟ ) پاسخ فرمود: (لَمْ اَرَهُ بِعَینی وَ رَاءَیتُهُ بفؤ ادی مرَّتینِ) خدا را با چشم سر ندیدم، ولی او را دوبار با دل مشاهده کردم. آنگاه آیه (ثُمَّ دَنی فَتَدَلّی ) (نجم: ۸) را تلاوت فرمود.

و در مورد نکته دوم نیز خداوند فرمود: وَلَقَدْ رَاَّهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ وَمَا هُوَ عَلَی الْغَیبِ بِضَنِینٍ (تکویر: ۲۳ و ۲۴)قطعا (پیامبر) فرشته وحی را در افق درخشان دید و او در امر غیب بخیل نیست. بسیاری از مردم وقتی به حقیقت مهمی دست می یابند اصرار در کتمان آن دارند و از بیان آن بخل می ورزند و چه بسا آن را با خود به گور می برند اما پیامبر بخیل نیست، او آنچه را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *