توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی شامل 110 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی :
مقدمه
از مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی دست آورد های نرم آن می باشد. برای معرفی این دستاوردها شناخت آن ها لازم و ضروری است. در نوشتار قبل برخی از فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی مطرح گردید در این نوشتار نیز برخی دیگر از دستاوردهای نرم بیان می شود. بررسی های انجام شده نشان می دهد تأثیر جدی انقلاب اسلامی بر نظریه های سیاسی، ارائه الگوی نه شرقی نه غربی، تأثیرگزاری بر مسائل منطقه، همچنین ایجاد و تقویت روحیه جهادی انقلابی از دیگر فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی ایران پس از شکل گیری به دلیل ماهیت دینی و شعارهای مکتبی خویش در رویارویی با قدرت های سلطه گر قرار گرفت. شعارهای استقلال خواهی، استکبار ستیزی، دفاع از مظلومان و مستضعفان عملاً انقلاب اسلامی را در مقابل سلطه گران جهانی قرار داده بود. از این رو تهدیدها، فشارها و هجمه های گسترده ای از سوی استکبار متوجه انقلاب اسلامی گردید. در این وضعیت جمهوری اسلامی ایران به واسطه مجاهدت های خادمان انقلاب اسلامی توانست دستاوردهای بسیاری اعم از دستاوردهای سخت و نرم به دست آورد. در این متن نگارنده بر آن است تا بر اساس مستندات مختلف برخی دیگر از فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای نرم انقلاب اسلامی را معرفی نماید.
۱-۱. تأثیر جدی بر نظریه های سیاسی
در مورد علل شکل گیری و وقوع انقلاب ها دیدگاه های زیادی از سوی صاحب نظران این حوزه مطرح شده و از منظرهای مختلف به آن پرداخته اند. برخی این دیدگاه ها را در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و روان شناختی تقسیم کرده و برخی دیگر بر مبنای مکاتب سیاسی به تحلیل انقلاب ها پرداخته اند. به عنوان نمونه «آلوین استانفورد کوهن» در کتاب تئوری های انقلاب، به تئوری های مارکسیستی، کارکردگرایانه، جامعه توده وار و روان شناسانه اشاره کرده است. با وقوع انقلاب اسلامی رویکرد دوگانه به انقلاب اسلامی که در نگاه کلی رویکردی مارکسیستی و لیبرالیستی بوده تغییر کرده است. انقلاب اسلامی نشان داد که وقوع یک انقلاب ممحض در این دو رویکرد نبوده بلکه مطالبه گری دین و آموزه های دینی می تواند عاملی برای ایجاد انقلاب باشد. از نظر آن ها انقلاب یک تحول اساسی نیست بلکه فرایندی است که خواه نا خواه در جوامع رخ می دهد تا در نهایت به تشکیل کمون ثانویه منجر شود. تحولاتی که در اثر تکامل ابزار تولید رخ می دهند. (بشیریه، ۱۳۷۲: ۹۵)
۱-۱-۱. نظریه انقلاب از منظر مارکسیست
تئوری های مارکسیستی بر مبنای تضاد و کشمکش در جامعه و میان طبقات اجتماعی استوار است و با تقسیم بندی جامعه به دو طبقه استثمارگر و استثمارشده یا کارفرما و کارگر، وقوع انقلاب را در جامعه حتمی می داند. از دیدگاه مارکس، اعضای طبقه استثمار شده، از ارزش های مسلط و یا شیوه انجام امور بیگانه شده و عاقبت گروه بزرگی را تشکیل می دهند که به واسطه آگاهی طبقاتی مشترک یعنی آگاهی از موقعیت مشترک خویش، به یک سو رانده می شوند. این گروه هر وقت به حد کافی نیرومند گردد طبقه حاکم را برانداخته و خود به جای گروه پیشین، گروه حاکمه جدید را تشکیل خواهد داد. اشکال تئوری مارکسیستی در این است که اولاً اقتصاد و شیوه تولید را مبنای مناسبات اجتماعی قرار می دهد و فرهنگ و سیاست و دین را نادیده می گیرد، ثانیاً سایر طبقات و گروه های اجتماعی را نادیده و تنها دو طبقه را در جامعه اصل می شمارد، ثالثاً با اعتقاد به نوعی جبر تاریخی انقلاب را نتیجه قطعی تضاد میان تز و آنتی تز می دانند نه قیامی از روی آگاهی و شناخت مسئولانه مردم برای ایجاد تحول در نظامات حاکم بر حیات اجتماعی خود. بر این اساس طبق پیش بینی مارکسیست ها انقلاب باید در کشورهای صنعتی محقق می شد. زیرا در این جوامع پرولتاریا و سرمایه داری به نقطه جوش خود می رسند و جوامع عقب افتاده باید فاصله زمانیی را تا رسیدن به دوره سرمایه داری و صنعتی شدن طی نمایند. در حالی که بر عکس انقلاب کمونیستی در کشوری عقب مانده مانند روسیه به وقوع پیوست. مارکس بر اساس مفاد نظریه خود انتظار وقوع انقلاب در کشورهای پیشرفته سرمایه داری را داشت و انگلس صریحا از انگلستان نام برده بود، اما چنین انقلاب هایی به وقوع نپیوست. علت تجدید نظرهای لنین در نظریه مارکس همین خلاف آمدها بود. البته نظرات لنین هم بعداً به همان سرنوشت دچار شد. حتی احزاب کمونیست اروپا که امروزه بسیار ضعیف شده اند، به «کمونیزم اروپایی» که با اندیشه های مارکس تفاوت بسیار دارد روی آورده و در کشورهای عقب مانده تر اروپایی (اسپانیا و پرتغال) یا در فرانسه که ویژگی های تاریخی و عمومی ویژه ای داشته است، قدرت بیشتری یافتند. لنین می گوید انقلاب را ناشی از سقوط خودبخودی سرمایه داری می داند. اما تا آن موقع – که تاریخ آن معلوم نیست و بدین وسیله انقلاب در رژیم های سرمایه داری پیشرفته فراموش می شود – انقلاب باید در کشورهای نسبتاً عقب افتاده ای مانند روسیه و جهان سوم انجام شود. زیرا به نظر او امپریالیزم اولاً طبقه کارگر خود را با دادن رشوه ساکت نموده و شرایط انقلاب را در آنجا از بین برده است و ثانیاً جهان را به صورت یک واحد اقتصادی به هم مرتبط کرده است. (اندره، ۱۳۶۰: ۴۶)
۱-۱-۲. نظریه انقلاب از منظر لیبرالیسم
در اندیشه لیبرالیسم بر خلاف مارکسیسم، اقتصاد را معیار انقلاب نداسته بلکه توسعه سیاسی با محوریت آزادی را به عنوان شاخص اصلی در تحقق انقلاب ها می دانند. به طور مثال ساموئل هانتینگتون عدم وجود توسعه سیاسی را علت انقلاب می داند. وی معتقد است در کشورهایی که انقلاب رخ داده است مردم آن جامعه تحقق آزادی را معیار خویش قرار داده بودند. هانتینگتون بخشی از کتاب خود، «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» را به بحث درباره پدیده انقلاب اختصاص داده است. او با بیان این نکته که آن چه وی آن را انقلاب می خواند، دیگران انقلاب بزرگ یا انقلاب اجتماعی خوانده اند، در تعریف انقلاب می گوید: «انقلاب یک دگرگونی سریع، بنیادی و خشونت آمیز داخلی در ارزش ها و اسطوره های مسلط بر یک جامعه، نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری، فعالیت و سیاست های حکومتی است.» (هانتینگتون، ۱۳۷۰: ۳۸۵) به نظر هانتینگتون، دیگر تاریخ تحقق انقلاب های کمونیستی گذشته است اگرچه مردم در تحقق بهبود معیشت و اقتصاد خویش مطالبه گری دارند اما روند این امر را در ایجاد توسعه سیاسی می دانند؛ لذا انقلاب ها بر اساس معیار لیبرالیسم خواهد بود. او درباره یک انقلاب کامل و تمام عیار اضافه می کند:
یک انقلاب کامل مرحله دومی نیز دارد که همان آفرینش و نهادمندی یک سامان سیاسی نوین است… همه انقلاب ها نمی توانند سامان سیاسی نوینی پدید آورند. معیار درجه انقلابی بودن یک انقلاب، شتاب پهنه گسترش اشتراک سیاسی است و معیار موفقیت یک انقلاب، اقتدار و استواری نهادهایی است که خود انقلاب پدیدشان می آورد. (به طور کلی)، یک انقلاب تمام عیار مستلزم نابودی سریع و خشونت آمیز نهادهای سیاسی موجود، تحرک گروه های تازه به صحنه سیاست و آفرینش نهادهای سیاسی نوین است. توالی و ارتباط های میان این سه جنبه ممکن است از یک انقلاب به انقلابی دیگر تفاوت پذیرد (که در این میان دو الگوی غربی و شرقی قابل تمیزند). (همان: ۳۸۸)
تدا اسکاچپول تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی بر اساس معیارهای لیبرالیستی معتقد بود که انقلاب ها در جهت تغییر ساختارها به وقوع می پیوندد. وی تفسیر انقلاب اجتماعی را تنها بر عوامل ساختاری و از پیش تعیین شده مبتنی می داند. وی در وقوع انقلاب، نقش انقلابیان در گسترش آرمان خود و موفقیت آن ها در این زمینه را انکار می کند. او در این کتاب بر این باور است که «انقلاب ها ساخته نمی شوند، بلکه می آیند». (اسکاچپول ۱۳۷۶: ۲۵-۲۳)
در راستای نظریه اسکاچپول انقلاب زمانی رخ می دهد که فروپاشی و بحران سیاسی از سوی طبقات پایین به طبقه متوسط کشیده شده و در نهایت نخبگان جامعه همراه می سازد. وی در این زمینه می گوید:
وقتی یک جامعه کشاورزی در رقابت با کشورهای قوی تر در عرصه بین المللی و نظام سرمایه داری جهانی قرار می گیرد و با تهدید شکست نظامی موجه می شود، سعی در نوسازی خود می کند. هزینه این برنامه، به دلیل آن که مازاد محصول کشاورزان برای اهداف دیگر دریافت شده است، باید عمدتاً از سوی ملاکین تأمین شود. اکنون، اگر افراد و مقامات آن نظام از طبقه زمین دار نباشند، نوسازی بدون فروپاشی دولت صورت می گیرد. در این غیر این صورت، از آنجا که نظامیان نیز در محو این طبقه اکراه دارند- زیرا رهبران نظامی و دولتی از آن طبقه آمده اند- دولت دچار فروپاشی اداری- سیاسی- نظامی می گردد. در چنین شرایطی، نخبگان شهری و حاشیه ای به بسیج توده ها می پردازند و دهقانان ناراضی سر به طغیان برمی دارند. نخبگان نه به دلیل ایدئولوژیک، بلکه بدان خاطر که در رژیم موجود نیل به مقامات و موقعیت بالاتر را به دلیل عدم تعلق به طبقه اشراف یا نداشتن ثروت دور از دسترس می بینند، درصدد سازماندهی و بسیج توده ها برمی آیند. (هادیان، ۱۳۷۵: ۱۳ -۱)
۱-۲. ارائه الگوی نه شرقی نه غربی
بر اساس مبانی هستی شناختی انقلاب اسلامی و اصل توحید، علاوه بر روابط داخلی، اصل بر این است که در روابط بین المللی نیز حاکمیت و تشریع به خداوند متعال اختصاص داشته باشد. امام خمینی در این خصوص می فرماید:
ما هدفمان بالاتر از آن است. ملی گراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.» (امام خمینی، ج ۲۱: ۸۸)
اصل یکصدو پنجاه و چهارم قانون اساسی نیز تصریح می کند: «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می شناسد…» (پژوهشکده شورای نگهبان) تحقق این حاکمیت از آرمان های اساسی اسلام و انقلاب اسلامی نیز می باشد که در مقدمه قانون اساسی به آن اشاره شده و وعده خداوند متعال است. (امام خامنه ای، ۱۳۸۵) بنابراین انقلاب اسلامی وظیفه خود می داند تا نظامات غیرالهی و ظالمانه موجود بر عالم را برهم زند و در مسیری گام بردارد که منتهی به این حاکمیت شود. (مقدمه قانون اساسی) بر این اساس نمی تواند به گونه ای برنامه ریزی کند که در نهایت خود در این نظامات هضم شود. مقام معظم رهبری در این زمینه می فرماید: «هنر بزرگِ امام بزرگوار ما این بود که چارچوب محکمی را برای این انقلاب به وجود آورد و نگذاشت این انقلاب در هاضمه قدرت ها و جریان های سیاسی مسلّط هضم شود. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، یا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که تعالیم امام و خطّ اشاره انگشت ایشان در دهان مردم انداخت، معنایش این بود که این انقلاب متّکی به اصول ثابت و مستحکمی است که نه به اصول سوسیالیزمِ اردوگاه آن روز شرق ارتباطی دارد، نه به اصول سرمایه داری لیبرال اردوگاه غرب.» (امام خامنه ای، ۱۳۸۱)
علت این امر رانیز در چند چیز باید جستجو کرد:
اول اینکه اصل ممنوعیت در تبعیت از طاغوت از اصول مسلم اسلام است و همه امم و ملت ها مکلف به آن هستند و یکی از علل بعثت انبیاء الهی می باشد: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کلِّ أُمَّهٍ رَسولاً أَن اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیهِ الضَّلالَهُ فَسیرُوا فِی الْأَرْض فانْظُرُوا کیفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُکذِّبین» (نحل: آیه۳۶). ما در هر امّتی رسولی فرستادیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید خداوند گروهی را هدایت کرد و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت پس در روی زمین سیر کنید و ببنید عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود.
هنگامی که نظامات بین المللی ساختاری را به وجود آوردند که در آن حاکمیت به دست تعداد معدودی از دولت هایی باشد که صرفاً به دنبال استمرار حاکمیت خود باشند. در حقیقت چنین دولت هایی طاغوت های بین المللی محسوب خواهند شد و مشمول آیه فوق هستند. ساختار پیش بینی شده در منشور ملل متحد و امتیازاتی که برای اعضای دائم شورا امنیت پیش بینی شده است، عملاً ساختارهای بین المللی را تبدیل به ساختارهای اقتدارگرا کرده و موجب انحصار قدرت در دست این تعداد معدود می شود. در چنین شرایطی، همان گونه که در روابط داخلی همه مکلف به قیام علیه طاغوت هستند در روابط بین الملل نیز باید در مقابل آن ها ایستادگی کرد.
دوم اینکه، امروزه حاکمیت ملی دولت ها در داخل کشورهای خود نیز با وجود سازمان ها و مقررات بین المللی به شدت محدود شده است و اینگونه نیست که کشوری بتواند ادعا کند که می تواند نظام حقوقی و قوانینی جدای از نظامات بین المللی بر خود حاکم کند. حجم وسیع معاهدات بین المللی و کنوانسیون های لازم الاجرا و مقررات عرفی بین المللی نظمی جهانی را ایجاد کرده است که کشورها را ناچار به تمکین از آن ها می کند. مبنای این مقررات نیز همان مبانی لیبرالیسم است و علمای علم حقوق بین الملل تصریح می کنندکه اولاً، فرایند شکل گیری این نظام حقوقی در بستر تاریخی اروپا بوده است (ضیائی، ۱۳۹۷: ۲۵) و ثانیاً، حقوق بین الملل قواعدی هستند که دولت های مدرن متمدن در روابطشان الزام آور تلقی می کنند. (دفن گلان، ۱۳۷۸: ۱۸). پس نظمی که ایجاد کرده و یا می کنند در خوش بینانه ترین وضعیت، نظمی لیبرالی و سکولاریستی خواهد بود که در آن حاکمیت الهی هیچ جایگاهی ندارد. ماده ۱ منشور ملل متحد و به ویژه بند ۳ آن به روشنی مبتنی بر چنین نگرشی می باشد.
بسیاری از این معاهدات و کنوانسیون مستلزم پذیرش تغییرات عمیق در مقررات و ساختارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور متناسب با مقتضییات آنهاست. (از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض از زنان و…) بنابراین هضم شدن در این نظامات به مفهوم کنار گذاشتن اصل چهارم قانون اساسی و احکام اسلام است.
سوم اینکه، هم مبانی انقلاب اسلامی به گونه ای نیستند که قادر به همزیستی بلند مدت با نظامات فعلی جهان باشد و هم ساختارهای بین المللی امروز به گونه ای نیستند که بتوانند در کنار خود نظامات جدیدی را تحمل کنند. لذا درگیری قطعی و مستمر خواهد بود. این امر ما را به چند نکته رهنمون می کند:
اولاً، در تبین مفاهیمی مانند، امنیت ملی، منافع ملی، قدرت ملی مسیر نوینی را باید در پیش گرفته و بر اساس مبانی انقلاب اسلامی مفهوم و ماهیت آن ها را تبیین کینم.
ثانیاً، در پذیرش مقررات بین المللی و عضویت در سازمان ها اتحادیه های جهانی و منطقه ای اصل حاکمیت تشریعی الهی را باید مد نظر داشت.
ثالثاً، در رابطه با کشورها اصول و قواعد جدیدی را باید مبنا قرار داد که با آنچه امروز توسط کشورها و عموماً مبتنی بر روش های ماکیاولیستی (که طرفداران و عاملان نظریات رئالیستی در روابط بین الملل مانند برژنسکی و کسینجر) پیشنهاد و یا مورد استفاده قرارمی گیرد، متفاوت خواهد بود، از طرفی نگاه ایده آلیستی داشتن به روابط بین الملل و اعتماد به ساختارها و سازمان های موجود بین الملل را نیز نمی توان برتافت.
۱-۳. تاثیر گزاری بر مسائل منطقه
۱-۳-۱. بر هم زدن تعادل منطقه و جهان
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران رژیم پهلوی به عنوان ژاندارم منطقه مورد اعتماد آمریکا و دیگر کشورهای استعماری بوده است. با ایجاد هرگونه جنگ و درگیری ایران به عنوان نماینده کشورهای استعماری در آن جنگ حضور داشته و در راستای اهداف آن ها گام برمی داشته است. به طور مثال حضور ایران در جنگ ظفار علیه مردم مسلمان عمان، حمایت و کمک به رژیم صهیونیستی در جنگ ۶ روزه اعراب با اسرائیل را می توان نام برد. با پیروزی انقلاب اسلامی، تعادل قوای منطقه حساس خلیج فارس و خاورمیانه به هم خورد. شعار اسلام خواهی در قلب کشورها و ملت های مسلمان با قدرت هر چه بیشتر مطرح می شد و مسلمانان بر محور آن به صورت یک نیروی متراکم و فشرده در آمده بودند که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران این نیروی متراکم، نمود وسیع تر و آشکارتری یافت و می رفت که بسیاری از نظام های منطقه با الهام از ایران بدست مردمشان ساقط شوند. در کشور عراق همزمان با سقوط رژیم پهلوی مردم آن کشور ابراز شادمانی کرده و جشن های متعددی در این زمینه برپا نمودند. صدام به عنوان رییس حزب بعث از این اوضاع بیمناک شده بود؛ زیرا با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از جریان های اسلام گرا به ویژه جریان هایی مانند صدر و حکیم فعالیت های خود را علنی نمودند. در کشور افغانستان نیز که شوروی فرصت طلبانه آن را اشغال نمود، مسلمانان و مجاهدین افغانی با الگو گیری از انقلاب اسلامی به دفاع از آب و خاک خویش پرداخته و در برابر مهاجمان روسی با انگیزه قوی ایستادگی نمودند. انقلاب اسلامی حکام منطقه را بر آن داشت تا برای افزایش قدرت دفاعی و توان ایستادگی خودشان از قدرت ن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.