تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نقش نیروی قدس در حل بحران های غرب آسیا – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش نیروی قدس در حل بحران های غرب آسیا شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نقش نیروی قدس در حل بحران های غرب آسیا گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش نیروی قدس در حل بحران های غرب آسیا با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش نیروی قدس در حل بحران های غرب آسیا از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش نیروی قدس در حل بحران های غرب آسیا با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نقش نیروی قدس در حل بحران های غرب آسیا را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش نیروی قدس در حل بحران های غرب آسیا :

مقدمه

غرب آسیا به عنوان منطقه ای بحران زا و بحران خیز در سال های پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ شاهد بحران های متعدد بوده که از مهم ترین موارد آن که دارای ابعاد گسترده ای است، می توان به بحران های افغانستان، عراق، سوریه و یمن اشاره کرد. اگرچه در کنار این بحران ها در سایر کشورهای منطقه نیز بحران های قابل ذکری وجود داشته اند، اما این موارد به دلیل ابعاد و ماهیت خود، از لحاظ زمانی طولانی تر و از بُعد تأثیراتی که بر جا گذاشته اند، عمیق تر بوده اند.

هر یک از بحران های منطقه غرب آسیا دارای ویژگی های مختص به خود است که آنها را از یکدیگر متمایز می کند، اما بررسی بحران های شکل گرفته در چهار کشور افغانستان، عراق، سوریه و یمن نشان می دهد که تمام این بحران ها با درگیری و جنگ نظامی همراه بودند. به عنوان مثال، بحران افغانستان به بهانه مبارزه با دولت طالبان و انهدام شبکه القاعده به عنوان حامیان تروریسم و عاملان رخداد ۱۱ سپتامبر آغاز شد، اما علت واقعی شروع بحران، تحکیم سلطه هژمونیک یک جانبه گرایانه آمریکا، همسایگی با آسیای مرکزی به منظور کنترل روسیه، روی کار آمدن یک حکومت طرفدار یا وابسته به آمریکا و حضور نظامی در مرزهای شرقی ایران بود. بحران اشغال نظامی عراق توسط آمریکا و متحدان آن نیز به بهانه رابطه صدام حسین با القاعده و نابود کردن سلاح های کشتار جمعی عراق شکل گرفت، اما در واقع، تغییر رژیم به منظور تثبیت نفوذ غرب، دستیابی به منافع نفتی عراق، رفع تهدید هم پیمانان غرب مانند کشور عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی و همچنین حضور آمریکا در مرزهای غربی ایران، علت واقعی شروع بحران بود. بحران تروریسم در عراق نیز که در ظاهر با بهانه برپایی خلافت اسلامی آغاز شد، اهدافی چون ضربه زدن به دولت مرکزی، تضعیف قدرت شیعیان در ساختار حکومت و تضعیف نقش و نفوذ ایران در عراق را به عنوان مهم ترین حامی دولت این کشور دنبال می کرد.

وقوع بحران در سوریه و یمن نیز از شرایط مشابهی با سایر بحران های منطقه غرب آسیا برخوردار است؛ به نحوی که بحران سوریه به بهانه حمایت از مخالفان سیاسی دولت اسد آغاز شد، اما اهدافی چون تغییر رژیم به منظور تثبیت نفوذ غرب، مخالفت با حضور سوریه در جبهه مقاومت و قطع همکاری های سوریه با ایران را دنبال می کرد.

در یمن نیز به رغم آنکه هدف اعلامی برای شروع بحران، حمایت از دولت عبدربه منصور هادی بود، هدف واقعی شامل مسائلی چون مبارزه با انقلاب مردم یمن علیه دولت وابسته به آمریکا و عربستان سعودی، مبارزه با قدرت گیری انصارالله به عنوان جریانی نزدیک به انقلاب اسلامی ایران، هراس از تبدیل یمن به کشوری مخالف با آمریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی و همچنین تضعیف نقش ایران در آینده تحولات یمن می شد.

نکته قابل توجه و مشترک در تمام بحران های غرب آسیا، مرتبط بودن آنها با ایران است؛ به این معنا که هر یک از بحران ها به نوعی درصدد تضعیف قدرت و نقش منطقه ای ایران بوده اند. نتیجه تمام این بحران ها نیز جنگ، اشغال نظامی، گسترش تروریسم، ناامنی و بی ثباتی بوده است. با این اوصاف می توان نتیجه گرفت که بحران های رخ داده در منطقه، وقایع حاد و شدیدی بوده اند که با قدرت ایران و جبهه مقاومت در منطقه غرب آسیا ارتباط داشته اند. بر این اساس شیوه های مواجهه و مدیریت ایران با این حوادث در منطقه غرب آسیا حائز اهمیت است. از این رو نوشتار حاضر درصدد پاسخ گویی به این سؤال اصلی است که «نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چه نقشی در مدیریت بحران های غرب آسیا داشته و این مدیریت با چه پیامدها و نتایجی همراه بوده است؟ به منظور پاسخ گویی به سؤال فوق، نخست به شیوه مواجهه و مدیریت بحران نیروی قدس در غرب آسیا پرداخته خواهد شد و سپس ابعاد و نتایج این مدیریت مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

شیوه مواجهه و مدیریت بحران نیروی قدس

بررسی شیوه مواجهه و مدیریت ایران با بحران های منطقه، حکایت از این دارد که جمهوری اسلامی علاوه بر آنکه برای مدیریت هر بحران از راهبردی کلان برخوردار بوده، در هر مرحله راهبردهای تاکتیکی و عملیاتی خاصی را نیز به کار گرفته است. در واقع ایران به منظور مدیریت بحران های موجود، در مراحل قبل از وقوع آن، در حین بحران و بعد از اتمام بحران به مدیریت پرداخته است. این امر نشان می دهد که عناصر و ارکان کنترل و مهار بحران نزد جمهوری اسلامی به درستی به کار گرفته شده اند و ایران نیز موفق به مدیریت بحران های پیرامون خود شده است. در این میان، مشخص بودن مدیر بحران و تیم یا نهاد و سازمان مرتبط با آن از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است؛ به خصوص که نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هر چهار بحران افغانستان، عراق، سوریه و یمن عهده دار ایفای نقش اصلی در مدیریت بحران بوده است.

بررسی مواضع و عملکرد نیروی قدس در بحران های موجود حکایت از آن دارد که این نیرو از نگرشی فرصت ساز نسبت به بحران ها برخوردار بوده است؛ زیرا در حالی که وجود این بحران ها می توانست امنیت ملی ایران را با خطر مواجه کند، مدیریت بحران نیروی قدس موجب شد تهدیدهای موجود به فرصت مبدل شوند. آنچه باعث تبدیل تهدید به فرصت از سوی نیروی قدس شد، اتخاذ راهبرد فوق فعال در مدیریت بحران ها بود؛ به نحوی که نه تنها وجود بحران ها به عنوان یک واقعیت پذیرفته شدند، بلکه به صورت فعال با آنها برخورد شد. به عنوان نمونه در حالی که ظهور و بروز گروه های تروریستی چون داعش می توانستند تهدیدی جدی علیه امنیت ملی ایران تلقی شوند، نیروی قدس با مدیریت صحیح توانست از یک سو این گروه تروریستی را از مرزها و قلمرو سرزمینی ایران دور نگه دارد و از سوی دیگر با گذر زمان و آشکار کردن ابعاد پنهانی آن، داعش را به خطری در جغرافیای مورد ادعای خود مبدل کند؛ به نحوی که در گذر زمان، اهل سنت به عنوان مهم ترین پایگاه اجتماعی ظهور و بروز داعش، دیدگاهی منفی نسبت به این گروه پیدا کردند. همچنین راهبرد ایران باعث شد برخی از بازیگران دخیل در بحران سوریه و عراق، نه تنها از حمایت داعش دست بردارند، بلکه به دشمن آن تبدیل شوند. به این ترتیب اتخاذ راهبرد فوق فعال باعث شد ایران از بحران های موجود، فرصت های قابل توجهی برای خود بیافریند.

نیروی قدس به منظور مدیریت بحران های منطقه ای از چهار روش به صورت همزمان استفاده کرده است:

۱. استفاده از دیپلماسی نهضتی

یکی از مهم ترین ابزارهای مدیریت بحران، اقدامات دیپلماتیک در خلال بحران است که ممکن است به صورت ارعابی یا سازشی و یا ترکیبی از هر دو صورت گیرد (کاظمی، ۱۳۷۸: ۴۴۹). بر این اساس جمهوری اسلامی ایران سعی کرده با استفاده از دیپلماسی نهضتی به مدیریت بحران های غرب آسیا بپردازد. هدف اصلی دیپلماسی نهضتی جمهوری اسلامی ایران، استقرار و استمرار روابط طولانی مدت فرهنگ، ارزش ها و سیاست های خود با سایر جوامع است. از این رو دیپلماسی نهضتی جمهوری اسلامی ایران را می توان از یک سو برنامه ریزی راهبردی و از سوی دیگر اجرای برنامه های آموزشی، فرهنگی و اطلاع رسانی به منظور ترویج افکار نهضتی تلقی کرد؛ زیرا دیپلماسی نهضتی به دنبال ایجاد رابطه برای حمایت و تقویت نهضت های آزادی بخش در سراسر جهان به ویژه جهان اسلام است.

با چنین اهدافی، سازمان و نظریه پردازان نهضتی برای خود نقشی قائل می شوند که «هالستی» از آن با عنوان نقش «سنگر انقلاب» و «رهایی بخش» و همچنین «حامی جنبش های رهایی بخش» یاد می کند (هالستی، ۱۳۷۳: ۲۰۲ -۲۰۱). چتر حمایتی چنین نقشی علاوه بر امت و جوامع اسلامی، شامل سایر ملت ها و گروه های آزادی بخش و عدالت خواه نیز می شود. بر این اساس می توان مهم ترین اهداف دیپلماسی نهضتی را در جوامع اسلامی به شرح زیر برشمرد:

اولین هدف دیپلماسی نهضتی، حمایت از نهضت های موجود آزادی خواه و حق طلب در جهان اسلام و ایجاد نهضت های جدید است. بر این اساس، دیپلماسی نهضتی باید به ارتباط گیری با نهضت های موجود بپردازد و در راستای تقویت آنها بکوشد. همچنین دیپلماسی نهضتی باید زمینه ظهور نهضت های جدید را در کشورهای اسلامی فراهم کند.

دومین هدف دیپلماسی نهضتی، تبلیغ و اشاعه نهضت اسلامی به عنوان یک حرکت اصیل و حق طلبانه است. در این راستا ارائه و تبلیغ طرحی که در قالب آن، مسلمانان به این حقیقت نزدیک شوند که نهضت اسلامی اصیل، حافظ منافع و دوستدار آنهاست، می تواند ضمن پایان دادن به تصورات غلط برخی جوامع از نهضت های اسلامی، آینده ای نوین را پیش روی آنها ترسیم کند.[۱]

سومین هدف دیپلماسی نهضتی، هویت بخشی و آگاه کردن مسلمانان نسبت به شرایط موجود است. بر این اساس دیپلماسی نهضتی باید ملت ها، به ویژه جوامع اسلامی را نسبت به هویت، وضعیت سیاسی و اجتماعی موجود و همچنین شرایط ناعادلانه نظام بین الملل آگاه سازد و به آنها درک درستی از استعداد و توانایی های خود ارائه کند. در این راستا، دیپلماسی نهضتی می تواند به انحای مختلف به بیان حقایق موجود بپردازد، جنایات قدرت های استکباری را افشا کند و عواطف و احساسات مسلمانان را نسبت به آنچه پیرامون آنها می گذرد، برانگیزد. در واقع دیپلماسی نهضتی می تواند نقش مهمی در جلوگیری از بی اعتنایی مسلمانان نسبت به ظلم و ستم موجود ایفا و آنها را در برابر هر نوع تضییع حق، به ایستادگی و پایداری دعوت کند.

چهارمین هدف دیپلماسی نهضتی، بازخوانی و بازشناسی مسئله اشغال فلسطین برای تمام مسلمانان جهان است. اگرچه مسئله فلسطین یکی از دردناک ترین معضلات جهان اسلام به شمار می رود، به دلایل مختلف، هنوز بسیاری از مسلمانان نسبت به آن آگاهی کامل ندارند. از این رو دیپلماسی نهضتی باید مروج نگرانی و مبارزه علیه رژیم صهیونیستی باشد که بخشی از سرزمین های اسلامی را غصب کرده است.

پنجمین هدف دیپلماسی نهضتی، مقابله با جریان های اسلامی منحرف در جهان اسلام است که به انحای مختلف سعی می کنند چهره اسلام را تخریب و اسلام واقعی را تحریف کنند. برخی از این جریان ها مروج اسلام آمریکایی هستند و برخی دیگر به اشاعه اسلام بنیادگرایانه و افراطی می پردازند. از این رو دیپلماسی نهضتی باید به انحای مختلف در عرصه عملی و نظری به مقابله با جریان ها و گروه های افراطی و تکفیری بپردازد و اسلام حقیقی را ترویج کند.

ششمین هدف دیپلماسی نهضتی، دور نگه داشتن ملت های منطقه از مباحث اختلاف برانگیز میان شیعه و سنی است. اهمیت راهبردی این مسئله به قدری است که دشمن برای مقابله با وحدت اسلامی، پیوسته در حال اختلاف افکنی است. در سال های اخیر، این راهبرد که برخی پژوهشکده ها و کارشناسان غربی ارائه کرده اند، از سوی برخی حکام کشورهای اسلامی نیز به مرحله اجرا درآمده است. با این حال رفع اختلاف یا دست کم خاموش نگه داشتن آن دور از دسترس نیست و دیپلماسی نهضتی در این راستا می تواند اقدامات مؤثری انجام دهد.

اهداف فوق نشان می دهند که دیپلماسی نهضتی روش ها و ابزارهای دیپلماسی را از محمل های سنتی آن خارج و عرصه ای نوین برای نقش آفرینی تفکر نهضتی فراهم کرده است. بر این اساس در دیپلماسی نهضتی، تفکر و اندیشه نهضتی وارد روابط خارجی می شود؛ به نحوی که نیروهای نهضتی، محصولات فکری و تجربی خود را در مسیر سیاست خارجی به کار می گیرند و با ایجاد روابطی مبتنی بر اصول نهضتی، ضمن انتقال ارزش های مدنظر، هدایت روابط خارجی را نیز در عرصه های مختلف برعهده می گیرند.

۲. بهره مندی از قدرت نرم

یکی از ویژگی هایی که جمهوری اسلامی ایران در حوزه سیاست خارجی از آن برخوردار است، توان گفتمان سازی و جریان سازی در جهان اسلام است. به عنوان مثال، شکل دادن به «گفتمان مقاومت اسلامی» و «گفتمان بیداری اسلامی» در جهان اسلام، دو رویکرد موفق جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی بوده که نشان می دهد ایران از یک سو تجربه موفقی در گفتمان سازی و جبهه سازی داشته و از سوی دیگر از ظرفیت های بسیار زیادی برای تأثیرگذاری و الهام بخشی بر مسلمانان برخوردار است که نمود عینی آن در جریان مدیریت بحران های منطقه ای قابل مشاهده است.

در واقع به رغم آنکه طی سال های گذشته، نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شخص سردار سلیمانی به نماد نفوذ و قدرت ایران در منطقه مبدل شده اند، با این حال واقعیت آن است که یگان های نظامی ایران در بحرین، عراق، یمن، لبنان و… حضور ندارند و آنچه باعث پیروزی های پی درپی ایران در تحولات منطقه می شود، قدرت و نفوذ نرم ایران است که از آرمان ها و اصول انقلاب اسلامی ناشی می شود. از این رو برخلاف رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای ایران که در پی افزایش نفوذ اکتسابی خود از طریق پول، سلاح و تبلیغات هستند، نفوذ ایران در منطقه ذاتی است و بر اصول معنوی و فرهنگی استوار شده است.

«مایکل روبین» در پژوهشی با عنوان «استراتژی های بنیادین قدرت نرم ایران » که برای مجله «دیده بان محیط عملیاتی» وابسته به «دفتر مطالعات نظامی خارجی» ارتش آمریکا انجام داده، ابعاد گسترده قدرت نرم ایران را چنین ترسیم می کند: «رویکرد ایران به قدرت نرم، ماهرانه و متنوع است. اگرچه ممکن است برداشت غربی ها از ایران، بیش از هر چیز تحت تأثیر لفاظی های «مذهبی» جمهوری اسلامی باشد، اما دولت های مختلف ایران، یکی پس از دیگری، هم قبل از انقلاب اسلامی سال و هم بعد از آن، برای گسترش نفوذ و دستیابی به اهدافی فراتر از مرزهای خود، به دنبال سرمایه گذاری روی فرهنگ، مذهب و میراث تاریخی این کشور بوده اند. بنابراین برای درک قدرت نرم ایران باید سابقه امپراتوری، تحولات مذهبی، زبان و فرهنگ فارسی و تاریخ این کشور را به رسمیت شناخت. اگر تاریخ یکی از ستون های نفوذ ایران و یکی از نقاط اشتراکی باشد که مقامات این کشور، استراتژی های قدرت نرم را حول آن شکل می دهند، دین ستون دیگر قدرت نرم ایران است. البته به رغم آنکه ایران اولین حکومت دین سالار شیعه در جهان مدرن را تشکیل داد، اما منحصر دانستن قدرت نفوذ ایران به کشورهای شیعه اشتباه است؛ زیرا باید تأثیر تاریخ ایران پیش از اسلام را حتی بر نحوه برداشت ایرانیان از اسلام در نظر گرفت. زبان فارسی یکی دیگر از ابزارهای فرامرزی قدرت نرم ایران است. در کنار زبان عربی که زبان مشترک خاورمیانه از مدیترانه گرفته تا سواحل خلیج فارس است، زبان فارسی این نقش را در پهنه ای ایفا می کند که از کوه های کردستان تا بازارهای آسیای مرکزی و شبه قاره هند گسترده شده است. زبان فارسی، زبان فرهنگ و شعر در بخش عمده ای از غرب، جنوب و مرکز آسیا نیز محسوب می شود. به همین دلیل به رغم آنکه امکان دارد ایران برای نفوذ در کشورهای شیعه از نقاط اشتراک مذهبی استفاده کند، اگر هدف تأثیرگذاری ایران کشوری غیرشیعه باشد (مثلاً تاجیکستان که مردمش عمدتاً اهل تسنن هستند)، قدرت نرم تهران در آن کشور بر پایه میراث قومیتی (شامل زبان و سایر ویژگی های فرهنگی) شکل می گیرد. ایران یک بازیگر جدی و ماهر در صحنه جهانی است و دست کم گرفتن این کشور، به معنای بازی کردن در زمین تهران و فلج کردن خود در مبارزه با آن بر سر نفوذ منطقه ای و جهانی است. بر این اساس مقابله با قدرت سخت ایران کافی نیست و غرب ناگزیر است بر قدرت نرم این کشور نیز تمرکز کند؛ به خصوص که استراتژی های قدرت نرم جمهوری اسلامی، پیچیده و عمیق هستند و اغلب پاسخی به آن ها داده نمی شود.» (Rubin , 2017)

در یک ارزیابی کلی می توان گفت نفوذ و قدرت نرم جمهوری اسلامی در منطقه دارای سه وجه مکمل است:

فرهنگ دینی با تأکید بر وحدت شیعه و سنی، پرهیز از طایفه گرایی و ایجاد همبستگی میان مردم ایران و مردم منطقه؛

فرهنگ سیاسی و الگوی مردم سالاری دینی که به عنوان الگویی بومی توانسته به خوبی دین و سیاست را با هم تلفیق کند؛

استکبارستیزی که بر اساس آن، جمهوری اسلامی ایران به مقابله با قدرت های سلطه گر می پردازد. این امر برای مردم کشورهایی که سال ها تحت ظلم استعمار و سلطه داخلی و خارجی بوده اند، حائز اهمیت است.

بر این اساس، درباره نفوذ ایران در منطقه باید به این مسئله توجه کرد که این نفوذ با سلطه طلبی تفاوت دارد و دارای جنبه های معنوی است. در واقع نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، نفوذی گفتمانی است که چند جنبه مختلف دارد:

نخست آنکه، نفوذ ایران مبتنی بر فرهنگ دینی است که طی آن بر وحدت جهان اسلام فارغ از شیعه و سنی بودن تأکید می شود. این رویکرد که بر پرهیز از طایفه گرایی تأکید دارد از لحاظ معنوی به نفوذ ایران عمق بخشیده است.

دوم آنکه، نفوذ ایران مبتنی بر فرهنگ انقلاب اسلامی است که بر حمایت از حرکت ها و نهضت های آزادی بخش در سراسر جهان به ویژه جهان اسلام تأکید دارد.

سوم آنکه، نفوذ ایران مبتنی بر فرهنگ مقاومت است که بر مقابله با آمریکا به عنوان استکبار جهانی و قدرتی زورگو و مداخله گر و همچنین رژیم صهیونیستی به عنوان رژیمی غاصب و نامشروع تکیه دارد.

چهارم آنکه، نفوذ ایران مبتنی بر حمایت از دولت هایی است که دارای قدرت مشروع هستند و از پشتوانه مردمی برخوردارند.

پایه های نفوذ معنوی ایران در منطقه و جهان اسلام باعث شده که این نفوذ با سلطه جویی های کشورهای غربی کاملاً متفاوت باشد. به نحوی که برخلاف آمریکا که وجود پایگاه های نظامی و همکاری با دولت های سرکوبگر و مرتجع را نقطه اتکای نفوذ خود تلقی می کند، ایران نفوذ خود را مبتنی بر نفوذ در قلب ها و اذهان مردم منطقه قرار داده است. در واقع برخلاف آمریکا که نفوذ خود را بر اساس قدرت سخت متکی کرده، نفوذ ایران از قدرت نرم آن ناشی می شود؛ زیرا ایران کشوری با ارزش های خاص است که ریشه در فرهنگ اصیل اسلامی و هنجارهای ملی دارد. این ارزش های ملی مذهبی در حوزه جغرافیایی و تمدنی غرب آسیا به مهم ترین عامل تأثیر و نفوذ منطقه ای ایران تبدیل شده است و به این کشور اجازه می دهد تا بدون توسل به زور و حربه های نظامی و صرفاً با تکیه بر سیاست ورزی و نفوذ فرهنگی و مردمی، در میان کشورهای منطقه، منافع راهبردی خود را حفظ کند. جدول زیر بیانگر مهم ترین منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است.

منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران

در میان موارد فوق، یکی از مسائلی که موجب افزایش قدرت نرم ایران شده، رهایی بخش بودن اهداف جمهوری اسلامی ایران است. ایران هدف اصلی حضور خود در منطقه را رهایی مردم از تجاوزگران خارجی و دولت های سرکوب گر قرار داده و به همین دلیل نیز از محبوبیت در میان مردم منطقه برخوردار شده است. در واقع ایران به روشنی نشان داده که هیچ چشم داشتی به کشورهای منطقه ندارد و صرفاً خود را حامی گروه ها و نهضت های آزادی بخش می داند و از کمک به چنین گروه هایی دریغ نمی ورزد. این امر باعث اعتماد ملت های منطقه به ایران شده است. علاوه بر این حمایت ایران از دولت های منطقه در برابر تجاوز و اشغال خارجی و مخاطرات تروریستی و افراط گرایانه موجب اعتماد دولت های منطقه به ایران شده است.

در مجموع، نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تهدیدی برای هیچ یک از کشورهای منطقه نبوده و نیست و هدف اساسی جمهوری اسلامی ایران در منطقه حسن هم جواری با همسایگان، افزایش ثبات و امنیت در منطقه، توسعه اقتصادی برای همگان، مبارزه با تروریسم، ایجاد صلحی فراگیر، محو جنگ طلبی و آثار مخرب آن است. به همین دلیل هم بهره مندی از قدرت و نفوذ نرم به یکی از دلایل موفقیت ایران در بحران های منطقه ای در غرب آسیا مبدل شده است.

۳. ایجاد هسته های مقاومت در سراسر منطقه

یکی از مهم ترین راهبردهای نیروی قدس در مدیریت بحران های منطقه، ایجاد و ساماندهی هسته های مقاومت بوده است. نمونه بارز و موفق این الگو، حزب الله لبنان است که نقش مهمی در تحولات منطقه به ویژه رویارویی با رژیم صهیونیستی ایفا می کند. حزب الله سازمانی سیاسی نظامی و نیرویی چریکی است که در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی با ایدئولوژی اسلام سیاسی متأثر از اندیشه های امام خمینی(ره)[۲] در لبنان ظهور کرد و با شعار «مبارزه با اسرائیل» توانست بین گروه های مختلف اعتقادی در لبنان وحدت ایجاد کند و با هدف مقاومت برای شکست رژیم صهیونیستی و بازپس گیری سرزمین های اشغالی، جوانان را به خود جذب کند. این جنبش با یاری و همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مبارز خود را که به انقلاب اسلامی علاقه مند بودند، آموزش داد و آنها را در راه بسیج و سازماندهی نظامی علیه رژیم صهیونیستی به کار گرفت. پیروزی سال ۲۰۰۰ بر رژیم صهیونیستی و موفقیت در عقب راندن نیروهای این رژیم از جنوب لبنان و نیز مقاومت ۳۳ روزه در برابر این رژیم در سال ۲۰۰۶، روز به روز بر محبوبیت حزب الله در بین مردم لبنان و کشورهای عربی افزود (محمدی، ۱۳۸۵: ۲۴۱). بر این اساس حزب الله لبنان به عنوان مهم ترین جنبش اسلامی ناشی از انقلاب اسلامی، تغییراتی استراتژیک در معادلات منطقه و منازعات اعراب با رژیم صهیونیستی ایجاد کرد.

حزب الله یک حزب صرفاً ملی و معمولی در یکی از کشورهای کوچک غرب آسیا نیست. این حزب اگرچه خود را در چارچوب های ملی تعریف کرده و در چنین فرایندی به شدت فعال شده، اما در عین حال، از ویژگی های فراملی بسیاری برخوردار بوده و کارکرد منطقه ای قابل توجهی پیدا کرده است. این ویژگی در اصل یکی از مهم ترین شاخص های انقلاب اسلامی ایران است که حزب الله با بهره گیری از همگونی مذهب خود با انقلاب، شالوده فکری و رفتار خود را بر اساس آن پی ریزی و بیشتر ویژگی های انقلاب اسلامی را در خود بومی سازی کرده و الگوی قابل توجهی برای منطقه ارائه داده است.

این الگوی موفق باعث شد ایران به شکل گیری چنین گروه هایی به عنوان هسته های مقاومت در سایر کشورها نیز یاری رساند. به عنوان مثال، ایران در عراق به شکل گیری حشد شعبی کمک های قابل توجهی کرد. در واقع با وجود نگرانی آمریکا و متحدان اروپایی و منطقه ای این کشور از قدرت گرفتن حشد شعبی در عراق، ایران به حمایت آشکار از سازمان ها و گروه هایی همچون «سپاه بدر»، «عصائب الحق»، «حزب الله عراق » و… پرداخت. این امر در نهایت موجب شد حشد شعبی به عنوان یکی از نیروهای مسلح عراق مورد تأیید پارلمان این کشور قرار گیرد و جایگاه قانونی در نیروهای مسلح عراق بیابد.

در سوریه نیز ایران حمایت های زیادی از تشکیل «دفاع وطنی» کرد. در واقع یکی از اقدامات شهید همدانی در سوریه، ساماندهی به دفاع وطنی به عنوان بسیج مردمی در سوریه بود که نقش مهمی در مبارزه با گروه های تروریستی ایفا کرد. علاوه بر این، ایران نقش مهمی در شکل گیری گروه های ویژه ای مانند لشگر «فاطمیون»۱ داشت. هسته اولیه شکل گیری تیپ فاطمیون، تعدادی از افغانستانی هایی بودند که به آنها «سپاه محمد(ص)» اطلاق می شد. این گروه از مبارزان افغانستانی در زمان حمله شوروی به افغانستان و دوران طالبان و همچنین گردان ابوذر یا افغانستانی های حاضر در جنگ عراق علیه ایران، افغانستانی های مقیم ایران و افغانستانی های مقیم سوریه بودند که با کمک نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکل یافتند.

علاوه بر سوریه و عراق، در یمن نیز انصارالله به عنوان یکی از هسته های مقاومت، موفق به ایفای نقش مؤثری شد و رهبری انقلاب در این کشور را برعهده گرفت. جنبش انصارالله از ظرفیت های مهمی برای ایجاد تغییر در حوزه جنوب شبه جزیره عربی برخوردار است و به لحاظ سیاسی و ایدئولوژیک از جنبش های متأثر از انقلاب اسلامی محسوب می شود. جنبش انصارالله را می توان یکی از

نام «فاطمیون» به این دلیل انتخاب شد که این تیپ در ایام شهادت حضرت زهرا(س) شکل گرفت. لشگر فاطمیون مأموریت اصلی خود را دفاع از حرم و مقبره حضرت زینب(ع) و حضرت رقیه(ع) و مأموریت ثانویه خود را مبارزه با ظلم علیه شیعه و مسلمانان در سراسر جهان می داند.

جدیدترین و مؤثرترین جنبش های سیاسی و مذهبی در عرصه منطقه خاورمیانه محسوب کرد. این جنبش از ریشه های بسیار طولانی و عمیق و از ابعاد مختلف و مهمی برخوردار است. پیدایش انصارالله از یک سو از شرایط سیاسی و اجتماعی یمن به ویژه ویژگی ها و فضای خاص استان صعده ناشی شده و از سوی دیگر از روندها و تحولات منطقه ای چند دهه گذشته، به ویژه پیروزی انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای منطقه ای آن تأثیر پذیرفته است. از این منظر می توان انصارالله را به رغم ریشه های کهن آن، یکی از جدیدترین نمونه های جنبش های اسلامی و سیاسی در منطقه غرب آسیا تلقی کرد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *