توضیحات
فایل پاورپوینت کامل روش های پژوهش ابوریحان بیرونی در علوم انسانی؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش های پژوهش ابوریحان بیرونی در علوم انسانی، محتوای خود را در قالب 111 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل روش های پژوهش ابوریحان بیرونی در علوم انسانی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش های پژوهش ابوریحان بیرونی در علوم انسانی آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل روش های پژوهش ابوریحان بیرونی در علوم انسانی بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل روش های پژوهش ابوریحان بیرونی در علوم انسانی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش های پژوهش ابوریحان بیرونی در علوم انسانی، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش های پژوهش ابوریحان بیرونی در علوم انسانی :
مقدمه
مسئله چگونگی ادراکات و کسب علم از سده نخست موردتوجه متفکّران مسلمان بود. در سده اول ق. علاوه بر محدثین، مفسّرین و مورّخین، مکاتب جدیدی که مبتنی بر معارف تمدن های قبل از اسلام بود، بهوجود آمد. این گروه جدید شامل منطقیون و پیروان روش استدلالی مانند معتزله، ریاضیون و طبیعیون بود. در قرن سوم هنگامی که مذاهب فقهی و طروق تصوف به صورت مشخصی درآمد، علوم عقلی نیز رواج یافت و در قرن چهارم و پنجم ق. به اوج کمال خود رسید. در آغاز قرن چهارم، علما و حکمای نامی مانند فارابی، یحیی بن عدی و ابوالحسن عامری ظهور کردند و در رشته های گوناگون به مقامات عالیه علمی نائل آمدند و شالوده علوم قرون بعد را ریختند. در قرن چهارم به کلیه علوم خصوصاً علوم طبیعی و جهان شناسی توجه خاصی معطوف شد و این علوم به صورت کاملی درآمد و در افکار دانشمندان اعصار بعد بسیار مؤثر واقع شد. در این دوره بود که اخوان الصفا، ابوریحان بیرونی و ابوحیان توحیدی می زیستند و هریک به نوبه خود سیر بعدی علوم و حکمت را در اسلام معین ساختند؛اما اندیشمندان مسلمان بسیار جلوتر از اندیشمندان اروپایی با روش های مختلف برای مطالعه و پژوهش آشنا بودند. دراین بین ابوریحان بیرونی به عنوان یکی از بزرگ ترین دانشمندان مسلمان در سده های چهارم و پنجم ق. با روش های متعدد تجربی و عقلی به پژوهش می پرداخت. وی در زمینه های مختلف علوم تبحر داشت. به جز علوم نقلی در حیطه عقلی و اثباتی، طبیعی و تجربی، انسانی و اجتماعی مسلط و در آن ها صاحب اثر است. باوجود آن که بیرونی بر همه رشته های علمی زمانه خود تسلطداشته، اما توانایی و تسلط او به دانش ریاضی به گونه ای بوده که گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. وی در ترکیب سه رشته حساب، هندسه و جبر توانایی داشته و در کارهای ریاضی جویای قواعد و قوانین بوده است. هم چنین به عنوان منجّم شهرت بسزایی دارد. مهم ترین مسئله درباره بیرونی، شناخت روش های پژوهش اوست. بیرونی از روش های مختلف برای مطالعه در حوزه های گوناگون بهره می برد. البته به دلیل احاطه زیاد بیرونی درزمینه ریاضیات، این امر درروش او تأثیر بسیاری گذارده، به طوری که وی حتی تاریخ و جامعه را با یک روش ریاضی موردمطالعه قرار داده است. برجستگی بیرونی نیز علاوه بر احاطه او بر دانش های گوناگون، به سبب روشی است که وی در حوزه علوم انسانی بنیاد کرد. بیرونی به دلیل تسلط و تبحر در حوزه علوم طبیعی توانست از روش های علوم طبیعی برای پژوهش در علوم انسانی استفاده کند.
نگارنده بر آن است تا نشان دهد تسلط و تبحّر بیرونی بر روش های علوم طبیعی بر به کارگیری آن روش ها در علوم انسانی توسط وی تأثیر داشت. بررسی روش هایی که بیرونی با استفاده از آن ها به پژوهش در حوزه علوم انسانی می پرداخت، هدف پژوهش حاضر است.
۱- شرح حالابوریحان بیرونی
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی به سال ۳۶۲ ق. در خوارزم چشم به جهان گشود. در آغاز جوانی به دربار ملوک آل عراق(خوارزمشاهیان قدیم) پیوست ودر این دوره از زندگی، علوم مختلف را آموخت. بیرونی، زادگاه خود را به قصد بخارا –پایتخت سامانیان- ترک گفت و در آنجا حمایت معنوی امیر سامانی را کسب کرد. سپس به دربار امیر زیاری طبرستان وگرگان رفت و در آنجا نخستین اثر مهم خود درباره گاه شماری تاریخی وعلمی را نوشت. در ادامه بیرونی به خدمت محمود غزنوی درآمد. وی باقی عمر خود یعنی در حدود سه دهه از عمرش را در خدمت محمود، مسعود وجانشینان آنان گذرانید وسرانجام در سال ۴۴۰ ق. در غزنه درگذشت.[۱]
۲- علوم انسانی از دیدگاه بیرونی
ابتدا به طبقه بندی علوم و جایگاه علوم انسانی در این طبقه بندی از دیدگاه بیرونی اشاره می کنیم. مهم ترین طبقه بندی هایی که از علوم در تمدن و فرهنگ اسلامی شده است، طبقه بندی اخوان الصفا، بیرونی، ابن ندیم و سپس قطب الدین شیرازی است. تفکّر منطقی بیرونی در طبقه بندی علوم از فهرستی که برای کتب رازی و بعد کتب خود نوشته است، به خوبی روشن می شود. وی پس از آن که کتب رازی را برحسب موضوعات طبقه بندی کرده است، کتب و رسایل خود را برحسب علومی که درباره آن ها کتب و رساله ها نوشته است، طبقه بندی می کند. از بررسی این دو فهرست نوعی تفکر منطقی در طبقه بندی های وی مشاهده می شود.[۲] طبقه بندی که بیرونی از علوم بر اساس آثار خود ارائه می دهد، می توان این گونه بیان کرد: ۱-ریاضیات (حساب، هندسه، مثلثات، رسم فنی و مساحی) ۲-نجوم (پدیده های آسمانی، ابزارها، احکام نجوم، گیتیشناسی) ۳-جغرافیا و زمان سنجی (جغرافیای ریاضی، نقشه کشی، زمان سنجی، اقلیم شناسی) ۴-فیزیک و علوم طبیعی (چگالیسنجی، کانی شناسی، گیاه شناسی) ۵-تاریخ سنواتی و تاریخ (مبدأ، تاریخ سنواتی، اخبارنویسی) ۶-ادبیات و فلسفه (روایات، کتاب شناسی، دستور زبان، شعر) ۷-باورها و آیین ها (اعتقادات و ادیان).[۳]
بیرونی بخشی از مطالعات خویش را ویژه علوم انسانی کرده بود. او برخلاف تصور مورخان تاریخ علوم به طرح استقلالی از علوم انسانی، تعیین موضوع، مسائل آن و روش های مربوط به مطالعه اجتماعی- انسانی پرداخته است. بیرونی از مجموع تألیفات خود هفده اثر را به علوم انسانی- اجتماعی اختصاص داده است. کتاب تحقیق ماللهند و آثار الباقیه بیرونی به طور مستقیم به مباحث موجود در مردم شناسی، زبان شناسی و علم الادیان ارتباط دارند. بیرونی در طبقه بندی علوم تلاش کرده مباحثی را که درزمینه تاریخ، عقاید، آراء، ادیان، مذاهب و ادبیات است در مقوله ای واحد، جدای از مباحث ریاضی، علوم طبیعی و عقلی قرار دهد. ازاین رو می توان بیرونی را به عنوان بنیان گذار اندیشه مردم شناسی از میان متفکرین مسلمان معرفی نمود.[۴] به هرحال بیرونی تعریف و مفهوم دقیقی از علوم انسانی- اجتماعی در ذهن خود داشته و بر اساس آن به پژوهش و بررسی پرداخته و این ویژگی عامل اصلی جدا ساختن او از دیگر دانشمندان شده است.
۳- رشته های موردمطالعه در حوزه علوم انسانی
۳-۱- جامعه شناسی: ازنظر بیرونی، تکامل اجتماعی، تدریجی است. نخست، اجتماع براساس استیناس (خوپذیری انسانی) و مبتنی بر دو اصل تجانس و تضاد پدید می آید. دوم، وجود حکومت یا دولت به سبب برقراری تعادل میان آن دو اصل یا برقراری نظم و عدل جهت مصالح دنیایی است؛اما مسئله عدالت خود مستلزم قانون گذاری است؛ که به هرحال شروط ولایت یا حکومت (سلطان) و تدبیر امور اجتماع باید به تأیید الهی و منصوص باشد؛ چنان که ایرانیان در مورد پادشاهان ساسانی بر این باور بودند و امامت شیعی نیز دارای این ویژگی می باشد.[۵] در توضیح اهل تجانس می توان گفت که اهداف مشترک آدمی، او را به طرف اجتماع و مدنیت سوق می دهد؛ و تضاد همان اختلاف مقاصد بشری و خواست های گوناگون آدمیان است که او را به طرف حرفه ها و صناعات سوق می دهد. عدم تساوی مردمان و تفاوت ایشان، همانا سبب سامان جهان هست؛ چنان که همکاری مردمان جوامع متمدن، مادامی که به یکدیگر نیازمند هستند، جز با این تفاوت برقرار نماند؛ همان گونه که خداوند جهان را با طباع مختلف آفریده است.[۶] بیرونی در نگرش جامعه شناسی خود پیوسته دوطبقه بزرگ اجتماعی فرادست (ملوک) و فرودست (سوقه) را مدنظر داشته که از دیدگاه فرهنگی همواره به عنوان خواصّ مردم و عوام الناس یاد نموده است. ظاهراً به حسب دوگرایی کلی فلسفی در جهان بینی خود، همانندی آن دو را در تقابل بین عقل» وجهل نشان می دهد. چنان که از قول باسدیو هند گوید که تنازع بین عقل و جهل، آبادانی جهان را به دنبال دارد، سیاست نیز در این خصوص جز با پیکار برای ریشه کن ساختن فساد جاری نگردد؛ پس اجتماع خردمندان لازم است تا کار و پیکار سامان پذیرد و این امر نه از باب وجود نقصان در آدمی، بلکه از جهت وجوب اصلاح امور و رفع خرابی هاست. اگر در امور طبیعی عامل تکامل خود طبیعت است، در امور انسانی، عامل تکامل همانا عقل می باشد. علم با تمدن و اجتماع گرایی ملازمت دارد، چراکه آدمی باید با همنوعان خود شهرنشینی اختیار کندتا همگان به یاری یکدیگر برخیزند و هریک به کاری بپردازد که سود آن به خودش و دیگران برسد.[۷] به هرحال بیرونی برای علوم اجتماعی اهمیت بسیاری قائل بوده؛ کتاب تحقیق ماللهند، نمونه اعلای جامعه شناسی به شمار آمده است.
۳-۲- دین شناسی: قرن ها پیش از آن که علم ادیان» دین داری انسان را یک امر کلی و عام بشناسد، تجلّی حقیقت را در هرجا و هر زمان ممکن شمارد. برای شناخت حیات دینی مردم جهان قواعد مشترک جستجو کند و قرن ها پیش از آن که در زمینه پدیده شناسی دین محققان برجسته معاصر ظهور کنند؛ بیرونی به این نکات اساسی پی برده و در تحقیقات دینی خود، روشی اتخاذ کرده بود که در اصول و قواعد کلی با شیوه های جدید توافق تامّ دارد. دانشمندان جهان بر این نظر اتفاق دارند که وی بنیاد گذار مطالعه تطبیقی در فرهنگ بشری می باشد و نه تنها پایه گذار دین شناسی تطبیقی یا تاریخ مذاهب، که در زمره بانیان تاریخ علم در جهان هم به شمار می رود.[۸] بیرونی با اعتقاد مسلمانی خویش بدون پیش داوری، گزارش های بسیار روشن از اعتقادات غیراسلامی به دقت داده است. یعنی تحقیق موضوعی بی طرفانه در مذاهبی که مخالف کیش و آیین اوست. احترام به اندیشه های دیگران را همواره مدنظر داشته، در مسائل دینی شکیبایی بسیار نشان داده است. اساساً نسبت به مذهب ها عینیگرا بوده، پس فارغ از هرگونه تعصبی به شناخت و بررسی آن ها پرداخته و آمادگی داشته است که همواره باشهامت از حقیقت دفاع کند. او با استفاده از روش مقایسه و تطبیق توانسته است که نگرش های هندویی را با یونانی و درعین حال نظرات ایرانیان را با یهودیان و تازیان مقایسه نماید. بیرونی در حوزه دین شناسی علاوه بر روش مقایسه و تطبیق، با روش مشاهده عینی و مشاهده سندی و نیز روش نقد اخبار و اسناد به بررسی پرداخته است. دستاوردهای پژوهش بیرونی در حوزه دین شناسی در دو کتاب آثار الباقیه وتحقیق ماللهند آمده است.
۳-۳- مردم شناسی: یکی دیگر از رشته های مطالعاتی بیرونی در حوزه علوم انسانی، مردم شناسی است. مردم شناسی یکی از ابعاد علمی بیرونی است. او به جای واژه مردم شناسی، اصطلاح معارف الامم (دانش های مردمان) را به کار برد و از تأثیر عوامل محیط اجتماعی و طبیعی بر زندگی انسان سخن به میان آورد. بیرونی در آثار الباقیه به شرح طبقات اجتماعی مردم ایران، سند، سمرقند، خوارزم و سیستان و نیز به شرح اعیاد و جشن ها، آداب و رسوم و هنجارهای اجتماعی آن ها پرداخت. بیرونی در تحقیق ماللهند پس از بیان معتقدات مردم هند و مسائل سیاسی، به تشریح اعمال دینی، اعیاد، خرافات، اساطیر، کیفیت مرگ و زندگی، اماکن و معابد مذهبی و طرز پوشیدن لباس و شیوه رفتار مردم و سپس به بررسی طبقات هندوان و نظام کاستی، مقام و موقعیت گروه های مختلف جامعه هندی می پردازد. روشی که بیرونی در مطالعات مردم شناسی به کار می گیرد، روش مشاهده است که به صورت مشاهده مستقیم و مشاهده همراه با مشارکت به پژوهش پرداخته است.[۹]
۴- روش های پژوهش بیرونی در علوم انسانی
با بررسی آثار بیرونی در حوزه علوم انسانی می توان روش های ذیل را در مطالعات او دید. بیرونی در رشته های مختلف علوم انسانی به تناسب از این روش ها استفاده کرده است.
۴-۱- روش مشاهده: مشهورترین کاربرد روش مشاهده توسط بیرونی در حوزه علوم انسانی در زمینه مردم شناسی است. روش وی در این زمینه عبارت است از استقرا، یعنی کاربرد مشاهده، تجربه و بعد تحلیل نمودها و تعلیل قضایا.[۱۰] این روش پیش از بیرونی سابقه و کاربرد داشته است؛ اما بیرونی، آن را همه جانبه و به نحوی متکامل و بی سابقه، از جهت نظری و علمی و به ویژه آگاهانه و بسیار عالمانه با یک موضع گیری انتقادی نسبت به روش ارسطویی قیاس، آن را به کاربرد و توسعه داد و حتی قواعد و ضوابط آن را تدوین کرد و تعاریف لازم را بهدست داد.[۱۱] موضوع مردم شناسی، فرهنگ است و روش آن در ابتدا مشاهده، توصیف و در پایان مقایسه و تطبیق می باشد. برخی از شیوه های مورد مطالعه بیرونی در این زمینه عبارت است از:
۴-۱-۱- مشاهده مستقیم: مشاهده، رکن اساسی روش استقرایی در پژوهش های اجتماعی و طبیعی است. بیرونی می گوید:. .. راستی که گفته گوینده، شنیدن که بود مانند دیدن، چه درست است؛ زیرا که، مشاهده ادراک عینی نگرنده است و نمود موردنظر در زمان و مکان حصول آن».[۱۲] ازاین رو بیرونی برای توصیف هندیان، بدان دیار سفر کرد و از نزدیک کلیه جنبه های فرهنگی آنان را موردمطالعه قرار داد.
۴-۱-۲- مشاهده همراه با مشارکت: بیرونی تنها به سفرهای خود به هند اکتفا نکرد، بلکه به اقامت در بین مردم هند و زندگی با آنان و آموزش زبان سانسکریت و ترجمه برخی از کتاب های هندی به عربی، دامنه مشاهدات خود را گسترش داد. این شیوه کار، مشابهت بسیاری با آنچه امروز مشاهده همراه با مشارکت خوانده می شود، دارد. بنابراین برای پژوهش و تبیین پدیده های فرهنگی- قومی، ابتدا باید وارد سرزمین آن قوم شد، زبان آنان را فراگرفت و پس از ثبت و ضبط و توصیف ویژگی های فرهنگی جامعه، به فهم شناخت پدیده ها نائل شد و سرانجام پدیده ها را در جامعه های دیگر با روش جامعه شناسی تطبیقی مورد بررسی قرار داد.[۱۳]
۴-۲- روش مقایسه و تطبیق: بیرونی از روش مقایسه و تطبیق بیشترین بهره را گرفته و کوشیده براساس مطالعات تطبیقی به بیانی دقیق تر از وضعیت مسائل و حوادث جوامع اسلامی دست یابد. بیرونی با این روش در پی مقایسه عناصر فرهنگی جوامع با یکدیگر از قبیل ازدواج، آداب و سنن، اعیاد، باورها، علوم و فنون و غیره در گذر زمان بوده است.[۱۴] لازم به ذکر است که بیرونی در حوزه دین شناسی از روش مقایسه و تطبیق بسیار استفاده کرده است. هم چنین از این روش برای مطالعه فرهنگ بشری هم بهره برده است.
۴-۳- روش علّی (علیّت یابی): بیرونی آثار و افکار دانشمندان پیش از خود را که صرفاً در جهت نقل مطالب و ارائه توصیف ساده از حوادث تاریخی و اجتماعی بودند، نقد و بررسی کرده است. بیرونی در پی تبیین بیشتر سنّت فکری و روش مسعودی در تبیین علّی حوادث برآمده است. او بیان علل چگونگی حوادث را جهت گیری اصلی تحقیق دانسته است.[۱۵] به طورکلی بیرونی از پژوهشگرانی که توصیف را نهایت تحقیق دانسته اند، انتقاد کرده و خود جهت ارائه راه حل دیگری که در عین این که به توصیف می پردازد، در جهت تبیین علّی نیز باشد، پرداخته است. به نظر می آید که این عنصر در متمایز ساختن روش بیرونی با متقدّمین و متاخّرین خود اصل عمده ای باشد. بر اساس این اصل است که او علاوه بر شناخت ظواهر حوادث به باطن آن نیز پرداخته است.[۱۶] به طور مثال ازجمله دلایل زوال حکومت هایی مانند آل بویه و سامانیان را ملقّب ساختن اعوان به القاب دروغین تا حد افراط دانسته است.[۱۷]
۴-۴- روش ریاضی: ازآنجاکه بیرونی به عنوان ریاضیدان و ستاره شناس مطرح بوده است؛ ازاین رو مطالعات اجتماعی او با ریاضیّات پیوند و ارتباط دارد. بیرونی از ریاضیات به عنوان زبان بیان مطالب بهره گرفته و در کتاب تحقیق ماللهند و آثار الباقیه از جداول و دیگر تکنیک های ریاضی جهت توصیف دقیق تر پدیده های اجتماعی بهره گرفته است.[۱۸] درواقع، بیرونی تربیت یافت یک فرهنگ ریاضی بوده و این فرهنگ در مطالعات او در حوزه علوم انسانی بسیار تأثیر گذار بوده، به گونه ای که بامطالعه کتاب های تحقیق ماللهند و آثار الباقیه می توان گفت که او تاریخ و جامعه را با یک روش ریاضی محض موردمطالعه قرار داده است.[۱۹]
۴-۵- روش نقد و سنجش: بیرونی میان دوگونه از پژوهش فرق نهاده است. گاهی هدف بیرونی از پژوهش، صرفاً شناخت است و به نقد نمی پردازد، یعنی بیرونی روش نقل را در پیش می گیرد و در همان حد باقی می ماند؛ اما آنگاه که سنجش و انتقاد، برترین روش پژوهش است، خود را ملزم به آن می سازد.
۴-۶- روش نقل: اشاره شد که بیرونی از پژوهشگرانی که توصیف صرف را نهایت تحقیق دانسته اند، انتقاد کرده معتقد است که در کنار توصیف و نقل باید به تبیین علّی پدیده ها نیز پرداخت. بااین حال، بیرونی علاوه بر استفاده از روش های مذکور در پژوهش، گاهی نیز صرفاً به نقل و توصیف اخبار می پردازد. زمانی که ازنظر بیرونی گزارش وسیله شناخت است، در همان حد باقی می ماند و جز در مورد ضرورتی آشکار انتقاد نمی کند.[۲۰] این همان چیزی است که در کتاب تحقیق ماللهند بدان عمل کرده و مقصودش از تألیف آن، شناساندن جامعه هندی به مسلمانان است و به حق در ملزم نمودن خود به این روش، آنگاه که کتابش را پژوهش آنچه مربوط است به هند از پذیرفته و نپذیرفته در نظر عقل» نامیده، منطقی بوده است. پس او گفتارهایش را بدانگونه که هست برای همراه کردن خواننده در آشنایی با زوایای تفکر هندی بیان می کند و کار نقد آن ها را رها می کند. بدین ترتیب بیرونی گاه اطلاعات را نقد کرده و با روش های مختلف، صحت وسقم اخبار را بررسی کرده است[۲۱] و گاه اخبار دریافتی را همان گونه نقل می کرد و هدفش صرفاً توصیف بود.[۲۲]
با توجه به روش های مورداستفاده بیرونی برای پژوهش در حوزه علوم انسانی می توان گفت که تسلط و تبحر بیرونی در حوزه علوم طبیعی و ریاضیات سبب شده بود که وی بامه
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.