تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دانشگاه و تولید علم؛ ضرورت ها و موانع ساختاری؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل دانشگاه و تولید علم؛ ضرورت ها و موانع ساختاری انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل دانشگاه و تولید علم؛ ضرورت ها و موانع ساختاری:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل دانشگاه و تولید علم؛ ضرورت ها و موانع ساختاری آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل دانشگاه و تولید علم؛ ضرورت ها و موانع ساختاری با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دانشگاه و تولید علم؛ ضرورت ها و موانع ساختاری از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل دانشگاه و تولید علم؛ ضرورت ها و موانع ساختاری، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دانشگاه و تولید علم؛ ضرورت ها و موانع ساختاری :

طرح مسئله

یکی از ویژگی های عصر حاضر که آن را از سایر اعصار و قرون پیش از خود متمایز می کند، موضوع علم و دانش است. علم و دانش از جمله مفاهیم و موضوعاتی است که جوامع بشری از ابتدا با آن آشنا بوده اند و همواره به عنوان مؤلفه ای مؤثر بر زندگی بشر شناخته شده اند. همواره بخش مهمی از دستورات و مباحث ادیان، ایدئولوژی ها، فرهنگ ها و فعالیت ها، متوجه علم و دانش بوده است. در واقع، امروزه علم یکی از مهم ترین مؤلفه های قدرت یک کشور در سطح بین المللی محسوب می گردد و سبب می شود آن کشور بتواند نقش مهم تری را در تحولات جامعه جهانی داشته و تأثیر بیشتری بر سایر کشورها بگذارد و بدین ترتیب با شتاب و سهولت بیشتری به مقاصد و اهداف خود برسد. (علامی، ۱۳۸۷) هر گاه در علم بشری تحولی روی داده و در اندیشه علمی، رشد چشم گیری حاصل شده، روش های علمی نیز دچار تحول شده اند؛ چه آنکه علم هویت جمعی دارد و کاروان آن نیز، حلقه های به هم پیوسته یک زنجیر هستند.

از طرفی، توجه به محتوای علم بدون در نظر گرفتن زمینه روشمند آن، تولید علم را با مشکل روبه رو می سازد؛ از این رو، محتوای علم باید به دنبال روش ها ایجاد شود. بر این اساس، چهار عنصر اساسی جهان بینی ها، مذهب، فرهنگ و آزاداندیشی، به منزله ایجاد چهارچوبی است که گزاره های علمی را در خود جای می دهد و این، رمز موفقیت علمی و تولید علم است. (ابراهیمی، ۱۳۸۴: ۲۸) در وضعیت کنونی جهان که پیشرفت سریع علمی و فناورانه از یک سو و پیدایش مکاتب فکری متعدد و رشد آن مکتب ها از سوی دیگر از ویژگی های بارز آن است، ضرورت برخورداری از بنیان فکری و اندیشه ای محکم و در عین حال بالنده، بیش از پیش بدیهی است و این امر پدیدار نمی شود، مگر اینکه فضای نقد و تولید علم و اندیشه، فضایی سالم و آماده باشد. (پارسیان، بی تا: ۱۹۱) به این ترتیب، دنیای کنونی ما بسیار پیچیده شده و با گذشته بسیار متفاوت است. زندگی در چنین دنیایی بدون حرکت پرشتاب علمی ممکن نیست؛ یعنی ما خلاقیت و تولید علم را نه فقط برای پیشرفت می خواهیم، بلکه دنیا به گونه ای شده که ما برای ادامه حیات نیازمند چنین فعالیت های علمی پویا و خلاق هستیم. زندگی به گونه ای شده که بدون رشد علمی و بدون سرعت در تولید علم نمی توان زندگی کرد. رقابت در دنیا به قدری تنگ است که کمترین درنگی باعث اختلال در اصل ادامه حیات می شود. علاوه بر این، ما به ادامه حیات و زنده بودن قانع نیستیم؛ ما خواستار پیشرفت و پیش گامی هستیم. ما اگر بایستیم، ایستایی نابودی است، نه فقط عقب ماندگی. (ابراهیمی، ۱۳۸۴: ۳۳)

حال سؤالی که مطرح می شود این است که ضرورت های تولید علم بومی در ایران چیست؟ چه موانعی برای تحقق این مهم پیش روی جامعه ایران و دانشگاه ها وجود دارد؟ فرضیه اصلی پژوهش به این مسئله می پردازد که ساختارهای سیاسی اقتصادی و به ویژه فرهنگی، بیشترین تأثیرگذاری را بر کند بودن رشد تولید علم بومی در ایران دارند. بدین ترتیب، تلاش خواهد شد تا نقش ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه در تولید علم بررسی شود.

برای این منظور، در بخش اول به وضعیت فعلی ایران در تولید علم اشاره و در بخش دوم به ضرورت تولید علم و توسعه علمی و نقش دانشگاه در تولید علم پرداخته می شود. ۱۵۷ در بخش سوم و در واقع بخش اصلی پژوهش، روابط متقابل میان تولید و توسعه علمی با چهار حوزه اصلی جامعه، یعنی اجتماع، سیاست، فرهنگ و اقتصاد به طور همزمان مورد بررسی قرار می گیرد و اینکه چگونه هر حوزه می تواند خود سهمی در توسعه و یا بازدارندگی علمی ایفا کند (نقاط قوت و ضعف). در قسمت پایانی پژوهش نیز به ارائه پیشنهاداتی جهت بهبود و تسریع روند تولید علم در کشور پرداخته خواهد شد.

۱. تعریف مفاهیم

ارائه تعاریف دقیق و جامع از مفاهیم علوم انسانی نه تنها دشوار، بلکه غالبا ناممکن است. به همین خاطر، عرضه تعاریف و برداشت های متفاوت، متعدد و گاه متضاد از مفاهیم سیاسی، امری تقریبا رایج است. این مقاله هم از این مقوله تعریف مفاهیم مستثنا نیست.

۱.۱. علم

علم، یکی از انواع دانش است. در زبان فارسی، واژه علم در فرهنگ معین به دانستن، یقین کردن، معرفت، دانش و معلوم معنا شده است. واژه علم معمولا به هر قلمرویی از دانش یا مجموعه مبانی سیستماتیک اطلاق می شود که اصول آن مورد پذیرش جهانی است. علم در حقیقت، نظامی از دانش است که مبتنی بر مفاهیمی است که می تواند برای فنون علمی مبانی نظری عرضه کند. به عبارت دیگر، علم عرضه کننده یافته های قابل بررسی و نه واقعیات غیرقابل تغییر است. (محسنی، ۱۳۸۸: ۳۴-۳۳)

۱.۲. تولید علم

تولید علم به معنای خروج علم از حالت تقلیدی و ترجمه ای است. (فیروزآبادی، ۱۳۸۶: ۲) تولید، یعنی به وجود آوردن و مطرح ساختن چیزی که تاکنون مطرح نبوده است. وقتی دانشمندان در برخورد با پدیده ها نظریه تازه ای مطرح می کنند، در واقع تولید علم صورت گرفته است. (شریعتمداری، ۱۳۸۴: ۹)

۲. سهم و پیشینه ایران در تولید علم

در ایران باستان برای علم و خرد اهمیت بسیاری قائل بودند. دین اسلام نیز جایگاه بالایی برای تفکر در نظر گرفته است که این مسئله زمینه ساز ارج نهادن به علم و علم اندوزی شده است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نوشته است که قرآن کریم در بیش از سیصد مورد انسان را به تفکر، تذکر و تعقل دعوت کرده است. (شیروانی، ۱۳۷۳: ۱۳۹) برای مثال، در آیه ۱۰۰ سوره یونس آمده است: «و خدا بر کسانی که نمی اندیشند، پلیدی را قرار می دهد». در آیه ۱۱ سوره مجادله همچنین آمده است: «خدا رتبه کسانی از شما که گرویده و کسانی را که دانشمندند [برحسب] درجات بلند گرداند». (عیوضی، ۱۳۸۴: ۴۴-۴۳) همچنین در این زمینه احادیث فراوانی وجود دارد؛ از آن جمله که رسول خدا فرمودند: «یکی از چیزهایی که امت مرا هرگز به سبب آن معذب نخواهند کرد، این است که انسان درباره خلق، خدا و جهان فکر کند و وسوسه هایی در دلش پدید آید؛ مادامی که در حال تحقیق و جستجو است که هر چه از این شکل ها در دلش آشکار شود، خدا او را معذب نمی کند و آن را گناه نمی شمارد». پس اسلام رشته تقلید را از اساس پاره کرده است. (مطهری، ۱۳۷۳: ۱۲۵ -۱۲۴) در جایی دیگر پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

«طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه»؛ (علامه مجلسی، ۱۳۶۶: ۱۷۷) یعنی فرا گرفتن علم بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است.

امام علی (ع) می فرماید: «العلم اصل کل خیر و الجهل اصل کل شر»؛ یعنی علم و دانش پایه و اساس هر کار نیکویی و جهل و نادانی اساس هر شر و بدی است. در جای دیگری از ایشان نقل شده است که «لاعباده کالتفکر، لاعلم کالتفکر؛ به این معنی که هیچ عبادتی با ارزش تر از تفکر و نیز هیچ علم مانند تفکر نیست». (عیوضی، ۱۳۸۴: ۴۴)

امام صادق (ع) فرموده است: «طلب العلم فریضه فی کل حال»؛ یعنی فراگرفتن علم و دانش در هر حالی (در همه شرایط) ضروری است.

به این ترتیب، با ورود اسلام به ایران، ما شاهد هستیم که ایران به یکی از مهم ترین، پیشرفته ترین و معتبرترین مراکز تولید علم در دوره اوج تمدن اسلامی تبدیل می شود.

بسیاری از دانشگاه های معتبر جهانی، در ایران قرار داشتند و اندیشمندان، فلاسفه، حکما و نظریه پردازان زیادی در حوزه های مختلف علوم بشری و به ویژه در علوم اجتماعی و انسانی از میان ایرانیان بوده اند. (جاودانی مقدم، ۱۳۸۸) شکوفایی تمدن اسلامی تا قرن پنجم زبانزد جهانیان بود؛ تمدنی جامع در همه عرصه های فرهنگی و علمی که به اعتراف دانشمندان غربی، هر چه اروپا دارد از فرهنگ و تمدن غنی اسلامی بوده است. واشنگتن ارومتینگ می گوید: «کاخ تمدن ما را دست های توانای با علم و فن مسلمین بنا نمود و ملل اروپایی و مسیحی هر کجا هستند، مدیون مسلمین می باشند» اما، متأسفانه این دوره شکوفایی دیری نپایید و کم کم به افول گرایید و غرب که سفره نشین تمدن اسلامی بود، بر شرق اسلامی پیشی گرفت. (رضایی مهر، ۱۳۸۳)

اگرچه رشد تولید علم در ایران در دوره بیست ساله ۱۹۸۱ م. تا ۲۰۰۱ م. در رشته های علوم انسانی کند بود و تنها ۱۸۵ مقاله یعنی ۲۴.۲ درصد تولیدات علمی انجام گرفته است، (جاودانی مقدم، ۱۳۸۸) اما وضعیت علمی ایران در سال های اخیر رشد داشته است ؛ به گونه ای که براساس آمار موجود در سال ۲۰۱۱، ایران با ۳۴۰۵۹ مدرک علمی توانسته به رتبه نخست منطقه و رتبه هفدهم تولید علم در جهان نایل شود. (تولیدات علمی ایران، ۱۳۹۱) با توجه به آهنگ رشد جهانی علم و نیز به تناسب وضعیت موجود باید گفت این رشد در سال های آینده تکافو نخواهد کرد (هاتفی، ۱۳۸۶) و لازم است که کشور تولید دانش و فناوری را در صدر برنامه های خود قرار دهد. (سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع اعضای مؤسسات دانش بنیان، ۹/۵/۱۳۹۱)

۳. ضرورت تولید علم بومی

با توجه به جایگاه مطلوب ایران در تولید علم، این سؤال مطرح می شود که چه چیزی، تحول علمی و تولید علم و اندیشه بومی را برای ما ضروری می سازد؟ در بررسی این پرسش و ارائه پاسخ به آن باید گفت که تحقق تولید علم برای جامعه اسلامی ایران از جهاتی به شرح ذیل ضرورت دارد:

۱. جهانی شدن اسلام که هدف عالیه حضرت رسول (ص) است متوقف بر اموری بوده که یکی از مهم ترین آن ها، این است که جوامع اسلامی بتوانند در علوم مختلف صاحب رأی و نظر نوین شوند. بدیهی است که یکی از نتایج عمده علمی در سطح بین المللی، جهانی شدن اسلام است. زمانی مسلمانان می توانند در محافل علمی جهان خود را نشان دهند و توجه جهان غرب را به خود جلب کنند که از یک نشاط علمی به روز و کارآمد برخوردار باشند و به حدی از تعالی علمی برسند که نیازمندی جهان غرب به علم و فکر مسلمین احساس شود.

۲. فرهنگ مدرن غرب بر بنیادهای اومانیستی و سکولاریستی مبتنی بوده و به دنبال ساختن تمدنی جهان شمول با همان صبغه و نگاه خاص خویش است. بدیهی است که لازمه جهانی سازی این فرهنگ و تمدن که از اهداف غرب به شمار می آید، ورود آن به جامعه دینی ماست و چه بسا هویت دینی و فرهنگی ما را تحت الشعاع قرار داده و باعث جذب نخبگان به سوی خود شود. نتیجه چنین بحران هویتی که متوجه جامعه ما می شود، قهرا از دو حال خارج نیست: یا استحاله نخبگان در این فرهنگ وارداتی یا گرفتار آمدن آن ها در دام تردید و انزوا نسبت به فرهنگ دینی و ملی خود. از این رهگذر است که ارتقای کیفی علم و اندیشه و غنی سازی فرهنگ و تمدن اسلامی جهت صیانت مسلمین از انفعال پذیری نسبت به فرهنگ و تمدن غرب در قالب تولید علم که منتهی به احیای تمدن فراگیر اسلامی باشد، امری ضروری خواهد بود. بنابراین، نقش تولید علم اسلامی نباید مورد غفلت قرار گیرد. (رضایی مهر، ۱۳۸۳: ۱۱۶-۱۱۵)

۳. امروزه دانش، شکل قدرت به خود گرفته است. لذا دولت ها به آسانی آن را در اختیار یکدیگر قرار نمی دهند، بلکه تلاش می کنند به وسیله آن به ثروت و جایگاه دست یابند و یا از آن به عنوان ابزار فشاری بر دیگران استفاده کنند. شرایط تحمیلی کنونی حاکم بر ایران در عرصه بین المللی نیز به گونه ای است که تحریم های مختلفی را به اجرا گذاشته است. بنابراین، از یک سو موانع خارجی پیش روی ما قرار دارد و از سوی دیگر الزامات داخلی. پس برای پاسخگویی به نیازهای کشور چاره ای جز رفتن به سمت تولید علم و دانش بومی نیست.

۴. شرایط لازم برای تولید علم

ایجاد شرایط لازم برای تحقق هر امر، نکته ای عقلانی و غیر قابل انکار است. در زمینه تولید علم نیز همین قاعده جاری است؛ یعنی وقتی پیدایش کوچک ترین امری، متوقف بر وجود مقتضیات و عدم موانع است، تولید علم در سطحی وسیع، به طریق اولی مستلزم وجود شرایط و لوازم تحقق آن است. در ادامه به برخی از این شرایط مهم و مورد لزوم در این زمینه، اشاره می شود.

۴.۱. ایمان و اعتقاد به ضرورت تولید علم

یکی از لوازم مهم برای تحقق تولید علم، اعتقاد به ضرورت خیزش و تولید علم است؛ زیرا اگر ضرورت نیاز به تولید علم از یک باور اساسی نشئت نگیرد، نمی توان شاهد کمترین حرکتی در جهت تولید علم بود، چرا که در این صورت، علم و اندیشه در هر سطحی که وجود دارد، امری کافی تلقی می شود و بدین ترتیب تولید علم و خیزش علمی امری ممتنع خواهد بود. به همین دلیل است که ما باید اول این نیاز را احساس کنیم و به این باور دست یابیم که انقلاب علمی در جامعه امروز امری ضروری و لازم است. (مردانی، ۱۳۸۸: ۴۱)

۴.۲. آزادی در بیان آرا و اندیشه ها

مسلم است که خیزش علمی در فضای تضارب آرا میسر است. اگر یک حرکت عمومی و مشارکت جمعی از سوی اهل نظر، پشتوانه تولید علم نباشد، تحقق چنین مطلوبی مشکل و ممتنع خواهد بود. اگر مشارکتی در تحقیقات و ارائه نتایج و دیدگاه ها در زمینه های مختلف علمی از طرف اصحاب علم و اندیشه احساس نشود، همچنان شاهد رکود علمی خواهیم بود. هر چند تحقیقات انفرادی، نتایجی را به دنبال دارد، اما چه بسا منسجم نباشد. از این رو، تضارب آرا در تحقق تولید علم، امری لازم است، اما لازم تر از آن، ایجاد فرصت مناسب برای بیان نظریات و اندیشه های تولیدی است. (افروغ، ۱۳۸۳: ۳۸) راه اندازی کرسی های آزاداندیشی در تمام دانشگاه های کشور و تقویت آن ها می تواند نقش مؤثری در این باره ایفا کند.

۴.۳. استقبال از نقد اندیشه و تقویت قوه انتقادپذیری نخبگان علمی

تقویت روحیه انتقادپذیری و تحمل نظر مخالف، یکی دیگر از شرایط لازم برای تولید علم است. بدیهی است که برخورداری از قوه انتقاد و نقدپذیری، بدین معنا نیست که بدون ارائه دلیل متقن از جانب منتقد، نظریه پرداز از نظریه علمی خویش دست بردارد؛ همچنان که اصرار بر یک نظریه علمی که از سوی صاحب آن ارائه می شود، تا زمانی که با دلیل متقن به اثبات نرسیده و شواهدی از موفقیت را در مرحله آزمون پذیری دریافت نکرده باشد، امری ناصواب است. آنچه مهم می نماید آن است که در طرح یک نظریه، راه نقد و انتقاد نسبت به معنا و محتوای آن باز باشد و صاحب نظریه از انتقادهای موجه و مدلل در جهت تکامل و ارتقای کیفی نظریه علمی خویش استقبال کند. روشن است که در چنین صورتی می توان شاهد تحقق یکی از مؤلفه های تولید علم بود. (میرباقری، ۱۳۸۳: ۶۷-۶۸).

۴.۴. لزوم تحقیق در حوزه های مختلف علمی

لازم است که مراکز تولید علم همه حوزه ها و عرصه های علمی را مورد توجه قرار دهند. یعنی با توجه به تناسب مطالعات مورد نظر در آن مراکز، هم در عرصه علوم تجربی و طبیعی و هم علوم انسانی و دینی به مطالعه بپردازند؛ زیرا بناست که نهضت تولید علم، به تولید علم و فرهنگ پرداخته و پس از آن تمدن سازی کند. این امر با تشکیل کمیته های متعدد در حوزه های مختلف علم و براساس برنامه ریزی کارشناسانه و مدون امکان پذیر است. (خیری، ۱۳۸۱: ۴۴)

۴.۵. عمومی بودن در حرکت تولید علم

از جمله شرایط کیفی نهضت تولید علم، مشارکت عمومی نخبگان در عرصه نوآوری علمی است. در واقع، اصطلاح نهضت بر آن دسته از حرکت هایی اطلاق می شود که جنبه عمومی و همگانی داشته باشند. چنانچه حرکت مورد نظر، حرکت علمی باشد، مشارکت عموم اهل علم در آن لازم است. خلاصه اینکه، نهضت و جنبش در هر حوزه ای، مشارکت عمومی اهل علم در همان حوزه را لازم دارد. از این رو، در تحقق نهضت تولید علم نیز، لازم است همه نخبگان علمی، اقدام کنند و هر کسی در رشته تخصصی خود و مورد تحقیق خویش، به پژوهش و تولید اندیشه بپردازد. (علی احمدی، ۱۳۸۲: ۸۳)

۵. نقش دانشگاه در تولید علم

امروزه یکی از مهم ترین مراکز علم و فرهنگ در جهان، دانشگاه است که علاوه بر کارویژه های علمی، نقش ها و کارکردهای مؤثر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و… دارد.

دانشگاه به عنوان یک نهاد پیچیده فرهنگی و کانونی مهم، به پیشبرد انتظام فرهنگی و اجتماعی جامعه کمک می کند و در جهت بهبود کیفیت زندگی و حفظ و پویایی و نشاط جامعه برای خود نقش و مسئولیت هایی قائل است. این نهاد بزرگ اجتماعی و فرهنگی به ویژه در عرصه علم و فناوری، جامعه را برای تسلط بر رویدادهای آینده توانمند و مهیا می کند. (ذاکرصالحی، ۱۳۸۴: ۱۰) تولید علم و دانش از طریق تحقیقات و پژوهش ها عملی می شود. در عصر کنونی، کشورهای در حال توسعه سعی در الگوبرداری های عملی و تحقیقاتی از کشورهای غربی دارند که البته باید با شرایط منطقه ای تطبیق داده شود. (منشوری یگانه، ۱۳۸۰: ۲) از این رو، آفت های تولید علم در کشورهای در حال توسعه را می توان در کپی کردن نظریه ها و مدل های علمی، جدی نگرفتن مقوله علم و آمیخته کردن علم و اندیشه با تجارب، فقدان حرکتی هماهنگ با تولید علم در پشتیبانی تولید علمی و نظام مند نبودن ترجمه های موجود بیان کرد. (خسروپناه، ۱۳۸۲: ۷) طبیعتا ترجمه علم و دانش و استفاده از دیدگاه و نظرات دیگر متفکران و اندیشمندان از ملزمات نهضت علمی به شمار می رود، اما این روند نباید مبنای تولید علم در یک جامعه و کشور قرار گیرد. بلکه به موازات تولید علمی در یک جامعه، رویکرد ترجمه ای و بهره برداری از تولیدات علمی و فناوری سایر جوامع به منظور پیشبرد اهداف علمی نیز مطلوب است.

به طور کلی، تولید علم، در عکس العمل به نظام مند نبودن ترجمه گرایی و تقلیدگرایی در مراکز علمی و دانشگاهی شکل گرفت. در ایران برای آنکه علم به عنوان یک نهاد اجتماعی بومی شکل گیرد، اقدامات بیشتری نیاز است. ما نیازمند تعامل گسترده تر میان دانشمندان و پژوهشگران، نقد و بررسی آرا و تبادل افکار، حرفه ای شدن و توجه به اخلاقیات در اجتماعات علمی هستیم (قانعی راد، ۱۳۸۱: ۵۵) از طرف دیگر، برای شکل گیری اجتماعات علمی، نظام بوروکراسی تولید علم نیز دارای اهمیت فراوان است؛ زیرا که تأثیر علم و دانش در ساخت ارکان یک جامعه، به ویژه هویت آن، بنیادی است.

به نظر می رسد بوروکراسی آموزشی بعد از انقلاب اسلامی فاقد سازوکارهای بومی مبتنی بر هویت و گفتمان انقلاب بوده است. (نادری فارسانی، ۱۳۸۷: ۸۹-۸۶) از این رو، در تولید علم، تأثیر متقابل ساختار اجتماعی – فرهنگی بر نهادهای علمی و دانشگاهی مورد تبیین و توجه است. ساخت اجتماعی به شیوه های مختلف با نهادهای علمی و دانشگاهی رابطه دارد. سازگاری مراکز علمی و ساخت اجتماعی به پیشرفت علمی می انجامد و ناسازگاری ارزش های اجتماعی و ارزش های علمی از توسعه علم ممانعت می کند. از این رو، نهادهای علمی و سیاست های آموزشی هر جامعه نمی تواند از فرهنگ و سابقه تمدنی و مکتب و سنت علمی آن جدا باشد و به توسعه و رشد نیز برسد. نظام آموزشی باید جهان بینی و ظرف فکری و فرهنگی جامعه را درک کند و در برقراری ارتباط با آن بکوشد. نظام آموزشی دانشگاهی هر جامعه ای در ارتباط تنگاتنگ با حوزه فرهنگی و تمدنی آن جامعه قرار دارد. (فرجی ارمکی، ۱۳۸۶: ۶۷) امروزه موضوع آموزش مبتنی بر پژوهش یکی از مقولات مهم و اساسی دانشگاه ها به شمار می رود. آموزش (تولید علم) بدون پژوهش و تحقیق (انتقال علم) نه تنها منجر به توسعه و پیشرفت نمی شود، بلکه دانش تولید شده را ایستا و بدون کاربرد می گذارد. بدون مأنوس کردن دانشگاهیان با پژوهش در زندگی و فعالیت های اجتماعی فراگیر، پرورش استعدادهای خلاق آن ها در تولید علم و مشارکت در توسعه کشور ناممکن است. به عبارت دیگر، دانشگاه به عنوان نهادی تأثیرگذار در پیشرفت و ارتقای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر جامعه ای، سه کارکرد اصلی دارد که عبارتند از: ۱. تولید دانش (پژوهش)؛ ۲. انتقال دانش (آموزش)؛ ۳. اشاعه و نشر دانش (خدمات). از میان این سه کارکرد، تولید علم و دانش مهم ترین کارکرد دانشگاه ها در جوامع صنعتی نوین است. همچنین، دانشگاه ها با این کارکرد اصلی، به طور همزمان عامل تغییر در جوامع هستند؛ زیرا تولید دانش، فناوری نو را ممکن می سازد و رشد و گسترش فناوری نوین، جامعه را نو و جدید می کند.

دومین کارکرد اصلی دانشگاه، انتقال دانش تولیدشده به نسل های جوان به منظور تربیت دانش آموختگان فرهیخته و تربیت نیروی انسانی متخصص برای جامعه است. دانشگاه در جوامع صنعتی نوین نه تنها عامل اصلی تحولات علمی و فناوری در بخش های اقتصادی تولید (صنعتی، کشاورزی، توزیع (بازرگانی)، پشتیبانی (خدمات) و غیره) هستند، بلکه عامل اصلی نواندیشی و جنبش های اجتماعی – فرهنگی در مناسبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه نیز هستند. از سوی دیگر، دانشگاه ها به طور همزمان تأمین کننده نیروی انسانی متخصص برای بخش های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند. سومین کارکرد مهم دانشگاه، یعنی اشاعه و نشر دانش در جامعه، تنها به وسیله نیروی انسانی ممکن است. (خرمشاد و آدمی، ۱۳۸۸: ۱۷۴ -۱۷۳)

۶. مبانی ساختاری تولید علم در ایران

در ادامه این پژوهش سعی می شود تا روابط متقابل میان تولید و توسعه علمی با چهار حوزه اصلی جامعه، یعنی اجتماع، سیاست، فرهنگ و اقتصاد به طور همزمان بیان شود و اینکه چگونه هر حوزه می تواند خود سهمی در توسعه یا بازدارندگی علمی ایفا کند.

۶.۱. اجتماع و علم

رشد و افول علم در نظام اجتماعی ایران در درون مجموعه ای از ارزش ها و ضوابط اخلاقی و اجتماعی قابل بحث و بررسی است. در اینجا با این سؤال کلی مواجه هستیم که بین نظام علمی و جامعه به عنوان مجموعه ای از واحدهای همبسته چه ارتباطی وجود دارد؟ سؤال های جزئی نیز عبارتند از: آیا دانشمندان و اهل علم از همبستگی اجتماعی با سایر اعضای جامعه برخوردارند؟ آیا دانشمندان و اهل علم به نظام اجتماعی ملی احساس تعلق و همبستگی دارند؟ آیا الگوی همبستگی اجتماعی از حیث شکل و کارکرد با الگوهای همبستگی در جوامع علمی سازگاری دارند؟ آیا در نهاد علم بر ارزش همبستگی با جامعه تأکید می شود؟

در شرایط عدم تعادل میان جامعه و نهادهای علمی و پژوهشی که بر همبستگی های خاص گرایانه به ضرر همبستگی عمومی جامعه تأکید می شود (تقدم منافع شخصی بر منافع عمومی)، فعالیت های علمی – پژوهشی ممکن است ناسازگار با نفوذ گروه های خاص گرا تلقی شوند. بر عکس، این فعالیت ها ممکن است در شرایط تعادل، به دلیل اینکه با ترویج همبستگی اجتماعی همراهی دارند، مورد استقبال قرار گیرند. هر چه میزان سازگاری الگوهای همبستگی نافذ در جامعه با هنجارها و فعالیت های علمی بیشتر باشد، دانشمندان و متخصصان بیشتر به محیط اجتماعی خویش احساس تعلق خواهند کرد و میزان ماندگاری آن ها در آن محیط افزایش خواهد یافت. (قانعی راد، ۱۳۸۱: ۸۰-۷۹) اجتماع ملی (جامعه ای) با افزایش ادغام اجتماعی (عمدتا از طریق گسترش روابط انجمنی)، بسط اعتماد تعمیم یافته و تعریض افق هنجاری آحاد جامعه (به ویژه از طریق گسترش جامعه مدنی) توسعه می یابد. با این توسعه، نظم جامعه، صبغه اجتماعی به خود می گیرد و در نتیجه، طراوت اجتماعی و صمیمیت ورای گروه های اولیه در فضای جامعه برای همگان کم و بیش محسوس می شود و به همراه آن سطح همکاری و میزان هم افزونی در جامعه ارتقا می یابد. در واقع، توسعه اجتماع ملی با افزایش سرمایه اجتماعی جدید (اعتماد تعمیم یافته، روابط انجمنی و عام گرایی) همراه است و این ها خود می تواند موجبات توسعه علمی را فراهم سازد. (چلبی، ۱۳۷۵: ۸۰)

علم و فناوری در ایران به دلایل اجتماعی و ساختاری از جمله وابسته بودن به صنعت، تولید و خدمات به درآمد نفتی و فناوری وارداتی، درون گرایی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و جدایی آن ها از فرآیند توسعه ملی، فقدان نظارت، ارزیابی، شفافیت، مقایسه و رقابت و مسئولیت پذیری در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، دچار ضعف و ناکارآمدی است. از جمله موانع اجتماعی دیگر، گسست تاریخی است که ما به آن مبتلا شده ایم؛ یعنی اینکه ما هویت علمی خود را گم کرده ایم و از گذشته علمی خود بریده ایم. وجود بوروکراسی و ساختار سازمان های دولتی مانع دست وپاگیر بعدی بر سر راه تولید علم است. بوروکراسی موجود برای تصویب یک طرح تحقیقاتی در مراکز علمی یا دولتی، آن قدر آزاردهنده است که محققان را از انجام کار تحقیقاتی دلسرد کرده و در نتیجه آن ها جذب فعالیت های حاشیه ای می شوند. محقق گرایش به نواندیشی دارد، به داشتن حق انتخاب علاقه مند است، دارای شجاعت اخلاقی و صراحت در رویارویی با مسائل است و تمایل به ریشه یابی و جستجوی علل پدیده ها دارد و بدیهی است که شرایط و محیط اجتماعی کار باید به گونه ای فراهم باشد که با این خصوصیات در تضاد نباشند. (چلبی، ۱۳۷۵: ۸۱).

۶.۲. سیاست و علم

خرده نظام سیاسی از مجموعه ای از نهادها چون دولت، مجلس، رهبران سیاسی، فرآیندهای تصمیم سازی و تصمیم گیری تشکیل می شود. در اینجا این سؤال مطرح است که ساختار هنجاری نهاد علم یا الگوهای رفتاری اهالی علم و دانشمندان با ساختارهای هنجاری نهادهای سیاسی و شیوه های اندیشه و رفتار سیاستمداران چه مناسبتی دارد؟ در پاسخ به این سؤال، دو دیدگاه مطرح است: دیدگاه ادغام گرا و دیدگاه سازگاری. منظور از ادغام، یک پارچگی جزئی و نه ادغام کلی، دو نهاد مستقل از یکدیگر است. در هر صورت، میزان نزدیکی علم به سیاست، همیشه محل مناقشه بوده است. مرتون[۱] ۱ این نزدیکی را همچون نزدیکی اخلاق علمی و نظام دمکراتیک تحلیل می کند، (۱۹۶۳: ۵۵۰) ولی برخی آن را نشانه ادغام کامل علم در نهادهای قدرت و اقتصاد سرمایه دارانه و تبدیل علم به ایدئولوژی نوین می دانند. با این وجود گروهی معتقد به ضرورت سازگاری ساختار هنجاری نهاد علم یا الگوهای رفتاری اهالی علم و دانشمندان با ساختارهای هنجاری نهادهای سیاسی هستند و آن را شرط لازم برای پیشرفت دانش می دانند (رز و رز[۲]، ۱۹۷۶) با توجه به دو دیدگاه فوق در بررسی روابط علم و سیاست در ایران، مجموعه ای از سؤالات مطرح می شود: نقش علم و دانشمندان در تصمیم سازی و تصمیم گیری سیاسی چیست ؟ دانشمندان تا چه حد در تعیین اهداف فعالیت های گوناگون جامعه، نقش تعیین کننده دارند؟ آن ها تا چه حد در فرآیندهای سیاسی کشور مشارکت دارند؟ آیا نظام سیاسی، ثبات و امنیت لازم را برای فعالیت های علمی فراهم می کند؟ پاسخ های مختلفی که در شرایط ایران برای هر یک از این سؤالات وجود دارد، در واقع روشن کننده جاذبه یا دافعه سیاسی دانش در کشور است و بر میزان ماندگاری و یا خروج اهل دانش از چرخه فعالیت های علمی تأثیر می گذارد.

کارکرد اصلی نهادهای سیاسی، تعیین اهداف و سیاست ها و فعال کردن نیروها و منابع برای تحقیق آن هاست و در شرایط تعادل، نهادها و مراکز علمی و پژوهشی، اندیشه ها و یافته های لازم را برای تعیین اهداف و سیاست های مزبور فراهم می سازند. علم در حالت نهادمندی، یافته ها و نتایج فعالیت های خود را به عنوان یکی از منابع اصلی تصمیم گیری در اختیار نهادهای سیاسی قرار می دهد. نهادهای اخیر برای تصمیم گیری و سیاست گذاری به منابع مختلفی نیاز دارند که باید از طریق ارتباط با نهادهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن را تأمین کند. دیدگاه علمی و نتایج پژوهش های راهبردی، کاربردی و توسعه ای به عنوان برون دادها و خروجی های نظام علمی به تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها مشروعیت پژوهشی و عقلانی می بخشد. در ارتباط بین نهادهای علمی و سیاسی، نهاد سیاسی از تعهد و نهاد علمی از قدرت برخوردار می شوند. نهاد سیاست متکی بر قدرت است، ولی در صورتی که فاقد تعهد فرهنگی باشد، عناصر سازنده فرهنگ جامعه، به واقعیت اجتماعی انتقال نیافته و به جریان زندگی روزمره، وارد نمی شوند. تعهد به هنجارها و ارزش ها، به نظام قدرت و مشروعیت فرهنگی می بخشد. نهاد علم نیز متکی بر تعهد و التزام به ارزش ها و هنجارهای شناختی خاصی است، ولی اگر فاقد قدرت باشد، قادر به هماهنگی خود با سایر نهادهای اجتماعی نیست؛ منظور از این قدرت، برخورداری از حمایت سیاست گذاری های مختلفی است که مستقیم و غیرمستقیم، شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کارکرد نهاد علم را تحت تأثیر خود قرار می دهند. (قانعی راد، ۱۳۸۱: ۸۳).

در اغلب جوامع در حال توسعه، نظام سیاسی کم وبیش بر سایر حوزه ها تسلط دارد، تا جایی که استقلال نسبی حوزه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از دست می رود. در سایه تسلط خرده نظام سیاسی و معرفت ایدئولوژیک، رشد معرفت های دیگر (علم، فلسفه و اخلاق) دچار مشکل می شود. به عبارت دیگر، در پرتوی تسلط معرفت ایدئولوژیک، سایر معارف برای رشد و گسترش خود دچار محدودیت سیاسی می شوند و پژوهش، تولید فکر و بحث در معارف دینی، فلسفی و علمی با احتیاط و ملاحظات ایدئولوژیک انجام می شود که این خود روند پیشرفت علم را به طور کلی، اگر نه متوقف، حداقل کند می سازد. یکی از مبانی تأثیرگذار در فرآیند توسعه عل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *