تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تبیین نظام حکومتی در بینش سیاسی میرزا کوچک خان جنگلی: از مشروطه خواهی به جمهوری خواهی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین نظام حکومتی در بینش سیاسی میرزا کوچک خان جنگلی: از مشروطه خواهی به جمهوری خواهی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین نظام حکومتی در بینش سیاسی میرزا کوچک خان جنگلی: از مشروطه خواهی به جمهوری خواهی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تبیین نظام حکومتی در بینش سیاسی میرزا کوچک خان جنگلی: از مشروطه خواهی به جمهوری خواهی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین نظام حکومتی در بینش سیاسی میرزا کوچک خان جنگلی: از مشروطه خواهی به جمهوری خواهی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین نظام حکومتی در بینش سیاسی میرزا کوچک خان جنگلی: از مشروطه خواهی به جمهوری خواهی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین نظام حکومتی در بینش سیاسی میرزا کوچک خان جنگلی: از مشروطه خواهی به جمهوری خواهی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تبیین نظام حکومتی در بینش سیاسی میرزا کوچک خان جنگلی: از مشروطه خواهی به جمهوری خواهی :

۱. مقدمه

شکست مشروط اول و پس از آن مشروط دوم موجب سرخوردگی مبارزان مشروطه و مردم شد و حکمرانی استبداد داخلی زندگی را بیش از پیش بر مردم دشوار کرد. در این حین وقوع جنگ جهانی اول و اشغال ایران، به رغم اعلام بی طرفی دولت مرکزی، زندگانی را برای مردم تحمل ناپذیر کرده بود. مستندات به تفصیل میلاد زخم حاکی از آن است که قوای بیگانه به کشتار و آزار اهالی شهرها و روستاها می پرداختند، به زنان و دختران تجاوز می کردند، اموال مردم را به تاراج می بردند و در کنار هم این ها قحطی نیز سای خویش را بر کشور گسترانده بود (شاکری، ۱۳۸۶: ۷۹). اوضاع کشور در سال ۱۲۹۴ ش چنان بود که انگلیسی ها مناطق تحت کنترل خود را در جنوب گسترش دادند و روس ها، که مدتی پیش تر به واسط حمل ترکان هم پیمان آلمان ها، از ایران بیرون رانده شده بودند دوباره راه ایران را در پیش داشتند و دولت مرکزی نیز در حفظ استقلال کشور ناتوان بود. این وضعیت اسفناک به برآمدن طولانی ترین جنبش تاریخ معاصر ایران منجر شد. «جنبش جنگل» عنوانی بود که بنا به هویت اعضای آن یعنی مبارزان جنگل های گیلان به این حرکت ضد استعماری استبدادی داده شد که رهبری این جنبش با چهره ای کاریزماتیک «میرزا کوچک خان جنگلی» شناسانده شده است.

جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی اعلام موجودیت کرد و با شعار مخالفت علیه سلط خارجی و احیای استقلال ایران، اقشار گوناگون مردم را جذب کرد.

انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و رویکرد تحول یافت آن کشور جنگلی ها را به برقراری ارتباط با دولت بلشویکی روسیه ترغیب کرد. مداخل تصاعدی انگلیس و اقدام به توسع نفوذش در شمال ایران به نبردی سخت و فرسایشی میان جنگل با نیروهای انگلیسی و قزاق منجر شد که درنهایت از هم پاشیدن «کمیت اتحاد اسلام» و شکست جبه جنگل را در بهار ۱۲۹۸ ش درپی داشت.

پس از شکست کمیت اتحاد اسلام، کوچک خان که با تسلیم شدن دیگر رهبران جنگل مانند حاج احمد کسمایی و دکتر حشمت، که اعدام شد، تنها شده بود، با اندک نفراتش به جنگل های تنکابن گریخت و به تجدید قوا پرداخت. آن چنان که خبر تجدید فعالیت های وی در تیر همان سال به گوش می رسید و در نیم آبان تهران از اخبار پیروزی های وی علیه نیروهای قزاق آکنده بود (صبوری، ۱۳۵۸: ۱۲۰، ۱۴۱). در همان زمان قرارداد ۱۹۱۹ ایران با انگلیس باعث افزایش احساسات ضد انگلیسی شده بود و پیروزی های بلشویک ها بر ارتش سفید و تهدید صدور انقلاب توسط شوروی همچون بادی مساعد بر کشتی جنگل وزیدن می گرفت.

مرحل سوم جنبش در ۲۹ اردیبهشت ۱۲۹۹ ش با ورود ناوگان شوروی به انزلی آغاز شد که خود شامل سه زیرمرحله است. هم زمان با ورود بلشویک ها نیروهای جنگل با استقبال گسترد مردم وارد شهر شدند. این واقعه به توافقی با بلشویک ها منجر شد که تأسیس جمهوری شورایی ایران در گیلان را درپی داشت، ولی این ائتلاف به دلیل نقض توافقات از سوی جناح چپ و گسترش تبلیغات کمونیستی پس از چند هفته فروپاشید و کوچک خان به حالت قهر به منطق پیشین خود، فومنات، رفت. این دوره را می توان زیرمرحل اول از مرحل سوم جنبش دانست که در آن کمونیست ها کم کم بر فضای جنبش حاکم شدند و میرزا در یک کشمکش مستمر و آشتی ناپذیر به حاشیه رانده شد.

در نتیج کودتای چپ ها، در ۹ مرداد همان سال، کنترل شهر به دست جریان کمونیست به سرکردگی احسان الله خان دوست دار افتاد که نفوذ حزب کمونیست ایران در آن عمده بود. این دوره که تا پاییز همان سال ادامه یافت با قرائت رادیکال چپ ها برجسته شد و زیرمرحل دوم از مرحل سوم را تشکیل داد. با روی کارآمدن حیدر عمو اوغلی در قالب کمیت مرکزی دوم حزب کمونیست ایران، توافقات اولیه ای بین جریان چپ و میرزا در پاییز و زمستان ۱۲۹۹ ش شکل گرفت که نهایتا در اردیبهشت ۱۳۰۰ ش به ائتلاف دوباره منجر شد، لکن با تردید میرزا در همکاری با روس ها، این ائتلاف در مرداد همان سال فروپاشید.

در ادام این رویداد، نیروهای دولتی در پاییز برای سرکوب انقلابیون راهی گیلان شدند.

خالوقربان به صورت توافقی رشت را تسلیم رضاخان کرد و درج سرهنگی دریافت کرد.

احسان الله خان به باکو گریخت و تنها میرزا در برابر قوای مسلح ارتش ایستادگی کرد و به جنگل های گیلان عقب نشینی کرد. ضمن این که حیدر عمو اوغلی در یک درگیری درون گروهی و در واقعه ای مبهم کشته شد. این دوره نیز معرف زیرمرحل سوم از مرحل سوم است. سرانجام جنبش جنگل با مرگ میرزا کوچک خان جنگلی در آذر ۱۳۰۰ ش بر اثر یخ زدگی حین عبور از کوه های تالش، در حالی که تنها همراهش گائوک آلمانی بود، پایان یافت (رواسانی، ۱۳۸۴: ۲۷۱).

در آثار پژوهشی مرتبط با نهضت جنگل به طور عام و شخصیت میرزا کوچک خان به طور خاص داوری های ضد و نقیضی ارائه شده است. وجود این آرای متکثر و بعضا متناقض سبب شده است تا به دست دادن درکی دقیق از ساختار سیاسی اندیش میرزا کوچک خان دشوار شود. منابع متکثری که دربار مواضع ایدئولوژیک کوچک خان وجود دارد، در دو طیف کلی تفکیک می شود که از یک سو وی را جدایی طلب و آشوب گر معرفی می کند (جهانبانی، ۱۳۴۰: ۲۶۳؛ بهار، ۱۳۷۱) و از سوی دیگر تصویری ملی گرا و قانون طلب از وی ارائه می دهد (آشوری، ۱۳۵۱: ۳۱۹-۳۲۰؛ فخرایی، ۱۳۵۷: ۳۳۷؛ کاتم، ۱۶۰:۱۳۵۷؛ شمیم، ۱۳۷۴: ۶۰۰؛ روشار، ۱۳۷۴: ۸). در مقال حاضر کوشش شده است تا ضمن اعتنا به هر دو طیف، به منابع دست اول مانند روزنام جنگل، مرام نام جنبش، نامه ها و گزارش های سیاسی، و تألیفات اعضای جنبش تکیه شود تا ضمن به تصویرکشیدن ابعاد بینش سیاسی کوچک خان، نظام سیاسی مد نظر وی مشخص شود.

بر این اساس نظام مشروطه به معنای شکلی از سلطنت است که مشروط یا محدود به شرایط قانونی باشد (طلوعی، ۱۳۸۵: ۹۰۰) و جمهوری آن نوع حکومت است که در آن ریاست کشور موروثی نیست، مدت آن محدود، و انتخاب آن بر عهد مردم است (عاشوری، ۱۳۵۱: ۷۱). درواقع مشروطیت شکلی از جمهوری است که ریاست کشور به شکل موروثی به مقام شاه یا سلطان تعلق دارد لکن قانون منتج از مجلسی شامل نمایندگان مردم بر اختیارات شاه حد و مرز می نهد. بر این اساس می توان جمهوری را شکل تکامل یافت مشروطیت دانست.

۲. بسترهای فکری بینش سیاسی میرزا کوچک خان

بینش سیاسی کوچک خان در فعل و انفعالات منجر به انقلاب مشروطه قوام یافت. بر این اساس می توان چیستی بینش سیاسی وی را در جریان های فکری مؤثر در مشروطیت واکاوی کرد. به طور کلی، در تحولات دور مذکور سه جریان فکری ناسیونالیسم، اسلامی، و چپ قابل تشخیص است، که میرزا کوچک تحت تأثیر دو جریان نخست قرار داشته است (نعیمی، ۱۳۸۹: ۲).

۲- ۱ جریان ناسیونالیستی

در سال های منتهی به انقلاب مشروطه پنج سازمان عمده قابل تشخیص اند: مرکز غیبی، فرق اجتماعیون عامیون، مجمع آدمیت، کمیت انقلابی، و انجمن مخفی. به نظر می رسد انجمن مخفی را بایستی طلیعه دار جریانات ناسیونالیستی به شمار آورد (مدیر شانه چی، ۱۳۸۵: ۲۴).

انجمن مخفی خواهان اصلاحات گسترد اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی بود (آبراهامیان، ۱۳۷۹: ۱۰۲). پس از کامیابی انقلاب مشروطه، دو حزب اجتماعیون عامیون و اجتماعیون اعتدالیون تأسیس شد که شاید بتوان دومی را، که به اختصار حزب اعتدالی خوانده می شد، پیشگام احزاب ناسیونالیستی در ایران دانست. مرام سیاسی حزب مذکور تلفیقی از تمایلات آزادی خواهانه، قانون طلبانه، ناسیونالیستی، و وطن پرستانه با تعلقات دینی و مذهبی بود که در شاکل آن چهره های ملی گرا در کنار رجال مذهبی گرد آمده بودند (مدیرشانه چی، ۱۳۸۵: ۲۹).

۲-۲ جریان اسلامی

از تأسیس حکومت صفویان تا اوایل سلطنت قاجاریان حدودا سه قرن طول کشید تا روحانیت شیعه بتواند نظری حکومت فقهی شرعی مورد نظر خود را همچون بدیل نظری سلطنت تدوین و به جامعه عرضه کند (قاضی مرادی، ۱۳۸۴: ۱۰۴). این جریان به دلیل برخورداری از اصالت و پایگاه اجتماعی قوی و رهبران روحانی همواره در جنبش های سیاسی اجتماعی ایران پیش تاز بوده است. در اواسط قرن نوزدهم سیدجمال الدین اسدآبادی نیز از دل این جریان اسلامی سر بر آورد. او ابتدا به شناسایی دردهای جوامع اسلامی و سپس به چگونگی درمان این دردها پرداخت و به ساختارهای تفکر موجود تکانه های جدی وارد کرد. اسدآبادی خواهان اتحاد علیه مبارزه با استعمار بریتانیا بود و کسانی را که در این مسیر گام برنمی داشتند، به باد انتقاد می گرفت. «رسال نیچریه» که او را به عنوان مدافع اسلام شناسانده است نه بر جنبه های معنوی بلکه بر جنبه های اجتماعی مذهب تأکید دارد (آبراهامیان، ۱۳۷۹: ۸۱). شایع است که میرزای شیرازی فتوای تحریم تنباکو را در پی تماس وی اعلان کرد. البته برخی رد کرده اند که فتوای میرزا متأثر از نام سیدجمال الدین بوده است (آدمیت، ۱۳۶۰: ۱۳).

بدین ترتیب تداوم این حرکت را در دوران ملتهب مشروطیت نیز می توان ردیابی کرد.

برخی از روحانیان با خواسته های جدید دربار تأسیس عدالت خانه و نهایتا تشکیل مجلس و تدوین قانون اساسی همراه و بلکه پرچمدار مشروطیت شدند و بدین گونه روحانیان و ملیون روشنفکر در ایجاد انجمن های مشروطه خواه در کنار هم قرار گرفتند. همین انجمن ها به ویژه انجمن مخفی زمین شکل گیری احزابی مانند حزب اعتدالی را مهیا کردند که روحانیان آزادی خواه در صدر آن جای داشتند.

علاوه بر این بایستی به تأثیر آیت الله سیدعبدالوهاب صالح ضیابری، استاد میرزا کوچک در حوز علمیه اذعان داشت. وی که شاگرد مرجع بزرگ آیت الله کاظم خراسانی بود، رهبری روحانیت رشت در انقلاب مشروطه را بر عهده داشت و در پیوستن کوچک خان به جبه مشروطه خواهان مؤثر بود. بر این اساس به نظر می رسد، تفکیک احزاب مذهبی و ملی در نخستین دور تحزب در ایران (عصر مشروطه) امکان پذیر نیست (نعیمی، ۱۳۸۹: ۳۲).

چنین بیان های مشترکی از اسلام و ناسیونالیسم به شکل گیری جریان مذهبی با گرایش میهن دوستی کمک رساند و بستری برای تغذی فکری و آبش خوری تئوریک برای میرزا کوچک خان جنگلی شد.

۳-۲ جریان چپ

با ظهور سرمایه داری روسیه در نیم قرن نوزدهم و تغییرات اقتصادی اجتماعی مرتبط با آن، پیوند یک سوی گذشته به رابط دوسوی پویایی با پیامدهای سیاسی تبدیل شد. درواقع مهاجرت کارگران ایرانی به قفقاز، که عمدتا در صنعت نفت باکو کار می کردند، عامل انتقال اندیشه های چپ از روسی دست خوش تحولات انقلابی به ایران مستعد تغییر بود (شاکری، ۱۳۸۴: ۴۵). حضور ده هاهزار کارگر ایرانی مسلمان ساکن قفقاز، حزب سوسیال دموکرات روسیه را به فکر تدوین برنامه ای برای جذب آن ها انداخت. در این راستا سازمان جدیدی برای سامان دهی ارتباط سازمانی میان ایرانیان و حزب سوسیال دموکرات قفقاز با نام باشگاه یا سازمان «همت» تأسیس شد (مدیرشانه چی، ۱۳۸۵: ۹۹).

هم زمان در ایران کمیت انقلابی به رهبری ملک المتکلمین و ۵۷ روشنفکر رادیکال که اغلب به کتاب خان ملی رفت و آمد داشتند اعلام موجودیت کرد. حزب همت با شعبه های متعدد مرکز غیبی در ایران، به همراه کمیت انقلاب در سال ۱۲۸۴ ش حزب اجتماعیون عامیون را در قفقاز و سپس خود ایران تشکیل دادند که حیدرخان عمو اوغلی رهبریش را بر عهده داشت. ملک الشعرای بهار در این زمینه این طور توضیح می دهد:

در سال اول فتح تهران رجب ۱۳۲۷ قمری مطابق ۱۹۰۸ میلادی در ایران دو حزب پیدا شد یکی انقلابی، دیگر اعتدالی و در همان سال بعد از افتتاح مجلس دوم این دو حزب به اسم دموکرات عامیون و اجتماعیون اعتدالیون رسمی شد و خودشان را به مجلس معرفی کردند (بهار، ۱۳۸۶: ۸).

بر اساس این توضیحات آغاز فعالیت سیاسی کوچک خان را می توان در تشکیل انجمن روحانیون رشت ردیابی کرد که در اعتراض به اقدامات سرکوب گران علاءالدوله تشکیل شده بود و به تهییج احساسات اهالی رشت همت داشت. در این راستا میرزا در قالب انجمن روحانیون به مشق نظامی پرداخت. وی در تبلیغ مشروطیت گاهی پیاده به اطراف رشت سفر می کرد. ازجمله در حمایت و تشویق معترضان لشت نشایی در قیام علیه استبداد همراه بود و به همراه ۱۵۰ تن از مشروطه خواهان به کنسول گری عثمانی در رشت پناهنده شد که ۲۰ روز به طول انجامید. با آغاز دور استبداد صغیر و تنگ شدن عرصه بر مشروطه خواهان ناگزیر به سوی قفقاز و تفلیس راهی شد. به نظر می رسد این سفر نقش مهمی در ارتقای افکار آزادی خواهان کوچک خان داشته است به خصوص که روسیه در آن دوران مسیر انقلابی اش را می پیمود.

گیلک تصریح می کند که دیدن زندگانی آن جا و احساس شهامت و فداکاری انقلابیون قفقاز، که مرکزشان در تفلیس بود، اساسا روح تازه ای به کوچک خان داده بود و او را بیش تر به آزادی علاقه مند کرده بود. قیاس فضای قفقاز با ایران آن چنان او را عصبانی کرده بود که طی نامه ای به دوستان خود در وطن می گوید: «علت این همه بیچارگی و سیه روزگاری از آن بود که از روز اول نخواستیم نه از جان و نه از جانان دست برداریم» (گیلک، ۱۳۷۱: ۱۰).

میرزا بعد از بازگشت از تفلیس با نگاهی آزادی خواهانه تر به صف مجاهدان جهت فتح تهران پیوست. این که تا فتح تهران میرزا همراه سپاه بوده باشد جای شک است. به رغم تأیید حضور میرزا در فتح تهران در سردار جنگل، خود فخرایی به گونه ای متناقض در گیلان در جنبش مشروطیت اشاره به بازگشت کوچک خان و عده ای دیگر از مجاهدان به دلیل اختلاف با سردار محی دارد. به هر حال بعد از سقوط محمدعلی شاه و جانشینی احمدشاه، شاه مخلوع به کمک ترکمن ها و حمایت روسیه درصدد قشون کشی به تهران برآمد که کوچک خان در نبرد مقابل سپاه محمدعلی میرزا در گمش تپه حاضر بود و سخت زخمی شد به طوری که او را برای درمان (به منطق نزدیک تر است که برای جذب) به کنسول گری روسیه بردند. گویا میرزا در جواب پیشنهاد محمدعلی میرزا گفته بود: «من ترجیح می دهم مرگ را و حاضر نیستم که قدمی خلاف آمال ملیه ام بردارم» (مدنی، ۱۳۷۷: ۳۹).

برای تکمیل درمان وی را به بادکوبه بردند در حالی که اندک دارایی اش به یغما رفته بود. از آن جا که به حکم کنسول گری تزاری اجاز اقامت در موطن خود را نداشت پس از بازگشت به رشت راهی تهران شد که مقارن اولتیماتوم و هجوم روسیه به ایران در ۱۲۹۰ ش بود؛ لذا در شرایط بسیار دشوار و در فقر شدید زندگی می کرد. واقعه ای که در این دوران روی داد کشته شدن ناخواست یک گدا بود که به اصرار از او پول نداشته اش را طلب می کرد. گدای سمج در یک لحظه با یک ضرب وی کشته شد. کوچک خان وحشت زده خود را به رئیس پلیس تهران تسلیم کرد. اما بعد از رضایت بستگان گدا آزاد شد (فخرایی، ۱۳۵۷: ۴۲).

کوچک خان طی ارتباط با هیئت اتحاد اسلام به همراه میرزا علی خان دیوسالار، معروف به سالار فاتح، راهی مازندران شد تا به برپایی جنبشی مسلحانه اقدام کند؛ لیکن به واسط تشخیص مناسب بودن گیلان نزد حشمت الاطباء به لاهیجان شتافت و به کمک حاج احمد کسمایی عملیات چریکی خود را در جنگل های گیلان آغاز کرد.

در بیانی کلی می توان اذعان داشت که کوچک خان متأثر از دو جریان فکری اسلامی و ناسیونالیستی قرار گرفت. او در مبارز خود ابتدا به تعالیم و آموزه های اصیل اسلام، مبتنی بر تعالیم تشیع، اتکا کرد و بر این اساس به اندیش وطن دوستان خود در تقابل با مداخلات و تهاجم بیگانگان قوام بخشید. ضمن این که قرابتش به اندیش چپ تا آن جا بود که به درکی برابری خواهانه از نوع بشر منجر می شد نه آن چه قرائت مارکسیست لنینیستی مراد می نمود.

۳. ابعاد داخلی بینش سیاسی میرزا کوچک خان

ابعاد داخلی بینش سیاسی کوچک خان عبارت است از: ۱. عدالت اجتماعی، که بیان گر مواضع وی در قبال ساختار اجتماعی دوران و خواسته های تحول طلبانه اش است؛ ۲. استبداد سیاسی، که مشخص می کند وی در قبال نظام سیاسی وقت چه موضعی داشته است و به لحاظ ایدئولوژیک در کدام قالب سیاسی قرار می گیرد. بر این اساس بر دو مؤلف آزادی خواهی و قانون گرایی شرح رفته است؛ ۳. قرائت مذهبی، که بیان گر قرائت وی از مقول مذهب و جایگاه مؤلف مذکور در نظام سیاسی مد نظرش است.

۱-۳ عدالت اجتماعی

با مداقه در منابع دست اول، فخرایی یکی از اهداف سه گان جنبش جنگل را «برقراری امنیت و رفع بی عدالتی» می داند و حاج احمد کسمایی نیز این گونه آورده است: «هدف ما این بود که پس از به دست آوردن استقلال و ایجاد یک حکومت ملی در سراسر کشور، اراضی مالکان بزرگ را میان زارعین قسمت کنیم و سوادآموزی را برای تمام مردم ایران اجباری کنیم» (هدایتی خوش کلام، ۱۳۸۳: ۴۷). علاوه بر این ها «فیلیپ روشار» هم یادآور شده است که: «… جنگلی ها همچنین خواهان بودند که بهره برداری از منابع کانی ملی به وسیل بیگانگان پایان یابد و سرمای ملی در راه توسع صنعت، ایجاد راه آهن، کارخانه های نساجی و چرم سازی ملی به کار رود و بالاخره نظام آموزشی نو و همچنین بیمارستان ها و آزمایشگاه های مناسب پدید آید» (روشار، ۱۳۷۴) که هم این ها تقاضاهای عدالت محور کوچک خان را ترسیم می کند.

مرام نام جنبش جنگل نیز در اصول ۱۶، ۲۰، ۲۷، ۲۸، ۲۹، ۳۰ و ۳۱ از وجود قرائتی عدالت خواهانه نزد کوچک خان خبر می دهد که با برخی اصول متمم قانون اساسی مشروطه هم خوانی دارد (نعیمی، ۱۳۸۹: ۲۲۷). به نظر می رسد درک کوچک خان از مفهوم مجرد عدالت در کنار استقلال سامان می یافته است (جنگلی، ۱۳۵۷: ۱۶۳). وی در نخستین فرصت اقدام به مصادر اموال استعمارگران در داخل کشور می کند؛ بدان معنا که اموال ایشان را از آن ملت می داند: «… بانک روس در رشت از طرف میرزا کوچک خان مصادره شد» (برگهای جنگل، ۱۳۸۰: ۸۵).

میرزا در جایی دیگر با اشاره به عبارت سوسیالیسم بر درک خویش از عدالت اجتماعی تأکید می کند: «… راضی نمی شویم با دست ماها به اسم کمونیسم و یا حمایت از رنجبر، رنجبران را لکه دار کنند و آن ها را از گرسنگی بکشند و نام مقدس سوسیالیستی را لکه دار سازنند» (گیلک، ۱۳۷۱: ۳۵۲). روس ها نیز جدا از تحلیل هایی که در روند جنبش یا در پایان آن از میرزا ارائه دادند، او را عنصری عدالت طلب تلقی می کنند (کریمی، ۱۳۸۲: ۴۱۱).

مفهوم اصلی سوسیالیسم در بینش سیاسی و برنامه های میرزا در اصل همان مساوات و عدالت و برابری اجتماعی است و به هیچ وجه با مضمون سیاسی مصطلح آن که از ویژگی های تبلیغاتی دولت کمونیستی شوروی سابق بوده مترادف نیست. ضمن این که وی بارها بر این مهم تأکید کرده است که پیاده کردن برنامه ها و مشی کمونیستی در ایران ممکن نیست. او در نامه ای به لنین بر همین موضوع اصرار می ورزد (کردستانی، ۱۳۸۲: ۳۷۴).

۲-۳ استبداد سیاسی

۱-۲-۳ آزادی خواهی

دیدگاه کوچک خان دربار آزادی متأثر از عقاید مذهبی و جهان بینی خداباورانه و تکاملی اش بود. ضمن این که به نحوی مترقیانه دیدگاه های مدرن فلسف سیاسی را نیز دربر می گرفت. هنگامی که جنگلی ها رشت را به تصرف درآوردند، وی این نوع جهان بینی تلفیقی اش را در قالب اعلامیه ای در میان اجتماع بیان می کند: «خداوند متعال همه [انسان ها] را آزاد آفریده و بند یک دیگر نیستند و طوق بندگی را نباید به گردن نهند. همچنین حق ندارند به ابنای نوع خود حاکم مطلق و فعال ما یشاء باشند. انبیا و اولیا و بزرگان دین و فلاسفه و حکما و سوسیالیست های سابق و امروزی دنیا که غم خواران نوع بشرند هریک به نوب خود انسان را از مزایای این حق مشروع طبیعی آگاه ساخته اند» (فخرایی، ۱۳۵۷: ۲۶۶). به نظر می رسد کوچک خان مقام آزادی را مقدس می دانست که با مفهوم شرف و بزرگی همراه است و به این دلیل گروه خویش را به نام «احرار» می خواند. وی در نامه ای در این باره به مدیوانی نوشته است: «هم فداکاری های بنده و احرار جنگل برای وصول به آزادی است» (همان: ۲۹۰، ۳۶۱). البته تشریح این ادبیات انقلابی به شکل حقوقی در مرام نام جنگل طی اصول ۴ و ۷ انعکاس یافته است که با اصول متمم قانون اساسی مشروطه هماهنگ است (نعیمی، ۱۳۸۹: ۲۲۷).

هنگامی که کوچک خان از آزادی سخن می گوید تصویر مفهومی مجرد و انتزاعی را در ذهن نمی پروراند. او گاه آزادی را در هم نشینی با منافع ملی می نشاند. مثلا در نامه ای به لنین، که البته بی پاسخ ماند، چنین می نویسد: «اگر ما از دخالت خارجی ها در کارهای داخلی و خارجی مان جلوگیری ننماییم، این دلیل می شود که ما به مقصود خود به آزادی نخواهیم رسید» (گیلک، ۱۳۷۱: ۳۱۷-۳۱۸) و گاه آزادی را در ترکیب با انسانیت و عدالت این گونه ترسیم می کند: «حاشا و کلا عقیده ما ثابت و محکم است تمام افراد ما با حرارت سرشاری برای فداشدن در راه آزادی بی پروا هستند…» (همان: ۴۲۵). گاه نیز آزادی را در کنار حاکمیت ملت متجلی می بیند و بر پیوندش با استقلال تأکید دارد: «بی شرف می دانم آن کسی را که حقوق حاکمیت و استقلال ملت خود را با دست خود فدای شغل و مقام بیهوده کرده…» (همان: ۳۵۲). در بیانی دیگر نیز آزادی عقاید را به رسمیت می شناسد: «… من راحت ایرانی و همه ابنای بشر را بی تفاوت دین و مذهب شایقم…» (همان: ۳۵۲). در این راستا از طرف یکی از عناصر دولت مرکزی نقل می شود که: «تاکنون از میرزا کوچک خان استمدادی بر ضد بلشویک نشده…» (کریمی، ۱۳۸۲: ۴۰۸). از فهم این موارد در کنار هم تصویری نتیجه می شود که نشان گر قوام و تکامل فکر سیاسی و برداشت کوچک خان از محتوای آزادی و وسعت دایر تعریف و عمل آن است.

۲-۲-۳ قانون گرایی

ازجمله شاخص های مورد توجه در جهت تشخیص موافقت یا مخالفت تفکر سیاسی با استبداد، جایگاه قانون و قانون باوری در دستگاه تئوریک آن تفکر است. از آن جا که استبداد به معنای تمرکز قدرت در یک فرد تعریف می شود، وجود قانون و شدت قانون پذیری به عنوان یک شاخص عمومی برای سنجش استبداد کارامد است. بر این اساس اتهاماتی به کوچک خان وارد شده است. حبیب الله مختاری، مؤلف تاریخ بیداری ایران از کوچک خان و یارانش به عنوان اشرار و غارت گران نام می برد و امان الله جهانبانی در این باره می نویسد:

«در شمال ایران میرزاکوچک خان علم طغیان گری و یاغی گری را برافراشته» (جهانبانی، ۱۳۴۰: ۲۶۳). اما علی اصغر شمیم این اتهام را کذب دانسته است (شمیم، ۱۳۷۴: ۶۰۰).

مرام نام جنگل نیز دلالت های ضد استبدادی کوچک خان را بارز می کند. در اصل یکم چنین آمده است: «حکومت عامه و قوای عالیه در دست نمایندگان ملت جمع خواهد شد» (نعیمی، ۱۳۹۱: ۳۵۵). اصول ۲، ۵، ۱۰، ۱۱، ۱۴، ۱۵، ۲۱، ۲۲، و ۲۳ مرام نامه نیز مؤید اصول ۴۲، ۴۸، ۴۹، ۵۰، ۵۱، ۲۷-۳۴، ۵۸-۷۰، و ۷۱-۸۹ متمم قانون اساسی مشروطه است در تأکید بر قانون محوری و توسع سیاسی اجتماعی (امامی، ۱۳۸۲: ۹۴ -۹۵).

کوچک خان حتی با مقول آزادی هم با نگرشی قانون مدارانه برخورد می کند: «خیانت کار می شمارم کسانی را که… به نام پیش بردن آزادی مقاصد شخصی و منافع خصوصی را تعقیب نمایند» (فخرایی، ۱۳۵۷: ۳۲۴). رویدادهای تاریخی جنبش نیز در برخورد با اسرای جنگی مؤید وجه قانون خواهان وی است (اخوان ارمکی، ۱۳۸۲: ۷۷). میرزا هم افراد را در برابر قانون برابر می دانست. او در ماد پنجم مرام نامه آورده است: «انسان آزاد به دنیا آمده و هریک از افراد در مقابل حقوقی که به او تعلق دارد مساوی خواهد بود» (همان: ۷۷). پیروی از قانون از نظر میرزا آن قدر با ارزش بود که در مرام نامه ت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *