توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مردانگی و جوانمردی ثمره صداقت و درستی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مردانگی و جوانمردی ثمره صداقت و درستی با 60 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مردانگی و جوانمردی ثمره صداقت و درستی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مردانگی و جوانمردی ثمره صداقت و درستی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مردانگی و جوانمردی ثمره صداقت و درستی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مردانگی و جوانمردی ثمره صداقت و درستی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مردانگی و جوانمردی ثمره صداقت و درستی :
در شرح کلمات نورانی و حکمت های نهج بلاغه، امام علی علیه السلام در کلمه چهل و هفتم حضرت می فرماید: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَی قَدْرِ مُرُوءَتِهِ وَ شَجَاعَتُهُ عَلَی قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَی قَدْرِ غَیرَتِهِ». این بیانات نورانی گاهی در وصایای عمومی آن حضرت است، گاهی در وصیت های خصوصی. بخشی از اینها مربوط به توصیه ای است که به وجود مبارک امام حسن دارد و مرحوم سید رضی اینها را تقطیع کرده است. این جمله نورانی که فرمود: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ»، مستحضرید هر کاری که انسان انجام می دهد، اگر کارهای عادی نباشد، به اوصاف او برگردد یک مبدأ نفسانی دارد. فرمود مبادی چهارگانه این امور چهارگانه فرق می کند. ارزش هر کسی به اندازه همت اوست که هر کسی به اندازه همّتش می ارزد. ارزیابی می کنند، قیمت گذاری می کنند در قیامت، هر کسی را که کارهای خوب انجام داد، آن کارها را معیار قرار نمی دهند، مبادی و ملکات و اوصاف نفسانی که مبادی این کارهاست آنها را می سنجند. فرمود: قدر هر کسی به قدر همت اوست.
همت، یعنی چیزی که انسان اهتمام می ورزد و آن را اصل می داند و سایر امور را فرع می داند و فدای آن می کند. بخشی از این کلمه نورانی در جلسه قبل به طور کوتاه اشاره شده است. شارحان این جمله نورانی قصّه «دار الإنذار» را نقل کردند. وقتی این آیه مبارکه نازل شد که: وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَک الْأَقْرَبینَ؛ وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) سران قریش و غیر قریش را دعوت کرد، بزرگان این قبایل را دعوت کرد و وجود مبارک حضرت امیر هم بیش از ده سال نداشت، او هم حضور داشت و هنوز به آن صورت که یک جوان بالغ شده باشد نبود. حضرت این آیه قرآن را تلاوت کرد: وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَک الْأَقْرَبینَ، رو کرد به این بزرگان قبایل، گفت: «أنقذ نفسک من النار»؛ به تک تک اینها گفت که خودت را از آتش نجات بده!
فرمود: اگر کسی دعوت من و نبوت من و رسالت مرا پذیرفت و مرا یاری کرد و در اجرای احکام و حِکَم من کوشش کرد، او وصی من و خلیفه من است؛ این را گفت. بعد به تک تک اینها فرمود که «أنقذ نفسک من النار، أنقذ نفسک من النار»، کیست که ندای مرا پاسخ بدهد و جانشین من باشد؟ تنها کسی که قیام کرد وجود مبارک حضرت امیر بود در سنّ ده سالگی.
آن روز هم نظام نظام قبیلگی بود. ما در نظام کنونی با اینکه چهل سال از انقلاب پربرکت اسلامی گذشت، هنوز هم که هنوز است بعضی از احکام برای خیلیها آشنا نیست. در تمام این چهل سال یکبار نشد آنجا که قتل خطأیی است، دیه را به عهده عاقله «عمو، پسر عمو» بیندازند و پرونده خاتمه پیدا کند. با اینکه حکم به دست ما طلبه هاست. اگر درباره خود ما طلبه ها هم با اینکه سالیان متمادی اینها را درس گفتیم، درس خواندیم، شرح لمعه گفتیم، بالاتر گفتیم، پایین تر گفتیم که دیه اگر خطأیی باشد بر عهده عاقله است، شبه عمد باشد بر عهده خود اوست، عمد باشد که قصاص است و جا برای دیه نیست. این همه تصادفات اتومبیل و موتور و تصادفات دیگر که می شود، قسمت مهم اینها قتل خطأ است و دیه قتل خطأ به عهده عاقله است؛ یعنی عمو و پسرعمو و اینهاست. یک مورد نشد که اینها بتوانند حکم بکنند که پسرعمو باید بدهد، او بگوید به من چه؟ با اینکه همه اینها را ما درس گفتیم. باور کردیم؛ لذا دستگاه قضایی ما ناچار می شوند اینها را به صورت شبه عمد بیاورند تا اینکه خود شخص بپردازد.
آن روز نظام نظام قبیلگی بود و می پذیرفتند. امروز ما یا خودمان را باید منطبق کنیم بر این و این را قبول کنیم، یا اگر فقه ما به اینجا رسید که این مربوط به نظام قبیلگی است نه در هر نظامی، آن مطلب اصلی که «فَحَلَالُهُ حَلَالٌ إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَی یوْمِ الْقِیامَه»، بازگشت آن به این است که در هر عصر و مصری که نظام، نظام قبیلگی بود «إلی یوم القیامه» این است. به هر حال «أحد الأمرین» باید باشد: یا خودمان را باید تطبیق بدهیم به این احکام و حَکَم و باور کنیم. هیچ طلبه ای باور نکرده و نمی کند، برای اینکه نه خودشان محل ابتلا باشند حاضرند، نه اینکه قلم دست اینهاست، حاضرند. اصلاً این ناله ای است که بعضی از قضات نزد ما کردند گفتند ما هیچ چاره نداریم. یا باید خودمان را منطبق کنیم بر این احکام و قبول کنیم عملاً یا اگر فقه جواب داد گفت این مربوط به نظام قبیلگی است؛ آن گاه آن حکمی که اسلام فرمود که در تمام زمان و زمین حکم خدا همان است؛ یعنی در هر زمان و زمینی که نظام، نظام قبیلگی بود حکم این است و اگر نبود نیست. «أحد الأمرین» را باید گفت. نه آن باشد نه این؛ آن وقت خطای محض را حکم بکنیم که خود شخص باید بدهد، مستحضرید که مَنْ لَمْ یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ سه خطر یعنی سه خطر آن آیه سوره مبارکه «مائده» را دارد: ظلم است و کفر است و فسق. این مَنْ لَمْ یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ، غیر از «مَنْ حَکمَ بِغَیرِ مَا أَنْزَلَ اللَّه» است. الآن یقیناً کسی «بِغَیرِ مَا أَنْزَلَ اللَّه » حکم نمی کند؛ اما این مَنْ لَمْ یحْکمْ عدم ملکه است. یک وقت است کسی دستگاه قضا در اختیار او نیست، این مَنْ لَمْ یحْکمْ شامل حالش نمی شود؛ اما اگر دستگاه قضا در اختیار او بود مَنْ لَمْ یحْکمْ می شود عدم ملکه؛ یعنی اگر کسی بتواند حکم بکند و نکند، این سه خطر هست: ظلم است و فسق است و کفر، مَنْ لَمْ یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الظَّالِمُونَ، الْفاسِقُونَ الْکافِرُونَ. اگر کسی بتواند حکم بکند و نکند، این حکم را دارد.
غرض این است که آن روز نظام، نظام قبیلگی بود و هرگز به نوساله ها فرصت سخن نمی دادند. تمام حرف ها به عهده آن بزرگان قبایل بود. چند بار وجود مبارک حضرت این آیه وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَک الْأَقْرَبینَ را تلاوت فرمودند، معنا کردند، تفسیر کردند؛ بعد فرمودند هر کس اوّلین نفری باشد که ندای مرا پاسخ داده و مرا تأیید کرده و دستورهای مرا اجرا کرده او خلیفه من است. در تمام این اعلام ها وجود مبارک حضرت امیر با اینکه بیش از ده سال نداشت، قیام کرد.
بعد حضرت بالصراحه نام این سران را بُرد، که فلانی! «أنقذ نفسک من النار». فلانی! «أنقذ نفسک من النار». هیچ کس اقدام نکرد. این علی(صلوات الله و سلامه علیه) می گوید: ارزش هر کسی به همّت اوست؛ «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ». در حقیقت از خودش دارد سخن می گوید. «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَی قَدْرِ مُرُوءَتِهِ»؛ این «مُرُوءت» با مرء و مرد بودن همخوانی دارد؛ فارسی ما خیلی شیرین است؛ اما فارسی کجا عربی کجا؟! ما اصلاً در فارسی علمی به نام علم لغت نداریم. ما نحو و صرف و اینها را داریم، اما حالا ببینید در حوزه یا دانشگاه کسی علم لغت بخواند، لغت چند تاست که در کتاب هاست و هر وقت ما مشکلی داشتیم مراجعه می کنیم؛ اما در عربی فنّ لغت هست. این لیوان اگر پر باشد چه اسمی دارد؟ خالی باشد چه اسمی دارد؟ نصف آن پر باشد چه اسمی دارد؟ آن روز شاید به عرض شما رسید ما همین کلمه تخم را؛ چه تخم برنج، چه تخم گندم، چه تخم جو، چه تخم گشنیز، همه را می گوییم تخم؛ یعنی «تاء و خاء و میم»، چه برای حیوان ها باشد چه برای مزرعه باشد، تخم مرغ باشد یا چیزی دیگر باشد، می گوییم تخم. اما ده ها لغت برای همین تخم است که اگر نظیر جو و گندم بود «بذر» با «ذال اخت الدّال» است و اگر نظیر گشنیز و این سبزی های شاهی و اینها باشد، «بزر» با «زاء اخت الرّاء» است. ده ها فرق است. لیوان اگر آب داشته باشد یک اسم دارد، خالی باشد یک اسم دارد. بین «دِهاق» و «کأس» فرق است، عرب لغت دارد فنّ است علم است. این مُرُوءت از «مرء» بودن و مرد بودن نشأت می گیرد. مروّت دارد یعنی مرد است، مردانگی دارد. ما به یک کسی می گوییم جوان؛ اما آن که عرب هست اگر آثار سنّی فقط در او هست می گوید شابّ در برابر شیخ؛ اما اگر آثار جوانمردی در او هست نمی گوید شاب، می گوید «فتی» و وجود مبارک حضرت در جاهلیت با اینکه نظام، نظام بردگی بود، هرگز به غلام و أمه کسی را صدا نمی زد. «فتی و فتاه، فتی و فتاه». این ادب پیغمبر قبل از نبوت بود. از این لغت غنی و قوی حضرت استفاده می کرد با ادب با مردم سخن می گفت.
فرمود مردانگی هر کسی در صدق اوست. صدق تنها در قول نیست؛ اگر فعل با قول مطابق باشد صادق است. اگر فعل با نیت مطابق باشد صادق است و اگر قول با نیت و اگر قول با فعل مطابق باشد صادق است. می گوید صدق هر کسی به قدر مردانگی اوست و شجاعت هر کسی به قدر انفیت اوست. ما می گوییم به دماغ فلان کس برخورد! یا «شامخ الأنف» شد! دماغ او را خاکمالی کردند! این کنایه از آن است که به هر حال قسمت مهم احترام انسان به همان چهره اوست. در همین آداب سوار شدن در روایات «اطعمه و اشربه» و اینها هست که اگر کسی مرکوبی دارد سوار مرکوب شد، این مرکوب او چندین حق بر عهده او دارد؛ یکی اینکه بار زائد بر او تحمیل نکند، یکی اینکه هر جا که رفت آبی رسید عجله نکند و او را بر آب عرضه کند که اگر تشنه است بنوشد، یکی اینکه اگر خواست برای سرعت او، او را بزند به صورت اسب نزند، به پهلوی اسب بزند. صورت اسب محترم است. اینها جزء آدا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.