تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات، محتوای خود را در قالب 74 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مروری به فرازهای تفسیر آیات سوره مرسلات :

در توضیح و تفسیر سوره مبارکه «مرسلات» که آیات قران دارای مضامین بسیار بلندی دارد. این سوره هم آن طوری که سید رضی (رضوان الله علیه) در مجازات القرآن دارد که اینها قبل از هزار سال نوشته شده؛ مانند بعضی از تفسیرهای اهل سنت که برای قبل از هزار سال است نوشته است که «فی سوره التی یذکر فیها المرسلات». این نام‎ها «علم بالغلبه» است نه اینکه واقعاً نام‎گذاری از طرف معصومین شده باشد. «فی السوره التی یذکر فیها المرسلات»؛ نظیر «فی السوره التی یذکر فیها البقره، فی السوره التی یذکر فیها الفیل» نه اینکه سوره به نام سوره «بقره» باشد.

اول این سوره آیه مبارکه مرسلات است، این پنج سوگند با آن متعلقش که آیه ششم است، آیا درباره بادهاست یا درباره فرشته‎هاست؟ هر کدام از اینها باشد یک تناسبی دارد. اولاً این سوره مبارکه در مکه نازل شد، برای اینکه معارف اصلی و محتوای اصلی این معارف دیه است، مسئله جهاد و زکات و صوم و مانند آن که در مدینه نازل شد در این گونه از سور نیست. «واو» در مرسلات هم «واو» سوگند است. سوگند برای اهمیت دادن به مطلب است عامل اهمیت هم یا درونی است یا بیرونی. عامل بیرونی این است که سوگند به یک مقام با عظمت، به یک شیء با عظمت؛ مقام با عظمت مثل اینکه به ذات أقدس الهی سوگند یاد شود، شیء با عظمت مثل اینکه به کعبه «برب البیت» «و رب البیت» «و البیت» به خود کعبه سوگند یاد می‎شود؛ اینها مؤیدهای بیرونی است. مؤیدهای درونی این است که برهانی که در مسئله است به خود آن برهان قسم بخورد، یک وقت است که کسی برهان در دستش نیست به یک عامل بیرونی سوگند یاد می‎کنند؛ مثل اینکه در یک جای تاریکی هستند، کسی نمی‎داند الآن اول صبح است: حَتَّی یتَبَینَ لَکمُ الْخَیطُ الْأَبْیضُ مِنَ الْخَیطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ که امساک بکند از دیگری سؤال می‎کند دیگری می‎گوید که مثلاً به خدا قسم یا به پیغمبر قسم که الآن روز شده، موقع اذان است که این شخص سوگند یاد می‎کند به یک امر بیرونی. یک وقت است که کسی در تاریکی قرار دارد و یا نابیناست، از کسی که در روشنی قرار دارد و یا بیناست سؤال می‎کند که روز شده است یا نه؟ این می‎گوید به این آفتاب قسم الآن روز است. این قسم به بیگانه به بیرون نیست، قسم به درون است، قسم به دلیل است، قسم به برهان مسئله است که قسم به این آفتاب الآن روز است.

درباره قرآن کریم و در آیاتی که در قرآن کریم است دو جور سوگند است: یک وقت ذات أقدس الهی مطلبی را ادا می‎کند به شیء عظیم قسم می‎خورد؛ مثل اینکه به عمر وجود مبارک پیغمبر، به حیات مبارک پیغمبر سوگند می‎خورد: لَعَمْرُک إِنَّهُمْ لَفی سَکرَتِهِمْ یعْمَهُونَ قسم به جان تو اینها بی راهه می‎روند؛ گرچه آن قابل تطبیق هست بر قسم‎های درونی و قسم‎های برهان، اما به هر حال به حسب ظاهر جان پیغمبر و حیات پیغمبر بیرون از کار دیگران است. این در حقیقت عمر است؛ یعنی حیات که با «ضمّه» شروع می‎شود؛ لکن چون قسم فراوان به کار برده می‎شود و «ضمّه» دشوار است، این عُمر شده «عَمر»؛ لَعَمْرُک؛ یعنی «لعُمرکَ»، قسم به جان شما و حیات شما اینها بی راهه می‎روند گرچه آن هم قبال تحلیل است که حیات حضرت حیات مستقیم است، این دلیل است که دیگران بی راهه می‎روند.

پس قسم گاهی به بیرون از شیء است، گاهی به درون یعنی به برهان مسئله قسم می‎خورد. درباره قرآن و عظمت قرآن که قسم یاد می‎شود از همین دو قسم استفاده شده؛ آنجایی که با بیرون قسم می‎خورد آن کم نیست؛ اما آنجایی که با درون قسم می‎خورد؛ مثل سوره مبارکه «یس» می‎فرماید: یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ إِنَّک لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ قسم به این قرآن تو پیغمبری؛ قرآن معجزه است به معجزه قسم خورد به عامل درونی قسم خوردن است؛ مثل اینکه کسی قسم بخورد به این آفتاب الآن روز است. اینکه فرمود قسم به این قرآن تو پیغمبری، یعنی قسم به این معجزه تو پیغمبری لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَ الْجِنُّ عَلَی أَن یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لاَ یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً این قسم به برهان مسئله است نه به بیرون. پس قسم‎های قرآن کریم دو قسم است، آیا همه قسم‎ها به درون برمی‎گردد یا نه؟ آن را در بخشی از بیانات سیدنا الاستاد هست که نیاز به تبیین دارد؛ ولی «علی أی حال» به حسب ظاهر قسم یا به بیرون است یا به درون و اگر به بیرون است باید یک پیوندی هم با درون داشته باشد، قسم‎های با درون مثل قسم به این قرآن تو پیغمبری، یعنی قسم به این معجزه که تو پیغمبری.

این پنج قسم که در این شش آیه آمده است، اینها زمینه است برای معاد؛ قسم به این امور که قیامت حق است. اینها البته امور مهم‎اند، برای اینکه کل نظام را اینها دارند می‎گردانند. اگر منظور از این مرسلات و مانند آن فرشته‎ها باشند، فرشته‎ها به اذن خدا مدبّرات امرند که فی کلِّ سَماءٍ أَمْرَها و مانند آن فرشتگانی هستند که مسئول تدبیر آسمان‎ها هستند. این مدبرات برای آن است که کل نظام را تدبیر بکنند، به مقصد برسانند. نظامی که در آن امر و نهی هست، نظام معاددار است چرا؟ برای اینکه امر و نهی تکلیف است. این تکلیف یک روز پاداشی می‎خواهد، کسی که به این تکلیف عمل کرده پاداش می‎بیند، نکرده کیفر می‎بیند؛ ممکن نیست امر و نهی باشد تکلیف باشد و حساب و کتابی نباشد؛ این هیچ ممکن نیست که شریعت باشد امر باشد نهی باشد دستور باشد و روز حساب نباشد. پس اگر چنانچه به این امور قسم یاد شد قسم به برهان مسئله است. قسم به مدبراتی که گردانندگان این عالم‎اند قیامت حق است.

مطلب دیگر این است که در این رسم الخط در حقیقت الآن اینها قرآن را به اسارت گرفتند. ما یک «إنّما» داریم مثل یک «إنّما» و «أنّما» که حرف است و برای مفید حصر است «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیات»«إنّما» داریم. یک «إنّ مَا» داریم که «إنّ» از حروف مشبهه بالفعل است و آن «ما» موصوله است، اسم آن است. آن جایی که می‎گوییم «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیات» و مانند آن این «إنّ» را با «مَا» یکجا می‎نویسند، چون جمعاً یک حرف است؛ اما آن جایی که إِنَّ مَا تُوعَدُونَ «إنّ مَا» فلان؛ این «إنّ» حرف مشبهه بالفعل و حرف است، آن «ما» اسم است، اینها را که نباید باهم نوشت، باید گفت وَ اعْلَمُوا أَنَّ ما غَنِمْتُمْ که آن «ما» موصوله است اسم است، این «أنّ» حرف است و حرف مشبهه به فعل است این حرف را که با آن اسم با هم نمی‎نویسند؛ اما الآن ما در اسارت اینهاییم، طرزی هم باید قرآن نوشته بشود که برای ما فارس زبان‎ها این خط نستعلیق بسیار خوب است، بچه‎های ما به آسانی یاد بگیرند، این را اجازه نمی‎دهند. الآن مثلاً «ابصار» را ما باید «ابصار» بنویسیم که بچه بتواند درست بخواند؛ اما «ابصر» بنویسیم و یک «الف» خیلی باریک بالایش بنویسیم این بشود «ابصار» این به زحمت می‎خواند، ما الآن گرفتار اینهاییم؛ حتماً باید خط عثمان‎طه باشد. این اسارت است. به هر تقدیر وَ اعْلَمُوا أَنَّ ما غَنِمْتُمْ که این «ما» اسم است، این «أن» حرف «مشبهه بالفعل» است، حتماً باید جدا نوشته بشود؛ ولی الآن با هم می‎نویسند.

اینجا هم همین طور است پنج قسم در شش آیه مطرح است: وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً وَ النَّاشِراتِ نَشْراً فَالْفارِقاتِ فَرْقاً فَالْمُلْقِیاتِ ذِکراً عُذْراً أَوْ نُذْراً إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ؛ قسم به اینها آنچه را که به شما وعده می‎دهند یا وعید می‎دهند، حق است؛ اما «إنَّما» خوانده می‎شود، «إنَّما» نوشته می‎شود. یقیناً قیامت حق است، چرا؟ برای اینکه تدبیری هست، یک حساب و کتابی هست، یک وحی‎ای هست، یک نبوّتی هست، یک امری است، یک نهی‎ای هست، یک شریعتی هست، این یقیناً روز پاداش دارد. این شدنی نیست که دستور باشد، امر و نهی باشد، شریعت باشد، تکلیف باشد و حساب و کتاب نباشد. قسم به مدبرات عالم قیامت حق است، پس قسم به برهان است، یک امر مناسب است. آنها هم که بر بادها حمل کردند آنها باید محاسبه بشود که باد هم در اختیار مدبرات امر است، فرشته‎ها هستند و کلای الهی‎اند؛ یکی مسئول باد است، یکی مسئول آب است، یکی مسئول هواست، یکی مسئول زمین است، همه مدبرات دارند. حالا مرسلات یعنی فرشته‎هایی که فرستاده می‎شوند برای بیان امر و نهی و شریعت و اینها یا نه بادهایی که فرستاده می‎شوند تدبیر که تُدَمِّرُ کلَّ شَی ءٍ بِأَمْرِ رَبِّهااست، گفت:

مویی نجنبد از سر ما جز به اختیار آن اختیار هم به کف اختیار دوست

هیچ چیزی بی‎حساب نیست وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیبِ است. اینکه معروف است هیچ برگی بدون اذن خدا نمی‎ریزد از همین آیات است ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلاَّ یعْلَمُها هیچ برگی بدون اذن خدا چون مدبرات‎ امرند او این درخت را پروراند و رویانید و ثمربخش کرد و برگ‎هایش را می‎ریزد و او را می‎خواباند، این درخت نباید در دوازده ماه بیدار باشد، یک قدر باید بخوابد، استراحت کند؛ اینکه فرمود: وَ النَّوْمَ سُباتاً خواب را آرامش قرار داد، تنها مال انسان که نیست، این درخت اگر در تمام دوازده ماه شروع به فعالیت بکند، خسته می‎شود و زود فرسوده می‎شود، یک چند ماهی را باید بخوابد و بیدار بشود در بهار که شد خدا دو تا کار می‎کند: یکی اینکه این خوابیده‎ها را بیدار می‎کند، یکی اینکه مرده‎ها را زنده می‎کند؛ اینکه در روایات دارد «إذا رأیتم الربیع فأکثروا ذکر النشور» اگر بهار شد به یاد قیامت باشید، برای اینکه هم خوابیده‎ها بیدار می‎شوند هم مرده‎ها زنده می‎شوند؛ اما خوابیده‎ها بیدار می‎شوند، برای اینکه این درخت‎ها خوابند اینها که نمی‎میرند. بعضی‎ از درخت‎ها هستند که بیدار هستند؛ ولی فعالیت ندارند؛ مثل سرو و کاج و اینها که زمستان هم سبزند؛ اما حالا تغذیه و تنمیه و نموّ و آن رشد و اینها را ندارند، بیدارند ولی فعال نیستند، خیلی مثلاً کم؛ اما غالب درختان خواب‎اند؛ لذا آسیب نمی‎بینند آن سرمای سخت را تحمل می‎کنند، چون خوابند. بهار که شد اینها بیدار می‎شوند، وقتی بیدار شدند شروع به فعالیت می‎کنند آن وقت مرده‎ها را زنده می‎کنند. خود درخت زنده است؛ اما خاکی که در بغل اوست این مرده است، این خاک را تغذیه می‎کند به بدن خود جذب می‎کند، زنده می‎شود؛ می‎شود خوشه، می‎شود شاخه، می‎شود نبات، می‎شود میوه. پس دو تا کار در بهار انجام می‎گیرد یکی اینکه خوابیده‎ها بیدار می‎شوند، یکی اینکه مرده‎ها زنده می‎شوند؛ لذا فرمود: «إذا رأیتم الربیع فأکثروا ذکر النشور».

اگر منظور از اینها ملائکه باشد به دلیل وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا چون چند تا سوره است که به همین وزن‎ها سوگند یاد شده است که مثلاً «نازعات» هم همین طور است آیه سوره مبارکه «نازعات» وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً یوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَهُ؛ وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا که بعد از سوره مبارکه «یس» است، آن هم از همین قبیل است، چند تا سوره است که به همین روال «و المرسلات» است و اگر منظور بادهای مناسب باشد، آن هم در صدد تدبیر فرشته‎های الهی‎اند. یک وقت است که باد می‎وزد و ذات أقدس الهی در بادهای موافق و مخالف دریا که عده‎ای را غرق می‎کند، یک عده‎ای را به مقصد می‎رساند، فرمود وقتی که ما بادهای مناسب فرستادیم، ریح طیب فرستادیم، اینها خوشحال می‎شوند؛ اما بادهای تُندی که عاصف باشد و کشتی‎ها را غرق بکند، اینها نگران می‎شوند، معلوم می‎شود که در تحت تدب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *