تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عبادت سبب ارتقاء ایمان و معرفت الهی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت سبب ارتقاء ایمان و معرفت الهی با 56 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت سبب ارتقاء ایمان و معرفت الهی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت سبب ارتقاء ایمان و معرفت الهی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت سبب ارتقاء ایمان و معرفت الهی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت سبب ارتقاء ایمان و معرفت الهی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت سبب ارتقاء ایمان و معرفت الهی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عبادت سبب ارتقاء ایمان و معرفت الهی :

قرآن کریم درباره عبادت و سیر و سلوک خاص حضرت موسی عله السلم می فرماید: وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیلَهً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیلَهً، ذات اقدس الهی، اوّل سی شب، بعد ده شب اضافه نموده، شده چهل شب، وجود مبارک موسای کلیم را به عنوان مهمانی پذیرفت که این اربعین کلیمی است و این اختصاصی هم به آن حضرت ندارد، همه پیروان قرآن و عترت می توانند اربعین داشته باشند. همیشه اربعینگیری، یعنی چهل روز گیری وارد است، ثواب دارد؛ یعنی چهل روز انسان به دستور دین عمل بکند، خالصانه؛ یک چیز جدایی نیست. اگر کسی چهل روز به دستور دین عمل کند، نه بیراهه برود نه راه کسی را ببندد، نه حرامی را مرتکب بشود، نه واجبی را ترک کند، خیلی از این راه ها برای او حلّ می شود. در تمام سال این فرصت هست.

این روایت را مرحوم کلینی(رضوان الله علیه) در جلد دوم کافی در بحث الاخلاص نقل کرده است که «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَجَّرَ اللهُ ینَابِیعُ الْحِکمَهِ »؛از قلب او بر لسانش جاری میشود. این دستور را به ما دادند. این دستور برای چیست؟ ذات اقدس الهی در قرآن کریم یک ادعا و یک راه حلّ دارد. در قرآن فرمود: ما حرف های نو و تازه داریم؛ یعنی شما در مشرق عالم بروید مغرب عالم بروید، این حرف هایی که ما می گوییم، کسی نگفته و نمی گوید؛ این حرف های تازه است، این ادعای قرآن است. دارد: یعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ، یک؛ وَ الْحِکمَهَ، دو؛ وَ یزَکیهِمْ، سه؛ اینها را انبیای قبلی هم گفتند تا انسان ها شنیدند. این چهارمی: وَ یعَلِّمُکمْ مَا لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ؛یعنی ما چیزهایی به شما می دهیم نه تنها شما نمی دانید؛ بلکه نمی توانید یاد بگیرید. این «کان» منفی، آن اثر را دارد. یک وقت می گوید: عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ؛می گوید که خدا انسان را چیزی یاد داد که او نمی دانست، ممکن است بگوید که من خودم اگر تلاش و کوشش می کردم یاد می گرفتم؛ اما هم به پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) این مطلب را فرمود، هم به ما. هم به آن حضرت فرمود: وَ عَلَّمَک مَا لَمْ تَکن تَعْلَمُ،نه «ما لم تعلم»؛ یعنی چیزهایی ما به تو گفتیم که تو آن نبودی که یاد بگیری، ولو خیلی باهوش، با استعدادی! این «کان» منفی آن اثر را دارد، «وَ عَلَّمَک ما لم تعلم» نیست، مَا لَمْ تَکن تَعْلَمُ است. نسبت به ما هم همین طور است، فرمود: وَ یعَلِّمُکمْ مَا لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ؛یعنی شما جوامع بشری آن نیستید که یاد بگیرید؛ برای اینکه ما از گذشته خبر می دهیم، گذشته در دسترس شما نیست. از آینده خبر می دهیم، آینده در دسترس شما نیست. شما چه می دانید بعد از مرگ چه خبر است! چه می دانید قبل از خلقت آسمان و زمین چه بود؟ چه راهی دارید برای تشخیص آن؟ و چه راهی دارید برای تشخیص حقیقت انسانیت، این روحتان که نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی.

در جریان حج فرمود این کعبه طوری است که خدای سبحان فرمود: فِیهِ آیاتٌ بَینَاتٌ،کسانی دور آن گشتند که شما اصلاً خبر ندارید. در ساخت و ساز این کعبه هم نکته ای است که بعد حالا ممکن است که عرض بشود. حرمت این کعبه به همان انتساب اوست که خانه خداست. خواستند این کعبه را پارچه های ابریشمی و زربافت تزیین کنند با سنگ های قیمتی تزیین کنند، در زمان حکیم سنایی این قصّه مطرح شد. ایشان گفت: کعبه احتیاجی به پارچه های قیمتی و سنگ های قیمتی ندارد: «کعبه را جامه کردن از هوس است» می خواهی چکار بکنی کعبه را؟ با چه می خواهید آن را زینت بدهید؟ با طلا می خواهید زینت بدهید؟

کعبه را جامه کردن از هوس است یاء بیتی جمال کعبه بس است

کعبه یک زینت دارد و آن «یاء» است که خدا فرمود: أَن طَهِّرَا بَیتِی،این «یاء» کعبه را زینت داد، تمام زینت های عالم جمع بشود، مثل این یک «یاء» نمی شود. به ابراهیم و اسماعیل(سلام الله علیهما) فرمود: خانه مرا طاهر کنید! «یاء بیتی جمال کعبه بس است»؛ چون خدا فرمود: أَن طَهِّرَا بَیتِی. این یک «یاء» را به ما هم داده است، فرمود: نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی. اگر در بعضی از روایات فرمود: حرمت مؤمن مثل حرمت کعبه است یا بالاتر است، به احترام همان یک «یاء»ای است که ما با خدا ارتباط داریم. اگر إن شاءالله این را حفظ کردیم، می شویم محترم؛ اما اگر خدای ناکرده این را حفظ نکردیم، دیگر حرمتی نداریم.

به ما فرمود ما چیزهایی را یاد انسان می دهیم که انسان نمی تواند یاد بگیرد. از گذشته خبر می دهیم چه راهی قبل از خلقت ما داریم تشخیص بدهیم که چیست! چه راهی بعد از فروپاشی نظام خلقت داریم که بفهمیم! فرمود کلّ این صحنه را ما بساط آن را برمی چینیم: یوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کطَی السِّجِلِّ لِلْکتُب ؛«سجلّ»؛ یعنی طومار. این کاغذی که نوشته است امضا کردند، این را طومار نمی گویند؛ وقتی لوله شد، می شود طومار. فرمود ما بساط عالم را مثل این لوله کاغذ جمع می کنیم، آسمانی نمی ماند: تَرَی الشَّمْسَ کذا، «قمر» کذا. کلّ این صحنه را فرمود ما جمع می کنیم، لوله می کنیم، دوباره بساط دیگر پهن می کنیم. ما از این چه می فهمیم؟ چه خبر است؟ چه می شود؟

لذا در بخش چهارم فرمود ما حرف های نو داریم: وَ یعَلِّمُکمْ مَا لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ، شما نمی توانستید یاد بگیرید. تو ای پیغمبر هم نمی توانی یاد بگیری، ائمه هم نمی توانند یاد بگیرند، شاگردان آنها هم نمیتوانند. ما به شما می گوییم شما به وسیله ائمه و اهل بیت به مردم می گویید، مردم هم کم و بیش یاد می گیرند.

این چه راهی دارد که ما با این راز و رمز آشنا بشویم؟ این چندین راه دارد. مهم ترین راهش همین اربعین گیری است که انسان چهل شبانه روز مواظب چشم و گوش خود باشد، مواظب خوراک خود باشد. در بعضی از روایات مرحوم کلینی و دیگران(رضوان الله علیهم) نقل کردند که به ائمه(علیهم السلام) عرض کردند که چرا بعضی از دعاهای ما مستجاب نمی شود؟ حضرت آن بخش ها را فرمودند که نه، دعا یقیناً مستجاب می شود؛ برای اینکه اگر همان شیء مصلحت باشد انجام می دهند. اگر نباشد، سیئه ای از سیئات را می آمرزد، نباشد حسنه ای بر حسنات افزوده می کنند، نباشد یک خیر دیگری می رسانند؛ به هر حال ممکن نیست دستی به طرف خدا دراز بشود و ناامید برگردد، این یک سلسله از روایات.

در بعضی از روایات، ائمه فرمودند: «لِأَنَّکمْ تَدْعُونَ مَنْ لَا تَعْرِفُون»،اصلاً شما نمی دانید که چه می گویید! از چه کسی می خواهید! این اگر نظر شریفتان باشد این بخش پایانی سوره مبارکه «یوسف»، یک زنگ خطری است برای ما. فرمود: وَ ما یؤْمِنُ أَکثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکونَ؛ اکثر مؤمنین یک پرده شرکی دارند. این چیست؟ آن موحّد خاص اگر از خدا چیزی بخواهد یقیناً مستجاب است. آن را مرحوم کلینی نقل کرد که فرمود: «الدُّعَاءُ کهْف الْإِجَابَهِ کمَا أَنَّ السَّحَابَ کهْفُ الْمَطَرِ»؛فرمود: شما این باران را از این ابرها می بینید، اجابت هم از همین دعاهاست. دعا باعث اجابت است، همان طوری که این ابرهای پربار باعث بارش است؛ «الدُّعَاءُ کهْف الْإِجَابَهِ کمَا أَنَّ السَّحَابَ کهْفُ الْمَطَرِ». این را موجب کلینی در باب دعای جلد دوم کافی از ائمه(علیهم السلام) نقل کرد، «الدُّعَاءُ کهْف الْإِجَابَهِ کمَا أَنَّ السَّحَابَ کهْفُ الْمَطَرِ».

فرمود: «لِأَنَّکمْ تَدْعُونَ مَنْ لَا تَعْرِفُون»، به امام عرض کردند این چه آیه ای است که خدا در قرآن فرمود: وَ ما یؤْمِنُ أَکثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکونَ؟ فرمود همین که می گویید، اوّل خدا، فلان شخص دوم؛ اگر فلان شخص نبود، مشکل ما حلّ نمی شد! منتها یک شرک ضعیفی است که آثار شرک قوی بر آن بار نیست.

ما چه کار کنیم! که از آن وَ یعَلِّمُکمْ مَا لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُونَ برخوردار بشویم؟ فرمود ما چند تا حرف داریم: یکی اینکه موجود، تنها محسوس نیست، مادی نیست، موجودِ غیر محسوس هم داریم. دیگر اینکه علم تنها تجربه و آزمایش و آزمایشگاه نیست. شفای بیماری ها هم تنها از آزمایشگاه موش برنمی آید. یک سلسله بیماری هایی است که آزمایشگاه موش می تواند جواب بدهد؛ اما یک سلسله بیماری هایی است که آزمایشگاه موش جواب نمی دهد. ما به دنبال کدام آزمایشگاه باشیم؟ آن غرور، آن خودخواهی، آن طمع، اینها را چگونه درمان کنیم؟ همه این بیماری ها را آزمایشگاه موش که جواب نمی دهد. این فنّ شریف طب در حدّ بیطاری آمده! چون انسان نزد اینها حیوانی است که حرف می زند، همین! آن «یاء» در بَیتِی فراموش شده است. مگر انسان می میرد؟ مگر انسان از بین میرود؟ انسان یک موجود ابدی است؛ چون «خلیفه الله» است، جای او عوض می شود؛ این بیان نورانی حضرت امیر است که فرمود:

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *