توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شرح فرازهایی از خطبه فدکیه؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل شرح فرازهایی از خطبه فدکیه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 64 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل شرح فرازهایی از خطبه فدکیه:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل شرح فرازهایی از خطبه فدکیه آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل شرح فرازهایی از خطبه فدکیه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شرح فرازهایی از خطبه فدکیه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل شرح فرازهایی از خطبه فدکیه، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح فرازهایی از خطبه فدکیه :
خطبه فدک یکی از مهم ترین رخدادهای تاریخی و سیاسی جهان اسلام است. این خطبه نورانی فدک شایسته است که در حوزه ها و دانشگاه ها ماده درسی قرار بگیرد که روی آن کار بشود و شرح بشود و بهترین شرح را انتخاب بکنند و نخبگان در این رشته هم آرا و نظرات خود را ارائه کنند.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بعد از غصب فدک وقتی وارد مسجد شدند آن خطبه نورانی را ارائه کردند، این خطبه یک بخش علمی عمیق دارد که آن چند سطر اوّل است؛ بعد مصارف توحید را تشریح می کند اوصاف الهی را تبیین می کند، بعد وحی و نبوت را و بعد عظمت قرآن کریم را و رهآورد قرآن کریم را اینها را بازگو می کند؛ بعد نتیجه انقلاب اسلامی که به وسیله پدر بزرگوارش (سلام الله علیه و علی اهل بیته) صورت پذیرفت شرح می دهد؛ بعد جریان فدک را مطرح می کنند هم خلیفه وقت را استیضاح می کنند هم از مردم مهاجر و انصار گِله می کند هم زن ها که اخیراً به محضر ایشان رفتند با آنها سخنانی دارند و هم گفتمانی با وجود مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیهما) دارند. این خطبه از بابرکت ترین و ذخیره مندترین معارف دینی ماست.
در آغاز این خطبه یک بیان نورانی دارد که شرح آن به طور اجمال قبلاً گذشت و آن اشکال این است که از دیرزمان ثنوی ها و غیر ثنوی ها و مادیین داشتند هم وثنی، هم ثنوی و مادی که به هر حال اگر خدایی هست و خالقی هست جهان را از چه چیزی خلق کرد. اگر جهان را از «من شیء» خلق کرد، پس معلوم می شود قبلاً اشیایی بود و احتیاجی به خدا نداشت و خدا این اشیا را جمع کرد و از اینها آسمان و زمین و انسان و غیر انسان ساخت و اگر «من لا شیء» خلق کرد، «لا شیء» که عدم است نمی شود عدم را جمع کرد و با آن آسمان ساخت زمین ساخت. شیء هم که از دو طرف نقیض بیرون نیست؛ یا شیء است یا «لا شیء». از شیء محال است از «لا شیء» محال است پس خلقت محال است!
این شبهه از دیرزمان بود. ما بیش از دو طرف نقیض که نداریم؛ یا «خلق الأشیاء من شیء» که محال است. یا «خلق الأشیاء من لا شیء» که آن هم محال است. این شبهه از دیرزمان بود. در خطبه نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) که مردم را برای بار دوم به جبهه صفین فرا خوانده بود، آنجا سخنی است که این شبهه را جواب می دهد؛ ولی ۲۵ سال قبل از ایراد آن خطبه، وجود مبارک فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به این شبهه پاسخ داد. در آغاز این خطبه آمده است که خدای سبحان «خلق الأشیاء لا من شیء»؛ یک تحلیل فلسفی کردند اوّلاً، بعد خلقت را تبیین کردند ثانیاً. فرمودند شما گفتید اگر خدا عالم را «من شیء» خلق بکند پس معلوم می شود قبلاً ماده بود. بخواهد از «من لا شیء» خلق بکند «لا شیء» که عدم است و نمی شود از عدم چیزی ساخت. حضرت می فرماید نقیض «من شیء»، «من لا شیء» نیست، نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است نه «من لا شیء». اگر «من لا شیء» باشد که هر دو موجبه می شود. «نقیض شیء رفع أو مرفوع»، نقیض «کلّ شیء» سلب اوست. نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است، نه «من لا شیء». لذا فرمود «خلق الاشیاء لا من شیء»؛ یعنی جهان مُبدَع است نو است تازه است، «بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَهٍ امْتَثَلَهَا»؛ بدون نمونه بدون الگو. نه ماده ای بود که اینها را جمع کند صورت بخشی کند، نه موجودی بود که براساس اینکه آن الگو قرار گرفته است چیزی بیافریند. مُبدع است یعنی بی ماده است، بی نمونه است، بی الگو است بی چارچوب است، خود چارچوب آفرید، ماده آفرید صورت آفرید، جهان آفرید. «خلق الاشیاء لا من شیء»، دو تا کار کرد: یکی اینکه آن بحث فلسفی عمیق را که نقیض «من شیء»، «من لا شیء» نیست؛ نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است؛ و گرنه هر دو موجبه می شود. دوم اینکه خلقت نمونه ای ندارد نه تنها ماده ای نبود که این مواد را جمع کند به آن صورت ببخشد، بلکه الگو و نقشه ای هم نبود که برابر آن الگو و نقشه عالم بسازد. نقشه اش مُبدَع و ابتکاری است، منقوش آن هم مُبدع و ابتکاری است «خلق الأشیاء لا من شیء» این بحث های عمیق فلسفی در خطبه چند سطری آن حضرت است.
بعد وارد مسئله توحید می شود معارف را بیان می کند بعد برمی گردد به مسئله نبوت، بعد جریان قرآن را حقیقت قرآن را که وحی الهی است، مصون از آسیب درون و بیرون است، نه نسخ پذیر است نه بطلان پذیر است نه تحریف پذیر است و سایر شبهات را هم رفع می کنند. بعد وقتی که نوبت به خودش رسید وارد بحث فدک شد؛ آن گاه این جملههای نورانی را فرمود که بخشی از آنها را ما اینجا به عرض شما می رسانیم که وجود مبارک حضرت خودش را چگونه معرفی می کند که من چه کسی هستم و اوصاف من چیست و حرف من چیست!
وقتی وارد شد به این بخش اخیر، فرمود: مردم! من فاطمه هستم. این یعنی چه؟ فرمود: «ثُمَّ قَالَتْ أَیهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنِّی فَاطِمَهُ»؛ من فاطمه هستم خودش را معرفی کرد؛ مثل اینکه وجود مبارک ابی عبدالله روز عاشورا خودش را معرفی کرد که «أنا حسین بن علی»، من پسر پیغمبر هستم. حضرت فرمود این همه فضایلی که پیغمبر درباره فاطمه گفت و همه شما شنیدید فاطمه من هستم. اگر شنیدید پیغمبر فرمود فاطمه بضعه من است من هستم؛ رضای او رضای من است من هستم! غضب او غضب من است من هستم! «مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی» من هستم! «أنا فاطمه»؛ مردم! فاطمه من هستم. شما هم که مرا میشناسید. چه اینکه وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) در سخنرانی های رسمی فرمود: «أَنَا رَسُولُ اللَّه»؛ شما همه فضایل و اوصافی که برای پیغمبر شنیدید من هستم. شما شنیدید که فاطمه صدیقه است عابده است زاهده است «خیر نساء العالمین» است من هستم. «أنا فاطمه». همه می دانستند که وجود مبارک حضرت نامش فاطمه است دختر پیغمبر است! فرمود آن همه فضایلی که از پدرم شنیدید من هستم؛ «أنا فاطمه» پدر من پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) است. «أَقُولُ عَوْداً وَ بَدْواً وَ لَا أَقُولُ مَا أَقُولُ غَلَطاً وَ لَا أَفْعَلُ مَا أَفْعَلُ شَطَطاً»؛ این چهار مطلب را همه شما گوش بدهید حرف اوّل و آخر من این است: نه در گفتار من قصور و تقصیر است، این دو؛ نه در رفتار من قصور و تقصیر است، این چهار؛ هر چه می گویم معصومانه می گویم، هیچ اشتباه نمی کنم. کیست که چنین حرفی بتواند بزند که من اشتباه نمی کنم؟! ممکن است کسی بگوید من عمداً خلاف نمی گویم؛ اما کسی جلوی نسیان را نمی تواند بگیرد. نسیان بر انسان مسلط می شود. فرمود حرف من نسیان نیست، عصیان نیست، قصور نیست، تقصیر نیست، گفتار من این است، رفتار من این است، اوّل و آخر حرف من این است. «أَقُولُ عَوْداً وَ بَدْواً»؛ یعنی اوّل و آخر حرف من این است. نه حرفی می زنم که قصور و تقصیر در آن باشد، نه کاری انجام می دهم که قصور و تقصیر در آن باشد. این به معنی عصمت است. «لَقَدْ جاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ»؛ این بخش پایانی سوره مبارکه «توبه» را خواند. فرمود: پدرم آمد، خدا دو اسم از اسمای حُسنای خود را در قرآن برای پدرم که مظهر اوست و خلیفه اوست قرار داد. خدا رئوف و رحیم است، همین دو اسم را خدا در پایان سوره «توبه» در وصف پدرم قرار داد، فرمود این پیغمبر از جان شما برخوردار است، آنچه برای شما دشوار است برای آن حضرت خیلی سنگین است رنج شما برای آن حضرت رنج آور است، آسیب شما برای آن حضرت آسیب آور است. حریص به مهر و محبت و رشد و صفا و وفای شماست: «بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ» اینها از اوصاف فعلی خداست، یک؛ خلیفه الهی می تواند مظهر این اوصاف فعلی خدا بشود، دو؛ لذا قرآن وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) را رئوف رحیم می داند، برای اینکه مظهر خدایی است که «بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ». این بیانات نورانی را فرمود.
بعد فرمود: «فَإِنْ تَعْزُوهُ وَ تَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ أَبِی»؛ اگر پیامبر را هم بررسی کنید می بینید که پدر من است. پس من فاطمه هستم که عظمت مرا همه شما شنیدید پیامبر هم که بررسی کنید پدر من است من دختر آن پیامبر هستم، نه هیچ زنی هیچ کسی از شماها نمی تواند چنین ادعایی داشته باشد که به پیغمبر مربوط است و این پیامبر برادر پسرعموی من علی بن ابیطالب است که عقد اخوّت بین این دو ذات مقدس خوانده شد، نه رجال شما. «وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِی إِلَیهِ»؛ نسبت به او بهترین و برجسته ترین نسبت خواهد بود. «فَبَلَّغَ الرِّسَالَهَ صَادِعاً بِالنِّذَارَهِ مَائِلًا عَنْ مَدْرَجَهِ الْمُشْرِکینَ ضَارِباً ثَبَجَهُمْ آخِذاً بِأَکظَامِهِمْ دَاعِیاً إِلَی سَبِیلِ رَبِّهِ بِالْحِکمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ یجف [یجُذُّ] الْأَصْنَامَ وَ ینْکثُ الْهَامَ حَتَّی انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَ حَتَّی تَفَرَّی اللَّیلُ عَنْ صُبْحِهِ وَ أَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ»؛ فرمود با حکمت دعوت کرد با موعظه دعوت کرد، با استدلال و مهاجه دعوت کرد، آنها که پذیرفتند پذیرفتند قبول کردند. آنها که نکول کردند اعراض کردند قیام کردند شمشیر به دست گرفتند همه آنها را سرکوب کرده است تا راه را برای پیروان حق تعدیل و صاف کند و طوری که «نَطَقَ زَعِیمُ الدِّینِ وَ خَرِسَتْ شَقَاشِقُ الشَّیاطِینِ وَ طَاحَ وَشِیظُ النِّفَاقِ وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْکفْرِ وَ الشِّقَاقِ وَ فُهْتُمْ بِکلِمَهِ الْإِخْلَاصِ»؛ تا شما تفوه کردید، «فُه و فاه»؛ یعنی دهن. «تفوّه» یعنی به زبان آوردن. «فُهْتُمْ»؛ یعنی «تَکَلَّمتُم»؛ به زبان آوردید توحید را به زبان آوردید شرک را سرکوب کردید. «وَ فُهْتُمْ بِکلِمَهِ الْإِخْلَاصِ»؛ یعنی توحید، یعنی «لا اله الا الله» را فهمیده و گفتید «فِی نَفَرٍ مِنَ الْبِیضِ الْخِمَاصِ وَ کنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ»؛ شما در لبه آتش بودید. این نهرهای بزرگ که می آید بسیاری از این دو طرف این نهر ر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.