تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مراتب انس با قرآن در روایات؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مراتب انس با قرآن در روایات انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 107 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مراتب انس با قرآن در روایات:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مراتب انس با قرآن در روایات آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل مراتب انس با قرآن در روایات با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مراتب انس با قرآن در روایات از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مراتب انس با قرآن در روایات، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مراتب انس با قرآن در روایات :

از اوّلین شبی که قرآن بر رسول اکرم(ص) فرود آمد، سرزمین تشنه از معنویت حجاز در معرض رحمت الهی قرار گرفت و ابواب ارتباط با این منبع فیض الهی برقرار شد و قرآن، حلقه اتّصال آسمان و زمین گردید. انس با کلام وحی و زمزمه آیات آن در شبانه روز به گونه ای بود که پیامبر(ص)، خانه افراد را از صوت قرآن صاحبان آنها می شناخت.[۱] عده ای به قرائت، عده ای به حفظ و گروهی به تدبّر در آیات الهی پرداختند و جامعه اسلامی نیز در حال عمل کردن به این آیات نورانی بود. با وجود این، چرا قرآن می گوید که در قیامت، پیامبر(ص) از مهجوریت قرآن شکایت دارد؟ آیا حضرت از امّت زمان خود گله می کند یا از مسلمانان بعد از آن دوران؟ به نظر می رسد با توجّه به ارتباط و علاقه ای که بین اصحاب و پیامبر(ص) در آن زمان بوده است، این شکایت، متوجّه دوران بعد از پیامبر(ص) باشد. روایت معتبری ذیل آیه: (رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا)[۲] پیدا نشده که منشأ قضاوت صحیح باشد؛ولی با توجّه به آنچه گذشت، احتمال اینکه امّت بعد از پیامبر(ص) مشمول این شکایت باشند، بیشتر است.

برای خارج شدن قرآن از مهجوریت، این نوشتار در پی آن است که روایات وارد شده در مورد قرآن را به صورتی نظام مند در آورد. البته این نظام در تمام سخنان گهربار پیامبر(ص) و معصومان(ع) وجود دارد (که در نوشته ای مستقل، خواهد آمد).کاری که ما کرده ایم، این است که چنین نظامی را آشکار نموده ایم. حاصل این سیر طولی که در روایات مربوط به قرآن انجام شده، این می شود که هر کس به فراخور ظرفیت و توان خویش از قرآن بهره گیرد و عدم توانایی در یک مرحله، او را از مراحل قبل محروم نکند؛ مانند روایات مربوط به نماز خواندن که فقها از مجموع روایات، قاعده ای ساخته اند که با توجّه به آن قاعده، هیچ کس عذری در ترک نماز ندارد و گفته اند: (الصلاه لا یترک بحالٍ؛ نماز در هیچ حالی نباید ترک شود).

در مورد قرآن نیز اگر بخواهیم آن را از مهجوریت خارج کنیم، هیچ کس نباید تحت هیچ شرایطی ارتباط خود را با آن قطع نماید. البته نماز، حکمی الزامی دارد؛ امّا در مورد قرآن، الزام و تکلیفی در کار نیست.

اگر روایات مربوط به قرآن را تحت این نظم در نیاوریم، تعارض شدیدی بین آنها وجود خواهد داشت. برای مثال در تعدادی از روایات به قرائت قرآن سفارش شده است و بر این کار تأکید شده، تا جایی که پیامبر(ص) فرموده است: (اگر کسی قرآن را اشتباه هم بخواند و نتواند آن را تصحیح کند، فرشته ای مأمور می شود تا به صورت صحیح آن را بالا ببرد)[۳] و یا در دسته ای از روایات، برای شنیدن قرآنْ ثواب قائل شده اند و حتّی شنیدن غیر ارادی آن را هم مستحق پاداش دانسته اند. در مقابل، روایات فراوانی وجود دارد که پیامبر(ص) یا ائمه(ع) فرموده اند در قرائت بدون تدبّر و اندیشه، خیری نیست و یا روایاتی هست که در آنها فقط برای عمل به قرآن، ارزش قائل شده اند.

این تعارضها باید رفع شوند و رفع تعارض به آن است که گفته شود هر دسته از روایات، شامل گروهی از مخاطبان است. عدّه ای فقط می توانند قرآن را نگهداری کنند و حتّی از قرائت آن هم معذورند. گروهی فقط می توانند آیات آن را به تماشا نشینند. گروهی در آن تدبّر می کنند. گروهی نیز بدان عمل می نمایند؛ و آنکه بتواند همه مراتب را داشته باشد، (طوبی له وحُسْنُ مآب).

این تقسیم بندی، مؤید هم دارد. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: کتاب اللّه علی أربعه: العباره للعوام، الاشاره للخواص، اللطائف للأولیاء، والحقائق للأنبیاء.[۴] نصیب عده ای از قرآن، عبارات و ظاهر آن است و عده ای، ظاهر را اشاره به معنای خاصّی می دانند. اولیای الهی به لطائفی از آیات الهی پی می برند و انبیا با توجّه به بطون آیات الهی[۵] و مراتب درک به حقایقی می رسند که دیگران از رسیدن به آن عاجز هستند.

البته ذکر این نکته ضروری است که امامان شیعه نیز به حقیقت قرآن پی برده اند و به آنچه از فهم مردمان عادی دور بوده است، آگاه بوده اند. در این جا به روایات مربوط به بطون قرآن اشاره ای می کنیم؛ چون اثبات بطن برای قرآن، در واقع تأکیدی است بر اینکه اولاً فهم همه انسانها از قرآن برابر نیست. ثانیاً ظاهر و باطن هم امری نسبی است و آنچه برای شخصی باطن آیه ای محسوب می شود، برای دیگری ظاهر است و بالعکس؛[۶] و این بحث مهمی است.

در مورد بطون قرآن، دو سؤال مطرح است: یکی اینکه آیا قرآن بطن دارد؟ دوم اینکه تعداد این بطون، چند تاست؟

در پاسخ به سؤال اوّل باید گفت: قرآن علاوه بر ظاهر، باطنی دارد و روایات، این نکته را ثابت می کند. امام صادق(ع) فرمود: انّ للقرآن ظهراً و بطناً.[۷] این روایت، علاوه بر (اصول کافی) در (من لایحضره الفقیه)، (محاسن) برقی و (تفسیر عیاشی) با سندهای متفاوت، نقل شده است. در حدیث دیگری، جابر نقل می کند که از امام باقر(ع) از تفسیر آیه ای پرسیدم. حضرت پاسخ داد. دوباره پرسیدم. جواب دیگری داد. درباره اختلاف دو جواب سؤال کردم. حضرت فرمود: یا جابر! انّ للقرآن بطناً و للبطن ظهراً.[۸] البته در کتاب (محاسن)، این روایت به گونه دیگری هم آمده و به جای (للبطن ظهراً)، (للبطن بطناً) آمده؛ ولی این اختلاف، مانعی برای وجود بطن برای قرآن نیست.

امّا درباره سؤال دوم که قرآن چند بطن دارد، مشهور است که تا هفتاد بطن برای قرآن ذکر نموده اند؛ امّا نه عدد هفت و نه هفتاد، روایت معتبری ندارند. اگر هم این اعداد درست باشد، فقط کثرت را اثبات می کند؛ چون در عرف ـ و بخصوص در فرهنگ آن زمان ـ از این اعداد برای همین مقصود استفاده می شده است. نگارنده هنوز هیچ حدیث معتبری مبنی بر وجود داشتن هفتاد بطن برای قرآن نیافته است و ظاهراً این اعداد، تنها شهرت دارند. البته در مورد هفت بطن هم فقط یک روایت در (عوالی اللئالی) وجود دارد که در آن آمده: انّ للقرآن ظهراً وبطناً ولبطنه بطن الی سبعه أبطن.[۹]

مولانا در (مثنوی) درباره بطون قرآن، تعبیر به جانِ قرآن کرده است:

تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین

دیوْ آدم را نبیند جز که طین

ظاهر قرآن چو شخص آدمی است

که نفوسش ظاهر و جانش خفی است[۱۰]

و در جای دیگر، هدایت انسان را در گرو ورود به لایه های معانی قرآن می داند:

که ز قرآن گر نبیند غیر (قال)

این عجب نبود ز اصحاب ضلال

کز شعاع آفتاب پر ز نور

غیر گرمی می نیابد چشم کور[۱۱] به عقیده مولوی باید علاوه بر گرمی خورشید به فوائد دیگر آن نیز پی برد و از آن بهره جست؛ چرا که در غیر این صورت، انسان به گوهر هدایت دست نخواهد یافت.

بعد از این مقدمه به جستجوی دو مطلب در روایات می پردازیم:

۱) تعریف انس با قرآن؛

۲) شناخت نظامی که در روایات مربوط به انس با قرآن وجود دارد، به طوری که هر کس به فراخور حال خویش می تواند از این منبع فیض الهی بهره گیرد. این نظام طولی از نگهداری قرآن در منزل شروع می شود و تا بالاترین مرتبه آن، یعنی عمل به قرآن، ادامه می یابد. البته در پایان این نوشتار، از یک مرتبه بالاتر ـ که در این تقسیم بندی نمی گنجد ـ سخن خواهیم گفت. اگر این نظام مورد پذیرش قرار گیرد، ثمره مهمّی خواهد داشت و آن، حصول (اخلاقِ تبلیغ) است. سیره پیامبر(ص) در جذب افراد به اسلام، این گونه بوده که همه را به یک دید، نگاه نمی کرده است و حتّی در صورتی که افراد از نظر پذیرش احکام اسلام، با هم برابر بوده اند، به یکباره آنها را به بالاترین مراتب یک حکم دعوت نمی کرده است و این، رمز موفّقیت ایشان بوده و می تواند درس بزرگی برای مربّیان جامعه باشد.

ثمره دیگر آن، این است که قرآن از مهجوریت خارج می شود و هرکس براساس توان خویش از آن، بهره می گیرد. یکی ممکن است قرآن را فقط قرائت کند و دیگری در آن بیندیشد و افرادی هم آن را راهنمای خویش قرار دهند و بدان عمل کنند.

۱) اُنس با قرآن

(انس) در لغت، معنایی مقابل (وحشت) دارد[۱۲] و انس انسان به چیزی، بدین معناست که از آن، هیچ وحشت و اضطرابی ندارد و همراه با آن به آرامش می رسد. انسانِ کمال طلب، فقط به امور مادّی بسنده نمی کند و به سوی هدفهای والاتری گام بر می دارد. لذا وحشت و تنهایی خود را در پناه امور معنوی زائل می کند. در روایات، به انس با علم و معرفت به قرآن و ذکر خدا سفارش شده است.

امام علی(ع) فرمود: (هر کس با قرآن انس گیرد، از جدایی دوستان، وحشتی نخواهد داشت).[۱۳] ایشان همچنین در جواب گروهی که هنگام سفر از ایشان توصیه ای خواسته بودند، فرمود: اگر به دنبال مونسی می گردید، قرآن برایتان کافی است.[۱۴] آن حضرت در مناجات خویش با خدا چنین زمزمه می کند: اللّهمّ انّک آنسُ الآنسین لأولیائک… إن أوحَشَتْهُمُ الغربه آنسهم ذِکرُک.[۱۵]

پروردگارا! تو برای دوستانت مأنوس ترین مونسهایی و اگر غربت آنان را به وحشت اندازد، یاد تو مونس تنهایی آنهاست.

امام سجاد(ع) فرمود: اگر هم هیچ موجودی بر روی زمین زنده نماند و من تنها باشم، مادام که قرآن با من است، وحشتی نخواهم داشت.[۱۶] تعبیرات این چنین در سخنان ائمه(ع) فراوان وجود دارد و معمولاً برای تأکید بر موضوعات مهم، این گونه سخن گفته اند؛ خصوصاً در مورد قرآن که (تبیاناً لکلّ شیء)[۱۷] است. آنچه انسان در مسیر هدایت به آن نیاز داشته باشد، در قرآن پیدا می کند. حتّی اگر انسان در معرض ترنّم آیات الهی قرار گیرد و به آیات آن گوش بسپارد و قصد التذاذ معنوی از آن را نداشته باشد، به ایمانش افزوده می شود و احساس آرامش می کند:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیتْ عَلَیهِمْ آیاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا. [۱۸]

آنهایی که در محافل قرآنی حضور داشته اند و تا اندازه ای با معانی آن نیز آشنا بوده اند، با شنیدن آیات رحمت به شوق آمده و مسرور گشته اند و از شنیدن آیات عذاب، حالت حزن به خود گرفته اند و در مجموع، ایمانشان استوارتر گشته است؛ چرا که قرآن، هم می تواند موجبات لذّت معنوی را فراهم کند و هم کتاب عمل باشد. امام صادق(ع) فرمود: به دنبال مونسی بودم که در پناه آن، آرامش پیدا کنم، آن را در قرائت قرآن یافتم.[۱۹]

۲) مراتب انس با قرآن

نظام پیشنهادیی که از مجموع روایات مربوط به قرآن به دست می آید ـ چنانکه گفتیم ـ از نگهداری قرآن در خانه آغاز می شود و با بالاترین درجه، یعنی عمل به قرآن، پایان می یابد. مراتب علم به قرآن و بطون آن (که به طور تفصیلی هم به آنها اشاره خواهد شد) عبارت اند از:

الف) نگهداری قرآن در خانه؛

ب) نگاه کردن به آیات قرآن؛

ج) گوش فرادادن به تلاوت قرآن؛

د) تلاوت قرآن؛

هـ) تدبّر و تفکر در قرآن؛

و) عمل به قرآن. در مورد مراحل فوق، روایات زیادی وجود دارد که برای هر مرتبه، نمونه ای آورده می شود و سعی خواهد شد تا روایاتی که از سند معتبرتری برخوردار باشند، انتخاب شود. البته معمولاً در هر مرتبه، تعداد روایات به حدّی است که احتمال صدور آن را تقویت می کند. متأسفانه در زمینه سند و راویان روایاتی که منشأ حکم و فتوا نیستند، کار زیادی صورت نگرفته است و چون این روایات در محافل علمی مورد نقد و بررسی واقع نمی شده اند، بسیاری از راویان آنها نیز مورد تحقیق رجالی قرار نگرفته اند و لذا در بعضی کتب رجالی، حکم به مجهول یا مهمل بودن آنها می شود. به نظر می رسد اگر روش خاصّی در مورد این گونه روایات به کار گرفته شود، بسیاری در این روایات و راویان آنها از مهجور بودن خارج خواهند شد. فعلاً پیشنهاد ما همان استفاضه است (یعنی در هر موضوع، روایات را باید کنار یکدیگر قرار داده، در مورد صدور آنها قضاوت نماییم).

الف) نگهداری قرآن در خانه

از زمانهای قدیم، تبرّک جستن به اشیای خاص و نگهداری آنها در خانه، میان مردم مرسوم بوده است. توصیه به نگهداری قرآن در منازل که در روایات ما وجود دارد، شاید یک علّتش این باشد که مردم از آن خرافاتْ دست بردارند و به جای آنها به کلام الهی تبرّک جویند. لذا امام صادق(ع) فرمود: انه لیعجبنی أن یکون فی البیت مصحف یطرّد اللّه عزّوجل به الشیاطین.[۲۰] در شگفتم از اینکه قرآنی در خانه است و شیاطین به واسطه آن از خانه دفع می شوند. پایین ترین مرتبه انس با قرآن نیز ـ چنانکه گفته شد ـ نگهداری آن در منزل است که اگر کسی قادر نیست که هیچ گونه ارتباطی با قرآن داشته باشد، لااقل آن را در منزل نگهداری کند. حتی اگر این معنا هم در نظر مبارک امام نباشد، نگهداری قرآن در منزل، به مصلحت انسان است که در روایت به آن اشاره شده است.

روایاتی هم داریم که در تعارض با این روایت است و نگهداری قرآن را بدون نگاه کردن به آن و یا بدون تلاوت آیات آن، مذموم شمرده است؛ ولی همان طور که گفته شد، حلّ تعارض به سبب اختلاف رتبه افراد است. معلوم است شخصی که توان نگاه کردن به قرآن و قرائت آن را ندارد، حداقل کاری که می تواند انجام دهد، این است که قرآن را در منزلْ نگهداری نماید و این امر، مصادیقی در جامعه دارد؛ درست مثل نماز خواندن که اگر کسی قادر به خواندن آن نیست، حداقل باید با ایما و اشاره، آن را به جای آورد. علاوه بر دو احتمالی که گفته شد، احتمال سومی نیز وجود دارد که توصیه به نگهداری قرآن در آن زمان،برای حفظ قرآن بوده است تا نسخه های قرآن، متعدد باشد و از بین نرود. لذا امام صادق(ع) برای جلب توجّه، این گونه تعبیر آورده تا مردم تشویق به نگهداری قرآن شوند؛ ولی این احتمال، مؤیدی ندارد. اگر روایت نبوی بود، شاید این احتمال تقویت می شد.

ب) نگاه کردن به قرآن

در مورد نگاه کردن به قرآن، روایاتی وجود دارد که آن را نوعی عبادت شمرده است. ابوذر از رسول خدا نقل می کند که فرمود: (نگاه کردن به قرآن، عبادت است).[۲۱] در روایت دیگری از پیامبر(ص) آمده است: (اُعطوا أعینکم حظّها من العباده)، قالوا: (وما حظّها من العباده؟)، قال: النظر فی المصحف والتفکر فیه والاعتبار عند عجائبه.[۲۲] (چشمانتان، بهره ای از عبادت دارند که باید به آنها ببخشید). سؤال کردند: (نصیب آنها از عبادت چیست؟). فرمود: نگاه کردن به قرآن و فکر کردن در آن و پند گرفتن از شگفتی های آن. البته روایت دوم، دلالت بر تدبّر در قرآن نیز دارد که در مراحل بالاتر است؛ امّا با توجّه به روایت ابوذر، اگر کسی فقط نگاه هم به قرآن بکند، نوعی عبادت است و روایت دوم، در مقامِ قیدِ اطلاق روایت اوّل نیست؛ چون قرینه خارجی داریم. وقتی نگهداری قرآن در منزل سفارش شده است، قطعاً نگریستن به آیات آن، ارزش بیشتری دارد.

ج) گوش فرادادن به قرآن

قبل از مرتبه قرائت، گوش دادن به قرآن است. اگر کسی به هر دلیل از قرائت قرآن ناتوان است، می تواند به آن گوش فرا دهد. پیامبر(ص) این تقدّم و تأخّر رتبه استماع و قرائت را در روایتی چنین بیان فرموده است:

من استمع الی آیه من کتاب اللّه تعالی کتب له حسنه مضاعفه، و من تلاها کانت له نوراً یوم القیامه.[۲۳]

هرکس به آیه ای از کتاب خدا گوش فرا دهد، خداوند برای او حسنه مضاعف می نویسد و هرکس آن را تلاوت کند، (آیات آن) همچون نوری در قیامت برایش جلوه خواهد کرد. کلینی در (اصول کافی) از امام سجاد و امام صادق(ع) نقل می کند: من استمع حرفاً من کتاب اللّه عزوجل من غیر قرائهٍ کتب اللّه له حسنه ومحا عنه سیئه و رفع له درجه. [۲۴] اگر کسی حرفی از کتاب خدا را فقط گوش کند و تلاوت هم نکند، خداوند برایش حسنه می نویسد و گناهی از او محو نموده، درجه اش را بالا می برد. مضمون این روایت به گونه ای نیست که قبول آن مشکل باشد. در بعضی روایات، برای کارهای کوچک، ثواب زیادی وعده داده شده است که معمولاً قبول کردن آن مشکل است. بسیاری از این گونه روایات، جعلی هستند؛ خصوصاً در باب قرآن که برای ترتیب و تشویق مردم به قرائت آن، برخی از افراد نادان، روایات فراوانی جعل می کردند و حتّی زمانی که آن جاعلان مورد اعتراض پیامبر(ص) واقع می شدند، پاسخ می دادند که این روایات به نفع شماست و مردم، بیشتر به قرآن روی می آورند!

نقل شده که به ابوعصمه گفتند: (تو از کجا و به چه طریق، احادیثی در فضیلت قرآن و سوره های آن از عکرمه و ابن عباس نقل نمودی؟). گفت: چون من مردم را از قرآن روگردان و به (فقه) ابی حنیفه و (مغازی) محمد بن اسحاق مشغول دیدم، این احادیث را وضع کردم. حاکم نیشابوری از یکی از زُهّاد نقل نموده که به وی گفتند: (چرا احادیثی در فضیلت قرآن و سوره های آن ساختی؟). وی همین جواب ابوعصمه را داد. آن گاه به وی گفتند: (مگر نشنیده ای که پیامبر(ص) فرمود هر کس بر من دروغ ببندد، جایگاهش پر از آتش گردد؟). گفت: من

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *