توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کتاب آسمانی و دفاع از قران کریم؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کتاب آسمانی و دفاع از قران کریم با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل کتاب آسمانی و دفاع از قران کریم:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل کتاب آسمانی و دفاع از قران کریم به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل کتاب آسمانی و دفاع از قران کریم با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کتاب آسمانی و دفاع از قران کریم تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کتاب آسمانی و دفاع از قران کریم :
خداوند متعال در بیان حقانیت قرآن و دفاع از این صحیفه نورانی آسمانی، معرف مختلفی بیان می فرماید: «وَ إِنْ کنْتُمْ فِی رَیبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ»[۱] اگر از آنچه بر بنده خودمان (محمد) نازل کرده ایم در شک هستید، سوره ای مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر از خدا (بر این کار) دعوت کنید اگر راست می گویید. اگر (این کار را) نکردید و هرگز نخواهید کرد، از آتشی بترسید که هیزم آن مردم (گنه کار) و سنگ ها است که برای کافران آماده شده است. توضیح: منظور از سنگ ها در آیه ی فوق که می فرماید: «وقودها الناس و الحجاره» بت هایی است که می پرستیدند،[۲] به دلیل گفتار خداوند متعال: «إِنَّکمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ»[۳] شما و خدایانی که جز الله می پرستید هیزم جهنم هستند.
یهود: فقط تورات خودمان
یهود صریحاً می گفتند، ما فقط به کتاب آسمانی خودمان، تورات ایمان داریم و به قرآن ایمان نمی آوریم در صورتی که بعضی از کارهایشان دلیل بر عدم ایمان به تورات نیز بود. «وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا نُؤْمِنُ بِما أُنْزِلَ عَلَینا وَ یکفُرُونَ بِما وَراءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»[۴] و هنگامی که به آنان (یهود) گفته شود: به آنچه خداوند نازل فرموده است ایمان بیاورید، می گویند ما به چیزی ایمان می آوریم که بر خود ما نازل شده است و به غیر آن کافر می شوند و حال آنکه حق است و آنچه را که با ایشان است (یعنی تورات را) تصدیق می کند. بگو پس چرا پیامبران خدا را پیش از این می کشتید، اگر مؤمن (به تورات) بودید. توضیح: خداوند در کتاب آسمانی تورات، کشتن پیامبران را حرام کرده بود و به یهود امر فرموده بود که از پیامبران پیروی و اطاعت کنند و آنان را تصدیق نمایند.[۵] آیه فوق دلالت دارد بر اینکه ایمان در صورتی صحیح است که به همه کتاب های آسمانی باشد نه تنها به بعضی از کتب آسمانی.[۶]
دشمن جبرئیل
یهود به پیامبر می گفتند اگر میکائیل به نزد تو می آمد و پیام خدا را می آورد، ما به تو ایمان می آوردیم زیرا او فرشته رحمت است ولی جبرئیل فرشته عذاب است و او دشمن ماست.[۷] خداوند متعال در جواب آنان این آیه را نازل فرمود: «قُلْ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی قَلْبِک بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ وَ هُدی وَ بُشْری لِلْمُؤْمِنِینَ»[۸] بگو کسی که دشمن جبرئیل باشد (نباید دشمنی او سبب روگردانی از قرآن باشد) زیرا او به فرمان خدا آن (قرآن) را بر قلب تو نازل کرده است. قرآنی که کتب آسمانی پیش از خود را تصدیق می کند و هدایت و بشارت برای مؤمنان است. توضیح: چرا خداوند متعال در آیه فوق هدایت را مخصوص مؤمنان قرار داد در صورتی که قرآن برای مؤمنان و غیر مؤمنان هدایت است و راهنما؟ جواب: علّت این تخصیص آنست که مؤمنان تنها به وسیله قرآن هدایت می شوند و به آنچه در قرآن است عمل می کنند.[۹]
اگر از خدا نبود
خداوند یهود و منافقان را سرزنش می کند که چرا قرآن را سرسری گرفته و در آن تأمل نمی کنند و همین بی توجهی و بی عنایتی آنان نسبت به قرآن سبب شده که ادعا کنند، قرآن از خدا نیست.[۱۰] در صورتی که قرآن اگر از خدا نبود و بشری آن را پدید آورده بود اختلافات بسیار در آن مشاهده می شد زیرا نوعاً سخن و نوشتار بشر از لحاظ معنی گاهی دچار تناقض و از حیث الفاظ زمانی فصیح و گاهی غیر فصیح است.[۱۱]«أَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کثِیراً»[۱۲] آیا درباره قرآن نمی اندیشند که اگر از نزد غیر خدا بود، اختلافات بسیاری در آن می یافتند. توضیح: اختلاف نداشتن قرآن به این معنی است که آیات قرآن در هر موضوعی با یکدیگر متناقض نیستند و یکدیگر را رد نمی کنند و از لحاظ تشابه بیان و متانت معانی و مقاصد بر یکدیگر برتری ندارند، در صورتی که نوشته و گفته غیر خدا این طور نیست. زیرا هر انسانی می بیند که امروزش عاقل تر از دیروز است و هر عمل و صنعت و کاری پدید می آورد، یا رأی و نظریه ای می دهد، بهتر از کار، رأی و نظر گذشته او است. حتّی نویسنده، شاعر و خطیب، نوشته و گفته اخیر او بهتر از نوشته و گفته اول اوست و انشاء آخر او بر انشاء اول او ترجیح دارد.[۱۳]
کوری دل
آنان که به پیامبر و قرآن ایمان نداشتند و ایمان نمی آوردند و می خواستند برای عدم اعتقادشان جنبه حق به جانبی داشته باشند، به عناوین مختلف بهانه جویی می کردند تا وانمود کنند که اگر صحت گفتار پیامبر بر ما ثابت شود، بدون درنگ تسلیم می شویم و ایمان می آوریم. ولی خداوند این طرز تفکر را که دروغ و خلاف واقع است، پاسخ می دهد: «وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَیک کتاباً فِی قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیدِیهِمْ لَقالَ الَّذِینَ کفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِینٌ»[۱۴]و اگر نوشته ای بر روی صفحه ای بر تو نازل کنیم و (علاوه بر دیدن) آن را با دست های خود لمس کنند، باز کافران می گویند: این چیزی جز یک سحر آشکار نیست. توضیح: چند نفر از کافران بنام «نضر بن الحارث»، «عبدالله ابی امیه» و «نوفل بن خویلد» گفتند: ای محمد ما به تو ایمان نمی آوریم تا اینکه کتابی از سوی خدا برای ما بیاوری و چهار نفر از فرشتگان با آن کتاب باشند و گواهی دهند که آن کتاب از نزد خداست و تو پیامبر او هستی خداوند آیه فوق را نازل فرمود.[۱۵]
پررویی کافران
کافران تا می توانستند کوشش می کردند که قرآن را نفهمند و روی آنان تأثیر نگذارد. به این جهت از قرآن دوری می کردند ولی گذشته از اینها گاهی پررویی کرده و با پیامبر درباره قرآن به جدال می نشستند و صریحاً قرآن را افسانه می شمردند. خداوند همین موضوع را با نتیجه آن بیان می فرماید: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یسْتَمِعُ إِلَیک وَ جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکنَّهً أَنْ یفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یرَوْا کلَّ آیهٍ لا یؤْمِنُوا بِها حَتَّی إِذا جاؤُک یجادِلُونَک یقُولُ الَّذِینَ کفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ وَ هُمْ ینْهَوْنَ عَنْهُ وَ ینْؤَوْنَ وَ إِنْ یهْلِکونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یشْعُرُونَ»[۱۶]بعضی از آنان به تو گوش فرا می دهند ولی بر دل های آنان پرده ها و در گوش آنها سنگینی قرار داده ایم تا آن (قرآن) را نفهمند. و اگر همه نشانه های حق را ببینند ایمان نمی آورند حتی هنگامی که به نزد تو می آیند، با تو پرخاش می کنند وکافران می گویند: این (قرآن) جز افسانه های پیشینیان نیست. آنها دیگران را از آن (قرآن) باز می دارند وخود نیز از آن دوری می کنند و آنها جز خود را هلاک نمی کنند ولی نمی فهمند. توضیح: عده ای از مشرکان مکه نزد پیامبر اکرم نشسته بودند در حالی که آن حضرت قرآن می خواند. آنها به یکی از خودشان بنام «نضر» گفتند: محمد چه می گوید؟ «نضر» گفت: افسانه های پیشینیان نظیر آنچه از قرن های گذشته برای شما داستان می گویم. آن وقت خداوند آیه فوق را نازل فرمود.[۱۷]
یهود: کتابی در کار نبوده
یهود گاهی کارشان به جایی می رسید که برای انکار قرآن منکر شوند که خدا کتابی بر پیامبری نازل کرده، این آیه به آنان جواب دندان شکن می دهد: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَی ءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ مُوسی نُوراً وَ هُدی لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِیسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ کثِیراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُکمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یلْعَبُونَ»[۱۸] آنها خدا را چنانکه باید نشناختند که گفتند: خداوند بر هیچ بشری چیزی نازل نکرده است. بگو چه کسی کتابی را که موسی آورد نازل گردانید، کتابی که برای مردم نور و هدایت بود و شما آن را به صورت صفحاتی پراکنده قرار می دهید قسمتی را آشکار و قسمت زیادی را پنهان می دارید و مطالبی به شما تعلیم داده شده که نه شما و نه پدرانتان آنها را نمی دانستند، بگو خدا… سپس آنها را در گفتگوهای لجاجت آمیزشان رها کن بازی کنند. توضیح: علت آنکه منکران نزول وحی و کتاب آسمانی، خدا را نشناخته اند، آنست که لازمه خداوندی خدا و یکی از ویژگی های پروردگاری آنست که خدا برای هدایت مردم به راه راست و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت، وحی و کتاب آسمانی بفرستد و اگر کسی منکر آنها شد، شناختی نسبت به خدا ندارد.[۱۹]
تا نگوئید
قرآن حجت است و نزول آن جلو بسیاری از یاوه گوئی های مخالفان را گرفت. اینک در آیه زیر می بینید که مخالفان درباره قرآن چه منطقی داشتند و چه گفتاری: «وَ هذا کتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَک فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکمْ تُرْحَمُون أَنْ تَقُولُوا إِنَّما أُنْزِلَ الْکتابُ عَلی طائِفَتَینِ مِنْ قَبْلِنا وَ إِنْ کنَّا عَنْ دِراسَتِهِمْ لَغافِلِینَ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَینَا الْکتابُ لَکنَّا أَهْدی مِنْهُمْ فَقَدْ جاءَکمْ بَینَهٌ مِنْ رَبِّکمْ وَ هُدی وَ رَحْمَهٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کذَّبَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ صَدَفَ عَنْها سَنَجْزِی الَّذِینَ یصْدِفُونَ عَنْ آیاتِنا سُوءَ الْعَذابِ بِما کانُوا یصْدِفُونَ»[۲۰] و این کتابی مبارک است که ما آن را (بر تو) نازل کردیم، از آن پیروی کنید و تقوا داشته باشید تا مورد رحمت واقع شوید. (ما این کتاب را نازل کردیم) تا نگویید کتاب آسمانی تنها بر دو طائفه (یهود و نصاری) پیش از ما نازل شده و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم، یا نگوئید اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می شد از آنها هدایت یافته تر بودیم، اینک آیات روشن و هدایت و رحمت از جانب پروردگارتان برای شما آمد. پس کیست ستمکارتر از کسی که آیات خدا را تکذیب کرد و از آنها روی گردانید؟ به زودی کسانی را که از آیات ما روگردانیدند به خاطر اینکه روگردان شدند مجازات شدید خواهیم کرد.
قرآن ساخته خودم نیست
کافران به پیامبر تهمت می زنند و می گویند: که قرآن گفته خود پیامبر است، در اینجا است که باید پیامبر به آنان جواب گوید و شأن قرآن را بالا ببرد و آنرا کاملاً معرفی نماید: «وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ ب آیهٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَیتَها قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما یوحی إِلَی مِنْ رَبِّی هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّکمْ وَ هُدی وَ رَحْمَهٌ لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ»[۲۱]و هنگامی که (در نزول وحی تأخیر افتد و) آیه ا ی برای آنها نیاوری، می گویند چرا خودت (از پیش خود) آن (آیه) را برنگزیدی، بگو من تنها پیروی از چیزی می کنم که (از پروردگار) به من وحی می شود، این (قرآن) بینش هایی از طرف پروردگارتان و هدایت و رحمت است برای گروهی که ایمان می آورند. توضیح: طرز برخورد کافران با پیامبر به این صورت بود که هر وقت آیه ای نازل می شد و پیامبر آن را بر آنان عرضه می کرد، تکذیب می کردند و چنانچه آیه ای نازل نمی شد یا در آن تأخیر می افتاد، از روی استهزاء به پیامبر می گفتند: چرا آن چیزی را که آیه نام می گذاری و از اینجا و آنجا جمع می کنی نمی آوری؟[۲۲]
منافقان مسخره می کردند
منافقان در مقابل آیات قرآن حالت مخصوصی داشتند، به این معنی که قرآن در آنها هیچ اثری نمی گذارد، به واسطه آنکه ایمان به آن نداشتند و گذشته از آن، قرآن را مسخره می کردند. ولی مؤمنان این طور نبودند، با نزول قرآن ایمانشان زیادتر می شد. «وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَهٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یقُولُ أَیکمْ زادَتْهُ هذِهِ إِیماناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِیماناً وَ هُمْ یسْتَبْشِرُونَ وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ»[۲۳] و هنگامی که سوره ای نازل می شود بعضی از آنان (به دیگران) می گوید: این (سوره) ایمان کدام یک از شما را زیاد کرد؟ (به آنها بگو) اما کسانی که ایمان آورده اند، ایمانشان را افزود و آنها با نزول آن سوره خوشحال می شدند و اما آنها که در دل هایشان بیماری (نفاق) است، پلیدی بر پلیدی آنها افزود و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند. توضیح: دو آیه بالا دلالت دارد بر اینکه سوره قرآن در قلب شنونده اثر می گذارد. برای صاحب قلب سلیم ایمان و بشارت و شادی را زیاد می کند و برای صاحب قلب مریض، پلیدی و گمراهی را.[۲۴] مانند آیه: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَساراً»[۲۵]
فرار منافقان
منافقان از سوره هایی از قرآن که نامی از آنها به میان آورده بود، وحشت داشتند و گاهی که سوره ای در این زمینه نازل می شد و آنان در خدمت پیامبر حاضر بودند، ناراحت می شدند و می خواستند فرار کنند، تا مبادا در میان اجتماع رسوا شوند:[۲۶] «وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَهٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ هَلْ یراکمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یفْقَهُونَ»[۲۷] و هنگامی که سوره ای نازل می شود بعضی از آنها (منافقان) به یکدیگر نگاه می کنند و می گویند آیا کسی شما را می بیند (و اگر از حضور پیامبر بیرون رویم متوجه ما نمی شوند) سپس بیرون می روند، خداوند دل هایشان را (از حق) منصرف سازد، چرا که آنها گروهی هستند که نمی فهمند. توضیح: در مورد کلمه «انصرفوا» این تذکر بجاست که «انصرفوا» فعل ماضی ثلاثی مزید از باب انفعال و مصدر آن انصراف است. انصراف در لغت به معنی بازگشتن یا برگشتن است و در اصطلاح که طبق معمول آن را به کار می بریم، به معنی صرف نظر کردن است. البته صرف نظر در واقع همان برگشت از منظور قبلی است. مقصود از «انصرفوا» آنست که منافقان بعد از نزول قرآن، مجلس را ترک می کردند و یا از ایمان به قرآن منصرف می شدند.[۲۸]
پیشنهاد غیر عملی
مشرکان به پیامبر اکرم پیشنهاد عجیبی می دهند و چون عملی نیست پیامبر اکرم آنرا رد می کند: «وَ إِذا تُتْلی عَلَیهِمْ آیاتُنا بَیناتٍ قالَ الَّذِینَ لا یرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما یکونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یوحی إِلَی»[۲۹] و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می شود کسانی که امید لقاء ما را ندارند (معتقد به قیامت نیستند به پیامبر) می گویند: قرآنی غیر از این بیاور (که از عیب خدایان ما نگوید) یا آن را تبدیل کن. بگو من حق ندارم که آن را از پیش خود تبدیل کنم، من جز آنچه به من وحی می شود پیروی نمی کنم. توضیح: منظور از آنکه به پیامبر گفتند: قرآنی غیر از این بیاور، قرآنی بود که مشتمل بر معارف این قرآن نباشد و امر و نهیی که در این قرآن است در آن وجود نداشته باشد.[۳۰] منظور از اینکه گفتند: آن را تبدیل کن، این بود که با حفظ اصل قرآن، معارف مخالف با خواسته های آنان به هدف های موافق با میل آنها تغییر یابد.[۳۱]
برای در کفر ماندن عذری نیست
خداوند، حجت را تمام کرده و راه عذر و بهانه را مسدود نموده است، کفار چه می گویند و چه می خواهند بگویند؟ می خواهند بگویند قرآن به زبانی نازل شده که ما نمی فهمیم؟ که این حرف صحیح نیست، قرآن به زبان خودشان است. و اگر بخواهند، بخوبی آن را درک می کنند، پس مسئله این نیست، مسئله عناد، سرکشی و زیر بار نرفتن است. «تِلْک آیاتُ کتابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیا لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ»[۳۲] آن آیات کتاب آشکار است. ما آن را قرآن عربی نازل کردیم تا شما بفهمید (و بیندیشید).توضیح: منظور از «الکتاب المبین» قرآن است و معنای «مبین» آنست که خودش واضح و آشکار است و معارف الهی و حقایق مبدأ و معاد را که قرآن در بردارد، توضیح می دهد و آشکار می کند و احتمال می رود منظور از «الکتاب المبین» لوح محفوظ باشد.[۳۳]
باز ایمان نمی آورند
آنانکه ایمان نداشتند به پیامبر گفتند: اگر تو پیامبری، کوه های مکه را برای ما به حرکت درآور و در آنجا جوی ها و چشمه ها قرار ده تا به کشت و زرع مشغول شویم و مردگان ما را زنده کن تا درباره ی تو با آنان سخن گوییم. خداوند در رد آنها آیه زیر را بر پیامبر اکرم نازل گردانید.[۳۴] «وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کلِّمَ بِهِ الْمَوْتی بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِیعاً»[۳۵]و اگر به وسیله قرآنی کوه ها به حرکت درآیند و زمین ها قطعه قطعه شوند و به وسیله آن با مردگان سخن گفته شود (باز هم ایمان نخواهند آورد). ولی همه آنها در اختیار خداست.توضیح: افرادی که آیه فوق و آیات مشابه، به آنها اشاره می کند، کسانی هستند که توفیق ندارند با قرآن هدایت شوند و هرچه از پیامبر مشاهده می کردند که بایستی انگیزه ای برای ایمان آنها باشد، از آن ایرادی می گرفتند و ایمان نمی آوردند، از این جهت سرتاسر عمر خود را به این بهانه ها می گذراندند و بی ایمان از دنیا می رفتند.
کافران نمی دانند
کافران از نسخ بعضی از آیات تعجب می کردند و گاهی این موضوع برای آنان دست آویزی بود. تا انتقاد کنند و تبدیل آیات را مربوط به شخص پیامبر بدانند. خداوند در این دو آیه به آنان جواب می دهد: «وَ إِذا بَدَّلْنا آیهً مَکانَ آیهٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما ینَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکثَرُهُمْ لا یعْلَمُونَ قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّک بِالْحَقِّ لِیثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدی وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِینَ»[۳۶]و هنگامی که آیه ای را به آیه دیگر تبدیل کنیم (حکمی را نسخ نماییم) و خدا بهتر می داند چه حکمی را نازل کند، آنها می گویند تو افترا می بندی اما بیشتر آنها (حقیقت را) نمی دانند. بگو، آن را «روح القدس» از جانب پروردگارت به حق نازل کرده است، تا افراد با ایمان را ثابت قدم گرداند، و هدایت و بشارتی است برای (عموم) مسلمین. توضیح: منظور از افتراء آنست که انسان به دروغ چیزی را به کسی نسبت دهد و در این آیه که کافران این کلمه را در مورد پیامبر به کار می بردند، منظورشان این بود که خدا آیات را تبدیل نمی کند، تو خودت آیه را تبدیل می کنی و به خدا نسبت می دهی.[۳۷]منظور از «روح القدس» جبرئیل است.[۳۸]
خدا از اندیشه کافران آگاهست
کافران معتقد نبودند که قرآن کتاب آسمانی و از جانب خداست و عقیده داشتند که قرآن را خود پیامبر انشاء کرده، منتها می گفتند خود پیامبر نیز قادر نیست که چنین کتابی را بیاورد و بر مردم عرضه کند، بلکه افرادی او را در این زمینه آموزش داده اند.[۳۹] خداوند در این آیه به جواب آنان می پردازد: «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یقُولُونَ إِنَّما یعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِی یلْحِدُونَ إِلَیهِ أَعْجَمِی وَ هذا لِسانٌ عَرَبِی مُبِینٌ»[۴۰]ما می دانیم آنها می گویند: بشری به او تعلیم می دهد، در حالی که زبان کسی که تعلیم را به او نسبت می دهند، عجمی است و این (قرآن) زبان عربی آشکار است. توضیح: کسی که کافران می گفتند پیامبر قرآن را از او آموزش دیده شخصی بنام «عایش» غلام «حویطب بن عبدالعزی» بوده که مسلمان شده و صاحب کتاب هایی بوده است و گفته شده فردی بنام «بلعام» بوده که در مکه شیشه گر و اصلاً رومی و نصرانی بوده است و بعضی گفته اند سلمان فارسی بوده است.[۴۱]
نفرت مشرکان
مشرکان به جای آنکه از قرآن استفاده کنند و به راه بیایند، بیشتر از قرآن دوری می کردند و می گریختند. خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِی هذَا الْقُرْآنِ لِیذَّکرُوا وَ ما یزِیدُهُمْ إِلاَّ نُفُوراً»[۴۲] در این قرآن انواع بیانات مؤثر را آوردیم تا متذکر شوند ولی جز بر نفرتشان نمی افزاید. توضیح: سؤال: اگر با نزول قرآن نفرت مشرکان زیاد می شد پس چرا قرآن نازل می شد و حکمت نزول آن چه بود؟
جواب: با نزول قرآن دلایلی که موجب تکلیف می شود روشن می گردد و از این جهت عذری باقی نمی ماند و جماعتی با نزول قرآن به صلاح و صواب رو می آورند. اگر نازل نمی شد اینها راه خیر و صلاح در پیش نمی گرفتند و همان گروهی که با نزول قرآن نفرتشان زیاد می شد اگر قرآن نازل نمی شد به فسادی بیش از فساد نفرت کشانیده می شدند، بنابراین مصلحت اقتضا می کرد به خاطر این اهداف، قرآن نازل شود.[۴۳]
نمی توانند مثل قرآن بیاورند
بعضی از مشرکان گفته بودند که اگر بخواهیم می توانیم مانند این قرآن بگوییم.[۴۴] خداوند ادعای آنان را باطل دانسته و چنین توانی را در آنان انکار می نماید: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»[۴۵] بگو (ای پیامبر) اگر انسان و جن گردهم آیند تا مانند این قرآن بیاورند مانند آن نخواهند آورد، اگرچه بعضی از آنان برای بعضی دیگر پشتیبان باشد. توضیح: قرآن فصیح و بلیغ است. نظم خاصی در آن به کار رفته است. آن هم در بالاترین سطح از بلاغت و نظم قرار دارد. معانی آن نیکو و جالب است. عبارات آن مهذب است یعنی الفاظ آن در مورد ارائه منظور نه زائد است و نه کم. تناقض در قرآن وجود ندارد. الفاظ نامأنوس در آن نیست. معنی بی ارتباط در قرآن نیست. همه این امتیازات سبب شده که بزرگترین فصحا و بلغاء عرب از انشاء مانند قرآن عاجز باشند.[۴۶]
هدف چیست؟
این آیه را بخوانید و لذت ببرید، چه زیباترین آیه ای که قرآن را معرفی می کند و حقانیت آن را بیان می نماید و هدف از نزول آن را توضیح می دهد، این آیه کریمه است که ضمن جمله ای بسیار کوتاه و با یک عالم از فصاحت و بلاغت ادا شده است: «وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناک إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً»[۴۷] ما قرآن را به حق نازل کردیم و به حق نازل شد و تو را جز برای بشارت و بیم دادن نفرستادیم.
توضیح: هم از سوی خدا نازل کردن قرآن همراه حق است و هم نزول آن، بنابراین از طرف نازل کننده آن، مصون از باطل است، گفتار لغو و ناهنجار در آن نیست، چیزی غیر از حق دخالتی در آن نداشته که روزی آن را باطل کند و خداوند در مورد نازل کردن قرآن شریکی نداشته تا شریک او آن را نسخ کند و پیامبر جز رسولی از جانب خدا برای بشارت و بیم دادن نیست و حق تصرف در قرآن را ندارد به طوری که آن را کم یا زیاد کند و یا همه و یا بعضی از آن را با درخواست مردم یا هوای نفس خود ترک نماید و یا از آن روی بگرداند و در نتیجه آیه دیگری که مطابق هوای نفس خود یا مردم باشد از خدا بخواهد یا با مردم مماشات کند یا در بعضی از معارف و احکام قرآن به خاطر مردم مسامحه نماید، همه اینها به واسطه ی آن است که قرآن حق و از مصدر حقّی صادر شده است.[۴۸]
راز نزول تدریجی قرآن
در ردّ آنان که می گفتند: چرا قرآن یکجا نازل نشده و بتدریج فرود آمده خداوند حکمت نزول تدریجی قرآن را بیان می فرماید: «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلی مُکثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِیلاً»[۴۹] ما قرآنی (بر تو نازل کردیم) که (آیات) آن را از هم جدا کردیم تا آن را تدریجاً و با آرامش بر مردم بخوانی (و در دل ها جایگزین شود) و به طور قطع این قرآن را ما نازل کردیم. توضیح: حکمت نزول تدریجی قرآن، آنست که مردم استعداد فراگیری معارف و احکام قرآن را پیدا کنند و فرصت تدبر و حفظ آن را داشته باشند.[۵۰] از ابن عباس روایت شده که گفته است: اگر سوره بقره را با ترتیل (شمرده و با تأنّی) بخوانم بهتر است تا همه قرآن را تند و تند بخوانم.[۵۱] از عبدالله بن مسعود نقل شده که گفت: قرآن را کمتر از سه روز نخوانید و آنرا در هفت روز تلاوت نمایید.[۵۲] منظور آنست که سعی کنید هنگام تلاوت قرآن، تأمل و تفکر را رعایت کنید.
دیگران هستند
پیامبر مأمور می شود که محکم و با جرأت با کفار صحبت کند و از بی اعتنایی آنان نسبت به قرآن بی تفاوتی نشان دهد و به آنها بگوید: «اگر شما قدر قرآن را نمی دانید از قدر و منزلت قرآن کاسته نمی شود و هستند کسانی که قرآن را می شناسند و حق آنرا ادا می نمایند. اینک سخن پروردگار در این رابطه:«قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یتْلی عَلَیهِمْ یخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً وَ یقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً وَ یخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یبْکونَ وَ یزِیدُهُمْ خُشُوعاً»[۵۳] بگو: چه ایمان بیاورید به آن (قرآن) و چه نیاورید، آنها که پیش از این، علم و دانش به آنان داده شده، هنگامی که (این آیات) بر آنها خوانده می شود به خاک می افتند و سجده می کنند. و می گویند:منزه است پروردگار ما،قطعاًوعده های پروردگار ما انجام شدنی است. و به خاک می افتند، گریه می کنند (و قرآن) خشوع آنها را فزونتر می نماید. توضیح: منظور از کسانی که علم به آنها داده شده، اشخاص خداشناسی هستند که از آیات خدا آگاهی داشته اند، چه از یهود باشند و چه از نصاری و چه از دیگران. گرچه از سیاق آیات استفاده می شود که منظور، علمای نصرانی می باشند که قبل از نزول قرآن به دین مسیح که هنوز نسخ نشده بود، متدین بودند و قرآن که نازل شد به آن گرویدند.[۵۴]
پاداش بسیار
مطالب قرآن طوری تنظیم شده که هرکس می تواند خود را با آنها تطبیق دهد وحالت وعاقبت خویش را دریابد. آدم خطاکار حساب کار خود را می فهمد و آدم با ایمان و پرهیزکار، امیدوار و دلگرم می شود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلی عَبْدِهِ الْکتابَ وَ لَمْ یجْعَلْ لَهُ عِوَجا قَیماً لِینْذِرَ بَأْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ وَ یبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً ماکثِینَ فِیهِ أَبَداً»[۵۵] حمد ویژه خدایی است که این کتاب (آسمانی) را بر بنده (برگزیده) خود نازل کرد و هیچگونه کجی در آن قرار نداد. کتابی که ثابت، مستقیم و نگاهبان کتب دیگر است، تا (نابکاران را) از عذاب شدید او بترساند و مؤمنان را که عمل صالح انجام می دهند بشارت دهد که پاداش نیکویی برای آنهاست. (همان بهشت برین که) جاودانه در آن خواهند ماند. توضیح: منظور از اینکه خداوند کجی در قرآن نداده است که قرآن صحیح است و غیر صحیح در آن نیست. قرآن مفید است و غیر مفید در آن نیست.[۵۶] «قیم» یعنی ثابت و سرپرست امور دنیا و آخرت مردم.[۵۷]
حمله به قاری
کافران به واسطه عدم ایمان به قرآن، گذشته از آنکه از آیات قرآن بهره و لذت نمی بردند، از شنیدن آنها خشمناک هم می شدند و می خواستند کسانی را که قرآن می خوانند مورد هجوم قرار دهند.[۵۸]«وَ إِذا تُتْلی عَلَیهِمْ آیاتُنا بَیناتٍ وَ تَعْرِف فِی وُجُوهِ الَّذِینَ کفَرُوا الْمُنْکرَ یکادُونَ یسْطُونَ بِالَّذِینَ یتْلُونَ عَلَیهِمْ آیاتِنا قُلْ أَ فَأُنَبِّئُکمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِکمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِینَ کفَرُوا وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ»[۵۹] و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می شود در چهره کافران (آثار) انکار مشاهده می کنی. (به طوری که) نزدیک است برخیزند و با مشت به کسانی که آیات ما را بر آنها می خوانند حمله کنند. بگو آیا شما را به بدتر از این خبر دهم؟ همان آتش (دوزخ) است که خداوند به کافران وعده داده و بدترین جایگاه است. توضیح: منظور از اینکه خداوند می فرماید: «بگو آیا می خواهید بدتر از این را به شما خبر دهم» آنست که: بگو آیا می خواهید بدتر از این چیزی که شما آن را شر می دانید و از آن دوری می کنید و از شنیدن آن پرهیز می نمایید به شما خبر دهم تا از آن اجتناب نمایید؟ آن، آتش عذاب الهی است.[۶۰]
حقیقت چیست؟
کافران عقیده داشتند که قرآن ساخته خود پیامبر است و افرادی نیز در مورد انشاء قرآن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.