توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مصداق شناسی اسراف در جامعه کنونی ایران، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مصداق شناسی اسراف در جامعه کنونی ایران شامل 96 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مصداق شناسی اسراف در جامعه کنونی ایران:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مصداق شناسی اسراف در جامعه کنونی ایران را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مصداق شناسی اسراف در جامعه کنونی ایران توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مصداق شناسی اسراف در جامعه کنونی ایران :
مقدمه
مدعای نظام مقدس جمهوری اسلامی این بوده که تا ممکن است، مبانی اسلامی در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیاده شود و جامع ایران در پرتو نظام واره های دین اسلام به حیات خود ادامه دهد، و از دیگر سو، دشمن نیز این هدف را شناسایی کرده و به دنبال برنامه ریزی برای ایجاد مانع در رسیدن به این اهداف کلان است. اکنون نقط مرکزی برنام خصومت دشمن که در رأس آنها «استکبار جهانی» قرار دارد، «اختلال در زندگی معیشتی افراد جامعه» است، تا از این طریق مردم را نسبت به نظام بدبین کنند و ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی و به خصوص مبانی اسلامی را هدف خود قرار دهند. از این رو، می طلبد تا در گام نخست نظام معیشتی اسلامی، به ویژه محور اقتصادی آن، بر اساس مبانی دینی تبیین شود و سپس لبیک گویان به ندای امام امت، تلاش شود تا سبک اقتصاد دینی مورد توجه مسئولین و مردم قرار گیرد.[۱]
از نظر اسلام، در نظام اقتصادی خانواده تجمل گرایی، اسراف، خسّت، چشم و هم چشمی و تنگ نظری مذموم شمرده شده است و به اعتدال، اقتصاد و قناعت در مصرف توصیه شده است. در شماره های گذشت همین مجله به بحث پیرامون «تجمل گرایی و مدیریت رفتار اقتصادی» پرداختیم و پس از آن بحث و بررسی پیرامون «اسراف» را شروع کردیم و بر تحلیل معنای «اسراف» تکیه داشتیم و عنوان «مفهوم و شاخص اسراف از نگاه قرآن و روایات اسلامی» مورد بررسی قرار گرفت؛ اما اکنون در ادام سلسله مقالات گذشته، تلاش می کنیم تا به انواع اسراف و مصداق شناسی آن در جامع کنونی مان بپردازیم.
انواع اسراف
در گذشته بیان شد که «اسراف»، هرگونه خروج از اعتدال، و زیاده روی در کمیت و کیفیت، و بیهوده گرایی و اتلاف و مانند آن را می گویند که بر این اساس، اسراف دارای انواع و مصادیق متعددی خواهد بود.
۱- اتلاف مال (تبذیر)؛
معنای واژ تبذیر: تبذیر که از مصادیق اسراف به شمار می رود، بر خلاف اسراف، تنها واژ اقتصادی است که در غیر آن کاربردی ندارد. قرآن مجید فقط در دو آی متوالی از آن نام برده که یک مورد آن نیز اقتصادی و مالی است. می فرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخوانَ الشیاطینِ وَ کانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کفُوراً»[۲] ؛ «و تبذیر مکن؛ زیرا تبذیرکنندگان برادران شیاطین اند و شیطان به پروردگارش بسیار کفرورزنده است.»
مرحوم طبرسی(ره) می گوید: «تبذیر، پراکندن مال از روی اسراف است و ریش آن، پاشیدن بذر است. با این فرق که تبذیر، پراکندن همراه با فاسد و ضایع کردن است؛ ولی اگر به گون اصلاح باشد – هر چند زیاد هم باشد – تبذیر نیست.»[۳]
اهل لغت نیز تبذیر را «پراکندن مال به صورت اسراف» معنا کرده اند.[۴] مرحوم مقدس اردبیلی(ره) آن را به «مصرف مال در جایی که سزاوار نیست» تفسیر نموده است.[۵]
از مجموع این نظریه ها چنین برمی آید که بین واژ اسراف به معنای اقتصادی آن، با واژ تبذیر فرق زیادی وجود ندارد و تنها ممکن است در جهت تمایز بین این دو واژه گفته شود که با توجّه به خصوصیات تعابیر لغت شناسان در معنای تبذیر، مقصود از این واژه، تلف و ضایع کردن مال است و زیاده روی در انفاقات شخصی و امور خیر را شامل نمی شود، در حالی که معنای اسراف فراگیرتر از آن بوده و در برگیرند تمام موارد به هدر دادن و زیاده روی در مصارف شخصی، خانوادگی و انفاقهای مستحب می باشد. به عبارت دیگر، هر تبذیری اسراف است؛ ولی هر اسرافی تبذیر نیست.
از امام صادق(ع) جمل کوتاهی نقل شده است که ممکن است همین نکته را از آن استفاده کرد. آن حضرت فرمود: «إن التَّبْذِیرَ مِن الإِسْرافِ؛[۶] تبذیر از اسراف است.» در این حدیث شریف، برای اسراف اقسامی فرض شده و تبذیر شعبه ای از آن معرفی گردیده است.
با توجه به این بحث، روشن می شود که یکی از مصادیق و موارد اسراف، نابود کردن و از بین بردن مال است و چنانچه مال تلف شده قابل اعتنا و به صورتی باشد که در عرف عام تضییع مال به حساب آید، قطعاً حرام بوده و از معاصی کبیره خواهد بود؛ زیرا اهل لغت اتفاق دارند که نابود کردن مال و فاسد نمودن آن «تبذیر» است و به بیان قرآن کریم «مبذّر» همگام و برادر شیطان است.
بین شهید ثانی(ره) و صاحب جواهر(ره) در این مسئله اختلاف نظر و فتواست که صاحب جواهر(ره) حرمت تبذیر را در آن مسئله اساس استدلال خود قرار داده و به خوبی نظر شهید ثانی(ره) را ردّ می نماید.
در آنجا که شخصی دارای گوسفند و سگی بی آزار و مقداری آذوقه است که آن آذوقه تنها برای یکی از آن دو – سگ و گوسفند – کفایت می کند، شهید می فرماید: باید غذا را به گوسفند بدهد؛ زیرا حفظ جان گوسفند مهم تر است؛ ولی صاحب جواهر در ردّ این نظریه می نویسد: این فتوا قابل قبول نیست؛ بلکه ممکن است گفته شود: خوراندن غذا به سگ اولویت دارد؛ زیرا گوسفند قابل ذبح است؛ ولی سگ چنین قابلیتی ندارد، و لذا اگر غذا را به گوسفند بدهند، موجب تلف شدن سگی شده است که ارزش مالی دارد و این همان اسراف است.[۷]
بنابراین، معیار در این گونه مسائل اسراف و عدم اسراف است که تکلیف را روشن می سازد.
موارد اتلاف
از جمله موارد اتلاف عبارت است از:
الف) انفاق بی مورد در امور خیریه: آنگونه که می دانیم، انجام کارهای عامّ المنفعه مانند ساختن مسجد، تکایا، پل، جاده، حمام و نظایر آن، از بزرگ ترین مستحبات شرعی و دینی است؛ ولی باید توجه داشت که ارائ آنها به گونه ای باشد که بر طرف کنند نیاز جامعه باشد، وگرنه ایجاد بناهای خیریه با صرف مبالغ زیاد – در صورتی که مورد احتیاج نباشد – نوعی تبذیر و اسراف به حساب می آید. از امام سجّاد(ع) روایت شده که فرمودند: «إِنَّ الرَّجُلَ لَینْفِقُ مَالَهُ فِی حَقٍّ وَ إِنَّهُ لَمُسْرِف؛[۸] همانا شخصی مال خود را در راه خیری مصرف می کند (ولی) از مسرفان به شمار می آید.»
لذا همواره در احداث این گونه بناها، باید به ضرورت و مقدار احتیاج مردم به آن چیز توجه کرد و در نظر داشت که آنچه نزد خداوند ارزش و بها دارد، رفع نیازها و احتیاجات مادی و معنوی جامعه برای رضای خداست و هر عملی که بیش تر در این راستا قرار گرفته باشد، ارزش و اعتبار آن افزون تر است و این گونه نیست که تنها ساختن مسجد یا حسینیه انسان را به رضای الهی و ثواب آخرتی برساند؛ بلکه باید گفت که صرف پول و امکانات در این راه بیش از حدّ لزوم، در صورتی که موجب تفرقه و اختلاف شود و یا کثرت بیش از انداز لازم، زمین وهن جامعه را فراهم سازد، این کار نه تنها رضایت خداوند را به همراه نخواهد داشت؛ بلکه در مواردی، از موجبات غضب او نیز خواهد بود. شاید گفته شود: تعمیر مساجد و اصلاح آن در آی کریم که می فرماید: «إِنَّما یعمُرُ مساجِدَ اللَّهِ منْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاهَ وَ آتَی الزَّکاهَ وَ لَمْ یخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسی أُولئِک أَنْ یکونُوا مِنَ الْمُهْتَدین»[۹] «مساجد خدا را تنها کسانی آباد می کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را بر پا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت یافتهگان باشند.» از اختصاصات مؤمنین شمرده شده است، پس چگونه می توان احداث یک مسجد را موجب خشم و غضب خدا دانست و آن را عملی نابجا تلقّی کرد؟
در جواب باید توجه داشت که:
۱- طبق نظری بسیاری از مفسرین، مقصود از عمران در آی شریفه، عبادت و رفت و آمد در مساجد برای ذکر خداوند است تا مساجد متروک نمانند.
۲- بالفرض که عمران به همان معنای کارهای ساختمانی باشد، واژ و عمارت غیر از احداث بناست؛ یعنی به فرمایش مرحوم طبرسی(ره) مفهوم آن مرمّت و بازسازی خرابیهاست و این کار در هر حال پسندیده است؛ زیرا مخروبه ماندن مسجد ممکن است توهین به مسجد شمرده شده یا باعث هتک حرمت آن شود؛ ولی احداث بنا – چنانچه ضرورت و لزوم آن در نظر گرفته نشود – معلوم نیست کار نیکی به حساب آید.
۳- آی کریمه، در مقام سلب صلاحیت کفّار از دخالت در امور مساجد و انحصار آن به مؤمنین است؛ یعنی تنها مؤمنین باید در این شئون آن وارد شوند و کفّار حق تصمیم گیری و دخالت را ندارند، نه اینکه صرفاً ساخت مسجد بدون در نظر گرفتن نیازِ بدان، مطلوب و از صفات اهل ایمان باشد. اگرچه مضمون روایات وارد شده این است که احداث مسجد مطلقاً موجب ثواب است؛[۱۰] ولی اگر در آن احادیث دقت شود، معلوم می گردد که مضمون آنها با مسائل گذشته منافاتی ندارد و اضافه بر آن، در بسیاری از روایات، رفع ضرورت و نیازهای جامع اسلامی از بسیاری مستحبات مؤکد و پرثواب مقدّم و مهم تر به شمار آمده است.[۱۱]
ب) انفاق بی مورد به دیگران: از موارد تضییع مال، انفاق بی جا و دادن مال به انسانی است که اهلیت آن را ندارد و این عدم صلاحیت یا از آن رو است که فرد، گناهکار است و دادن مال موجب تقویت او در انجام گناه می شود، و یا بدین جهت است که وی در اصل متمکن بوده، بذل و بخشش دیگری تأثیری در بهبود وضع او ندارد. و از آن طرف، این عمل برای انفاق کننده نیز هیچ بهره و فاید عقلایی به همراه ندارد.
«ابی مخنف ازدی» که گفته شده از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) بوده، از آن حضرت روایت می کند که: «فَقَالَ: مَنْ کانَ مِنکمْ لَهُ مَالٌ، فإِیاهُ وَ الْفسَادَ؛ فَإِنَّ إِعْطَاءَهُ فِی غَیرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَافٌ، وَ هُوَ یرْفَعُ ذِکرَ صَاحِبِهِ فِی النَّاسِ، وَ یضَعُهُ عِنْدَ اللَّهِ، وَ لَمْ یضَعِ امْرُؤٌ مالَهُ فی غیرِ حَقِّهِ وَ عِنْدَ غَیرِ أَهْلِهِ إِلَّا حَرَمَهُ اللَّهُ شُکرَهُمْ، وَ کانَ لِغَیرِهِ وُدُّهمْ، فَإِنْ بَقِی مَعَهُ مِنْهُمْ بَقِیهٌ مِمَّنْ یظْهِرُ الشُّکرَ لَهُ وَ یرِیهِ النُّصْحَ؛[۱۲] هر کس از شما مال و ثروتی دارد، باید از فاسد نمودن آن بپرهیزد؛ زیرا بخشش آن به کسی که سزاوار آن نباشد، تبذیر و اسراف است و تنها موجب بلندی نام انفاق کننده در بین مردم می شود؛ ولی مقام او را نزد خداوند پایین می آورد و هیچ شخصی ثروت خود را به افراد غیر مستحق نداد، مگر اینکه خداوند او را از سپاسگزاری آن نعمات محروم نمود و دلهای مردم را متوجّه غیر او ساخت و چنانچه در میان آنان کسی باشد که بخواهد به او خدمت و خیرخواهی نماید، همانا این عمل را همراه با چاپلوسی، دروغ و حیله همراه خواهد ساخت. اگر روزی پایش بلغزد و به کمک آنها نیاز پیدا کند، بدترین و پست ترین دوستانند. و هیچ کس مالش را به کسانی که اهلیت آن را ندارند، انفاق نکرد، مگر اینکه غیر از ستایش ظاهری انسانهای پست – آن هم تا وقتی از مال او بهره مند شوند – چیزی عایدش نگشت و ثناگویی انسانهای نادان، که «فلانی شخص بخشنده ای است» در حالی که او در پیشگاه پروردگارش بخیل به حساب آید، چه نتیجه ای دارد؟ و این عمل چه خسران آمیز و زیانبار است! وچه نصیبی از این کمتر! پس اهل ثروت باید مال خویش را در راه صله رحم و کمک به خویشاوندان، مهمان نوازی و پذیرایی از واردین، رهانیدن انسانهای دربند و اسیر، و کمک به افراد در راه مانده به کار بندند؛ زیرا رسیدن به این خصلتها کرامت دنیا و شرف آخرت است.»
۲- اسراف در اموال عمومی:
ضروری ترین وظیف هر اجتماع سالم که خواهان برخورداری از اقتصادی سالم و پررونق است، حفاظت و مراقبت جدّی از اموال عمومی و سرمایه های ملی می باشد. خداوند می فرماید: «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکمُ»[۱۳]؛ (اختیار) اموال خویش را به کم خردان و افرادی که به آنها اعتماد ندارید، ندهید!» مقصود از ثروت عمومی، تمامی امکانات و سرمایه های مادّی یک جامعه است که خداوند آن را مای حیات و قوام اجتماع قرار داده؛ از قبیل: دریاها، رودخانه ها و سایر منابع آبی و آبزیان، جنگلها و مراتع، پرندگان، معادن و سایر منابع ثروت ملّی و بیت المال مردم که در حقیقت سرمایه های اصلی و ضامن بقای یک ملّت به حساب می آیند و با تأثیر مستقیمی که بر حیات اقتصادی جامعه دارند، حفاظت و استفاد صحیح از آن، اجتماع را به سوی رفاه و غنای مادّی پیش می برد، در حالی که کاهش و فرسایش آن، بنی اقتصادی کشور را سست کرده، آن را به طرف نابودی و اضمحلال خواهد کشاند.
موارد اسراف در اموال عمومی
الف) اسراف در منابع طبیعی: خداوند در دل زمین عظیم ترین منابع ثروت را به ودیعه گذاشته و به انسانها اجازه و قدرت بهره برداری و تسخیر آنها را عنایت فرموده است. قرآن کریم می فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکم ما فِی الاَرْضِ جَمِیعاً»[۱۴]؛ «اوست که تمامی آنچه در درون و روی زمین است، برای استفاد شما آفرید.»
ولی عالم طبیعت، جهان تقدیر و اندازه است و بی نهایت در آن راه ندارد. قرآن در این زمینه نیز می فرماید: «اِنّا کلَّ شَی ءٍ خَلَقْنِاهُ بِقَدَرٍ»[۱۵]؛ «ما هر چیزی را به اندازه ای معین آفریدیم.» و باز می فرماید: «وَ إِن مِنْ شی ءٍ إلاّ عنْدَنِا خزائِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ إلاّ بِقَدَرٍ معْلُومٍ»[۱۶]؛ «چیزی از موجودات نیست، مگر اینکه خزینه های آن نزد ماست و آن را مگر به انداز معین، نازل نمی کنیم.»
بر این اساس، منابع و ذخایر زمین نیز بی نهایت و پایان ناپذیر نیست و با مصرف بی رویه و اسراف گون آنها به سرعت رو به نقصان خواهند رفت و به زودی به پایان خواهند رسید.
«ویلی برانت» می گوید: اکنون برخلاف چند سال پیش، به راحتی می توان استدلال کرد که منابع زمینی پایان ناپذیر نیستند. با این حال، هم اکنون نیز بسیاری از مردم باور ندارند که اگر هم چنان به بهره برداری بی رویه از این منابع، به ویژه زغال و نفت ادامه بدهیم، این منابع تنها تا حدود نیم قرن دیگر دوام خواهند آورد.[۱۷]
آیا تاکنون فکر کرده اید که اگر این وضعیت زمانی جام عمل بپوشد، بشر به چه روزی خواهد افتاد؟ انرژی خورشیدی تا چه اندازه خواهد توانست خلأ ناشی از نبود نفت و فراورده های نفتی را پر نماید؟ اگر ما اندکی به فکر نسلهای آتیه – که کسانی جز فرزندان مان نیستند – باشیم، غیر از رعایت اعتدال در مصرف و حفاظت از منابع و ذخایر طبیعی، راه دیگری خواهیم داشت؟ انواع منابع طبیعی عبارتند از:
۱- جنگلها: از سرمایه های بسیار مهم طبیعی بر روی زمین، جنگلها و مراتع به شمار می روند که اضافه بر تأمین چوب مصرفی، در صنعت، ساختمانها و سوخت نیز تأثیر اساسی دارند و در تصفیه و پالایش هوا و تنظیم گازهای موجود در آن نقش مهمی را ایفا می کنند که در اینجا به برخی از آثار مثبت جنگلها اشاره می شود:
الف) جنگلها در میزان بارندگی اثر قاطع دارند؛
ب) هوای محیط را مرطوب و سالم نگه می دارند؛
ج) اکسیژن لازم برای تنفّس انسانها را تولید می کنند؛
د) گازهای سمّی هوا را جذب می کنند؛
ه. ) گرد و غبار هوا را می گیرند؛
و) محیط اطراف خود را ضدّ عفونی می کنند؛
ز) سیلها و حرکت آنها را کنترل می کنند؛
ح) آبها را در لایه های خاک و زمین نفوذ می دهند و ذخیره می کنند؛
ط) از تخریب و فرسودگی خاکها جلوگیری می کنند؛
ی) سرعت بادها را کنترل می کنند؛
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.