تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ارکان ایمان در کلام امام علی علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل ارکان ایمان در کلام امام علی علیه السلام شامل 44 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل ارکان ایمان در کلام امام علی علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل ارکان ایمان در کلام امام علی علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل ارکان ایمان در کلام امام علی علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ارکان ایمان در کلام امام علی علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ارکان ایمان در کلام امام علی علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ارکان ایمان در کلام امام علی علیه السلام :

در کلمه سی از حضرت سؤال شده است که ایمان چیست که خدا ما را در قرآن به ایمان فرا خوانده است و مؤمن، سعادتمند دنیا و آخرت است؟ حضرتش طبق این نقل فرمود: «الْإِیمَانُ عَلَی أَرْبَعِ دَعَائِمَ»؛ چهار ستون دارد که یکی صبر است و دومی یقین، سومی عدل است و چهارمی جهاد.

می فرماید: «وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَی أَرْبَعِ شُعَبٍ»؛ خود همین ستون بزرگ عدل، چهار شعبه فرعی دارد. «عَلَی غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَهِ الْحُکمِ وَ رَسَاخَهِ الْحِلْمِ»؛ یعنی ارکان چهارگانه ای که زیر مجموعه عدل است عبارت است از فهم غواصانه. یک وقت است که کسی لغتی را می شناسد، ترجمه ای را می شناسد، یا مطالبی را از دیگران فرا گرفته است، این «غَائِصِ الْفَهْمِ» نیست. حضرت فرمود علم یک دریا است، اگر کسی توان آن را دارد که در این دریا غواصی کند، این به پایه ایمان بار می یابد «عَلَی غَائِصِ الْفَهْمِ». فهم هم دقیق تر از علم است. هر علمی را فهم نمی گویند، آن علم ظریف دقیق را از آن به فهم یاد می شود. فرمود این اگر در نهر بود این شخص عادل نیست و اگر در بحر بود این عادل هست. عدلی که در فقه اکبر است غیر از عدلی است که در فقه اصغر است. پس عدلی که در رساله هاست این است که کسی واجب ها را انجام بدهد حرام انجام ندهد، این می شود عادل؛ اما عدلی که در فقه اکبر در مراحل والای ایمان مطرح است آن است که دقیق، مطالب را بفهمد، از تقلید برهد، از رونویسی کردن و بازگو کردن حرف این و آن نجات پیدا کند، از نهر بگذرد در نهر شنا نکند، اهل شنای در بحر باشد غواصی کند تا گوهری نصیب او بشود، آن می شود ایمان.

فرمود: «عَلَی غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ»؛ درست است که علم فریضه است و اگر کسی مطالب عادی را ادراک کند به تکلیفش عمل کرده است، اما تا فرو نرود در این نهر و از نهر به بحر نرسد، به آن ایمان کامل بار نمی یابد. شما و همه ما آرزو داشتیم و داریم که یک چنین حدیثی که درباره سلمان وارد شده است درباره ما وارد بشود که وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) فرمود: «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیت »همه ما آرزومندیم که چنین چیزی درباره ما وارد بشود. البته این درباره عده ای قابل توجهی وارد شده است، عده ای از مردان و عده ای از زنان عالم به جایی رسیده بودند که حضرت میفرمود فلان خانم «منا اهل البیت»، فلان محدّث از ماست «اهل البیت»، بعضی از محدّثان و راویان اهل قم را هم ائمه فرمودند «منا اهل البیت» آنها که شاگردان ائمه بودند رفت و آمد می کردند صحابت آن حضرت را داشتند می فرمود فلان عالم، فلان محدّث «منا اهل البیت»، فلان زن باایمان «منا اهل البیت». این مرحله ای است از کمال که همه ما آرزومند هستیم؛ اما یک روایت نورانی را مرحوم صاحب وسائل(رضوان الله تعالی علیه) نقل کرد که ذات اقدس الهی می فرماید: «فَالْمُؤْمِنُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه»؛ این قدر ایمان بافضیلت است و پایگاه عمیق و عریق دارد که طیق این روایت نورانی مرحوم صاحب وسائل در آن بخش های مربوط به آداب تجارت دارد ذات اقدس الهی فرمود: «فَالْمُؤْمِنُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه». مؤمن را گفتند آن کسی که نماز را اقامه می کند، همه شما به لطف الهی یا طلبه میباشید یا دانشجو هستید یا با قرآن مأنوس هستید، در هیچ جای قرآن خدا به ما نگفته نماز بخوانید! همه جا سخن از أَقِیمُوا الصَّلاَهَ، یقِیمُوا الصَّلاَهَ، است و آنجایی هم که دارد: «یصلّی»آن هم به معنای أَقِیمُوا الصَّلَاه است، چرا؟ برای اینکه خود دین نماز را ستون معرفی کرده است: «الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ»،این اصل اوّل و قرآن هم کتاب حکمت است که فرمود: یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ، این مطلب دوم؛ یک کتاب حکیم باید حرف های آن هماهنگ باشد، این مطلب سوم. اگر دین به ما می گوید نماز ستون دین است، بعد به ما بگوید نماز بخوان! این مطابق با حکمت نیست؛ چون ستون خواندنی نیست؛ اما وقتی بگوید: أَقِیمُوا الصَّلاَهَ، این حرف حکیمانه است. از طرفی فرمود نماز ستون دین است، از طرفی همیشه می گوید: أَقِیمُوا الصَّلاَهَ، یقِیمُوا الصَّلاَهَ، أَقِمِ الصَّلاَهَ لِذِکرِی، اینهاست؛ یعنی ستون را نمی خوانند، ستون را اقامه می کنند، به پا می دارند، این می شود ایمان.

ما که نماز می خوانیم، حواس ما همه جا هست به استثنای معارف نماز، داریم نماز می خوانیم، نه نماز را اقامه می خوانیم. این کم مقامی نیست که ذات اقدس الهی می فرماید: «فَالْمُؤْمِنُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه»؛ البته این تعبیرات مربوط به فصل سوم است که «منطقه الفراغ» است، نه فصل اوّل که مربوط به ذات حق تعالی است، آنجا منطقه ممنوعه است. نه فصل دوم که مربوط به صفات ذات است که عین ذات است، آنجا هم منطقه ممنوعه است؛ اما فصل سوم مربوط به ظهور حق، نور حق، تجلّی حق، فیض حق که در نهج البلاغه آمده: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّی لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ»؛ در نهج البلاغه آمده خدای سبحان «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِهِ مِنْ غَیرِ أَنْ یکونُوا رَأَوْه»؛فرمود: صدر و ساقه عالم تجلّی خداست، یک مطلب؛ قرآن جداگانه جلوه گاه خداست، مطلب دیگر. اینجا منطقه سوم است در این منطقه سوم می فرماید این شخص از من است، فیض من هم از اوست، این را می گویند عدل.

در نظام اسلامی ما عدل داریم؛ اما در نظام غیر الهی عدل اصلاً ظهور ندارد. همه شما به هر حال آشنا هستید که یک قانون و اداره یک کشور به سه عنصر محوری در دستگاه دین وابسته است: یکی مواد فرعی که به نظر ما همین رساله های عملیه و قوانین مجلس است که موضوعات را مشخص می کند. دیگران که رساله های عملی و مانند اینها را ندارند، همان قوانین جزئی است که مجلس قانونگذاری اینها تصویب می کند. این مواد حقوقی است که قابل اجراست. این مواد را از یک سلسله مبانی می گیرند؛ مثل استقلال مملکت، امنیت مملکت، آزادی مملکت، مواسات مردم، مساوات مردم، محیط زیست، عدم دخالت در زندگی دیگران، اجازه ندادن نفوذ، این حرف ها مبانی قانونگذاری است. ریشه همه اینها هم عدل است؛ یعنی کلید همه این مبانی عدل است. معنای عدل هم روشن است؛ عدل یعنی هر چیزی را سرجایش گذاشتن. هم معنای آن روشن است، هم مقبولیت و معقولیت آن؛ یعنی شما در عالم کسی را می بینید که بگوید عدل خوب نیست؟!

پس هر کشوری با یک مواد حقوقی اداره می شود، ما هم داریم آنها هم دارند. مواد حقوقی را از مبانی می گیرند، ما هم داریم آنها هم دارند. اما کلید همه این مبانی عدل است؛ معنای عدل هم این است که هر چیزی را سرجایش گذاشتن. از این جهت ما عنصر سوم را که منبع، منیع یعنی منبع! مبنا یعنی مبنا! ماده یعنی ماده! ما منابع حقوقی داریم که این مبانی را از آنها می گیریم؛ اما دست آنها خالی است، چرا؟ برای اینکه ما می گوییم عدل یعنی هر چیزی را سرجایش گذاشتن. ما می گوییم و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *