تعداد بازدید
6 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شانس و بخت از دیدگاه آموزه های دینی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شانس و بخت از دیدگاه آموزه های دینی شامل 49 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل شانس و بخت از دیدگاه آموزه های دینی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل شانس و بخت از دیدگاه آموزه های دینی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شانس و بخت از دیدگاه آموزه های دینی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شانس و بخت از دیدگاه آموزه های دینی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شانس و بخت از دیدگاه آموزه های دینی :

از بخت فارسی تا شانس فرانسوی

در فرهنگ ایرانی، بخت همان سرنوشتی است که برای شخص رقم خورده است. این بدان معناست که نوعی جبرگرایی بر فرهنگ ایرانی حاکم بوده است و حتی برخی از روایات اسلامی، تفکر قدریه را بازمانده تفکر مجوسی و زرتشتی معرفی می کند که روزگار و دهر، زندگی هرکسی را رقم زده و تغییرناپذیر است. در این روایت است: القدریه مجوس هذه الامه؛ جبرگرایی در امت اسلام همان زرتشتیان امت اسلام هستند.

در زمان امام باقر و امام صادق(ع) دو جریان قوی اشعری و معتزلی با گرایش های جبرگرایی و اختیارگرایی (قدریه و تفویض) در میان مسلمانان پدیدار شد. امامان(ع) گرایش جبرگرایی اشعری را همان امتداد تفکری مجوسیان می دانند. البته این تفکر در مجوسان نیز پس از انحرافاتی است که در بین یکتاپرستی آنان پدیدار شد. اینان نیز همچون پیروان دیگر شرایع الهی از جمله شریعت صابئی، یهودی و مسیحی، از اصول وحیانی و عقلانی بیرون رفتند و گمراه شدند. عنوان مجوس، عنوانی است که زرتشتی ها برای خود به زبان سریانی انتخاب کردند. (بحارالانوار، ج۳۵، ص۵؛ کافی، ج۳، ص۵۰۷- ۵۶۸). در ریشه یابی و تبارشناسی واژه مجوس گفته اند که این واژه در اصل همان مگوش Megus (=مغ با صرف فاعلی در کتیبه های هخامنشی است که تغییراتی به زبان سریانی رفته و از آنجا به زبان عربی وارد شده است).

یکتاپرستان زرتشتی در دوره ساسانیان به علت گمراهی در دولت ساسانی، گرفتار دوگانه پرستی خیر و شر و خدا و اهریمن شدند و اندیشه جبرگرایی و قضا و قدر در آنان ریشه دوانید. در روایتی از پیامبر(ص) آمده است: مردی نزد پیامبر(ص) آمد. پیامبر(ص) به ایشان فرمود: عجیب ترین چیزی که تا حالادیده ای چه چیزی- یا کدام اتفاق- است؟

آن مرد عرض کرد: مردمی را دیدم که با مادران و خواهران و برادران خود ازدواج می کردند و وقتی نسبت به این عملشان به آنها اعتراض می کردی می گفتند: این قضا و قدر است که خداوند بر ما مقدر کرده است. پیامبر(ص) به آن مرد فرمود: خواهد آمد روزی که افرادی از امت من نیز اینگونه استدلال کرده و این گونه خواهند گفت. آنها مجوس امت من هستند. (بحارالانوار، ج۵، ص ۷۴).

از این گفته ها و روایات و منابع علمی و تاریخی دیگر به دست می آید که فرهنگ بخت در جامعه ایرانی از دوره ساسانی با انحراف در دین زرتشتی پدیدار شد. براساس این تفکر، خوشبختی و بدبختی هر کسی در پیشانی او نوشته شده است و انسان کاری نمی تواند بکند تا به اختیار، بخت خود را تغییر دهد. پس افرادی سرنوشت و بخت خوش، یارشان بود و افرادی دیگر، بدبخت بوده و بخت و سرنوشت، علیه آنان بوده است. (زرین کوب، در قلمرو وجدان، ص ۱۷-۲۷؛ تاریخ کیش زرتشت، ج۱، صص ۲۶۴-۲۶۵، ص ۰۴؛ هوشنگ دولت آبادی، جای پای زروان، خدای بخت و تقدیر، ص ۹۸-۱۲۸)

در دوره معاصر که ارتباط با اروپایی ها آغاز شد و فرانسوی ها و بلژیکی ها آموزش رسمی کشور را در اختیار گرفتند، واژه شانس با همان معنا و کارکرد بخت وارد زبان ها شد و جایگزین بخت و یا مترادف آن گردید. البته از آن جایی که کمی تغییر در معنا و مفهوم بخت رخ داده بود و نمی توانست تفکر جبرگرایی را چون گذشته بیان کند، یا شانس به معنای بخت ساسانی به کار رفت یا همراه با هم به کار برده شد.

اکنون واژه شانس در فرهنگ فارسی به معنای بخت و اقبال، اختر و طالع به کار می رود (لغت نامه دهخدا) و در زیر شاخه های آن، واژه بدشانسی به عنوان واژه مقابل شانس قرار گرفته است. (فرهنگ عمید) البته اصل واژه «شانس» در فرانسوی به معنای فرصت است ولی به معنای جدیدی در فارسی به کار می رود که اکنون برای همه شناخته شده است؛ زیرا روزانه بارها این کلمه را در قالب جملات و عبارات مختلفی می شنویم. مثلاگفته می شود: «میگن بنده خدا خیلی خوش شانسه. این قدر کارش گرفته که نگو. . . »، «ما که اصلاشانس نداریم!»، «راستی تو چقدر خوش شانسی که منو پیدا کردی!»، «شانس ما این بود که. . . » و. . .

مردم بر این باورند که بدشانس ها، افرادی هستند که با تمام تلاش و کوشش و استعداد و نبوغی که در راه رسیدن به هدف هزینه می کنند، ولی هیچ گاه به هدف خویش نمی رسند؛ چون بر پیشانی این گونه افراد بدشانسی و بدبختی از ازل نوشته شده و نقش بسته است. این افراد به عنوان آدم های بدیمن نیز شناخته می شوند و در قدیم خانواده ها اجازه نمی دادند که در اعیاد نوروز و فطر و قربان، نخستین کسی باشند که بر ایشان وارد می شوند؛ زیرا ورود ایشان را به عنوان نخستین افراد، شوم و بدیمن می دانستند و به جای آن آرزو داشتند تا افراد خوش یمن و بخت یار وارد بر ایشان شوند تا سالی پر از نعمت و برکت داشته و از مصیبت و حوادث در امان باشند.

ارتباط شانس با قضا و قدر

یکی از مفاهیم اسلامی، قضا و قدر است. قضا، در لغت به معنای حکم (ترتیب العین، ج۳، ص ۱۴۹۰، «قضی»؛ لسان العرب، ج۱۱، ص ۲۰۹، «قضی») و نیز به معنای تمام کردن کار آمده است. قضای منسوب به خداوند، اخص از «قدر» است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۷۴، «قضی») و از آنجا که پدیده ها در وجود و تحقق، مستند به خداوند متعال هستند، اگر خداوند، تحقق پدیده را اراده کند و علل و شرایط آن تمام شود و راهی برای پدیده باقی نماند مگر موجود شدن به تعیین الهی و از دایره تردید و ابهام خارج شود، این اراده، قضای الهی نامیده می شود.

قضا، هم در دایره تکوین است و هم در دایره تشریع. از نظر فلسفی نیز قضا خروج از تردید و ابهام و ضروری شدن وجود از ناحیه علت تامه که واجب تعالی است، می باشد؛ زیرا مقصود از قضا تمام شدن امر و تعیین و تعین پیدا کردن است. در روایات نیز همین معنا تایید شده است، مانند روایت هشام بن سالم که گفته است: امام صادق(ع) فرمودند: «ان الله اذا اراد شیئاً قدره فاذا قدره قضاه، فاذا قضاه امضاه». خلاصه اینکه: قدر، مقدر را حتمی نمی کند و احتمال عدم وقوع دارد، اما هنگامی که مورد قضا واقع شد، چاره ای جز وجود و تحقق ندارد. (المیزان، علامه طباطبایی، ج۳۱، ص۲۷-۵۷)

از نظر آموزه های اسلامی، هر دو گرایش جبرگرایی و اختیارگرایی نادرست و باطل است؛ زیرا انسان چنان مجبور نیست که جز به آنچه برای او رقم خورده باشد، عمل نکند؛ چرا که چنین تفکری با اصل جزاء و مجازات و پاداش معنایی ندارد؛ بدین معنی که شخص اختیاری در فعل و عمل خود ندارد تا بر بدی مواخذه و مجازات شود یا بر خوبی پاداش گیرد. اصل وجود بهشت و جزاء خود بیانگر این معناست که انسان مجبور محض نیست؛ چنان که دارای اختیار محض و مطلق هم نیست که هر چه بخواهد انجام دهد و در این میان برای مشیت و اراده الهی جایی نباشد؛ زیرا چنین تفکری نیز با الوهیت، ربوبیت و توحید در افعال که در آیات قرآنی به اثبات رسیده در تناقض و تقابل است. از این رو در روایات معتبر اسلامی از امامان معصوم(ع) به عنوان یک تفکر وحیانی و قرآنی آمده است. از امام صادق(ع) روایت شده که فرمودند: لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین؛ نه جبر و نه اختیار بلکه امری میان این دو امر است. (بحارالانوار مجلسی، ج۵، ص۲۱ و ۷۱)

با توجه به معانی قضا و قدر و نیز دایره اراده و اختیار انسان، دانسته می شود که چیزی به نام شانس و بخت به معنای تقدیر قابل تغییر وجود ندارد و اینطور نیست که حوادث و رخدادها در جهان اتفاقی رخ دهد و تصادفی پدیدار گردد.

علامه شهید مرتضی مطهری می نویسد: هیچ چیز در عالم از روی تصادف و اتفاق رخ نمی دهد. همه چیز در نظامی متقن، متکی بر سلسله علل خویش هستند. اما در نگاه عموم مردم که بسیاری از علل و عوامل پنهان است و تنها به فعالیت ظاهری شخص توج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *