توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گوشه ای از مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل گوشه ای از مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام با 68 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل گوشه ای از مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل گوشه ای از مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل گوشه ای از مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل گوشه ای از مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گوشه ای از مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام :
امام دوم جهان تشیع، اولین ثمره زندگی مشترک علی(ع) و فاطمه(س) در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری در «مدینه الرسول» دیده به جهان گشود.[۱] وقتی خبر ولادت امام مجتبی(ع) به گوش پیامبر گرامی اسلام(ص) رسید، شادی و خوشحالی در رخسار مبارک آن حضرت نمایان شد. مردم شادی کنان می آمدند و به پیامبر(ص) و علی(ع) و زهرا(س) تبریک می گفتند، رسول خدا در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند.[۲]
پیامبر اکرم(ص) در روز هفتم ولادت، گوسفندی را عقیقه (و قربانی) کردند و در هنگام کشتن گوسفند این دعا را خواندند: «بسم الله عقیقه عن الحسن، اللهم عظمها بعظمه و لحمها بلحمه شعرها بشعره. اللهم اجعلها وقاء لمحمد و آله؛[۳] بنام خدا، [این] عقیقه ای است از جانب حسن، خدایا! استخوان عقیقه در مقابل استخوان حسن و گوشتش در برابر گوشت او، خدایا! عقیقه را وسیله حفظ محمد و آل محمد قرار ده.»
سپس پیامبر اکرم(ص) موهای سر او را تراشیدند و فاطمه زهرا(س) هموزن آن به مستمندان «درهم» سکه نقره انفاق کردند.[۴] از این تاریخ آیین عقیقه و صدقه به وزن موهای سر نوزاد مرسوم شد.
حسن بن علی(ع) هفت سال در دوران جدش زندگی کرد و سی سال از همراهی پدرش امیرمؤمنان(ع) برخوردار بود. پس از شهادت پدر (در سال ۴۰ هجری) به مدت ۱۰ سال امامت امت را به عهده داشت و در سال ۵۰ هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن ۴۸ سالگی به درجه شهادت رسید[۵] و در قبرستان «بقیع» در مدینه مدفون گشت. به بهانه ولادت آن بزرگوار، در این مقال برآنیم که گوشه هایی از فضائل و مناقب او را بیان کنیم.
فضائل امام حسن(ع)
سیوطی در تاریخ خود می نویسد: «کانَ الحَسَنُ رَضِیَ اللّه عنهُ لَه مَناقِبُ کَثیرَهٍ، سَیِّدا حَلیما، ذا سکینَهٍ و وِقارٍ وَحشمَهٍ، جَوادا، مَمدُوحا؛[۶] حسن بن علی(ع) دارای امتیازات اخلاقی و فضائل انسانی فراوان بود، او [شخصیتی] بزرگوار، بردبار، باوقار، متین، سخاوتمند، و مورد ستایش بود.»
البته سبط اکبر پیامبر اکرم(ص) باید چنین باشد، زیرا متقین باید دارای فضائل باشند. امام علی(ع) فرمودند: «فَالمُتَّقُونَ فیها هُم اَهلُ الفَضائِلِ؛[۷] پرهیزگاران، اهل فضائل هستند.» در ذیل برخی از فضائل آن حضرت را برمی شمریم.
۱- مورد محبت رسول خدا (ص)
از راه های شناخت عظمت و برتری یک انسان این است که محبوب انسان های برتر و بافضیلت باشد. در عالم هستی برتر از خاتم پیامبران(ص) نداریم و حسن بن علی(ع) سخت محبوب پیغمبر گرامی اسلام(ص) بود و این محبت و دوستی را در گفتار و کردار خویش ظاهر و به اصحاب خود می فهماند. بخاری از ابی بکر نقل می کند که گفت: «رایت النبی(ص) علی المنبر والحسن بن علی معه و هو یقبل علی الناس مره وینظر الیه مره ویقول: ابنی هذا سید؛[۸] دیدم نبی اکرم(ص) را که بر فراز منبر بود و حسن بن علی هم با او بود، او گاهی به مردم رو می کرد و گاهی به حسن(ع) و می فرمود: این فرزند من [سید و] آقاست.» و می فرمود: «مَن أَحَبَّ الحَسَنَ وَالحُسَینَ فَقَد أَحبَّنِی، وَمن أَبغَضَهُمَا فَقَد أَبغَضَنِی؛[۹] هر که حسن و حسین(ع) را دوست بدارد، مرا دوست دارد و هر که با آن دو دشمنی کند با من دشمنی کرده است.»
در این حدیث علاوه بر محبوبیت امام حسن(ع) در نزد رسول خدا(ص) که خود نشانه فضیلت است، محبت او و برادرش حسین(ع) معیار فضیلت و خوبی ها قرار داده شده است، چنان که دشمنی آن دو نشانه مبغوضیت نزد رسول خدا و پلیدی است.
پیامبر اکرم (ص) در جای دیگری فرمودند: «هُما سَیِّدا شبابِ اَهلِ الْجنَّهِ وَهُما رَیْحانَتی؛[۱۰] آن دو (حسن و حسین) آقای جوانان بهشت و ریحانه من هستند.»
۲- بندگی و خوف از خدا
بندگی رمز پیشرفت اولیا الهی و زمینه ساز رسیدن به اوج کمالات و فتح قله سعادت است. با عبادت، انسان محبوب خدا می شود و به او تقرب می یابد.
اگر ایوب (ع) و داوود(ع) و دیگر پیامبران الهی مدال افتخار دارند، به خاطر بندگی خداست که خداوند با عبارت «نِعمَ العَبدُ»[۱۱] آنان را ستوده است و اگر خضر نبی(ع) علم لدنی داشت و پیغمبر اولوالعزمی همچون موسی(ع) شاگردی او را می کرد و جدایی از او را تلخ ترین حادثه زندگی می دانست، در اثر بندگی او بود. قرآن کریم نام حضرت خضر(ع) را نیاورد بلکه فرمود: «فَوَجَدَا عَبدًا مِّن عِبَادِنَا؛[۱۲] بنده ای از بندگان ما را یافتند.» که نشان دهنده مقام بندگی و عبودیت در پیشگاه خداوند است و اگر پیامبر خاتم، محمد مصطفی(ص) به اوج قله مکاشفه و دریافت آخرین دین الهی دست یازید، بر اثر بندگی بود. از این رو در شبانه روز حداقل ده نوبت عرضه می داریم: «وَاَشهَدُ اَن محَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ؛ شهادت می دهم که محمد(ص) بنده و رسول خداست.» خداوند هدف از آفرینش انسان را بندگی می داند و می فرماید: «وَما خلَقتُ الجِنَّ وَالأِنْسَ إِلاَّ لِیعبُدُونِ؛[۱۳] من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادت کنند.»
راستی بندگی چه اکسیری است که در دسترس همگان قرار دارد، ولی اکثر مردم از آن بی خبر و نسبت به آن بی توجهند، در حالی که تمام عزت ها، سربلندی ها و افتخارها زیر سایه بندگی است.
امام مجتبی(ع) می فرماید: «وَ إِذَا أَرَدتَ عِزّاً بِلَا عَشِیرَهٍ وَ هَیبَهً بلَا سلطَانٍ فَاخرُج مِن ذُلِّ مَعصِیهِ اللَّهِ إِلَی عزِّ طاعَهِ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ؛[۱۴] هرگاه اراده عزتی بدون دار و دسته و هیبتی بدون سلطنت داشتی، از خواری معصیت الهی بیرون بیا و به سوی عزت طاعت خداوند رو کن.»
از مصادیق کامل بندگان مقرب الهی، امام حسن مجتبی(ع) است که در تمام حالات رو به سوی خدا داشت، خود را در محضر او می دید و خوف عظمت الهی سراسر وجود او را پر کرده و تمام هستی او را فراگرفته بود. در ذیل به نمونه هایی در این زمینه اشاره می شود:
الف) در حال وضو:
آن حضرت هنگام وضو گرفتن بدنش می لرزید، و چهره اش زرد می شد. از ایشان درباره راز این امر سئوال شد، فرمود: «حقُ عَلَی کلِّ مَن وَقَفَ بَینَ یدَی رَبِّ العَرشِ أَن یصفَرَّ لَونُهُ وَ تَرتَعِدَ مَفَاصِلُ؛[۱۵] بر هر کسی که در پیشگاه خداوند می ایستد لازم است که [از عظمت الهی] رنگش زرد و اندامش به لرزه افتد.»
ب) زمان ورود به مسجد:
وقتی که در آستانه مسجد قرار می گرفت، سر به سوی آسمان بلند می کرد و عرضه می داشت: «إِلَهِی ضَیفُک بِبَابِک، یا مُحسِنُ قَد أَتَاک المُسِیءُ فَتَجَاوَزْ عَن قَبِیحِ مَا عِندِی بِجَمِیلِ مَا عِندَک یا کرِیم؛[۱۶] خدایا میهمانت درب خانه ات ایستاده، ای احسان کننده! [بنده] گنهکار به سوی تو آمد، به خوبی آنچه نزد توست، از بدی آنچه نزد من است درگذر. ای [خدای] بخشنده.»
ج) هنگام نماز و در هر حال:
امام صادق(ع) می فرمایند: «إنَّ الحَسَنَ بنَ عَلی بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام کانَ أعبَدَ الناسِ فی زَمانِهِ وَ أزهَدَهُم وَ أفضَلَهم، وَ کانَ إذا حَجَّ حجَّ ماشیا وَ رُبَّما مَشی حافیا، وَکانَ إذا ذُکرَ المَوتُ بَکی، وَإذا ذُکرَ القَبرُ بَکی، وَإذا ذُکرَ البَعثُ وَالنشورُ کی، وَإذا ذُکِرَ المَمَرُّ عَلی الصِّراطِ بَکی، وَإذا ذُکِرَ العَرضُ عَلی اللَّهِ تَعالی ذِکرُه شَهِقَ شَهقَهً یُغشی عَلَیهِ مِنها، وَکانَ إذا قامَ فی صَلاتِهِ تَرتَعِدُ فَرائِصُهُ بینَ یدی رَبهِ عزّ وجلّ، وَکانَ إذا ذُکرَ الجَنَّهُ وَالنارُ اضطَرَبَ اضطِرابَ السَّلیمِ وَسأل اللّه الجَنَّه؛[۱۷] امام حسن(ع) عابدترین، زاهدترین و برترین مردم زمان خویش بود، هرگاه حج به جا می آورد پیاده و گاهی پابرهنه بود، همیشه این گونه بود که اگر یادی از مرگ و قبر و قیامت می کرد گریه می کرد. وقتی یادی از گذشتن از صراط می کرد گریه می کرد، وقتی یادی از عرضه شدن در پیشگاه الهی [برای حساب و کتاب] می کرد، صدای حضرت بلند می شد تا آنجا که غش می کرد [و بیهوش می افتاد] و هرگاه برای نماز می ایستاد، بند بند وجود او در مقابل خدایش می لرزید و هر وقت از بهشت و جهنم یاد می کرد، مانند مارگزیده می پیچید و از خداوند بهشت را درخواست می کرد.»
د) بعد از نماز:
در حالات آن حضرت نوشته اند: «اِنَّ الحَسَن(ع) کانَ اِذا فَرَغَ مِنَ الفَجر لَم یَتَکلَّمَ حتی تطلَعِ الشَمس؛[۱۸] امام حسن (ع) همواره چنین بود که وقتی از نماز صبح فارغ می شد، [باز هم بر سجاده خویش می نشست و عبادت خدا می کرد،] با هیچ کس [در آن حال] سخن نمی گفت: تا آنگاه که خورشید طلوع می کرد.»
ه) زمان خواندن قرآن:
در هنگام قرائت قرآن، وقتی به آیه «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا» می رسید، می گفت: «لَبیک اَللهُمَ لبیک؛[۱۹] اجابت کردم خدایا، اجابت کردم.»
و) لحظه مرگ و شهادت:
آن حضرت هیچ گاه خدا را فراموش نکرد و در تمام عمر خویش به یاد محبوب بود. از دوری دوست و خوف و عظمت او اشک می ریخت؛ در نماز، در حال خواندن قرآن،… و تا آخرین لحظه، حتی آنگاه که در بستر شهادت قرار گرفت، گریه اش شدت گرفت، عرض کردند: ای پسر رسول خدا! گریه می کنی در حالی که محبوب رسول خدا هستی و رسول خدا درباره تو بسیار تعریف کرد و سخن گفت و تو بیست نوبت پیاده به حج مشرف شدی. فرمود: «إِنَّمَا أَبکِی لِخَصلَتَینِ: لِهَولِ المُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الأَحِبَّه؛[۲۰] بخاطر دو چیز می گریم؛ وحشت آنچه در پیش دارم و جدایی دوستان.»
۳- دانش الهی
مهم ترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات حتی ملائکه دانش و بینش است. در قرآن کریم آمده است: «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسمَاءَ کلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُم عَلَی المَلَائِکهِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسمَاءِ هَؤُلَاءِ إِن کنتُم صادِقِینَ قَالُوا سُبحَانَک لَا عِلمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمتَنَا»؛[۲۱] علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت، بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزهی، ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده ای نمی دانیم.»
برترین علم ها، علمی است که مستقیماً از ذات الهی به شخصی افاضه شود که به آن علم «لدنی» گفته می شود. خداوند در مورد حضرت خضر(ع) می فرماید: «وَعَلَّمنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلمًا؛[۲۲] «علم فراوانی از نزد خود به او آموخته ایم.»
امام حسن مجتبی(ع) دارای چنین علمی بود. به برخی روایات در این زمینه توجه کنید:
۱ عثمان بن عفان درباره علم امام حسن(ع) خطاب به شخصی که در نزد او حاضر بود می گوید: «وَ مَن لَکَ بِمِثلِ هَؤُلَاءِ الفِتیَهِ أُولَئِکَ فَطَمُوا العِلمَ فَطماً وَ حَازُوا الخَیرَ وَ الحِکمَهَ؛[۲۳] کجا می توانی مثل این جوان ها را پیدا کنی؟ آنان [از خاندانی هستند] ک
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.