توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح شور انگیز شهریار در وصف قنوت :
سرزمین ایران در تمام اعصار، مهد پرورش و بالندگی شاعران و عارفان بسیاری بوده است. به جرأت می توان گفت که این سرزمین، موعود و قبله گاه بیشتر عارفان و سالکان در قرن های گذشته بود. آذربایجان، سرزمینی پر آوازه در عرصه فرهنگ و ادب است که از شمس تا شهریار را به عنوان ستارگانی ماندگار در ادبیات در خود جای داده و جلوه گری می کند. به روایت تاریخ، آذربایجان محل پرورش شاعران نامی چون «قطران»، «خاقانی»، «نظامی»، «شیخ محمود شبستری»، «استاد سی د محمد حسین شهریار»، «پروین اعتصامی» و یادآور جوشن اندیشه ای «مولانا» و «شمس تبریزی» و ظهور اسلام شناسان برجسته ای، نظیر «علامه امینی»، «علامه محمدحسین طباطبایی»، «علامه محمدتقی جعفری» و چهرههای برجسته سیاسی و فرهنگی و آزادی خواهانی مانند، «ستارخان» سردار ملی و «باقرخان» سالار ملی، «شیخ محمد خیابانی» و سرزمین شهدای محرابی چون «آیتالله شهی د مدنی» است. دانشمندان برجسته ای چون «پروفسور هشترودی»، «پروفسور عدل» و هنرمندانی مانند، «اقبال آذر» معروف به سلطان آواز ایران، «غلامحسین بیگچهخانی»، «رنام» و پیشتازان تئاتر نوین ایران نیز از این دیار برخاسته اند.
استاد محمدحسین شهریار از جمله مشاهیر و مفاخر ارزشمند فرهنگ ادب ایران اسلامی است که در جایگاه برترین های شعر و ادب گهربار ایران جای دارد، بی تردی د وی در قرن اخیر آئینه تمامنمای فرهنگ و هویت اصیل ایرانی است. استاد شهریار که برخاسته از خاک پاک آذربایجان است از منظرهای گوناگون نماد و سمبل هویت اصیل ایرانی مردم این خطه است. آذربایجان که همواره مدافع هویت و اصالت ایرانی و ایرانیان بوده است، بزرگان و فرزانگان آن پرچمدار این جبهه دفاع بوده اند. استاد شهریار در شعر و ادب معاصر آذربایجان از جمله این فرزانگان است که با شعر و ادب به مصاف نبرد با بیگانگان و بیگانه گرایان آمد. در طول تاریخ ادبیات هر کشوری، شاعران و نویسندگان کم شماری هستند که بسان ستون های استوار، آسمان آن سرزمین را بر سر انبوه شاعران و نویسندگان دیگر نگه می دارند. چنین نوابغی هر چند سده یک بار ظهور می کنند و تاریخ ادبیات یک ملت نیز برای ظهور چنین نوادری به ادوار مختلف تقسیم می شود. شاعران بزرگی چون نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، مولوی، صائب تبریزی و… از ارکان شعر به شمار می روند و نقش اساسی در پی دایش ادوار مهم ادبی داشته اند. در کنار این نوابغ شعر و فرهنگ، استاد شهریار از جایگاه ویژه ای در شعر و ادب ایران و آذربایجان برخوردار است. گواه این ادعا نیز علاوه بر خلق اشعار زیادی به زبان فارسی، آثار ترکی وی است. مهمترین ویژگی و امتیاز شهریار نسبت به سایر شعرای بزرگ در این است که اشعارش مورد توجه خاص و عام بود. از کودکان روستایی که حی دربابا را زمزمه می کنند تا فرهیختگان که در دقایق و لطایف اشعار وی به تفحص میپردازند، مسحور زیبایی و لطافت کلام شهریار هستند.
مهارت و تسلط شهریار بر ادب و فرهنگ دو زبان ترکی و فارسی، به اتفاق نظر غالب
سخن سنجان امتیازی منحصر به اوست. با این حال زمانی که در سال ۱۳۸۱ سالروز وفاتش را به نام روز ملی شعر و ادب ایران نامگذاری کردند اکثر روزنامه ها و نشریات، با درج مقالاتی سعی در تخریب شخصیت جهانی شهریار داشتند و معتقد بودند که مناسبت روز ملی شعر و ادب ایران بای د از میان شاعران فارسی زبان دیگری همچون فردوسی، حافظ، سعدی و… انتخاب شود. این گروه از ادبا و صاحب نظران در توجیه ادعاهای شان، اشعار شهریار را از لحاظ سبک شعری و محتوای شعری غیرقابل مقایسه با اشعار این شاعران پارسی گوی می دانستند ولی غافل از این بودند که مهم ترین عامل ماندگاری شعر شهریار جامعیت و تنوع شعر او است. شعر شهریار مخصوصاً غزلیاتش به خاطر تنوع موضوع و طرح مسائلی که در گذشته معمولاً در قالبهای دیگر شعر فارسی از جمله قصی ده و قطعه و مثنوی مورد توجه واقع می شد درخور بررسی و تحلیل است. شهریار نه تنها در شیوه کلاسیک و موسوم ادب فارسی حق سخنوری را ادا کرده، بلکه در اسلوب شعر فارسی نیز اعجازی اعجابانگیز نشان داده است. جهانبینی فلسفی، نگرش اجتماعی، جلوههای عاطفی، ذوقی و هنری اسلوب متین و استوار شاعری درعین حال لطافت و ظرافت خاص او در آثاری چون، هذیان دل، ای وای مادرم، نقاش، پیام انیشتین و… منتقدان شعر فارسی را دچار حیرت و سرگشتگی کرده است و به یقین بعضی از این آثار در صورت شرح و بسط، تبدیل به گنجینه ای جاودانه می شود. جامعیت و تنوع در شعر شهریار و نیز انسانیت شهریار وی را به شاعری مردمی و محبوب تبدیل کرد و نامگذاری سالروز وفاتش به روز ملی شعر و ادب شای د کوچکترین کار در حق این شاعر متعهد و مردی است. شهریار شاعری عاشق بود که شعر او جلوه ای از پاکی وجود و تبلور حقیقی احساس بود. با آن دلی که غزال چابک دشتهای غزل بود، میخرامی د و چشم زیبا دوست «شاعری» را به خود وا می داشت. آنجا که در دامـن دلانگیز «حی دربابا» طنین میافکند، دل هر عاشق وارسته ای به آن سو می شتافت. او در سیر پر دامنه خویش، در سلوک عاشقی تا آنجا پیش رفت که سزاوار دریافت خرقه از دستان مرشد طریقت گشت؛ اما فروتنی و خاکساریاش او را به عالم شاعری فرا خواند. روح پر تلاطم و پر تکاپوی نغز پرور او را می ستاییم. استاد سی د محمدحسین بهجت تبریزی، شاعر پرآوازه معاصر ایران است که در شعر خود به «شهریار» تخلص می کرده و با چیرگی تمام به زبان های «فارسی» و «ترکی» شعر می سروده است.
نفوذ معنوی کلام شیرین این شاعر از یک سو در همه جای سرزمین پهناور ایران بر سراچه دل کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان نشسته و هر ایرانی غزلی، قطعه ای و یا لااقل بیتی از «شهریار» بر لوح خاطر خویش سپرده است و از سوی دیگر آوازه شهرت این عاشق دلسوخته از فراسوی مرزهای ایران به سرزمین های دیگر و به ویژه کشورهای ترک زبان رسی ده و سخنان دلنشینش روشنی بخش دل شیفتگان گشته و هر ترک زبانی که منظومه «حی دربابای» او را شنی ده منقلب گشته و بر روح لطیف و دل با صفا و هنری همتای او آفرین گفته است.استاد محمدحسین شهریار را به سبب غنا و استحکام شعری، تنوع آفرینش های هنری و از همه مهمتر جاذبه، نفاذ و رواج کلام می توان یکی از بزرگ ترین شاعران قرن حاضر ایران دانست. در قلمروی نقد ادبی ایران از دیرباز سخن سنجان نکته پرداز همه از یک دل و یک زبان، لب به تحسین شهریار گشوده اند. ملک الشعرای بهار با عنایت به اشعار شهریار درباره شخصیت او می گوی د: «شهریار نه تنها افتخار ایران است بلکه افتخار مشرق زمین به شمار می رود.»
به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی
استاد شاعرى که سالها با یکه تازى در می دان توحی د و وادى عرفان ثمره اشعارش هم اکنون زینت بخش محافل خاص و عام ماست. رند پیر عالمسوزى که هبه شهریاریش را از کف عطاى خواجه شیراز برگرفته بود و همچون مراد خود زمزمه غزل هایش عشق را در رگ ها به جوش مى آورد، گرانقدرى که غزل «على اى هماى رحمتش» او را فارغ از زمان و مکان نمود و در ابتداى ابد و انتهاى ازل جایش داد. امروزه در پهن دشت سرزمین ایران کمتر جایی را می توان یافت که نام و نشانی از سروده های شهریار در آن نباشد و شمار اندکی از مردم با سواد را می توان دی د که بیتی، قطعه ای و غزلی از شهریار را بر لوح خاطر نسپرده باشند و این نشانه ای است از نفوذ معنوی کلام شاعر بر سراچه دل آشنا و بیگانه. نام «شهریار» فرزند نامدار تبریز سالهاست که از مرزهای ایران گذشته و در چهارگوشه گیتی هر جا که از ادب فارسی و زبان حافظ، سعدی و فردوسی سخن می رود از لاهور و کشمیر و پیشاور و کراچی تا مدرسه السنه شرقیه پاریس و مکتب شرقی و آفریقایی، از فرانکفورت و…تا راهروهای دانشگاههاروارد، زبانزد پارسی شناسان است و دیر زمانی است که نام شهریار با حدیث ادب معاصر ایران عنای بر عنای می رود و شعر فارسی با دیوان و آثار شهریار پیوند استوار و ناگسستنی دارد. امروز به جرأت می توان گفت «شهریار»از برجستهترین مظاهر جهان شعر و پر فروغترین ستارگان آسمان ادب ایران به شمار می رود و آنان که ادبیات شیرین فارسی را نیک می شناسند وی را نظامی، سعدی و حافظ امروز میخوانند و آثار وی را از نظر رعایت نکات اخلاقی، عرفانی و برانگیختن غرور ملی،حسن میهن پرستی و نوعدوستی گل سرسبد ادبیات معاصر می دانند. ولیکن آنچه در این میانه گفتنی است، این است که «شهریار» نیز به مانند هر انسان اندیشه ورز در راستای آفرینش های هنری خود با افت و خیزهایی روبرو بوده و در گذرگاه حیات خویش فراز و نشیبهای بسیاری را دی ده و از پیچ و خمهای دور و درازی گذشته تا راه خود را در جهت حرکت استکمالی و خلق آثار و سروده هایی جاودانه و ماندگار یافته است.
شرح شورانگیز عشق
استاد ملکالشعرا بهار او را بداعت شاعری نه تنها افتخار ایران بلکه افتخار عالم شرق می داند. سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به «شهریار» فرزند «حاج میرآقا خشگنابی» که از وکلای درجه اول تبریز و از دانشمندان اهل قلم و ادب بود در سال ۱۲۸۶ شمسی هجری در تبریز متولد شد. مسقط الراس اصلی خانواده او قریه خشگناب در بخش «قرهچمن» آذربایجان است، شهریار ایام کودکی را که مصادف با انقلابهای تبریز بود، در قرا شنگولآباد و قیش قرشاقو خشگناب به سر برد و خاطرات شیرین بسیاری از آن نقاط دارد. شهریار تحصیلات خود را با قرائت گلستان و نصاب در مکتب آن قریه و پیش پدر آغاز کرد و در همان اوان با دیوان حافظ که همواره در دسترسش بوده آشنایی پی دا کرد به طوری که می گوی د «هر چه دارم از دولت حافظ دارم». بعد از گذراندن دوره سیکل در مدرسه متحده و فیوضات در سال ۱۳۰۰ به تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند و وارد مدرسه طب شد، پس از پنج سال تحصیل کمی قبل از اخذ دیپلم دکترا مدرسه را ترک گفت و مدتی در تهران بود تا اینکه بالاخره در سال ۱۳۱۰ وارد خدمت شد. شهریار بعد از ترک تحصیل به خراسان رفت و به خدمات دولتى پرداخت و در اداره ثبت اسناد نیشابور مشغول به کار شد و در آنجا نقاش بزرگ کمالالملک را ملاقات کرد و مثنوى معروف «زیارت کمالالملک» را سرود، سپس بعد از آن مدتى به تهران منتقل شد و پس از چند بار تغییر شغل و سمت در بانک کشاورزى به کار پرداخت، با آنکه این کار را هم دوست نداشت تا ایام بازنشستگى به همین خدمت مشغول بود. استاد شهریار در اوایل جوانى و آغاز شاعرى «بهجت» و نیز «شیوا» تخلص مىکرد ولى به علت ارادت قلبى و ایمانى که در همان کودکى و نوجوانى به خواجه شیراز داشت براى یافتن تخلصى درویشانه به دیوان حضرت تفالى زد و دوبار کلمه شهریار آمد:
دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق حافظ/که چرخ این سکه دولت به نام شهریاران زد
غم غریبى و محنت چو بر نمىتابم/روم به شهر خود و شهریار خود باشم
«شهریار» در اندیشه، وجدان و احساس خویش صداقت و سادگی یک انسان برخاسته از روستا را داشت و از این پایگاه بیپیرایه، جهان پیرامون خود را مینگریست و در سال ۱۳۱۶ سه سال بعد از فوت پدرش سفری برای دی دار خویشاوندان به تبریز کرد. وی در سالهای آخر دوران تحصیل در رشته پزشکی به دام عشق نافرجامی گرفتار آمد و این ناکامی موهبتی بود الهی که آتش درون و سوز التهاب شاعر را شعلهور ساخت و تحولات درونی او را به اوجهای معنوی ویژه ای کشانی د تا جایی که از بند علائق رست و در سلک صاحبدلان درآمد و سرودههایش رنگ و بوی دیگری یافت. شاعر در آغازین دوران جوانی به وجهی نیکو از عهده این آزمون درد و رنج برآمد و پایه هنریاش به سرحد کمال معنوی رسی د. بتشکنیهایی که به تائب شدن وی انجامی ده برای بسیاری ناآشناست. زاهدی، دوست استاد شهریار در مقدمه ای که در سال ۱۳۳۶ برای چاپ چهارم دیوان نوشته از این حالات روحی شاعر چنین یاد کرده است:
«شهریار پس از درک این فیض عظیم به کلی تغییر حالت می دهد، از آن موقع به بعد پی بردن به افکار و حالات شهریار برای خویشان و دوستان و آشنایانش حتی من مشکل شده بود، حرف هایی میزد که درک آنها به طور عادی مقدور نبود.» شهریار در قطعه مومیایی با زبانی سمبولیک، نشانه های کمرنگی از این حالات روحی و سیر و سلوک معنوی خود را منظر خواننده قرار داد و از نظر درک مفاهیم عرفانی این سروده رمزی خود نیز مقدمه ای بر آن نگاشته که شای د سالکان حریم عشق و معرفت را چون کلی د کشف رمزی به کار آی د. به هر تقدیر «شهریار» شاعری است یکهتاز در می دان توحی دی و وادی عرفان و خود با اشاره به سروده حافظ می گوی د: «هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم.» در اشعاری چون صدای خدا، قیام محمد، مناجات، مولا علی و شریح قاضی، کاروان کربلا، هدیه عی د غدیر، اسلام و خدمت اجتماع، جهاد عقی دت و… عمق اعتقادات شهریار را بر آنچه که خود به حق گفته می توان دریافت. لطف سخن استاد «شهریار» در چیرگی بینظیر وی برای سرودن شعر به دو زبان دری و آذری، شهرت ویژه ای به این پیر استاد عرفان بخشی ده و شهرتش از فراسوی مرزهای جغرافیای ایران، به سرزمینهای دیگر ره گشوده، سخنان دلنشیناش روشنی بخش دل شیفتگان معرفت الهی گشته است و همین نکته است که «شهریار» را میان اقران و شاعران معاصر ایران ممتاز و بینظیر کرده است. همنشینی و مجالست وی با زبدهترین هنرمندان معاصرش در دوره تحصیل در تهران همچون «ابوالحسن صبا»،«صادق هدایت»و نیز آشنایی با «نیما یوشیج» و «کمالالملک» همه و همه در شکل گیری شخصیت فکری وی مؤثر واقع شد بهطوریکه شریعتی درباره استاد شهریار می گوی د: «…کیست که بگوی د ماه در کویر کبود و بی کرانه آسمان تنها نیست و در انبوه هزاران ستاره ای که وی را همواره در میان گرفته اند و همیشه در پیاش روانند غریب نیست، کو آشنایی ماه، کو خویشاوند ماه، اما ماه همدرد آشنایی دارد با او از یک نژاد نیست با او همخانه نیست، هر کدام، از آن دنیای دیگری هستند، دو بیگانه اما دو بیگانه همدرد و می دانیم که دو بیگانه همدرد از دو خویش بی درد یا ناهم درد با هم خویشاوندترند.» چقدر این شعر «شهریار» هیجان دارد، خطاب به نیما یوشیج شاعری که زبانش با زبان و سبکش با سبک شهریار بیگانه است، او کهنه سراست و این نوسرا، او از آذربایجان است و این از رشت دو چهره درخشان اما هر کدام از آن دنیای دیگر، هر کدام در صف دیگری، دو صف متقابل، متخاصم و متناقض با دیگری، اما این دو بیگانه هر دو در یک درد می گدازند در جان هر دو یک آتش افتاده و هر دو را یک شعله می سوزد:
نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم/سرپیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم
«شهریار» پس از پیروزی انقلاب اسلامی با اشعاری چون تشریف قبول و مقام رهبری با جان و دل همنوایی با انقلاب را آغاز کرد، چنانکه باز خود می گوید: «تا سالهای آخر عمر هیچ گاه از جهاد قلمی باز نایستاده ام» و این همعنانی را نیز باید در همان ایمان و اعتقادی وی به معارف اسلام و عرفان دانست. به دلیل خصوصیاتی که از شهریار یاد شد، مقام معظم رهبری که خود از فرزانگان عالم شعر و ادب و هنر است عنایت ویژه ای به استاد و شعر او داشته اند، معظمله در سخنان خود از شهریار به عنوان شهریار شعر و ادب ایران و بلبل داستانسرای غزل فارسی یاد کرده اند، وی را کسی دانسته اند که عاشق قرآن بود و قرآن مجسم و زنده را در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مشاهده کرد، به قطع و یقین عنایت ویژه رهبر فرزانه انقلاب به استاد به عنوان یکی از افتخارات عظیم و سرمایه گرانقدر در کارنامه این شاعر ثبت و ضبط می شود. هنر بزرگ شهریار گذشته از استادی در سرودن غزل، قصی ده، مثنوی، قطعه و… در چهار مورد است، به عنوان نمونه مناجات «علی ای همای رحمت» در ابداع تابلوهای رنگین و توصیف دقیق شاعرانه از قبیل تخت جمشی د، در استخدام استادانه زبان و اصطلاحات و تعبیرات عامیانه و زبان محاوره در شعر نظیر شاهکار آذربایجانی «حیدر بابایه سلام» و چهارم در ابداع و آفرینش آثار عاطفی بسیار عمیق مانند وای مادرم و قطعه حیدربابا. قطعه «حیدربابایه سلام» یا «سلام بر حیدربابا» از معروف ترین آثار شهریار است و هیچ یک از دیگر آثار اعم از غزلیات، قصائد، قطعات و تابلوی استاد به تنهایی این حد شهرت و قبول عام نیافته است. شاید این موفقیت بیش از هر چیز مرهون جاذبه فولکلوریک و قالب دلانگیز زبان مصطلح عامیانه و توجه و اقبال مشتاقانه آشنایان به زبان کنونی آذربایجان باشد و بدیهی است که برخورداری این قطعه از حد اعلای احساس، دلاویزی و از دل برآمدگی بر دلکش ترین و لطیف ترین تعبیرات، اصطلاحات، تخیلات خاطره انگیز و زندگی سرشار از لطف و صفای کودکی شاعر در دامن طبیعت که احساس مشابه در هر خواننده و شنونده ای بی دار می کند نیز در توفیق آن کاملا مؤثر بوده است. «حیدربابایه سلام» از احساس قوی و تاثری بی تکلف و تخیلی شیرین و برجسته بهرهمند است و اگر چه به جامه فاخر زبان ادبی و مصنوع شعر کلاسیک و وزن عروضی آراسته نیست ولی در عوض به زبان دل مردم است که سرشار از هزاران اشاره و نکته باریکتر از مو و لبریز از بدایع، نکات، تعبیرات و نادرترین اصطلاحات محلی است، یعنی به زبانی که از هر زبان ادبی و شیوه های مصنوع آن رنگینتر و دلکشتر و در نتیجه برای عموم آشنایان به این لهجه اعم از عوام و خواص رساتر و دل انگیزتر است. ناگفته نباید گذاشت که برخلاف آنچه گروهی میپندارند، شعر استادانه سرودن بدین شیوه و نمایش هنرمندانه تخیلات و تاثرات با زبان طبیعی مردم و در قالب وزنی روان و گوارای هجائی به مراتب دشوارتر است و عرصه توفیقی بیش از آن که در سرودن قطعه «حیدربابا» نصیب شهریار شده است، متصور نیست. «سلام بر حیدربابا» شامل دو قطعه شعر منفصل است که قطعه دوم در واقع تجدید مطلعی از قطعه اول و مکمل و متمم آن به شمار می رود. هر دو قطعه از نظر زمینه، موضوع و مطلب از یک سرچشمه که تجدید و تثبیت خاطرات ایام کودکی و تجسم تصویر زندگانی ساده و شیرین و بیپیرایه دامنهنشینان کوه حیدرباباست سیراب می شود، با این تفاوت که نخستین قطعه سلام و پیامی است از دور و خاطراتی است آمیخته با حکایت شب هجران ولی قطعه دوم گله و درددلی است از نزدیک و گفتگو و پرس و جویی است که در میان حیدربابا و فرزند شاعرش می رود. در این قطعه افسانه ای تلخ و شیرین ساز می شود و از خاطرات روزهای بازگشتناپذیر کودکی آنچه به حکم «از دل برود هر آنکه از دی ده برفت» فراموش شده بود از فیض دی ده بوسی و اشک نسیان زدای دیدار چهره از ورای حجاب مرور زمان ظاهر می سازد. شهریار در بند ۷۲ قسمت نخستین (حیدربابایه سلام) از کوه محبوب خواسته بود که طنین صدای او را به آسمانها و آفاق جهان منعکس و منتشر سازد و حی در بابا نیز این خواهش را اجابت می کند و بانک حیدربابای فرزندش را زبانزد عام و خاص می کند. ولی نبای د گمان کرد که استاد بدین مناسبت مدیون حی درباباست، بلکه در حقیقت شهریار است که حی دربابا را از حضیض گمنامی به اوج نامداری رسانیده و قرضدار خود ساخته است. نخستین شعر شهریار در سن چهار سالگی به زبان مادری شاعر با این مضمون «روقیه باجی، باشیمین تاجی، اتی آتایته، منه وئر کته» سروده شده است و دیوان نسبتا کامل وی با مقدمه ملکالشعرای بهار در سال ۱۳۱۰ شمسی به چاپ رسی ده است. در سال ۱۳۳۳ مرگ مادر عزیزش او را داغدار مىند، کسى که نخستین چکامهها و لطافت شاعرى را در وجود او مىنهد چندان که خود استاد نیز در این باره اعتقاد داشت که نخستین خشت این عمارت عظیم را مادرش با ترانههاى ترکى که در کودکى براى او مىخوانده نهاده است. تلخترین خاطره او در زندگى همین جدایى است و استاد در رثاى او شاهکار ماندنى « اى واى مادرم» را مىسرای د، پس از فوت مادر راهى دیار تبریز مىشود و در آنجا با نوه عمه اش ازدواج مىکند و در منزلى که با کمک خواهرش و وام بانکى خری دارى مىکند، سکنى مىگزیند. وى علاقه اى مفرط به موسیقى و خوشنویسى داشت و در جوانى سهتار مىنواخت، آنگونه که استاد بىبدیل، ابوالحسن صبا را متاثر مىکرد، چنانکه گفته است:
شرح شور انگیز عشق شهریار/در غزل مىپیچد و سیم سه تار
سادگى و عمومى بودن زبان و تعبیر، یکى از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است، از این رو شعر او براى همگان مفهوم و مانوس و نیز موثر است. از خصوصیات بارز شعر این استاد گرانمایه انتخاب و استخدام لغات و تعبیرات عامیانه و پیاده کردن آنها در شعر است، این شاعر گرانقدر در زمان حیات خود پذیراى بسیارى از شیفتگان ادب و هنر از اقصى نقاط ایران بودند که به دی دار ایشان مىرفتند تا محضر این استاد مهربان، رئوف، باایمان و سادهزیست را درک کنند و از وجودش که سالها درویشانه زیسته بود، بهرههاى فراوان ببرند. استاد شهریار در طول حیات پربارش با سرودن دهها غزل، قصی ده، قطعه و مثنوی به زبانهای فارسی و آذری درخششی نوین در ادبیات معاصر این مرز و بوم ایجاد کرد. منظومه ترکی «حیدربابایه سلام» اثر بینظیر این شاعر بزرگ به عنوان یک شاهکار ادبی مورد توجه ادب دوستان قرار گرفته و تاکنون به بیش از ۹۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده است.
شهریار به مذهب تشیع و پس از آن به انقلاب اسلامی دلبستگی عارفانه و شاعرانه خاصی داشت و این دلبستگی علت اصلی مظلومیت او در میان شاعران مسلمان و دگراندیش بود، اما شهریار با آثاری که از خود برجای گذاشت به هر دو گروه نشان داد که سیر صعودی را از زمین به آسمان آغاز کرده بود که مذهب تشیع و انقلاب اسلامی همچون دو بال به یاری او شتافتند. قدرت شعری شهریار در دو قطعه معروف «مرغ بهشتی» و «هذیان دل» به حد زیبایی جلوه کرده است. استاد سخن معاصر، بیش از ۲۸ هزار بیت شعر به زبان فارسی و در حدود ۳ هزار بیت به زبان ترکی آذری سروده است، شهرت وی مرزهای داخلی کشورمان ایران را در نوردی ده و اکنون در اغلب کشورهای جهان شخصیتی شناخته شده است به طوری که اکنون در جماهیر ماورای قفقاز و آسیای مرکزی خیابانها، سالنهای نمایش، پارکها و دیگر اماکن عمومی به نام «شهریار» نامگذاری می شوند و در حال حاضر منظومه «حیدربابایه سلام» در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده آمریکا مورد بحث رساله دکترای قرار گرفته است و برخی از موسیقی دانان همانند «هاژاک» آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی برای آن ساخته است. استاد مسلم شعر فارسی سرانجام در آذر ماه سال ۱۳۶۶ به علت بیماری ریوی به بیمارستان مهر تهران منتقل شد و سرانجام نیز همچون زندگى آکنده از غربتش در ۲۷ شهریور سال ۱۳۶۷ در بیمارستان مهر تهران همچنانکه خود گفته بود؛
شهریارا بى حبیب خود نمى کردى سفر/این سفر راه قیامت مى روى تنها چرا
تنها و غریبانه غزل هجرت ابدىاش را سرود و جان قدسی اش از کالبد تنش به سرای دوست پر کشی د، به دیار باقى شتافت و پس از تشییع در تهران با حضور دهها هزار نفر در مقبرهالشعراى سرخاب تبریز به آغوش خاک سپرده شد.
شهریارا تو به شمشیر قلم در همه آفاق/به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی
شهریار تنها یک شاعر غزلسرا یا قصی ده سرا نبود، او زبان گویای مردم آذربایجان و آئینه احساسات پاک و بیغش آذربایجان است، آوازه بلند شهریار و شعرش و مهمتر از همه سبک نوین شعری شهریار حتی اکنون بعد از گذشت بیش از دو دهه از درگذشت او مرزهای جغرافیایی را در نوردی ده و حصار زبانها و لهجهها را هم شکسته است. تا آنجا که ترجمههای غیرآذری «حی دربابایه سلام» و دیگر اشعار نغز و ملیح شهریار، گوشها، قلبها و احساسات هر شنونده بیگانه را نیز به نشاط و تحرک و واکنش وادار می سازد، اما ملاحت زبان آذری به ویژه در شعر شهریار چیز دیگری است و قطعا کسی که به این زبان آشنا نباشد، نمی تواند احساسات و روحیات شعر شهریار را تمام و کمال درک کند. کار شهریار اما به همین جا ختم نمی شود، ارادت او به خاندان اهل بیت و عصمت و طهارت (ع) نیز بسیار گویاتر از آن است که در متون ادبی به دست فراموشی سپرده شود، او با غزل زیبای «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را» اوج ارادت خویش به آستان ولایت را یادآور شده و با الهام از آثار حافظ شیراز غزلسرای قرن هشتم، خود را عاجزتر و ناتوانتر از آن می داند که بتواند بر آستان مولا علی (ع) مدح و تمجی دی شایستهتر و برزاندهتر به سرای د و مدح شایستهتر را به لسان غیب واگذار کرده و نوا در می دهد: «که لسان غیب بهتر بنوازد این نوا را» شعر شهریار هرگز از ارزشهای دینی و ملی نیز خالی نیست، او متبحرانه توانسته است پا به پای انقلاب اسلامی به تحولات و انقلابات درونی مردم نیز پاسخی در خور دهد. شعر «یا علی! باز از خدا دستی به همراه بسیج» اوج مهارت شهریار در ارائه تصویری تلفیقی از مکتب و انقلاب است. و اینگونه است که در بیت بیت اشعار شهریار می توان رگههایی از خلاقیت، نوآوری آمیخته با احساس و عشق به مام میهن مشاهده کرد.گواه این گفته را می توان در کلام دکتر مهدی الهی قمشه ای جستجو کرد استاد که به چند زبان بینالمللی تسلط دارد در همایشی که چند سال پیش در دانشگاه تبریز و با هدف بررسی و تحلیل شعر شهریار ترتیب یافته بود چنین ابراز کرد: «هر چند بنده به زبان آذری آذربایجانی تسلط ندارم و با وجودی که چند ترجمه حی دربابا را مطالعه کرده ام اما احساس می کنم که نمی توانم حال و احساس شهریار و مردم آذربایجان را در این ترجمهها احساس کنم، به نظرم زبان آذربایجانی به طور اعم و شعر شهریار به طور اخص بسیار غنی تر و فراتر از آن است که بتوان تمام مضامین و مفاهیم مورد نظر سرآینده شعر و قوم متعلق به شاعر را درک کرد.»
شهریار با منظومه ماندگار حی دربابا که با شاه بیت «حی دربابا ایلدیریملار شاخصندا/ سئل لر سولار شاققیلدیوب آخاندا» آغاز می شود؛ به فتح قلوب میپردازد، آنگاه خلعت شهریاری شهر معاصر فارسی را به تن کرده و در غزلسرایی، اشعاری بیهمتا و ماندگار آمیخته با الحان موسیقیایی می سرای د تا آنجا که شادروان استاد بنان خواننده شهیر ایرانی و استاد زنده یاد روحالله خالقی آهنگساز بر شعر «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» جاودانهترین نغمههای احساسی را پیوند می دهد. خلاصه اینکه شهریار موفق شد بعد از سالها و قرنها ایجاد افتراق و اختلاف بین ملیت آذربایجانی و ایرانی و بیگانگی فرهنگ و ادبیات این دو نسبت به هم، پیوندهای دوستی آنها را بر پایه شعر بنیان نهد و پلهای وحدت و مودت و ارتباط را بین دو سرزمین جداییناپذیر ایران و آذربایجان با پیشینههای قدرتمند از کاخهای استوار فرهنگ و شعر و ادبیات موسیقی ایجاد کند. شهریار چه در دوران معاصر و چه در سالها و قرنهای آینده به خاطر تبحر و ذوق هنریاش، شهریار ملک سخن لقب گرفته و افتخار هر آذربایجانی و ایرانی است. او همزمان به فتح قلوب همه انسانهای پاک سیرت و نیک سرشت موفق شده، آنچنان که بنا به گفته خویش شهریارا، تو به شمشیر قلم در همه آفاق/ به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی.
اشعار استاد شهریار در وصف قنوت مقام معظم رهبری
آذربایجان که همواره مدافع هویت و اصالت ایرانی و ایرانیان بوده است بزرگان و فرزانگان آن پرچمدار این جبهه دفاع بوده اند. استاد شهریار در شعر و ادب معاصر آذربایجان از جمله این فرزانگان است که با شعر و ادب به مصاف نبرد با بیگانگان و بیگانهگرایان آمد. استاد شهریار توفیق آن را داشت تا در ایام پرافتخار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با زبان گهربار خود را در خدمت نظام مقدس جمهوری اسلامی گهرفشانی کند. چنانکه خود گفته است: « الحمدلله، الهام شعری، و زبان الکن هنوز هست. و از زمان انقلاب به این طرف هم از جهاد قلمی، یک لحظه من باز نایستاده ام…» و همین شاعر پرآوازه در تعریف شعر و شعر شاهکار مردم می گوی د: حقیقت شعر، حرفی است که از دل بر بیای د و در دل بنشیند من در این دوره انقلاب، از این شعر، شاهکارتر ندی دم که، این جمعیت یکدفعه فریاد میزنند: خدایا. خدایا. تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. شای د این شعر، صدها بار
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.