توضیحات
فایل پاورپوینت کامل با شاعران آئینی و عاشورایی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل با شاعران آئینی و عاشورایی شامل 70 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل با شاعران آئینی و عاشورایی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل با شاعران آئینی و عاشورایی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل با شاعران آئینی و عاشورایی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل با شاعران آئینی و عاشورایی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل با شاعران آئینی و عاشورایی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل با شاعران آئینی و عاشورایی :
عرض ارادت از این لطیف تر نمی توان سراغ گرفت. اینکه ذوق و قریحه ات را پیشکش کنی برای عرض عاشقی. و این، مرام شاعران دلداده بوده برای خادمی در دستگاه اباعبدالله الحسین (ع) در تمام ۱۴۰۰ سال بعد از قیام عاشورا. شاعران از همان اول انگار داوطلبانه، زبان گویای عزاداران در ماتم اشرف اولاد آدم (ع) و زبان حال آن ها در حسرت همراهی با فرزند رسول خاتم (ص) بوده اند و شاید هم به همین دلیل در همیشه تاریخ شیعه، بر صدر مجلس خادمان حسینی جای داشته اند. اما قدر و منزلت واقعی شاعرانی را که کلام و ذوق و هنر خود را در رثای خون خدا به خدمت گرفته اند، باید در عنایات ویژه ای جست وجو کرد که از جانب صاحب این مصیبت عظیم نصیب آن ها شده است. تاریخ پر است از روایت های دلنشین و رشک برانگیز از احوالات شاعرانی که به پاس علمداری در رونق بخشیدن به مجالس عزای حسینی، از اباعبدالله الحسین (ع) و خاندان عصمت و طهارت (ع) جایزه گرفته اند و با همین «صله» های نورانی، حاجت روا و عاقبت بخیر شده اند. در این مجال، به ذکر چند نمونه از این داستان های زیبا می پردازیم.
وقتی راهزن کاروان کربلا، کربلایی شد
ماجرای «خَلیعی»، شاعر برجسته اهل بیت (ع) از آن داستان های پر فراز و نشیبی است که پایانی غافلگیرکننده دارد. داستان «ابوالحسن جمال الدین علی بن عبدالعزیز بن ابی محمد الخلعی (یا خلیعی)» قبل از تولدش شروع شد. خانواده او اهل «موصل» و پدر و مادرش، «ناصبی» بودند. ناصبی ها با اهل بیت (ع) دشمنی داشتند و با نسبت دادن دشنام و ناسزا، به ساحت ایشان بی احترامی می کردند. القصه، مادر خلیعی نذر عجیبی کرد. از خدا خواست اگر به او فرزند پسری عنایت کند، به شکرانه اش، او را برای راهزنی خواهد فرستاد! اما راهزنی از چه کسانی؟ نذر مادر خلیعی این بود که پسرش را برای راهزنی و آزار و اذیت و کشتن زائران امام حسین (ع)، سر راه کاروان زائران کربلا بفرستد!
خداوند آرزوی مادر را برآورده کرد و پسر هم وقتی به سن جوانی رسید، پاشنه هایش را ورکشید تا نذر مادر را ادا کند! خلیعی به مسیر تردد کاروان زائران امام حسین (ع) رفت و در کمین نشست تا به محض ورودشان به آن ها حمله کند. طولانی شدن انتظار اما باعث شد از خستگی چشم هایش سنگین شود. اینطور بود که کاروان آمد و آن منطقه را با سر و صدای حرکت شترها و اسب ها پشت سر گذاشت و حتی گرد و غبار کاروان بر سر و روی خلیعی هم نشست، اما او از خواب بیدار نشد.
اما بشنوید از خواب خلیعی. او در همان دقایق در عالم خواب، خود را در صحنه قیامت و حسابرسی می دید. فرمان رسید او را در آتش بیندازند. در آتش افتاد اما نسوخت! گرد و غباری بر لباس و بدنش بود که میان او و آتش، حائل شده بود. خلیعی در همان عالم رؤیا فهمید این گرد و غبار حرکت کاروان زائران کربلاست که بر تن و لباسش نشسته و او را از آتش عذاب الهی در امان نگه داشته است. بیدار شدن خلیعی، مساوی بود با زندگی جدیدش. توبه کرد و از همان جا راهی کربلا شد.
ماجرای پرده حرم و عاقبت بخیری شاعر
ماجرای خلیعی تازه شروع شده بود. وقتی به کربلا رسید و وارد حرم سیدالشهدا (ع) شد، چشمه ذوقش به عنایت آقا (ع) جوشید و عرض شرمساری خود از گذشته اش و امید پذیرش حال دگرگون شده امروزش را با سرودن دو بیت شعر، بیان کرد و از آن به بعد، یکی از دوستان و شاعران خالص اهل بیت (ع) شد.
اما اینکه چرا «خلیعی» به این نام معروف شد هم، داستان زیبایی دارد. همه چیز به آن روز خاص برمی گردد که وارد حرم سیدالشهدا (ع) شد و شروع به سرودن قصیده ای در مدح آن حضرت کرد. همه دیدند که در همان حال که مشغول خواندن این قصیده بود، پرده های دربِ حرم بر شانه اش افتاد. درواقع این «خلعت» و هدیه ای بود که از طرف آقا اباعبدالله (ع) به او داده شد. پس از این اتفاق، او را «خَلیعی» یا «خَلعی» نامیدند و او هم همین نام را به عنوان تخلص شاعری اش انتخاب کرد.
اینجا هوای تازه واردها را بیشتر دارند
داستان های شیرین خلیعی اما به همین جا ختم نشد. یک بار که میان او و یک شاعر دیگر به نام «ابن حماد» جدلی پیش آمد و هر کدام ادعا می کرد شعر خودش در مدح امیرالمؤمنین (ع) بهتر از شعر دیگری است، تصمیم گرفتند داوری درباره اشعارشان را به مولا (ع) واگذار کنند. اینطور بود که در حرم امیرالمؤمنین (ع) حاضر شدند و قصیده هایشان را داخل ضریح انداختند و منتظر ماندند! بعد از مدتی، اتفاق عجیبی افتاد؛ دیدند پای قصیده خلیعی، با آب طلا و پای قصیده ابن حماد، با آب نقره نوشته شده است: «احسنت».
اینجا بود که دل ابن حماد گرفت و در دلش خطاب به امام علی (ع) عرض کرد: «من از ارادتمندان باسابقه شما هستم درحالی که خلیعی مدت زیادی نیست وارد حلقه دوستان شما شده…» خیلی نگذشت که امیرالمؤمنین (ع) در عالم رؤیا از ابن حماد دلجویی کردند و فرمودند: «تو از مایی اما او جدیدالعهد به ولایت ماست و رعایت او بر ما لازم است.»
وصال شیرازی
شاعری که به خاطر خوش خطی نابینا شد!
«میرزا محمد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی» از شاعران و عارفان صاحب نام دوران فتحعلی شاه قاجار، یکی از شعرایی بود که خیلی زود جایزه اش را از خوان پرنعمت اهل بیت (ع) گرفت. ماجرای وصال یا بهتر بگوییم گرفتاری او از خوش خطی اش شروع شد! بله. شاعر داستان ما به اصطلاح امروزی ها، شخصیتی همه فن حریف بود. او علاوه بر درجات علم و عرفانی، در عرصه خوشنویسی هم مهارت کاملی در تمام انواع هفت گانه خط ازجمله نسخ، نستعلیق، ثلث، رقاع، ریحان، تعلیق و شکسته داشت. از میان کتاب هایی که با خط خوشش نگاشت، اشاره به ۶۷ جلد قرآن کفایت می کند.
وصال شیرازی و نمونه خوشنویسی او
اما همین مداومت بر نوشتن، بلای جان چشم هایش شد. چشم هایش که آب آورد، دست به دامان پزشک شد. تجویز پزشک اما عجیب و غم انگیز بود. گفت: درمان چشم هایت با من اما به یک شرط؛ دیگر با آن ها نه بخوانی و نه خط بنویسی! دست پزشک، شفا بود و چشم های وصال نور دوباره گرفت. اما جدایی از کتاب و کتابت برای او غیرممکن بود. پس دوباره شروع به خواندن و نوشتن کرد، کاری که نتیجه اش، نابینایی کامل او بود!
برای حسین (ع) نیت کرد، برای حسن (ع) شعر گفت
اینجا دیگر کاری از پزشکان برنمی آمد. وصال دست توسل به دامان رسول الله (ص) زد و ازایشان طلب شفا کرد. بعد از آن بود که یک شب در عالم رؤیا خود را در محضر پیامبر اکرم (ص) دید و ایشان فرمودند: «چرا در مصائب حسین (ع) مرثیه نمی گویی تا خداوند متعال چشمت را شفا دهد؟» نسخه شفابخش حضرت رسول (ص) اما یک توصیه تکمیلی هم داشت.
در همان حال، حضرت فاطمه زهرا (س) هم در آن مقام حاضر شده و خطاب به شاعر سرگشته داستان ما فرمودند: «وصال! اگر شعر مصیبت گفتی، اول از حسنم شروع کن؛ او خیلی مظلوم است.»
صبح فردا، همین که وصال چشم باز کرد، دست به دیوار گرفت و همان طور که دور خانه قدم می زد، شروع کرد به سرودن:
از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد/ آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
مصرع دوم به پایان نرسیده بود که به یکباره چشمان وصال، روشن و بینا شد! و او ادامه داد:
خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت/ دل را تهی زخون دل چند ساله کرد
زینب کشید معجر و آه از جگر کشید/ کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد…
اینطور بود که وصال، برای این شعر، هم از رسول الله (ص) جایزه گرفت، هم از امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و هم از مادر بزرگوارشان (س).
مقبل کاشانی و محتشم کاشانی
همه رفتند و من جا ماندم ای دوست
«مقبل کاشانی»، شاعر برجسته آستان اهل بیت (ع) بود اما این تنها مشخصه اش نبود. همه او را به «حسرت به دلی» می شناختند. کافی بود بشنود یا ببیند کسی عزم سفر کربلا کرده تا دوباره آسمان چشم هایش بارانی شود و روزی اش، اشک حسرت. عشق و عطش و آرزومندی، همه را داشت اما تنگدستی، حسرت زیارت را بر دلش گذاشته بود. اما بالاخره نوبت به مقبل هم رسید و خدا وسیله زیارت را برایش جور کرد. یکی از دوستان که هزینه سفرش به کربلا را تقبل کرد، از کاشان به طرف کربلا حرکت که نه، پرواز کرد.
قدیمی ترین عکس از مرقد امام حسین(ع)
«که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها…»؛ این وصف حال مقبل بود در سفری که همه عمر آرزویش را داشت. وقتی حوالی گلپایگان راهزنان به کاروان آن ها حمله کردند، نه فقط خرج سفر و اموال آن ها بلکه تمام آرزوهایشان را هم با خود بردند. اینطور بود که عده ای دست خالی به خانه هایشان در کاشان برگشتند و عده ای هم هرطور بود خود را به گلپایگان رساندند تا در آنجا از اقوام و دوستانشان پولی قرض کنند و سفرشان را ادامه دهند. ماجرای مقبل اما متفاوت بود. نه دل برگشتن به شهرش داشت و نه امیدی به گره گشایی در گلپایگان. اما با خودش گفت: «به گلپایگان می روم و آنجا می مانم و کار می کنم تا خرج سفرم را فراهم کنم.»
به حرم رهم ندادند
انتظار شاعر داستان ما آنقدر طولانی شد تا محرم از راه رسید. برای شاعر و ذاکر امام حسین (ع) اما چه فرقی می کند کجا باشد؟ هرجا که باشد، همان جا را حسینیه و مجلس عزای آقا می کند. شب عاشورای آن سال، با شعرخوانی مقبل کاشانی، برای اهالی گلپایگان هم عاشورای دیگری شد؛ پر از شور و غوغا. همان شب، مقبل در عالم رؤیا دید به کربلا رسیده و در مقابل حرم اباعبدالله (ع) ایستاده است. وارد صحن شد اما همین که خواست به طرف ضریح آقا برود، مانعش شدند.
مقبل حال وهوای آن دقایق را اینطور توصیف می کند: «در دلم گفتم: خدایا! اینجا که نباید مانع ورود کسی به حرم شوند… یک نفر انگار صدایم را شنیده باشد، در جواب گفت: حق با توست مقبل! اما علتی دارد. در این دقایق، خانم فاطمه زهرا (س) به همراه مادرشان، حضرت خدیجه کبری (س)، آسیه، هاجر، ساره و گروهی از حوریان در حرم مشغول زیارت اند و ازآنجاکه تو نامحرم هستی، اجازه ورود نداری. متعجب پرسیدم: تو که هستی؟! گفت: من از فرشتگان حافّین حرم هستم.»
حاشیه نگاری «مقبل» از مجلس عزاداری پیامبران در شب عاشورا
«آن فرشته برای دلجویی، مرا به دیگر قسمت های حرم راهنمایی کرد. به بخش غربی صحن که رسیدیم، با مجلس باشکوهی مواجه شدم. درباره حاضران در مجلس که پرسیدم، در جواب گفت: پیامبران خداوند هستند؛ از آدم (ع) تا خاتم (ص) که جملگی برای زیارت اباعبدالله الحسین (ع) آمده اند.
محتشم کاشانی
در همان اثنا، چشمم به جمال حضرت محمد مصطفی (ص) روشن شد و شنیدم که فرمودند: «به محتشم بگویید بیاید.» محتشم که وارد مجلس شد، حضرت رسول اکرم (ص) به منبر اشاره کردند. محتشم به طرف منبر رفت و روی هر پله ای ایستاد، حضرت (ص) به او فرمودند: «بالاتر برو.» و آنقدر بالا رفت تا به پله نهم رسید. اینجا بود که رسول الله (ص) فرمودند: «امشب، شب عاشوراست. ای محتشم! از آن اشعار جانسوزت بخوان! » و محتشم شروع کرد:
کشتی شکست خورده طوفان کربلا/ در خاک
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.