تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت شامل 76 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قیام امام حسین (ع) از دیدگاه علمای اهل سنت :

قیام مقدّس امام حسین(ع) از مهم ترین حوادث تاریخ اسلام به شمار می رود و طی قرون و اعصار، همواره مورد توجه دانشمندان و صاحب نظران بوده است و هزاران کتاب و مقاله به زبان های مختلف درباره آن نوشته شده و صدها همایش برگزار گردیده است. در محرم هر سال، مراسم عزاداری و بزرگ داشت شهادت آن مظهر شجاعت و آزادی، با شکوه تر از سال های قبل برگزار می شود. این حادثه آن قدر با عظمت و آموزنده و با اهمیت بوده که حتی توجه گروهی از دانشمندان غیر مسلمان را نیز به خود جلب کرده و درباره آن دادِ سخن داده اند. از این رو این سؤال پیش می آید که آیا مورخان ومحدثان اهل سنت در این باره چه نظری داشته و دارند؟ و آیا آنان نیز اثری در این باره نوشته اند؟ و اصولاً نگاه آن ها به این حادثه مثبت بوده یا منفی؟

در پاسخ این سؤال ها یادآوری می شود؛

علمای اهل سنت، از قدیم تا امروز نظر واحد درباره قیام امام حسین(ع) نداشته وندارند و اختلاف نظر شدید در میان آنان وجود داشته و دارد. محور اصلی بحث و اختلاف نظر آنان این است که آیا قیام حسین بن علی، قیام مشروع بوده و قتل او شهادت محسوب می شود؟ یا چون در برابر خلیفه قانونی و رسمی، شورش و خروج کرده،خارجی محسوب می شود. و مستحق قتل بوده است؟. از طرف دیگر آیا یزید بن معاویهفاسق و مستحق لعن بود؟، و آیا لعن او جایز است؟

در یک تقسیم بندی کلی می توان آنان را از این نظر به دو گروه تقسیم کرد( و شایدبتوان در درون هرگروه نیز تقسیم بندی جزئی از نظر افراط و شدت تعصب یا اعتدال وانصاف نسبی در داوری قایل شد). این دو گروه را می توان بدین گونه معرفی کرد:

۱. طرفداران یزید و مخالفان قیام امام حسین(ع).

۲. طرفداران امام حسین(ع) و مخالفان یزید.

از آن جا که نمی توان در این بحث فشرده، همه نمایندگان هر دو گروه را معرفی کرد و دیدگاه آن ها را به تفصیل بیان نمود، در این نوشتار، به معرفی چند نمونه از این گروه اکتفا می کنیم:

گروه اول

از میان این گروه، به معرفی چند تن می پردازیم و با دیدگاه آن ها آشنا می شویم:

۱. ابن عربی مالکی؛ شاید بتوان قاضی ابوبکر ابن عربی مالکی اندلسی (۴۶۸ -۵۴۳ ق) را از نظر شدت تعصب در طرف داری از یزید، و انتخاب ادبیات تهاجمی و گستاخانه و استدلال های واهی در ردیف اول این گروه قرار دارد. او این بحث را در کتاب «العواصم من القواصم » مطرح کرده است و جمله ای که گاهی به وی نسبت می دهند که گفته است: «خرج الحسین عن دینه قتل بسیف جده» در این کتاب است، منتهی نه به این صورت، بلکه یک سلسله صغری و کبری می چیند و نتیجه گیری می کند که خلاصه آن چنین جمله ای می شود. او ادعا می کند که رسول خدا(ص) از فتنه و ایجاد اختلاف در میان امت اسلامی نهی کرده بود. از طرف دیگر کشمکش های چندین ساله میان علی و معاویه موجب شده بود که امت اسلامی دو دسته شوند. اما پس از علی که معاویه به خلافت رسید، امت اسلامی یکپارچه شد و معاویه پسرش یزید را ولیعهد قرارداد تا پس از او بر سر خلافت اختلاف پیش نیاید. امت اسلامی پس از معاویه با یزید بیعت کردند و او خلیفه رسمی و قانونی بود.

اما حسین بن علی برخلاف گفتار جدش ایجاد اختلاف و فتنه کرد و همین، موجب قتل او شد. پس در واقع حسین طبق گفتار جدش کشته شد!!. درحالی که خیرخواهان حسین به او توصیه می کردند به عراق نرود، اگر او به نصحیت خیرخواهان ترتیب اثر می داد و در مدینه می ماند و به کارهای شخصی خود می پرداخت، احترامش محفوظ می ماند.

ابن عربی چنان در این وادی تندروی می کند که واقعیات تاریخی را انکار می کند و کتاب های تاریخی را از اعتبار می اندازد و برخی از مورخان را که سخنی بر نفع اهل بیت نقل کرده اند، «مزدور شیعه» معرفی می کند!، حقیقتا استدلال های ابن عربی به قدری واهی، متعصبانه و یک جانبه است که ارزش نقد ندارد. اما ناگزیر در نقد سخنان او -به اختصار- یادآوری می شود که خلافت یزید به سه علت مشروع نبود:

۱. خلافت او از طریق ولیعهدی بود، در حالی که ولیعهدی؛ یک بدعت آشکار سیاسی در خلافت اسلامی بود و برگرفته از حکومت کسری و قصیر بود و هیچ یک از خلفای قبلی، فرزند خود یا شخص دیگر را ولیعهد قرار نداده بود؛

۲. یزید از نظر اخلاقی فاقد صلاحیت خلافت بود؛

۳. بیعت مردم با او اختیاری نبود، بلکه معاویه با تهدید و تطمیع و توسل به ابزارهای خلاف شرع، از مردم برای ولیعهدی او بیعت گرفت. و هر سه علت در تاریخ اسلام به اثبات رسیده و در این جا فرصت و مجال ذکر منابع آن ها نیست.

۲. عبدالمغیث بن زُهیر؛ عبدالمغیث بن زهیر حربی حنبلی بغدادی(۵۸۳ق) که یکی از محدثان و حافظان بوده، کتابی درباره فضائل یزید نوشته و ابوالفرج ابن جوزی (۵۱۰ -۵۹۷ق) دانشمند معروف حنفی، کتابی در رد آن نوشته به نام «الرد علی المتعصب العنید» که نوه دختری او یوسف بن قزاوغلی(سبط ابن الجوزی) در کتاب تذکره الخواصّ، در فصل زندگانی امام حسین(ع)، در بحث جواز لعن یزید، چندین بار از این کتاب یاد کرده است(که در ادامه به آن خواهیم پرداخت).

۳. غزالی؛ امام ابوحامد محمد غزالی(۴۵۰-۵۰۵ق) از گروه اول به شمار می رود. او، هم در کتاب «احیاءالعلوم» و هم در کتاب «کیمیای سعادت» (که کتاب اخلاقی به زبان فارسی است)، با چند توجیه ناموجّه (از قبیل این که قتل حسین توسط یزید از نظر تاریخی ثابت نشده و محل اختلاف است)، یا این که لعن شخص، جایز نیست، چرا که ممکن است توبه کند، بلکه افراد فاسد را با عنوان قاتل یا فاسق می توان لعن کرد)، لعن یزید را جایز نمی شمارد!. سخن او در کیمیای سعادت چنین است:

«بدان که لعنت نشاید کرد مردمان را الا بر جمله کسانی که مذموم اند، چنان که گویی: «لعنت بر ظالمان و فاسقان و مبتدعان باد!» اما گفتن لعنت بر معتزلی و گرامی باد، اندر این خطری باشد و از این، فساد تولد کند. از این حذر باید کرد، مگر آن که اندر شرع لفظ لعنت آمده باشد برایشان و اندر خبری درست باشد، اما شخصی را گفتن که لعنت بر تو باد یا بر فلان باد، این کسی را روا باشد که داند که بر کفر مرده است، چون فرعون و بوجهل. رسول الله قومی را نام برد و لعنت کرد که دانست که ایشان مسلمان نخواهد شد. اما جهودی را گفتن مثلاً که لعنت بر تو باد، اندر این خطری بود که باشد که مسلمان شود پیش از مرگ و از اهل بهشت بود و باشد که از این کس بهتر شود. و اگر گوید که مسلمان را گوئیم که رحمت بر تو باد، اگرچه ممکن است که مرتد شود و بمیرد، و لیکن ما اندر حال بگوییم؛ کافر را نیز لعنت بکنیم که کافر است اندر وقت، این خطا بود که معنی رحمت [لعنت؟] آن است که خدای تعالی وی رابر کافری بدارد، پس بدین لعنت نباید کرد.

و اگر کسی گوید «لعنت بر یزید روا باشد یانه؟» گوییم «این قدر روا باشد که گویی لعنت بر کشنده حسین باد»، اگر بمرد پیش از توبه که کشتن از کفر بیش نبود و چون توبه کند، لعنت نشاید کرد که وحشی، حمزه را بکشت و مسلمان شد و لعنت از وی بیفتاد، اما حال یزید خود معلوم نیست که وی کشت یا نه، گروهی گفتند که فرمود و گروهی گفتند که نفرمود و لکن راضی بود و نشاید کسی را به تهمت معصیت لعنت کردن که این خود خیانتی بود. و اندر این روزگار بسیاری بزرگان را بکشتند که هیچ کس ندانست به حقیقت که فرمود. بعد از چهارصد سال و اندر حقیقت آن چون شناسند؟ و حق تعالی خلق را لعنت نکند، او را در قیامت نگویند که چرا لعنت نکردی، اما اگر لعنت کند بر کسی اندر خطر سؤال بود تا چرا گفت و چرا کرد.

در مورد غزالی باید اضافه کنیم که ادعای مستبصر شدن او در اواخر عمر که مرحوم فیض کاشانی آن را در مقدمه کتاب «محجّه البیضاء» (تهذیب احیاءالعلوم) آورده، محل بحث است. به ادعای مرحوم فیض، غزالی در اواخر عمرش مستبصر شده و این معنی طبق گزارش ابن جوزی، از مطالب کتاب او به نام «سرّالعالمین» استفاده می شود. در حالی که انتساب کتاب سرّالعالمین به غزالی، خود مورد انکار و تردید بعضی از پژوهشگران معاصر است.

۴. ابن تیمیه؛ تقی الدین احمد بن عبدالحلیم(۷۲۸ق) معروف به ابن تیمیه که چند قرن بعد، فرقه وهابیت، بر بنیاد اندیشه های او پدید آمد، نظریه جواز خروج حسین بن علی(ع) بر یزید را باطل می داند، او بر این باور است که مفسده چنین خروجی از مصلحتش بیشتر بوده و در خروج حسین آن چه را که از کسب خیر و دفع شر در نتیجه قیامش دنبال می کرد، به دست نیاورد و حتی با قیام و کشته شدنش، خوبی کاهش یافت وبدی فزونی گرفت، بلکه قتل حسین از کارهایی بود که فتنه های بسیار را دامن زد.

وی در جای دیگر در بحث مقایسه ای بین قتل عثمان و شهادت امام حسین(ع) می نویسد: «بی تردید اجر و ثواب عثمان نزد خدا بیشتر، و گناه قتلش بیشتر از گناه کشتن کسی است که حاکم و زمام دار مسلمانان نبوده، اما برای دستیابی به حکومت خروج کرده است، چرا که عثمان صبر پیشه کرد و برای حفظ جان خویش با قاتلانش نجنگید…».

۵. ابن کثیر دمشقی؛ صاحب نظران و تحلیل گران تاریخ اسلام به خوبی می دانند که ابوالفداء اسماعیل بن کثیر شرقی دمشقی(م۷۷۴) هموطن یزید، شاگرد ابن تیمیه، اموی مسلک، بسیار متعصب، ضد شیعه و تحریف گر حقایق تاریخی است. ابن کثیر براساس مسلک خود، در کتاب معروفش «البدایه و النهایه» قیام امام حسین (ع) را با هدف رسیدن به «قدرت» و «حکومت دنیوی» معرفی می کند. او در فصلی با عنوان: «قصّه الحسین بن علی و سبب خروجه بأهله من مکه إلی العراق فی طلب الإماره و کیفیه مقتله»، به جریان قیام کربلا پرداخته است. وی با انتخاب این عنوان، هدف نهضت امام حسین را طلب حکومت و دستیابی به قدرت(طلب الإماره) بیان نموده و با این سخن به این قیام، ماهیتی سیاسی -دنیوی داده است. افزون بر این، از مجموعه مقتل امام حسین(ع) فقط نامه نگاری کوفیان را مطرح کرده است.

۶. دکتر محمود ابراهیم؛ دکتر محمود ابراهیم (از نویسندگان معاصر عرب) را نیز می توان از این گروه نام برد. او جزوه ای به نام «براءه یزید من دم الحسین» منتشر کرده و طی آن یک سلسله فضایل و مزایا از قبیل محدث بودن برای یزید ساخته و پرداخته و نتیجه گرفته که یزید راضی به قتل حسین نبوده و عبیدالله بن زیاد، خودسرانه و بدون اذن و اجازه یزید، او را به قتل رسانید!. توجیهات واهی نویسنده این جزوه هم، به خوبی طرفداری کورکورانه او از یزید را نشان می دهد.

آن چه تا این جا مطرح شد، نمونه هایی از طرفداران یزید و مخالفان امام حسین(ع)و سخنان و ادعاهای آنان بود. اینک به معرفی گروه دوم می پردازیم:

***

گروه دوم؛

گفته شده که این گروه، از امام حسین(ع) طرفداری کرده و قیام او را قیام حق معرفی می کنند و یزید را قاتل و فاسق و مستحق لعن معرفی می کنند. نمونه هایی از این گروه را ذیلاً معرفی می کنیم:

۱ و ۲. ابوالفرج ابن جوزی و سبط او؛ می توان ابوالفرج ابن جوزی(۵۱۰-۵۹۷ق) وسبط او یوسف بن قزاوغلی بغدادی (۵۸۱-۶۵۷ق) را از نظر شدت دفاع و طرفداری از امام حسین و تفسیق و محکوم سازی شدید یزید، در صدر این گروه قرار داد. چنان که گذشت، ابن جوزی لعن یزید را تجویز می کرده و یکی از محدثان آن روز به نام عبدالمغیث در پاسخ او کتابی در فضل یزید نوشته و ابن جوزی در رد او کتابی به نام «الردعلی المتعصب العنید» تألیف کرده است.

سبط او یوسف بن قزاوغلی در کتاب خود «تذکره الخواص» که درباره زندگانی وفضایل دوازده امام و حضرت خدیجه کبری(س) و حضرت فاطمه زهرا(س) است در باب مخصوص زندگانی امام حسین(ع) (باب نهم) فصل مبسوطی را به بحث درباره یزید اختصاص داده و در آن، اسناد و دلائل فسق یزید و جواز لعن او را مطرح کرده و عمدتا استدلال های جدش در کتاب «الرد علی المتعصب العنید» را آورده است که ذیلاً بعضی از فرازهای آن را می آوریم:

الف ) مورخان؛ از حسن بصری نقل کرده اند که گفت: معاویه دست به کارهای بسیار بد و زشتی زد که اگر کل مردم روی زمین یکی از آن ها را مرتکب شوند، گ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *