توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بینامتنی دینی قرآن، انجیل، و تورات (با رویکرد مفهوم مقاومت) در اشعار محمود درویش و قیصر امین – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل بینامتنی دینی قرآن، انجیل، و تورات (با رویکرد مفهوم مقاومت) در اشعار محمود درویش و قیصر امین شامل 107 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بینامتنی دینی قرآن، انجیل، و تورات (با رویکرد مفهوم مقاومت) در اشعار محمود درویش و قیصر امین گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بینامتنی دینی قرآن، انجیل، و تورات (با رویکرد مفهوم مقاومت) در اشعار محمود درویش و قیصر امین با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بینامتنی دینی قرآن، انجیل، و تورات (با رویکرد مفهوم مقاومت) در اشعار محمود درویش و قیصر امین از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بینامتنی دینی قرآن، انجیل، و تورات (با رویکرد مفهوم مقاومت) در اشعار محمود درویش و قیصر امین با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بینامتنی دینی قرآن، انجیل، و تورات (با رویکرد مفهوم مقاومت) در اشعار محمود درویش و قیصر امین را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بینامتنی دینی قرآن، انجیل، و تورات (با رویکرد مفهوم مقاومت) در اشعار محمود درویش و قیصر امین :
۱- مقدمه
امروزه تعاریف متعددی از بینامتنیت در گستره ادبیات تطبیقی ارائه داده شده است .
بینامتنیت ، نشانی از تعامل شاعر یا ادیب با متون مختلف است. این تکنیک، شاعر را قادر میسازد تا بهتر مفاهیم ذهنی خود را در عرص شعر و ادب نشان دهد. شاعران ادبیات مقاومت، از جمله محمود درویش و قیصر امین پور بادرک این مطلب و با اطلاعی که از متون دینی مختلف داشته اند، سعیکرده اند که در بیان مضامین شعری مقاومت خود از این تکنیک ادبی بهره بجویند وآن را به کارگیرند.
۱-۱- بیان مسئله
شاعر در ادییات مقاومت، بر خود لازم میداندکه با استفاده از تکنیک های شاعری جدید، خود را هماهنگ کند؛ به همین دلیل، گذشته و حاضر را جمع و میان آنها انسجام برقرار میکند. (السعدنی، ۱۹۹۹: ۸)
«ژولیا کریستوا» (Julia Kristeva) در اواخر ده شصت، اصطلاح بینامتنی را وارد عرص نقد و نظری ادبی فرانسه کرد. (آفی،۱۳۸۰: ۵۵-۵۷) از آن زمان تاکنون، این شیوه نقد در مطالعات ادبی مورد استفاده قرارگرفته است. به نظر وی، «یک متن، جایگشتی از متون و بینامتنی در فضای یک متن مفروض است که در آن، گفته های متعددی اخذشده از دیگر متون ، با هم مصادف میشوند و یکدیگر را خنثی میکنند.» (گراهام، ۱۳۸۰: ۵۳) به اعتقاد بارت ، در مناسبات بینامتنی، خواننده از اهمیت ویژه ای برخورداراست. او
این نکته را در نظری مرگ مؤلف چنین اظهارمیدارد:
«یک متن از نوشته های متعدد ساخته شده، از بسیاری فرهنگ ها نشئت گرفته و وارد روابط متقابل مکالمه، هجو و مجادله می شود اما جایگاهی است که گرانیگاه این چندگانگی بوده و این جایگاه، خواننده است، نه چنان که تاکنون گفته شده، مؤلف . وحدت یک متن نه در مبدأ، بلکه در مقصد آن است.» (گراهام، ۱۳۸۰: ۱۱۲)
وی بینامتنی را این گونه تعریف میکند: «بینامتنی، در حقیقت، استحال زندگی در خارج از متن بیانتهاست و فرقی نمیکند که این متن، روزنامه باشد یا صفح تلویزیون.» (البقاعی،۱۹۹۸: ۳۵)
بینامتنی، برضرورت وجود روابط میان متون مختلف تأکید دارد و وجود این رابطه ها را سبب معناداربودن یک متن میداند و اصولا یک متن جدید را زاییده متون قدیم یا معاصر آن متن به شمارمیآورد. بینامتنی براساس چگونگی و شکل کاربرد آن در متون، به انواع متعددی تقسیم شده است . محمدعزام انواع آن را به سه بخش تقسیم کرده است:
۱. بهره گیری از دوره های پیشین و تعامل با متن غایب، ۲. مکش متن که در پی اهمیت متن غایب روی میدهد، ۳. گفت وگو که به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه ، با متن های معاصر یا قدیم پیوند ایجاد میکند. (عزام ، ۲۰۰۱: ۳۰)
احمد الزغبی، تقسیم بندی دیگری را بیان میکند؛ او به صراحت، بینامتنی را به دو دسته تقسیم میکند: ۱. بینامتنی مستقیم ، ۲. بینامتنی غیرمستقیم . (ن. ک: الزغبی، ۲۰۰۰: ۱۶)
۱-۲- ضرورت و اهمیت پژوهش
از آنجا که ادبیات مقاومت در ایران و فلسطین از ویژگی دینی برخوردار است، پس ضروری به نظر میرسد که این مسئله، مورد بحث و بررسی قرا گیرد تا بتواند اثر دین را در انتقال مفاهیم مربوط به مقاومت به خواننده بنمایاند. پژوهش حاضر به دنبال یافتن جواب این مسئله است که محمود درویش و قیصر امین پور از کدام یک از انواع بینامتنی دینی در متون خود استفاده کرده اند و تا چه حد توانسته اند از آن برای پیشبرد بهتر مفاهیم خود به خواننده کمک بگیرند و دیگر اینکه کدام یک از آنها در استفاده از آن موفق تر عمل کرده است و درصد به کارگیری کدام یک از انواع بینامتنی، دراشعار این دو بیشتر است.
۳-۱-پیشین تحقیق
اکثر مقاله هایی که بینامتنی را مورد بررسی قرارداده اند، آن را به شکل عام بررسی کرده اند. از جمله پژوهش هایی که به مسئ له بینامتنی دینی پرداخته اند، میتوان به «جلوه های بینامتنی قرآن کریم» در شعر قیصرامین پور، نوشت رضا کیانی، جهانگیر امیری و فاروق نعمتی اشاره کرد. این مقاله، بینامتنی قرآنی در اشعار امین پور را مورد بررسی قرارداده است .
«التناص قرآنی فی شعر محمود درویش»، نوشت رقیه رستم پور، عنوان مقال دیگری است که در این زمینه به چاپ رسیده است. پایان نام «التناص الدینی و التاریخی فی الشعر محمود درویش»، نوشت ابتسام موسی عبدالکریم ابو شرار و نیز «التناص الدینی فی شعر محمود درویش»، نوشت سحر سامی محمد السعید نصر، در زمینه بینامتنی دینی در شعر درویش نگاشته شده اند.
مقال «التناص قرآنی فی شعر محمود درویش و أمل دنقل»، نوشت علی سلیمی و رضا کیانی، به تطبیق مسئل بینامتنی دینی در شعر محمود درویش و أمل دنقل پرداخته است اما تاکنون مطالع تطبیقی در زمینه بینامتنی دینی در اشعار محمود درویش و قیصر امین پور با مفهوم مقاومت صورت نگرفته است؛ به همین دلیل، مقال حاضر میکوشد تا بینامتنی دینی را در اشعار دو شاعر، با تکیه بر مفهوم مقاومت مورد تحقیق قراردهد. مقال حاضر علاوه بر قرآن، از منابع دینی تورات و انجیل هم غافل نبوده است.
۱-۴- روش پژوهش
روش تحقیق این مقاله، توصیفی – تحلیلی و بر مبنای نظری ژولیا کریستواست . بر این اساس، اشعار مرتبط گزینش شده اند و نقش متون دینی در القای پیام شعر، از جهت فنی و موضوعی مورد مطالعه قرارگرفته است.
۲- بحث
بینامتنی، ترجم مصطلح غربی ( Intertextuality) به معنی انتقال معنی یا لفظ یا هر دو از یک متن به متنی دیگر و یا ارتباط متنی با متن یا متون دیگر است. بینامتنی، به معنای وجود ارتباط بین دو متن گذشته و حاضر است؛ این ارتباط، گاه در زمین شکل، گاه در مضمون و گاه در هر دوی آنهاست. محمد مفتاح، بینامتنی را از جهت مضمون، به سه بخش تقسیم کرده است:
۱. «خلاصه برداری از پندها و عبرت ها، ۲.تصفیه حساب و دعوت به عبرت پذیری، ۳. جایگاه سنت های رایج یا ایجاد ارتباط میان آنها.» (مفتاح، ۱۹۹۲: ۱۳۲)
در بینامتنی، ما با دو عنصر ارتباط و تغییر روبه رو هستیم؛ یعنی از یک سو، بینامتنی منجر به ارتباط بین متن قدیم و جدید میشود و از سوی دیگر، به ایجاد تغییر و تحول جدید متن در راستای اهداف شاعر می انجامد. در بینامتنی، درک معنای متن و تفسیر و تأویل آن، توسط خواننده صورت میپذیرد؛ به همین خاطر، شاعر هنگامی که شعری میسراید، نه تنها معنایی را که به شعر میدهد، میسنجد بلکه روی مهارت خواننده نیز حساب میکند.
۲-۱- انواع نظری بینامتنی
نظری بینامتنی، به انواع متعددی تقسیم شده و این تقسیم بندیها براساس چگونگی و شکل کاربرد آن در متون، با هم متفاوت است. مهم ترین تقسیم بندی این نظریه را کریستوا انجام داده است. وی بینامتنی را به سه دست اصلی «نفی کلی، نفی متوازی و نفی جزیی» تقسیم کرده است
۱. نفی کلی یا حوار: که در آن شاعر یا نویسنده، مقطعی از متن غایب را در متن خود میآورد، در حالی که معنی متن متحول شده است. در واقع در نفی کلی، مقدار زیادی از متن پنهان در متن حاضر به کاررفته ومعمولا این تعامل، به شکل آشکار صورت میگیرد چرا که خواننده با خواندن متن حاضر، به حضور بارز متن غایب در متن حاضر پی میبرد و حامل بالاترین شکل تعامل با متن غایب است. در بیشتر مواقع در این شکل ، کاربرد معنای متن غایب با معنای متن حاضر متفاوت است. (کریستوا، ۱۳۸۴: ۷۹-۷۸)
۲. نفی متوازی یا امتصاص: در این نوع از بینامتنی، معنای مقطعی متن همان است ولی شاعر میتواند بر معنای متن جدید خود بیافزاید؛ بنابراین، در این شکل از روابط بینامتنی، معنای متن غایب در متن حاضر تغییر اساسی نمیکند بلکه با توجه به مقتضای متن حاضر و با توجه به معنای آن، نقشی را که در همان متن غایب ایفا میکند، در متن حاضر نیز بر عهده دارد. این بدان معنی نیست که معنای متن غایب در این شکل با معنایی که در متن حاضر ایفا میکند، متناقض نیست بلکه میتواند دارای معنای بیشتری باشد و یا با تغییر و تنوعی که به نوآوری و ابداع شاعر بستگی دارد، همراه باشد. (همان : ۷۹ -۷۸)
۳. نفی جزئی یا اجترار: مؤلف در این نوع از روابط بینامتنی، جزیی از متن غایب را در متن خود میآورد؛ از این رو، متن برگرفته از متن غایب میتواند یک جمله یا یک عبارت یا یک کلمه و مانند آن باشد. بدین ترتیب ، واضح است که این نوع روابط به شکل سطحی تری نسبت به دو مورد قبلی انجام میپذیرد. چنین تعاملی که به شکل جزیی صورت میگیرد، میتواند از نظر معنای الفاظ و عبارات ، مخالف یا موافق با متن غایب باشد. (همان: ۷۹ -۷۸)
به طور کلی میتوان بینامتنیهای دینی موجود در اشعار این دو شاعر را در سه حوزه جای داد:
۲-۲- بینامتنی قرآنی اسلامی
این نوع بینامتنی را میتوان در دو شکل به تصویر کشید:
۲-۲-۱- استفاده از آیات قرآنی
میتوان گفت رابطه بین مسائل فکری و شعر، یک ارتباط متبادل است. شعر به خاطر جایگاه مهمی که دارد، میتواند در بسیاری از موارد، دین را در خدمت مضامین خود قرار دهد و به واسط آن به نشر اهداف خود بپردازد. «قرآن به واسط موضوعات متنوعی که دارد، میتواند شعر را با گونه های مختلف دینی کمک و یاری دهد.» (شلتاغ ، ۱۹۸۷: ۱۲۴)
امین پور و درویش دریافته اند که قرآن منبعی مهم برای آزادی و تعالی انسان هاست؛ لذا از این ویژگی قرآن با استفاده از بینامتنی در شعر خود بهره برده اند. درویش برای تشویق مردم به مبارزه، از آیات قرآن بهره برده است. او در قصیده «طریق دمشق»، شعر خود را از آیه کریم «مثل الذین ینفقون فی سبیل الله کمثل حب أنبتت سبع سنابل فی کل سنبل مائ حب و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم» (بقره: ۲۶۱) و نیز آی «و أعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم» (انفال: ۶۰) برداشت کرده است.
أعد لهم ما استطعت / و ینشق فی جثتی قمر. .ساع الصفر دقت، / و فی جثتی حب أنبتت للسنابل / سبع سنابل، فی کل سنبل ألف سنبل / هذه جثتی. .أفرغوها من القمح ثم خذوها إلی الحرب /کی أنهی الحرب بینی و بینی (درویش، ۱۹۹۴، ج ۱:۵۵۲)
درویش، کلامش را با متن آی مذکور آغاز میکند تا اهمیت جهاد و مبارزه با دشمن را به خواننده گوشزد نماید. او از نفی متوازی یا امتصاص بهره برده است، چراکه خواننده با خواندن متن حاضر، به خاطر وفور وضوح، به حضور بارز متن غایب پیمیبرد.
البته با توجه به تعریف ایحا، میتوان این نوع اقتباس رااستیحا هم نامید.استیحا، نوعی اقتباس است که در خلال آن ، خواننده با دیدن کلمه ای به خود آیه یا مجموعه آیاتی که این کلمه در آنها وجود دارد، رهنمون میشود و ب ه مجرد دیدن کلمه، آیه در ذهن او تداعی میشود. (علوان والآخرون، ۲۰۰۴: ۱۵۳)
درویش برای نشان دادن حیات بعد از مرگ نیز از بینامتنی قرآنی استفاده کرده است.
او در قصیده «لا ینظرون وراءهم»، از کسانی میسراید که به خاطر اعتقادی که به جاودانگی بعد از مرگ داشتند، منازل خود را به قصد شهادت ترک میکردند:
«یسافرون من الصباح السندسی / إلی غبار فی الظهیره، حاملین نعوشهم ملأی / بأشیاء الغیاب: بطاقه شخصی و رسال لحبیب مجهول العنوان»: لا تتذکری من بعدنا / إلا الحیاه / و «یرحلون «من البیوت إلی الشوارع /راسمی اشاره النصر الجریح قائلین لمن یراهم»: / «لم نزل یحیا فلا تتذکرونا» (درویش، ۲۰۰۳: ۵۷-۵۸)
او مفهوم جاودانگی و زنده بودن را از آی «و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أموات بل هم أحیاء عند ربهم یرزقون» (آل عمران: ۱۶۹) به امانت گرفته است و از امتصاص، بهره برده است زیرا معنای متن غایب در متن حاضر، تغییر اساسی نکرده بلکه با توجه به مقتضای متن حاضر و با توجه به معنی آن، نقشی را که در همان متن غایب ایفا میکند، دراینجا نیز ایفا میکند.
امین پور در قطعه ای که برای شهید سروده است، برای به تصویرکشیدن حیات بعد از مرگ، از معنا و مفهوم آی قرآنی استفاده کرده است، هر چند وی از الفاظ قرآنی به صورت واضح استفاده نکرده است، با تأمل در شعر میتوان اقتباس مفهومی او را دریافت. پس او هم در این مقطع، با استفاده از نفی متوازی، مفهوم آی بالا (عمران: ۱۶۹) را در شعر خود بیان داشته است :
کس راز حیات او نداند گفتن
بایست زمان به کام خود بنهفتن
هرچند میان خون خفت ولی
سوگند که خون او نخواهد خفتن
(امین پور،۱۳۶۳: ۴۲)
«امین پور در اثر آشنایی با فرهنگ مفاهیم غنی معارف اسلامی واستقبال از درون مای قرآن، شعر خود را اعتلا میبخشد که این موضوع در شعر او، بسیار ماهرانه و برخوردار از خلاقیت هنری روی میدهد.» (بهداروند،۱۳۸۸: ۱۷۷)
۲-۲-۲- استفاده از شخصیت های دینی و اسلامی
در بینامتنی اسلامی، علاوه بر آیات قرآن، از شخصیت های دینی هم استفاده شده است.
از آنجا که زندگی برخی از این شخصیت ها غالبا با آیات قرآنی ترکیب یافته است، در برخی موارد، میان بینامتنی شخصیت های دینی و قرآن نوعی تداخل به وجود آمده است و این امر، باعث شده تا جداسازی آنها با مشکل روبه رو شود.
استخدام این شخصیت ها در شعر، به خاطر جایگاه انسانیای است که در برابر ظلم و ستم دارند و شاعر هم به خاطر تشابه رسالتش با این شخصیت ها، نام آنها را در شعر ذکر میکند.
– حضرت یو سف (ع): از شخصیت های مطرح شده در اشعار امین پور و درویش، حضرت یوسف (ع) است . علت این انتخاب را میتوان زندگی پرحادث حضرت یوسف (ع) دانست که منبعی برای شاعران شده و سبب شده است تا شاعران، مسائل مربوط به خود و جامعه شان را در قالب این شخصیت مطرح کنند. درویش در قصیده ای با نام «أنا یوسف یا أبی»، چنین میسراید:
أنا یوسف یا أبی. یا أبی إخوتی لا یحبوننی، لا یریدونی بینهم یا أبی / یعتدون علی و یرموننی بالحصی و الکلام /و هم طردونی من الحقل / و هم حطموا لعبی یا أبی /… أبت! هل جنیت علی أحد حین قلت إنی رأیت أحد عشر کوکبا، و الشمس و القمر، رأیتهم لی ساجدین (درویش ، ۱۹۹۴، ج ۲: ۳۵۲)
آنچه باعث شده تا شاعر شخصیت یوسف را برای خود برگزیند، حس ناامیدی و خیانتی است که از حمایت دیگر دولت های عربی دیده است و به دلیل همخوانی میان شخصیت خود و داستان زندگی یوسف (ع)، حیات او را منبعی برای حوادث زندگی خود قرارداده و در انتهای کلامش ، از نفی متوازیاستفاده کرده است. «این قصیده، از جمله قصاید است که درویش ، آنها را بر پای بینامتنی سروده و این بینامتنی به شاعر اجازه داده است که دیوار زمان را بشکند. این امر از یک سو، نشان نوآوری شاعر و از سوی دیگر، نشان جرئت شاعر است که به آن، «بینامتنی صریح» گفته میشود زیرا شاعر در قسمت پایان شعر، برای تأکید بر واقعیت از متن آی قرآنی «اذ قال یوسف لأبیه یا أبت إنی رایت أحد عشر کوکبا و الشمس و القمر رأیتهم لی ساجدین» (یوسف : ۴) استفاده کرده وجایگاه شخصیت ها را بدون کوچک ترین تغییری ذکر کرده است.» (شبانه، ۲۰۰۲: ۲۸۷) نام حضرت یوسف (ع)، در شعر امین پور نیز همانند درویش، مورد استفاده قرارگرفته است. او هم از حوادث مربوط به زندگی حضرت یوسف (ع)، مانند داستان به چاه انداختن او، بوی پیراهن و قص غربت نام برده است :
این بوی غربت است / که میآید / بوی برادران غریبم / شاید / بوی غریب پیراهنی پاره / در باد / نه! / این بوی زخم گرگ نباید باشد / من بوی بی پناهی را / از دور می شناسم /… انگار بوی رفتن میآید. (امین پور، ۱۳۸۴: ۱۳۱)
امین پور با بیان الفاظی چون غربت، گرگ و چاه، با بینامتنی جزیی اشاره به داستان زندگی حضرت یوسف (ع) میکند و آن را با سرنوشت رزمندگان درمی آمیزد و از این شخصیت ، برای بیان مظلومیت رزمندگان استفاده میکند.
– حضرت ابراهیم (ع): از شخصیت های دیگری که دو شاعر دراشعار خود نام آنها را ذکر کرده اند، میتوان به ابراهیم (ع) اشاره کرد. درویش در قالب این شخصیت ، خود را نابودگر دشمنان قلمداد کرده است:
أنا زین الشباب و فارس الفرسان /أنا.و محطم الأوثان /… فبیض النمل لا یلد النسور/… و بیض الأفعی/.. یخبیء قشرها ثعبان /. ..أنا زین الشباب، و فارس الفرسان (درویش ، ۱۹۹۴،ج ۱: ۸۳)
درویش برای نشان دادن مقاومت فلسطین، بااستفاده از بینامتنی متوازی، از داستان شکسته شدن بت ها استفاده میکند و خود را همچون ابراهیم (ع) میداند.
امین پور نیز در شعرش از شخصیت ابراهیم (ع) نام برده و شجاعت رزمندگان در مقابله با دشمن را به شکسته شدن بت ها به دست او همانند کرده است:
از ره رسیده ایم / با قامتی به قصد شکستن / لات و منات را که شکستیم / عزی دیگر عزیز نمیماند. با کفش های خستگی خود / از ره رسیده ایم / میراث باستانی ابراهیم / بر شانه های ماست (امین پور،۱۳۶۰: ۱۱)
امین پور از بینامتنی جزیی استفاده کرده زیرا تنها به حوادث مربوط به داستان حضرت ابراهیم (ع) اشاره کرده است و با این کار، خواننده را با خود همراه نموده و ذهن او را به کنکاش واداشته تا منظورش را بفهمد.
– امام حسین (ع): شخصیت دیگری است که زندگی او در شعر دو شاعر تجلی یافته است، هر چند دو شاعر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.