تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چشم انداز مقاومت فلسطین در چالش های هویتی غرب آسیا؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل چشم انداز مقاومت فلسطین در چالش های هویتی غرب آسیا انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل چشم انداز مقاومت فلسطین در چالش های هویتی غرب آسیا:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل چشم انداز مقاومت فلسطین در چالش های هویتی غرب آسیا آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل چشم انداز مقاومت فلسطین در چالش های هویتی غرب آسیا با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل چشم انداز مقاومت فلسطین در چالش های هویتی غرب آسیا از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل چشم انداز مقاومت فلسطین در چالش های هویتی غرب آسیا، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چشم انداز مقاومت فلسطین در چالش های هویتی غرب آسیا :

مقدمه

تحولاتی که از سال ۲۰۱۰ به بعد در کشورهای عربی رخ داد، علاوه بر تأثیرات عمیق در ساختار یا کارگزاران سیاسی این کشورها، بسیاری از معادلات منطقه ای را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. در خلال این حوادث، هویت دینی و مذهبی برجسته شد و مبنای بسیاری از کنش های سیاسی قرار گرفت. در تونس و مصر، اسلامگرایان اخوانی به قدرت رسیدند و یمن شاهد خیزش جنبش اسلامگرای انصارالله بود. در بحرین نیز شیعیان با هدایت روحانیت به میدان آمدند؛ اما به تدریج، چالش های هویتی در داخل جهان عرب و جهان اسلام برجسته و حاد شد، به نحوی که تحولات کشورهای عربی و برخی از مهم ترین مسائل جهان اسلام مانند مسئله فلسطین تحت تأثیر منازعات و چالش های هویتی قرار گرفت.

در رقابت ها و تنش های هویتی، شخصیت ها و سازمان های با هویت چندپارچه ای ناچار شدند با تمرکز بر یکی از منابع هویتی، هویت های دیگر را نادیده بگیرند یا انکار کنند. راشدالغنوشی، رهبر النهضه تونس یکی از شخصیت هایی است که از میان همه منابع هویتی خویش، در نهایت هویت ملی را برگزید و با محدود کردن رسالت النهضه به مسائل داخلی تونس، راه خود و جریان تحت امر خود را از جنبش اخوان المسلمین به عنوان یک جنبش فراملی جدا کرد. غنوشی با اعلام پایان اتحاد دین و سیاست، نهادها و شخصیت های دینی را از مداخله در امور سیاسی برحذر داشت و هویت سیاسی سازمان متبوع خود را انکار کرد. وی در نامه ای خطاب به نشست ویژه سازمان جهانی اخوان المسلمین که با شعار «ترکیه متشکریم» در ماه آوریل ۲۰۱۶ در استانبول برگزار شد، عضویت خود را در نشست های مشترک با اخوان المسلمین به حال تعلیق درآورد و اعلام کرد که اخوان به دنبال ویرانی میهن و ملت خود است و به همین دلیل، راه اخوان از راه النهضه جدا است؛ زیرا النهضه خلاف اخوان، به میهن اهمیت می دهد. غنوشی در نامه خود آورده است: «من مسلمان تونسی هستم. تونس میهن من است و من باور دارم که میهن مسئله ای مهم، اساسی و محوری است و اجازه نمی دهم هیچ کس تونسی بودن مرا از من بگیرد. من هیچ دشمنی علیه تونس را حتی اگر از سوی یک نفر از مخاطبان این نامه باشد، نمی پذیرم» (اصفهانی، ۱۳۹۵).

در این فضای پرتنش و نابسامان هویتی، برخی از هویت ها به دلیل برجسته شدن مصنوعی سایر هویت ها، در معرض تهدید و آسیب جدی قرار گرفتند. احساس تعلق به امت اسلامی یکی از هویت هایی است که از آغاز ظهور اسلام، جوامع اسلامی را به یکدیگر پیوند می زد؛ اما در خلال روندهای سیاسی قرن بیستم و در پی استقرار الگوی دولت ملت و ایجاد مرزهای سیاسی مصنوعی، میان جوامع مسلمان شکاف ایجاد شد. سیاست «دولت ملت سازی» که اغلب از بالا، توسط نظام های سیاسی نوبنیاد و به پشتوانه ایدئولوژی های مدرنی مانند ناسیونالیسم در بیشتر کشورهای اسلامی دنبال شد، هویت «امت گرا»ی مسلمانان و احساس تعلق آنها به امت اسلامی را تضعیف کرد (فاست، ۱۳۸۶: ۴۰).

یکی دیگر از هویت هایی که تحت تأثیر حوادث و تحولات منطقه ای در معرض تهدید و آسیب قرار گرفت، «هویت مقاومت» است؛ یعنی هویتی که به مدد آن، ملت ها و گروه های اجتماعی توانستند در مقابل تهاجم، استعمار، سلطه گری و اشغال گری قدرت های بزرگ ایستادگی نشان دهند و ضمن دفاع از خود، حقوق خویش را مطالبه کنند. در منطقه غرب آسیا، «مقاومت فلسطین » اصلی ترین و پرتراکم ترین خط مقاومت محسوب می شود. ملت های مسلمان درباره هیچ موضوعی به اندازه فلسطین اتفاق نظر و همدلی ندارند و مسئله فلسطین، یکی از عوامل مهم انسجام بخش در جوامع اسلامی است. این مقاله که به دنبال بررسی چشم انداز مقاومت فلسطین در فضای پرتنش و پرآشوب چالش های هویتی است با استفاده از روش توصیفی تبیینی و منابع کتابخانه ای، به این سؤال پاسخ داده است که «هویت مقاومت » چه ابعاد و شاخصه هایی دارد.

مبانی نظری

۱- هویت

مفهوم «هویت»[۱] به مجموعه پدیده هایی اشاره می کند که در ایجاد تصویر از خویشتن در ذهن فرد مؤثر است. دو مفهوم «تمایز»[۲] و «دیگری»[۳]، شالوده و بنیان مفهوم هویت را شکل می دهند (جوادی ارجمند و دیگران، ۱۳۹۳: ۱۵۲). هویت، پیش نیاز زیست اجتماعی انسان محسوب می شود و چارچوب هایی را برای شباهت ها و تفاوت ها به وجود می آورد. دوام و بقای جامعه، مستلزم کنش ارتباطی است که به معناسازی و هویت سازی منجر می شود (گل محمدی، ۱۳۸۱: ۲۲). هویت هم در سطح فردی و هم در سطح جمعی معنا پیدا می کند و به همین دلیل می توان از هویت فردی و هویت جمعی سخن گفت.

هویت های قومی، مذهبی و ملی از سنخ هویت جمعی هستند. هویت قومی بر مبنای وجود آگاهی از عضویت در قوم خاص و ارجاع به ریشه مشترک (نیای مشترک)، ویژگی های شخصیتی و فیزیکی مشترک، آداب و رسوم مشترک و. . . شکل می گیرد. با توجه به این که هویت ملی، هویتی است که کلیت یک جامعه را دربرمی گیرد، هویت های قومی و مذهبی می توانند زیر مجموعه هویت ملی قرار گیرند. هویت ملی با ایجاد احساس تعلق و تعهد اعضای یک جامعه به رموز و نهادهای فرهنگی شامل ارزش ها، هنجارها، زبان، دین، ادبیات و تاریخ مشترک یک ملت باعث ایجاد تمایز میان جوامع می شود (جوادی ارجمند و دیگران، ۱۳۹۳: ۱۵۲ ). هویت ملی در قالب دولت ملی تجلی پیدا می کند؛ جایی که یک نظام سیاسی، نمایندگی اعضای جامعه (ملت) را برعهده می گیرد. بنابراین، وفاداری به دولت ملی، لازمه تشکیل هویت ملی است (برتون، ۱۳۸۰: ۲۶).

نکته بسیار مهمی که در این جا باید به آن اشاره کرد، ظهور مفهوم «غیریت»[۴] از طریق شکل گیری هویت سیاسی است. در غیریت، مرزهای هویتی متمایز می شوند و هویت جنبه اصیل خود یعنی همان جامعیت (برای خود بودن و واجد تمام ویژگی های خود بودن) و مانعیت (از غیر خود مبرا بودن) را پیدا می کند. بر این اساس، هویت واجد دوگونه تنش است؛ تنش رفع شده و تنش رفع نشده که هر دو نوع شامل تعاریف موجود از «ما» می شوند. در واقع، همواره شکافی میان تعریف ما از «ما» و تعریف دیگران از «ما » وجود دارد (دان، ۱۳۸۵: ۹۰). در این جا، مفهوم خودی و غیرخودی مطرح و فواصل اجتماعی مشخص شده و مرزهای هویتی میان جوامع و گروه های اجتماعی کشیده می شود. از نظر هال، هویت نوعی بازنمایی ساختی است و تنها زمانی می توانیم به این هویت دست یابیم که فاصله خود را با دیگران معین سازیم. بنابراین وجود «دیگران»[۵] در ساخت هویت سیاسی اجتماعیِ اختصاصی «ما» ضروری است (Hall & ; Dugay, 1991: 20). براساس قاعده «تعرِفُ الاَشیاء بِاَضدادِها »، تکوین یک هویت خاص بدون تضاد و یا دست کم تمایز آن با هویت، دیگر ممکن نخواهد بود. تشخص و تعین هویت براساس مفهوم غیریت، به جای آن که بر مبنای تعریفی که «ما» از «ما» داریم، صورت گیرد براساس تعریفی است که «دیگران» از «ما» ارائه می کنند یا تصوری که درباره «ما » دارند.

۲- هویت های چندپارچه

هویت، پدیده ای چندسطحی و چندلایه است. عده ای آن را در سه سطح فردی، گروهی (قوم، قبیله و گروه) و ملی (تعلق فرد به یک کشور یا ملت) در نظر می گیرند و عده ای دیگر، سطوح هویت را محلی (تعلق به یک فرهنگ خاص)، ملی و جهانی مشخص می کنند (دغاغله، ۱۳۸۶: ۵۱). درحالی که منبع اصلی هویت در سطح نخبگان سیاسی حاکم، ایدئولوژی نظام سیاسی است، در سطح جامعه، منابع متعددی مانند قومیت، مذهب، جنسیت، طبقه، تاریخ، جغرافیا و. . . می توانند منبع تعریف هویت باشند. تعدد منابع هویتی به معنای تعارض آنها با یکدیگر نیست. یک «مرد کارگر سنی کرد ایرانی» هم زمان به پنج منبع هویتی تعلق دارد. در شرایط عادی، تعلق افراد به هویت های مختلف امری طبیعی و عادی است؛ اما در زمان بروز بحران، اولویت بخشی به یک منبع هویتی به مسئله اصلی تبدیل می شود، مانند ایرانی بودن یا کرد بودن، سنی بودن یا شیعه بودن، مرد بودن یا زن بودن، کارگر بودن یا کارفرما بودن. در شرایط بحرانی، نخبگان حاکم ترجیح می دهند منبع هویتی مورد نظر آنها بر منابع هویتی دیگر غلبه پیدا کند؛ اما در مقابل، فعالان قومی و مذهبی بر منابع هویتی دیگری پافشاری می کنند.

در مورد این که افراد چگونه و براساس چه معیارهایی منابع هویتی خود را برمی گزینند، دو رویکرد اساسی وجود دارد. درحالی که جامعه شناسان، قوی بودن برخی تعلقات را نسبت به تعلقات دیگر، عامل انتخاب منابع هویتی می دانند، عالمان علم سیاست عامل «قدرت» را در این مورد، مهم و تعیین کننده می پندارند. گاهی نخبگان سیاسی حاکم می توانند به گونه ای اعمال قدرت کنند که بیشتر مردم یک جامعه، منبع هویتی مورد نظر نظام سیاسی حاکم را در اولویت قرار دهند. درمقابل، ممکن است این اعمال قدرت نتیجه ای معکوس به دنبال داشته باشد و مقاومت مردم را برانگیزد؛ به نحوی که منبع هویتی مورد نظر، نخبگان سیاسی حاکم را نپذیرند و در مقابل آن مقاومت کنند. در این جا، گروه های مختلف اجتماعی و سیاسی با توسل به منابع هویتی متفاوت با هویت نظام سیاسی حاکم، سیاست های هویتی را به چالش می کشند (قهرمان پور، ۱۳۸۸: ۴۳ ۴۵).

کاستلز ضمن پذیرش تکثر هویتی و وجود هویت های مختلف برای افراد جامعه معتقد است برای بیشتر کنشگران اجتماعی، معنا حول یک هویت اساسی سازمان می یابد و این هویت اصلی، سایر هویت ها را در قالب ها و چارچوب هایی قرار می دهد. کاستلز معتقد است باید هویت را از آن چه که جامعه شناسان «نقش» می نامند، تفکیک کرد، زیرا نقش ها براساس هنجارهایی تعریف می شوند که ساخته نهادها و سازمان های جامعه هستند؛ اما در برخی موارد مانند زمانی که فردی، نقش «پدر بودن» را به مثابه تعریف خود از «خود » معرفی می کند. هویت با نقش تشابه پیدا می کند با این حال، هویت در مقایسه با نقش، منبع معنایی نیرومندتری محسوب می شود؛ زیرا دربرگیرنده فرایندهای ساختن خویش و فردیت یافتن است. کاستلز هویت را منبع معنا برای کنشگران اجتماعی می داند که به دست خود آنها و در فرایند فردیت بخشیدن، ساخته می شود (کاستلز، ۱۳۸۴: ۲۳).

۳- پارادایم های اصلی هویت در جامعه شناسی

در جامعه شناسی نسبت به مفهوم هویت، دو پارادایم اساسی وجود دارد:

۱- ازل گرایی یا منشأگرایی: این پارادایم، هویت را امری ثابت در نظر می گیرد که از طریق جامعه و ساختارهای آن به فرد منتسب می شود و تقریباً تا پایان عمر، غیر قابل تغییر باقی می ماند. براساس این پارادایم، هویت ها دارای منشأ طبیعی هستند و با احساسات و عواطف سر و کار دارند. عواملی مانند ویژگی های جسمانی (رنگ پوست، قد، نوع موی سر و. . . )، نام فرد یا گروه، مذهب، تاریخ و منشأ گروهی که فرد در آن به دنیا می آید، هویت جمعی را تعیین می کند.

۲- برساخت گرایی: در مقابل پارادایم منشأگرایی، پارادایم برساخت گرایی قرار دارد. این پارادایم، هویت را امری سیال و متغیر در نظر می گیرد که به طور مداوم در معرض «تغییر» و «شدن» قرار دارد. در پارادایم برساخت گرایی، هویت امری تاریخی و محتمل و همانند بسیاری از پدیده های دیگر، محصول زمان است. تاریخی بودن هویت و تغییر تعریف فرد از خویشتن، بر تغییرپذیر بودن هویت دلالت دارد (گل محمدی، ۱۳۸۴: ۲۲۳). آنتونی گیدنز و پیتر برگر از نظریه پردازانی هستند که معتقدند در طول زندگی، هویت افراد متأثر از شرایط و محیط اجتماعی، دچار تغییر و دگرگونی می شود. براساس این پارادایم، افراد در فرایندی شناختی و به صورت غیرآگاهانه، خود را در انواعی از مقوله بندی ها قرار می دهند. سرعت و اهمیت مقوله بندی ها در هر جامعه ای نسبت به جامعه دیگر متفاوت است. مقوله بندی «خود» همواره با ساختن «دیگری» همراه است.

درباره این مسئله، گیدنز مفهوم بازتابندگی را مطرح کرده است. بازتابندگی به این معناست که انسان ها هویت خود را می سازند. گیدنز در کتاب «تجدد و تشخص »، هویت شخصی را نتیجه تداوم کنش های اجتماعی فرد نمی داند؛ بلکه از نظر او، هویت شخصی چیزی است که فرد باید به طور مداوم و روزمره آن را ایجاد و در فعالیت های بازتابی خویش از آن حمایت کند. بر این اساس، هویت نوعی خصیصه متمایز یا مجموعه ای از خصایص متمایز از پیش تعیین شده نیست؛ بلکه هویت شخصی در حقیقت همان «خود» است که شخص آن را به صورت بازتابی از زندگی نامه اش می پذیرد. گیدنز هویت را امری در حال ساخت می داند که ساخته شدن آن پایانی ندارد؛ زیرا افراد به صورت مداوم دانش و اطلاعات خویش را در راه تعریف و نظم دادن دوباره به فعالیت هایشان و چگونگی بازنمایی این هویت در جهان صرف می کنند. بنابراین، هویت حالت بازتابی دارد و ایستا نیست.

۴- اشکال برساخت هویت

از نظر مانوئل کاستلز، معنای نمادین هویت برای کسانی که آن هویت را متعلق به خود می دانند و کسانی که خود را بیرون از آن هویت تصور می کنند، به این بستگی دارد که چه کسی و با چه هدفی نسبت به برسازی آن هویت اقدام می کند. کاستلز معتقد است برساخت هویت همواره در بستر روابط قدرت صورت می گیرد و بر این اساس، سه شکل و منشأ برای آن قائل است:

۱- هویت مشروعیت بخش: این نوع هویت توسط نهادهای مسلط بر جامعه ایجاد می شود تا سلطه آنها را بر کنشگران اجتماعی گسترش دهد. این رویکرد با نظریه های رایج مربوط به ملی گرایی، هم خوانی دارد.

۲- هویت مقاومت: این هویت از طریق کنشگرانی ایجاد می شود که توسط منطق سلطه یا نظام حاکم کنار گذاشته یا بی ارزش تلقی شده اند. بر این اساس، گروه های اجتماعی محروم و اقلیت ها، سنگرهایی را برای مقاومت و بقای هویتی بر مبنای اصول متفاوت یا متضاد خویش می سازند.

۳- هویت برنامه دار: هویت برنامه دار زمانی محقق می شود که کنشگران اجتماعی با استفاده از هرگونه مواد و مصالح فرهنگی قابل دسترس، هویت جدیدی می سازند که موقعیت آنان را در جامعه، از نو تعریف کند. کنشگران از طریق برساخت هویت به صورت برنامه دار در پی تغییر شکل کل ساخت اجتماعی هستند. یکی از مصادیق این نوع هویت، اقدامات آگاهانه فمینیست ها برای به چالش کشیدن نظام اجتماعی مردسالار و ایجاد «ساخت » جدیدی برای جامعه است (کاستلز، ۱۳۸۴: ۲۴).

مطالعه موردی: حماس

به دنبال انتفاضه مردمی فلسطینیان و سرکوب و تجاوز مستمر رژیم صهیونیستی، جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) که سازمانی سیاسی نظامی است، با رویکردی اسلامگرایانه در سال ۱۹۸۷ میلادی در نوار غزه و به رهبری شیخ احمد یاسین تأسیس شد. حماس، شاخه فلسطینی اخوان المسلمین به شمار می رود. شاخه نظامی حماس در سال ۱۹۹۱ میلادی با عنوان گردان های عزالدین قسام و با هدف انجام عملیات های نظامی علیه رژیم صهیونیستی در داخل سرزمین های اشغالی تشکیل شد. با تأسیس شاخه نظامی حماس، این جنبش مخالفت خود را با انجام عملیات های برون مرزی علیه رژیم صهیونیستی اعلام کرد. برخی از مهم ترین اهداف حماس عبارتند از:

– مبارزات مسلحانه تنها راه مقابله با طرح های سازش کارانه است و این مبارزات تا نابودی کامل اسرائیل و آزادی خاک فلسطین ادامه خواهد داشت؛

بازگشت بی قید و شرط آوارگان به خانه و کاشانه خود؛

برخورداری فلسطینیان از حق تعیین سرنوشت؛

تشکیل حکومت اسلامی؛

تداوم روند انتفاضه؛

مقابله با یهودی سازی بیت المقدس؛

تحقق وحدت جهان عرب و اسلام؛

توقف روند مهاجرت و اسکان یهودیان و پایان دادن به احداث شهرک های یهودی نشین؛

آزادی زندانیان؛

توقف حملات سرکوب گرانه اسرائیل علیه ساکنان مناطق اشغالی؛

وحدت همه سازمان های مقاومت (ملاابراهیمی، ۱۳۸۲: ۲۱۷).

حماس حضور پررنگی در فعالیت های سیاسی داشت. این جنبش در ژانویه سال ۲۰۰۶ میلادی با پیروزی در انتخابات شورای قانون گذاری فلسطین، به حزب حاکم مجلس قانون گذاری فلسطین تبدیل شد و دولت خود را به ریاست اسماعیل هنیه تشکیل داد. همچنین تا زمان آشتی فتح و حماس در سال ۲۰۱۴، اداره نوار غزه را در دست داشت.

حماس از همان ابتدا با مذاکرات صلحی که نتیجه آن به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی است، به شدت مخالفت می کرد. از این رو، از نگاه گروه ها و کشورهای حامی گفتمان سازش، این جنبش مانعی جدی در مسیر تحقق صلح در نظر گرفته می شود. اختلاف مواضع حماس با گروه های سازش کار تا اندازه ای است که در سال ۱۹۹۳ میلادی، درگیری خونینی میان طرفداران فتح و حماس درگرفت. در ادامه، تشکیلات خودگردان فلسطین که حماس را مانعی جدی در مسیر تحقق اهداف و برنامه های خود می دید، سیاست سرکوب این جنبش را در پیش گرفت و ضمن محدود کردن فعالیت های اجتماعی و جمع آوری تسلیحات آن، به بازداشت و تبعید هواداران حماس مبادرت کرد (ملاابراهیمی، ۱۳۸۲: ۲۱۹). از زمان امضای توافق نامه اسلو در سال ۱۹۹۳ میلادی، حماس به جمع گروه های ده گانه مخالف این توافق نامه پیوست و به عضویت فرماندهی مشترک انتفاضه درآمد. با پیروزی حماس در انتخابات شورای قانون گذاری فلسطین در سال ۲۰۰۶ میلادی و تعیین اسماعیل هنیه به عنوان نخست وزیر دولت حماس در غزه، اختلافات فتح و حماس تشدید شد؛ تا اندازه ای که نوعی حکومت دوگانه در اراضی دولت خودگردان به وجود آمد. حماس کنترل غزه را در دست گرفت و مناطق کرانه باختری رود اردن تحت کنترل فتح باقی ماند.

حماس، گروهی چندهویتی، عرب تبار، فلسطینی، سنی و اسلامگرا است که از لحاظ سازمانی، بخشی از جنبش جهانی اخوان المسلمین[۶] به شمار می رود (قدومی، ۱۳۹۴). اعضای حماس تحت بیعت مرشد عام اخوان المسلمین قرار دارند. برای نمونه، یک هفته پس از انتخاب محمد بدیع به عنوان مرشد عام مصر، اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت حماس به صورت تلفنی با وی بیعت کرد (احمدیان، ۱۳۹۰: ۲۰). حماس جنبشی ضد صهیونیستی است که برای مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستی تأسیس شده و هدف نهایی آن، نابودی اسرائیل و آزادی سرزمین فلسطین است. حماس هرگونه مذاکره و اقدام سازش کارانه ای را مردود می شمارد و رژیم صهیونیستی را تحت هیچ شرایطی به رسمیت نمی شناسد.

منابع هویت چندپارچه جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)

در حوادث و تحولات کشورهای عربی که از سال ۲۰۱۰ آغاز شد، به این دلیل که اخوان المسلمین رهبری تحولات را در برخی از کشورهای عربی مانند تونس، مصر و سوریه برعهده داشت حماس به جانبداری از آن، مواضع خاصی را نسبت به این تحولات اتخاذ کرد. در ابتدای بحران سوریه، حماس پس از مدتی سکوت و انفعال (ایرانی، ۱۳۹۰)، دفاتر خود را در سوریه تعطیل کرد. همچنین رهبران آن به خارج از این کشور عزیمت نمودند و خالد مشعل در قطر، موسی ابومرزوق در مصر و عماد العلمی در نوار غزه ساکن شدند. خروج رهبران حماس از سوریه، پیام های روشنی را برای طرف های درگیر داشت؛ اما مقامات حماس شرایط امنیتی را علت تعطیلی دفاتر خود در دمشق اعلام کردند (زارعی، ۱۳۹۰: ۵۲ ۵۳).

جنبش حماس که تا پیش از بحران سوریه، همواره از حمایت همه جانبه نظام سوریه برخوردار بود و مراکز و دفاتر اصلی آن در دمشق قرار داشت با موضع گیری علیه نظام سوریه و حمایت از معارضین مسلح سوری، خود را در صفوف مخالفین نظام سوریه تعریف کرد. اسماعیل هنیه دو هفته پس از سفر به تهران و سخنرانی در جمع شرکت کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ به قاهره سفر کرد و در جمع نمازگزاران جمعه در مسجد الازهر، رویگردانی خود را نسبت به نظام سوریه علنی کرد و گفت : «درود بیکران من بر همه مجاهدان بهار عربی و درود بر مردم دلیر سوریه که به دنبال آزادی، دموکراسی و اصلاحات هستند» (زارعان، ۱۳۹۳: ۹۵ ۹۴).

اعلام مواضع و اظهارات بعدی مسئولین حماس باعث شد این جنبش، فاصله خود را با حامیان اصلی خود در منطقه یعنی ایران، سوریه و حزب الله بیشتر کند. موسی ابومرزوق، معاون دفتر سیاسی حماس در پاسخ به خبرنگاران مصر اعلام کرد: «اگر ایران نمی خواهد افکار عمومی اعراب را علیه خود تحریک کند، باید درباره حمایت خود از حکومت بشار اسد، رئیس جمهور سوریه بازنگری کند. . . ایران دیگر در جهان عرب جایگاه خوبی ندارد و باید به این جایگاه توجه کند تا افکار عمومی اعراب را از دست ندهد». وی در ادامه اعلام کرد که ایران از حماس خواسته که مواضع نزدیک تری نسبت به سوریه اتخاذ کند؛ اما حماس این درخواست را رد کرده و مخالفت با این خواسته، بر روابط حماس با ایران اثر گذاشته است. اظهارنظرهای بی محابای مقامات حماس به این جا ختم نشد و صلاح بردویل، عضو دفتر سیاسی این گرو در غزه اعلام کرد اگر جنگی میان ایران و اسرائیل اتفاق بیفتد، گروه اسلامی فلسطینی به درخواست تهران برای پرتاب موشک به اسرائیل عمل نخواهد کرد. سکوت خالد مشعل در برابر توهین هایی که یوسف قرضاوی در خطبه نماز جمعه و در حضور او به حزب الله و ایران نثار کرد، از تصمیم جدی آنان در انتخاب مسیری جداگانه از محور مقاومت حکایت داشت» (زارعان، ۱۳۹۳: ۹۶).

حماس در کوران بحران های منطقه ای در یک دوراهی قرار گرفت؛ از یک سو خود را در چارچوب محور مقاومت ضد صهیونیستی تعریف می کرد که براساس آن، باید در تحولات سوریه از نظام این کشور حمایت می کرد. از سوی دیگر به اخوان المسلمینی گرایش داشت که در سوریه علیه نظام می جنگیدند و در مصر و ترکیه، خواهان سرنگونی نظام سوریه بودند. در این دوراهی، حماس، اخوان المسلمین و هویت مذهبی (سنی سلفی ) و سیاسی (اخوانی) خود را انتخاب کرد (قدومی، ۱۳۹۴: ۱۶۵). هویت های متعدد حماس به دلیل امکان اتکا به منابع هویتی و حمایتی متعدد، از یک سو نقطه قوت این سازمان هستند و از سوی دیگر، به دلیل حیرانی و سرگردانی اعضا و رهبران این سازمان در اولویت دادن به هر یک از این هویت ها نقطه ضعف آن محسوب می شود.

ژئوپلیتیک و ژئوکالچر مقاومت

جمهوری اسلامی ایران به دلیل ارائه مدل موفق از استقرار حکومت دینی، در کانون توجه همه اندیشمندان، سیاستمداران و آحاد مسلمانان آگاه در سراسر جهان قرار گرفته است. گراهام فولر در مورد نقش ویژه انقلاب اسلامی می نویسد: «ایران می تواند در میان مسلمانان جهان به عنوان مرکز اخلاقی اسلام در تحکیم موقعیت خود، موفقیت هایی کسب کند . . . مسلماً ایفای نقش مرکز اخلاقی اسلام در خدمت رفع نیازهای خود دولت ایران نیز قرار می گیرد؛ اما اگر بتواند ادعا کند که در ایجاد نوعی خصلت اسلامی در سیاست های منطقه ای، قدرت اخلاقی منحصر به فرد است، می تواند یک ایدئولوژی پرداخته یا منبع اقتداری برای سیاست خارجی خود فراهم آورد» (فولر، ۱۳۷۳: ۳۴).

جنبش های اسلامی در قرن بیستم، عمدتاً در داخل مرزها محدود نماندند و اندیشه های آنها به سرعت در سطح کشورهای اسلامی توسعه یافت. اخوان المسلمین که در سال ۱۹۲۸ در مصر تأسیس شد، به تدریج در سایر کشورهای اسلامی رشد کرد و جنبش های اسلامگرا با عنوان اخوان ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *