توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مقاومت یا تسلیم در برابر بیگانگان تحلیل تطبیقی علل مقاومت مردمی در برابر بیگانگان در دوره قاجار (تا آخر عهد ناصرالدین شاه)، و تسلیم در برابر متفقین در شهریور ۱۳۲۰؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مقاومت یا تسلیم در برابر بیگانگان تحلیل تطبیقی علل مقاومت مردمی در برابر بیگانگان در دوره قاجار (تا آخر عهد ناصرالدین شاه)، و تسلیم در برابر متفقین در شهریور ۱۳۲۰ با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مقاومت یا تسلیم در برابر بیگانگان تحلیل تطبیقی علل مقاومت مردمی در برابر بیگانگان در دوره قاجار (تا آخر عهد ناصرالدین شاه)، و تسلیم در برابر متفقین در شهریور ۱۳۲۰:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مقاومت یا تسلیم در برابر بیگانگان تحلیل تطبیقی علل مقاومت مردمی در برابر بیگانگان در دوره قاجار (تا آخر عهد ناصرالدین شاه)، و تسلیم در برابر متفقین در شهریور ۱۳۲۰ به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مقاومت یا تسلیم در برابر بیگانگان تحلیل تطبیقی علل مقاومت مردمی در برابر بیگانگان در دوره قاجار (تا آخر عهد ناصرالدین شاه)، و تسلیم در برابر متفقین در شهریور ۱۳۲۰ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مقاومت یا تسلیم در برابر بیگانگان تحلیل تطبیقی علل مقاومت مردمی در برابر بیگانگان در دوره قاجار (تا آخر عهد ناصرالدین شاه)، و تسلیم در برابر متفقین در شهریور ۱۳۲۰ تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقاومت یا تسلیم در برابر بیگانگان تحلیل تطبیقی علل مقاومت مردمی در برابر بیگانگان در دوره قاجار (تا آخر عهد ناصرالدین شاه)، و تسلیم در برابر متفقین در شهریور ۱۳۲۰ :
۱. بیان مسئله
ایران در جنگ جهانی اول (۱۹۱۸-۱۹۱۴م. / ۱۲۹۳-۱۲۹۷ ش.)، اعلام بیطرفی کرد، اما به رغم این اعلام بیطرفی صحنه درگیری قوای روسیه، عثمانی و بریتانیا شد. دو دولت انگلیس و روسیه در مارس ۱۹۱۵ (اسفند و فروردین ۱۲۹۳ -۴) پیمانی سری امضاء کردند که در آن اسمی از استقلال ایران برده نشده بود. مضمون قرارداد سری آن بود که روسیه صفحات شمالی ایران را ضمیم خاک خود کند و در عوض بریتانیا اداره جنوب ایران را مستقیما به دست گیرد.
جنگ تأثیر مستقیم و مخربی بر اقتصاد ایران داشت. ارتش های متخاصم، محصولات کشاورزی، دامی و خود دام ها را مصادره میکردند، شبک آبیاری ویران شد، دهقانان را به زور به جاده سازی و سایر بیگاریهای نظامی واداشتند و روستاها خالی از سکنه شدند. شهرهای کشور با تورم دست به گریبان بودند. در مقابل این حضور و هجم بیگانگان در ایران، جنبش های مقابله با سلط خارجیان در گیلان (به رهبری میرزا کوچک خان)، آذربایجان (به رهبری شیخ محمد خیابانی)، خراسان (به رهبری کلنل محمدتقی خان پسیان) و سایر نقاط ایران سازمان داده شد. تمام این نهضت ها توسط رضا شاه و ارتش قدرتمندی که سازمان داده بود، به دلایل و طرق مختلف سرکوب شدند. اما همین ارتش که جنبش ها و شورش های داخلی را به سختی درهم کوبیده بود در ۳ شهریور ۱۳۲۰ در برابر هجوم متفقین زبون ماند و در ۱۰ شهریور کاملا از هم پاشید. در این زمان، یعنی در زمان حضور نیروهای متفقین در جریان جنگ جهانی دوم، دیگر جنبش، نهضت و حرکتی جدی در مقابل بیگانگان پا نگرفت و به نوعی گویی روحیه مقاومت در برابر بیگانگان در میان ایرانیان فروکش کرد.
سؤالی که این نوشته در پی یافتن پاسخ به آن است دقیقا همین است. چرا مقاومت در برابر بیگانگان که در عصر فتحعلیشاه، ایرانیان بسیاری را به جنگ با روس ها برانگیخت، یا خیلی زیادی از ایرانیان را در عصر ناصرالدین شاه در اعتراض به اعطای امتیازات به بیگانگان به خیابان ها کشاند، یا در سال های پس از جنگ جهانی اول موجب بروز و ظهور جنبش ها و نهضت هایی در جایجای ایران شد، در جنگ جهانی دوم و در زمان اشغال ایران توسط متفقین اثری از آثارش باقی نمانده بود؟ به عبارت روشن تر سؤال این است که چرا در جنگ جهانی دوم هیچ گونه مقاومت مردمی صورت نگرفت؟
۲. روش شناسی
این مقاله برای پاسخ به سؤال پیش گفته به بررسی مصادیق مقاومت در برابر بیگانگان در دوره قاجار خواهد پرداخت، در هر مصداق، نیروهای اجتماعی مؤثر، مورد توجه قرار خواهند گرفت. سپس همان عوامل در دوره رضاشاه بررسی خواهند شد و در نهایت با استفاده از مدل تحلیلی تطبیقی میل، به استخراج پاسخ چرایی پرداخته خواهد شد. اصطلاح «تحلیل تطبیقی تاریخی» به نوع خاصی از تحقیقات اجتماعی اختصاص داده شده است که با سه ویژگی تحلیل علی، تأکید بر فرایندهای زمانی و استفاده از مقایس سیستماتیک بافت مند یا مبتنی بر زمینه مشخص میشوند. اکثر مطالعات تطبیقی تاریخی بر اصول و قواعد استوارت میل مبتنی هستند. منطق روش شناختی میل شامل روش های توافق و اختلاف و مدل های بسط داده شده از آنهاست (طالبان، ۱۳۸۸: ۵۶۶۳). هدف اصلی میل از تدوین این روش ها، بنا نهادن بنیانی منطقی (با منطق استقرایی) برای اثبات مدعا در تحقیقات علمی بود. طرح اثبات مدعا چارچوبی است که بر اساس آن، درستی یا نادرستی مدعای نظری در عالم تجربی محک زده میشود (طالبان، ۱۳۸۸: ۶۴).
تدا اسکاچپول در کتاب دولت ها و انقلاب های اجتماعی با ترکیبی از طرح شبیه ترین نظام ها با متفاوت ترین نظام ها با روش توافق و اختلاف میل به دنبال ارائ یک نظری جامع از انقلاب اجتماعی بود. بررسی تطبیقی اسکاچپول نشان داد که ترکیبی از «بحران در اقتدار دولت»،
«اجتماعات دهقانی نسبتا مستقل» و «اعتراضات دهقانی سازمان یافته» نقشی کلیدی در فروپاشی دولت های مطلقه در سه انقلاب اجتماعی فرانسه، روسیه و چین داشته اند، مضافا بر اینکه مقایسه های انجام گرفته با موردهای منفی ژاپن، پروس و انگلستان نشان داد که نبود این شرایط منجر به انقلابات سیاسی شده است نه انقلاب اجتماعی (طالبان، ۱۳۸۸: ۸۸-۸۶).
اسکاچپول در مقدم کتاب دولت ها و انقلابات اجتماعی متذکر شده است که در روش شناسی کار بیشتر از هر کسی مدیون بارینگتون مور و کتاب ریشه های اجتماعی دموکراسی و دیکتاتوری اوست (اسکاچپول، ۱۴: ۱۳۸۹) البته بین کار اسکاچپول و مور در کاربرد روش تطبیقی و مقایسه ای تفاوت وجود دارد؛ مور از مقایسه به عنوان روشی برای آزمون (و اغلب رد کردن) تعمیم های بالقوه تجربه ای که میتواند موارد خاص را توضیح دهد، استفاده کرده است و برای این کار از دو شیوه «علت مشابه پیامد متفاوت» و «علت متفاوت پیامد مشابه» برای مقایس موارد استفاده کرده است؛ اسکاچپول اما، نمونه های مورد نظر خود را با این روش آزمون و بررسی نکرده است و در عوض این موارد را با فرضیه های علی تبیینی، روش توافق و روش تفاوت جان استوارت میل مورد مطالعه قرار داده است (اسمیت، ۱۳۹۲: ۱۲۱ -۱۲۰).
فوران، مهم ترین پژوهشگر تطبیقی انقلاب ایران، نیز برای پاسخ به پرسش های مختلف از جبر بولی یا تکنیک تحلیل کیفی تطبیقی استفاده کرده است. تکنیک تحلیل کیفی تطبیقی که مبتنی بر جبر بولی یا بسط بولی منطق مقایس اسمی استوارت میل است، روش شناسی ضمنی و تلویحی تحقیقات تطبیقی تاریخی است. با استفاده از این تکنیک، تحلیل گران میتوانند به وارسی ترکیب های متفاوت از تبیین کننده ها، به مثابه علل یک معلول واحد بپردازند (طالبان، ۱۳۸۷: ۴۵۶ – ۴۵۵).
الف) مصادیق مقاومت در برابر بیگانگان در دوره قاجار (تا پایان دوره ناصری) و نیروهای اجتماعی مقاومت در این عهد:
۱. جنگ ایران و روس در دوره فتحعلیشاه
آنچه در اینجا بدان پرداخته میشود، نیروهای اجتماعیای است که قادر به مقاومت، یا قادر به بسیج مردمی نیروهای مقاومت، در مقابل روسیه بودند. این نیروها، دو دسته بودند اول، ایلات و عشایر و دوم، روحانیونی که با نوشتن جهادیه ها و صدور فتاوی مردم را به مقابله با اجانب فرا میخواندند.
۱-۱. نیروی نظامی ایلات و عشایر در جنگ ایران و روس؛
فرماندهان نیروهای نظامی تحت فرمان عباس میرزا در نبرد با روسیه سران ایلات و عشایر بودند. عشایر را نباید تنها مجموعه هایی در چارچوب اهداف اقتصادی و معیشتی قلمداد کرد، بلکه باید آنها را واحدهایی سیاسی قلمداد کرد که دارای وجدان نظامی و امنیتی برای دفاع از چارچوب های اجتماعی و فرهنگی خود هستند (سریع القلم، ۱۳۹۱: ۶۵).
۲-۱. روحانیونی که در جهادیه های خود مردم را به جنگ با کفار روس ترغیب میکردند؛
چون نخستین دوره جنگ های ایران و روس پایان نمیپذیرفت و نیروهای روسی از تجاوز به استان های ایران دست نمیکشیدند دولت ایران، با همکاری رهبران مذهبی، مردم را به شرکت در یک جهاد همگانی بر ضد روس آماده ساختند. لسان الملک سپهر مینویسد که در سال ۱۸۰۸ فتحعلیشاه به میرزابزرگ قائم مقام فرمان کرد تا از علمای ایران و عراق به تشویق سپاه مسلمانان در محاربت با روسیان طلب فتوا کند؛ علما نیز به این دعوت پاسخ مثبت داده، هر یک رساله ای نگاشتند که مجادله و مقاتله با روسیه جهاد فی سبیل الله است. شیخ جعفر کاشف الغطاء، در فصلی طولانی از کتاب پرآوازه خود، کشف الغطاء، به مسئل جهاد پرداخته و احکام آن را با موشکافیهای فراوان مورد بازکاوی قرارداده و جنگ با «فرق الشنیع الاروسیه» را تحت فرماندهی فتحعلیشاه وظیفه ای حتمی و شرعی دانسته است. کتاب مهم و پرآوازه دیگری که در خلال جنگ های روس و ایران نوشته شد و فصلی از آن به بحث پیرامون جهاد با روسیان اختصاص یافت جامع الشتات میرزای قمی بود که کشته شدن مسلمانان را در جنگ با روسیه برابر با شهادت خواند. به این ترتیب برای نخستین بار دولت شیع ایران، در خلال جنگ با روسیان، از گونه ای ادبیات و آثار اسلامی برخوردار شد که می توان آن را «ادب جهادی» نام گذارد. کاشف الغطاء در نوشته های خود پیرامون جهاد با روسیان، بر مسلمانان واجب میداند که بر فرمان شاه در امر جهاد سرنهند و سرپیچی از او را سرپیچی از خدا و سزاوار خشم او میداند (حائری، ۱۳۷۲: ۳۳۰-۳۷۸).
به این ترتیب دو نیروی اجتماعی که در این دوره در جنگ های طولانی، به ستیز و مقابله با بیگانگان روس پرداختند، ایلات و عشایر و مردم متدینی بودن که توسط روحانیون به جهاد فراخوانده شده بودند.
۲. حمله به سفارت روسیه و قتل گریبایدوف در دوره فتحعلیشاه؛
در پایان جنگ با روسیه و با انعقاد معاهده ترکمانچای (۱۸۲۸)، روسیه مطابق ماده ۱۵ این معاهده، حامی اتباع ایالات واگذار شده به روسیه شد، این اتباع میتوانستند به سوی روسیه دست یاری دراز کنند و بنا، بر این بود که روسیه از آنان حمایت کند. این موضوع همچنین در مورد آن کسانی که با اجبار مسلمان شده بودند نیز مصداق داشت (آوری، ۱۳۷۳: ۱۰۳). ماجرای حمله به سفارت و قتل گریبایدوف (به تاریخ ۱۱ فوریه ۱۸۲۹) سفیر دولت روسیه که ایرانیان او را مظهر معاهده ترکمانچای میدانستند و از او ناخشنود بودند از این قرار بود که در شهر شایع شد گریبایدوف دو زن گرجی را بر خلاف میل خودشان از حرمسرای یکی از شاهزادگان قاجار به زور بیرون کشیده و با خود برده است. در چنین فضایی دو نیروی اجتماعی در مقابله و ستیز با بیگانه ای که ناموس ایرانیان را هدف گرفته بود، نقشی تعیین کننده داشتند. اول، روحانیون (مشخصا میرزا مسیح مجتهد)، دوم، لوطیان.
۱- ۲. میرزا مسیح مجتهد
میرزا مسیح، مجتهد معروف آن زمان، با صدور فتوایی، در برابر ماده ۱۵ معاهده ترکمانچای اعتراض خود را اعلام کرد. وی در فتوای خود گفت که تکلیف هر مسلمان است تا هم مذهبان خود را از دست کافران نجات دهد (آوری، ۱۳۷۳: ۱۰۶و۱۰۵). مردم در مسجدی که میرزا مسیح امام جماعت آن بود به یکبار شوریدند و غوغا به پا کردند. به گفت لسان الملک سپهر رأی علما اما در قتل ایلچی نبود، بلکه غرض ایشان تهدید ایلچی و استرداد زنان مسلمه بود، اما عوام سر از انقیاد علما به درکردند و به یکباره مرد و زن غوغاکنان روی به خانه گریبایدوف نهادند (لسان الملک سپهر، ۱۳۷۷: ۴۲۰/۱). جمعیت خشمگین، گریبایدوف و حدود ۳۵ نفر از اتباع روسیه و کارکنان و نگهبانان سفارت را به قتل رسانند. این رفتار در زمانی غیر از جنگ، نشان از وجود عواملی به جز مردم عادی در میان خیل جمعیت عادی کوچه و بازار دارد؛ لوطیان. لوطیان کسانی بودند که چندان در قید و بند آداب شرعی نبودند اما بازوی اجرایی و قدرتمندی برای اجرای حدود شرعی و تجلی اقتدار علمای دینی بودند.
۲-۲. لوطیان
در میان جمعیت خشمگین عده ای بودند که «چماق و قم خود را در هوا تاب میدادند» (کلی، ۱۳۸۵: ۲۳۶). مسلح بودن معترضان به آلاتی چون چماق و قمه میرساند که لوطیان دست اندرکاران اصلی اعتراض بوده اند. روایت سپهر از گفت وگوی شاهزادگان قاجاری با معترضان نیز بر این گمان صحه میگذارد. گفت وگویی که به خشونت بود و میتوان از آن به تحلیل پایگاه اجتماعی سران معترضان نشست : «آنجا که پای دین در میان باشد، ما از دولت، دست بازداریم.
اینک این تیغ های آخته را از بهر دشمنان دین افراخته ایم. اگر شما حمایت دشمن کنید، حشمت شما نگاه نداریم و نخست این تیغ ها بر شما برانیم» (لسان الملک سپهر، ۱۳۷۷: ۴۲۰/۱). سرانجام معترضان به سفارت حمله برده و در حالی که گریبایدوف این بار به عبث و دور از نخوت پیشین سعی در مذاکره با مهاجمان داشت به قتل رسید. اعضای سفارت به جز یک نفر، مالتسوف، به قتل رسیدند. معترضان پس از کشتن هیأت نمایندگی روس، جسد گریبایدوف را در شهر گرداندند که از رفتار لوطیان نشان است: «جماعت جنون زده با راه انداختن دستجات به تکرار فریاد میزدند: ای مردم برای سفیر روس که میخواهد به دیدار شاه برود، راه باز کنید! به نشان احترام خبردار بایستید! ادای احترام کنید! کلاه را از سر بردارید و مثل فرنگیها به او سلام دهید! تا می توانید به صورتش تف بیندازید» (کلی، ۱۳۸۵: ۲۴۰ ۲۳۹).
ماجرای خونین گریبایدوف از دو جهت اهمیت داشت؛ اول اینکه از دیدگاه حامد الگار، نخستین رویارویی مردم و روحانیون با حکومتی بود که در مظان اتهام خیانت به مردم و همکاری با قدرت های غیرمسلمان اجنبی قرار داشت، و دوم اینکه این رویداد یک مقاومت مردمی ایرانی در برابر سلطه و قدرت خارجی بود (فوران، ۱۳۹۱: ۲۳۹).
۳- شکل گیری جنبش ها و شورش های اجتماعی علیه اعطای انحصارات به بیگانگان در دوره ناصرالدین شاه (جنبش تنباکو)
در این دوره، شاهد مقاومت های مردمی در قالب فشار افکار عمومی، جنبش ها و شورش های اجتماعی برای، مقابله با اعطای امتیازات انحصاری به بیگانگان هستیم. در این میان مقاومت در برابر امتیاز رویترز، جنبش تنباکو و شورش در کمپانی هاتز اصفهان، نمونه های برجسته ای از مقاومت نیروهای اجتماعی در برابر بیگانگان هستند. در اینجا به بررسی نیروهای اجتماعی دخیل در جنبش تنباکو پرداخته میشود:
روز ۸ مارس ۱۸۹۰ (۱۷ اسفند ۱۲۶۸)، به دنبال رشوه هایی که به مقام های دولتی ایران داده شد امتیاز انحصاری تنباکو به سرگرد تالبوت داده شد و مقرر گردید شرکت تالبوت سالانه ۱۵۰۰۰ پوند استرلینگ به علاوه یک چهلم سود خالص را به شاه بپردازد. به تالبوت اجازه داده شد هم توتون و تنباکوی تولید شده در ایران را برای صدور و فروش در بازار داخلی، خریداری کند.
توتون کاران موظف شدند محصولات خود را به شرکت تالبوت بفروشند و فروشندگان داخلی میبایست برای فروش توتون و تنباکو از شرکت اجازه بگیرند. مدت اعتبار امتیاز ۵۰ سال بود. در چنین فضایی دو نیروی اجتماعی به مقابله با اعطای امتیاز به این شرکت انگلیسی، پرداختند: نخست، بخشی از بازرگانان، مغازه داران، اصناف و توتون کاران که با اعطای امتیاز منافع شان در خطر قرار میگرفت و دوم، روحانیونی که به حمایت از آنان به صدور فتوا و بسیج نیرو پرداختند.
۳-۱. اصناف و بازرگانان
در فوری ۱۸۹۱ تالبوت به ایران آمد تا شرکت را دایر سازد و شاه رسما و علنا واگذاری امتیاز را اعلام نمود. بیدرنگ صدای اعتراض بلند شد. روز ششم مارس تاجران توتون و تنباکو در حرم شاه عبدالعظیم بست نشستند و طی دادخواستی اعلام کردند به هیچ وجه با رژی کنار نخواهند آمد. در آوریل ۱۸۹۱ مخالفت های جدی با امتیاز در شیراز آغاز شد، مردم ضمن تجمع در مرقد شاه چراغ در مورد ورود نماینده رژی به شیراز اعتراض میکردند. نیروهای حاکم فارس به روی مردم آتش گشودند، چندین نفر کشته و زخمی شدند و سیدعلیاکبر روحانی به بوشهر تبعید شد.
۳-۲. روحانیون
سیدعلیاکبر روحانی در بوشهر با سیدجمال الدین اسدآبادی، روحانی طرفدار وحدت جهان اسلام و منتقد شاه ایران، دیدار کرد. جمال الدین در نامه ای شدیدا از ناصرالدین شاه به دلیل اعطای امتیاز به اروپاییان انتقاد کرد. سیدعلیاکبر، نامه را به میرزای شیرازی مجتهد بزرگ شیعه در سامره تسلیم کرد و در روز دوم دسامبر به دنبال فتوای وی، توتون و تنباکو در سراسر ایران تحریم شد، و استعمال آن حکم محاربه با امام زمان را یافت. تحریم، فوق العاده کارساز افتاد و دامن آن به حرمسرای شاه و خدمه او نیز کشیده شد، حتی مسیحیان و یهودیان نیز به تحریم پیوستند. روز ۲۵ دسامبر پلاکاردهایی در بازار برپا شد که دولت را به جهاد تهدید کرده بود. روز ۱۳ ژانویه دولت از میرزا حسن آشتیانی مجتهد بزرگ تهران خواست در ملاء عام قلیان بکشد یا از شهر خارج شود. روز بعد آشتیانی آماده خروج از تهران بود که مردم بعد از تعطیل بازار بر در خان او گرد آمدند و نگذاشتند نیروی نظامی شاه، مجتهد را از تهران تبعید کند. چهار هزار زن و مرد به رهبری سادات روحانی به سوی کاخ سلطنتی راه پیمایی کردند. از مردم خواسته شد دست از راه پیمایی بردارند و چون تمکین نکردند بر رویشان آتش گشودند، حداقل ۷ نفر کشته شدند.
جماعت تنها زمانی آرام شد که شاه طی تلگرافی از آشتیانی خواست در تهران بماند و امتیاز را لغو کرد. آشتیانی از مردم خواست متفرق شوند و در صورتی که به فاصل دو روز، وعده شاه عملی نشد، بار دیگر تجمع کنند. روز ۴ ژانویه شرکت رژی با لغو امتیاز موافقت کرد چون فهمید که در غیر این صورت اوضاع ناآرام میشود و خون ریزی بیشتری خواهد شد و شاید کار به انقلاب بکشد. جو کشور تا ۲۶ ژانویه ناآرام بود، در آن روز جارچی در شهر اعلام کرد که تحریم تنباکو پایان یافته است. جنبش تنباکو بدین نحو پایان یافت (فوران، ۱۳۹۱: ۲۵۰-۲۵۳).
کدی در خصوص نیروهای اجتماعیای که در این جنبش حضور داشتند و آن را به صورت نخستین حرکت توده ای تمام عیار در تاریخ اجتماعی ایران درآوردند مینویسد: «ائتلاف عجیب و ناپایدار روحانیت، ناسیونالیست ها، تاجران ناراضی، شهرنشینان به همراه ذینفع های قدرتمند داخلی و خارجی با دولت به معارضه برخاستند [… ] دخل و تصرف و تماس بیدینان (خارجی) با چیزی که آن اندازه مصرف روزمره داشت و مصرف کننده در تماس مستقیم با آن قرار میگرفت، خواه و ناخواه مخالفت برانگیز بود. شیعه معتقد است چیزی که بیدینان به آن دست زده باشند نجس است» (همان). بحث حقوقی جدیتری نیز علیه واگذاری امتیاز جریان داشت و گفته میشد این انحصار غیرقانونی، آزادی کسب و کار بازرگانان مسلمان را محدود میسازد. شیرازی در تلگراف سپتامبر ۱۸۹۱ به شاه یادآور شد که «امتیازها موجب خرابی نظام کشور و پامال شدن رعیت میشوند». گفته میشد اسلام در خطر است و میرزا محمدعلی مجتهد بزرگ شیراز به دیپلمات انگلیسی یادآور شد «جای تردید نیست که کمپانی عده زیادی اروپایی را به ایران میآورد و اینان در تماس و مراورده دائم با مردم، مبانی اعتقادی آنها را سست میکنند». اغلب مردم در این عقیده با روحانیت اشتراک نظر داشتند که خارجیان اسلام را در معرض حمله قرار داده اند و شاه در دفاع از اسلام کاری نکرده است (همان).
مدل زیر نشان دهنده نیروهای اجتماعی مقاومت در برابر بیگانگان، از آغاز دوره قاجار تا پایان دوره ناصرالدین شاه است. این نیروها شامل سران ایلات و عشایر (نیروی مقاومت در جنگ های ایران و روس در دوره فتحعلیشاه)، روحانیون (نیروی فراخواننده مسلمانان به جنگ با کفار روس در جنگ های ایران و روس؛ نیروی تهییج گر مردم کوچه و بازار و لوطیان برای مقابله با گریبایدوف روسی؛ و نیروی صدور فتوای تحریم مصرف تنباکو برای مقابله با امتیاز رویترز)، لوطیان (بازوان اجرایی احکام روحانیون) و اصناف (نیرویی که با تعطیلی بازار و تحصن بر خواسته های خود تأکید میکرد) هستند. در مدل زیر، شماره های ۱ تا ۲۲، نمایان گر چگونگی عملکرد این نیروهای اجتماعی در ستیز با بیگانگان هستند. شماره های ۲۳، ۲۴ و ۲۵ مصادیق مقاومت این نیروها هستند که شامل جنگ های ایران و روس در دوره فتحعلیشاه، حمله به سفارت روسیه و قتل گریبایدوف و کارکنان سفارت، و جنبش های مردمی در برابر اعطای امتیاز به بیگانگان میشوند:
۱. ایلات و عشایر واحدهایی سیاسی بودند؛
۲. جنگجویان عشایر سپاهیان حکومت مرکزی ایران برای تأمین امنیت بودند و حکومت مرکزی به آنها نیاز داشت؛
۳. ایلات دارای وجدان نظامی و امنیتی برای دفاع از چارچوب های اجتماعی و فرهنگی خود بودند؛
۴. قاعده نفی سبیل در اسلام؛
۵. نجس دانستن غیر مسلمان؛
۶. قوی بودن گرایشات دینی در میان ایرانیان؛
۷. ایجاد ادبیات جهادی علیه روس ها؛
۸. تأکید جهادیه ها بر عادات و آداب خلاف اسلام روس ها؛
۹. تأکید بر حفظ ناموس مرد مسلمان؛
۱۰. توان بسیج مردمی؛
۱۱. غیرت؛
۱۲. خودسری و گردن کشی در شهرها و محلات؛
۱۳. هویت مذهبی لوطیان؛
۱۴. با وجودی که به برخی امور مذهبی تقید نداشتند (مثلا برخی از آنها به شراب خواری شهره بودند) به برخی امور مذهبی (مثل تعزیه و عزاداری محرم و غیرت) مقید بودند؛
۱۵. در جنبش های سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران، از متحدان روحانیت شیعه و بازوان اجرایی آنان بودند؛
۱۶. کنترل یافتن شرکت های خارجی بر بخش های صادراتی کلیدی؛
۱۷. ورود کالاهای خارجی و استیلای آنها بر بازار داخلی؛
۱۸. آسیب دیدن بازرگانان و تاجران خرده پای داخلی؛
۱۹. آسیب دیدن اصناف صنعتگر و پیشه وران داخلی؛
۲۰. کاهش درآمدها؛
۲۱. افزایش مالیات ها برای پرداخت غرامت های خارجی؛
۲۲. فشار مالی بر اصناف؛
۲۳. جنگ های ایران و روس در دوره فتحعلیشاه؛
۲۴. حمله به سفارت روسیه و قتل گریبایدوف و کارکنان سفارت؛
۲۵. مقاومت مردمی در برابر اعطای امتیاز به بیگانگان به شکل جنبش یا شورش؛
حال که نقش نیروهای اجتماعی ایلات و عشایر، روحانیون و اصناف در مقاومت در برابر بیگانگان در این دوره زمانی به تصویر کشیده شد، باید پی گرفت هر یک از این نیروهای اجتماعی در زمان رضاشاه چه برسرشان آمد که هیچ یک از آنان در شهریور ۱۳۲۰، زمانی که ارتش رضاشاه فروشکست، در عرصه اجتماعی فعالیتی در جهت مقابله با بیگانگان صورت ندادند.
ب) سرانجام نیروهای اجتماعی فوق الذکر در دوره رضاشاه:
۱. ایلات و عشایر
از نظر جغرافیایی، ایلات و عشایر ایران در بخش های مشخصی از کشور پراکنده بوده اند و سکونت گاه های آنها قلمرو سیاسی مورد تصرف آنها بوده است. این قلمرو در طول تاریخ همواره ثابت نبوده و به تناسب ضعف و قدرت حکومت مرکزی و همسایگان هر ایل نوسان داشته است.
جنگجویان عشایری سپاهیان حکومت های مرکزی ایران بودند و حکومت ها از آنها، برای تضمین امنیت خود استفاده میکردند. اما از طرف دیگر قدرت نظامی عشایر برای حکومت مرکزی تهدید هم محسوب میشد. چراکه تاریخ سیاسی ایران به نوعی تاریخ صعود و زوال همین عشایر بود.
بنابراین، راه اصلی تضمین امنیت برای حکومت، سرکوب یا تطمیع عشایر بود. به عبارت دیگر تهدید بودن آنها برای حکومت مرکزی موجب نمیشد که آنها را به کلی سرکوب کنند، چراکه به آنها به عنوان جنگاوران سپاه نیاز داشتند (سریع القلم، ۱۳۹۱: ۶۵ – ۵۵).
در دوره رضاشاه اما نقش عشایر در سیاست گذاری کاهش یافت. رضاشاه به دنبال تخته قاپو کردن ایلات و عشایر و نابودی قدرت های محلی که بعد از کودتای ۱۲۹۹ شمسی در کشور آغاز شده بود، این راهبرد را پیگرفت که رئیس هر گروه مخالف را دستگیر یا خلع سلاح کند و نفوذش را از بین ببرد. ترکمن ها و کردها، بلوچ ها، عشایر دشتستان، تنگستان، عشایر ممسنی، بویراحمدی، قشقاییها و بختیاریها بر رضاخان شوریدند. آنان خواستار لغو فرمانداری نظامی در آن نواحی و استقلال و خودمختاری عشایر و استقرار حکومت ایلخانی، قشقایی و سایر خان ها بودند. قیام کنندگان خواستار آن بودند که خلع سلاح اجباری عشایر متوقف گردد، از میزان مالیات کاسته شود و خدمت اجباری لغو گردد. عشایر با لباس پوشیدن به طرز اروپایی، به ویژه با کلاه پهلوی که رضاشاه آن را اجباری کرده بود، مخالف بودند. رضاشاه توانست شورش عشایر را یکی پس از دیگری سرکوب کند و اقتدار دولت مرکزی را افزایش دهد. هرچند بعضی از درگیریهای نظامی میان دولت مرکزی و عشایر سال ها به طول انجامید، اما در نهایت رضاشاه با قدرت نظامی مرکزی خود، خودمختاری و استقلال طلبی و مرکزگریزی عشایر را درهم شکست. در این چارچوب، بسیاری از عشایر به زندان افتادند، عده ای به اقامت اجباری در تهران محکوم گشتند و عده فراوانی به قتل رسیدند. جمعیت عشایر وادار به کوچ اجباری شدند و در طول مسیر بسیاری از بین رفتند (همان: ۱۰۲ و ۱۰۳).
رضاشاه برخلاف شاهان قاجار برای تأمین وحدت ملی از نیروی سنتی جنگاوری عشایر استفاده نکرد، بلکه برای این هدف ارتشی مدرن به وجود آورد. او در سال ۱۳۰۴، قانون نظام وظیف عمومی را از تصویب مجلس گذراند. و نیروی هوایی و زرهی را برای سرکوب عشایر به وجود آورد و نفرات ارتش را به صد و پنجاه هزار نفر رساند. او با ادغام نیروهای قزاق، ژاندارمری، بریگاد مرکزی و سایر قوای پراکنده نظامی، ارتشی جدید به وجود آورد (سریع القلم، ۱۳۹۱: ۱۰۶).
در مجل قشون که مجل وزارت جنگ در دوران وزارت رضاخان بود، در سال های ۱۳۰۰ و ۱۳۰۱ مقالات بسیاری در خصوص لزوم تشکیل ارتش مدرن آموزش دیده به چاپ میرسید. یکی از این مقالات به این موضوع اشاره میکند که در قرون قدیم، جنگ ها تن به تن بودند و دو چیز سبب فتح میشد، یکی قوت بدن و دیگری شهامت، اما با توسع اختراعات آلات و ادوات جنگی، تغییرات مهمی در علوم و فنون نظامی رخ دا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.