تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مروری بر علم دینی و علم مدرن؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل مروری بر علم دینی و علم مدرن شامل 43 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل مروری بر علم دینی و علم مدرن را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل مروری بر علم دینی و علم مدرن با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مروری بر علم دینی و علم مدرن با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل مروری بر علم دینی و علم مدرن تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مروری بر علم دینی و علم مدرن را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مروری بر علم دینی و علم مدرن :

مقدمه

مخالفان و منکران علم دینی در کتاب ‌ها، مقالات، سایت ‌ها و دیگر رسانه ‌ها، دیدگاه خویش را طرح کردند و در مقابل، نقدهای فراوانی نیز در این زمینه وارد شده است. برخی از منکران علم دینی متاثر از مبانی دین‌ شناختی و علم ‌شناختی خاصی، امکان، ضرورت و مطلوبیت علم دینی را نفی می ‌کنند. به عبارت دیگر، آنان با توجه به پذیرش مبانی دین ‌شناختی و علم ‌شناختی خاص از یک سو و به دلیل تلقی خاصی که درباره چیستی و ماهیت علم دینی دارند، تحقق علم دینی را از اصل و اساس منکر می‌ شوند. آنان بر اساس مبانی دین شناختی (نگاه حداقلی به دین) و مبانی علم شناختی (تجربه ‌محوری در علم) بر این باورند که علم دینی، به معنای جایگزین‌ کردن علوم نقلی، جای علوم تجربی و استخراج آن از آیات و روایات، بوده و در نتیجه تحقق چنین علمی امکان ‌پذیر نخواهد بود. به تصور آنان، علم دینی؛ یعنی استخراج گزاره ‌های علمی از متون دینی است. این نگاه از یک طرف، بر مبانی دین ‌شناختی ‌ای استوار است که معتقد است منابع دین، محدود به کتاب و سنت بوده و آن هم تنها به امور اخروی و فرامادی می ‌پردازد و از طرف دیگر بر مبانی علم ‌شناختی ‌ای است که علم را صرفاً محصول روش تجربی می‌ دانند.

بحث از علم دینی (خواه موافقت و خواه مخالفت)، از سنخ مسائل فلسفی و تبعاً به عهده فیلسوف و حکیم است، (آشنا به فلسفه، معرفت ‌شناسی، دین ‌شناسی، فلسفه دین، فلسفه علم و…) از اینرو برخی مخالفان علم دینی، که کم ترین شناختی نسبت به این علوم دارند، نگاه عقلانی و بیرونی به دین، علم، جهان، جامعه و انسان نداشته و دیدگاه ‌شان بیشتر شعاری خواهد بود.

مخالفت‌ های برخی اندیشمندان با علم دینی، به دلیل تفاوت ماهوی بین علم و دین است. به نظر می ‌رسد در نظر آنها، موافقان علم دینی معتقدند که علم و دین ماهیت یکسان دارند و قرار است علم به دین یا برعکس، دین به علم تبدیل شود. این گونه سخنان، نشان از نداشتن تلقی دقیق از علم، دین، و علم دینی است و تحلیل این گونه مباحث در فلسفه علم و فلسفه دین است و متأسفانه برخی با کمترین آشنایی با این علوم، وارد این گونه مباحث می‌ شوند و سلباً یا ایجاباً قضاوت می‌ کنند.

برخی مخالفت ‌ها به تلقی خاصی از علم دینی بر می‌ گردد. امروزه تلقی‌ های مختلفی از علم دینی وجود دارد که بعضاً خیلی افراطی بوده و ما آن‌ها را در زمره نقل‌ گرایی، اخباری‌ گری، نص‌محوری قرار می‌ دهیم که معتقدند تمامی علوم را باید از آیات و روایات استخراج کرد و این طرز تلقی باعث شده، خیلی ‌ها نسبت به اصل مسأله علم دینی با نگاه تردید بنگرند یا مخالفت کنند… برخی اندیشمندان، بدون این که کم ترین مطالعه و پژوهشی در این زمینه داشته باشند، تنها به شیپور مخالفت می‌ دمند که تنها خواهش ما نسبت به این گونه قضاوت ‌ها، این است که ابتدا دیدگاه ‌های موافقان و موافقان را مطالعه کنند سپس نظر دهند؛ به ویژه این که تخصص لازم را نیز باید داشته باشند.

برخی مخالفت‌ ها ناظر به این نکته است که «علم ماهیتی متفاوت با دین دارد و به این جهت آن را به صفت دینی نمی‌ توان متصف کرد و وصف دینی نمی‌ تواند صفت ذاتی علم باشد.» این در حالی است که هیچ یک از مدعیان علم دینی، چنین ادعایی نکرد‌ه‌ اند؛ و بحث سر هویت دینی است. به عبارت دیگر، مراد از علم دینی، علمی است که ماهیتش کشف واقع است، اما هویتش دینی‌ است. همان گونه که وقتی وصف دینی را به انسان، اعمال و رفتار وی نسبت می‌ دهیم، مراد این نیست که انسان دینی ماهیتاً با انسان غیر دینی متفاوت است- به عبارت دیگر انسان دینی به معنای اشتراک ماهوی بین انسان و دین نیست یا اختلاف ماهوی بین انسان دینی و غیردینی نیست بلکه مراد هویت انسان است که دینی شده است- به همین نحو در مورد نسبت وصف دینی به علم نیز ماهیت علم دینی با علم غیر دینی متفاوت نیست بلکه هویت علم است که دینی می‌ شود.

برخی ضمن محرز دانستن وجود علوم دینی، معتقدند علوم دینی علومی ‌اند که مسائلشان مسائل دینی است؛ مثلاً علوم فقه و اصول فقه و حدیث و تفسیر و کلام و حتی فلسفه اسلامی را در زمره علوم اسلامی‌ می‌ دانند. نکته ‌ای که در اینجا باید توجه شود این است که با همان ملاکی که اصول فقه، که علمی کاملاً عقلایی است دینی شده است، سایر علوم انسانی نیز چنین قابلیتی را دارند که در خدمت دین یا در راستای اهداف دین باشند. به عبارت دیگر علم اصول فقه، در اصل و فارغ از فقه، عقلایی و جهانی است. اگر اصول عقلایی، صرفاً به دلیل ابزاریت آن برای فقه، توانسته دینی شود؛ پس یکی از مبانی و معیار‌‌ها در دینی ‌بودن علوم، نقش ابزاری یک علم برای معارف دینی است.

در مخالفت با علم دینی، گفته شده «علم‌ های دیگر هر یک مسائل خاص خود را دارند و با روش خاص به تحقیق و پژوهش در مسائل می ‌پردازند و ملاک درستی و نادرستی‌ شان رعایت روش است. هیچ علمی را با ملاک بیرون از آن نمی‌ توان سنجید.» این ادعا با توجه به مبانی اندیشه اسلامی به ویژه مبناگروی در معرفت ‌شناسی و فلسفه علم، دقیق نیست؛ زیرا اولاً ملاک صدق و کذب تمامی علوم به منطق و روش است و این اختصاص به علوم تجربی ندارد؛ ثانیاً سنجش علم با مبانی و مبادی و منطق علم است که امری بیرونی است نه درون علم. ثالثاً اگر ملاک درستی یا نادرستی روان ‌شناسی به روش است، ملاک درستی و نادرستی فلسفه و اصول فقه به چیست؟ مراد از ملاک بیرونی چیست؟ آیا ناظر به بحث مبناگرایی و انجسام ‌گرایی در معیار صدق است؟ اگر اینگونه باشد، بعید است مرادتان از ملاک درونی، همان انسجام باشد و اگر ملاک مبناگروی باشد که مبانی و مبادی یک علم، داخل آن علم نیستند؛ مثلاً معیار صدق و کذب تمامی علوم، با روش ‌شناسی و معرفت ‌شناسی و فلسفه آن علم بر می‌ گردد که دقیقاً ملاک بیرونی است و حتی علوم دینی نیز با این ملاک سنجیده می‌ شوند.

این که گفته می‌ شود ما تنها می‌ توانیم نسبت به علوم انسانی مدرن، نقد و ارزیابی داشته باشیم و بدون اطلاع و فهم دقیق از این علوم، ارزیابی امکان‌پذیر نخواهد بود؛ ولی در عین حال، تولید علوم انسانی اسلامی معنا ندارد. سؤال در این سخن این است که اگر در علوم موجود، نقد و بررسی صورت گیرد و منطق، مبانی، مسائل و اهداف آن نقد شود و در ادامه معیارهای جدیدی ارائه گردد و با مبانی و منطق مطلوب، به حل مسائل خودمان بپردازیم و… آیا محصول آن نمی‌ تواند علم اجتماعی بومی یا اسلامی باشد؟ نکته دیگر این که قرار نیست بدون فهم علوم مدرن، به نقد آن پرداخته شود، بلکه همیشه در تولید دانش مطلوب، ابتدا دانش موجود به صورت دقیق مورد نقد و بررسی قرار می‌ گیرد و سپس با معیارهای مطلوب به سمت تولید (پروسه‌ای) علم م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *