توضیحات
فایل پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن تعامل یا تقابل؟؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن تعامل یا تقابل؟ شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن تعامل یا تقابل؟ را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن تعامل یا تقابل؟ با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن تعامل یا تقابل؟ با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن تعامل یا تقابل؟ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن تعامل یا تقابل؟ را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن تعامل یا تقابل؟ :
مقدّمه
«جهانی شدن» فرایندی است که در پی برخی تحوّلات جهانی و پیشرفت های علمی و فنی در حوزه ارتباطات و رسانه ها و تسهیل و تشدید روابط و تعاملات بین ملت ها در زمینه های گوناگون، ظهور و بروز پیدا کرده است. این جریان به صورت فراگیر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع بشری را درگیر مسائل مشترک و فراگیر و چالش های گوناگون نموده و انسان ها را با دنیای دگرگون شونده، سیال، گیج کننده، نفوذ پذیر و غیر متعین و ناآشنا و فاقد حد و مرز و غیر قابل کنترل، و پیچیده مواجه ساخته است. یکی از مهم ترین تأثیرات آن، تأثیر بر وضعیت فرهنگ ها و ادیان است. از اینرو، جهانی شدن برای جوامع اسلامی به عنوان یکی از دغدغه های مهم و چالش برانگیز به شمار می رود. این مسئله، که در عصر جهانی شدن، اسلام به منزله یک دین و فرهنگ جهانی، چه نوع مواجهه و رابطه ای می تواند با جهانی شدن کنونی داشته باشد، مسئله ای مهم و درخور توجه است که این مقاله می کوشد تا بدان بپردازد. در سال های اخیر، درباره جهانی شدن و تأثیرات و پیامدهای آن، از سوی پژوهشگران تحلیل ها و مباحث گسترده ای مطرح شده است. هر یک از اندیشمندان و نظریه پردازان کوشیده است تا ابعاد گوناگون این پدیده نوظهور را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و تبیینی علمی از این موضوع مهم ارائه دهد. برخی از اندیشمندان معاصر، همچون گیدنز، که از مدافعان سرسخت مدرنیته و از منتقدان پست مدرنیته به شمار می رود، در تحلیل گفتمانی خود، جهانی شدن را به عنوان «جهانی شدن مدرنیته» تفسیر نموده و جهانی شدن را ذاتی مدرنیته به شمار آورده است. ملک لوهان و برخی دیگر از نویسندگان، که در زمینه جهانی شدن نظر دارند، به دو چشمانداز جهانی شدن توجه کرده اند:
۱. فرایند جهانی شدن از منظر روابط بینالملل و ارتباطات. ۲. جهانی شدن از منظر نظریه نظام واحد جهانی. آلوین تافلر (Alvin Toffler)نیز در کتاب موج سوم، جهانی را ترسیم کرده است که در آن ضرورت همراهی و سازگاری با فرایندهای ناشی از برخورد امواج تاریخ آشکار می شود.[۱] آلدوسهاکسلی نیز در کتاب دنیای شگفت انگیز نو، فرایند جهانی شدن را به گونه ای ترسیم می کند که در آن انسان ها، در یک حکومت واحد جهانی، که با نظمی آهنین همه چیز را تحت کنترل و نظارت دارد، محصور می شوند و خودآگاهی و جهان آگاهی آنها با این تصویر تخیل گونه از جهان پیوند میخورد و انسان و جهان اندیشه و فرهنگ او دچار استحاله می شوند.[۲] یکی دیگر از کسانی که در زمینه جهانی شدن تحقیقات گسترده ای انجام داده امانوئل والرشتاین، جامعه شناس آلمانی، است. وی معتقد است: «جهانی شدن فرایند شکل گیری شبکه هایی است که طی آن، اجتماعاتی که پیش از این در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می شوند.»[۳] وی با طرح نظریه «نظام جهانی» روابط بینالمللی را به شکل نوعی همگرایی و یکپارچگی میان دولت ها ترسیم می کند. بر اساس تحلیل والرشتاین، وجود نظام جهانی به معنای پذیرش یک راهبرد مشترک و همگرایی از روی الزام و ضرورتاست، نه از باب تعامل و تفاهم مشترک.[۴] رابرتسون، از برجسته ترین اندیشمندان در حوزه جهانی شدن، نیز یکپارچه شدن جهان را ناشی از یک عامل ـ مثلاً، تمدن غرب یا امپریالیسم ـ نمی داند، بلکه وی عوامل اصلی تغییرات در جهان حاضر را مجموعه ای از عوامل می داند، نه یک عامل. از نظر او، عواملی همچون جامعه جهانی، بشریت، اندیشه ترقّی، علم و فناوری همه از عوامل جهانی شدن محسوب می شوند.[۵] ایزابل مونال، که با گرایش های مارکسیستی به تحلیل تحوّلات جهانی می پردازد، می گوید: «واقعیت این است که جامعه ای واحد در مقیاس بشریت، به معنای ایجاد نابرابری در سطح جهان و سیطره یک حکومت بر همه جهان است.»[۶] یکی دیگر از کسانی که با رویکردی متفاوت و چالش برانگیز به تحلیل جهانی شدن و جهانی سازی پرداخته، فرانسیس فوکویاما است. وی با طرح نظریه «پایان تاریخ»، پیروزی فرهنگ سرمایه داری غرب را پیش بینی نموده است. وی جهانی شدن را به معنای «گسترش فرهنگ غربی و سیطره تمدن آمریکا بر جهان» می داند و از آن به عنوان «پایان تاریخ» تعبیر می کند. اسکات لَش و جان یوری نیز بر مبنای گرایش های پست مدرنیستی، جهانی شدن را از شاخصه های بارز دوران پسامدرنیته تلقّی نموده اند.[۷] پیش از ورود به بحث اصلی، لازم است به تبیین دقیق مفهوم «جهانی شدن»، «جهانی سازی»، و تفاوت های این مفاهیم کلیدی بپردازیم.
تعریف و ماهیت «جهانی شدن»
«جهانی شدن» معادل کلمه انگلیسی globalization به معنای شمول گرایی و فراگیر شدن امری در سطح جهان و به معنای بینالمللی شدن، جهان گستری، فرا قلمروگرایی و تعابیری از این دست تعریف شده است. «جهانی شدن» پدیده ای نوظهور و پیچیده است که به دلیل ابعاد نامکشوف و گسترده آن و ماهیت ساختارشکنانه ای که دارد، هنوز ماهیت و کارکردهای همه جانبه اش آشکار نگشته و از اینرو، تعاریف و برداشت های گوناگون و حتی متضادی از آن ارائه شده است. در ذیل، به برخی تعاریف ارائه شده از این پدیده اشاره می شود: مارتین آلبرو جهانی شدن را فرایندهایی تعریف می کند که موجب می شوند تمام مردم جهان در یک جامعه واحد و فراگیر جهانی به هم بپیوندند.[۸] دیوید هلد چهار ویژگی اصلی این جریان را مورد تأکید قرار می دهد:
۱. افزایش جریان ها و شبکه های ارتباطی. ۲. نفوذپذیری متقابل. ۳. گسترش روابط اجتماعی ملت ها. ۴. رشد ابزارهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی.[۹]مک گرو از دیگر اندیشمندان صاحب نظر در موضوع جهانی شدن، در تعریف و توصیف این پدیده می گوید: «جهانی شدن به معنای افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابلی است که فراتر از دولت ها شکل می گیرد و در نتیجه آن، قدرت دولت ها کاهش مییابد و هویت های مبتنی بر سرزمین و تاریخ و قومیت، ماهیتی متفاوت مییابند. »[۱۰] امانوئل والراشتاین در کتاب سیاست و فرهنگ در نظام متحول جهانی، شکلگیری جهانی واحد را پیش بینی نموده، در تعریف «جهانی شدن» می نویسد: «جهانی شدن فرایند شکلگیری شبکه هایی است که طی آن اجتماعاتی که پیش از این در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی، ادغام می شوند.»[۱۱] مالکوم واترز نیز جهانی شدن را اینگونه تعریف می کند: «فرایندی که در نتیجه آن محدودیت های جغرافیایی و نظامهای اجتماعی و فرهنگی متحول و برچیده می شوند و به تشدید آگاهی عمومی منجر می شود.»[۱۲] دیویدهاروی جهانی شدن را مرحله ای شدید از فشردگی زمان و مکان می داند که دارای تأثیر گیجکننده و مخرّبی بر رویه های سیاسی ـ اقتصادی، توازن قدرت طبقات و نیز بر زندگی فرهنگی و اجتماعی است.[۱۳] امانوئل کاستلز، نویسنده کتاب جامعه اطلاعاتی، با اشاره به عصر اطلاعات، جهانگرایی را ظهور نوعی جامعه شبکه ای می داند که در ادامه حرکت سرمایه داری، پهنه اقتصاد، جامعه و فرهنگ را دربر می گیرد.[۱۴] در تعریفی دیگر، «جهانی شدن» به معنای (universalization)«جهانگستری» آمده است؛ یعنی اشخاص و پدیده های فرهنگی در مقایسه با دوران های دیگر، بیشتر در تمام مناطق قابل سکونت کره زمین پخش شده اند.[۱۵] رابرتسون نیز در تعریف دقیقتری جهانی شدن را اینگونه توصیف نموده است: «جهانی شدن یا سیاره ای شدن جهان مفهومی است که هم به تراکم جهان و هم به تشدید آگاهی درباره جهان و هم به وابستگی متقابل و هم تشدید آگاهی از یکپارچگی جهان در قرن بیستم اشاره دارد.»[۱۶] برخی دیگر «جهانی شدن» را معادل «غربیسازی» گرفته و در تعریف آن گفته اند: «جهانی شدن» به معنای یکسان سازی همه فرهنگ ها و بسط الگوی تمدن غربی، به ویژه آمریکا و در واقع، نوعی دیگر از «امپریالیسم» است. فوکویاما، از نظریه پردازان معاصر آمریکا، «جهانی شدن» را به معنای گسترش فرهنگ غربی و سیطره تمدن آمریکا بر جهان می داند و از آن به عنوان پایان تاریخ تعبیر می کند و آن را معادل جهانی سازی غرب و غربیسازی و گسترش تمدن غرب می داند:[۱۷] «جهانیگرایی»، بسط و گسترش و انتقال تمدن و فرهنگ ایالات متحده آمریکا به سایر کشورهای جهان است.[۱۸] پیروز مجتهدزاده، واژه «جهانی شدن» را معادل «آمریکاییشدن» و همان «جهانی سازی» می داند. از نظر وی، در پرتو جهانی شدن، جهانیان به فرهنگ، مفاهیم، زبان و اخلاق یا بیاخلاقی آمریکایی تن می دهند.[۱۹] در تعریفی دیگر، «جهانی شدن» به معنای «قلمروزدایی» توصیف شده است.[۲۰] بر اساس تعاریف مزبور، می توان گفت: تعریف دقیق «جهانی شدن» باید در بردارنده سه مفهوم اساسی و ویژگی مهم باشد:
۱. فشرده شدن زمان و مکان و افزایش حجم و سرعت اطلاعات. ۲. جریان آزاد و غیرقابل کنترل مبادله اطلاعات و تغییر ساختارهای ملّی و بومی، در بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی. ۳. تشدید روابط و وابستگی متقابل و کنش پذیری جوامع و تغییر هویت.
دیدگاه های متفاوت و متضاد درباره جهانی شدن
درباره ماهیت و پیامدهای جهانی شدن، سه دیدگاه عمده وجود دارد: دیدگاه اول: برخی از مخالفان جهانی شدن اصل وقوع پدیده ای به نام «جهانی شدن» را به طور کلی رد می کنند و آن را یک جنجال تبلیغاتی از سوی برخی روزنامه نگاران، سیاست مداران و صاحبان شرکت های چند ملّیتی می دانند. دسته دیگری از مخالفان جهانی شدن را به معنای «غربیسازی» یا «جهانی سازی غرب» توصیف می کند و آن را یک طرح سیاسی ـ اقتصادی می دانند که کشورهای پیشرفته و امپریالیستی در جهت بسط فرهنگ مادی و لیبرال سرمایه داری غرب طرّاحی کرده اند. بیشتر اندیشمندان و متفکران مسلمان و برخی از مخالفان جهانی شدن، که گرایش مارکسیستی و سوسیالیستی دارند، «جهانی شدن» را معادل «جهانی سازی» و همان استعمار در شکل نوین آن تلقّی نموده، به نفی آن می پردازند. دیدگاه دوم: دیدگاه موافقان جهانی شدن است که خود طیفهای گوناگونی از دیدگاه ها و رویکردها را دربر می گیرد. یک دسته از موافقان جهانی شدن معتقدند: جهانی شدن یکی از مراحل طبیعی نظام سرمایه داری و جهانی شدن و برونگستری نظام سرمایه داری در جهان است و «شاخصه های اصلی آن را اومانیسم، فردگرایی، لیبرالیسم، قانون گرایی، حقوق بشر، برابری زن و مرد، سیاست دموکراتیک و اندیشه سکولار، بازار آزاد و اقتصاد سود محور بازار تشکیل می دهد.[۲۱] برخی دیگر جهانی شدن را یکی از مراحل ساختاری مدرنیته می دانند و معتقدند: مدرنیته ذاتاً جهانی است و حدّ و مرز نمی شناسد. دیدگاه سوم: دیدگاهی است که جهانی شدن را فرایندی می داند که ناشی از تحوّل تدریجی و طبیعی جامعه بشری و یکی از مراحل پیشرفت تاریخی و معلول رشد دانش بشر و دستیابی به فناوری ارتباطات است. به نظر طرفداران این نظریه، جهانی شدن روندی است که فضای باز و رقابت پذیری را فراروی همه فرهنگ ها و ملت ها می گشاید و هر فرهنگ و ملتی میتواند متاع خویش را در این فضای باز به جهانیان عرضه نماید و مخاطب خود را بیابد. بر اساس این تصویر، جهانی شدن متضمّن تسهیل روابط و آزادی و توسعه بیشتر علمی و رقابت فرهنگ هاست. به طور کلی، نظریات موافقان و مخالفان را می توان در چهار دیدگاه ذیل خلاصه کرد:
۱. کسانی که آن را به عنوان «جهانی شدن نظام سرمایه داری» و یا غربی سازی توصیف می کنند. ۲. کسانی که جهانی شدن را به مثابه «جهانی شدن مدرنیته» تفسیر می نمایند. ۳. کسانی که جهانی شدن را به منزله «گذر از مدرنیته» و بیانگر ورود به عصر فرامدرنیته(پست مدرنیته) می دانند. ۴. نظریه کسانی که جهانی شدن را معلول پیشرفت علم و فناوری نوین می دانند.
نقد و نظر:
در این باره که آیا «جهانی شدن» معادل «جهانی سازی» و «غربی سازی جهان» است و یا اینکه این دو با هم تفاوت دارند، اختلاف نظر جدّی وجود دارد. بیشتر اندیشمندانی که درباره جهانی سازی و جهانی شدن به تحقیق پرداخته اند، مفهوم این دو را یکی دانسته و معتقدند: «جهانی شدن» و «جهانی سازی»، هم از نظر مفهوم و هم از نظر مصداق مشترکند و هر دو روایتگر یک پدیده و فرایند هستند. به نظر می رسد درباره مفهوم جهانی شدن و جهانی سازی و واقعیت عینی این دو، یک خلط و اشتباه اساسی صورت گرفته است. واقعیت این است که نمیتوان این دو اصطلاح را از نظر مفهوم و مصداق، با هم یکسان فرض کرد و جهانی شدن را با جهانی سازی یکی دانست، بلکه این دو جریان از یکدیگر متفاوت و متمایزند و در واقع، ما شاهد تحقق دو پدیده و دو فرایند هستیم که از نظر مفهوم شناختی، باید «جهانی شدن» را به عنوان یک فرایند تحوّل طبیعی و فناورانه بشری دانست، و «جهانی سازی» را به عنوان طرحی برای تحمیل الگوی فرهنگی یا سیاسی و اقتصادی غرب و معادل غربیسازی توصیف کرد. این است که آنان همه احکام و لوازم و نتایج جهانی سازی را به جهانی شدن سرایت می دهند و آن را عامل سلطه امپریالیسم غرب و گسترش فرهنگ غرب در جهان تلقّی می کنند. درست است که جهانی سازی یک طرح و سیاست استعماری است و هدف اصلی آن غارت منابع تمامی کره زمین و بسترسازی فرهنگی و سیاسی برای گسترش بازارهای مصرف و تأمین منابع مالی و مواد اولیه شرکت های بزرگ اقتصادی و سیطره نظام سرمایه داری غرب بر جهان است و باید از آن بیمناک بود و در برابر عواقب شوم و نامطلوب آن به مقابله برخاست، اما این مطلب دلیل بر آن نیست که «جهانی شدن» نیز عیناً همان «جهانی سازی» است و لوازم و پیامدهای جهانی سازی را به همراه دارد، بلکه جهانی شدن با «جهانی سازی»، و «غربی سازی جهان»[۲۲] تفاوت اساسی دارد. همچنانکه اشاره شد، ما به دلایل پیش گفته، که مورد قبول بیشتر اندیشمندان است، با «جهانی سازی» به معنای «غربی سازی» مخالفیم و همه آثار و پیامدهای آن را منفی و مخرّب می دانیم و آن را یک طرح استعماری تلقّی می کنیم، ولی جهانی شدن را یک فرایند علمی، که در نتیجه تحوّلات علمی و تاریخی و پیشرفت طبیعی حاصل شده است، می دانیم و بر این باوریم که جهانی شدن ذاتاً لااقتضا است و لزوماً حامل فرهنگ غرب نیست، بلکه می تواند حامل پیام هر فرهنگی باشد و این بستگی به آن دارد که هر ملت و فرهنگی به چه میزان قدرت استفاده از این فضا و فرصت را از نظر نرمافزاری و سخت افزاری در دست دارد. از اینرو، نحوه و میزان بکارگیری ابزار(سختافزار)های جهانی شدن برای انتقال و تبادل پیام های فرهنگی(نرمافزاری) در رقابت جهانی، نقش تعیینکننده دارد و شکی نیست که این جریان، هم می تواند مطلوب و دارای ثمرات مثبت و جهانی باشد و هم می تواند دارای عوارض و پیامدهای منفی باشد. چنانچه در جهت بسط و گسترش بهترین و ارزشمندترین فرهنگ ها و آرمان ها به کار گرفته شود، امری مطلوب و مفید است، ولی اگر از این فضا و امکانات و ابزار در جهت تحمیل و ترویج فرهنگ های منحط و غیر انسانی و سلطه فکری و سیاسی و اقتصادی یک فرهنگ استفاده شود، نامطلوب و مخرّب خواهد بود. بنابراین، در مواجهه با این جریان، نباید دچار نگاه افراطی و تفریطی و تخمین زدگی شویم و یا در حالت انفعالی و یا موضعگیری «نفی و اثبات» قرار بگیریم.
ویژگی ها و مشخصه های مهم جهانی شدن
۱. ارتباطات متقابل: جهانی شدن موجب وابستگی شدید در حوزه ارتباطات و افزایش پیوندها و تعاملات اجتماعی در دل شبکه های جهانی می گردد که حاصل این فرایند کوچک شدن جهان و تحقق نظر «دهکده جهانی» است.[۲۳]
۲. تشدید و تقویت آگاهی: پیشرفت فناوری موجب تشدید و تسریع روز افزون انواع ارتباطات و مبادله اطلاعات فرهنگی و علمی شده و نتیجه آن تشدید آگاهی و انباشت اطلاعات است. ۳. سرعت فزاینده و گسترده ارتباطات و مبادله اطلاعات. که از بارزترین و آشکارترین ویژگی جهانی شدن است.
۴. کلّیت و گستره تأثیرات: حوادث در یک بخش از جهان، در سراسر دنیا تأثیر و انعکاس دارد. تحوّلات جدید در زمینه فناوری ارتباطات و گسترش انواع رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی، مانند رایانه ها، شبکه پیچیده اینترنت، و ماهواره ها موجب شده اند تا انسان ها در هر نقطه جهان، در معرض هجوم انواع آسیب ها و اطلاعات سازماندهی شده و غیرسازماندهی شده قرار بگیرند.
۵. چند بعدی و پیچیدگی: جهانی شدن دارای ابعاد گوناگون فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی، علمی و فنی است و نظیر هر پدیده نوظهور دیگری، ترکیبی از «تهدید» و «فرصت» است. یکی از پیامدهای این جریان، همگرایی در عرصه جهانی و مواجه شدن همه ملت ها با ریسک های مشترک و شبکه تقدیر مشترک است. شتاب و تراکم ارتباطات و تسهیل انواع مبادلات این امکان را به وجود آورده است که پیامدهای بسیاری از اقدامات خود را به خارج از مرزها منتقل کنیم.[۲۴]
۶. جهانی شدن: این فرایند در شرایطی اتفاق می افتد که پیشرفت های مادی در کنترل یک تمدن الحادی است و تمدن غرب به دلیل برخورداری از ابزارهای فناورانه، بیشتر میتواند به گسترش فرهنگ مادی و الحادی خود بپردازد.[۲۵]
جهانیبودن و جهانی شدن اسلام
پیش از بررسی رابطه اسلام با جهانی شدن کنونی، ابتدا لازم است ماهیت جهانی بودن و دلایل جهانی شدن اسلام، و ویژگی های آن را با نگاهی گذرا به منابع اصیل اسلامی، مورد اشاره قرار دهیم و تصویری کلی از جهانی بودن اسلام ارائه نماییم و سپس به بررسی رابطه آن با روند جهانی شدن کنونی بپردازیم. جهانی بودن دین اسلام را میتوان هم از طریق مطالعه محتوای آموزه ها و متن پیام های آسمانی این دین و تصریحاتی که در منابع اصیل اسلامی نسبت به جهانیبودن این دین، و جهانیبودن نبوّت و خاتمیت رسالت پیامبر شده است، مورد توجه قرار داد، و هم با توجه به مبانی عقلانی و علمی و هماهنگی این دین با فطرت نوع بشر اثبات کرد. جهانشمول بودن اسلام یک حقیقت قطعی و بدیهی است که در بین مسلمانان هیچ شک و تردید و ابهام و اختلافی درباره آن وجود ندارد. اسلام ـ فیذاته ـ یک دین جهانی و همگانی است و آیینی است که رسالت آن هدایت و نجات تمام انسان ها در همه عصرها و نسل هاست. جهانی بودن اسلام را می توان با استناد به برخی از آیات قرآن کریم اثبات نمود: رسالت جهانی پیامبراکرم صلی الله علیه وآله: «قُلْ یا أَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیکمْ جَمیعا.»[۲۶] قرآن برای همه انسان ها نازل شده است: «وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکرٌ لِلْعَالَمینَ.»[۲۷] دارا بودن قوانینی هماهنگ و منطبق با فطرت آدمی: «فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ.»[۲۸] ارزش نهادن به علم و دعوت به آن: «هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ.»[۲۹] نگاه جامع و کامل به همه جنبه های جهان هستی و نیازهای بشری: «مَا فَرَّطْنَا فِی الکتَابِ مِن شَیءٍ.»[۳۰] و اینکه خداوند قرآن را «تِبْیانا لِکلِّ شَیءٍ»[۳۱] توصیف کرده است. توجه به نیازهای معنوی بشر و ترسیم خطوط حیات معقول(معنویت، عقلانیت و اعتدال): نظیر این آیات کریمه «وَ یعْلَمُونَ ظَاهِرا مِنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَهِ هُمْ غَافِلُونَ.»[۳۲] عقلانیت، مثل «تِلْک الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ.»[۳۳] و اعتدال نظیر، آیه شریفه ۸ سوره مائده که می فرماید: «اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی. » و یا «إِنَّ اللّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ.» تأکید بر برابری همه انسان ها و نفی تبعیض و برتری های نژادی ـ مادّی و قومی و زبانی: «قُلْ یا أَهْلَ الْکتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَی کلَمَهٍ سَوَاءٌ بَینَنَا وَبَینَکمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ.»[۳۴] نفی سلطه پذیری و عبودیت غیرخدا: «وَلاَ یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضا أَرْبَابا مِن دُونِ اللّهِ»؛[۳۵] «وَلَن یجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»؛[۳۶] و نفی ظلم و فساد در هر شکل و با هر انگیزه ای: «وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا.»[۳۷] دعوت به عدالت و قسط: «کونُواْ قَوَّامی ن بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ.»[۳۸] قرآن کریم در آیات دیگری بر جامعیت و کامل بودن و اینکه تنها دین مقبول اسلام است، تأکید و تصریح نموده که به برخی از این آیات اشاره می شود: الف. «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ.»[۳۹] ب. «وَمَن یبْتَغِ غَیرَ الإِسْلاَمِ دِینا فَلَن یقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ.»[۴۰] در تفسیر آیات مزبور، حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده است، به این مضمون که ای مفضّل، به خداوند سوگند، همه اختلافها از میان ادیان برداشته می شود و همه به صورت یک دین واحد درمیآیند؛ همانگونه خدای ـ عزّوجلّ ـ فرموده: «تنها دین حق، نزد خدا اسلام است.» در آیه ۳۳ توبه به صراحت تمام، دین اسلام را دین حق و هدایت می داند که سرانجام، بر همه ادیان غلبه خواهد کرد. این آیه علاوه بر دلالت بر حقّانیت دین اسلام، از جهانیبودن دین اسلام و حتمی بودن اراده خدا نسبت به جهانی شدن این دین خبر می دهد. خداوند به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله خطاب می کند که جهانیبودن دعوت و رسالت خود را به مردم ابلاغ کند: «قُلْ یا أَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیکمْ جَمیعا.»[۴۱] همه مفسّران قرآن کریم اتفاق نظر دارند که لفظ «جمیعاً» در این آیه شریفه، برای تأکید بر عمومیت رسالت و شمول و همگانی بودن رسالت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است. آیات دیگری نیز وجود دارند که بر جهانی بودن دین اسلام و تعالیم قرآن تأکید دارند؛ از جمله آیه ۹۰ سوره انعام که میفرماید: «قُل لاَّ أَسْأَلُکمْ عَلَیهِ أَجْرا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکرَی لِلْعَالَمینَ.» آیه ۱۰۷ سوره انبیاء نیز این مطلب را به صراحت بیان می کند: «وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمینِ.»[۴۲] در آیه اول سوره فرقان هم می فرماید: «تَبَارَک الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَی عَبْدِهِ لِیکونَ لِلْعَالَمینَ نَذِیرا.» این آیه نیز هدف نهایی فرقان(قرآن) را انذار جهانیان و آگاهی و بیداری همه مردم جهان در همه زمان ها و مکان ها می داند. شیخ طبرسی در ذیل این آیه شریفه آورده است: منظور از «لِلْعَالَمینَ»، «جمیع المکلّفین من الانس و الجنّ» است.[۴۳] آیه دیگر می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا کافَّهً لِلنَّاسِ بَشِیرا وَنَذِیرا وَلَکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لَا یعْلَمُونَ.»[۴۴]صاحب تفسیر البرهان فی تفسیر القرآن در ذیل این آیه شریفه، حدیثی نقل می کند که بر جهانی بودن رسالت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و نیز بر جهانی بودن امامت دلالت دارد. عبداللّه بن بکر از امام صادق علیه السلام سؤال کرد: جانم به فدایت! آیا امام آنچه را بین مشرق و مغرب است، میبیند؟ امام صادق علیه السلام ضمن تأکید بر جهانی بودن امامت اهلبیت عصمت علیهمالسلام و اینکه هر امامی گواه بر خلق است و همه مردم را می بیند و بر همه جهانیان حجّت و امام است، فرمودند: «و اللّه یقول: «وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا کافَّهً لِلنَّاسِ» یعنی: برای هر که روی زمین است و حجت پس از پیامبر جانشین پیامبر(ص) و راهنمای مشاجرات امت و ستاننده حقوق مردم است.[۴۵] علاوه بر آیات متعددی که بر جهانیبودن دین اسلام و وعده الهی بر تحقق این امر دلالت دارند، در احادیث فراوانی نیز بر این مطلب تأکید و تصریح شده است. برای نمونه، به برخی از این احادیث استناد می شود: عبداللّه بن عباس نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اَشْهَدُ اَنْ لا اله الاّ الله وحده لاشریک له و اَنّی محمّدا عبدُهُ و رسولُه، اَرْسَلَنِی برسالَتِهِ الی جمیعِ خلقِه، «لِیهْلِک مَنْ هَلَک عَن بَینَهٍ وَیحْیی مَنْ حَی عَن بَینَهٍ» و اصطفانی علی جمیع العالمینمنالاوّلین و الآخرین.»[۴۶] امام رضا علیه السلام در توصیف معجزه بودن قرآن و جاویدان بودن آن فرمودند: «انّ اللّه ـ تبارک و تعالی ـ … لم یجعله لزمان دونَ زمان ولا لناس دون ناس؛ فهو فی کل زمان جدید و عند کلّ قوم غصّ، الی یوم القیامه.»[۴۷] و باز فرمودند: «لم یجعل لزمان دون زمان، بل جعل دلیل البرهان و الحجه علی کل انسان.» معنای حدیث این است که خداوند قرآن را برای یک زمان خاص و برای مردمی خاص حجّت و برهان قرار نداده، بلکه بر همه عالمیان و همه انسان ها حجت است.[۴۸] جهانی شدن اسلام با قیام جهانی امام مهدی علیه السلام روی خواهد داد، و این وعده بزرگ الهی وعده قطعی و تخلّفناپذیر خداوند است. شیخ طبرسی در ذیل آیه شریفه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ»[۴۹] آورده است که پیامبر صلی الله علیه و آله در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: «لایبْقی عَلی الأرضِ بیتُ مَدَرٍ و لاوَبَرٍ اِلاّ اَدخَلَهُ اللّهُ تعالی کلمهَ الاسلامِ.»[۵۰] یعنی:هیچ خانه آباد و هیچ چادری در روی زمین نخواهد بود، مگر اینکه خداوند به وسیله حضرت مهدی علیه السلام اسلام را در آن وارد می نماید. با نگاهی ژرف و جامعنگرانه به تعالیم اسلام، می توان گفت: اسلام زمینه های لازم و کافی را برای جهانی شدن و جهانی شمولی دارد.
برخی از این زمینه ها و قابلیت ها عبارتند از:
برتری فکری و غنای فرهنگی و سابقه تمدن درخشان اسلامی و داشتن نهادهای قدرتمند و اهداف متعالی و استراتژیک. نوع تعالیم و دعوت ها و آرمان های این دین، جهانی و معقول و فطری است. نفی مظاهر جهل و خرافه و عوامل شرک و انحطاط. نفی تمایزات قومی و قبیله ای و نژادی و مادی که عامل تبعیض و تفرّق و رکود و مانع وحدت و یکپارچگی و دوستی و برابری انسان ها به شمار می روند. کارکردهای این دین جهانی است و در سرنوشت کل بشر تأثیر دارد و در فرایند علم، اخلاق، فرهنگ و سیاست، تعدیل و نگرش معقول به ارمغان می آورد. روند رو به رشد پیروان این دین در سطح جهان نشانه مقبولیت بشری به این دین است. تأمین نیازهای روحی و روانی و نجات بشر از حیرت و سرگشتگی و یأس؛ این عوامل از زمینه ها و قابلیت های جهانی دین اسلام حکایت می کنند. گذر از فردگرایی به نهادهای اجتماعی و امّت واحد جهانی. دعوت تمامی ادیان آسمانی به کلمه مشترک(توحید و یکتاپرستی). کنترل درونی عوامل انحراف و فساد و طغیان و استبداد بشر علیه بشر.
ویژگی های جهانی شدن اسلام
اسلام دارای ویژگی ها و مختصاتی است که با هیچ یک از نظامهای موجود قابل مقایسه نیست. جهانی شدن اسلام نیز در واقع، به معنای جهانی شدن این اصول و ویژگیهاست. برخی از مهم ترین ویژگیهای جهانی شدن اسلام را می توان اینگونه برشمرد:
۱. جامعیت و کامل بودن: اسلام به مثابه یک دین جامع و کامل، ناظر به همه ابعاد حیات بشری است و دارای عمیق ترین و عالی ترین معارف عقلی و تعالیم معنوی، عرفانی و اخلاقی و دارای قوانین متقن و دستورات عملی برای حیات فردی و اجتماعی است.
۲. ذاتی بودن جهانشمولی اسلام: یکی از ویژگی های دین اسلام، جهانیبودن آن است. جهانی بودن دین اسلام ویژگی ذاتی آن و هدف و نوع رسالت و ماهیت آموزه های این دین است. جهانی شدن اسلام اولاً، جنبه اعتقادی دارد و ثانیاً، مبتنی بر عقل و فطرت انسانی است. اسلام خود را به مثابه دین حق، متعلّق به کل بشریت و همه انسان ها می داند و طبق وعده الهی، سرانجام بر همه فرهنگ ها و ادیان پیروز و جهانی خواهد شد.
۳. الهی و فطری بودن اسلام: دین اسلام چون موافق با عقل و فطرت انسان است، هر انسان طالب حق و کمال در هر جا و هر زمان که باشد، چاره ای جز پذیرش حقایق فطری و عقلانی اسلام ندارد؛ چون اسلام همان طریق حق و صراط مستقیم است.
۴. ارادی و درونی بودن تحوّل فردی و اجتماعی در اسلام: فرایند جهانی شدن اسلام بر اساس اراده و انتخاب آگاهانه و گرایش قلبی افراد شکل می گیرد و از درون به بیرون است، ولی «جهانی شدن» کنونی به نوعی، تغییر از بیرون به درون و به صورت جبری و تحمیلی است؛ یعنی انسان ها باید از روی آگاهی و باور درونی، تصمیم به تغییر و اصلاح بگیرند، نه با اجبار شرایط بیرونی، یا به وسیله تلقین و القای رسانه ها، وادار به تغییر سبک زندگی و نوع ارتباطات شوند. بر این اساس، از این نظر نیز «جهانی بودن اسلام» با پدیده «جهانی شدن» کنونی، هم در اهداف و هم در روش ها، کاملاً از یکدیگر متمایزند.
۵. دعوت به علم و عقلانیت: یکی از مهم ترین زمینه های جهانی شدن و مقبولیت عام یک فرهنگ، عقلانی بودن آن و توانایی پاسخ گفتن به نیازهای اساسی بشر است. از جمله دیگر ویژگیها و قابلیت های ذاتی اسلام برای جهانی شدن و بسط در بین سایر ملت ها و فرهنگ ها، اصل «عقلانی بودن آموزه های آن» است و جهانی شدن اسلام به معنای جهانی شدن علم و عقلانیت و معنویت و عدالت و امنیت و رشد و تعالی انسان ها در سراسر جهان است.
وجوه تفاوت و تمایز جهانی بودن اسلام و جهانی شدن کنونی
جهانی شدن اسلام با پدیده جهانی شدن کنونی، هم در تعریف و هم در اهداف و روش ها، تفاوت های بنیادی دارد. جهانی شدن اسلامی با الگوی جهانی سازی غربی، که بر پایه امپریالیسم و نئولیبرالیسم است، از چند جهت تفاوت دارد:
۱. جهانی سازی غرب بر مبانی و زیرساخت ها و اصول فکری و فلسفی تمدن غرب شکل گرفته است. این مبانی عبارتند از:
الف. تکیه بر عقلانیت بشری و علم اثباتگرایانه. ب. اومانیسم(انسان محوری). ج. لیبرالیسم(تأکید بر آزادی مطلق انسان). د. سکولاریسم(تأکید بر استغنای بشر از دین). در مقابل، مبانی جهانی سازی اسلامی(مهدوی) عبارتند از: الفـ فطرت گرایی. بـ ارج نهادن به عقل و علم. جـ اعتقاد به وجود رابطه جهان هستی با مبدأ. دـ غایتمندی نظام آفرینش و به ویژه انسان. هـ اصل قانونمندی نظام تکوین و تشریع(اصالت تشریع و اصالت دین). وـ استمرار و تداوم نظام هدایت و رهبری الهی. زـ اصل کرامت الهی انسان. حـ اصل حاکمیت ارزش های الهی. طـ اصل آزادی و حق حیات و بهرهمندی همه انسان ها از مواهب طبیعی. یـ اصل عزّتمندی و شرافت و نفی سلطه دیگران. کـ اصل حق انتخاب راه و حق رشد و تعالی که از لوازم اصل کمالطلبی فطری است.
۲. الگوی جهانی شدن اسلام مبتنی بر ارزش های الهی و اخلاقی و معیارهای عقلانی است. اسلام به عنوان یک دین کامل و یک نظام جامع، تعالیم خود را مبتنی بر فطرت، اعتقاد به حاکمیت خداوند، خداباوری، حاکمیت ارزش های معنوی، امامت و رهبری صالحان، عقلانیت و علم، کرامت انسانی، عدالت گستری، تحقق صلح و امنیت و حقوق فطری بشری بنا نهاده است. هدف بنیادین جهانی شدن اسلام و جهانی سازی مهدوی تکامل همه جانبه انسان ها و بسط معارف توحیدی و از بین بردن تمامی موانع رشد و کمال بشری و تحقق ارزش های والای انسانی و تأمین امنیت و عدالت و صلح و برابری و محبت و نفی تمامی مظاهر فساد و کفر و شرک و ظلم است. این آموزه ها جزو عناصر جوهری جهانی شدن اسلام است که زمینه مقبولیت جهانی اسلام و پویایی و تداوم این مذهب را تضمین می کند. علاوه بر این، طبق وعده الهی، سرانجام این تعالیم و ارزش ها در سراسر جهان بسط و گسترش خواهند یافت و بر ارزش های باطل و منحط فرهنگ های شیطانی پیروز خواهند شد. فرهنگ غرب که بر مبنای ارزش های غیردینی و سکولاریستی و مادیگرایانه شکل گرفته است، به دلیل مبانی خاص فکری و فلسفی خود، هرگز نمی تواند تأمینکننده نیازهای واقعی انسان ها به حقیقت، عدالت و معنویت و امنیت و صلح باشد و از این نظر، جهانی شدن غرب لزوماً به بهتر شدن وضعیت زیست جهان و تأمین امنیت و تحقق عدالت و صلح نمی انجامد. به تعبیر یکی از اسلام شناسان غربی، «تنها بر اساس الگوهای دینی و اخلاقی و معنوی است که آرامش و ثبات برای انسان ها به وجود خواهد آمد و جهان امروز ما برای بسیاری از معضلات خود، تنها و تنها باید به سراغ دین برود و به سوی برابری و برادری همه انسان ها حرکت کند.»[۵۱]
۳. جهانی شدن بر اساس الگوی اسلامی، هرگونه سلطهگرایی و استعمارگری و استثمارشدگی و بیعدالتی و نابرابری و تبعیض را نفی می کند، در حالی که جهانی شدن غربی با تحمیل و اجبار الگوهای خود بر سایر فرهنگ ها و جوامع، درصدد سلطه بر همه جهان است. جهانی شدن اسلامی مبتنی بر گرایش های فطری، و منطبق با عقلانیت و ارزش های انسانی بوده و با آزادی و انتخاب آگاهانه صورت می گیرد.[۵۲]
۴. نماد بارز جهانی شدن غرب تحمیل الگوی معینی از حیات است که بر مبنای تفکر سکولاریستی غرب شکل می گیرد. چنین الگویی از جهانی شدن، به معنای تحمیل سلطه همه جانبه غرب است که نتیجه و دستاورد نهایی آن استضعاف بیشتر مردم و الحاد و رواج فساد اخلاقی و اجتماعی و بیعدالتی و فقر و تبعیض و استثمار است.
۵. موج کنونی جهانی شدن، بیهدف و کنترل نشده و غیر نظاممند و سریع و کلی و غیر مذهبی است و از اینرو، مخاطرات و پیامدهای آن تا حدّ زیادی غیرقابل پیشبینی است و همه فرهنگ ها و ملت ها، از جمله مسلمانان را در معرض چالشی بزرگ و تهدیدکننده قرار می دهد، در حالی که جهانی شدن اسلامی منجر به نابودی زبان ها و نقاط مثبت و عقلانی فرهنگ های بومی نمی شود.
۶. رویکرد «جهانی شدن کنونی» در جهت تخریب محیط زیست، ترویج فرهنگ مصرف و نابودی فرهنگ های محلّی و بومی است و در جهت منافع بیشتر و گسترش شرکت های چند ملّیتی و در دست گرفتن کل سرمایه های جهان است. اما در مقابل، تمدن اسلامی علم و فناوری و صنعت و اقتصاد را در خدمت بشریت قرار می دهد و زمینه استثمار و استعمار و ظلم و تبعیض و بیعدالتی را از بین میبرد. اسلام در این جهت نیز با جهانی شدن همسویی ندارد.
اسلام و جهانی شدن؛ چالش یا تعامل؟
با توجه به دلایل و شواهد پیش گفته، میتوان چنین نتیجه گرفت که جهانی شدن کنونی، چه به معنای «جهانی سازی غربی» و چه به معنای علمی و تاریخی آن، با فرهنگ اسلامی و اندیشه دینی تعارض دارد. علاوه بر وجوه تمایزی که پیشتر مورد اشاره قرار گرفت، شواهد ذیل نیز مؤید این واقعیت است:
۱. از جمله دلایل تعارض اسلام با جهانی شدن کنونی این است که اولاً، همه فرهنگ ها و جوامع، دسترسی ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.