تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک نگاه: «سِرُّالإسراء فی شرح حدیث المعراج»؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک نگاه: «سِرُّالإسراء فی شرح حدیث المعراج» شامل 105 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک نگاه: «سِرُّالإسراء فی شرح حدیث المعراج» را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک نگاه: «سِرُّالإسراء فی شرح حدیث المعراج» با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک نگاه: «سِرُّالإسراء فی شرح حدیث المعراج» با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک نگاه: «سِرُّالإسراء فی شرح حدیث المعراج» تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک نگاه: «سِرُّالإسراء فی شرح حدیث المعراج» را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل یک کتاب در یک نگاه: «سِرُّالإسراء فی شرح حدیث المعراج» :

معرفی مؤلف و گذری اجمالی بر شخصیت علمی و معنوی او

مرحوم آیه اللّه حاج شیخ علی آقای پهلوانی تهرانی (سعادت پرور)[۱] «عالم عامل و عارف پارسا و پرهیزگاری بود که عمر طیب و طاهر خود را در تعلیم و ترویج معارف الهی و توحیدی گذراند. آن بنده پاک و بی آلایش که نمونه ای از صفا و اخلاص بود در سال ۱۳۰۵ ه. ش در تهران، در خانواده ای متدین چشم به جهان گشود. در سن هفت سالگی در مسجد امین الدوله به مرحوم میرزا ابوالقاسم مکتب دار سپرده شد تا راه علم و معرفت را آغاز نماید. تدریجاً به محضر شیخ محمدحسین زاهد رسید تا باب اصلاح اخلاق و تهذیب نفس را گشوده و در مسیر کمال به حرکت درآید. پس از آن به محضر مرحوم حضرت آیه اللّه حاج شیخ علی اکبر برهان از شاگردان مرحوم سیدالعرفاء قاضی رسید، تا ضمن خواندن دروس ادبیات و فقه اصول، راه عرفان و شهود را نیز طی کند. پس از هجرت به قم، سطوح عالیه را در محضر برخی بزرگان گذراند و در حلقه درس های خارج حضرت آیه اللّه العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی(قدس سره)درآمد و تا هنگام تبعید امام به عراق از خرمن پر فیض امام خوشه چینی نمود.

نقطه عطف زندگی آن مرحوم، آشنایی با علّامه طباطبائی است، که قضای الهی طی مدارج کمال و سیر در مراحل انسانیت در محضر آن یگانه دوران را برایش مقدّر نموده بود. او بیش از اینکه در محضر علّامه طباطبائی بهره های صرفاً علمی ببرد بهره های عرفانی و سلوکی برد و با دستگیری او، خود غمزه آموز صد مدرس شد. بدون اغراق، انعکاسِ خورشید معنویت و عرفانِ علّامه طباطبائی در آیینه وجود مرحوم سعادت پرور، پرتو افشان و روشنگر طریق عبودیت و بندگی بسیاری از کسان دیگر شد. او بود که کتاب صامت و زبان خاموش مرحوم علّامه را، که پرده دریای موّاج شخصیت علمی و معنوی اش شده بود، گشود و با اصرار و پی جویی های فراوان، باب معارف بس ارزشمند را گشود تا دیوان حافظ را شرح داده و جمال آفتاب، آفتابی شود و گلشن راز، رازهای دلِ پیر طریقت را بر سالکان راه خدا برملا کند.

لبُ اللبُاب در سیر و سلوک اولوالالباب که اُسّ و مُخّ، معارف اخلاق و عرفان است در پرتو کوشش جناب سعادت پرورِ سعادتمند، از زبان علّامه جوشید و کلمات اولیای الهی و عارفان ربانّی که بسی ارزشمندتر از کرامات آنهاست با طراحی مرحوم علّامه و کوشش خستگی ناشناسانه سعادت پرور از پراکندگی در کتب و دفاتر، یکجا در بیست مجلّد، جامع الشتات خردورزی و معرفت آموزی شد.

معارف عمیق ادعیه که در نهانخانه های خلَوات اولیای معصوم(علیهم السلام)با خدا در میان گذاشته شده بود، در پرتو جلساتی که این عاشق شیفته راه اندازی نمود از زبان جناب علّامه بزرگوار بیان شد و در نهایت، حدیث معراج که حدیث گفتوگوی خدای علی اعلی در خلوت با محبوبش رسول اعظم(صلی الله علیه وآله)می باشد در جلسات عرفانی، اخلاقی علّامه طباطبائی شرح شد تا در کتاب بس ارزشمند سرالاسراء با تلاش پانزده ساله استاد سعادتمند قلمی گردد.

سرالاسراء تلاشی است در راستای احیای حدیث شریف معراج، که در یک مجموعه منسجم به شرح و تفسیر فرازهایی از حدیث، با روشی بدیع و به دور از پیش داوری، نخست آیات و روایات متناسب با فراز مورد بحث را ذکر کرده و در پایان مواردی که نیازمند بیان مختصر برای رفع اشکال یا جمع بین احادیث می باشد، پرداخته است و بدین ترتیب، عمده مشکلاتی را که موجب سردرگمی حقیقت جویان می گردد پاسخ داده است.

ساختار کتاب

کتاب سرالاسراء در دو جلد و سی و هشت فصل تنظیم شده است که هر جلد دارای نوزده فصل است. هر فصل با توجه به فقرات به چند قسم تقسیم و عنوان گذاری شده است. در ذیل هر عنوانی به تناسب، آیات و روایات مندرج شده و در پایان هر عنوان توضیحاتی از مرحوم مؤلف در جمع بندی آیات و روایات و ارتباط آیات و روایات با فقره مورد بحثِ حدیث معراج که در صدر عنوان آمده، مطرح شده، در مجموعه کتاب ۱۴۵۰ آیه قرآن و ۲۸۰۰ حدیث و فقراتی از ادعیه در ذیل ۲۷۰ جمله حدیث معراج مورد استفاده قرار گرفته است.

برداشت های ناب و لطیف از معارف اخلاقی حدیث معراج

اساس مطالب کتاب را آیات قرآن و احادیث شریف معصومان (علیهم السلام) و همچنین دعاها تشکیل می دهد که در اطراف فقرات حدیث شریف معراج و برای شرح و تفسیر آن، مورد استفاده قرار گرفته است.

معارف بلندی که در این حدیث شریف از جانب خداوند مطرح شده و روح پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را سیراب نموده است، از غنای بالایی برخوردار بوده و مزیّن شدن متن حدیث به آیات قرآن و احادیث اولیای معصوم(علیهم السلام) هر چه بیشتر بر غنای محتوایی کتاب افزوده است. نکته قابل توجه توضیحات اجمالی مؤلف در ذیل هر فصل است که بازتاب و بازخورد معارف بلند کتاب و سنّت در روح با صفای آن فرزانه عزیز است که نکاتی لطیف و برداشت هایی راهگشا را در این توضیحات می یابیم. در ذیل نمونه هایی از معانی لطیف را که در توضیحات شارح گرانقدر آمده است مورد توجه قرار می دهیم.

۱- معنای لطیف «خلافت الهیه» و وصول به آن

خداوند نسبت به متوکلان فرموده اند: «وجبت محبتی للمتوکلین علی و لیس لمحبتی غایه و لا نهایه»؛[۲] محبت و عشق ورزی من واجب شده برای کسانی که بر من توکل می کنند و برای محبت من غایت و نهایتی نیست.

و نیز فرموده اند: «اَنَّ لی عباداً من عبیدی یحبّونی و اُحبّهم و یشتاقون الی و اَشتاقُ الیهم… اقذف من نوری فی قلوبهم، فیخبرون عنی کما اخبر عنهم»؛ همانا در میان بندگان من، کسانی هستند که مرا دوست دارند و من نیز دوستشان دارم، مشتاق منند و من مشتاق آنهایم و قلوبشان را سرشار از نور خود می کنم، پس همان گونه که من از آنان (و اسرارشان) خبر می دهم آنان نیز از من (و اسرار من) با خبرند.

مؤلف عارف در ذیل فقره «لیس لمحبتی… غایه و لا نهایه» نوشته اند: «قد ظهر معنی کلامه تعالی: “لیس لمحبتی… غایه و لا نهایه… ” ای اُعطی من اَحببتُه کمالاتی التی لا تتناهی حتی ینکشف له اسراری. و هذا هو معنی الوصول الی منزله الخلافه الالهیه.»[۳]

از این گونه احادیث معنای کلام خداوند متعال روشن می شود (برای محبت من غایت و نهایتی نیست)؛ یعنی هر که را من دوست بدارم کمالاتی کران ناپیدا عطا کنم تا جایی که برای او اسرارم منکشف شود. و این همان وصول به منزلت خلافت الهیه است.

۲- معنای لطیف «لذت های گوناگون از تکلّم خداوند در بهشت»

خداوند متعال فرموده اند: زاهدان را در بهشت متنعم به انواع لذت از کلام خود می نمایم: «وَ لاُنعِمَهُم بالوان التّلذذ بکلامی.»[۴]

شارح معظم حدیث در توضیح چنین نوشته اند: «لیس المراد من کلامه عزّوجلّ انّه له تعالی فی الجنّه انواعا من التّکلم، یَلتذُّ العبد الزاهد بها، بل المراد ان العبد الزاهد الواصل الی کمال المعرفه و الشهود یسمع بسمع قلبه کل صوت من اصوات اهل الجنه الذین یأنس معَهم و غیرها من الاصوات، من الله تعالی، و هذا المعنی هو الّذی یصدّقه اهل السّر و الشهود. و الله العالم.»[۵]

مراد از کلام خداوند این نیست که در بهشت چندین و چند تکلّم است تا بنده زاهد از هر کدام لذتی ببرد، بلکه مراد این است که بنده زاهد که به کمال معرفت و شهود راه یافته است، با گوش جانش هر صوت و صدا و تکلّم از اهل بهشت را که با آن انس یافته و اصوات کسانی که به آنان انس نگرفته، همه را از خدا می شنود. و این معنایی است که اهل سر و شهود آن را تصدیق می کنند. و خداوند عالم است.

3- معنای لطیف «فناء فی اللّه»

همانا درک (حقیقت) فنا و دیگر معارف بلند و دقیق الهی برای توده مردم و بلکه متوسطین آنان اغلب توأم با شبهاتی است که شایسته ساحت قدس جناب حق سبحانه و تعالی نیست و این مطلب به واسطه شدت انس ذهن های مردم به عالم ماده است (که همه چیز را به صورت مادی معنا نموده و تصور می کنند.)[۶]

… معنای فناء قطعاً نابودی و عدم موجودات نیست، و هم به این معنا نیست که ماسوی الله و ممکنات، واجب و یا واجب الوجود، ممکن گردد. پس این حقیقت را احدی از عوام مردم نمی گوید، چه رسد به خواص و عالمان بزرگ که صاحبان معرفت نسبت به حقایق قرآنی و حدیثی هستند.[۷]

… و کسانی از اهل معرفت که از فنای اشیا در ذات خدای متعال سخن به میان می آورند، قصدشان احاطه خدای سبحان بر جمیع اشیا بوده، و یا این احاطه را به چشم قلب، عیاناً می بینند و از آنچه مشاهده می کنند با عبارت (فناء) یاد می کنند.[۸]

… بسی واضح است که رؤیت فنای اشیا به هیچ روی با چشمان ظاهری ممکن نیست، بلکه رؤیت و حقیقت فناء با حقیقت ایمان و چشم دل و عالم امر و ملکوت انسان میسور است. پس در واقع، بنده حق خدایش را به عالم امر و ملکوت می بیند و در آن مقام است که فنای خود و جمیع اشیا را مشاهده می کند.[۹]

۴- معنای صحیح عزلت از مردم در نگاه اسلام

در حدیث معراج، خداوند جلیل از رسول کریمش می خواهد که مداومت بر ذکر «اللّه» داشته باشد. پیامبر(صلی الله علیه وآله) می پرسد: چگونه بر ذکرت مداومت داشته باشم؟ خداوند می فرمایند: با عزلت و دوری گزینی از مردم.

شارح محترم در ذیل فقره در مفهوم صحیح عزلت و رهبانیت نوشته اند: از جمله مسائل مطرح در علم اخلاق، مسئله کناره گیری از مردم (عزلت) است. پس بدان، اصل کناره گیری صحیح از جانب شرع مبین مورد قبول قرار گرفته است؛ چه اینکه مراد از رهبانیت که در آیه ۲۷ سوره حدید آمده همانا کناره گیری صحیح است که انسان را به سوی خشنودی و رضایت حق سوق می دهد.

(البته) مراد از کناره گیری پذیرفته شده و توصیه شده از جانب شرع، اعراض و اجتناب از کل مردم نیست که انسان حتی از مؤمنان و متّقین و علمای صالح و… نیز کناره گیری کند… مراد از «مردم» در کلام حضرت حق همانا عوام مردم و آنانی هستند که خدا در جای جای کتابش (قرآن) آنان را به صفت غفلت و جهالت و جداشدگان از راه بندگی و عبودیت توصیف نموده است.

همانا خلوت گزینی از مردمی که غالباً در غفلتند، امری مطلوب است؛ چه اینکه مجالست و معاشرت بیش از حدِّ ضرورت با آنان، غفلت از یاد خدا را بهره انسان ساخته و انسان را از اشتغال به کسب فضایل و آخرت بازداشته و این امر، حقیقتاً نامطلوب و بیچاره کننده است.[۱۰]

و در جای دیگر نوشته اند: اگر کسی از بنی آدم، جز دنیا و زیورها و زینت های آن اهتمام و دغدغه ای ندارد لازم است از او اجتناب و با ترک معاشرت از او کناره گرفت. و این به خاطر احتمال مبتلا شدن به همان غفلت از آخرت و دور شدن از فطرت و خلقت اولیه است که آن فرد غافل دنیا پرست بدان مبتلا شده است و بر عکس، مجالست و معاشرت با اهل آخرت امری مطلوب است و مودّت و محبت به آنان محبوب و پذیرفتنی است؛ چون معاشرت با آنان و زیارت و مصاحبت و بلکه صرف رؤیت آنان، موجب یاد خدا و روآوری به آخرت و توجه به هدف نهایی از خلقت است و در رأس اهل آخرت پیامبران و اولیای الهی، و سپس دیگرانی هستند که در درجات پایین تری قرار می گیرند.[۱۱]

۵- معنای لطیف «قرب به خدا»

در مفهوم تقرّب الی اللّه و قرب به او نوشته اند: در آنچه از آیات و ادعیه بیان نمودیم دلالتی واضح است بر اینکه اینجا دو مطلب است: یکی، قرب خدای متعال به همه اشیا و از جمله انسان و مجرّدات که از این قرب به «قرب ذاتی» تعبیر می کند.

و دیگری، اینکه این امر واقعی (قرب حق تعالی به اشیا) گاهی مشهود کسانی می شود که از خودیت و توجه به نفس بیرون آمده اند و از این حالت به «قرب شهودی» تعبیر می شود. و البته این منزلت رفیع حاصل نمی شود، مگر برای اندکی از سالکان طریق عبودیت حقیقی… و اگر می پسندی این گونه بگو در وصول به عبودیت حقیقی، برای بنده، حقیقت توحید به جمیع مراتبش شهود می شود.[۱۲]

در جای دیگر چنین آورده اند: منظور از تقرّب به خدای متعال، قرب زمانی و مکانی نیست به معنای اینکه خدا در جایی و بنده در جای علیحده دیگری از خداست، ساحت قدس حق منزّه از این تصور است. بلکه معنای تقرب به او این است که بنده چون به ارتکاب معاصی و یا توجه به عالم طبیعت، از شهود حقیقت وجود که این حقیقت با او و همراه اوست (و این حقیقت همان خدایی است که به او احاطه داشته و سراسر وجودش را پر کرده و از رگ گردنش به او نزدیک تر است) هنگامی که موجبات غفلت و آنچه حجاب چهره جان او می شود (اعمال سیئه و…) را ترک و از غفلت بیرون می آید، به نحوی که چشم به هم زدنی از خدا غافل و به غیر او مشغول نشود و به اعمال صالحه رو کند، حجاب های مادی از او کنار رفته و به مرتبه شهود نایل می گردد، پس حق را با چشم جان و بصیرت باطنی اش مشاهده می کند. این مشاهده همان تقرّب به خدا و قرب اوست.[۱۳]

مؤلف در توضیح سخن خداوند سبحان پیرامون اهل آخرت که خدا به آنان عنایت ویژه داشته و دوست دارد دعا و کلامشان را بشنود، نوشته اند: علت اینکه اهل آخرت مشمول عنایت ویژه الهی می شوند، تقرّب آنان به حق و التفات و توجه باطنی آنان به این قرب و معیّت و منطبق نمودن این قرب با قرب تکوینی واقعی که خدا با آنان دارد، می باشد. و الاّ اینان و دیگر موجودات همه تقرّب ذاتی و وجودی به خدای سبحان دارند، ولی مهم همانا توجه قلبی به این قرب و حاضر شدن در محضر حق متعالی است که برای اینان حاصل شده است و برای غیر اینان حاصل نشده است.[۱۴]

۶- معنای لطیف «مراقبتِ ما از مراقبتِ حق نسبت به ما»

خداوند کریم، با انجام چند مطلب، ورود به بهشت را تضمین نموده است؛ از جمله «مراقبت از نظارت و علم خدا به انسان» که امری مشکل و صعب است اما توجه به علم و نظارت خدا از ریشه های اساسی اصلاح اخلاق و تهذیب نفس است.

مؤلف شارح آورده اند: بر کسی که ایمان به خدا آورده، ولو پایین ترین مراتب ایمان، پوشیده و مخفی نیست که خداوند متعال به او عالم است و با علمش، وی را تحت نظر و نظارت دارد… و از آنجا که صرف توجه به این دو امر (علم خدا به ما و نظارت او بر ما) آسان است، لیکن حفظ و توجه مستمر به این دو، در همه لحظات و در کنار هر طاعت و معصیتی و هر امر از امور عالم طبیعت بسی مشکل است. (مگر کسی که خدا او را در کنف عصمت خود قرار داده) خدای عزّوجلّ در این فقره حدیث فرموده اند: «و علم و نظر مرا به خودش حفظ کند» و نگفته است: «به علم و نظر من، علم داشته باشد.»

پس از توجه به مطلب فوق باید بدانیم که مراقبت بر این دو مطلب مهم، موجب می شود بنده خدا به نتایج و آثار فراوانی دست یابد که از جمله آن مصون شدن از انجام اعمال قبیح و گناه است؛ چنان که امام صادق(علیه السلام) فرموده اند: «من عَلِمَ اَنَّ اللّه عزّوجلّ یراه و یسمع ما یقول و یفعله من خَیر اَو شرٍّ، فیحجزه ذلک عن القبیح من الاعمال»؛[۱۵] کسی که بداند (دانستنی نهادینه شده و ملکه شده) خدای عزّوجلّ او را می بیند و آنچه می گوید، او می شنود و هر چه از افعال خیر و شر که انجام می دهد او می داند و می بیند، این علم و مراقبتِ از این علم او را از هر عمل زشت و ناروایی باز می دارد.

و در جای دیگر نوشته اند: آیات و روایات و ادعیه که انسان را به تقوا و مراقبت و خوف و حیا و خشیت و خضوع در پیشگاه حضرت حق فرا می خواند و نیز آیاتی که دلالت می کنند بر اینکه او سبحانه و تعالی با هر شخص، حاضر و بر همه امور او ناظر است و از او و اعمالش مطلّع است، در حقیقت، بندگان را به حفظ و پاسداری از مراقبت در محضر خدا دعوت می نماید. کما اینکه غرض از تشریع احکام الهی از واجبات و مستحبات و غیرها، جز این حقیقت والا نیست.[۱۶]

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) خطاب به ابوذر فرموده اند: «یا اباذر ان اللّه عند لسان کل قائل، فلیتق الله امرءً و لیعلم ما یقول»؛[۱۷] ای ابوذر! همانا خداوند در کنار زبان هر گوینده ای است، پس هر انسانی باید این معیت را مراقبت کند و بداند چه می گوید.

۷- حزن دائم مطلوب و ممدوح

خداوند سبحان در حدیث معراج، حزن دائم را که یکی از ثمرات و نتایج جوع است، مطلوب دانسته اند. شارع حدیث در ذیل فقره «حزن دائم» نوشته اند: حزن یا برای متاع دنیوی است که مذموم است یا برای از دست دادن نعمت هایی است که خداوند منت گذاشته و به انسان عطا کرده است و سپس گرفته است که اگر توأم با سخط از خدا نباشد مذموم نیست. اما حزن ممدوحِ توصیه شده، نوع سوم حزن است.

قسم سوم حزن، حزن بنده است بر غفلت ها و ارتکاب گناهان، و فرصت هایی است که برای اکتساب اعمال صالحه و تخلق به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *