توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زمینه ها و علل پیدایش رویکرد اعتدالی در میان خوارج و برآمدن اِباضیان، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه ها و علل پیدایش رویکرد اعتدالی در میان خوارج و برآمدن اِباضیان شامل 82 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه ها و علل پیدایش رویکرد اعتدالی در میان خوارج و برآمدن اِباضیان:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه ها و علل پیدایش رویکرد اعتدالی در میان خوارج و برآمدن اِباضیان را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زمینه ها و علل پیدایش رویکرد اعتدالی در میان خوارج و برآمدن اِباضیان توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زمینه ها و علل پیدایش رویکرد اعتدالی در میان خوارج و برآمدن اِباضیان :
مقدمه
برآمدن گروهی از خوارج موسوم به اِباضیه در نیمه دوم قرن اول هجری با اندیشه های معتدل و عقایدی متفاوت از سایر خوارج که خوی بدوی داشتند، پرسش هایی را ایجاد می کند، مانند: این که
۱- این اندیشه کجا و در چه محیطی شکل گرفت؟؛
۲- چرا، چگونه و تحت تأثیر چه عواملی به وجود آمد؟؛
۳- چه افراد و عناصری در شکل گیری آن نقش داشتند؟
برای بررسی پاسخ این پرسش ها باید به منابع اِباضیه مراجعه شود. یکی از منابع مهم اِباضی که امکان استفاده از آن در این پژوهش میسر گردیده است کتاب «بدء الاسلام» از ابن سلام اِباضی (م. ۲۷۳ ه) است. این کتاب قدیمی ترین منبع تاریخی اِباضیان است که گزارش های منحصر به فردی درباره اِباضیان و نخستین امامان آن ها ارائه می کند.
دیگری کتاب السیره الاِباضیه نوشته گروهی از علمای اِباضی است که نسخه ای خطی از آن در کتابخانه سید محمد بن احمد از خاندان بوسعیدی عمان نگهداری می شود و حاوی مطالب و گزارش هایی است که در دیگر منابع کمتر یافت می شوند. هم چنین کتاب تحفه الاعیان بسیره اهل عمان نوشته نورالدین سالمی از منابع با ارزش تاریخی درباره اِباضیه به ویژه اِباضیه عمان است که استفاده از آن مفید است .
اِباضیه
این فرقه را باید به عبدالله بن اِباض[۱]منسوب دانست[۲] اما ابوزید بلخی و سمعانی این گروه را به حارث بن اِباض منسوب می دانند. از آن جا که مورخانی مانند ابن قتیبه، بلاذری، ابن حزم، المبرد و عبدالقاهر بغدادی[۳] این گروه را پیروان عبدالله بن اِباض می دانند و از طرفی هیچ کدام از منابع اِباضیه نامی از حارث بن اِباض در میان شخصیت های اِباضی بیان نمی کنند نسبت این فرقه به عبدالله بن اِباض صحیح تر به نظر می رسد.[۴] درباره چگونگی نسب او اختلاف نظر وجود دارد[۵] ولی در تمیمی بودن او اختلافی نیست. درباره سال تولد او سندی در دست نیست و در زمان مرگ او نیز اتفاق نظر وجود ندارد. [۶]بیشتر منابع اِباضی، او را از طبقه تابعین می دانند و گروهی تولد او را در زمان معاویه بیان می کنند.[۷] این در حالی است که ابن اِباض در نامه ای به عبدالملک مروان می گوید: در خصوص رفتار معاویه از غیر من سؤال نکن؛ زیرا من او و رفتار او را دیده ام.[۸]هم چنین او در جنگی که در سال ۶۳ ه، پس از واقعه حرّه در مکه میان حصین بن نمیر و عبدالله بن زبیر در گرفت به همراه نجده بن عامر، نافع بن ازرق و بعضی دیگر از سران خوارج حضور داشته و با شامیان جنگیده است.[۹] این موارد نشان می دهد که خبر تولد او در زمان معاویه محل تردید است و در صورت صحت این خبر، باید بپذیریم که او از بلوغ جسمی و فکری زودرس برخوردار بوده است و هم چنین در اوائل خلافت معاویه متولد شده است که در سال ۶۳ ه در ۲۳ سالگی رهبری گروهی از خوارج را بر عهده داشته است.
زمینه های فکری اِباضیه
ریشه های فکری این گروه به زمان خلافت امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) و اختلاف سپاهیان او درباره حکمیت باز می گردد. البته جرقه های ظهور اندیشه خوارج به اندکی پیش از جنگ نهروان مربوط است که گروهی از خوارج از جنگ با امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) منصرف شدند. بدون تردید این گروه مانند کسانی که به نهروان نرفتند و در کوفه باقی ماندند[۱۰] و آنها که پس از مناظرات امام (ع) با آنان از جنگ منصرف شدند و متفرق گردیدند یا به شهر رفتند[۱۱] و کسانی که قبل از جنگ و یا در هنگام جنگ، توصیه امام (ع) را پذیرفتند و به زیر پرچم ابوایوب انصاری رفتند که برای امان خواهان در نظر گرفته شده بود،[۱۲]کناره گیرندگان از جنگ و به تعبیری قاعدین محسوب می گردند. این امر اولین قدم در راه اعتدالی شدن گروهی از قومی شد که جنگ با غیر خود را واجب می دانستند.
گروهی از خوارجی که در نهروان، قبل از جنگ و در هنگام جنگ از دیگران کناره گرفتند مانند اشرس بن عوف در ربیع الاول سال ۳۸ هجری، ابن علفه تمیمی در جمادی الاول همان سال، اشهب بن بشر در جمادی الاخر همان سال، فرد دیگری به نام سعد در رجب همان سال و ابومریم سعدی در رمضان همان سال علیه امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) قیام کردند که به ترتیب سرکوب شدند.[۱۳] با این حال، همه خوارج معتقد به وجوب جنگ با امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) نبودند بلکه با شهادت آن حضرت (ع)، بسیاری از آن ها بر ضد معاویه قیام کردند که یکی از قیام کنندگان فروه بن نوفل بود.[۱۴]
با وجود این که قیام های خوارج در زمان معاویه ادامه یافت ولی در همین زمان، گروهی از خوارج در بصره وجود داشتند که معتقد به قعود بودند. ابوبلال مرداس و برادرش عروه و طرفداران آنان از این گروه هستند. آنان در بصره ماندگار شدند و گرچه با سیاست های معاویه و یزید مخالف بودند تا زمانی که عبیدالله بن زیاد در سال ۵۸ ه بر آنان سخت گرفت و به قتل و زندانی کردن آنان اقدام کرد،[۱۵] قیام نکردند و بر ضد بنی امیه و مردم دست به شمشیر نبردند.
پایگاه اولیه شکل گیری اِباضیه
بصره همچون کوفه از ابتدای فتوحات اسلامی یکی از مراکز اصلی استقرار قبایل عربی بود که برای انجام فریضه جهاد از درون شبه جزیره عربی خارج می شدند و در همین راستا یکی از مهمترین مراکزی بود که گروه قابل توجهی از صحابه و تابعین صاحبنام و مورد توجه مسلمانان به آنجا مهاجرت کردند. چنانکه تنها خلیفه بن خیاط
۱۳۶ نفر از صحابی مشهور را نام برده که در بصره فرود آمدند[۱۶] و تعداد زیادی از آنان مانند ابو موسی اشعری، نعمان بن مقرن، عبدالرحمن بن سمره، عتبته بن غزوان ، ابوبکره، ابو بریده، انس بن مالک، براء بن مالک، مالک بن صعصعه، عمران بن حصین، ابوبرزه، صحار بن عیاش، عثمان بن ابی العاص، مغیره بن شعبه، سمره بن جندب و… از مشاهیر صحابه بودند و تعدادی از آنان کثیرالحدیث اند و از آنجا که مورد توجه و مراجعات مردم قرار گرفتند، زمینه های توجه و اهتمام مردم به احادیث و روایات و قرآن و به تبع آن فقه و تفسیر و تعمق و تدبیر بیشتر را موجب شدند.
هر چند از همان ابتدای تأسیس بصره عمران بن حصین خزاعی که به (تعبیر نویسند شذرات الذهب ) دارای فضائل زیاد و سابقه در دین بود از طرف عمر برای قضاوت و تعلیم فقه به بصره فرستاده شد[۱۷] ولی حضور عبدالله بن عباس که شهرتش در فقه و تفسیر بر همگان آشکار بود در دوره خلافت علی بن ابی طالب در بصره نقش شایان ذکری در تقویت توجه اعراب بصره به مفاهیم و مباحث علمی و دینی داشته است. بویژه که افرادی چون جابربن زید ازدی بسیار از او تأثیر پذیرفته اند[۱۸]از طرف دیگر حضور گروهی از ایرانیان از همان ابتدای تأسیس بصره در این شهر در تحولات فرهنگی آنجا موثر بود از جمله گروهی از اسواران که با ابوموسی مصالحه کردند و مانند سایر اعراب در آنجا ساکن شدند و برای خود نهری حفر کردند. همچنین تعداد زیادی از ایرانیان که بصورت موالی در میان قبائل عرب بصره زندگی می کردند را باید مورد توجه قرار داد. ایرانیان به سبب سابقه تمدنی خود، همچنین به جهت استعدادها و قابلیت های فکری – فرهنگی به ارث برده از بیش از هزار سال دولت و تمدن خویش ، پس از آنکه در کنار اعراب ساکن بصره زندگی را از سر گرفتند در تغییر و تبدیل روش و منش زندگی اعراب بادیه نشینی که به سکونت در بصره ملزم شده بودند به روش و منش و ساخت و بافت حیات شهری سخت تأثیر گذاشتند و شاید به همین علل بصره از خاستگاه های اولیه علوم و معارف اسلامی نیز قرار گرفت. پس از شهادت امام علی (ع) که یاران او و همچنین مخالفان و معترضان از خوارج پراکنده شده به دیار خویش رفتند، بصره و کوفه بیش از سایر شهرها خوارج را در خود پذیرا شدند زیرا مراکز اصلی استقرار قبائل به ویژه ازد و تمیم این دو شهر بود.
ابو بلال مرداس بن ادیه و پیدایش رویکرد اعتدالی خوارج در بصره بیش از کوفه جای گرفتند
شاید به علت این که کوفه محل طرفداران امام علی (ع) بود و امکان امنیت و رشد برای آنان در بصره فراهم تر بود. در میان خوارجی که به بصره رفتند یکی ابوبلال مرداس بن ادیه بود که چنانچه اشاره شد شخصیتی مقبول و اندیشه ها و رفتاری معتدل داشت. نباید از نظر دور داشت که ابو بلال در بصره و در میان قبیله خویش یعنی تمیم زندگی می کرد و این امر زمینه ای مناسب برای توجه تمیمیان به نظرات او فراهم می آورد. از مجموع روایاتی که درباره ابوبلال نقل شده می توان دریافت که او معتقد به تقیه بوده، کشتن غیر خوارج را جایز نمی دانسته، اموال آنان را حلال نمی پنداشته و جنگ با آنان را مادامی که ابتدا شروع به جنگ نمی کردند روا نمی دانسته[۱۹]و به همین جهت در زمان زیاد بن ابیه در بصره و در کنار احنف بن قیس که ریاست تمیم را بعهده داشت زندگی کرده است.[۲۰]
در سال ۵۸ هجری عبیدالله بن زیاد نسبت به دستگیری خوارج پافشاری نمود[۲۱] تا اینکه زندان های خویش را از آنان پر کرد و از آن میان یکی ابوبلال بود.[۲۲]رفتار و روش ابوبلال در زندان نیز، به گونه ای معتدل و ملایم بوده که چون ابن زیاد به خاطر کشته شدن یکی از زندانبانان توسط گروهی از خوارج اقدام به کشتن خوارج نموده، بر ابوبلال سخت نگرفت و او و چند تن دیگر را آزاد نمود.[۲۳] ابن زیاد همچنان به تعقیب و دستگیری خوارج ادامه می داد و ابوبلال تصمیم به خارج شدن از بصره گرفت. ولی خروج ابوبلال به قصد شورش و شمشیر کشیدن نبوده است زیرا به یاران خود گفت: ماندن و راضی بودن به آنچه می بینیم گناه است و شمشیر کشیدن و کشتن مردم نیز گناه بزرگی است. لیکن ما از میان آنان خارج می شویم، کسی را به وحشت نمی افکنیم و تا آنجا که مقدور است از ظلم ممانعت می کنیم و اگر گروهی قصد ظلم به ما کردند از آنان روی بر می گردانیم.[۲۴] زندگی ابوبلال در بصره گواه است که نه تنها بصره پس از نهروان یکی از پایگاه های خوارج بوده بلکه اندیشه اعتدالی در میان بعضی خوارج تا آنجا ارتقاء پیدا کرد که نه تنها غیر خوارج را کافر و مشرک نمی پنداشتند بلکه ماندن در میان آنان را نیز جایز، کشتن آنان را ناروا، تقیه و سازگاری با حکومت ظالمان را جایز و در حقیقت به عنوان فرقه یا گرایشی در میان سایر مسلمانان به زندگی خود ادامه می دادند و بدون تردید خارج شدن ابوبلال همانگونه که از روایت بلاذری مستفاد می گردد، در نتیج وحشتی بود که از فشارهای ابن زیاد بوجود آمده بود.[۲۵]به تعبیر منابع اِباضی، خارج شدن ابوبلال نه به این عنوان بود که هجرت کنند، زیرا این عمل سیره او نبود و نه به خاطر آن بود که امنیت را به خوف تبدیل کند و نه اینکه قوم خویش را به منزله بت پرستان بپندارد یعنی هیچ کدام از اندیشه هایی که خوارج داشتند منشأ اقدام او نبود.[۲۶]
اکنون لازم است به نکته ای حائز اهمیت اشاره شود و آن اینکه خشونت عبیدالله بن زیاد نسبت به خوارج[۲۷] حتی آنان که روش اعتدالی در پیش گرفته بودند و به ماندن در میان مردم و تقیه، معتقد بودند منجر به آن شد که این گروه از خوارج بصره به فعالیت سری و پنهانی روی آوردند. بدیهی است گردآمدن برای بررسی امور و مسائل مربوط به آینده و چگونگی حفظ و اشاعه عقاید و اندیشه ها و افکارشان امری گریزناپذیر بود چنان که ابن زیاد اقدام به فرستاندن جاسوس برای تعقیب و شناسایی آنان می کرد و بسیار اتفاق می افتاد که ماموران ابن زیاد آن ها را در سرداب های مخفی که برای گرد آمدن و مرکز قرار دادن دعوت خود به آنجا پناه برده بودند دستگیر می کردند.[۲۸]
بصره در چنین شرایطی در حقیقت پایگاه خوارج معتدل بود تا اینکه سپاهیان شام پس از واقعه حرّه به قصد سرکوبی ابن زبیر به سوی مکه حرکت کردند. خوارج به همراه بعضی از بزرگان خود مانند: نافع بن ارزق، نجده بن عامر، عبدالله بن صفار و عبدالله بن اِباض دفاع از خانه خدا را لازم شمرده به مکه رفتند و در کنار عبدالله بن زبیر به مقابله با شامیان پرداختند. تا اینکه با فرارسیدن خبر مرگ یزید، سپاه شام دست از جنگ کشیدند و جنگ به پایان رسید. خوارج ماندن در کنار ابن زبیر را جایز ندانستند و هر گروه به جانبی رفتند.[۲۹]
خوارج بصره از جمله نافع بن ارزق، عبدالله بن صفار، عبدالله بن اِباض و حنظله بن بیهس به بصره بازگشتند. در بصره نافع بن ارزق با یاران خویش قائل به خروج شدند ولی عبدالله بن اِباض خارج شدن را جایز نشمرد و گفت این قوم (غیر خوارج ) مشرک نیستند که جنگ با آنان واجب باشد بلکه کافر نعمتند و کافر به احکام.[۳۰]بر این اساس ابن عبدربه معتقد است خوارج در این زمان به چهار گروه تقسیم شدند[۳۱] که در حقیقت سه گروه از آنان از جمله پیروان ابن اِباض راه اعتدال پیمودند. این دسته معتقد بودند مخالفان خوارج مشرک نیستند، زیرا اقرار به توحید و کتاب و پیامبر دارند ولی «کافرنعمت» محسوب می گردند، ارث بردن از آن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.