تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران شامل 116 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شلیک توپ ماه رمضان به روایت اسناد آرشیو ملی ایران :

مقدمه

تشخیص درست اول فجر برای امساک و اول شب برای افطار از مهم ترین وجوه برپایی روزه در میان مسلمانان است. در گذشته این کار با توجه به طلوع و غروب خورشید و موقعیت ستارگان در آسمان انجام می شد و نتیجه آن از راه های گوناگون از جمله اذان گفتن به آگاهی مردم می رسید. در گذر اعصار و با گسترش اسلام و افزایش مسلمانان، اشکال مختلفی توسط مسلمانان در اقصی نقاط ممالک اسلامی به کار گرفته می شد تا به وسیله آن روزهداران از زمان آغاز روزه داری و پایان آن خبردار شوند. شلیک توپ که بر اثر طنین صدای آن مردم به رسیدن وقت سحر و افطار آگاه می شدند، یکی از بهترین روشهایی بود که در دوران معاصر توسط دولت های اسلامی و از جمله ایران مورد استفاده قرار گرفت. این رسم در ایران از زمان حکومت ناصرالدین شاه رواج یافت و با وجود صرف هزینه و لزوم تعلیم افراد ماهر در امر توپاندازی، به طور رسمی توسط حاکمان ولایات انجام می شد. با استقرار حکومت مشروطه، تغییراتی در شئون مختلف اداره کشور حاصل شد که از جمل آنها تخصیص هزینه شلیک توپ رمضان بود که در زمر وظایف وزارت داخله شمرده شد. اما با توجه به تشتت سیاسی و ناآرامی وضعیت کشور در دوران سلطنت احمدشاه، تأمین اعتبار توپ رمضان معضل بزرگی برای دولت گردید که وزارتخانه های داخله، مالیه و جنگ که هریک به نوعی با این کار در ارتباط بودند، از پذیرش مخارج مربوطه استنکاف و مسئولیت را از دوش خود ساقط می کردند.

این مقاله در پی پاسخ دادن به این سؤالات که اساسا شلیک توپ رمضان چه معنایی داشته، از چه زمانی مرسوم گردیده و دلیل منسوخ شدن آن، چه بوده است؟ همچنین با توجه به خلأ مطالعاتی در خصوص پیشین بررسی موضوع و فقدان منابع یا مآخذی که در این خصوص اطلاعاتی به دست داده باشند، لاجرم، تأکید مطالعاتی خود را بر داده های اسنادی گذارده است و با استفاده از اسناد آرشیو ملی ایران در بازه زمانی دوره سلطنت ناصرالدین شاه تا پایان حکومت رضاشاه، در صدد است ضمن واکاوی فعالیتی تحت عنوان شلیک توپ رمضان در ایام مذکور، به روند تحولاتی که به منسوخ شدن این رسم منجر شد بپردازد. بدیهی است در این رهگذر، آسیب ها، مشکلات و وقایعی نیز رخ داده اند که در بررسی کنونی مورد توجه نگارنده خواهد بود.

مروری بر مناسک روزه در ماه رمضان

روزه اسلامی، امساک مخصوصی است از خوردن خوراک و انجام دادن بعضی کارها که تفصیل آنها در کتابهای فقهی آمده است. این خودداری از خوراک و نوشیدنی و بعضی کارهای دیگر از طلوع فجر شروع می شود و با فرا رسیدن شب به پایان می رسد که حکم آن در بخشی از آیه ۱۸۷ سور بقره آمده است:

(کُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّی یتبَینَ لَکُمُ اْلخَیطُ اْلأَبْیضُ منَ اْلخیطِ اْلأَسْوَدِ مِنَ اْلفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُوا الصیامَ إِلَی اللَّیلِ).

(بخورید و بیاشامید تا رشت سپید بامداد از رشت سیاه [شب] بر شما نمودار شود، سپس روزه را تا [فرا رسیدن] شب به اتمام رسانید).[۱]

صرفنظر از مفهوم رشته سفید و رشته سیاه که شرح و تفصیل آنها در کتب تفسیر و فقهی آمده است، بر سر تشخیص درست «فجر» و «لیل» از همان صدر اسلام اختلافهایی نمایان شد که این اختلاف هنوز برقرار است و دست کم می توان آن را به گونه بارزی در میان شیعه و سنی مشاهده کرد. شرح نکات تفسیری و فقهی «رشته سپید و سیاه و فجر و لیل» از موضوع و صلاحیت این نوشتار بیرون است و برای آشنایی با آنها باید به کتابهای مربوط به این موضوع مراجعه کرد. با وجود این اختلاف و چگونگی تشخیص «فجر و لیل»، همواره داده هایی برای آگاه کردن مردم از سحر و افطار ماه رمضان وجود داشت که عموم مسلمانان با اتکاء به همان روشهای همگانی از جمله اعتماد به قول علما که بازتاب آن به صورت پخش اذان از مساجد هر کوی و برزنی جلوه گر می شد، روزه می گرفتند و ماه رمضان را به پایان می رساندند. فتوای علما نیز البته بر تجارب شخصی و آشنایی با موقعیت ستارگان در آسمان در فصل های مختلف سال متکی بود و آشنایی کامل با چگونگی حرکت ماه و جایگاه آن در آسمان و مهم تر از آن طلوع و غروب خورشید و یا استفاده از راه های دیگر از جمله بهرهگیری از ابزار و آلات علمی را شامل می شد.

دربار آیت الله میرزا محمدحسین نائینی، عالم برجسته مشروطه خواه و نویسنده کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله نوشته اند: با نگاه به آسمان، ساعت دقیق شروع تهجد خود و پس از آن هنگام اذان صبح را درمی یافت و بر اساس مشاهده شخصی خود، مشغول تهجد و نماز می شد.

بسیاری از افراد نیز که زندگی طبیعی داشتند و ساعت فیزیولوژیکی بدن آنها مانند شهرنشینان مختل نشده بود، به طور طبیعی اوقات طلوع و غروب خورشید را در سراسر سال می دانستند و با اتکاء به آن عبادات دینی خود را در هنگام خود انجام می دادند. استفاده از ابزار علمی برای این منظور، داستان شیرینی دارد که با گرویدن اقوام و ملل مختلف به اسلام آغاز شد و در دوران طلایی تمدن اسلامی به اوج خود رسید.

کمالالدین عبدالرزاق معروف به ابن الفوطی در بیان حوادث سال ۶۳۳ق. نوشته است: «در آن سال، بنای ایوانی که در مقابل مدرسه مستنصریه[۲] ساخته شده بود، کامل شد… در دیوار این صفه دایرهای بود که صورت فلک در آن ترسیم شده بود و نیز طاقهایی ظریف که درهای ظریفی داشتند. در دایره دو باز زرین در دو طاس زرین بود و پشت سر آنها دو مهره که دیده نمی شدند و هر ساعت که می گذشت دهان بازها گشوده می شد و مهره ها از دهانشان می افتاد و هر بار که مهرهای می افتاد، در یکی از طاقها باز می شد. درها که به رنگ زر بود به رنگ سیم درمی آمدند و چون در مهره درون طاسها می افتادند، درها به جای خود باز می گشتند. سپس قمرهایی از زر در آسمان لاجوردی این فلک با طلوع خورشید حقیقی، طلوع می کردند و همراه با دوران آن می گردیدند و با غایب شدن آن غایب می شدند. چون شب درمی رسید، در آنجا اقماری بود که طلوع می کردند… سپس دایره دیگر آغاز می گردید تا شب به پایان رسد و خورشید طلوع کند و بدین گونه اوقات نمازها [و به تبع آن اوقات سحر و افطار یعنی هنگام نماز صبح و مغرب] دانسته می شد»،[۳] و بر اساس آن مؤذنان اذان می گفتند و مردم را آگاه می کردند.

در ایران نیز به عنوان یکی از ممالک اسلامی، همین شیوه ها برای تعیین اوقات نماز و به ویژه هنگام سحر و افطار در ماه رمضان به کار گرفته می شد و حاصل آن از طریق اذان به آگاهی مردم می رسید. اما گفتن اذان شیوه مطمئنی برای آگاه کردن مردم از مواقع دقیق و درست سحرها و افطار ماه رمضان نبود. زیرا در همه محلات شهرها و روستاهای اطراف شهرها مسجد نبود و در جاهایی هم که مسجد بود به دلیل نبودن بلندگو و دیگر وسایل تقویت صدا، بانگ اذان به گوش بسیاری از مردم نمی رسید و طنین آن از چند متر فراتر نمی رفت. از این رو مردم هر شهر و آبادی راه های دیگری برای آگاهی از اوقات شرعی ماه رمضان اندیشیده بودند.

اصرار فراوان برای تعیین دقیق وقت اذان صبح و مغرب در ماه رمضان بدین سبب بود که روزه گرفتن در ماه رمضان اهمیت فراوانی داشت و تقریبا همه افراد حتی کسانی که نماز نیز نمی خواندند، روزه می گرفتند. شادروان عبدالله مستوفی شرحی دلکش و خواندنی درباره مراسم ماه رمضان در تهران در کتاب معروف خود شرح زندگانی من آورده و درباره اهمیت روزه داری نوشته است:

«شب های ماه رمضان را به خصوص در تابستان مردم تا صبح بیدار می ماندند و این کار در تمام طبقات مرسوم بود. بعضی مشغول عبادت و خواندن دعا و قرآن می شدند و برای درک ثواب، هر شب تا صبح بیدار می ماندند. زمرهای، شب ها بیدار می ماندند که صبح ها تا نزدیک ظهر بتوانند بخوابند و اثر روزه در آنها کمتر باشد. بالاخره دسته سومی هم بودند که شب را به قمار صبح می کردند و می گفتند، اگر به این سرگرمی مشغول نشوند، ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمی روند و روزه برای آنها مشکل خواهد شد. این دسته بیشتر اعیانزاده ها بودند، ولی روزه را در هر حال می گرفتند و اگر اشخاصی بودند که می خواستند طفره بروند، چون حتی در خانه خود هم جایی نداشتند که روزهخوری کنند، ناچار بودند هم رنگ جماعت باشند».

مستوفی سپس ماجرایی را از قول احمد منشور نقل کرده که می گفت: «با برادرم موقر شبی در مجلس قمار تا صبح مشغول بودیم، چون به سحری نرسیدیم ، روزه را خورده به عمد به منزل آمدیم. خبر روزهخواری ما زودتر از خودمان به منزل رسیده بود، همین که وارد شدیم، مادرم از ما رو گرفت، چند روز با ما مثل جذامی ها رفتار می کردند. قدغن شده بود نوکر و خدمتکار دور و ور ما نمی آمدند، غذا که برای ما می آوردند، در اتاق گذاشته فرار می کردند. ظرفهای غذای ما را علی حده و مخصوصا در حضور ما کنار حوض خاکمال می کردند تا بالاخره به وساطت برادرهای بزرگتر ما را توبه رسمی دادند، آن وقت ما را به عضویت خانه پذیرفتند».[۴]

این شب زنده داریها گذشته از مزایای عبادی و غیرعبادی آن، خود عاملی بود برای بیدار کردن خفتگان به منظور خوردن سحری و شروع روزه داری. بدین قرار برخی از شب زندهداران در ماه های گرم سال به پشت بام می رفتند و با صدای بلند قرآن می خواندند و دعا و مناجات می کردند و به این ترتیب همسایگان را برای سحری خوردن بیدار می کردند. اغلب نیز همسایه ها با هم قرار می گذاشتند که هر کس شب زندهداری می کرد و یا زودتر از دیگران بیدار می شد، با در زدن یا کوبیدن به دیوار همسایگان، آنها را بیدار کند. برخی افراد نیز برای ثواب اخروی از کوچه ها می گذشتند و با خواندن اشعار مذهبی خفتگان را بیدار می کردند.[۵]

در مناطق کردنشین همچون سایر نقاط، برای رؤیت هلال ماه و حلول ماه رمضان، به پشت بام خانه ها می رفتند و به محض دیدن هلال ماه، سه یا چهار نفر با دهل و سرنا در مرکز شهر به نواختن نوای مخصوص فرار سیدن ماه رمضان می پرداختند. بعد از شلیک توپ، آیین هایی چون پارشیو[۶] انجام می شد که هر روز موقع سحر در شهر برپا می گردید که برای آگاه کردن مردم از زمان سحر بود. بدین ترتیب که با رفتن به پشت بام و گفتن پارشیو، وقت سحری خوردن را خبر می دادند و با پایان یافتن ماه مبارک رمضان و با حلول ماه شوال سه گلوله توپ شلیک می کردند.[۷]

برخی از تهرانی هایی که دوران جوانی خود را در روزگار حکومت رضاشاه طی کرده بودند، برای دیگران تعریف کردهاند که در ماه رمضان و پیش از اذان صبح در پارهای از محلات، افرادی از این کوچه به آن کوچه می رفتند و با صدای بلند می خواندند: «آب است و تریاک، قند است و چایی». این بیت در حقیقت هشداری بود به مردم که دیگر زمان امساک از خوردن و نوشیدن فرار سیده و معتادان به افیون نیز باید وسایل تریاک کشیدن را کنار بگذارند که موقع روزه و خودداری است.

شلیک توپ ماه رمضان

یکی از بهترین و دقیق ترین شیوه ها که شعاع زیادی از کشورهای اسلامی را دربر می گرفت، شلیک توپ در هنگام سحر و افطار ماه رمضان بود. درباره مرسوم شدن این شیوه در بیشتر ممالک اسلامی از جمله شهرهای مختلف ایران، افسانه هایی گفته و در مقالات و کتابها نوشته اند.[۸] از میان این روایات آنچه به نظر می رسد معقولتر و پذیرفتنی تر باشد این است که می گویند محمدعلی پاشا (۱۷۶۹-۱۸۴۹م. )، والی مصر[۹] که در ۱۸۰۴م. نایب السلطنه مصر شد و در ۱۸۳۳م. عثمانی ها را از مصر بیرون کرد و خود بر اریکه قدرت نشست، برای آزمایش یک عراده توپ که از آلمانی ها گرفته بود، روزی در ماه رمضان و مقارن غروب آفتاب فرمان داد که آن اسلحه جنگی را به کار اندازند و توپی شلیک کنند. همین کار کسانی را به این فکر انداخت برای آگاه کردن مردم از اوقات دقیق شرعی از شلیک توپ استفاده کنند.

بدین ترتیب این کار مفید به تدریج از مصر به دیگر ممالک اسلامی کشیده شد و به ایران نیز رسید و رفته رفته به صورت سنتی مرسوم و واجب درآمد.[۱۰]

از این پس با طنین غرش توپ در فضای شهر و آبادی، به هنگام غروب آفتاب، همگان متوجه می شدند که افطار است و می توانند با اطمینان کامل روزه خود را بگشایند و با شنیدن صدای توپ در سحر درمی یافتند که هنگام امساک است و باید از خوردن و آشامیدن دست بکشند و از انجام دادن کارهایی که روزه را باطل می کند، خودداری نمایند. شلیک توپ کار ساده و کم خرجی نبود و توپچی ها باید از کسانی انتخاب می شدند که آموزشهای لازم را دیده و با ساختمان و طرز کار آن آشنا بودند.

توپ در حقیقت یکی از سلاحهای جنگی است که کار آن از ساده ترین و ابتدایی ترین توپها تا پیچیدهترین و مخوفترین آنها، پرتاب گلوله های بزرگ به مسافت های دور است.

پیداست چنین اسلحه ای نمی تواند در اختیار مردم قرار گیرد و استفاده از آن در انحصار نیروهای نظامی است و از این رو در همه جا، دولت ها مالک آن و دیگر اسلحه ها و ادوات جنگی هستند. در گذشته نیز که در شهرهای مختلف ایران برای آگاه کردن مردم از اوقات شرعی در ماه رمضان و اعیاد ملی و مذهبی از توپ استفاده می شد، اجرای آن به عهده حکومت بود و چگونگی استفاده از آن تابع قواعد و مقررات مخصوص. به همین سبب همواره یکی از نهادهای دولتی مسئولیت طرح و اجرای شلیک توپ در اوقات تعیین شده را به عهده داشت و پیوسته آن را به طور منظم و قانونمند به انجام می رساند. با پیروزی انقلاب مشروطه و صدور فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ ش، اجرای مراسم شلیک توپ نیز همواره ادامه داشت و هیچگاه تعطیل نشد، اما تنش های سیاسی و هرج و مرج حاصل از اوضاع جامعه بر اجرای آن اثر گذاشت که مهم ترین آن تأمین هزینه های آن در ایالات و ولایات بود که اسناد مورد استفاده در این نوشتار بیانگر گوشه ای از مشکلات و تنگناهای دولت در اجرای این مراسم بود.

آنچه در وهل اول برای اجرای مراسم شلیک توپ اهمیت ویژهای داشت، هزینه آن بود و اینکه این هزینه از کجا تأمین شود. در روزگار ناصرالدین شاه، همه مخارج این مراسم به عهده حاکم ولایات بود و هر حاکم موظف بود افزون بر پرداختن هزینه شلیک توپ در ماه رمضان، مخارج این کار را در اعیاد اسلامی و مراسم روز تولد شاه فراهم کند. با وجود این همواره بعضی از حاکمان ولایات که اغلب آنها فرزندان و نوادگان فتحعلی شاه و دیگر شاهزادگان قاجاری بودند، وظیف خود را انجام نمی دادند و پرداخت هزینه مراسم را به گردن عوامل و اجزای حکومت می انداختند. چنانکه در سال ۱۳۱۲ق. که همه خود را برای جشن های پنجاهمین سال سلطنت ناصرالدین شاه آماده می کردند، منتصرالملک حاکم بهبهان از پرداخت هیجده تومان هزین شلیک توپ در ماه رمضان همان سال سرباز زده و آن را به عهد میرزا موسی خان سرتیپ تلگرافخانه انداخته بود[۱۱] و چون از پرداختن پول طفره می رفت،[۱۲] میرزا موسی خان تلگراف شکایت آمیزی به تهران کرد و در آن نوشت : «این قبیل مخارج به عهده تلگرافچی که نیست، باید حکومت بدهد. مستدعی است امر فرمایند قبول کند».[۱۳]

در پاسخ به دادخواهی میرزا موسی خان، عین الملک در تلگرافی به حاکم بهبهان بر این نکته تأکید کرد که: «مسلم است، این گونه مخارج با حاکم ولایت است [و] همه ساله معمول است وجه شلیک ماه رمضان را از حاکم ولایت دریافت می نمایند».[۱۴] با پیروزی انقلاب مشروطه و سر و سامان گرفتن وزارتخانه ها، پرداخت هزینه شلیک توپ به عهده وزارت داخله گذاشته شد. با این همه به سبب نابسامانی هایی که در دوران سلطنت احمدشاه سراسر کشور را فرا گرفته بود و دولت های دوران مشروطه نیز ناتوانتر از آن بودند که اوضاع آشفته را به سامان رسانند، موضوع تهیه مخارج شلیک توپ ماه رمضان معضلی شد که وزارتخانه های داخله، مالیه و جنگ درگیر آن شدند و هرکدام پرداخت هزین آن را به گردن دیگری می انداخت. با نزدیک شدن رمضان ۱۳۳۴ق. و تأسیس «اداره قشونی» در قزوین ، حکومت آن شهر که می پنداشت در هر جا و به هر مناسبتی گلوله ای شلیک شود، هزین آن به عهد وزارت جنگ است، در ۳۱ جوزا [خرداد ۱۲۹۲ش.]، در نامه ای به وزارت داخله توضیح داد: «چون سابقا ادار قشونی در قزوین نبود، حکومت [حاکم] از بدو ورود الی اکنون در موقع جشن های دولتی و اعیاد ملی و شهر [ماه] رمضان و غیره، یکصد و دو تومان و شش هزار [دینار = 6 قران] مصارف شلیک را شخصا متحمل بوده فعلا که ادار قشونی در قزوین تشکیل شده حکومت در این باب شرحی به آن اداره اشعار داشت» و درخواست کرد، وزارت داخله پادرمیانی کند و مبلغ خرج شده را از «پیشکار مالیه» وزارت مالیه دریافت کند و ترتیبی دهد که «اداره قشونی هم در آتیه مصارف شلیک توپ را در مواقع لازمه بپردازد».[۱۵]

پاسخ وزارت جنگ به حکومت قزوین و وزارت داخله این بود که: «اداره قشونی نمی تواند در این باب دخالتی نماید»،[۱۶] و مخارج شلیک توپ در ماه رمضان به عهد وزارت داخله است (نامه شمار وزارت جنگ به وزارت داخله در ۴ سرطان [تیر۱۲۹۵]/[۲۳ شعبان]۱۳۳۴ ق).[۱۷]

با این همه وزارت داخله پرداخت هزینه های مربوط به ماه رمضان را نمی پذیرفت و در نام شمار ۵۵۴۲/۱۲۸۶ که آن را در ۲۵ شعبان۱۳۳۴ /[۶ تیر۱۲۹۵] برای وزارت مالیه فرستاد، تأکید کرد که آن وزارتخانه ، قدغن کند «پیشکار مالیه مصارف شلیک را به حکومت بپردازد».[۱۸] این مخارج البته هزین تهی باروت را نیز دربر می گرفت و وزارت داخله نیز پرداخت این گونه هزینه ها را به عهده وزارت مالیه می گذاشت. چنانکه برای خرید باروت مورد نیاز حکومت استرآباد، در نامه ای به شماره۵۵۹۳/۱۲۹۲۰ در ۲۶ شعبان ۱۳۳۴ق. به وزارت مالیه تصریح کرد که آن وزارتخانه باروت مورد نیاز را خریداری کند و در اختیار حکومت استرآباد بگذارد.[۱۹]

آشفتگی اوضاع کشور در دوران فترت میان صدور فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ تا کودتای۳ اسفند ۱۲۹۹ ش، به خصوص در دوران سلطنت احمدشاه بر کار وزارتخانه ها و نهادهای دولتی نیز تأثیر آشکاری گذاشته بود که نمونه بارز آن، مشخص نبودن مسئول طرح و اجرای مراسم شلیک گلوله توپ در ماه رمضان بود. با توجه به اسناد موجود به راستی معلوم نیست به انجام رسانیدن این کار مهم که اغلب مردم با آن درگیر بودند و می خواستند به طور دقیق بدانند، هنگام سحر و افطار ماه رمضان چه ساعتی است به عهده کدام وزارتخانه بود و اجرای آن در شرح وظایف کدام اداره و نهاد دولتی نوشته شده بود.

به نظر می رسد در آن اوضاع پریشان، با حلول هر ماه رمضان، حکومت هر شهر به هر نحوی که امکان داشت، مراسم شلیک توپ را در سحرها و هنگام افطار برگزار می کرد و پس از آن تا حلول ماه رمضان بع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *