توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق) – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق) شامل 108 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق) گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق) با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق) از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق) را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش زنان نظامی خوارج در قرن اول هجری (با تکیه بر عراق) :
مقدمه
در عصر جاهلیت «خارجی» به معنای بیرون آمدن از گمنامی بود. مثلا اگر پدر ممسک بوده، و پسر دلاور یا جوانمرد و سخیّ و در صفتی از صفات حمیده مبرّز می شد او را خارجی می نامیدند. از زمان خلافت امام علی (ع) هر کسی که با دولت یا با خلیفه ای که برای جماعت معین شده بود مخالفت می ورزید و از اطاعت او خارج میشد خارجی مینامیدند و جمع این کلمه خوارج است یعنی خروج کنندگان بر حکومت و سرکشی کنندگان (مجتبی مینوی، ۱۳۳۴: ۲۵۴).
اصولا آنان مردمی پاکدل و متدین به دین اسلام بودند ولی شدت تعصب، آنان را به سوی قهقرا کشانید و از راه حق و حقیقت دور شدند و این تنها به خاطر احساسات منحرفشان بود. آن ها مشمول این آیه شریفه می شدند که علی در (ع) مورد آنان فرمود «قل هل ننبئکم بالأخسرین أعمالا*الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون أنهم یحسنون صنعا؛ بگو آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها چه کسانی هستند؟ آن ها که تلاش هایشان در زندگی دنیا گُم شده با این حال می پندارند کار نیک انجام می دهند» (کهف : ۱۰۳-۱۰۴). باید ریشه تکوین خوارج را به عنوان یک جریان سیاسی در اواخر حکومت عثمان و خصوصا تحریک و شرکت آنان در قتل وی جست وجو کرد. خوارج به شرکت در قتل عثمان اعتراف می کردند و خود را شُراه می – نامیدند که به معنی فروشندگان است و این عنوان را از آن روی اختیار کردند که جان خویش را برای پاداش اخروی فدا می نمودند. «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله» «از مردم کسانی هستند که نفس خود را به جهت خوشنودی خداوند می فروشند» (بقره: ۲۰۷).
پیشینه و عقاید خوارج
از لحاظ سابقه و قدمت تاریخی، خوارج پس از شیعه و اهل سنت، سومین فرقه معروف و کهنی می باشند که در نیمه نخست قرن اول هجری شکل گرفت (زرگری نژاد، بی تا: ۱۷۹). در مورد خاستگاه فکری – سیاسی خوارج نظرات مختلفی از سوی مستشرقین غربی و مورخین اسلامی ابراز شده است که پرداختن به آن ها از موضوع این مقال خارج است.
خوارج جمع «خارجی» به معنای خروج کننده و شورشی است. خارجی به دو معنای عام و خاص به کار می رود. معنای عام آن بر کسی اطلاق می شود که علیه امام بر حق و مورد قبول مسلمانان شورش کند. اما خوارج به معنای خاص به کسانی گفته میشوند که در جنگ صفین به حکمیت در مقابل حضرت علی (ع) شورش کردند و با او مبارزه کردند و سپس کار خود را با آرایی مانند کافر بودن گناهکار و وجوب جنگ با کافر توجیه کردند (شهرستانی، ۱۴۰۰ ق: ۱۱۴؛ برنجکار، ۱۳۸۱: ۲۴).
حضرت علی (ع) در طول دوران خلافت خویش با سه گروه معاند ناکثین (اصحاب جمل)، قاسطین (معاویه) و مارقین (خوارج) به مبارزه پرداخت. معاویه، بعد از کشته شدن عثمان در سال ۳۵ هجری پیراهن او را به عنوان عَلم مبارزه با علی (ع) به اهتزاز درآورد و در ظاهر به بهانه خونخواهی عثمان اما در باطن به هوای رسیدن به خلافت جهت جنگ با علی (ع) رهسپار عراق شد. امام در منطقه صِفّین (شمال عراق) به مقابله سپاه شام بر آمد. در نبردی که می رفت به فتح سپاه عراق تمام شود، معاویه به کمک مشاور زیرک خود، عمرو بن العاص مَصاحف را بر سر نیزه ها زد و سپاه امام را به داوری و حکمیت بر مبنای قرآن دعوت کرد. لشکریان ظاهربین و زودباور عراق بر گفته های امام مبنی بر خدعه بودن این عمل وقعی ننهادند و او را به حکمیت و داوری دعوت و در صورت نپذیرفتن تهدید به مرگ کردند. علی چاره ای جز پذیرفتن رأی آنان ندید. در نتیجه از دو طرف افرادی برای داوری انتخاب گردیدند تا در منطقه دومه الجندل، آینده مسلمین را بر حسب کتاب خدا و سنت رسول اکرم (ص) رقم بزنند. از طرف سپاه شام، عمرو بن العاص و از طرف سپاه امام، بر خلاف میل باطنی امام ابوموسی اشعری برای حکمیت انتخاب شد. آن دو بعد از چندین هفته شور و مشورت که قرار بود هر دو امام و معاویه را خلع و فردی که مورد قبول مسلمین باشد را به خلافت بگمارند در روز موعود عمرو بن العاص با فریب ابوموسی امام را از خلافت خلع و معاویه را به سریر خلافت نشاند. این چنین بود که گروهی که اول هوادار حکمیت و بعد از اعلام نتیجه، به مخالفت آن بلند شدند و قبول آن را نافرمانی خداوند محسوب کردند لب به اعتراض گشودند و شعار «لا حکم الا لله» را سردادند. زیرا آن ها داوری انسان ها را جایگزین حکم الهی کرده بودند (لمبتون، ۱۳۸۰: ۶۸) و به نام های خوارج، محکمه، اهل نهروان، حروریّه، شُراه، مکفِّره، ناصبه و مارقین معروف گردیدند (ناصر بن عبدالکریم العقل ، ۱۴۱۹ ق: ۲۱؛ ابوالمعالی علوی، ۱۳۷۶: ۷۵).
لازم به ذکر است که هرچند ظهور خوارج به عنوان فرقه ای سیاسی به جنگ صفین برمیگردد اما باید این را در مطالعات تاریخی مد نظر داشت که فرقه ای یکباره در صحنه تاریخ متبلور نمی شود؛ بلکه مبانی آغازین فرقه یا حزبی از سال ها قبل در اذهان افراد متجلی میشود و در حادثه ای خود را به یکباره نشان میدهد. تخم شک و تردید در بین یاران علی (ع) در جریان جنگ جمل کاشته شد. آن هنگامی که با موضع حضرت در قبال اسیران و غنایم به مخالفت برخاستند که حضرت در جواب آنان گفت که اگر غنایم و اسراء را خواستارید سهم کدام یک از شما عایشه است (سید جعفر مرتضی عاملی، ۱۳۸۰: ۲۳۹؛ نثاری، ۱۳۸۸: ۲۷).
قبل از اینکه به فِرق اصلی خوارج بپردازیم لازم است اشاره ای به اندیشه های کلی خوارج داشته باشیم تا نوع نگاه آنها به حکومت و اسلام بهتر قابل درک باشد. عقاید خوارج را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:
الف) مسائلی که به ایمان و کفر مربوط می شوند. همه خوارج مرتکب گناه کبیره را کافر می دانستند. این مساله اعتقادی دارای لوازم بسیار مهم کلامی است که معمولا در زمان های بعدی تبیین و تفسیر شده اند که عبارت اند از:
۱- عمل جز ایمان و داخل در ایمان است.
۲- میان کفر و ایمان منزلتی قرار ندارد، بنابراین هر انسان یا مومن است یا کافر.
۳- اعتقاد خوارج در باب موقعیت مرتکب گناه کبیره که تحت تاثیر تحولات سیاسی دوره خلافت علی (ع) به آن رسیده بودند سرحلقه بسیاری از فعالیت های فکری و مجادلات عقیدتی مسلمین در نیمه دوم قرن اول هجری قمری و قرون بعد شد. به طوری که می توان گفت موضوعاتی چون تفکیک عمل از ایمان، ارجاء، جبر و تفویض حلقات بعدی همان دیدگاه خوارج هستند (ولوی، ۱۳۸۰: ۲۶۱). مرتکب گناه کبیره کافر، مرتد و خارج از دین است و باید کشته گردد.
بعضی از آن ها این موضع را تعمیم دادند و گفتند فرزند کافر نیز کافر است و باید کشته گردد. ظاهرا توجیهی که برای قتل همسر عبداله بن خباب ارت، از کارگزاران علی (ع) و فرزندش داشتند همین دیدگاه بود (ولوی، ۱۳۶۷: ۴۲) آنان علی، عثمان، طلحه، زبیر، معاویه ، عایشه و اصحاب حکمیت را نیز کافر میدانستند.
ب) مسائلی که مستقیما به ایمان و کفر مربوط نمیشود، که مهم ترین این آراء عبارت اند از:
۱- امر به معروف و نهی از منکر در همه درجات واجب است حتی اگر به قتل منجر شود.
۲- خروج و جنگ با حاکم جائر واجب است.
۳- در مورد امامت آن را محدود به قبیله قریش نمی دیدند بلکه دایره آن را گسترش دادند و حتی معتقد به انتخاب برده ای حبشی یا غیر عرب مشروط به اینکه عالم به اسلام باشد و مرتکب گناهی کبیره نگردد بودند (مجتبی مینوی، ۱۳۳۴: ۲۵۶؛ شهرستانی، ۱۴۰۰ ق: ۱۱۶).
فِرق خوارج
شهرستانی بزرگ ترین فرق خوارج را محکمه، ازارقه، نجدات، بیهیسه، عجارده، ثعالبه ، اباضیه و صفریه (شهرستانی، ۱۴۰۰ ق: ۱۱۵)، بغدادی آن ها را ۲۰ فرقه (بغدادی، ۱۳۵۸: ۴۱) و علوی ۱۵ فرقه میدانند که جالب است که علوی صفریه را جزء فرق اصلی آن ها به حساب نمی آورد (علوی بلخی، ۱۳۷۶: ۷۵). مهم ترین گروه های خوارج که دیگر فِرق از آن ها نشأت گرفته اند را می توان ازارقه، اباضیه، صفریه و نجدیه نام برد. که ما در این مقال به شرح مختصری از این فرق میپردازیم.
ازارقه
فرقه اَزارقه به دلیل انتساب به رهبرشان، ابوراشد نافع بن ازرق که به روایتی فرزند آهنگر یونانی بود که توسط اعراب به اسارت درآمد و بعد از آن آزاد شد می باشد (پطروشفسکی، ۱۳۵۰: ۶۰) به ازارقه معروف شدند. اینان تندروترین گروه خوارج بودند. زمانی که خوارج در شهر مکه از عبداله بن زبیر جدا شدند، گروهی از آن ها به یمن و گروه دیگر به اهواز و شهرهای اطراف آن رهسپار شدند. نافع بن ازرق از جمله آنانی بود که در سال ۶۴ ق به اهواز رفت. نافع به تندروی مشهور و زمانی که در اهواز اقامت داشت به خوارج بصره نامه نوشت و با استناد به اینکه مخالفان مشرک اند، برائت از آن ها را واجب و قتل آنان را لازم دانست (استعراض). نافع سرانجام در نبرد دولاب در سال ۶۵ ق به قتل رسید؛ و کسان دیگری هم چون عبداله بن ماحوز تمیمی، قطری بن فجاء و… رهبری فرقه را برعهده گرفتند (صابری، ۱۳۸۴: ۳۵۳-۳۵۴).
از مهم ترین اندیشه های ازارقه می توان به این موارد اشاره کرد: مشرک و کافر دانستن مخالفان خود و صادر کردن حکم قتل آنان؛ قاعدین خوارج یعنی آن دسته از خوارج که همراه ازارقه به جنگ نمی پرداختند را کافر و اطفالشان را نیز مشرک قلمداد می کردند (بغدادی، ۱۳۵۸: ۸۴؛ اشعری، بیتا: ۵۰؛ برنجکار، ۱۳۸۱ هجری: ۲۸)، حکم به استناد ظواهر قرآن و بر این اساس ساقط دانستن رجم و اسقاط حد قذف از کسانی که تهمت قذف به مردان زنند و ثبوت آن برای کسانی که به زنان محصن نسبت زنا دهند؛ جایز ندانستن تقیه؛ اجماع بر این که هر کس گناه کبیره ای انجام دهد کافر است و از دین به کلی خارج است.
اباضیه
اِباضیه از معتدل ترین فرقه های خوارج بودند که امروزه در بخش هایی از عمان، لیبی و الجزایر زندگی میکنند. در منابع از ابوبلال مرداس بن ادیه تمیمی و عبداله بن اِباض به عنوان بنیان گذاران این فرقه نام برده شده است. بعد از جدایی خوارج از ابن زبیر در مکه گروهی به یمامه و گروهی به عراق آمدند. دسته ای از آن ها که از پیوستن به نافع بن ازرق سرپیچیدند زیر پرچم عبداله بن اباض در بصره فراز آمدند. ابن اباض با هدف سازش با خلیفه وقت عبدالملک بن مروان از جهاد خودداری میکرد و حتی مکاتباتی نیز با خلیفه داشت. از مهمترین اندیشه های اباضیه می توان به این موارد اشاره کرد:
الف) اباضیه همه غیر خوارج را کافر تلقی میکردند اما معتقد بودند که کشتن و غارت اموال آنان فقط در جنگ ممکن است.
ب) شرک را فقط به دروغ پنداشتن خداوند، انکار وجهی از توحید، انکار چیزی از قرآن و حلال دانستن حرام منصوص یا حرام شمردن حلال منصوص می دانستند. شهرستانی تفسیر اباضیه از کفر و شرک را این گونه بیان می کند:
«مخالفان ما از اهل قبله، غیر مشرک اند. ازدواج با آنان جایز است، ارث بردن از آنان یا ارث گذاشتن بر آنان روا است. به غنیمت در آوردن دارایی های آنان اعم از سلاح و توشه و مرکب تنها به هنگام جنگ جایز و در غیر این صورت حرام است…» (شهرستانی، ۱۴۰۰ ق: ۱۳۴).
ج) اباضیه در مساله ایمان و ارتباط آن با عمل همانند دیگر خوارج فکر می کردند.
نجدات
این فرقه به دلیل انتساب به «نجده بن عامر حنفی» به نجدات اشتهار یافتند.
رهبر فرقه به دلیل اختلاف با نافع بن ازرق بر سر تعریف ایمان و کفر از او جدا شد و به یمامه (شرق عربستان) آمد و خوارج آنجا با او بیعت کردند (بغدادی، ۱۳۵۸: ۵۰). نجده بعد از رسیدن به رهبری گروهی از خوارج ضمن تعرض به قافله تجاری ابن زبیر که از بصره به مکه میرفت به توسعه قلمروی خود در منطقه عربستان مبادرت ورزید (ابن اثیر، ۱۴۱۵ ق: ۳/ ۴۶۲). او توانست پس از فتح سرزمین های یمامه منطقه بحرین را نیز در اختیار خود بگیرد. قدرت نجدات آن چنان بالا رفت که در موسم حج سال ۶۸ هجری همراه پرچم های ابن زبیر، امویان، محمد ابن حنفیه پرچم خوارج نجدیه در مکه به اهتزاز در آمد (یعقوبی، بی تا: ۲/ ۲۶۸). بعد از مدتی یاران نجده بر سر پاره ای مسائل با او اختلاف نظر پیدا کردند و به سه دسته عطویه (پیروان عطیه بن اسود)، پیروان ابوفدیک
و یاران نجده تقسیم شدند (بغدادی، ۱۳۵۸: ۵۱).
/
اندیشه های نجدیه:
الف) نجدیه معتقد بودند که اگر کسی گناه کوچکی انجام داد و بر آن هم اصرار ورزید و آن را تکرار کرد مشرک است؛ ولی اگر کسی مرتکب گناه بزرگی مانند سرقت، زنا و… شد و بر آن اصرار نورزید مسلمان است .
ب) مردم و جامعه نیازی به رهبری و امام ندارند و فقط لازم است انصاف و عدالت را رعایت کنند و اگر این کار به وجود امام توقف پیدا کرد تعیین امام واجب است.
ج) تقیه در گفتار و کردار جائز است.
د) قتل اطفال مخالفان نجدیه جائز نیست .
صفریه
اکثر مورخان و ملل و نحل نویسان از دو تن به عنوان بنیانگذاران این فرقه نام می برند. یکی زیاد بن اصفر و دیگری عبداله بن صفار. بغدادی مینویسد: «تمام گروه های صفریه موالات عبداله بن وهب راسبی و حرقوص بن زهیر و پیروان آنها از محکمه نخستین و بعد از آن امامت ابوبلال مرداس بن ادیه و سپس عمران بن حطان سدوسی را پذیرفتند» (بغدادی، ۱۳۵۸: ۵۴) همانطور که اختلاف در عقاید باعث جدایی نافع از عبداله بن اباض گردید همین عامل نیز باعث جدایی زیاد بن اصفر از نافع بن ازرق و نضج گرفتن فرقه صفریه گردید.
در نیمه اول قرن دوم هجری بسیاری از خوارج موصل و مغرب در شمال آفریقا پیرو فرقه صفریه بودند. اندیشه های صفریه فضای میانه ای را ترسیم میکند که از یک سو اباضیه و از سوی دیگر ازارقه قرار گرفته اند. اصول اندیشه های آن ها از این قرار است :
الف) صفریه به تکفیر قَعَده اعتقاد نداشتند، مشروط به اینکه آنان در دین و باور همرأی این گروه باشند.
ب) هر چند مرتکبان برخی از گناهان کبیره را کافر می شمردند اما استعراض ، قتل زنان و کودکان مخالف را از اهل قبله جائز نمیدانستند.
ج) تقیه را تنها در قول جائز می دانستند.
د) در باره کافر و مشرک بودن گناهکار سه نظریه در میان این گروه پدید آمد و باعث پیدایش سه فرقه فرعی گردید: برخی از آن ها مانند ازارقه انجام هر گناهی را باعث کفر و شرک میدانستند. برخی دیگر معتقد بودند اگر کسی مرتکب گناهی چون زنا و سرقت شد که حد شرعی دارد، آن شخص زانی یا سارق نامیده میشود نه کافر. کافر تنها به کسی گفته می شود که گناهی چون ترک نماز را که حد شرعی ندارد انجام دهد. پاره ای دیگر کسی را که به واسطه گناهش از طرف حاکم شرع محکوم به حد شرعی شده باشد، کافر میدانند. (مبرد، ۱۳۰۸: ۱۰۳۴/۳)
زنان خوارج
قبل از پرداختن به برخی از شخصیت های زنان خوارج لازم است اشاره ای به سخن ابن ندیم داشته باشیم تا به فضای کلی عصر اموی در مورد زنان آگاه شویم. ابن ندیم در کتاب الفهرست خود فضایی را ترسیم می کند که ما به نقش و جایگاه زن در میان اعراب و ناخشنودی آن ها از حضور زنان در نهضت خوارج پی می بریم. بر اساس این روایت یکی از رجال عصر اُموی خطاب به یک زن خارجی دستگیر شده می گوید: «ای دشمن خدا چرا بر امیرمومنان خروج کردی؟ مگر این فرموده خداوند عزوجل را نشنیده ای؟ کُتِبَ القَتلُ وَ القِتالُ عَلَینا وَ عَلَی الغانِیاتِ جَرُّ الذُّیول» «کشت و کشتار برای ما {مردان } نوشته و برای گُل پیکران کشیدن دامان» (ابن ندیم، ۱۳۶۶: ۱۵۴) اینان برای اعاده اسلام راستین – از منظر خود- این وظیفه را محدود به دایره مردان ندیدند بلکه زنان را نیز برای این امر خطیر لازم و ملزوم در کنار خود می دانستند و این اندیشه را ترویج داده بودند که کشته شدن در راه عقید خود، آن ها را به بهشت می برد؛ و در این راه مرد یا زن برای آنها فرقی نمی کرد.
قطام – کحیله
یکی از مخاطبان اصلی خوارج، زنان بودند. حضور زنان از همان ابتدای کار خوارج، در صفوفشان امری مشهود بود (مفتخری، ۱۳۸۵: ۶۳). از اولین حضور زنان در صفوف خوارج می توان به حضور قطام (این نام با قطامی که از محرکان قتل حضرت علی (ع) میباشد تفاوت دارد) و کحیله در جمع خوارج باید در بین نیروهای ابومریم دید. ابومریم خارجی، مولی بنی حارث بن کعب، نخستین کس بود که زن ها را تجهیز و به قیام دعوت می کرد. (لطیفه بکای، ۲۰۰۱ م: ۶۲؛ نائف معروف، ۱۴۱۴ ق: ۱۰۳) ابومریم، دو زن به همراه داشت به نام های قطام و کحیله که با مخالفت ابوبلال مرداس بن ادیه خارجی در مورد چرایی استفاده از زنان در بین یاران خود مواجه شد و در جواب او گفت که زن ها در جنگ های پیامبر همکاری می کردند و زنان مسلمان در جنگ شام نیز حضور داشتند. (ابن اثیر: ۱۴۱۵ ق: ۳/ ۴۱۲-۴۱۳) ابومریم بعد از جنگ نهروان به شهر زور گریخت و مردم را به شورش علیه حکومت مرکزی ترغیب کرد. برخی از موالی و از جمله قطام و کحیله به زیر پرچم او گردآمدند. زمانی که تعداد یارانش به ۲۰۰ یا ۴۰۰ نفر رسید برای یک حمله گسترده به کوفه آماده شد. امام ابتدا طبق روش معمول خود او را به صلح و بیعت با خود دعوت کرد (بلاذری، ۱۳۹۴ ق: ۲ /۴۸۵) اما ابومریم پیشنهاد امام را رد کرد و اعلام داشت میان من و تو جز نبرد نخواهد بود. یاران
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.