تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل کاربست آموزه مهدویت در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل کاربست آموزه مهدویت در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل کاربست آموزه مهدویت در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل کاربست آموزه مهدویت در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل کاربست آموزه مهدویت در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل کاربست آموزه مهدویت در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل کاربست آموزه مهدویت در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کاربست آموزه مهدویت در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران :

مقدمه

درک جنبش های اجتماعی اعتراض آمیز، به ویژه زمانی که رهبران فرهمند (Charismatic)، لایه بندی های نظام را با توسل به یک رشته ارزش های اعتقادی دگرگون می سازند از طریق بررسی ارزش ها، رفتارها و نمادهای فرهنگی به مقولات ساده تری تبدیل می گردند. فهم سامانه سیاسی پیشاانقلاب نیز می تواند با تکیه بر این قاعده مندی، بهتر حاصل شود. آن چه اهمیت زیادی دارد این است که منطق ارزشی ای که بر کنش گران انقلابی در انقلاب ایران حاکم بود مشروب از اصل امامت و مهدویت بوده است.

آموزه مهدویت از کانونی ترین گزاره های اعتقادی شیعه است که نصوص و متون دینی ما هم بر این امر صحه می گذارد. تشیع در همیشه تاریخ پرفراز و نشیب خود منتظر بوده تا امام عصر (عج) ظهور کرده و دولت کریمه اش را به پا دارد. لذا اعتقاد به آموزه مهدویت، استراتژی شیعه در طول تاریخ بوده است. انقلاب اسلامی ایران نیز با ماهیتی دینی _ اسلامی، خود حرکتی در این بستر می باشد. ایدئولوژی که موج عظیم مردمی را در بهمن ۵۷ به حرکت واداشت ناشی از باورها و برگرفته از گزاره های اعتقادی اسلام شیعی بود. اسلام شیعی توانست به عنوان هویت اعتقادی پنهان، در فرایند شکل گیری انقلاب اسلامی ایران به نحو مطلوبی عمل کند. الگوی مطلوب نظام سیاسی اسلام در حکومت حضرت مهدی (عج) محقق خواهد شد. با توجه به ماهیت انقلاب جهانی مهدویت که جامعه ای ایده آل و آرمانی است به تحلیل و بررسی نقش باور داشت مهدویت در شکل گیری و تأثیر این آموزه بر انقلاب اسلامی ایران خواهیم پرداخت.

فرضیه تحقیق مشتمل بر این پیشفرض است که انقلاب اسلامی ایران از فرهنگ انتظار ایجابی و مهدویت حداکثری متأثر است و آموزه مهدویت از طریق تحول در باورها، رفتارها و برخی نمادهای ایرانیان شیعه در تکوین هویت دینی انقلاب اسلامی ایران نقش آفرینی کرده است. این پژوهش برای راستی آزمایی این فرضیه در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه آموزه مهدویت در سامانه سیاسی انقلاب اسلامی ایران نقش آفرینی کرده است؟

ظرفیت شناسی آموزه مهدویت در اندیشه سیاسی شیعه

امامت محوری ترین مفهوم اعتقادی تشیع اثنی عشری است تا جایی که شیعیان را امامیه می نامند. یکی از شئون امامت، رهبری و جانشینی سیاسی است. این اصل، اثری ریشه دار در انتخاب حاکمان سیاسی در دوران غیبت دارد و با توجه به این اصل، مردم نمی توانند هر فردی را به عنوان حاکم انتخاب و از او اطاعت کنند بلکه حاکم باید نیابت خاص از امام داشته باشد یا با نیابت عامه انتخاب شود تا مشروعیت و مقبولیت لازم را داشته باشد.

آموزه مهدویت به عنوان متمم و مکمل اصل امامت، از عناصر اثرگذار در اندیشه سیاسی شیعه است. این آموزه به منزله محور تئوری سیاسی اسلام و تشیع در عصر غیبت از قابلیت بالایی برخوردار است. مؤلفه های سیاسی درون زایی نظیر انتقاد به پذیرش وضع موجود، چشم‏داشت و حرکت به سمت آینده مطلوب، ظلم ستیزی، عدالت خواهی، شهادت طلبی، تشکیل حکومت جهانی و… به آموزه مهدویت ماهیتی سیاسی بخشیده اند. تاریخ پر فراز و نشیب اسلام، همواره شاهد خیزش ها و التهابات سیاسی و اجتماعی فراوانی بوده است که با نام مهدی و الهام از اندیشه مهدویت عَلم قیام برافراشته اند. انتظار ظهور مهدی (عج) همواره زمینه ای برای بروز جنبش های مقاومت گرا بوده است. باور مهدویت و فرهنگ انتظار، از مهم ترین سویه های فعال سازی اسلام سیاسی بوده و هست. این آموزه که یکی از سیاسی ترین گزاره های اعتقادی اسلام است در شکل دهی به هیجانات و انقلاب های اجتماعی در فصل بندی سیاسی جوامع اسلامی نقش آفرین بوده است. ماهیت انقلابی و تهاجمی این آموزه آن را از سایر گزاره های دینی متمایز گردانیده است. ترکیب مهدویت با سیاست و ایدئولوژیزه شدنش، ماهیت غیر خنثی و انفجاری آن را آشکار می کند (شجاعی مهر، ۱۳۹۴ش: ۱۲).

بنابراین اعتقاد به مهدویت، نه تنها ایستاری ارزشی و اعتقادی است، بلکه به مثابه یک عامل ژئوپولیتیک اثرگذار در دنیای اسلام و جهان تشیع نقش آفرینی می کند و اسلام شیعی به طور اخص، با هم آغوشی این آموزه، همواره در تحولات حوزه های سیاسی و فرهنگی جهان اسلام اثرگذار بوده است.

رهیافت حداقلی و سلبی به آموزه مهدویت

همواره با قرائت ها و برداشت های متفاوتی از آموزه مهدویت و انتظار فرج مواجه بوده ایم که این تعدد قرائات موجب نوسان و نارسایی در فهم و دریافت این آموزه بوده است قدر جامع آن ها به دو برداشت و رهیافت عمده برمی گردد که مهندسی فرهنگی در تکوین جامعه اسلامی را در طول تاریخ عصر غیبت ترسیم کرده است. رهیافت حداقلی و حداکثری.

اگرچه واژه انتظار و آموزه مهدویت در دالان پر پیچ و خم تاریخ تشیع، رنگ و لعاب های مختلفی به خود گرفته است اما قرائتی که سال ها حاکم بر ادبیات سیاسی و رفتار اجتماعی شیعیان بود یک نگاه منفعل و واپس گرایانه بوده است که در مقابل حرکت های استکباری، مهر سکوت به دهان زده و راه انزوا و عزلت نشینی را پیشه کرده است. به امید روزی که امام غائب «ظهور» کند و ریشه مظالم را از بین ببرد. رهیافت حداقلی به آموزه مهدویت، به دیدگاه کسانی اطلاق می شود که پدیده ظهور حضرت حجت (عج) را تنها معلول اراده و مشیت الهی می دانند و برای عوامل انسانی و طبیعی نقش چندانی قائل نیستند فلذا هیچ گونه مسئولیت و تکلیف اجتماعی را در عصر غیبت برای مکلف بر نمی تابند. سرچشمه این تلقی منفی و منفعلانه به موضوع انتظار و مهدویت، ناشی از نگاه سطحی و برداشت عقیم نسبت به مفاد برخی روایاتی است که در مورد نفی هر گونه قیام و حرکتی در عصر انتظار و بطلان و یا نافرجام بودن آن نقل شده است.

در روایتی آمده است که امام صادق (ع) به ابوبصیر فرمود: هر پرچمی که قبل از قیام قائم (عج) برافراشته شود صاحب آن طاغوت بوده، اطاعت او خروج از اطاعت خداست (جمعی از مؤلفین، ۱۴۲۸ق: ج۳، ۴۳۱).

این خوانش سلبی از ظاهر این روایت که منشعب از فرهنگ اَخباری گری است، هر نوع اقدامی در جهت اصلاح اجتماعی و سیاسی را باطل قلمداد می نمود و چله نشینی و سکوت را یگانه رسالت منتظران تعریف می کرد؛ غافل از این که این قبیل روایات به قیام هایی ناظر است که به نام «مهدی» صورت می گیرد و به خود دعوت می کند نه هر نوع قیام و حرکت اصلاح گرایانه ای که در جهت احیای دین و اقامه توحید در سطح عام باشد. مضاف بر این که در زمان حضور ائمه، انقلاب هایی نظیر قیام مختار و زید به وقوع پیوست گرچه اذن اولیه این انقلاب ها از جانب معصومین صادر نشده بود ولی مورد دعا و تأیید ضمنی اهل بیت قرار گرفت و ائمه شیعه آن قیام ها را طاغوت نخواندند. بر اساس این دریافت حداقلی و سلبی از آموزه مهدویت، نه تنها هر گونه تلاش در عصر غیبت برای برپایی حکومت اسلامی باطل و بی نتیجه بود بلکه نتیجه معکوس داشت و منجر به تاخیر قیام حضرت می گشت.

برون دادهای رهیافت حداقلی و سلبی به آموزه مهدویت

دریافت حداقلی از آموزه مهدویت و فرهنگ انتظار مهدی، پسامدها و نتایج فرهنگی و اجتماعی را به دنبال داشت که به چند مورد آن به صورت مختصر اشاره می کنیم.

۱- تعطیل شدن حدود و قوانین اسلامی و رشد اباحی گری:

یکی از برون دادهای دیدگاه حداقلی و سلبی به مهدویت در حیات اجتماعی مسلمین، نفی دستورات و تعالیم اسلام، بالاخص تعطیلی امر به معروف و نهی از منکر است. امر به معروف و نهی از منکر از عناصر اساسی فرهنگ شیعه به شمار می آیند که با مراعات مبانی و اصول آن، سلامت جامعه در ابعاد گوناگون تضمین می شود با عدم رعایت حدود و حریم آن جامعه به سکون و ایستایی و به تعبیر استاد مطهری به نوعی اباحی گری می رسد. (مطهری، ۱۳۶۹ش: ۶۳) این نوع برداشت از ظهور و انتظار مهدی که با بدفهمی از پاره ای روایات، به خویشتن داری در مقابل ظلم دعوت می کرد، ناخواسته منجر به نوعی تعطیلی در حدود و قوانین شریعت و گسترش فساد به وسیله مفسدان در سطح جامعه می شد که به هیچ وجه با موازین اسلامی مطابقت ندارد.

۲- نگاه غیرصحیح به تقیه و برداشت غیر انقلابی:

تقیه به عنوان استراتژی و یک تمهید سیاسی از سوی امامان شیعه و سایر رهبران و علمای شیعه تجویز شده و هدف آن، حفظ و نگه داری نیروها و امکانات شیعیان در راه تقویت مبانی دین و مبارزه با دشمنان بوده است؛ بنابراین حد و مرز تقیه را شرایط و موقعیت زمان مشخص می نموده است. با آغاز دوران غیبت کبری، زندگی عمومی و سیاسی شیعیان با مشکل مواجه شد. عدم حضور فیزیکی امام در جامعه، دو دیدگاه غالب در بین شیعیان را رقم زد. برخی معتقد بودند که در دوران غیبت، به دلیل عدم حضور امام معصوم، باید به زندگی تقیه آمیز در سایه حکومت های نامشروع اکتفا کرد و هیچ گونه مجاهدت و تلاشی در جهت اصلاح وضع حاضر و تشکیل حکومت نباید انجام داد زیرا منصب حکومت، منصب ائمه است و ولایت از آن امام معصوم است و احدی چنین حقی را برای تشکیل حکومت ندارد (ثبوت، ۱۳۹۰ش: ۷۹). برخی از فقها هم نظیر امام خمینی (قدس سره) در عصر غیبت، قائل به نیابت حداکثری فقیه از امام معصوم بودند فلذا تشکیل حکومت را واجب می دانستند. وقتی قرائت حداقلی مهدویت به گفتمان رایج تبدیل شد، تقیه بیشترین حجم از رفتار سیاسی مسلمانان را به خود اختصاص داد و انتظار فرج در جامعه تقیه، گفتمان تقدیرگرایی را رقم زد که رخوت و رکود در جامعه، معلول نگاه افراطی به تقیه است. در رهیافت حداقلی به آموزه مهدویت، تقیه نه به عنوان یک تاکتیک اضطراری، که به موجب یک اصل در رفتار سیاسی شیعیان ظاهر گردید.

۳- تقویت تفکر ترویج ظلم و فساد:

نگاه منفی به انتظار فرج و خوانش سلبی از آموزه مهدویت در شکل سیاسی خود در غالب انجمن ها و نهادهای فرهنگی نیز بروز نمود. انجمن حجتیه مهدویه که توسط شیخ محمود ذاکرزاده تولایی، معروف به شیخ محمود حلبی تاسیس شد گرچه برخی اهالی این انجمن در ترویج و بزرگداشت معارف مهدوی، نگارش، ترجمه و نشر آثار فاخر در این زمینه همت گماردند (رجبی، ۱۳۹۴ش: ۱۹۵) اما نقدهایی بر نگرش کلان انجمن حجتیه به مهدویت وجود دارد. کلاسه تفکر انجمن این بود که انقلاب مهدی (عج) به دو چیز بستگی دارد:

الف) زمینه های منفی موجود در جامعه؛

ب) انحصار ترویج مهدویت به محبت و عشق به امام زمان (عج) و مخالفت با تشکیل حکومت اسلامی در دوران غیبت.

در این نگرش، هر اصلاحی محکوم است زیرا هر اصلاح، یک نقطه روشن به حساب می آید و هرگاه عمل مثبت و اصلاح اجتماعی در جامعه صورت پذیرد ظهور، بعیدالوقوع و غیرممکن می گردد. در بین طرفداران تفریطی انتظار، شدت و ضعف و نوسان وجود داشت اما سرگشتگی، بلاتکلیفی و عدم اصلاح امور، جزء اصول مشترک این جریانات بود که در آن اتفاق نظر داشتند. انجمن حجتیه با نگاه واگرایانه به انتظار فرج، در عمل نسبت به مظاهر فساد در جامعه، واکنشی از خود نشان نمی داد، گویی حنجره های حجتیه در آن سیاهه بیداد و غربت عدل و داد، در برابر ستم طاغوتیان زمانه روزه سکوت گرفته بودند. بعد از آغاز نهضت حضرت روح الله که به رویداد ۱۵ خرداد ۴۲ انجامید در سنوات بعد، جریان متاخر از تفکر اخباری گری (انجمن حجتیه) بیشترین انرژی مبارزاتی خود را متوجه تفکر امام خمینی نمود (روحانی، ۱۳۸۲: ج۳، ۷۲) انجمن کوشید تا با تکیه بر روایاتی که هر گونه قیام قبل از ظهور موعود را نفی می کنند و نامشروع می دانند جبهه مقابل را این گونه بنمایانند. در جریان ۱۵ خرداد ۴۲، رهبر انجمن با اعتراض شدید امام را مورد مواخذه قرار داد که چه کسی مسئول این همه خون های به هدر رفته است؟ او در مدرسه مروی در سخنرانی خود امام را مسئول ریختن خون جوانان در قیام ۱۵ خرداد دانست (باقی، ۱۳۶۲ش: ۴۲). امام خمینی( بعدها با موضعی صریح و شفاف، زاویه انحراف این عقیده را بیان می کند: یک دسته ای می گفتند که خوب! باید عالم پر از معصیت شود تا حضرت بیاید، ما باید نهی از منکر نکنیم امر به معروف نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند، گناهان زیاد بشود که فرج نزدیک شود… (امام خمینی، ۱۳۷۰ش: ج۱۲، ۲۰۹-۲۰۸).

انجمن، هیچ اندیشه ای برای حکومت در دوران غیبت نداشت و در راستای دفاع از مهدویت، تنها به بعد فردی این آموزه و نیز مبارزه با بهائیت محدود شد و برای دستیابی به این هدف، همواره با حکومت پهلوی در تعامل و سازش بود و ظلم رژیم به مردم ایران را نادیده می انگاشت. مهدویت سکولار و غیر سیاسی انجمن حجتیه با پیروزی انقلاب اسلامی رفته رفته به حاشیه رفت و پس از سخنرانی حضرت امام خمینی( در تیرماه ۱۳۶۲، فعالیت های انجمن تعطیل شد.

۴- تمکین حکومت جور و عدم تشکیل حکومت مشروع: پس از دوران غیبت،

علمای شیعه به لحاظ رویکرد فکری به دو دسته تقسیم می شدند: الف) علمای اخباری؛ ب) علمای اصولی(عقل گرا). فقیهان و دانشوران اخباری بر خلاف اصولیون، سلفی گرا بودند و به شدت با عقل، تفسیر و اجتهاد سرستیز و ناسازگاری داشتند. آنان که شعارشان بازگشت به اسلام اصیل و تکیه صرف بر قرآن، سنت پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) بود به تشکیل حکومت در زمان غیبت امام زمان (عج) توسط علمای دینی، به واقع اعتقادی نداشتند. اینان دارای نظریات سلبی حکومت بودند (بصیرنیا، ۱۳۸۱ش: ۹۰).

نظریه سلبی حکومت شیعه معتقد بود که رهبری سیاسی از آن معصوم است و قابل واگذاری به غیر نیست و شیعیان در دوران غیبت نمی توانند نظام سیاسی تشکیل دهند و دوران غیبت دوران انتظار است. علمای امامیه در طول عصر غیبت، امیدی به تشکیل حکومتی مشروع و عادلانه تا قبل از ظهور حضرت ولی عصر (عج) نداشتند از این رو حاکمیت غاصبانه سلاطین را واقعیت این عصر می دانستند که بر هرج و مرج ترجیح دارد. این اندیشه، عصر غیبت را عصر تقیه زمانیه می داند بدین معنا که چون بازه غیبت، زمان تقیه است حتی با فراهم بودن تشکیل دولت، نباید تشکیل حکومت داد. این نظریه در طول تاریخ عصر غیبت، یک انحطاط و عقب گرد سیاسی را برای جامعه شیعه رقم زد و در پرتو رهیافت حداقلی به انتظار و تفکر اخباری گری، فقها هیچ گاه نتوانستند در رأس هرم حاکمیت سیاسی قرار گیرند. بلکه از دور نظاره گر جور حکام بودند و دل به ظهور ناگهانی مهدی (عج) داشتند.

نگرش سلبی انتظار در برون داد سیاسی خود، پذیرش و قیومیت هر گونه طاغوتی را بر مقدرات مسلمین برمی تافت. قرآن شریف این منطق خطا و برداشت منفی از انتظار ظهور را نفی می کند.

(الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ الَّذِینَ کفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کیْدَ الشَّیْطَانِ کانَ ضَعِیفًا( (نساء: ۷۶ )؛ کسانی که ایمان آورده اند در راه خدا کارزار می کنند و کسانی که کافر شده اند در راه طاغوت می جنگند پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان در نهایت ضعیف است.

این دسته که قرآن به صراحت به سرزنش آن ها پرداخته، به پذیرش و تمکین ولایت هر حکومت جوری در طول تاریخ غیبت تن در دادند و مرام و مسلک قاعدین را پیشه نمودند.

رهیافت حداکثری و ایجابی به آموزه مهدویت

رهیافت حداکثری به آموزه مهدویت کاملاً عکس رهیافت حداقلی آن بود. فرهنگ مهدویت حداکثری با نگاهی ایجابی همواره با انتقاد و نارضایتی از وضع موجود و امید به فردای مطلوب و جهانی پر از عدل و داد با تلاش و مجاهدت، سعی در به سازی جامعه و تاریخ داشت و همه امور را به فردا موکول نمی کرد. این رویکرد به آموزه مهدویت حامل مؤلفه ها و برون دادهای زیر بود:

برون دادهای رهیافت حداکثری و ایجابی به آموزه مهدویت

رشد عقل گرایی و تبدیل محدث به مجتهد: گروه عقل گرایان، که هم به احادیث اهل بیت (علیهم السلام) نظر داشتند و هم به واقعیت های زمانه، علاوه بر نقل و فهم احادیث کوشیدند به گونه ای انتظار را در شرایط تازه اجتماعی سیاسی تطبیق دهند تا هم سیطره و حاکمیت آنان حفظ شود و هم واقعیت های اجتماعی زمانه نادیده گرفته نشود. از این رو قرائت آنان از وظایف عالمان دینی در عصر غیبت دگرگون شد و این تکالیف را تنها به ثبت احادیث و نقل آن ها به دیگران منحصر ندیدند. از این رو رتبه عالم دینی در نظر آنان از راوی صِرف احادیث به فقیهی ارتقاء یافت که با ابزار عقل به استنباط در کتاب و سنت می پردازد و اجتهاد می کند. با آغاز تحول در مسئولیت عالمان دینی در غیبت کبرا از نقل حدیث به فقیه و مجتهد، مفهوم انتظار و مهدویت نیز دگرگون شد و تفاوتی جدی با تلقی نقل گرایان پیدا کرد. با افزایش فاصله زمانی عالمان شیعه با دوران حضور امام و احساس مسئولیت های جدید در شرایط تازه اجتماعی، راوی احادیث امامان به رتبه فقیه ارتقاء یافت و واجد یکی از مسئولیت های مهم امام معصوم یعنی بیان حکم الهی بود با این تفاوت که امام معصوم شیعه به علم الهی احکام را بیان می کرد و فقیه شیعه با رأی اجتهادی خویش که احتمال خطا در آن وجود داشت. با اعتبار یافتن حکم فقیه در استنباط احکام شرعی، دایره مسئولیت های منتظران در عصر انتظار امام معصوم (ع) گسترده تر شد چه آن که در قالب مکانیسم اجتهاد می توانستند به استنباط احکام تازه دست زنند و کشف هر حکم تازه، مسئولیت های تازه ای را فرا روی ایشان می نهاد که تفاوتی هم با زمان حضور امام نمی کرد. با سقوط خلافت عباسی شرایط برای گسترش تشیع از طریق همکاری نزدیک با حاکمان مغول (ایلخانان) فراهم آمد. علامه حلی سرآمد فقیهان این عصر، توانست با اجتهاد تازه خود مسئولیت جدیدی را به مسئولیت های فقیه در عصر غیبت (دوره انتظار ) بیفزاید. علامه حلی در رتبه مشاور عالی نظام ایلخانی توانست آن را به پذیرش مذهب تشیع متقاعد سازد و از این طریق راه را برای گسترش تشیع در ایران فراهم آورد (حلی، ۱۴۱۴ق: ۳۸ به بعد ).

با ظهور صفویان در عرصه تاریخ سیاسی اجتماعی ایران، این سرزمین دچار تحول فوق العاده ای شد و آنان عرصه تازه ای را برای مسئولیت های فقیه فراهم ساختند و از وی به عنوان نایب امام زمان (عج) خواستند در عرصه های تصمیم گیری مهم حکومت مانند مشاوره، قضا و سیاست گذاری حاضر باشند. علاوه بر این ده ها منصب مهم را برای روحانیون آماده کردند (الوردی، ۱۹۹۱م: ۶۰ به بعد).

محقق کرکی در دستگاه صفویان منصب «شیخ الاسلام اول» را داشت. در این مقطع ورود بیش تر فقیهان اصولی (عقل گرا) باز هم منجر به افزایش مسئولیت های بیش تر اجتماعی آنان شد و منتظران موعود در این دوره را با عرصه های تازه ای از مسئولیت های اجتماعی درگیر کرد. با سقوط صفویان و آمدن افشاریان و کاهش نفوذ فقیهان اصولی، بار دیگر موضوع اختیارات فقیه، محل نزاع دو تیپ اخباری و اصولی شد. مراجع شیعه در تاریخ ایران قاجار در جنبش مشروطه و نهضت تنباکو بار دیگر تاثیرگذار بودند و بالتبع، انتظار منتظران در این دوره نیز با دوره های پیشین متفاوت شد فقیهان اصولی این دوره در بزرگ ترین حادثه فکری یعنی نوشتن قانون اساسی اول برای ایران، نقش آفرینی کردند و کسانی چون نائینی برای نخستین بار از منظر اجتهادی و فقهی به تئوریزه کردن نظام سیاسی مشروطه پرداختند. به طورکلی ورود به عرصه سیاسی و اجتماعی معطوف به انتظار حداکثری در این مقطع تاریخی عمق بیشتری گرفت و با تولد سیاسی امام خمینی (ره) و خلق انقلاب اسلامی به اوج رسید.

تحول مفهوم تقیه و تبدیل فقه مقاومت به فقه اقتدار: راه تقیه و سکوت مصلحت گرایانه کم و بیش در جوامع اسلامی ادامه داشت و تقیه همچنان در مفهوم سنتی اش به ابزاری برای توجیه پذیرش موجودیت حکومت های وقت، تمکین و همکاری با آنان تبدیل گردید. تا آن که در قرن چهاردهم که می رفت تقیه، آلوده به عافیت طلبی شود و نیز دین و ارکان آن در معرض نابودی قرار گیرد امام خمینی (ره) با موضع ایجابی خود نسبت به کلیدواژگان معرفتی تشیع، به بازخوانی از واژه تقیه پرداخت و گفتمان تقیه را برای اجتماع شیعیان حرام نمود. در سال ۱۳۴۱ در پی حمله دولت به مدرسه فیضیه قم و شهادت و ضرب و جرح تعدادی از طلاب، امام خمینی (ره) اعلامیه ای با نام «شاه دوستی یعنی غارتگری» منتشر کرد و در آن بر تحریم تقیه فتوا داد. امام خمینی (ره) می فرمایند: گاهی وقت ها تقیه حرام است آن وقتی که انسان دید که دین خدا در خطر است نمی تواند تقیه کند آن وقت هر چه پیش آید، باید برود، تقیه در فروع است نه در اصول، چون تقیه برای حفظ دین است جایی که دین در خطر است جای تقیه نیست جای سکوت نیست (امام خمینی، ۱۳۷۰: ج۲۰، ۳۳۸).

لذا ایشان با طرح نظریه ولایت مطلقه فقیه، راه گذار فقه امامی را از فقه مقاومت به فقه اقتدار تسهیل نمود. در رهیافت حداکثری به مهدویت، تقیه از بار منفی خود تُهی می شود و به منزله یک ابزار مبارزاتی و مبارزه پنهانی علیه ظلم و استبداد، نمود پیدا کرده و با تأسیس حکومت اسلامی، تقیه در ساحت دینی زنگ می بازد اما استراتژی تقیه تعطیل نمی گردد.

نظریه ولایت حداکثری فقیه و تشکیل حکومت دینی:

نظریه ایجابی شیعه بر خلاف دیدگاه سلبی آن بر این عقیده است که دوران غیبت به معنای محرومیت سیاسی نیست و هر جا امکان داشت و شرایط مهیا بود باید دولت تشکیل داد، در راستای تحقق نظریه ایجابی حکومت، اشخاصی همچون کاشف الغطاء و ملااحمد نراقی ولایت سیاسی فقیه را مطرح کردند و اظهار داشتند که پادشاه برای این که به سلطنت برسد باید از جانب فقیه اذن داشته باشد (بصیرنیا، ۱۳۸۱ش: ۹۱). به این ترتیب نقش روحانیت و حوزه عمل فقها گسترده و گسترده تر شد. فقهای شیعه گام به گام با استنباط های تازه خود از اختیارات و مسئولیت های فقیه جامع الشرائط در عصر غیبت، به مفهوم انتظار و ابعاد آن جان تازه ای بخشیدند اما اوج این استنباط ها از ذهن امام خمینی (ره) تراوش شد. ایشان که مهم ترین مسئولیت امام معصوم را حفظ و اجرای احکام اسلامی و انجام این مهم را منوط به تشکیل حکومت اسلامی دانستند با اعلام مبارزه آشکار خود با نظام سلطنتی و ارائه دیدگاه ولایت مطلقه فقیه به عنوان رأس نظام اسلامی، بزرگ ترین تحول در مفهوم انتظار را به وجود آورد. در گذرگاه اندیشه ایشان، همان گونه که فقیه جامع الشرائط واجد اختیاراتی چون استنباط احکام، قضا و غیر از این ها در عصر غیبت است مسئولیت برپایی حکومت اسلامی را نیز عهده دار است. امام خمینی (ره) برای تبیین این دیدگاه به برگزاری جلسات درسی در تبیین این موضوع پرداخت و از حکومت اسلامی در عصر غیبت به عنوان جهاد اکبر یاد کرد (خمینی، ۱۳۸۳ ش: ۹).

نقش هویت زای آموزه مهدویت در ساخت سامانه سیاسی انقلاب اسلامی

هویت مکانیزمی است که شامل ارزش ها، باورها، رفتارها، نمادها، طرز تلقی ها و نحوه شناخت فرد از جامعه و جهان است. این فرایند که عامل انسجام و همبستگی اجتماعی است زمانی عمل می کند که عوامل هویت ساز در تقابل با هم نباشند و بدون تعارضی بنیادین بتوانند گفتمان مسلطی را به وجود آورند.

فهم هویت انقلاب اسلامی ایران، در گرو فهم انگاره های ارزشی و مذهبی جامعه شیعی ایران است. برای رمزگشایی از چرایی و چگونگی وقوع انقلاب اسلامی ایران، ناگزیر به کاوش در باورها (اعتقادات)، رفتارها (عملکرد ) و نمادهای (شعائر ) انقلابیون هستیم. برای شناخت سازه های هویت ساز این انقلاب و راستی آزمایی این فرضیه که شکل گیری انقلاب اسلامی ریشه در مکتب و اندیشه شیعه دارد به تبیین و واکاوی نقش آموزه مهدویت در فرایند باورها، رفتارها و نمادهای انقلابیون در فرایند شکل گیری انقلاب اسلامی ایران می پردازیم.

الف) باورشناسی انقلابیون در انقلاب اسلامی ایران

ایدئولوژی و اندیشه ای که موج عظیم مردمی را در بهمن ۵۷ به حرکت واداشت ناشی از باورها و برگرفته از اسلام شیعی بود. اسلام اهل بیتی و نظام اعتقادی و ارزشی شیعه که عبارت است از اصول و فروع دین اسلام بر اساس مذهب تشیع، توانست به مثابه ایدئولوژی غالب انقلاب در فرایند شکل گیری انقلاب اسلامی به نحو مطلوبی عمل کند. در این مجال عناصر و برون دادهای مهم این منظومه اعتقادی که در رفتار سیاسی شیعیان و انقلابیون تأثیر مستقیم داشته اند را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم.

اصل امامت

مفهوم امامت با ابعاد و ویژگی های خاصی که در تفکر شیعه دوازده امامی وجود دارد در هیچ مکتب دیگری یافت نمی شود. امام در آیین تشیع شأن سیاسی دارد. شیعه امامیه به وجود امام در هر زمانی اعتقاد دارد و سر حلقه سلسله امامت، شخص علی بن ابی طالب( و منتهی الیه این رشته را امام مهدی (عج) می داند. علاوه بر ویژگی عصمت و برخورداری از علم لدنی، امام تکالیف و مسئولیت های سیاسی و کلامی را عهده دار است. ریاست عالیه و نیروی نظامی، تفسیر شریعت و بیان احکام مستحدثات، اجرای احکام و حدود نظارت بر ثروت های عمومی، بر قراری عدل و قسط، پاسداری از مرزهای اسلامی، در صورت لزوم جهاد کردن (قادری، ۱۳۷۸ش: ۴۶-۴۷ ) و رهبری مشروع جامعه اسلامی و حق تشکیل حکومت از جمله این

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *