تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تفکرات «تقی‌زاده»؛ نماد غرب‌زدگی در ایران – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل تفکرات «تقی‌زاده»؛ نماد غرب‌زدگی در ایران شامل 77 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تفکرات «تقی‌زاده»؛ نماد غرب‌زدگی در ایران گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تفکرات «تقی‌زاده»؛ نماد غرب‌زدگی در ایران با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تفکرات «تقی‌زاده»؛ نماد غرب‌زدگی در ایران از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تفکرات «تقی‌زاده»؛ نماد غرب‌زدگی در ایران با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تفکرات «تقی‌زاده»؛ نماد غرب‌زدگی در ایران را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفکرات «تقی‌زاده»؛ نماد غرب‌زدگی در ایران :

سیدحسن تقی‌زاده، فرزند سیدتقی اردوبادی پیشنماز مسجد حاج صفرعلی تبریز بود. او در هنگام قتل شیخ شهید، هیئت‌مدیره موقت را سردمداری می‌کرد. نام «تقی‌اف» را که برای خود در اوقات جوانی یعنی وقتی که طلبه علوم دینی بود انتخاب کرد، میزان اجنبی‌پرستی و گرایش او را به خارجیان می‌رساند.

او در آغاز به گونه ای در این عقیده تعصب داشت که می‌گفت: «صلاح کشور این منوط بر این است که ایرانیان به‌طور کلی از نظر صورت، معنا، جسم و روح باید فرنگی‌مآب شوند!» و جاذبه غرب‌زدگی را اگرچه به مستعمره بودن کشور منجر شود، به استقلال فرهنگی و حریت ترجیح می‌داد!

مروری بر زندگی «سیدحسن تقی‌زاده »عامل اصلی قتل شیخ شهید

تقی‌زاده از فراماسون‌های پیشینه‌دار و از چهره هایی است که به لژ بیداری ایران پیوستند. او بعدها از لژهای دیگری هم سر درآورد. در کار سیاست هم کهنه‌کار است، به همان اندازه که در فراماسونری پیشینه دارد.

در پژوهش‌های علمی هم آوازه دارد، اما در این کار هم همنوای شرق‌شناسان سیاست‌پیشه‌ای است که دشمن ایران و ایرانیان‌اند و می‌کوشند پیشینه درخشان و پرشکوه فرهنگ و تمدن ایران را نادیده بگیرند. برای نمونه از روزنامه کاوه، شماره ۷، ذی‌القعده ۱۳۳۸ (ژوئیه ۱۹۲۰) بخش هایی ازیک مقاله که به قلم تقی‌زاده است را می‌آوریم:

«… ایرانیان خیال می‌کنند که آنها در گذشته یک تمدن عالی درخشان مانند تمدن یونانیان داشته‌اند. وقتی که حقایق علمیه و تاریخیه مثبته در جلوی نظر آنها گذارده شود، خواهند دید که ایران به علم و ترقی دنیا کمک زیادی نکرده و مانند ملل عالم در اغلب آنچه هم که داشته مدیون تمدن و علم یونان بوده اند»(۱).

در باره این مرد سخنان گوناگونی گفته‌اند. برخی ازهمگنانش او را به آسمان برده و به قاب قوسین رسانیده‌اند! این کسان بیشتر از هواخواهان و یا از آتش‌بیاران او هستند، اما کسانی که از آغاز کار سیاستش، او را می‌شناختند و یا به برگ های دفتر زندگی او، دیدهء پژوهش دوخته‌اند، از او به نیکی یاد نکرده‌اند، به‌ویژه از احمد کسروی و محمود محمود باید نام برد که اتفاقاً هر دو از همشهریان تقی‌زاده بودند.

محمود محمود به هیچ‌وجه به تقی‌زاده باور نداشت و همیشه می‌گفت: «تقی‌زاده در میان مشروطه‌خواهان حقیقی، هیچ‌گاه حنایش رنگی نداشت و او را از عمال سیاست انگلیس می‌شناختند»

کسروی هم در نوشته‌هایش، به‌ویژه در کتاب تاریخ مشروطه ایران او را رسوا ساخته است. واقعیت این است که تقی‌زاده در زندگی سیاسی خویش، به رنگ‌های گوناگون درآمده و وارونه‌بازی‌ها کرده است. زمانی خود را «آزادی‌خواه انقلابی» نامیده و هنگامی دیگر به «الت فعل ِقدرت فائقه» بودن خویش اعتراف کرد

روزی دشمن برپا شدن مجلس سنا بود و روز دیگر بر کرسی ریاست آن نشست! روزی فریاد جنگ با محمدعلی میرزا و فداکاری در راه آزادی را سر می‌داد و فردای آن کلاه فرنگی بر سر می‌گذاشت و پنهانی به سفارت انگلیس می‌گریخت و در آنجا سفارت انگلیس را وکیل رسمی خود می‌کرد که دارایی‌اش را از دولت ایران درخواست کند!

اینها تنها چند نمونه از راه و روش زندگی سیاسی این مرد است. اما کسانی که تقی‌زاده را به قاب قوسین رسانیده‌اند، همان گروه ریزه‌خواران و پادوان اویند که به پشتیبانی آن «استاد فراماسون» و «علامه شهیر!!» از خوان یغمای خزانه دولت، پول‌های گزاف و بی‌حساب به عنوان «حق تألیف و تحقیقات علمی» می‌برند و یک کار علمی درست و بامعنی انجام نمی‌دهند. حتی دانشمندِ یهودی- آلمانیِ انگلستان‌پناه به نام «هنینگ» که مانند بسیاری از همکاران دیگرش، دشمن ایران و ایرانی بود، به کوشش‌های پیگیر تقی‌زاده از دولت ایران پول‌های هنگفتی دریافت نمود و صدها جلد کتاب از سوی وزارت فرهنگ ایران برایش فرستاده شد که به اصطلاح «لغت‌نامه اشتقاقی» برای زبان فارسی بنویسد. او همه آن پول‌ها را خورد و آن کتاب‌ها را هم برد وبه جبران یاری‌های تقی‌زاده «ران ملخ» را منتشر کرد!

از سخن خویش دور نشویم. سخن در باره تقی‌زاده است که هیچ آدم بیداردل، بی‌غرض و رادمردی را ندیدیم که از او به نیکی یاد کند. شگفت این‌که همان گروه آتش‌بیاران و هواخواهان که گفتیم، چون به خلوت می‌رفتند از این فرد ریاکار پول‌پرست که حتی چنان‌که می‌گویند در انگلستان خانه و زندگی داشت و به ظاهر خود را کم‌چیز می‌نمایاند، بیزاری می‌جستند

کسی که از ناآگاهی ملت ایران و پشتیبانی دستگاه‌های سیاسی انگلستان به همه جا رسیده، این عبارت ورد زبانش بوده و دهان به دهان از وی شنیده شده است که: «اخلاق ملی ایرانیان به‌حدی فاسد شده که یا چنگیز باید ظهور کند تا مردم ایران را قتل‌عام سازد یا کوه دماوند آتشفشان کند و این مردم را نابود سازد!». گویا او فراموش کرده است که ملت ایران هر عیبی داشته باشند، خدمتگزار و خیانتکار را به‌خوبی از هم باز می‌شناسد و دست‌کم پاس خدمتگزاران خویش را نگه می‌دارد.

خائنِ خائف

باری، تقی‌زاده حالت مجرمی را داشت که از آشکار شدن دفتر زندگی‌اش، همیشه اندیشناک بود و از همین‌رو پیوسته کوشا بود تامبادا کسانی دانستنی‌های خود را در باره وی آشکار کنند.

کوتاه سخن: دفتر زندگی این مرد ،سراسر فریب، ریاکاری، نیرنگ، ناباوری به هر اصل اخلاقی، ملی و شرافت انسانی است. به قول محمود محمود: «این مرد کسی است که دین را از او گرفتند و هیچ مبنای اخلاقی را جانشین آن نکردند». به ایران و ملت ایران خیانت کرده است. چه خوش گفت آن کس که در باره‌اش دادسخن داد: «مادر دهر چنین خائنی نزاد!»

آخرالامر بیشترین بهره‌برداریِ دولت انگلیس از این جیره‌خوارِ دست‌نشانده درسال ۱۹۳۳ ،که او را در مقام وزارت دارایی قرار بودند، به ثمر رسید و او با شرکت مستقیم در خیانت تحمیل قرارداد نفت ۱۹۳۳ ،ضمیر خویش رانمایان ساخت. او بعدها جز اقراری عاجزانه، راهی برای برائت خود نداشت، چنان‌که در مجلس ۱۵ تنها چیزی که برای تبرئه خود و رضاشاه از آن خیانت عظیم اظهار داشت این بود: «ما چند نفر مسلوب‌الاختیار به تمدید راضی نبودیم، لیکن هیچ چاره‌ای نبود!».

دکترمحمد مصدق در نطق خود در جلسه ۲۷ فروردین ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی با توجه به این اظهارات تقی‌زاده و اشاره به مکاتباتی که او قبلاً با تیمورتاش داشته است، با قرائت متن یکی از این نامه‌ها در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۰۸ به‌درستی یادآور شد که تقی‌زاده خوب می‌دانست غرض کوتاه کردن دست کمپانی از نفت نیست، بلکه تمدید و تثبیت قرارداد است. همچنین دکتر مصدق در جلسه مورخ ۷/۸/۱۳۲۳ مجلس زیان این قرارداد را شانزده میلیارد و یکصد و بیست و هشت هزار ریال به ضرر ملت ایران برآورده کرده است.(۲)

فریب با کلمات و جملات

تقی‌زاده با نیروی لفاظی و با کمک مطالعات خود در مجلس اول- که بیشتر نمایندگانش کاسب و عوام بودند- زود خودنمایی کرد و نطق‌های پرحرارت او، اسباب شهرت و ترقی وی شد. تقی‌زاده تغییرات سیاسی ایران و موقعیت زمان را با هوشمندی درک کرد و خود را با آن تغییرات ـ‌که بیشتر به وسیله سیاست نیرومندِ همسایه جنوبی رهبری می‌شدـ هماهنگ ساخت و راه پیشرفت خود را هموار کرد.

تقی‌زاده هنگام تنظیم متمم قانون اساسی، با مداخله روحانیون در مجلس برای نظارت و انطباق قوانین با موازین شرعی مخالفت کرد و از همین زمان نام او بر سر زبان‌ها افتاد و گروهی از روحانیون و مردم اعتقادات مذهبی او را سست و بی‌پایه دانستند و او را بی‌دین خواندند.

هنگامی که مجلس در کار پیشرفت و تثبیت قدرت حکومت پارلمانی بود و انگلیسی‌ها با ناخشنودی از موفقیت مجلس، برای طرد محمدعلی‌شاه و درهم ریختن قزاقخانه مصمم بودند و انجمن‌های خلق‌الساعه در هر سو تشکیل می‌شد، انجمن آذربایجان نیز فعالیت شدید خود را آغاز کرده بود و تقی‌زاده رهبری این انجمن را برعهده داشت.

او جوانان مجاهد انجمن را بر ضد محمدعلی‌شاه و درباریان تحریک می‌کرد و در منزل خود اسلحه‌خانه ترتیب داده بود و در مجلس سخنان تندی بر زبان می‌راند و مخصوصاً به اطرافیان شاه و دوستداران سیاست روس سخت می‌تاخت. او انقلابی نمایی می‌کرد، ولی تندروی‌ها و ناسزاگویی‌هایش بیشتر در گسترش تشنج و تشدید اختلاف شاه و مجلس اثر می‌گذاشت و اتفاقاً این همان هدفی بود که انگلیس‌ها در ایران دنبال می‌کردند، از این‌رو تقی‌زاده به داشتن روابط پنهانی با عمال سفارت متهم بودد.

پیش از آن‌که مشیرالدوله کابینه خود را معرفی کند، گروهی از تندروان و آزادی‌خواهان افراطی مجلس نزد شاه رفتند و به انتخاب او اعتراض کردند. شاه گفت: «به ناصرالملک گفتم اظهار عجز کرد، نظام‌السلطنه را در نظر داشتم، هم وجودش برای فارس لازم است هم تا وصول او به تهران دولت بلاتکلیف بود و با وضعی که پیش آمد، دولت باعث شدن ناامنی شد و در انتخاب مشیرالسلطنه هم نظر خاصی نبوده. شما هم امتحان کنید اگر خلافی دیدید بگویید تغییر می‌دهیم».

در این پاسخ شاه ملایمت و حسن ‌نیت بسیاری نهفته بود، اما نمایندگانی که حسن نیت نداشتند یا از استبدادخویی مشیرالسلطنه می‌ترسیدند آرام ننشستند. عاقبت مشیرالسلطنه روز ۶ شعبان کابینه خود را به مجلس معرفی کرد. هنگام معرفی کابینه تقی‌زاده پرسید: «پروگرام شما چیست؟» مشیرالسلطنه معنی «پروگرام» را نفهمید و گفت: «بعد از آن‌که قانون وزارت داخله تهیه شد، بر طبق آن رفتار خواهد شد!»

سعدالدوله، وزیر خارجه در میان حرف رئیس‌الوزرا دوید و گفت: «مجال تهیه پروگرام نداشتیم، بعد می‌دهیم». چند نفر بر مشیرالسلطنه ایراد گرفتند که چرا معنی پروگرام را ندانست! اما این خرده‌گیری بر نماینده‌ای می‌سزید که این کلمه لاتین را که در آن زمان غیرمأنوس بود برای فضل‌فروشی بر زبان راند! به هر حال حکومت مشیرالدوله در برابر کارشکنی تندروان مجلس مقاومت نکرد و مجلس بدون جلب نظر شاه، ناصرالملک را برای زمامداری درنظر گرفت. مشیرالسلطنه روز نهم رمضان کناره‌گیری کرد.

یک بام و دو هوا!

به اقرار خود تقی‌زاده در دوره اول مجلس شورا، اگر با شاه مدارا می‌شد، امکان سازش منتفی نبود و حوادث ناگوار بعدی پیش نمی‌آمد، ولی با تحریکات سیاست خارجی به‌منظور آماده کردن موجبات اجرای قرارداد ۱۹۰۷ و اغراض و تندروی‌های بی‌موقع بعضی از آزادی‌خواهان، مدارا غیرممکن شده بود.

آنگاه ‌که انگلیس و روس در بمباران مجلس توافق کردند، تقی‌زاده به‌وسیله مراکز سیاسی از این تصمیم مطلع شد و به همین دلیل، چند روز پیش از بمباران مجلس عجولانه منزل خود را از جلوی بهارستان به یکی از کوچه‌های پشت مجلس تغییر داد تا از دسترس مأموران دولتی دور باشد

او روز قبل از بمباران در مجلس نطق پرحرارتی کرد و از حادثه‌ای که ممکن بود پیش بیاید سخن راند و به عبدالحسین‌خان معزالملک (تیمورتاش) و ابوالفتح‌زاده- دو افسر نوجوان و پرشور که به خدمت گارد مجلس درآمده بودند- دستوراتی داد و شب قبل از بمباران هم در مجلس بین مجاهدان تفنگ و فشنگ توزیع می‌کرد و به قول کسروی خواهان جنگ بود، ولی روز بمباران که پارلمان از آغاز صبح جلسه علنی داشت تمارض کرد و در مجلس حاضر نشد.

او با آنکه ریاست انجمن آذربایجانی‌ها و سرپرستی گروه بزرگی از مجاهدان را داشت و در خانه خود تعدادی اسلحه ذخیره کرده بود و جمعی فدایی و مجاهد مقیم خانه او بودند، از مخفی‌گاه خود بیرون نیامد و شایع شد که از همان‌جا با «ماژراستوکس» وابسته نظامی سفارت که دستوری در این کار داشت، تماس گرفت و با لباس مبدل و تغییر «عمامه» به «شاپو» به اتفاق سیدحسن، مدیر حبل‌المتین و مساوات و تربیت و چند نفر دیگر به همراهی خادمان سفارت انگلیس، در یک درشکه ـ‌که آن هم احتمالاً درشکه سفارت بودـ به سفارت انگلیس پناه برد.

استوکس در باره پناهندگی تقی‌زاده در گزارش خود نوشته است: «اگر تقی‌زاده و همراهانش را پناه نمی‌دادیم، بدون شک دستگیر می‌شدند و بدون محاکمه به قتل می‌رسیدند!». البته تقی‌زاده برای پاس جان خود حق داشت از هر وسیله‌ای استفاده کند، ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *