توضیحات
فایل پاورپوینت کامل زینب- سلام الله علیها- از سقیفه تا کربلا؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل زینب- سلام الله علیها- از سقیفه تا کربلا شامل 118 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل زینب- سلام الله علیها- از سقیفه تا کربلا را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل زینب- سلام الله علیها- از سقیفه تا کربلا با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل زینب- سلام الله علیها- از سقیفه تا کربلا با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل زینب- سلام الله علیها- از سقیفه تا کربلا تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل زینب- سلام الله علیها- از سقیفه تا کربلا را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زینب- سلام الله علیها- از سقیفه تا کربلا :
دوران حضرت رسول صلی الله علیه و آله
شش سال از زندگی زینب- سلام الله علیها- دختر امیرالمؤمنین می گذشت. در طی این مدت، اوقات را به خیر و خوشی در کنار خانواده و جد بزرگوارش به سر می برد که در شبی خواب عجیبی دید که او را پریشان کرد؛ خوابش را برای جد بزرگوارش این طور تعریف کرد:
«تنها بودم، آن هم در بیابان؛ در مکانی بلند ایستاده بودم که ناگهان توفانی برخاست و بادی سخت وزیدن گرفت. گرد و غبار از هر سو برخاست و روز را چنان شب ساخت. درختی یافتم، بدان پناه بردم و به وسیله ی آن خود را نگه داشتم. درخت از ریشه کنده شد، به شاخه ای از درخت پناه بردم، آن شاخه هم شکست، به شاخه ای دیگر پناه بردم، آن شاخه هم شکست. به دو شاخه ی دیگر پناه بردم، آن دو شاخه هم شکستند. من حیرت زده و سرگردان بر جای ماندم. وحشت زده بیدار شدم.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله از شنیدن این رؤیا تغییر حالت یافت و رنگ چهره اش دگرگون شد و آن گاه به تعبیر رؤیا پرداخت، و چنین فرمود:
«آن درخت که از ریشه کنده شد منم و گویا زمان مرگم فرا رسیده؛ آن شاخه ها به ترتیب مادرت، آن شاخه ی دیگر پدرت، آن دو شاخه ی بعدی دو برادرت حسن و حسین هستند.»[۱]
گویا در ادامه ی تعبیر خود فرمود:
«این رؤیا حکایت از شهامت تو در آزمایش خداوندی دارد. تو این آزمایش را نیکو به پایان می بری. صبر و استقامت تو در مصائب بعدی بسیار است.»
شاید زینب- سلام الله علیها- با شنیدن این خبر به فکر فرو رفت که در آینده چه اتفاقی می افتد که شهامت من در آن مورد آزمایش قرار گرفته؛ دست قضا و قدر با من چه می کند؟
در دهه ی آخر صفر سال ۱۱ هجری، حال پیامبر صلی الله علیه و آله بر اثر بیماری وخیم شد و اولین مرحله ی خواب زینب- سلام الله علیها- به وقوع پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در بستر بیماری فرمودند:
«اتونی بدواهٍ و قرطاسٍ»[۲]
«قلم و کاغذ بیاورید تا وصیت نامه ای برای شما بنویسم که بعد از من گمراه نشوید.»
عمر گفت:
«انَّ النبی غلبه الوجع و عندکم کتاب الله و حسبنا کتاب الله»[۳]؛
یعنی «بیماری بر پیامبر غلبه کرده و کتاب خدا قرآن در نزد ما کافی است.»
عمر مانع نوشتن وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله شد زیرا او می دانست که هدف پیامبر صلی الله علیه و آله از نوشتن وصیت چیست.
چیزی نگذشت که علائم احتضار در وجود شریف او پدید آمد و روح مقدس و بزرگ آن سفیر الهی نیم روز دوشنبه در ۲۸ ماه صفر به آشیان خلد پرواز نمود.[۴]
شیون زنان و گریه ی نزدیکان پیامبر صلی الله علیه و آله، مردم بیرون را مطمئن ساخت که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله درگذشته است و چیزی نگذشت که خبر رحلت وی در سرتاسر شهر انتشار یافت.[۵]
علی علیه السلام با خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه و آله مشغول کفن و دفن پیامبر صلی الله علیه و آله بودند[۶] و در نزدیکی آنان آشوبی برپاست.
انصار و مهاجرین، عمر و ابوبکر، سعدبن عباده؛ همه در مکانی به نام سقیفه [۷] جمع شدند تا برای پیامبر صلی الله علیه و آله جانشین تعیین کنند.
اکنون زینب- سلام الله علیها- متوجه می شود که چرا عمر مانع نوشتن وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله شد، زیرا او می دانست که هدف پیامبر صلی الله علیه و آله از این کار تعیین جانشین است.
مگر آن هایی که در سقیفه بودند همراه پیامبر صلی الله علیه و آله در حجهالوداع نبودند؟ مگر آن ها در روز ۱۸ ذی حجه در مکانی به نام غدیر خم همراه پیامبر صلی الله علیه و آله نبودند؟ آن هایی که به علی علیه السلام در آن روز تبریک گفتند[۸] در سقیفه حضور داشتند. آری، این ها بودند که سقیفه را به وجود آوردند. اینان با ایجاد سقیفه، مردم را از حقیقت دور کردند. در اثر اجتماع آنان در سقیفه، شریعت اسلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله دگرگون شد.
با این که حضرت زینب- سلام الله علیها- در زمان سقیفه حدوداً ۶ ساله بود ولی همین سقیفه مقدمه ی ماجراهایی بود که مسیر زندگی زینب- سلام الله علیها- را تغییر داد و او را قهرمان کربلا نامید.
سقیفه یک روز بود ولی ثمره ی آن تا کنون و تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام باقی است.
– در اثر سقیفه به درب خانه ی فاطمه ی زهرا- سلام الله علیها- آتش بردند.
– در اثر سقیفه شمشیر ابن ملجم بر فرق امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرود آمد.
– بر اثر سقیفه امام حسن مجتبی علیه السلام با زهر شهید شد.
– بر اثر سقیفه امام حسین علیه السلام شهید شد و زینب- سلام الله علیها- و دیگر دختران پیامبر صلی الله علیه و آله اسیر شدند.
– در اثر سقیفه مسیر تاریخ بشریت دگرگون شد.
حضرت زینب- سلام الله علیها- مشاهده می کند پدر بر اثر سقیفه خانه نشین است و حق او غصب شده و یاری ندارد که قیام کند؛ و مادرش فاطمه ی زهرا- سلام الله علیها- ناراحت و محزون است.
حضرت زینب- سلام الله علیها- قیام مادرش را برای دفاع از ولایت نظاره می کند که چگونه برای حق از دست رفته ی پدر در هیاهوست؛ به خانه ی مهاجر و انصار می رود و آنان را به یاری شوهر خود می خواند.[۹]
هنوز غم از دست دادن پیامبر صلی الله علیه و آله را فراموش نکرده بود که ابوبکر و عمر و عده ای دیگر به منظور بیعت گرفتن از حضرت علی علیه السلام به خانه ی آن ها حمله می کنند، درب خانه را به آتش می کشند و در این بین حضرت زهرا- سلام الله علیها- مجروح می شود. اکنون زینب- سلام الله علیها- پرستار مادر است.
زمانی که بیماری حضرت زهرا- سلام الله علیها- شدت گرفت زنان مهاجر و انصار به عیادتش آمدند و از حال او جویا شدند. ایشان فرمودند: حالم به گونه ای است که از دنیای شما بیزارم و مردانتان را دشمن می دارم.. .
حضرت زهرا- سلام الله علیها- با چنان فصاحتی صحبت کردند که همه شرمنده شدند. زنان حاضر در مجلس، سخنان حضرت را به شوهرانشان انتقال دادند و آنان برای اظهار پشیمانی به نزد حضرت آمدند. حضرت زهرا- سلام الله علیها- فرمود: کوتاهی از طرف شماست.[۱۰] حضرت زینب- سلام الله علیها- دید که چگونه مادر حجت را بر آنان تمام کرد.
شیخ صدوق می فرماید:
روز غدیر خم برای هیچ کس درباره ی خلافت عذری به جا نگذاشته است.[۱۱]
بار دیگر حضرت زهرا- سلام الله علیها- با وصیت خود توفانی شدید به پا کرد. او وصیت کرده بود که بدنش را شبانه به خاک بسپارند، دور از چشم دشمنان او. با رحلت حضرت زهرا- سلام الله علیها- حضرت علی علیه السلام به وصیت او عمل کرد و او را شبانه و دور از چشم دشمنان به خاک سپرد.[۱۲]
وقتی ابوبکر و عمر متوجه این کار حضرت علی علیه السلام شدند ناراحت و محزون شدند و حضرت زهرا- سلام الله علیها- برای بار دیگر مخالفت خود را با آنان این طور نمایش داد و چهره ی خلیفه را در نظر مردم تیره کرد.
زینب- سلام الله علیها- بار دیگر محزون و ناراحت است. او می دانست که مادرش به سفری رفته که برگشت ندارد. خانه را بدون مادر می بیند. حالا او باید جای مادر را در خانه بگیرد و سرپرست برادر و خواهر باشد.
خلافت از ابوبکر به عمر و بعد از او به عثمان رسید.
در تاریخ در مورد رابطه ی امام علیه السلام با ابوبکر چیزی نوشته نشده ولی در خصوص خلیفه ی دوم، عمر، خاطرات زیادی نوشته شده که عموماً کمک های قضایی امام علیه السلام به عمر بوده است. عمر ظاهر را حفظ می کرد و هیچ گونه بی ادبی به امام نمی کرد ولی عثمان چنین نبود. او اظهارنظرهای امام را نادیده می گرفت و یک بار به امام گفت: تو نزد من بهتر از مروان بن حکم نیستی.[۱۳]
عثمان به دلیل فساد مالی و اداری و استفاده از افراد نالایق بنی امیه و هم چنین خویشان در رأس مناصب دولتی و تصرف های غیرمجاز و دست بردن به بیت المال و کنار گذاشتن نیروهای شایسته از قبیل مهاجر و انصار، خشم مردم را برانگیخت و چون به اعتراضات و درخواست های مشروع مسلمانان در خصوص تغییر استانداران و فرمانداران فاسد و بی اراده ترتیب اثر نداد، سرانجام شورش و انقلابی بر ضد حکومت او شکل گرفت و منجر به قتل او شد.[۱۴]
محمد بن حنفیه فرزند امام می گوید:
وقتی عثمان کشته شد من در کنار پدرم بودم، برخاست و به خانه ی خویش رفت. یاران پیامبر صلی الله علیه و آله نزد پدرم آمدند و گفتند: «این مرد کشته شد، مردم نیاز به امام دارند، کسی را برای امامت بهتر از شما نیافتیم که سابقه ات شایسته است و خویشاوندیت با پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک تر.» امام فرمودند: «من وزیر شما باشم بهتر از این است که امیر شما باشم.»
آنان اصرار فراوان کردند و گفتند: «به خدا دست برنمی داریم تا با تو بیعت کنیم». امام فرمودند: «به مسجد بروید تا بیعت من آشکارا و به رضای مسلمانان باشد.»[۱۵]
حکومت امام علی علیه السلام
در روز جمعه، پنج روز مانده به ذی حجه سال ۳۵ هجری با علی علیه السلام بیعت کردند. نخستین خطبه ای که علی علیه السلام پس از خلافت خواند چنین بود که حمد و ثنای خدا کرد و گفت:
خدای عزّوجلّ کتابی هدایتگر فرستاد و نیک و بد را در آن بیان کرد؛ نیکی را بگیرید و بدی را واگذارید، فرایض خدا سبحانه را به جای آرید که شما را به بهشت می رساند، خدا چیزهای معین را حرام کرده و حرمت مسلمان را بالای همه ی محرمات نهاده و مسلمانان را به اسلام و توحید نیرو داده. مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند مگر به حق؛ آزار مسلمانان جز به اقتضای واجب، روا نیست. به کار عامه برسید، مرگ به همه می رسد، کسان پیش از شما رفته اند و رستاخیز که از این پس می رسد شما را به تلاش می خواند.
سبکبار باشید تا به مقصد برسید که کسان در انتظار دنباله روان خویشند. بندگان خدا! در کار بندگان از خدا بترسید، شما را حتی از مکان ها و جنبنده ها خواهند پرسید، خدای عزّوجلّ را اطاعت کنید و نافرمانی او مکنید، وقتی به نیکی رسیدید، آن را بگیرید و چون به بدی رسیدید آن را واگذارید. به یاد آرید که گروهی اندک بودید و در زمین زبون بودید.[۱۶]
به نظر می رسد در آن زمان، حضرت زینب- سلام الله علیها- حدوداً ۳۰ سال داشتند.
حضرت علی علیه السلام بعد از ۲۵ سال خانه نشینی به خلافت رسید. او در مدت خلافت خلفای پیشین، هیچ مشارکت فعال سیاسی نداشته و جز مشورت هایی که در برخی امور قضایی در کار بوده به طور چشمگیری در صحنه ی سیاست حضور نداشته است. به بیان دیگر، امام علی علیه السلام در میان خلفا هیچ عضویتی نداشته است.[۱۷]
امام هدف خود را از روی کار آمدن، اصلاح می دانست. دلیل این مدعا آن بود که امام فردی پایبند به دین و سنت بود. باید توجه داشت که مردم به این دلیل به طرف امام آمدند که از فساد خلیفه ی پیشین خسته شده بودند و از امام انتظار اصلاح امور را داشتند.[۱۸]
امام در ضمن یکی از خطبه های خود، جامعه ی خود را همانند جامعه ی جاهلی معرفی می کند. آن حضرت می فرماید:
گرفتاری و آزمایشی که اکنون شما را در بر گرفته است درست مطابق با روزی است که خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله را برانگیخت.[۱۹]
اکنون امام باید به فکر اصلاح این دوره باشد. کسانی چون طلحه و زبیر هم که با امام بیعت کردند، منتظر ابلاغاتی از سوی امام برای حکومت بر بصره و کوفه بودند که هر دو از امام جواب رد شنیدند.[۲۰]
اسدبن عبدالله می گوید:
عایشه در راه بازگشت به مکه بود؛ به او خبر دادند که عثمان کشته شده و مردم مدینه با حضرت علی صلی الله علیه و آله بیعت کردند. عایشه گفت: به خدا عثمان به ستم کشته شده، من انتقام خون او را می گیرم. ابن ام کلاب گفت: نخستین کسی که گفته ی خود را تغییر دادی تو بودی.[۲۱]
عایشه با شنیدن این خبر به مکه بازگشت و فریاد مظلومیت عثمان را سر داد.[۲۲]
جنگ جمل
طلحه، زبیر، عایشه و برخی از مسلمانان مکه متفق شدند که از قاتلان عثمان انتقام جویند؛ به همین دلیل به سوی بصره حرکت کردند.[۲۳]
زمانی که خبر رفتن شورشیان در مدینه به امام رسید، آن حضرت به همراه شمار زیادی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سایر مردم مدینه به سوی عراق حرکت کردند.[۲۴]
امام به هیچ وجه مایل به برپایی جنگ نبود لذا با ارسال پیام های مکرر از شورشیان خواست تا از این اقدام صرف نظر کنند اما این کار بی فایده بود تا این که به یارانش اعلام کرد که کسی حق شروع جنگ را ندارد.[۲۵]
جنگ شروع شد و پیروز میدان کسی جز حضرت علی صلی الله علیه و آله و یارانش نبود. سپس امام دستور داد تا کسی را تعقیب نکنند و مجروحی را از بین نبردند.[۲۶]
پس از پایان جنگ جمل، امام به مسجد جامع رفت و به سرزنش مردم پیمان شکن بصره که نخستین مردمی هستند که از اطاعت امام خود سرپیچی کردند پرداخت.[۲۷]
خطاب به آنان فرمود: «شما (اهل بصره) سپاهیان یک زن بودید و پیروان نا آگاه حیوان زبان بسته ای گشتید.»[۲۸]
پس از فرو نشاندن شورش پیمان شکنان و آرام کردن منطقه، امام به سمت کوفه حرکت کرد و در آن جا مستقر شد.[۲۹]
حضرت زینب- سلام الله علیها- و شوهر و فرزندانش با آن حضرت به دارالخلافه آمدند.[۳۰]
خروش زینب- سلام الله علیها- در جنگ جمل
در واقعه ی جمل به حضرت زینب- سلام الله علیها- خبر دادند که نامه ای بدین مضمون نوشته شده:
«ما الخبر ما الخبر انَّ علیاً کالاشقران تقدم عقر و ان تأخر نحر»؛
«چه خبر است؟! علی مانند اشقر است (حیوان هار) اگر پیش روی می گیرد قطع می کند و اگر از عقب روی بیاید نحر می کند.»
زنان دشمن دور هم جمع شده، کف می زنند و این نامه را می خوانند. حضرت زینب- سلام الله علیها- خواست تا آن ها را توبیخ کند. ام سلمه عرض کرد: تو دختر امیرالمؤمنین و عقیله ی آل ابی طالب هستی، آرامش خود را حفظ کن و به ما دستور بده تا آن ها را به سزای عملشان برسانیم، صلاح شما نیست که خود به تنهایی اقدام به چنین کاری کنید.[۳۱]
سپس ام سلمه به طرف زنان رفت، آن ها دست از کف زدن کشیدند و حیا کردند و متفرق شدند. آن گاه حضرت زینب- سلام الله علیها- فرمود:
«اگر شما هم اکنون بر علیه امیرالمؤمنین علی علیه السلام توطئه می کنید، در گذشته نیز نسبت به برادرش رسول خدا صلی الله علیه و آله جنگ کردید.»[۳۲]
حضرت زینب- سلام الله علیها- با این کلام به آنان فهماند کسی که ولایت حضرت علی علیه السلام را قبول ندارد، در واقع با رسول خدا صلی الله علیه و آله در ستیز است و از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز نافرمانی می کند.
امام علی علیه السلام و معاویه
امام در ورود به کوفه به قصر حاکم نرفت به دلیل اشرافی بودن آن؛ به مسجد کوفه رفت و به طور موقت در آن جا ساکن شد و پس از آن به خانه ی جعده، فرزند خواهرش ام هانی رفت.[۳۳]
امام در کوفه برای مناطق مختلف عراق و ایران فرماندهی را مشخص و به آن جا اعزام کرد.[۳۴]
گفتنی است که امام در آغاز ورود به کوفه، کوشید تا اذهان مردم را نسبت به مسائل مختلف روشن کرده و آنان را برای پشتیبانی از خود در تحولات بعدی آماده سازد. آن حضرت با بزرگان و اشراف سخن گفته و آن ها را برای حمایت از خود در برابر معاویه آماده ساخت.[۳۵]
امام از کوفه به معاویه نامه ای نوشت و کوشید تا او را به اطاعت از امام مسلمین قانع کند. امام ضمن این نامه به معاویه نوشت مردمی که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند با من نیز بیعت کرده اند، همانا بیعتی که مردم مدینه با من کرده اند بر تو نیز الزامی است، مگر خود را دچار بلا سازی. من با تو می جنگم و از خداوند بر ضد تو یاری می جویم و بدان که تو در شمار اسیران آزاد شده هستی که سزاوار خلافت و شرکت در شورا نیستی.[۳۶]
معاویه شرطی را برای امام گذاشت که امام قبول نکرد.[۳۷]
امام نامه های زیادی را برای معاویه و عمروبن عاص نوشته و کوشید تا آنان را به راه حقیقت نزدیک کند.[۳۸]
نظر قطعی امام جنگ با معاویه بود زیرا معاویه جز زبان زور چیزی نمی فهمید. از سوی دیگر بزرگان کوفه مدافع حضرت در جنگ با شام بودند.[۳۹]
جنگ شروع شد تا زمانی که عمروبن عاص دید سپاه حضرت علی علیه السلام بر آنان غلبه می کند و از هلاکت بیمناک شد. به معاویه گفت «می خواهی کاری کنم که سپاه ما متحد و آنان متفرق شوند؟» گفت: آری. گفت: قرآن ها را بالا می بریم و می گوییم آن چه در قرآن هست میان ما و شما حکم کند. پس قرآن ها را بر سر نیزه بالا بردند و گفتند: این کتاب خدا عزّوجل میان ما و شما داوری می کند.
آنان پذیرفتند. حضرت علی علیه السلام فرمود: بندگان خدا! جنگ با دشمن را ادامه دهید. اینان اهلیت آن را ندارند، من آنان را بهتر از شما می شناسم.[۴۰]
در این زمان مالک اشتر در خط مقدم بود که مخالفان به امام علی علیه السلام گفتند: مالک اشتر را برگردان وگرنه تو را خواهیم کشت. مالک برگشت و امام هم دید که در میان یاران تفرقه ایجاد شد. با قید به این که معاویه اهلیت قرآن را ندارد، پذیرفتن حکمیت قرآن را یادآور شد.[۴۱]
حکمیت به ضرر امام تمام شد و بار دیگر معاویه به خلافت رسید.[۴۲]
همان کسانی که امام را وادار به پذیرش حکمیت کردند، پس از چند روز از کار خود پشیمان شدند و خواستار نقض عهد از طرف امام شدند اما امام علی علیه السلام کسی نبود که پیمان مزبور را بشکند و نقض عهد نماید.[۴۳]
صحبت های مکرر امام و اصحاب آن حضرت نتوانست عده ای از خوارج را از مسیری که برگزیده بودند، بازگرداند، تا این که در مقابل امام به جنگ برخاستند و شکست خوردند.[۴۴]
پس از جنگ نهروان، امام کوشید تا مردم عراق را دوباره برای جنگ با معاویه بسیج کند ولی آنان حاضر به جنگ نشدند و ابراز خستگی از جنگ کردند.[۴۵]
امام ضمن خطبه ای از مردم درخواست کرد که به یاریش بشتابند ولی کسی همراه او نشد. آن حضرت در خطبه ای فرمود:
گرفتار کسانی شده ام که چون حکم می کنم فرمان نمی برند و چون می خوانم جواب نمی دهند. ناکسان! شما در یاری کردن پروردگارتان منتظر چه هستید؟ آیا شما را دینی نیست که جمعتان سازد و نیست شما را حمیت و غیرتی که تکان دهد؟ در میان شما ایستاده، چندان که فریاد می کنم و شما را فرا می خوانم به هواداریم نمی آیید و آن چه داد و بی داد می کنم به یاریم نمی شتاید؛ سخنم را گوش نمی دهند و فرمانم را پیروی نمی کنید تا سرانجام پیش آمدهای بد هویدا گردد. شما مردمی بی دین و حمیت هستید که به پشتیبانی شما نه خونی را می توان دریافت نمود و نه با شما به مقصودی می توان رسید. هر گاه شما را به یاری برادرانتان خواندم صداه
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.