تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد (ع) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد (ع) شامل 59 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد (ع) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد (ع) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد (ع) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد (ع) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد (ع) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد (ع) :

مقدمه

امام نهم محمد بن علی ملقب به «تقی»[۱] و «جواد» در سال ۱۹۵ ق در مدینه دیده به جهان گشود. [۲] و در زمانی که پدر بزرگوارش به شهادت رسید در سال ۲۰۳ ق متصدی امامت شد. امام جواد (ع) ۱۵ سال از دوران امامتش را در زمان خلافت مأمون عباسی و دو سال پایانی را در خلافت معتصم عباسی سپری کرد و سرانجام در سال ۲۲۰ ق به شهادت رسید. [۳] مأمون و معتصم مانند سایر خلفای عباسی رابطه خوبی با امامت نداشتند. مأمون که از زیرک ترین خلفای عباسی به شمار می آمد، سعی کرد از سن کم امام (ع) به نفع خویش بهره ببرد و در این راه از تمام تلاش خود استفاده کرد. در این مقاله برخورد متقابل مأمون، معتصم و امام جواد (ع) را در سه بخش جداگانه بررسی خواهیم کرد.

۱- چگونگی برخورد مأمون با امام جواد (ع)

مأمون از تجربل پدرش هارون استفاده کرد و عملاً نشان داد که از پدرش زیرک تر است. وی که از محبوبیت اهل بیت (علیهم السلام) نزد مردم خبر داشت، به جای اینکه همانند پدر، امام را به زندان بیندازد و احساسات دوستداران حضرتش را جریحه دار کند، در یک عمل به ظاهر محترمانه امام رضا (ع) را به خراسان دعوت کرد و حضرت را در حالی که بیست سال از او بزرگ تر بود ولیعهد خود کرد و برای محکم کاری و کسب اعتماد شیعیان، خود را طرفدار ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) خواند؛ اما مواجهه امام رضا (ع) چنان بود که نقشه های مأمون را نقش بر آب کرد و وی ناگزیر شد امام را به شهادت برساند؛ ولی همانند پدرانش مسئولیت قتل امام را به عهده نگرفت؛ بلکه خود را عزادار حضرت نشان داد تا از عواقب خشم علویان در امان بماند.

مأمون پس از شهادت امام رضا (ع) فرزندش امام محمدتقی (ع) را در سال ۲۰۴ق به بغداد فراخواند. وی امید داشت که بتواند بر امام نهم مسلط شود؛ زیرا سنّ امام کم بود و به خاطر سفر امام رضا (ع) به خراسان، از زندگی در کنار وجود مقدس پدرش محروم مانده بود. بنابراین، مأمون[۴] با امید به اینکه امام از کمالات پدر محروم مانده باشد، ابتدا سعی کرد حضرت را بیازماید تا بداند دقیقاً با چه کسی رو به رو است. لذا امام را به حضور در بغداد مجبور ساخت. امام خود را از مدینه به بغداد رساند، اتفاقاً مأمون قبل از دیدار امام برای شکار بیرون رفته بود و پس از بازگشت به شهر، با امام جواد (ع) برخورد کرد که در کنار کودکان ایستاده بود. تمامی کودکان از سر راه وی گریختند، جز امام جواد (ع). [۵] مأمون گفت: او را نزد من بیاورید. پس به او گفت: چرا تو مانند کودکان دیگر فرار نکردی؟ امام فرمود: نه گناهی داشتم تا از ترس آن بگریزم و نه راه تنگ بود که برای تو بگشایم. از هر راهی که می خواهی، عبور کن. مأمون گفت: تو چه کسی هستی؟ فرمود: من محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (ع) هستم. مأمون گفت: از علوم چه می دانی؟ امام فرمود: اخبار آسمانها را از من بپرس. مأمون در این هنگام، در حالی که یک باز ابلق (سفید و سیاه) برای شکار در دست داشت، از امام جدا شد و رفت. آن پرنده به جنبش افتاد و مأمون او را رها کرد (تا شاید چیزی شکار کند) بازِ شکاری به گونه ای به سمت آسمان پرواز کرد که از دیده ها پنهان شد، سپس در حالی که ماری شکار کرده بود، بازگشت. مأمون آن مار را در جعبه مخصوص قرار داد و رو به اطرافیانش گفت: امروز مرگ این کودک به دست من فرا رسیده است؟ سپس بازگشت و به امام جواد (ع) گفت: از اخبار آسمانها می دانی؟[۶] امام فرمود: بلی، ای امیرالمؤمنین! حدیث کرد مرا پدرم از پدرانش از پیغمبر (ص) و او از جبرئیل و او از خدای جهانیان که بین آسمان و فضا، دریایی است خروشان با امواج متلاطم، در آن دریا مارهایی است که شکمشان سبزرنگ و پشتشان خالدار است. پادشاهان با آن مارها فرزندان خانواده محمد مصطفی (ص) را آزمایش می کنند. پس مأمون شگفت زده شد و مقداری در او نگریست و تصمیم گرفت دخترش امّ الفضل را به او تزویج کند. [۷]

امّا در پاسخ به اینکه چرا مأمون دخترش را به ازدواج امام جواد (ع) درآورد، چند احتمال وجود دارد که به برخی از مهم ترین آنها اشاره می نماییم:

الف) وی می خواست با این عمل خود را به امام نزدیک کند و بر راز مسموم کردن امام رضا (ع) پرده بگذارد.

ب) همچنین می خواست با این عمل در واقع دختر خود را به عنوان جاسوس به خانه امام بفرستد و از اخبار حضرت مطّلع گردد. در تقویت این احتمال همین بس که نقل شده است مأمون بالای سر هر کسی یک خبرچین داشت. [۸] همچنین نقل شده است که مأمون کنیزکان را برای جاسوسی به هر کسی می خواست، هدیه می داد. [۹]

ج) مأمون می خواست به گمان غلط خود امام جواد (ع) را به خود نزدیک کند تا حضرت با فرهنگ عیش و نوش که سلاطین با آن مأنوس بودند بزرگ شود. شاهدی که در این باره وجود دارد، خبر«محمّد بن ریان» است که: مأمون درباره ابوجعفر (ع) [۱۰]به هر نیرنگی دست زد؛ ولی به نتیجه ای نرسید، پس چون عاجز گشت، خواست دخترش را به او تسلیم کند. صد کنیزک، از زیباترین کنیزکان را با جامی جواهرنشان در دست بگمارد تا زمانی که ابوجعفر برای حضور در مجلس دامادی وارد می شود، از او استقبال کنند… پس ابو جعفر به آنان توجّهی ننمود. مردی بود که به او «مخارق» می گفتند، آوازه خوان بود و ریش درازی داشت. مأمون او را فراخواند. او به مأمون گفت: اگر او (امام جواد (ع)) کم ترین علاقه ای به امور دنیوی داشته باشد، من به تنهایی مقصود تو را تأمین می کنم.

پس در برابر ابوجعفر (ع) نشست و صیحه ای برکشید که اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع کرد به نواختن عود و آوازه خوانی. ساعتی چنین کرد؛ ولی ابوجعفر (ع) به او و به راست و چپ خود، توجهی ننمود. سپس سر برداشت و رو به آن مرد با صدای بلند فرمود: از خدا پروا کن، ای ریش دراز! پس عود و بربط از دست آن مرد رها شد و دستش تا زمان مرگ از کار افتاد. وقتی مأمون حال او را پرسید در پاسخش چنین گفت: زمانی که ابوجعفر فریاد برکشید، آنچنان هراسیدم که هرگز به حالت عادّی باز نمی گردم. [۱۱]

د) احتمال چهارم در مورد هدف مأمون از ازدواج دخترش با امام جواد (ع) این می تواند باشد که وی امید داشت امام از امّ الفضل صاحب فرزند شود تا مأمون پدربزرگ فرزندی از نسل پیامبر و امیرالمؤمنین (ع) گردد؛ امّا مأمون در این مسئله نیز ناکام ماند و امام جواد (ع) از دختر مأمون فرزند نیاورد. [۱۲] نکته قابل توجه این است که مأمون، امام رضا (ع) را که بیست سال از او بزرگ تر بود ولیعهد کرد، اما امام جواد (ع) را ولیعهد خود نکرد؛ بلکه برای کنترل حضرت، ایشان را داماد خود کرد که این مسئله عدم حسن نیت وی را نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) نشان می دهد.

علامه جعفر مرتضی عاملی پس از نقل کلام محمد بن ریان می گوید: این کلام محمّد بن ریان است؛ ولی ما با مراجعه به متون تاریخی به بیش از دو یا سه کار که مأمون در مقابل امام جواد (ع) انجام داد، بر نمی خوریم و این خود نشان دهنده شدّت کنترل و مراقبتی می باشد که مأمون (یعنی نظام حاکم) در مورد ارباب قلم و تاریخ نگاران معمول می داشته و از اینکه تمام حقایق را برای تاریخ و نسلهای آینده گزارش کنند، بازشان می داشته است. [۱۳]

۲- مواجهه فکری و عملی امام جواد (ع) با مأمون

اگر چه از زمان امام جواد (ع) به بعد مواجهات ائمه (علیهم السلام) با دشمنان گزارش شده است؛ ولی با مطالعه تاریخ به نکاتی برمی خوریم که قابل توجه است و می تواند سرنخی برای تحقیق و بررسی زندگی آنان باشد. یکی از این موارد، ارتباط امامان با وکلا می باشد. امام جواد (ع) با توجه به شرایط و موقعیتی که داشت، توانست افرادی از شیعیان را در دستگاه بنی عباس بگمارد. وکلای امام در بسیاری از استانها مانند اهواز، همدان، بصره، بُست، سیستان، ری، واسط، بغداد، مراکز سنتی امامیه کوفه، قم و خراسان پخش شده بودند. [۱۴] همچنین «محمد بن اسماعیل بزیع» و «احمد بن حمزه قمی» در دستگاه حکومت مقامهای والایی داشتند. [۱۵] بعضی دیگر از شیعیان مانند «حسین بن عبد الله نیشابوری» حاکم «بُست»[۱۶] و «سیستان» شد و «حکم بن علیا اسدی» به حکومت «بحرین» رسید. که هر دوی آنها خمس و وجوهات را به امام جواد (ع) می پرداختند که این حاکی از وابستگی پنهانی آنان به امام نهم بود. [۱۷]

فعالیت های سیاسی گسترد امام از تجزی نیروهای شیعه جلوگیری می نمود و عاملی برای حمایت از شیعیان در برابر دشمنان بود. در عین حال، امام جواد (ع) رفتار وکلا را کنترل می کرد و آنها را ارشاد می فرمود که عملشان موجب یاری رساندن به ظالم نشود و در این باره می فرمود: «الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِینُ عَلَیهِ وَ الرَّاضِی بِهِ شُرَکاءُ ثَلَاثَهً؛ [۱۸] ستمکار و کمک کنند به او و راضی به عمل او، شریک یکدیگرند.»

امام جواد (ع) همانند پدر بزرگوارش با زبان و عمل خود عدم رضایت خویش نسبت به خروج از مدینه را نشان می داد. برای نمونه از حسین مکاری نقل شده است که می گوید: وقتی وارد بغداد شدم، دیدم امام محمد تقی (ع) نیز در بغداد و نزد مأمون در نهایت جلالت است. با خود گفتم: دیگر حضرت جواد (ع) با این مقامی که اینجا دارد، هرگز به مدینه باز نخواهد گشت.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *