توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ):
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش شیعیان کوفه در دوره امام رضا و امام جواد ( (علیهما السلام) ) :
[چهره های ممتاز]
شهر کوفه در تاریخ خونبار شیعه جایگاهی ویژه دارد و مردم ان سامان با هم نکوهش هایی که شده اند بیش از تمام مناطق شیعه نشین به نهضتهای علویان پیوسته اند. آنان تا نیم اول قرن سوم هجری به مثاب هست قیام و تکیه گاه جنبشهای علویان نقشی مهم ایفا کردند و قیامهای نیرومندی را تدارک دیدند. دوستداران امامان شیعه بیش از همه جا در آن شهر تمرکز داشتند[۱] و جمعیتی انبوه داشتند به طوری که این شهر به عنوان شهر شیعه شناخته می شد.[۲] شدت علاق مردم به امامان به حدودی بود که به عنوان مثال امام باقر (ع) را پیامبر کوفه[۳] و امام مردم عراق [۴]می گفتند و مردم عراق را شیفتگان امام باقر (ع) می دانستند[۵] و نیز بیشترین اصحاب امامان از مردم کوفه بودند و یا اصالت کوفی داشتند. [۶]در دور امام صادق (ع) گروه بسیاری از راویان حدیث که اهل کوفه بودند از آن حضرت روایت کرده اند[۷] و در ضمن شهر کوفه در شمار مراکز مهم نقل حدیث بود [۸]و محدثان آن مشرب کوفی [۹] (عراقی) [۱۰] را که گرایش شیعی داشت، بر جای گذاشتند که راویان نخست آن بیشتر از امام علی (ع) و یارانش مانند: معاد بن جبل، ابی مسعود انصاری، عبد اللّه بن مسعود، عبد اللّه بن عباس، جابر بن عبد اللّه انصاری و حذیفه بن یمان روایت کرده اند.[۱۱]
علاوه بر این، شهر کوفه تا پایان دور خلافت امویان مرکز سیاسی و اداری سرزمینهای شرقی خلافت امویان-از آذربایجان تا خراسان و ماوراء النهر و رودخان سند-بود[۱۲] و ماموران اداری و نیروی پادگانهای آن مناطق از این شهر تأمین می گردید. بنابراین بیشتر گسیل شدگان به این شهرها از پرورش یافتگان شهر کوفه بودند. در کنار این نیروها، افراد و یا قبایل تبعیدی و فراری از شیعیان کوفه نیز وجود داشتند که پس از روی کار آمدن زیاد بن ابیه در کوفه، و ناکامی قیامهای مختار و عبد الرحمن بن اشعث و زید بن علی (ع) در این شهر، از کوفه رانده و یا متواری شدند. اینان حدیث شیعه را بازگو می کردند و خود سهم بسزایی در گسترش تشیع در آن مناطق داشتند. ازاین رو رشد و شکوفایی اندیش شیعه در ایران تا ماوراء النهر و رودخان سند، مدیون تلاش شیعیان کوفه بود.
با این همه، بدون شک شیعیان کوفه در تلاش ها و فعالیتهایشان از راهنماییهای امامان بی بهره نبودند، اگر چه آن معصومان پس از شهادت امام حسین (ع) بظاهر دیگر بار به قیمهای این شهر توجهی نشان ندادند اما با خواص از شیفگان ارتباط داشتند و برای سرو و سامان دادن به فعالیهای پیروان اهل بیت نمایندگانی داشتند که هریک در جای خود اهمیت ویژه ای دارد. چهر برجست شیعیان کوفه در دور امامت امام رضا جواد (علیهما السلام) «صفوان بن یحیی» بود که تا سال ۲۱۰ ه ق زندگی کرد.[۱۳]
الف) صفوان ین یحیی
وی از موالی قبیل بجیله و با کینه ابو محمد معروف بود و در شهر کوفه «سابری» [۱۴]می فروخت[۱۵] و شاگرد عبد الرحمن بن حجاج بجلی سابری فروش، نمایند امام صادق (ع) ، بود[۱۶] صفوان از اصحاب و فقهای بزرگ دور امام موسی بن جعفر (ع) و نمایند امام رضا[۱۷] و امام جواد (علیهما السلام) در شهر کوفه به شمار می رفت.[۱۸] وی در سرسپاری به کردگار و پارسایی جایگاهی ویژه داشت و در پیشگاه ائم شیعیان مورد اعتماد فراوان بود[۱۹]و کتابهای فراوانی از خود به جای گذاشت، از جمله: کتاب الاداب و التجارات غیر الاول و الشراء و البیع[۲۰] که به احتمال قوی باید در موضوع پیشه وری و برای راهنمایی پیشه وران شیعه نگاشته شده باشد، زیرا شیعیان در بازارها بویژه بازار شهر کوفه که در مسیر راه تجارتی سرزمینهای ایران و شام و عربستان و بندر بصره قرار داشت و اقتصاد آن با رونق بود،[۲۱] نقش فعالی داشتند و عهده دار حرفه هایی با اهمیت بودند، مانند: صرافی، تجارت، کرای وسایل حمل و نقل (شتر، قاطر، الاغ) ، که آنان را با دیگر سرزمینهای اسلامی ارتباط می داد. بازار کوفه تخصصی بود به این صورت که صاحبان هر حرفه در محلی خاص تمرکز یافته بودند و بازاریان دارای تشکیلات صنفی بودند[۲۲] و احتمالا اصحاب امامان با توجه به شرایط خفقان از طریق همین تشکیلات صنفی افراد را جذب می کردند که پیشوایان هر صنف و مراحل و مراسم ورود به آن بیانگر این موضوع می تواند باشد.[۲۳] ازاین رو بازار اهمیت ویژه ای در فعالیتهای شیعه و گروههای مخالف عباسیان داشت و خلفای عباسی نیز برای ردیابی مخالفان جاسوسهایی در بازارها می گماردند.[۲۴] اما متاسفانه در پژوهشها از فعالیتهای صفوان بن یحیی در اتحادیه های صنفی کوفه، آگاهی کافی به دست نیامد که امید است محققان در این زمینه تحقیقات بیشتری ارائه دهند.
پیشین تلاشهای سیاسی صفوان بن یحیی
صفوان در دور امامت موسی بن جعفر (ع) در شهر کوفه می زیست و در میان شیعیان از اعتبار خاصی برخوردار بود، زیرا رهبران گروه «واقفه» برای جلب نظر وی وعد پول فراوان داده بودند و او مخالفت کرده بود و خود را از فرورفتن در باتلاق واقفه به سلامت داشته بود،[۲۵]از این رو برای شناخت هرچه بیشتر صفوان باید با گروه واقفه و فهالیتهای آنان در شهر کوفه و حوادث مؤثر بر فعالیتهای این گروه از شیعیان، آشنا شویم.
گروه واقفه که پس از شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع) با انگیز دنیا طلبانه به وجود آمده بود، چهر غالیانه به خود گرفت و برای مدتی شیعیان کوفه، بغداد و مصر را به خود مشغول داشت[۲۶] آنان در شهر کوفه قدرت بیشتری داشتند و عمر سیاسی آنان در این شهر که زمین انحراف بیشتری در آن وجود داشت، به درازا کشید و هر چند گاه در چهره های مختلف جلوه می کردند و سبب نگرانی امامان و شیعیان می شدند. این گونه انحرافها ناشی از فضای خفقان آور و شرایط سخت پنهانکاری در میان شیعیان بود که باعث کندی ارتباطات میان شیعیان، و شیعیان و رهبری می شد[۲۷] و نظارت رهبری را بر افرادی که مسؤولیتهایی را عهده دار بودند، کمتر می کرد در این وضعیت برخی کج اندیشان، به فرصت طلبی گرایش یافتند و در این راه از موج اجتماعی و سیاسی غلو که مدتی بود جامع اسلامی را در خود فروبرده و شورشهای نیرومندی (سنبادیه، ۱۳۷ه. ق، راوندیه، ۱۴۲ ه. ق، استاذسیس، ۱۵۰ ه. ق، مقنعیه، ۱۵۹ تا ۱۶۱ ه. ق) را به وجود آورده بود،[۲۸] بهره گرفتند و خودخواهی های شخصی و گروهی را در پس پرد غلو پوشیده داشتند.
به هرحال، اوج راهیابی انحراف و غلو در دور امامت امام موسی بن جعفر (ع) بود که پس از شهادت آن حضرت چهر آشکاری به خود گرفت. گرچه امام کاظم (ع) پس از امام صادق (ع) موضع شدیدتری در رویارویی با انحراف در پیش گرفت و افراد منحرفی چون «محمد بن بشیر» را «مهدور الدم» اعلام کرد،[۲۹] اما در سرکوبی کامل این اندیشه ها توفیق کامل نیافت و پس از شهادتش منحرفان نقاب از چهره برداشتند و ۵۶ تن از ۳۲۸ تن اصحاب آن حضرت را به انحراف کشانیدند.[۳۰] در این میان شهر کوفه یکی از مراکزی بود که در آتش این انحراف می سوخت و سردمداران این انحراف محمد بن بشیر و علی بن ابی حمزه بطائنی موالی انصار و حیّان السّراج بودند.
ب) محمد بن بشیر
محمد بن بشیر در حیات موسی بن جعفر (ع) حرکت منحرفان خود را آغاز کرد. او نماز، روزه، حج، زکات و برآوردن دیگر واجبات را رد کرد و آمیزش با محارم و همجنس بازی و آزادی جنسی را روا دانست. او به قرآن استناد می کرد و به تناسخ و اختیار معتقد بود. وی پس از شهادت حضرت این اندیشه را که امام وفات نیافته و غایب است [۳۱]تبلیغ می کرد. امام پیش از شهادتش از محمد بن بشیر بیزاری جست و بر او نفرین کرد و فرمود: «خدایا مرا از [شرّ] او آسوده کن» و در جای دیگر به یکی از یارانش فرمود: به خدا سوگند، خون او برای تو و برای کسانی که [سخنان منحرفانه ] را از او بشنوند، حلال است.[۳۲] اما ابن بشیر کشته نشد و پس از شهادت آن حضرت در کنار گروه واقفه قرار گرفت و مدعی بود که امام (ع) وفات نیافته و غایب است و خود را وصی حضرتش معرفی کرد[۳۳] و برای اثبات مدعای خویش عروسکی همانند امام در خانه خود ساخته و به مردم می نمایاند. او شعبده بازی ماهر بود و کارهای خارق العاده می کرد که پیش از آن کسی ندیده بود. او موفق شد، جمعی را فریب دهد و به دنبال خود بکشاند و گروهی تحت عنوان «بشریه» به راه انداخت. شهرت و مهارت ابن بشیر در شعبده بازی و انجام کارهای خارق العاده سرانجام او را به دربار هارون کشانید او توسط هارون شکنجه شد و سپس به قتل رسید.[۳۴]
ج) حیان السرّاج (زین دوز )
حیان زین دوز، قوام (نمایند) امام در شهر کوفه بود. وی زمانی که امام در زندان هارون گرفتار بود، سی هزار دینار[۳۵] زکات اموال خاندان اشعث[۳۶] را در دست داشت و با آنها معامله کرد و خانه و غلات خرید. حیان به این کار بسنده نکرد و پس از شهادت آن حضرت، وفاتش را انکار کرد و در میان شیعیان این گونه تبلیغ می کرد که حضرت موسی بن جعفر (ع) همیشه جاوید و قائم است.[۳۷]
د) علی بن ابی جمز بطائنی
علی بن ابی حمزه یکی دیگر از نمایندگان حضرت موسی بن جعفر (ع) در شهر کوفه بود.[۳۸] وی در دور امامت آن حضرت رفتاری کجدار و مریز داشت، به گونه ای که حضرتش او و دیگر یارانش را به «الاغ» تشبیه کرد.[۳۹] علی پس از شهادت امام (ع) بیش از سی هزار دینار از اموال آن حضرت را در دست داشت و به گروه واقفه پیوست. [۴۰]
شکل گیری گروه واقفه به انشعاب افراد بالا محدود نمی شد بلکه این موج شهرهای بغداد و مصر و احتمالا دیگر مناطق را در بر گرفته بود. اما این که منحرفان این شهرها در چه سطحی از ارتباط بودند، اطلاعی در دست نیست و تنها از ارتباط واقفه کوفه و بغداد[۴۱] می توان نام برد که مرکز این فتنه گریها به شمار می رفت.
گروه واقفه در کوفه و بغداد با هم ارتباطی نزدیک داشتند.[۴۲] علی بن ابی حمزه و زیاد بن مروان قندی، رهبر گروه واقف بغداد، متحدا از طریق تطمیع اصحاب بویژه بزرگان اصحاب حضرت در صدد جذب آنان بودند از آن جمله به یونس بن عبد الرحمن وعد ده هزار دینار داده بودند[۴۳] اما توفیق نیافتند و در پراکنده کردن یاران امام رضا (ع) ناکام ماندند و سرانجام با تلاش یاران وفادار امام و پایمردی یونس بن عبد الرحمان و حمایت حضرت از او[۴۴] و طرد و تحریم زکات و مجالست با واقفه توسط حضرت،[۴۵]فتن فتنه گران بغداد و دیگر شهرها بزودی خاموش شد، اما واقف کوفه به حیات خود ادامه دادند و جمع بسیاری را به انحراف کشانیدند و بحثهای فراوانی با امام رضا (ع) به راه انداختند،[۴۶] و سرانجام گروه واقف کوفه که علی بن ابی حمزه بطائنی رئیس آنها بود،[۴۷] و سماعه بن مهران و حسین بن ابی سعید مکاری (کرایه چی) که بر اندیشه های منحرفان خود ایستادگی می کردند بر اثر شیعیان وفادار امام رضا (ع) به بغداد متواری شدند و به فقر و تنگدستی افتادند. و پس از مدتی فراموش شدند.[۴۸] محمد بن بشیر که کارش بالا گرفته و به دربار هارون راه یافته بود، به عنوان زندیق به بدترین صورت کشته شد[۴۹]و علی بن ابی حمزه نیز زمانی که امام در مرو بود (۲۰۱-۲۰۳ ه. ق) از دنیا رفت[۵۰] و «حیان سرّاج» نیز از دنیا رفت و ده هزار دینار از اموال موسی بن جعفر (ع) که در اختیارش بود به امام رضا (ع) برگردانده شد.[۵۱] از تاریخ دقیق شکست قطعی قدرت واقف کوفه اطلاعی در دست نیست اما بی شک، پیش از شهادت امام رضا (ع) به حیات سیاسی آنان در کوفه خاتمه داده شده است.
در کنار درگیریهای درونی، شیعیان عراق وارد دور جنگهای امین و مأمون (۱۹۵-۱۹۸ ه. ق) شدند[۵۲] و مردم شهر کوفه ناگزیر از پذیرفتن آسیبهای جنگ بودند و در نتیجه، مردم به فقر و تنگدستی افتادند[۵۳] و حکومت امین و یا مأمون نیز در شهرهای عراق پای استواری نداشت. ازاین رو، زمین قیام آماده بود و سرانجام «محمد بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن (ع) » معروف به «ابن طباطبا» ار این فرصت سود جست و بنای قیام را در کوفه (جمادی الاخر۱۹۹/ ه. ق) گذاشت. وی یکی از یاران خود «سرّی بن منصور» معروف به ابی سرایا را که مردی شجاع بود، مأمور جنگ کرد.[۵۴] ابی سرایا بزودی سرزمینهای وسیعی را به تصرف درآورد که از مداین تا فارس و یمن را در بر می گرفت، طالبی ها و علویان از هر سو راهی کوفه شدند و به حمایت از قیام برخاستند و چهار تن از برادران امام رضا (ع) به نامهای احمد،[۵۵] اسماعیل، زید و ابراهیم نیز به قیام پیوستند. از آن میان اسماعیل به حکومت فارس و زید به حکومت اهواز و سپس بصره رسید و ابراهیم حکومت یمن را به دست آورد.[۵۶]
قیام از حمایت وسیع مردم و توانگران و معاریف شهر کوفه برخوردار بود و سربازان بی شماری داشت. ابو الفرج رقم اغراق آمیز دویست هزار نفر را ذکر می کند.[۵۷] به هر حال، قیام کنندگان بیش از ده ماه دوام نیاوردند و سرزمین های عراق تا فارس را از دست دادند.[۵۸]
شیعیان امام رضا (ع) علی رغم شرکت برادران امام و دیگر علویان در قیام ابی سرایا، در این قیام شرکت نکردند، لذا قیامگران در مسیر ضدیّت با شیعه افتادند و هیچ بعید نیست که جعفر بن بشیر که یکی از اصحاب سرشناس امام بود، در همین زمان مورد اذیت و آزار بوده است[۵۹] و یونس بن عبد الرحمن نیز که از یاران خاص امام رضا (ع) بود، در همین زمان تحت تعقیب قیامگران بویژه زید برادر امام قرار داشت.[۶۰] فرمایش امام رضا (ع) به زید پس از شکست قیام نیز بیانگر همین موضوع است: «ای زید! چنانچه به شیعیان ما رسیدی از تحقیر و اهانت آنان بپرهیز که نور تو از بین می رود. ای زید! شیعیان ما کسانی هستند که مردم به آنان کینه می ورزند و دشمنی می کنند و خون و دارایی آنان را به خاطر محبتشان به ما و اعتقادشان به ولایت ما، حلال کرده اند. پس اگر تو به آنان بدی کنی به خود ستم کرده ای و جایگاهت را از بین برده ای.»[۶۱] حضرت خود نیز با آگاهی از ناکامی قیام و به احتمال قوی برای دور ماندن از عواقب ناکامی آن، زمانی که علویان طرفدار قیام، شهر مدینه را به تصرف درآورده بودند شهر را ترک کرده و در «حمراء» نزدیک مدینه رفته بود. و بیعت با شورشیان را رد کرد و در پاسخ به آنها فرمود: «اگر بیست روز بگذرد خواهم آمد…» و سرانجام طولی نکشید که شورشیان از شهر مدینه رانده شدند.[۶۲]
پس از شکست قیام ابی سرایا، قیام محمد بن جعفر در مکه آغاز شد که مورد حمایت زیدیه جارودیه و علویان و فراریان قیام ابی سرایا قرار گرفت.[۶۳] قیامگران پس از چندی به دست عباسیان از شهر مکه رانده شدند و پس از آن به جنگ و گریزهایی با هارون بن مسیب والی مدینه پرداختند. والی مدینه از امام رضا (ع) درخواست کرد که حضرتش نزد محمد بن جعفر برود و او را از جنگ باز دارد.[۶۴] امام در این ملاقات انحراف و ناکامی قیام را به محمد بن جعفر گوشزد کرد.[۶۵] اما از این ملاقات نتیجه ای نگرفت و محمد بن جعفر مبارز خود را ادامه داد.
با این همه، امام از پای ننشست و پیش از آخرین پیکار که منجر به هزیمت و کشتار یاران محمد بن جعفر شد، یکی از یاران خود «مسافر» را نزد محمد بن جعفر فرستاد تا از طریق ارائ داستان خوابی به محمد بن جعفر بفهماند که برای جلوگیری از شکست و کشتار از مقابله با هارون بن مسیب، پرهیز کند. اما این گونه نشد و محمد بن جعفر به مقابله با هارون بن مسیب برخاست و شکست خورد و بسیاری از یارانش به قتل رسیدند،[۶۶] و سرانجام محمد بن جعفر در پایان موسم حج خود را تسلیم «عیسی زید جلودی» کرد و در (۲۰ ذی حجه. ۲۰ ه. ق) در برابر مردم، جلودی و رجاء بن أبی ضحاک (پسر عموی فضل بن سهل)، بیعت خود را پس گرفت و بر خلافت مأمون گردن نهاد.[۶۷]
اما، موضوع امام نسبت به قیام محمد بن جعفر روشن و در عین حال دلسوزانه بود. حضرت پس از رانده شدن محمد از مکه با عموی خود در مکانی که مشخص نسیت، ملاقات کرد و به او انحراف و ناکامی قیام را گوشزد نمود. پس از این ملاقات گویا رابط امام و محمد بن جعفر به تیرگی گرایید، زیرا امام زمانی که خواست «مسافر» را برای جلوگیری از شکست و کشتار نزد محمد بن جعفر بفرستد، نخواست مطالبی از جانب خود بگوید، که این امر از لحاظ امنیتی نیز قابل توجیه است و اطلاعات وسیع امام از کم و کیف سپاه عباسیان را نیز به دست می دهد.
به هرحال، در هم شکسته شدن قیامهای ابی سرایا و محمد بن جعفر و قوت گرفتن قیام «ابراهیم بن موسی» برادر امام رضا (ع) در یمن،[۶۸] سرانجام دامنگیر حضرت شد و امام پس از به جای آوردن حج آن سال که امام جواد (ع) را نیز به همراه داشت[۶۹] و پس از پایان یافتن قیام محمد بن جعفر به مرو فراخوانده شد. در این سفر «رجاء بن ابی ضحاک» [۷۰] که تا پایان قیام محمد بن جعفر در مکه بود،[۷۱]و علویانی چند که احتمالا محمد بن جعفر نیز در میان آنان بوده است، حضرت را در این سفر همراهی می کردند.[۷۲]
پس از فروپاشی قیامهای ابی سرایا و محمد بن جعفر و فراخوانده شدن حضرت امام رضا (ع) به مرو و تحمیل شدن ولایتعهدی بر آن حضرت، شیعیان کوفه با موجی دیگر به رهبری «عباس» برادر امام و برادر ابی سرایا (۲۰۲ ه ق) روبرو شدند که خلافت مأمون و ولایتعهدی امام را تبلیغ می کردند و از جانب حسن بن سهل تقویت و حمایت می شدند. شیعیان در برابر این رویداد نقشی بارز ایفا کردند و از همکاری با حسن بن سهل و عباس سرباز زدند و اعلام کردند که: اگر تنها برای برادرت دعوت می کنی، با شما هستیم. ما را به مأمون نیازی نیست. [۷۳] عدم همکاری شیعیان امام رضا (ع) با حسن بن سهل و عباس برادر امام به اندازه ای مهم بود که طبری و ابن اثیر نتوانستند آن را نادیده انگارند، اگر چه در منابع شیعه در این باره حدیثی به چشم نخورده است، اما این موضوع را می توان در راستای حرکت شیعه جای داد و موضوع شیعیان کوفه با سخنان امام در نیشابور که امامت و ولایت خود را بیان داشت و گردن نهادن بر آن را تنها راه رستگاری اعلام کرد،[۷۴] تطبیق می کند.
حرکت هدایت شد عباس برادر امام در شهر کوفه با توجه به شعارهای آن می تواند دلیل روشنی بر قدرت و اهمیت شیعیان امام رضا (ع) در کوفه باشد و عباس با همین تکیه گاه و با هدف مبارزه با مخالفان مأمون که در بغداد بودند، این حرکت را در کوفه بنا گذاشت و به احتمال قوی از کم و کیف نیروها و دارایی شیعه، بویژه موقعیت صفوان بن یحیی آگاهی داشته است.[۷۵]
به هرحال، برنام مأمون که می خواست در رویارویی با عباسیان عراق از علویان و شیعیان امام رضا (ع) به سود خود بهره ببرد نقش بر آب شد و سرانجام، ابی عبد اللّه برادر ابی سرایا کشته شد و عباس بن موسی و «علی» فرزند محمد بن جعفر از برابر هجوم ابراهیم بن مهدی که داعی خلافت داشت، گریختند.[۷۶]
اگر چه مأمون در جلب همکاری شیعیان امام رضا (ع) ناکام ماند، اما توانست با مطرح کردن ولایتعهدی امام و نرمش در برابر علویان قیام ابراهیم بن موسی را فرونشاند[۷۷]
و بخشی از علویان را هر چند موقت به سوی خود جذب کند. اما تنوانست از تضاد علویان با عباسیان سود برد و حکومت خود را ثبات بخشد، و سرانجام به عباسیان گرایش یافت و برای نشان دادن حسن نیت به عباسیان بغداد «فضل بن سهل» را که از ایرانیان بود، از میان برداشت و امام رضا (ع) را در پایان صفر ۲۰۳ ه. ق شهید کرد و خبر آن را به عباسیان بغداد رسانید[۷۸] و خود به بغداد شتافت و فتن ابراهیم بن مهدی را خوابانید و به عباسیان عراق پیوست و بتدریج علویان را کنار گذاشت و سرانجام با قیام عبد الرحمن بن احمد علوی ۲۰۷ ه . ق در یمن، ارتباط خود را با علویان قطع کرد.[۷۹]
حوادث و ناآرامی های شهر کوفه که در سالهای آخر امامت امام رضا (ع) روی نمود و درگیریهای درونی گروه واقفه که پیشتر به آن اشاره شد، نشان می دهد که شیعیان کوفه در معرض آزمایش بزرگی قرار داشته اند که کمترین اشتباه به تباهی و کشتار آنان منجر می گردید. در این دوران پر مخاطره صفوان بن یحیی نمایندگی امام رضا (ع) در شهر کوفه را به عهده داشت که توانست به سلامت این حوادث را پشت سر گذارد. وی به احتمال قوی در این راه از حمایتهای خاندان اشعث برخوردار بوده است، زیرا صفوان با جعفر بن محمد بن اشعث که از شیعیان بود و از افراد با نفوذ دستگاه خلافت عباسی به شمار می رفت، ارتباط نزدیک داشت.[۸۰] به هرحال، صفوان پس از شهادت امام وارد دور تاز سیاسی گردید و با بحرانهای درونی دیگری که بیشتر ناشی از فقدان امام رضا (ع) و کودکی امام جواد (ع) بود، روبرو گردید.
شهادت امام رضا (ع) آرزوهای برخی از گروههای شیعه را که به ولایتعهدی امام امید بسته بودند، بر باد داد و کودکی امام جواد (ع) نیز برای برخی قابل توجیه نبود. از این رو جامع شیعه را بحران فراگرفت و انشعاب های گوناگونی بروز کرد و نگرانی های فراوانی به بار آمد و پیروان وفادار امام جواد (ع) را در برابر آزمایشی بزرگ قرار داد. برخی گروه «مؤلفه» را تشکیل دادند که نخست امامت امام رضا (ع) را پذیرفته و شهادت موسی بن جعفر (ع) را تأیید کرده بودند، اما پس از شهادت امام رضا (ع) ، امامتش را انکار کردند و آخرین امام را حضرت موسی بن جعفر (ع) دانستند.[۸۱]
گروهی دیگر نام «محدثه» [۸۲] به خود گرفتند و اصحاب حدیث «اهل ارجاء» بودند که به خاطر مصالح سیاسی و بصورت ساختگی پیرو امام موسی بن جعفر (ع) شده و پس از آن به امامت امام رضا (ع) گراییده بودند، پس از شهادت امام به عقیده ارجاء برگشتند[۸۳] و امامت حضرتش را رد کردند[۸۴] و جمعی دیگر امام جواد (ع) را کودک و نابالغ شمرده و پیروی از حضرتش را نامعقول و غیر متعارف دانسته و احمد بن موسی-برادر امام -را پس از امام رضا (ع) ، امام دانستند.[۸۵] علاوه بر اینها نیرومندترین گروه «زیدیه» که به نظر می رسد، پیروان ابی جارود باشد، به خاطر مصالح سیاسی و پس از فروپاشی قیام محمد بن جعفر و ولایتعهدی امام به صفوف شیعیان امام پیوسته بودند، بار دیگر پس از وفات آن حضرت به اندیش «زیدیه» بازگشتند.[۸۶] این گروه به احتمال قوی باید همان کسانی باشند که پس از شکست محمد بن جعفر به امام رضا (ع) گرویدند.[۸۷] به هر حال بحث و اختلاف پیرامون پیشوایی امام جواد (ع) به حدی بالا گرفت که بیش از هشتاد تن از علما و فقهای بغداد و دیگر شهرها برای روشن شدن وضع در موسم حج راهی مدینه گردیدند و خدمت امام مشرف شدند و پیرامون دانش حضرت پرسشها کردند.[۸۸]
ناآرامی به این جا ختم نشد و تا سه سال بعد از امامت آن حضرت ۲۰۶ ه. ق ادامه یافت. آخرین گروه جمعیتی بودند که احتمالا در موسم حج راهی مکه شده و از مناطق مختلف گرد آمده بودند، حضور امام رسیدند و پرسش های فراوانی از آن حضرت کردند.[۸۹] در کنار این کجروی های ذکر شده، دو فتنه نیز وجود داشت که سردمداران آنان «هاشم بن ابی هاشم»، «ابو عمر»، «جعفر بن واقد»، «ابی سمهری»، و «ابن ابی زرقاء» بودند.[۹۰] هرچند زمان دقیقی از ناآرامی های این پنج نفر گزارش نشده ولی باید در نخستین سال های امامت امام جواد (ع) باشد که انشعاب ها و کنکاش در میان شیعیان رخ نموده بود و هنوز بر اوضاع مسلّط نشده بودند.
شیعیان امام جواد (ع) ، علاوه بر این حرکت های ناروا و فتنه جویانه، با گروه «فطحیه» که به امامت عبد اللّه فرزند امام جعفر صادق (ع) عقیده داشتند، ناگزیر از رویارویی بودند. اینان بیشتر در کوفه می زیستند و در دانش و پرهیزکاری چهره های برجسته ای بودند، از میان آنان محمد بن ولید خزاز، معاویه بن حکیم، مصدق بن صدقه، محمد بن سالم بن عبد الحمید، علی بن حسن بن علی بن فضال و علی بن اسباط را می توان نام برد[۹۱]که در حاشی گروه شیعیان امام جواد (ع) قرار داشتند دو پیروان حضرت با آنان در ارتباط بودند و از جانب امام و پیروانش در نکوهش آنان سخنی نیز نیامده است.
این شواهد در مجموع نشان می دهد که فطحیه تنها گروهی بودند که پیروان امام با آنها این گونه رابطه داشتند. با این همه، شیعیان حضرت به این نوع ارتباط پسنده نمی کردند و در پی راهنمایی و هدایت و جذب آنان از هیچ کوششی فروگذار نمی کردند.[۹۲] سرانجام هم آنها جز علی بن حسن بن علی بن فضال دست از کجروی برداشتند و در راستای حرکت شیعه قرار گرفتند.[۹۳] و ابن فضال نیز در این راه باقی نماند و در دور امام هادی (ع) به گروه شیعیان حضرت پیوست. [۹۴]
منابع حدیث از چگونگی جذب این افراد سخنی نمی گویند و از ادام بحث پیرامون آن خودداری کرده اند و تنها در بار علی بن اسباط سخن کوتاهی وجود دارد و به نامه نگاری علی بن مهریار با وی اشاره می کند که سرانجام به جرگ شیعیان می پیوندد.[۹۵]
با تلاش امام جواد (ع) و پیروانش فتنه ها فرونشانده شد و امام فرصت یافت تا به گون بهتری شیعیان پدرش را سازمان داده و کنترل کند به طوری که پس از شهادتش در ۲۲۰ ه. انشعابی میان پیروانش رخ نداد و همه به پیشوایی امام علی النقی (ع) گردن نهادند، جز یک نفر که برای مدت کوتاهی پیرو فرزند دیگرش «موسی» گردید و آن هم پس از اندک زمانی پشیمان شد و امامت امام علی النقی (ع) را پذیرفت [۹۶]و به جمع شیعیان آن حضرت پیوست.
اکنون که به وضع آشوب زد شیعیان در سالهای نخستین امامت امام جواد (ع
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.