تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رفتار شناسی امام هادی علیه السلام با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی :

مقدمه

در دوران امام هادی(ع) بحث های علمی و اعتقادی و برخورد افکار و بینش های گوناگون با یکدیگر، موجب گردیده بود که گرایش های فکری و اعتقادی، جایگاه ویژه ای داشته باشد. عواملی مانند اظهار تمایل حکمرانان عباسی این دوره، نسبت به مسائل علمی و فرهنگی، باز شدن دروازه های علوم فلسفه و کلام ملت های دیگر به روی مسلمانان و ترجمه بسیاری از کتاب های علمی آنان به زبان عربی و فراهم آمدن موقعیت استثنایی برای بحث و مناظره با دانشمندان سران مکتب ها و جریان های مختلف، خصوصا در دوره امامت امام رضا(ع) از مهم ترین عوامل پیدایش این شرایط بود که از جمله این جریان های فکری در پوشش فرقه معتزله، حنابله و جریان فکری تشبیه، جبر و تفویض و تحریف قرآن بروز یافت.

مقاله حاضر به دنبال شناساندن رفتار و نوع مواجهه امام هادی(ع) با این جریان است. اهمیت پرداختن به این مسأله در این است که شیعه در دوران تاریخی حساسی قرار گرفته و به راحتی با امام خود در ارتباط نیستند، اما با وجود همه فشار، محاصره و کنترل امام توسط حکومت، امام در رابطه با فعالیت ها و بیان افکار جریان های فکری کلامی سکوت نمی کرد. در این مقاله سعی بر آن است که علاوه بر بیان این جریان ها به نوع رفتار و مواجهه امام با آنها بپردازیم.

۱- باز تبیین مفاهیم کلیدی

۱-۱- رفتارشناسی

رفتارشناسی[۱] بر این اصل بنیادین استوار است که یکایک انسان ها دست به عمل می زنند و به عبارت دیگر بر این نکته ازلی مبتنی است که افراد، کنش هایی هوشیارانه را برای دستیابی به اهدافی انتخاب شده انجام می دهند. این مفهوم از کنش انسان، در مقابل رفتار کاملا انعکاسی یا غیر ارادی که هدفی را دنبال نمی کند، قرار دارد. روش رفتارشناسانه، تبعات و دلالت های منطقی نکته ازلی مورد اشاره را با استنتاج کلامی شرح می دهد. (z. Klein, 1984, p119–۱۳۱)

۱-۲- اهل سنت

اصطلاح اهل سنّت از دو واژه اهل و سنت ترکیب یافته است. اهل در لغت به معنای گروهی است که در امری از امور باهم شریک باشند؛ مانند اهل بیت(ع) که در پیوند خانوادگی و اهل اسلام که در عقیده قلبی، شریک یکدیگرند (اصفهانی، ۱۳۸۹ش، ص۵۵).

«سنّت» در لغت به سیره، راه (ابن فارس، ۱۴۱۱، ج، ص) و روش نیکو و پسندیده گفته می شود (زبیدی، ۱۴۲۵، ص۳۰۰). «سنّه اللّه فی الّذین خَلو مِنْ قَبْل»؛ این سنت خداوند در اقوام پیشین است (احزاب: ۶۲) و گاهی این واژه درباره مطلق راه و روش به کار می رود، هرچند پسندیده نباشد. چنان که در حدیثی آمده: «و من سنّ سنّه سیئه کان علیه وزرها و وزر من عمل بها » هر کس راه و روش بدی از خود به یادگار گذارد، علاوه بر گناه عمل خویش، در گناه عاملان به آن نیز شریک است (حر عاملی، بی تا، ج۵، ص۲۴؛ نیشابوری، بی تا، ج۷، ص۱۴).

اهل سنت در اصطلاح، نامی است که بر تمام فرقه های مسلمین به غیر از شیعه، معتزله، خوارج و مرجئه اطلاق می شود (اشعری، ۱۴۱۹، ج۱، ص۳۴۵). این نام در ابتدا بر اهل حدیث اطلاق شده است. اهل حدیث در ابتدا عقاید مدونی نداشتند و بعد از آن که احمد بن حنبل در مسئله خلق قرآن عقاید مخصوصی را ابراز داشت، در میان ایشان موقعیت ممتازی را دارا شد و توانست آن چیزهایی را که سنت می دانست، در زمره عقاید اهل سنت قرار دهد (خمینی، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۲۱).

پس از ظهور اشعری، با این که در ابتدا حنابله او را از خود ندانستند، لکن پیروان اشعری نیز از اهل سنت، بلکه روشن ترین مصداق اهل سنت محسوب می شوند، تا حدی که بعضی اصولا اهل سنت را همان اشاعره می دانند (همان).

محمود بشیشی از علمای متأخر اهل سنت در کتاب الفرق الاسلامیه می نویسد: «اما ظهور مذهب اهل سنت در اوایل قرن چهارم بود و به صورت جمعیت پر قوّه ای ظاهر نشدند، مگر پس از به وجود آمدن فرق دیگر. عمده جمعیت مسلمانان قبل از اشعری از شیعه، معتزله، مرجئه، مشبهه و قدریه تشکیل می یافت و پیدایش مذهب اهل سنت، متأخر از تمام مذاهب اسلامی است» (بشیشی، ۱۳۵۹ق، ص۶۹). با این حال نمی توان حنابله و مطلق اهل حدیث را از اهل سنت خارج دانست؛ چرا که در حقیقت، مذهب اشعری توجیهی از مذهب حنبلیه و اهل حدیث است. شایان ذکر است که گاه به اهل سنت، کلمه «جماعت» عطف می شود. در این صورت این کلمه شامل معتزله نیز می شود (حسنی رازی، ۱۳۸۳ش، ص۲۸).

۱-۳- مواجهه

مواجهه به معنای مواجه شدن، روبه رو گشتن، روبه رو شدن، رویاروی گردیدن با کسی، برابرشدن، موازات (رک: دهخدا، ۱۳۷۷ش، ج۱۴، ذیل واژه) و در اصطلاح، به معنی روبه رو کردن دو یا چند نفر باهم، به قصد روشن کردن حقیقتی و یا رودرروی هم قرار گرفتن که در این سؤال و جواب و رد و قدحی که متخاصمین کنند، یکدیگر را نبینند (انوری، ۱۳۸۱ش، ج۷، ص ۷۴۴۸).

۲- پیشینه پژوهش

در رابطه با رفتارشناسی امام هادی(ع) با جریان های فکری اهل سنت در مسائل کلامی، کتاب و مقاله مستقلی یافت نشد، اما پیرامون زندگانی و سیره امام هادی(ع) پژوهش های بسیاری صورت گرفته است که برخی در قالب کتاب و برخی به شکل مقاله و پایان نامه نگاشته شده است. از میان این آثار، می توان به این موارد اشاره نمود: امام هادی(ع) الگوی زندگی، (احمدی، ۱۳۹۰ش) شکوه سامرا نوشته سیدعلی حسینی و همکاران (حسینی و همکاران، ۱۳۹۰ ش) که درباره برخی از زوایای دیگر زندگانی امام هادی(ع) و فعالیت های امام در ابعاد مختلف آن زمان بحث نموده است. الامام الهادی(ع) قدوه و اسوه نوشته محمدتقی مدرسی است (المدرسی، ۱۴۱۰ق) که درباره سیره اخلاقی، اعتقادی و برخی از فعالیت های امام در بین شیعیان سخن گفته است.

مقاله «امام هادی(ع) پرچمدار اندیشه و فرهنگ اسلامی» نوشته ابوالفضل هادی منش (ر. ک: هادی منش، ۱۳۸۴، ص۲۸-۴۳) است که به فعالیت های فرهنگی و علمی امام در جامعه اسلامی می پردازد. «امام هادی(ع) در مصاف با انحراف عقیدتی» نوشته حسین مطهری محب (ر. ک: مطهری محب، ۱۳۸۳، ۱۴-۲۶) درباره مبارزات علمی و فکری امام با فرقه های منحرفی چون غلات و معتزله بحث نموده است، «روش شناسی حرکت های مکتبی امامان(ع)» نوشته علی اکبر نوابی (ر. ک: نوابی، ۱۳۸۹، ص ۱۲۱-۱۵۰) که به طور کلی در رابطه با روش های ائمه(ع) و تلاش آنها برای حفظ مکتب تشیع نگاشته شده است، «نقش امام هادی(ع) در جهت دهی مباحث فکری و عقیدتی پیرامون قرآن کریم» نوشته امیر فتاحی و علی دشتی (ر. ک: دشتی، ۱۳۹۲، ص۷۹-۹۲) نیز به طور مختصر به فعالیت های علمی و فرهنگی امام هادی(ع) پرداخته اند. پایان نامه «رفتار امامین عسکریین(ع) در مواجهه با انحرافات عصر خود» نوشته مظفر سادات اشکور (سادات اشکور، ۱۳۹۴ش) در قسمتی از بحث خود به رفع شبهه قرآن پرداخته است. پایان نامه دیگری به نام «بازکاوی احادیث امام هادی(ع) با تاکید بر فضای تاریخی صدور روایات، نوشته کاظم فتاح دماوندی (فتاح دماوندی، ۱۳۹۳ش) نیز در قسمتی از بخش راه کارهای امامین عسکریین(ع) به رفع شبهه تحریف قرآن اشاره نموده است.

۳- عصر امامت امام هادی(ع)

ابوالحسن علی بن محمد بن علی بن موسی (۲۱۲- ۲۵۴ق) مشهور به امام هادی(ع) فرزند امام جواد(ع) و دهمین امام شیعیان و مادر آن حضرت کنیزی به نام سمانه (غزالی، بی تا، ص و) یا سوسن (نوبختی، ۱۳۶۱ ش، ص) بود. او به مدت ۳ سال امامت شیعیان را به عهده داشت (مفید، ۱۳۸۰ش، ص۲۹۷). تولد آن حضرت بنا به روایت کلینی، شیخ مفید، شیخ طوسی و نیز ابن اثیر در نیمه ذی الحجه سال ق و در منطقه ای به نام صریا در نزدیکی مدینه بوده است[۲] (مفید، ۱۳۸۰ش، ص). امام هادی(ع) به لقب های دیگری مانند: نجیب، مرتضی، نقی، عالم، فقیه، امین و طیب نیز شهرت داشت (اربلی، بی تا، ج، ص). کنیه وی ابوالحسن است (همان، ص). از آن جا که کنیه امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) نیز ابوالحسن بود، برای اجتناب از اشتباه، عنوان «ابوالحسن اول» به امام کاظم(ع)، «ابوالحسن ثانی» به امام رضا(ع) و «ابوالحسن ثالث» به امام هادی(ع) اختصاص یافته است. امام هادی(ع) در سال ق به امامت رسید. از آنجا که شیعیان (به استثنای افرادی معدود) مشکلِ پایین بودنِ سنّ امام جواد(ع) را پشت سر گذاشته بودند، در زمینه امامت امام هادی(ع) تردید خاصی برای بزرگان شیعه رخ نداد. به نوشته شیخ مفید (مفید، ۱۳۸۰ش، ص)، همه پیروان امام جواد(ع) به استثنای افراد معدودی، به امامت امام هادی(ع) گردن نهادند. این عده معدود برای مدّت کوتاهی به امامت موسی بن محمد (متوفی) معروف به “موسی مبرقع” مدفون در قم، معتقد شدند؛ لیکن پس از مدّتی از امامت وی برگشتند و امامت امام هادی(ع) را پذیرفتند (نوبختی، ۱۳۶۱ش، ص). سعد بن عبداللّه بازگشت این افراد به امام هادی(ع) را از آن روی می داند که خود موسی مبرقع از آنان بیزاری جست و آنان را از خود راند (اشعری قمی، ۱۳۴۱ش، ص). امام هادی(ع) از آغاز امامت در مدینه حضور داشت و در این مدت، نقش بسیار مؤثری در رهبری شیعیان ایفا کرد. آن حضرت نه تنها مراجعات مستقیم و پرسش های شیعیان را در مدینه پاسخ می داد، بلکه با تعیین وکلای خود در نقاط مختلف، ضمن پاسخ گویی به پرسش های شیعیان، امور مالی و دریافت وجوهات را نیز به انجام می رساند و از همین رو، از چنان موقعیت ممتازی برخوردار شده بود که حکومت عباسی از ناحیه آن حضرت احساس خطر کرده و حضور ایشان را در مدینه، بیش از این جایز ندانست و درصدد برآمد تا ایشان را به مرکز حکومت و سامرا منتقل نماید. امام تا پایان عمر خود بیش از بیست سال در این شهر به سر برد. شیخ مفید با اشاره به اقامت اجباری امام در سامرا می نویسد: «آن حضرت به ظاهر مورد احترام خلیفه بود، ولی متوکل علیه آن حضرت دسیسه می کرد» (اشعری قمی، ۱۳۴۱ش، ص).

از امام هادی(ع) احادیثی در امور اعتقادی، تفسیر قرآن، فقه و اخلاق روایت شده است. زیارت جامعه کبیره که دربردارنده مضامین اعتقادی شیعیان و یک دوره فشرده امام شناسی است، نیز از امام هادی(ع) روایت شده است. همچنین حضرت در دوره امامت خویش، به رسیدگی به امور شیعیان و تربیت شاگردانی چون عبدالعظیم حسنی، عثمان بن سعید، ایوب بن نوح، حسن بن راشد و حسن بن علی ناصر پرداخت.

۴- اوضاع سیاسی دوران امام هادی(ع)

بسترشناسی و شناخت وضعیت دوره هر کدام از ائمه اطهار(ع) فواید چندانی را دربردارد که شناخت و تحلیل سیره ائمه(ع) و همچنین توانایی و توجیه و تشخیص تفاوت سیره ائمه(ع) با یکدیگر، به ویژه در مسائل فکری و فرهنگی حتی توانایی توجیه چگونگی و چرایی تفاوت برخوردهای یک امام در مواجهه با جریان های مختلف، از آن جمله اند (رک. صفری فروشانی، ۱۳۸۷ش، ص۱۱).

حکومت عباسی در قرن سوم، با اوضاع سیاسی ویژه ای روبه رو بود. خفقان و استبداد کاملاً بر فضای سیاسی سایه انداخته بود. شیعیان از جانب خلفای عباسی به شدت تحت فشار و اختناق بودند. آنها در دوران زندگانی امام هادی(ع) در شهرهای مختلف بلاد اسلامی می زیستند که مهم ترین مراکز تجمع شیعیان در این عصر، در عراق: کوفه (حموی، ۱۴۱۷، ج۴، ص۵۵۸)، بغداد، مدائن (ر. ک: طبری، بی تا، ج۳، ص۱۱۶)، سامرا، بصره و نواحی مختلف ایران و یا ایالت جبال از نواحی بود که جمعیت زیادی از شیعیان را در شهرهای مختلف خود جای داده بود. از جمله شهرهای شیعه نشین این ایالت در عصر امامت امام هادی(ع): قم، آوه، دیلم، ری، خراسان، اهواز، قزوین و اصفهان است (حموی، ۱۴۱۷، ج۷، ص۸۸).

دوران امام هادی(ع) به دلیل آشفتگی فضای سیاسی، مقارن با آشوب ها و فتنه گری های قدرت طلبان گردید. علاوه بر آشوب های داخلی، علویان نیز دست به قیام زده اند؛ مثل قیام اجمد بن صالح، قاشم بن عبدالله و عبدالله بن موسی. فشار حکومت بر علویان بیشتر شده و نتیجه این قیام ها سرکوب و قتل عوامل آنها بود (اصفهانی، ۱۴۱۴، ص۴۸۰؛ ابن اثیر، ۱۳۸۲، ج۱۰، ص۴۳۰۰).

دوران سی و چهار ساله امامت امام هادی(ع) (۲۲۰-۲۵۴ق) با حکومت شش خلیفه عباسی مصادف بود. عصر اول عباسی به سبب نفوذ عناصر ایرانی از دوره های بعد متمایز است. این عصر از خلافت سفاح آغاز گردید و تا پایان خلافت مأمون ادامه یافت؛ اما از زمان معتصم (۲۱۸- ۲۲۷) و به دلیل دگرگونی اوضاع خلافت، دوران جدید با مشخصاتی نو پدیدار گشت. از مهم ترین مشخصات این دوره، زوال قدرت خلفا و اقتدار روزافزون غلامان و درباریانی است که خلفای ناتوان عباسی را در چنگ خود می گرفتند و آنان را گرفتار زندان و شکنجه می کردند و گاه به گونه ای فجیع به قتل می رساندند (سیوطی، بی تا، ص۳۶۰؛ مسعودی، ۱۳۷۰، ج۴، ص۹۷).[۳]

بیعت با معتصم در شرایطی واقع شد که درگیری های شدیدی میان اعراب از یک سو و ایرانی ها- که در نخستین سال های خلافت مأمون از همدردی او بهره مند بودند – از سوی دیگر جریان داشت و توازن میان عناصر عرب و ایرانی که حکومت عباسی را تشکیل می دادند، دچار اختلال شده بود.

از دیگر سو، معتصم به عناصر عربی تکیه نکرد و برای برقرار کردن امنیت در قلمرو وسیع عباسی و سرکوب کردن آشوب های بزرگ و شورش های خطرناکی که در اطراف و اکناف به وجود آمده بود، نیازمند سپاهی نیرومند و یارانی فداکار بود؛ در حالی که نه ایرانیان و نه اعراب، حاضر نبودند با او همکاری و از وی پشتیبانی کنند. از این رو معتصم به ترک ها روی آورد و عصبیتی جدید در کنار اعراب و ایرانیان به وجود آورد (ابن اثیر، ۱۴۱۵، ج۱۱، ص۸۸).

در این زمان سیاست معتصم بر جذب و اعتماد به ترکان متمرکز شد. به گمان او ترکان هرگز برای خود سهمی در خلافت احساس نمی کردند. از آن رو که از طبقه بردگان و غلامان بودند و هرگز به این اندیشه توجه نداشتند که به خلیفه بی مهری و از اطاعت او سرپیچی کنند.

با نزدیک شدن نظامیان ترک به هرم قدرت عباسی و افتادن تمام امور به دست آنان، رقابت شدید بین آنان و عرب ها و ایرانیان درگرفت (مسعودی، ۱۳۷۰ش، ج۲، ص۴۷۲). این رقابت هم تنش زا بود و هم تضعیف کننده قدرت مرکزی و خلافت عباسی، اما معتصم همچنان از نظامی گری حمایت می کرد و مشروعیت قدرت را به نیروی نظامیان تأمین می کرد. مناصب و مشاغل مهم را از حجابت، برید و وزراء و استانداران در ولایات مختلف را از میان آنان انتخاب کرد و معتصم با اعتماد بیشتر از ترکان در حل امور بهره می گرفت (همان).

واثق (۱۳۲- ۱۱۷ق) پس از معتصم، امتیازات بیشتری به ترکان اعطا کرد. او برای اولین بار مقام سلطانی را در دستگاه خلافت ایجاد کرد و اولین سلطانی را به اشناس ترک بخشید که حکومت مغرب به او سپرده شد (سیوطی، ۱۳۶۳، ص۴۱۰). ترکان پس از واثق، متوکل (۲۳۲- ۲۴۷ق) را به خلافت برگزیدند. متوکل با خاندان علی (ع) دشمن بود (ابن طقطقا، ۱۳۶۷ ش، ص۳۲۷ – ۳۲۸؛ ابن جوزی، بی تا، ج۲، ص۳۴۱).

او به اتکای ترکان و سلفیه، سیاست های خصمانه ای درباره شیعیان در پیش گرفت. از جمله اقدامات او، دستگیری، ضرب و شتم و به بند کشیدن عده زیادی از شیعیان بود (ابن کثیر، ۱۹۹۸م، ج۷، ص۳۲۶). وی حتی از بی حرمتی به امام هادی (ع) خودداری نکرد؛ ابتدا ایشان را به سامرا احضار (یعقوبی، ۱۳۸۴ ش، ج۲، ص۵۱۲) و سپس به اتهام نگهداری سلاح و نامه های شیعیان، گروهی از ترکان را به منزل وی فرستاد و او را دستگیر کرد (مسعودی، ۱۳۷۰ش، ج۲، ص۱۰ – ۱۱).

سرکوبی شیعیان به عراق محدود نشد. به دستور متوکل، اسحاق بن یحیی، والی مصر، مجبور شد اشراف علویان را از آن کشور اخراج کرده و به عراق بفرستد (ابن تغری، بی تا، ج۲، ص۳۴۱). سیاست دیگر خلیفه، ویران کردن اماکن مقدس شیعیان بود. به دستور وی، مرقد امام حسین (ع) و بناهای پیرامون آن ویران شد و به ساکنان نواحی اطراف حرم امر شد زمین آن را شخم زده و بر آن کشاورزی نمایند (ابن اثیر، ۱۴۱۵، ج۴، ص۳۱۸). او همچنین دستور داد که قبور سایر علویان را نیز ویران کنند (ابن تغری، بی تا، ج۲، ص۳۴۱). در دوره متوکل، بیشتر پیروان و وکیلان امام دستگیرشده و در زندان بودند. افرادی همچون علی بن جعفر، محمد بن فرج، ابوحمزه و برخی همچون ایوب بن نوح و. . . تحت پیگرد بودند و برخی مثل محمد بن حجر کشته شدند (مسعودی، بی تا، ص۴۵۰؛ اربلی، ۱۴۲۶، ص۲۴۷-۳۹۰؛ ابن شهرآشوب، ۱۴۲۱، ج۴، ص۴۱۶؛ کشی، بی تا، ص۶۰۶، ح ۱۱۲۹و ۱۱۳۰). با توجه به گزارش ها، در این دوران، متوکل به بازداشت و دستگیری شیعه امامیه دست زد و برخی از وکلای امام هادی(ع) در بغداد؛ مدائن، کوفه و سواد، زیر شکنجه به شهادت رسیدند و عده ای دیگر نیز زندانی شدند (کلینی، ۱۳۶۸، ج۱، ص۶۰۳ و۶۰۷)؛ همچنین علی بن جعفر از وکلای امام هادی(ع) به دستور متوکل زندانی شد. وی پس از آزادی به دستور امام هادی(ع) به مکه رفت (کلینی، ۱۳۶۸، ج ۱، ص ۶۰۷و ۶۰۸). مرگ متوکل سبب شد شیعیان و امام از آزادی نسبی برخوردار شوند.

منتصر (۲۴۷-۲۴۸ق) نیز سیاست پیروی از ترکان را به سبب وابستگی در قدرت گیری خود به آنان ادامه داد. او متوجه یاغی گری ترکان شد و درصدد برآمد تا از قدرت آنان بکاهد، اما با توطئه همانان کشته شد. بنا بر گزارش ها، منتصر نسبت به علویان دید مثبتی داشت و آنان را به دیگران ترجیح می داد، اما کارگزاران او که چندان مطیعش نبودند، دشمنی خود را نسبت به علویان ادامه دادند. ترکان پس از منتصر، مستعین (۲۴۸- ۲۵۲ ق) را به خلافت نصب کردند (دشتی، ۱۳۷۷ش، ص۱۷۹). بغداد در عهد مستعین، مرکز آشوب ها و فتنه های قومی و مذهبی گردید. سامرا نیز توسط ترکان و سوءتدبیر خلیفه به هرج و مرج گرایید (ابن اثیر، ۱۴۱۵، ج۱۱، ص ۲۸۸).

این حوادث، مرهون ضعف سیاست گذاری عباسی بود که با گرایش های قومی و نژادی اقتدار حکومت را به ضعف و سستی مبدل کردند. شورش های بغداد، سبب شد خلیفه از سامرا به بغداد بگریزد. بنابراین ترکان او را خلع کردند و معتز (۲۵۲- ۲۵۵ق) را جای او نشاندند. این خلیفه برای کاهش قدرت ترکان در دربار و به ویژه نیروی نظامی، شماری از مردان آفریقایی را وارد لشکر گارد خود کرد تا از سلطه ترکان بکاهد (ر. ک: رحیم، ۱۹۷۱م، ص؛ جعفریان، ۱۳۷۸ش، ص) و در این میان سپاه خلیفه بر وصیف ترک شوریدند و او را به قتل رساندند و ولید مغربی به تحریک معتز، بغای کبیر را در سال ۲۵۴ق از پای در آورد. وقتی ترکان چنین دیدند، معتز را به قتل رساندند (سیوطی، بی تا، ص۳۶۰).

امام گرچه در این دوره به صورت های مختلف با شیعیان خود تماس می گرفت، اما کنترل شدید امام از یک طرف و شکنجه و آزار کسانی که با امام تماس می گرفتند از طرف دیگر، باعث می شد که ارتباط امام با پیروان خود به حداقل برسد. همین امر سبب پیامدهایی در میان شیعه می شد که با تدبیر امام، این آفات به حداقل خود رسید. اگرچه اختناق حکومت عباسی در دوران امام هادی(ع) ادامه داشت و آن حضرت از سوی حکومت زیر نظر بود و مدتی از زندگانی ایشان در حبس سپری شد، اما هدایت و امامت شیعیان، هیچ گاه با وقفه روبرو نشد. ایشان از راه های مختلف، با فرقه ها و عقاید انحرافی مبارزه می کردند و در قالب سخنان، نوشته ها، نامه ها، شرکت در مجالس مناظره، پاسخ گویی به پرسش ها و شبهات مطرح شده و. . . به فعالیت های علمی و فرهنگی می پرداختند.

با آن که برخی از دانشمندان شیعه به شهادت امام هادی(ع) اشاره نکرده و گویا رحلت ایشان را به شکل عادی قلمداد کرده اند (مفید، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۳۱۱)، اما نظر مشهور شیعیان بر این است که آن حضرت در دوران معتز، خلیفه عباسی مسموم شده و به شهادت رسیدند (طبرسی، ۱۳۹۹ش، ص۳۵۵). البته درباره زمان و چگونگی شهادت آن حضرت، سخنان دیگری نیز وجود دارد (مجلسی، بی تا، ج۵، ص۱۱۴- ۱۱۷ . (شیخ مفید و دیگران روایت کرده اند که آن حضرت در ماه رجب سال ق پس از سال و ماه اقامت در سامرا رحلت کرد (نوبختی، ۱۳۶۱ش، ص). برخی منابع، شهادت وی را در روز سوم رجب دانسته اند (مجلسی، بی تا، ج۵، ص)، در حالی که منابع دیگر، یا جمادی الثانی را ذکر کرده اند (اربلی، بی تا، ج، ص).

۵- جریان های فکری دوران امام هادی (ع)

جهان اسلام در دوران امام هادی(ع) از نظر فرهنگی، گرایش های فکری و اعتقادی از گستردگی ویژه ای برخوردار بود. در این دوره، بحث های علمی و اعتقادی و برخورد افکار و بینش های گوناگون با یکدیگر رواج داشت. منشاء پیدایش این تحول فکری به جز کنار زدن اهل بیت(ع) از صحنه سیاسی و فرهنگی جهان اسلام، عوامل دیگری مانند اجتهاد صحابه، نفوذ فرهنگی ادیانی مانند مسیحیت، یهودیت و ملحدان و انتشار و گسترش شبهات و افکارشان علیه اسلام از یک سو و از سوی دیگر، رسوخ دنیاطلبی، تفسیرهای انحرافی از عقاید اسلامی و ایجاد فرقه های انحرافی از سوی حکومت برای مقاصد سیاسی، سبب بروز اختلافات بیشتر عقیدتی، فکری و فرهنگی در جهان اسلام بود.

در این دوره، امام هادی(ع) که وظیفه خویش را حفظ اسلام و فرهنگ وحی و نگهداری آن از دستبرد حوادث و انحرافات می دانستند، به روشنگری و موضع گیری های به جا در برابر انحرافات فکری جامعه پرداختند و با افکار انحرافی که توسط عالمان این فرقه های انحرافی گسترش می یافت، مقابله کردند و شیعیان را از در افتادن در این وادی های بیهوده دور کردند. علاوه بر این، سعی کردند با تربیت شاگردانی شایسته، بنیان های فکری شیعه را تقویت سازند. در این دوره شیوخ و شاگردان و اصحابی تربیت شدند تا هم کارگشای حوادث باشند و هم از کیان اعتقادی فقهی شیعه در برابر فرقه ها وگروه های مختلف، به خصوص اهل سنت که از حمایت و پشتیبانی خلفا نیز برخوردار بودند، دفاع کنند. شیخ طوسی تعداد شاگردان امام هادی(ع) را در زمینه های مختلف علوم اسلامی، ۱۸۵ نفر می داند (طوسی، ۱۴۰۴ق، ص۴۲۹). در دوران امامت امام هادی(ع)، فرقه ها و جریان های فکری و عقیدتی معتزله، حنابله و جریان فکری تشبیه، جبر و تفویض و تحریف قرآن وجود داشت.

۵- ۱- معتزله

معتزله نام جنبشی فکری – دینی است که اندیشه های عقلانی آن، در اواخر قرن نخست و سال های آغازین قرن دوم، در میان برخی اندیشمندان مسلمان شکل گرفت. بنیان گذار این فرقه کلامی، واصل بن عطا (۸۰- ۱۳۱ ق) بود. برای بررسی خاستگاه واقعی این فرقه، مراجعه به تاریخ ضروری است؛ زیرا اندیشه های جدید، بر اثر چالش های فراروی اندیشه های پیشین و حوادث تاریخی پدید می آید و از این رو، تبیین امور مربوط به اندیشه ها، دقت و تتبع بسیاری می طلبد. واصل که در آغاز، شاگرد حسن بصری بود، بنیان گذار واقعی این حرکت فکری در زمان حسن بصری بود و در حقیقت، جریان معتزله در برابر اندیشه های حسن بصری شکل گرفت. با توجه به اندیشه های جبرگرایی (ر. ک: طبری، بی تا، ج۶، ص۴۸۸؛ ابن قتیبه، ۱۳۶۳ش، ص۴۴۶) و قدریه (ابن المرتضی، ۱۴۰۹ق، ص۲۵) زمینه حضور جدی معتزله فراهم شد. در همین دوره، واصل با جدایی از حسن، بر اصل «منزله بین المنزلتین» تأکید داشت و مرتکب کبیره را کافر مطلق نمی دانست (ابن المرتضی، ۱۴۰۹ق، ص۲۵). پس از مرگ حسن بصری (۱۱۰ق)، عمرو بن عبید، در ۱۳۱ هجری قمری رهبری معتزله را به عهده گرفت. (اصفهانی، ۱۴۱۴ق، ص۲۵۸).

برای اندیشه اعتزال در قرن های دوم و سوم، بحران ها و حوادثی پیش آمد. در دوره مأمون، موقعیت بسیار مهمی نصیب معتزله شد؛ اما با تندروی و تصمیم های نامناسبی مانند تفتیش باورها و انجام برخی امور خشونت بار در این باره، به تدریج، جایگاه خود را از دست دادند و دستگاه خلافت نیز، با نامهربانی با آنان برخورد کرد. به این ترتیب، سیاست معتزله به همراهی با شیعه چرخش پیدا کرد و در همین دوران، انشعاب بزرگ معتزله به بغدادیان و بصریان به وجود آمد (خیاط، ۱۳۴۴ق، ص۱۶). معتزله نیز در فرآیند تحولات فکری سرزمین های اسلامی دچار تحول شدند و می توان گفت افکار آنان، پس از ظهور عباسیان تغییر بسیاری کرد؛ زیرا جریان ترجمه و ورود افکار ملت های دیگر در دوره عباسیان، بر اندیشه های مسلمانان از جمله معتزلیان، تأثیر شایانی داشت و پس از روی کار آمدن عباسیان و تعامل بیشتر معتزله با حاکمان، تأثیر و تأثر میان آنان تقویت شد.

همچنین آنها زمینه ساز پدید آمدن نهضت و تحول بزرگ فکری در میان مسلمانان شدند و آنان را با علوم گوناگون، به ویژه دانش های برخاسته از رویکرد عقلانی آشنا کردند (ابوزهره، ۱۳۸۴ق، ، ص۲۱۵)؛ زیرا معتزلیان برای اثبات عقاید خود، به مباحثه عقلی و منطقی متوسل شدند و با وارد کردن اندیشه های کلامی غیر اسلامی به تفکر دینی، در تغییر نظر و ماهیت برخی موضوعات اثر گذاشتند (ابوزهره، ۱۳۸۴ق، ص۲۱۵). از آثار دیگر معتزله بر فرهنگ اسلامی، این بود که زمینه انحراف برخی عالمان را بر اثر افراط در عقل گرایی و گاه، تکذیب مبانی دینی برگرفته از قرآن و سنت و حتی شخص رسول خدا(ص) فراهم کرد. معتزلیان به عقل گرایی و تفسیر آیات و روایات بر اساس عقل تأکید و به برخی مفاهیم منطقی و فلسفی توجه داشتند (ابوزهره، ۱۳۸۴ق، ص۲۱۵). در زمان متوکل، این سیاست تغییر یافت. متوکل با حمایت از اهل حدیث به سرکوب معتزله و شیعه پرداخت (مجلسی، بی تا، ج۵۰، ص۲۱۴).

از مباحث انحرافی که معتزله در دوران امام هادی(ع) مطرح نمود، مسئله تحریف قرآن و حادث و قدیم بودن آن بود که تدبیر و مصلحت سنجی امام مانع از راه یابی این آسیب به جامعه شیعی گردید. تحریف قرآن از جمله مسائل کلامی بود که غالیان در پدید آوردن آن نقش مهمی داشتند (شهرستانی، ۱۳۹۵، ج۱، ص۲۷۳).

در برابر این اتهام، ائمه(ع) شیعه همواره به قرآن اصالت داده و امام هادی(ع) در رساله مفصلی که نگاشتند، ضمن اصالت دادن به قرآن، آن را در جایگاه سنجش روایات صحیح از ناصحیح به عنوان معیاری دقیق اعلام کردند و فرمودند: «قد اجتمعت الامه قاطبه لا اختلاف بینهم ان القرءان حق لاریب فیه عند جمیع اهل الفرق» (ابن شعبه، ۱۳۸۴ق، ص۳۳۸).

مسئله حادث یا قدیم بودن قرآن، یکی از مهم ترین ایده های فکری معتزله بود که ضمن پافشاری[۴] (خیاط، ۱۳۴۴ق، ص۱۶۰) بر آن از بعد عقیدتی و کلامی فراتر رفته و آن را تا حد مسائل سیاسی و دخالت حکومت در آن گسترش داد.

آنان با استناد به دلایل عقلی و نقلی، قرآن را مخلوق و حادث دانسته و با نفوذ و گسترش باورهای خود، برخی از حاکمان از جمله مأمون را با این اندیشه همراه کردند و در نتیجه این نکته را به عنوان باور رسمی حکومت اعلام نمودند. وی در سال ۲۱۸ق فرمانی خطاب به اسحاق بن ابراهیم، حاکم بغداد صادر کرد که باید تمام قاضیان و محدثان و مقامات حکومتی مورد آزمایش قرار گیرند؛ هر کس معتقد به خلق قرآن باشد، در کار خود ابقا شود، وگرنه از کار برکنار گردد (ابن اثیر، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۲۳؛ سیوطی، بی تا، ص۳۰۸). این کار که در واقع نوعی تفتیش عقاید بود، در تاریخ به عنوان «مِحنَهالْقُرْآن»مشهور شده است. این سیاست پس از مأمون هم ادامه یافت. معتصم و واثق در این باره ادامه دهنده راه و سیاست او بودند.

سختگیری بر مخالفان به حدی بود که مخالفان با خلق قرآن، مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند. احمد بن حنبل در دفاع از عقیده خویش و مخالفت با خلق قرآن، تازیانه خورد! (مسعودی، ۱۳۷۰ ش، ج۳، ص۴۶۴). قدرت یابی سیاسی معتزله به واسطه این فشار سیاسی عباسیان بر مردم که بر طریق اهل سنت بود، متزلزل گشت و از علل سقوط معتزله گردید که در عهد متوکل عباسی اتفاق افتاد. بنابراین وقتی که متوکل عباسی به خلافت رسید، جانب اهل حدیث را گرفت و به «محنه القرآن» خاتمه داد، اما این بحث فوراً از رونق نیفتاد و تا مدت ها در جامعه اسلامی مطرح بود (ر. ک: سیوطی، بی تا، ص۳۰۶ – ۳۱۲؛ امین، بی تا، ج۳، ص۱۵۵ – ۲۰۷؛ سبحانی، ۱۴۱۱، ج۲، ص۲۵۲).

امام هادی (ع) نیز در نامه ای شیعیان خود را از ورود به چنین مباحثی بر حذر داشتند و به آنها امر کردند که در این زمینه اظهار نظر نکنند. امام ضمن دعا برای نیفتادن در فتنه، جدال درباره قرآن را بدعت و پرسش گر و پاسخ دهنده را شریک در آن دانستند و ضمن تأکید بر اینکه قرآن کلام خداست، فرمودند: «خداوند ما و تو را از مصادیق سخن خود قرار دهد که می فرماید: متقیان کسانی هستند که در نهان از خدای خویش می ترسند و از روز جزا بیمناکند» (ابن بابویه قمی، ۱۳۸۸ ش، ص۳۳۸).

با دقت در پاسخ امام در می یابیم که آن حضرت، بحث درباره قدیم و حادث بودن قرآن را از اساس بدعت و بی فایده برشمردند، از آن جریان با عنوان فتنه یاد کردند و شیعیان را نیز از ورود به این مباحث بر حذر داشتند.

اگرچه امام هادی(ع) به مخلوق بودن قرآن تصریح ندارد، اما با توجه به حصر خالق در خدای یکتا و بر این که جز او، همه آفریده هستند؛ با ظرافت و زیبایی اندیشه قدیم بودن قرآن را نپذیرفتند و بحث درباره آن را سبب گمراهی معرفی کردند.

جانشینی پیامبر (ص) از موضوعات کلیدی و چالش برانگیز پس از رحلت پیامبر (ص) بوده است که در پی آن، اختلاف و درگیری میان مسلمانان پدید آمد و یکی از عوامل اساسی در پیدایی گروه های مختلف در میان مسلمانان شد. اختلاف در انتخاب جانشین پیامبر(ص)، امت اسلامی را به تشکیل احزاب و گروه های متعدد و مختلف کشاند. این اختلاف به تدریج در میان صحابه، بزرگان دین و اندیشمندان عمیق تر شد و در نتیجه، ساختاری نظری به خود گرفت و اندیشمندان بر اساس نظرات هماهنگ با افکار خود، آن را تبیین و تحلیل کردند. در حقیقت، عقاید اندیشمندان متأخر، برگرفته از عملکرد سیاسی، اجتماعی و دینی مسلمانان صدر اسلام و پس از آن بوده است. آنها این رفتار را با تمسک به آیات، روایات و سیره بزرگان توجیه و تبیین و نظر اسلام معرفی کرده اند. برخی دیگر، با توجه به ورود اندیشه های فلسفی و منطقی در میان مسلمانان، برای پاسخ گویی روزآمد به مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، علمی و اقتصادی، این افکار را در قالب های جدید ارائه کردند و در نتیجه به تولید فکری جدیدی دست یافتند. به دلیل اختلاف نظر اندیشمندان به ویژه در مورد امامت، این فرایند، یکی از اسباب پیدایی گرایش های نو در قلمروهای اسلامی شد.

مشهورترین تعریف متکلمان برای امامت، ریاست عامه مسلمانان در امور دینی (سیدمرتضی، ۱۴۰۵ ق، ج۲، ص۲۶۴)، دنیوی و جانشینی پیامبر(ص) در همه امور به جز وحی است (رئیس السادات، ۱۳۸۲ش، ص۷۶). با این تعریف، امام حق دارد در امور اجتماعی و سیاسی دخالت کند و امامت یکی از ارکان اصلی اسلام قلمداد می شود. البته درباره جایگاه امامت اختلافاتی وجود دارد؛ مثلاً برخی امامت را مبحثی فرعی و فقهی یا برخی کلامی و عقیدتی می دانند. اهل سنت عمدتاً آن را موضوعی فقهی می شمارند. در واقع امام در دیدگاه آنان، تنها فعالیت سیاسی و اجتماعی دارد و مانند پیامبر(ص) جایگاه دینی ندارد (قاضی عبدالجبار، ۱۴۲۷ ق، ج۱، ص ۳۹). شیعه و معتزله هر دو امامت را پذیرفته اند، ولی شیعه آن را از اصول اعتقادی دین می داند (ابن بابویه، ۱۴۰۵ق، ص۶۷۷)؛ ولی معتزله آن را از فروع دین می شمارد و آن را تا رهبری شرعی امت تنزل داده است (ابن بابویه، ۱۴۰۵ق، ص۶۷۷). آنها نگاه مصلحتی به امام دارند؛ به این معنا که برای امت در تعیین امام، نقش اساسی قائلند و تقدیم مفضول را بر افضل بر اساس مصلحت جامعه جایز می دانند (سالم، ۱۴۱۰ق، ص۸۶) و معتقدند ضرورت ندارد خدا امام را نصب کند و از لحاظ تاریخی، پیامبر(ص) جانشینی برای خود انتخاب نکرده است. معتزله برخلاف شیعه که قائل به عدالت، عصمت، اعلمیت، معجزه و افضلیت هستند، این شرایط را برای امام نمی پذیرند. نزد آنان، شرط امامت، عمل به کتاب، سنت، عدالت و ایمان است. البته برخی از آنان امام قریشی را بر غیر قریشی ترجیح می دهند (ابن المرتضی، بی تا، ج۴، ص۵۱۸) و برخی قریشی بودن امام را واجب می دانند (عمرجی، ۲۰۰۰م، ص۸۶).

امام هادی(ع) از سویی می بایست در مقابل دیدگاه های مخالف امامت که ناشی از جریان های فکری و عقیدتی آن دوره بود، امامت را آن گونه که هست، تبیین نماید؛ چه این که مبنای درستی بسیاری از مسائل کلامی، اخلاقی، حدیث و فقه، اعتقاد به امامت و ویژگی های امام از قبیل عصمت و علم غیب است. اعتقاد به امامت، عصمت، علم غیب و وصایت ائمه (ع) سبب می شود که حدیث، فقه و بسیاری از مسائل کلامی و اخلاقی دگرگون شود. از سوی دیگر، تبیین امام شناسی، مشکلات جدی برای امام، نزدیکان و شیعیانش پدید می آورد. از این رو بیان روشن و جامع آن به گونه ای که راه از بیراهه مشخص گردد و زمینه شبهه ها از میان برداشته شود، یک ضرورت بود. به همین دلیل می باید این مسئله به گونه ای بیان می شد که کم ترین زیان ها و خطرها را برای امام و شیعیان پدید می آورد و این، جز با شناساندن امامت از طریق غیر مستقیم ممکن نبود.

تلاش های امام هادی(ع) به منظور تبیین جایگاه امامت، در محورهای مختلفی مانند گفتگو با عامه مردم، بیان روایات، بیان زیارت های مهم جامعه کبیره و زیارت غدیریه و تشویق و توجه دادن مردم برای رفتن به زیارت قابل تبیین است.

از مهم ترین فعالیت های امام هادی(ع) در این راستا، اثبات امامت و شایستگی رهبری خویش بود. امام در استشهاد به شعری از شاعران به برتری خاندان پیامبر(ص)– که خودش نیز از آن خاندان بود – تأکید نمودند (ابن شهر آشوب، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۴۰۶). همچنین مناظره ای که برای محکوم کردن آن حضرت با ابن سکیت ترتیب داده شد، پس از پرسش و پاسخ درباره شناخت امام، معیاری مشخص کردند و با دلیل قرار دادن عقل برای شناخت امام، تلویحاً خود را امام زمان خود معرفی نمودند (ابن شهر آشوب، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۴۰۳- ۴۰۵). تلاش های امام در جهت تبیین جایگاه امامت در سطح عامه مردم نیز انجام می گرفت. حضرت در هر فرصت و موقعیتی، حتی به هنگام گذر از خیابان با افراد و گروه های مختلف مردم دیدار می کرد و مهم ترین موضوعی که در این دیدارها مطرح می شد، مسئله امامت بود که معمولا به منظور هدایت افراد، تقویت ایمان آنان و یا ابلاغ به دیگران صورت می گرفت.

در این باره گزارش های مختلفی وجود دارد که مردم در طی صحبت هایی که امام با آنها داشتنند، به امامت ایشان بر می گردند و امامت وی را می پذیرند (طبرسی، ۱۳۹۹ش، ص۳۴۲). امام تلاش می کرد به هر بهانه ای مسأله امامت و ولایت را تبیین کند و توضیح دهد. این امر در تمام تراث امام هادی(ع) نمود دارد. به همین دلیل محورهایی که در این بحث مطرح شده، بیشتر از محورهای دیگر است و در روایات به دست آمده، ۳۱ عنوان به مباحث امامت عامه و ۱۱ عنوان به مباحث امامت خاصه، اختصاص داده شده است (عطاردی، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۸۳). این فراوانی نشان دهنده اهتمام امام به این مسئله است و حضرت با این روش، درصدد تبیین حق حاکمیت امام معصوم بود. ایشان در راستای معرفی مقام امامت، ضمن تبیین جایگاه اهل بیت نزد خداوند آنها را وارث مقام و جایگاه امامت معرفی می کند (بحرانی، ۱۴۰۵ق، ص۱۳۴). در حدیثی دیگر ضمن بیان اسامی امامان شیعه اطاعت از ائمه (ع) اطاعت از خدا معرفی کرده است (قمی، ۱۴۰۱ق، ص۲۸۲).

امام هادی(ع) برای رفع شبهه درباره امامت و در مقام بیان مقام رفیع امامت، این مسئله را در قالب زیارت و دعا به طور روشن بیان کردند. امام هادی(ع) ویژگی ها و صفات و فضایل ائمه(ع) را در قالب زیارت جامعه و زیارت غدیر تبیین فرمود.

امام هادی(ع) در زیارت جامعه در توصیف ائمه (ع)، ابعاد گوناگون فضیلت ها، کمال ها، وظیفه ها و شیوه های زندگی و رهبری آنان را بیان کرده است. شرح همه آنها با موضوع این پژوهش تناسب ندارد، بنابراین تنها به نکاتی که جریان معتزله آن را از امام نفی می کنند، اشاره می شود. نصب امام از جانب خدا، عصمت، اعلمیت و افضلیت او از مهم ترین مسائلی هستند که در زیارت جامعه به آنها اشاره شده است. فرازهای بیان شده، مبین این نکته است که امام با انشای زیارت جامعه کبیره، گام مهم و بسزایی برای تبیین جایگاه امام برداشتند که مجموعه ای کامل از معارف امام شناسی و نقش امام در نظام آفرینش است.

همچنین امام با بیان زیارت غدیریه، محورهای مهمی را در این زیارت مورد توجه و تأکید قرار می دهد. محور اول به معرفی شخصیت حضرت علی(ع) و اطاعت از او دستور داده و آن امام را جانشین و ولی بعد از خود قرار داده است. همچنین ولایت و امامت دوازده امام را به طور رسمی بیان می کند و در محور دوم بر توجه امت به مسأله امامت تاکید می نماید و انذار می دهد که در صورت دوری از ائمه(ع)، تمام کارهایشان بیهوده خواهد بود و در آتش دوزخ ابدی قرار خواهند گرفت.

۵- ۲- حنابله

ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی مروزی (۱۶۴- ۲۴۱ق) از رهبران چهارگانه اهل سنت و جماعت بود و حنابله پیروان او بودند. وی شاگرد برجسته شافعی بود و پس از جدایی از مذهب شافعی، مذهب جدیدی بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) و فتواهای صحابه وضع کرد. مخالفت احمد با اعتزال و عقل گرایی، بسیار شدیدتر از دیگران بود؛ از این رو حنابله یکی از گروه هایی بود که در برابر عقل گرایی و اعتزال ایستادگی کرد. احمد در برابر سلطه و نفوذ معتزله در عصر مأمون ساکت نبود و بر پیروی از سلف صالح تأکید داشت (محمود، ۱۴۰۶ق، ص۵۳). حنابله با دخالت رأی و عقل در امور دینی و نیز با نظریه حدوث قرآن که حنفی ها و معتزلی ها بر آن تأکید داشتند، مخالفت می کردند. احمد در برابر اسحاق بن ابراهیم، رئیس نیروی انتظامات بغداد، در آخرین روزهای زندگانی مأمون، به مخلوق بودن قرآن گواهی نداد و جز به کلام الله بودن قرآن سخنی نگفت و به همین دلیل، در زمان معتصم به زندان افتاد (ابن جوزی، ۱۴۰۱ق، ص۴۱۹).

در زمان متوکل، به دلیل تغییر نگرش حاکمان، معتزله در بن بست قرار گرفتند و اهل حدیث در حاکمیت بسیار نفوذ کردند؛ در نتیجه، احمد و همفکران او نزد متوکل، جایگاه بلندی یافتند. متوکل از اهل حدیث پشتیبانی بسیار حیاتی کرد و به همین دلیل، او را «محیی السنه» (احیاگر سنت) لقب دادند (عمرجی، ۲۰۰۰م، ص۸۱).

ابن حنبل محدثی بود که با تأویل آیات و روایات به هر صورتی مخالف بود، حتی اگر روایت و نصی صریحاً با عقل مخالفت داشت. او بر سنت گرایی تأکید بسیار می کرد. از دیگر افکار او، مخالفت شدید با دانش کلام، فرقه های جهمیه و قدریه و شیعه و معتزله، فضیلت خلفا و صحابه، جایز نبودن خروج بر ضد حاکم (حتی فاجر) و منع جدل در مباحث دینی بود (ابن جوزی، ۱۴۰۱ق، ص۲۵۴-۲۱۰). به دلیل این اعتقادات و استنباط ظاهری از روایات، اتهام تشبیه به او زده شد (ابن فراء، بی تا، ج۱، ص۲۹۴)؛ گرچه او می کوشید افکارش رنگ تشبیه نداشته باشد. او می گفت بر اساس آیات و سنت، خداوند صورت دارد؛ اما نه مانند صورت مخلوقات. خداوند دو دست دارد که در ذات اوست، نه مثل اعضای بدن انسان؛ پس دست ها مرکب، جسم و محدود نیست که بازو، ساعد و غیره داشته باشد (ابن ابی یعلی، بی تا، ج ۱، ص۲۹۴). دلالت ظاهری برخی آیات و روایات و تفاسیر او در این زمینه و مخالفت با تفسیر دیگران که با تشبیه موافق نبودند، زمینه ساز ورود اتهام تشبیه به حنابله شد. این نوع برداشت از دین، تعصب شدید و قائل نبودن به تساهل او و پیروانش را می رساند.

ابن ندیم نیز نام احمد را در زمره اصحاب حدیث قرار داد و با این که برای فرقه هایی مانند مالکیان، شافعیان، حنفیان و شیعیان، باب مستقلی در نظر گرفته بود، برای حنبلیان جایگاهی در نظر نگرفت (ابن ندیم، بی تا، ص۲۸۵).

بدین ترتیب جریان فکری سلفی با نام حنابله، به رهبری ابن حنبل آغاز شد و بعدها با رهبری افرادی به نام بربهاری ادامه یافت (ر. ک: ابواسحاق شیرازی، ۱۴۱۸ق؛ ص۱۵۹-۱۶۲). حنابله در برابر هر فرد و گروهی که به عقل گرایی و دخالت عقل در تفسیر، تبیین و تحلیل دین در کنار سنت باور داشتند، به شدت ایستادگی می کردند و بر اساس امر به معروف و نهی از منکر درصدد بودند از تحریف دین و پیدایی بدعت ها جلوگیری کنند؛ برای نمونه رفتار آنان در برابر قائلان به مخلوق بودن قرآن افراطی بود (محمود محمد، ۱۴۰۶ق، ص۱۴۸).

به عقیده حنابله درباره قرآن و روایات و به طور کلی، تفسیر و تبیین دین و امور دینی و مذهبی، باید از هرگونه تفکر، تعقل و اظهار نظر خودداری کرد، زیرا دخالت عقل و فکر انسانی در این زمینه، بی اعتبار و تحریف کننده است؛ و دو واژه «چرا » و «چگونه» را در مورد آیات و روایات باید کنار گذاشت؛ زیرا فرآیند و برآیند پرسش و بحث و جدل، ایجاد تردید و سرچشمه گمراهی است و هیج کدام از یاران پیامبر(ص) پرسش هایی از این دست درباره آیات و احادیث وارد نمی کردند، پس پرسش و گفتگو در موضوعات مربوط به خداوند و احکام او بدعت است. در این زمینه باید به اظهار این نظر بسنده کرد که گزاره ه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *